Unnamed: 0
float64
Patient
stringlengths
1
2.7k
Therapist
stringlengths
1
32.7k
Translated Patient
stringlengths
1
2.63k
Translated Therapist
stringlengths
3
7.25k
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
It seems like you are very receptive of your husband’s emotions and want to support him trough this time.  But it is also important of being aware of your emotions.  How are you feeling after the suicide attempt?  It is common to experience negative feelings while you try to make sense of the incident.  Feelings like a...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود، سپس مدتی احساس شگفتی کرد. اما حالا دوباره افسرده و ناامید شده است.
به نظر می‌رسد که شما به شدت پذیرای احساسات شوهرتان هستید و می‌خواهید در این دوران از او حمایت کنید. اما آگاهی از احساسات خودتان نیز مهم است. بعد از اقدام به خودکشی، چه احساسی دارید؟ معمولاً در حالی که سعی می‌کنید این حادثه را درک کنید، احساسات منفی را تجربه خواهید کرد. احساساتی چون خشم، شرم، گناه و ترس معمولاً رایج‌اند...
null
Over a year ago I had a female friend. She turned out to be kind of crazy so I decided to stop talking to her. When she would call me I wouldn't answer the phone. This made my girlfriend really suspicious. She would ask me why I wouldn't ever answer that phone number. I told my girlfriend that I don't want to be frien...
Open and honest communication can go a long way in situations like yours. Your girlfriend may be suspicious if you don't give her enough information. Answer her questions fully. Ask for her suggestions as to how to handle this female friend. Ask for your girlfriend for help in getting the female friend to understand th...
بیش از یک سال پیش یک دوست زن داشتم. او معلوم شد که به نوعی دیوانه است، بنابراین تصمیم گرفتم دیگر با او صحبت نکنم. وقتی او به من زنگ می‌زد، به تلفن پاسخ نمی‌دادم. این موضوع باعث شد که دوست دخترم واقعاً مشکوک شود. او از من می‌پرسید چرا هرگز به آن شماره تلفن پاسخ نمی‌زنم. به دوست دخترم گفتم که نمی‌خواهم با آن زن دیگر دوست...
ارتباط باز و صادقانه می‌تواند در موقعیت‌هایی مانند وضعیت شما بسیار مؤثر باشد. اگر اطلاعات کافی در اختیارش قرار ندهید، ممکن است دوستی‌تان مشکوک شود. به سؤالات او به طور کامل پاسخ دهید. از او بخواهید که در مورد نحوه‌ی برخورد با این دوست زن، پیشنهاداتش را به شما بگوید. از دوست دخترتان کمک بگیرید تا این دوست زن متوجه شود ک...
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
There are lots of things you can do, but first: Congratulations on your new job!  Commuting long distances can be stressful, but there are some things you can do.First, make sure that your seating arrangement in your car is comfortable. If you are driving long distances on a regular basis, you want to make sure that yo...
من به تازگی شغلی را پیدا کرده‌ام که باید به دور از خانه سفر کنم. خانواده‌ام و من واقعاً به این شغل نیاز داریم. مردم مدام به من می‌گویند که من "اضطراب" دارم و من از اینکه در سفر دچار حمله اضطرابی شوم، می‌ترسم. این تماماً برای من جدید است. چه کار می‌توانم انجام دهم؟
کارهای زیادی می‌توانید انجام دهید، اما اول: شغل جدیدتان را تبریک می‌گویم! رفت و آمد در مسافت‌های طولانی می‌تواند استرس‌زا باشد، اما کارهایی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید. ابتدا، مطمئن شوید که تنظیمات صندلی شما در ماشین راحت است. اگر به طور مرتب در مسافت‌های طولانی رانندگی می‌کنید، باید مطمئن شوید که بدن‌تان در وضعی...
null
I have been married for 11 years. Within the past 2 years we have drifted far apart. We coexist together but there is very little personal interest in each other. I often feel that my husband has "friends" at work that he is more emotional invested in than me. I feel very alone and just uncared for. Is there anything ...
Piggybacking on the other respondent's suggestions, I also agree that most couples could use more frequent and more bonding communication in their relationships, and this is a GREAT place to get the ball rolling towards reconnecting.Surveying the demographical data on long-term relationships, it's pretty common for cou...
من 11 سال است که ازدواج کرده‌ام. در طی 2 سال گذشته بسیار از هم فاصله گرفته‌ایم. ما در کنار هم زندگی می‌کنیم اما علاقه شخصی بسیار کمی به یکدیگر داریم. من اغلب احساس می‌کنم که شوهرم در محل کار "نزدیکان" بیشتری دارد که نسبت به من عاطفه بیشتری برایشان دارد. احساس تنهایی و بی‌توجهی زیادی می‌کنم. آیا راهی وجود دارد که بتوانم...
با توجه به پیشنهادهای پاسخ‌دهنده دیگر، من نیز موافقم که اکثر زوج‌ها می‌توانند از ارتباطات مکرر و عمیق‌تری در روابط خود بهره‌مند شوند و این مکان عالی برای شروع مجدد است. بررسی داده‌های جمعیتی نشان می‌دهد که زوج‌ها معمولاً در حدود 7 تا 10 سالگی دچار چالش می‌شوند و این معمولاً زمانی است که طلاق‌های نخستین اتفاق می‌افتد. د...
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
Anxiety often occurs when big or unexpected changes come to our lives, like having new jobs, relocating, or assuming new roles. Notice if your anxiety feels like excitement, concerns, or fear.It seems like you are excited about your new job, but worried because OTHERS are telling you that you have anxiety.   Let's noti...
من به تازگی شغلی را انتخاب کرده‌ام که نیاز به سفر به دور از خانه دارد. من و خانواده‌ام واقعاً به این شغل نیاز داریم. مردم مدام به من می‌گویند که اضطراب دارم و من از احتمال حمله اضطرابی در حین سفر می‌ترسم. این وضعیت برای من کاملاً جدید است. چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
اضطراب معمولاً زمانی بروز می‌کند که تغییرات بزرگ یا غیرمنتظره‌ای در زندگی ما رخ دهد، مانند شروع یک شغل جدید، جابجایی یا پذیرش نقش‌های جدید. به احساسات خود توجه کنید و ببینید آیا اضطراب شما شبیه هیجان، نگرانی یا ترس است. به نظر می‌رسد که شما از شغل جدیدتان هیجان‌زده‌ هستید، اما نگرانید زیرا دیگران به شما می‌گویند که اضط...
null
I'm a female in my mid 20s. Lately I tend to over drink and I've become a very angry drunk. In the past, I have even cheated on my boyfriend while I was under the influence of alcohol. But now, even if I don't do anything wrong and don't embarrass myself, I still feel really guilty after a night of drinking. I don...
Usually when someone asks if they have a problem, they believe they do have a problem!The first step is to understand your own theory and definition as to what problem you feel you have.  Some possibilities are feeling unhappy in the relationship to your boyfriend, not having enough discussion between the two of you, n...
من زنیم در اواسط دهه 20. اخیراً گرایش به نوشیدن بیش از حد دارم و به شدت عصبانی می‌شوم. در گذشته حتی زمانی که تحت تأثیر الکل بودم به دوست پسرم خیانت کرده‌ام. اما حالا، حتی اگر کار اشتباهی نکنم و خودم را خجالت نکشم، باز هم بعد از یک شب نوشیدن واقعاً احساس گناه می‌کنم. نمی‌فهمم چرا این احساس را دارم. آیا این به این مع...
معمولاً وقتی کسی از شما می‌پرسد که آیا مشکلی دارید، شما به نوعی به این نتیجه می‌رسید که واقعاً مشکلی وجود دارد! نخستین قدم این است که نظریه و تعریفی که از مشکلتان دارید را درک کنید. برخی از احتمالات شامل احساس نارضایتی از رابطه‌تان با دوست پسرتان، عدم وجود گفتگوهای کافی بین شما، عدم احساس حمایتی از سوی دوست پسرتان یا ح...
null
I've been with my partner for 4 years. She's given me no reason not to trust her. But lately I've been overreacting a lot when she's just doing normal things. I think it's triggering my bad past relationships. How can I get rid of these insecurities and be more trusting with her?
Two paths are possible.You're not overreacting and instead are genuinely sensing that something feels unsettled within your girlfriend.You are overreacting because you have difficulty accepting how safe and loving your relationship is with this person.The only way to find out is to start conversations with your girlfri...
من 4 سال است که با شریکم هستم. او هیچ دلیلی به من نداده که به او اعتماد نکنم. اما اخیراً وقتی او فقط کارهای معمولی انجام می‌دهد، بیش از حد واکنش نشان می‌دهم. فکر می‌کنم این موضوع به روابط بد گذشته‌ام تلنگر می‌زند. چگونه می‌توانم از این ناامنی‌ها رهایی یابم و بیشتر به او اعتماد کنم؟
دو راه ممکن است. شما بیش از حد واکنش نشان نمی‌دهید و واقعاً احساس می‌کنید که چیزی در دوست‌دخترتان ناآرام است. شما بیش از حد واکنش نشان می‌دهید زیرا در پذیرش امنیت و محبت رابطه‌تان با این فرد دچار مشکل هستید. تنها راه برای فهمیدن این موضوع این است که با دوست‌دخترتان درباره احساسات خود صحبت کنید. این کار اجازه می‌دهد تا ...
null
My husband and I have been married for seven years, and in that time, we have only had sex four or five times. Others have told me that most men would have left me by now. Honestly, I think I have a low sex drive or neither one of us actually knows what we are doing. I want to be better connected with my husband.
There are many different ways that can be approached in your situation.1. I would recommend a complete medical examination including blood test. i would want to know if there are any medical issues in your low sex drive.2. Where is your husband in this situation? Is he resentful, accepting, demanding or neutral?3. What...
من و شوهرم هفت سال است که ازدواج کرده‌ایم و در این مدت تنها چهار یا پنج بار رابطه جنسی داشته‌ایم. دیگران به من گفته‌اند که اکثر مردان تا به حال از من جدا شده‌اند. راستش را بخواهید، فکر می‌کنم میل جنسی پایینی دارم یا اینکه هیچ‌کدام از ما نمی‌دانیم چه کار می‌کنیم. می‌خواهم ارتباط بهتری با شوهرم برقرار کنم.
راه‌های مختلفی وجود دارد که می‌توان در موقعیت شما به آن‌ها نزدیک شد. 1. من یک معاینه پزشکی جامع، از جمله آزمایش خون، را توصیه می‌کنم. می‌خواهم بدانم آیا مشکلات پزشکی در کاهش میل جنسی شما وجود دارد یا خیر. 2. شوهرتان در این وضعیت چه حسی دارد؟ آیا او رنجیده، پذیرنده، خواستار یا بی‌طرف است؟ 3. سابقه جنسی شما چه بوده است؟ ...
null
I have been married for 11 years. Within the past 2 years we have drifted far apart. We coexist together but there is very little personal interest in each other. I often feel that my husband has "friends" at work that he is more emotional invested in than me. I feel very alone and just uncared for. Is there anything ...
I can think of several things that may help you to reconnect. I don't know how much time you actually spend together, but one thing you could try is to spend 15 minutes a week together talking about common interests or other things that make you feel connected.Have you considered a date night or anything (doesn't have ...
من ۱۱ سال است که ازدواج کرده‌ام. در دو سال گذشته، ما خیلی از هم فاصله گرفته‌ایم. ما با هم زندگی می‌کنیم، اما علاقه شخصی بسیار کمی به یکدیگر داریم. من اغلب احساس می‌کنم که شوهرم در محل کار "دوستانی" دارد که بیشتر از من به آن‌ها عاطفی سرمایه‌گذاری می‌کند. من احساس تنهایی زیادی می‌کنم و احساس می‌کنم که به من توجهی نمی‌شود...
من می‌توانم به چندین مورد فکر کنم که ممکن است به شما در برقراری مجدد ارتباط کمک کند. نمی‌دانم واقعاً چقدر با هم وقت می‌گذرانید، اما یکی از کارهایی که می‌توانید امتحان کنید این است که 15 دقیقه در هفته را به صحبت کردن درباره علایق مشترک یا مواردی که احساس ارتباط می‌کنید، اختصاص دهید. آیا درباره یک شب قرار ملاقات یا هر چی...
null
I empathize so much, even with characters on tv or in video games, that I actually feel physical pain. This has made life difficult to say the least. I believe I have an actually case of something called hyper empathy disorder. But since it's such a new disorder I can't find any information about it. Could this be wha...
It sounds like this would be difficult at times, particularly if you feel misunderstood.You may or may not know that we all have chemicals in our brain. We also have different sections of our brain that become active when different things happen. There is a part of our brain where a lot of our emotions originate that i...
من آنقدر با شخصیت‌های تلویزیون یا بازی‌های ویدیویی همدلی می‌کنم که واقعاً احساس درد جسمی می‌کنم. این موضوع زندگی را به‌طور قطع دشوار کرده است. من فکر می‌کنم که به نوعی اختلالی به نام «اختلال همدلی بیش از حد» مبتلا هستم. اما چون این اختلال هنوز جدید است، نمی‌توانم اطلاعاتی در مورد آن پیدا کنم. آیا ممکن است این چیزی باش...
به نظر می‌رسد که این موضوع گاهی می‌تواند دشوار باشد، به‌ویژه اگر احساس کنید که مورد سوء‌تفاهم قرار گرفته‌اید. ممکن است بدانید یا ندانید که همه ما مواد شیمیایی در مغز خود داریم. همچنین بخش‌های مختلفی از مغز ما وجود دارد که با وقوع حوادث متفاوت فعال می‌شوند. بخشی از مغز که منبع بسیاری از احساسات ماست، همچنین برای محافظت ...
null
I am becoming a Water Safety Instructor but I didn't have enough for a proper swimsuit. I was told by a boy in class that my top was displaying everything. I was very embarrassed.
Sometimes we make ourselves feel worse with our own thoughts about things we can't change. We know that it is possible to overcome embarrassment and self-blame, but why does it seem so difficult to overcome it sometimes? If you tune into your own thoughts, or your "internal dialogue", you'll notice that your thoughts a...
من در حال becoming یک مربی ایمنی آب هستم، اما برای یک لباس شنا مناسب کافی ندارم. پسری در کلاس به من گفت که تاپ من همه چیز را نشان می‌دهد. خیلی خجالت‌زده شدم.
گاهی اوقات با افکارمان درباره چیزهایی که نمی‌توانیم تغییر دهیم، احساس بدتری به خودمان می‌دهیم. می‌دانیم که می‌توان بر خجالت و خودسرزنشی غلبه کرد، اما چرا گاهی اوقات این کار دشوار به نظر می‌رسد؟ اگر به افکار خود، یا "گفتگوی درونی" خود توجه کنیم، متوجه می‌شویم که افکار ما ارتباط مستقیمی با احساسات‌مان دارند. بنابراین، اف...
null
I'm a teenager and I get these really intense mood swings. My mood will be really high and I'll think of something that I want to do. When I start to make it happen I get irritated by other people if they intervene. Then if the thing I wanted to do doesn't work out, I have these tendencies to blame other people for i...
Teenagers are prone to mood swings due to developmental and hormonal changes that are rapidly and intensely occurring in your body and mind - so some of this happens to many people in your stage of development. You are not at all alone.You've taken the first and very important step in regulating your moods by just iden...
من یک نوجوان هستم و دچار نوسانات خلقی واقعاً شدیدی می‌شوم. زمانی که روحیه‌ام خیلی بالا است، به چیزی فکر می‌کنم که می‌خواهم انجام دهم. وقتی شروع به انجام آن می‌کنم، اگر دیگران مداخله کنند، عصبانی می‌شوم. سپس اگر آنچه می‌خواستم انجام دهم نتیجه ندهد، تمایل دارم دیگران را به خاطر شکست آن سرزنش کنم. می‌توانی بگویی چه اتف...
نوجوانان به دلیل تغییرات سریع و شدید رشدی و هورمونی که در بدن و ذهن شما اتفاق می‌افتد، مستعد نوسانات خلقی هستند؛ بنابراین، این مسأله برای بسیاری از افراد در مرحله رشد شما طبیعی است. شما به هیچ وجه تنها نیستید. شما اولین و بسیار مهم‌ترین قدم را در تنظیم خلق‌وخوی خود برداشته‌اید، صرفاً با شناسایی این تغییرات شدید به جای ...
null
I have anxieties about everyday stressors, i.e. finances, work, relationships, kids, and maintaining a household.
Since it is clear that people react differently to the same stressors, we know that the stressors are not causing the anxiety, our thoughts about the stressors are. Often, cognitive distortions are the problem. Some common cognitive distortions include catastrophizing (predicting the worst), future telling, black and w...
من درباره استرس‌های روزمره، از قبیل مسائل مالی، کار، روابط، بچه‌ها و مدیریت خانه، اضطراب دارم.
از آنجایی که واضح است افراد به عوامل استرس‌زا متفاوت واکنش نشان می‌دهند، می‌دانیم که این عوامل استرس‌زا باعث اضطراب نمی‌شوند، بلکه افکار ما در مورد آنها چنین تأثیری دارند. اغلب، مشکل مربوط به تحریف‌های شناختی است. برخی از تحریف‌های شناختی رایج عبارتند از: فاجعه‌سازی (پیش‌بینی بدترین حالت‌ها)، پیش‌گویی درباره آینده، تفک...
null
It's the way my mom said I was worth nothing, stupid, no point of being in school. I'm "lazy little fat."
There is nothing wrong with going to summer school. 
این است که مادرم می‌گفت من هیچ ارزشی ندارم، احمق هستم و هیچ دلیلی برای حضور در مدرسه وجود ندارد. من "چاق کوچک تنبل" هستم.
رفتن به مدرسه تابستانی هیچ ایرادی ندارد.
null
I empathize so much, even with characters on tv or in video games, that I actually feel physical pain. This has made life difficult to say the least. I believe I have an actually case of something called hyper empathy disorder. But since it's such a new disorder I can't find any information about it. Could this be wha...
Sometimes it's helps to have a name for a problem - it can make you feel less alone as in, "oh there's a name for this and other people have this experience too." On the other hand naming the problem can also make it stick around longer as in "now I have a special problem that has a special name, and that's an importan...
من آنقدر همدلی می‌کنم، حتی با شخصیت‌های تلویزیون یا بازی‌های ویدیویی، که واقعاً احساس درد جسمی می‌کنم. این موضوع زندگی را به وضوح دشوار کرده است. من معتقدم که در واقع مبتلا به چیزی به نام اختلال همدلی بیش از حد هستم. اما چون این اختلال هنوز جدید است، نمی‌توانم اطلاعاتی درباره‌اش پیدا کنم. آیا ممکن است این چیزی باشد که...
گاهی اوقات داشتن یک نام برای یک مشکل می‌تواند کمک کننده باشد - این مسأله می‌تواند احساس تنهایی شما را کاهش دهد، به این معنا که «اوه، یک نام برای این وجود دارد و دیگران نیز این تجربه را دارند.» از سوی دیگر، نام‌گذاری مشکل همچنین می‌تواند باعث شود که آن مشکل بیشتر در ذهن شما باقی بماند، زیرا به نوعی می‌گویید: «حالا من یک...
null
I've been with my partner for 4 years. She's given me no reason not to trust her. But lately I've been overreacting a lot when she's just doing normal things. I think it's triggering my bad past relationships. How can I get rid of these insecurities and be more trusting with her?
What's most important is that you recognize that what you've been doing is off base - that what you've been feeling is "overreacting," that you have "insecurities," and you suspect your actions and reactions are connected to your own past and not to the current situation or to your partner. That's an excellent first st...
من ۴ سال است که با شریکم هستم. او هیچ دلیلی به من نداده که به او شک کنم. اما اخیراً وقتی او فقط کارهای روزمره‌اش را انجام می‌دهد، به شدت واکنش نشان می‌دهم. فکر می‌کنم این موضوع به تجربه‌های بد گذشته‌ام برمی‌گردد. چگونه می‌توانم این ناامنی‌ها را کنار بگذارم و بیشتر به او اعتماد کنم؟
مهم‌ترین نکته این است که شما باید درک کنید که اقداماتی که انجام داده‌اید نادرست است - احساساتی که داشته‌اید «واکنش بیش‌ازحد» است، شما «ناامنی» دارید و مشکوکید که اعمال و واکنش‌های شما به گذشته‌تان مرتبط هستند و نه به وضعیت فعلی یا شریک زندگی‌تان. این یک قدم نخست عالی است، زیرا بدون شناخت این مسائل در مورد خود، احتمال ت...
null
I have anxieties about everyday stressors, i.e. finances, work, relationships, kids, and maintaining a household.
What are the best ways to reduce anxiety?I have anxieties about everyday stressors, i.e. finances, work, relationships, kids, and maintaining a household.Our everyday life is filled with pressures and deadlines that are common to cause anxiety.   Here are some basic tips to handle those stressors.·         Learn though...
من در مورد استرس‌های روزمره، مانند امور مالی، کار، روابط، فرزندان و مدیریت خانه نگرانی دارم.
بهترین راه‌ها برای کاهش اضطراب چیست؟ من در مورد عوامل استرس‌زای روزمره، مانند مسائل مالی، کار، روابط، بچه‌ها و نگهداری از خانه اضطراب دارم. زندگی روزمره ما پر از فشارها و ضرب‌الاجل‌هایی است که معمولاً باعث ایجاد اضطراب می‌شود. در اینجا چند نکته اساسی برای مدیریت این عوامل استرس‌زا آمده است: · تکنیک‌های متوقف ک...
null
I have a mother who is still running my life even though I'm almost 30 years old. I want to move out and live my own life, but it feels like as long as I do what my mom wants our relationship is okay. It's never okay if I don't do what she wants. I don't know how to start making my own decisions and not worry about ...
ABSOLUTELY.  Having someone who's outside the situation and, even more so, with knowledge and experience in human behavior and relationship dynamics such as a counselor can do wonders in helping us feel less alone in frustrating situations like the one you're currently stuck in with your mother.  A professional can als...
من مادری دارم که با وجود اینکه تقریباً 30 ساله هستم، هنوز زندگی‌ام را کنترل می‌کند. می‌خواهم مستقل شوم و زندگی خودم را داشته باشم، اما به نظر می‌رسد تا زمانی که طبق خواسته‌های مادرم عمل کنم، رابطه‌یمان خوب است. اگر خلاف خواسته‌اش عمل کنم، هیچ‌گاه اوضاع خوب نیست. نمی‌دانم چگونه باید تصمیمات خودم را بگیرم و نگران نباشم...
کاملاً. داشتن فردی که از بیرون به موضوع نگاه می‌کند و حتی بیشتر از آن، با دانش و تجربه در رفتار انسانی و پویایی روابط، مانند یک مشاور، می‌تواند به ما کمک کند تا در موقعیت‌های ناامیدکننده‌ای مثل وضعیت فعلی شما با مادرتان، کمتر احساس تنهایی کنیم. یک متخصص همچنین می‌تواند در پیدا کردن تکنیک‌های قاطعیت، استراتژی‌های ارتباط...
null
I have a mother who is still running my life even though I'm almost 30 years old. I want to move out and live my own life, but it feels like as long as I do what my mom wants our relationship is okay. It's never okay if I don't do what she wants. I don't know how to start making my own decisions and not worry about ...
If the only way the relationship you have with your mother feels "okay" is when she is the only one who makes decisions concerning your life, then this only seems ok.In fact it is not okay for one person to be the authority for another person unless the one for whom this is being done, does not have their own ability t...
من مادری دارم که با وجود اینکه تقریباً 30 سال دارم، هنوز زندگی‌ام را کنترل می‌کند. می‌خواهم از خانه بیرون بروم و زندگی خودم را داشته باشم، اما احساس می‌کنم تا زمانی که طبق خواسته‌های مادرم عمل کنم، رابطه‌مان خوب است. اگر طبق خواسته‌های او عمل نکنم، هیچ‌گاه اوضاع خوب نیست. نمی‌دانم چگونه باید تصمیمات خود را شروع کنم و...
اگر تنها زمانی که رابطه‌تان با مادرتان احساس "خوبی" می‌کند این است که او تنها کسی است که درباره زندگی شما تصمیم می‌گیرد، در این صورت این وضعیت نادرست به نظر می‌رسد. در واقع، درست نیست که یک نفر برای دیگری به عنوان مرجع عمل کند، مگر اینکه فرد موردنظر توانایی فکر کردن برای خود را نداشته باشد. جداسازی خواسته‌ها و نحوه برخ...
null
On the first day of school I wore a bra that was too big so that it would look like I had bigger boobs. I did that the whole school year and my parents never found out. But now I can never hang out with my friends at my house or invite them over because it would be around my parents and my friends would see there is n...
Wear baggy clothes to disguise the problem and if you do this for a long enough time, then your friends may forget what size boobs you have.Can you tell your parents what you wrote here?  If yes, then maybe they will be empathetic and this always helps.They may also agree to not make any comments about your boobs when ...
روز اول مدرسه یک سوتین خیلی بزرگ پوشیدم تا به نظر برسد سینه‌های بزرگ‌تری دارم. من در تمام طول سال تحصیلی این کار را انجام دادم و والدینم هرگز متوجه نشدند. اما اکنون هیچ‌گاه نمی‌توانم با دوستانم در خانه‌ام بگذرانم یا آن‌ها را دعوت کنم، زیرا در حضور والدینم بود و دوستانم می‌دیدند که چیز خاصی روی سینه‌ام وجود ندارد. چگو...
لباس‌های گشاد بپوشید تا مشکل را پنهان کنید و اگر این کار را به مدت طولانی ادامه دهید، ممکن است دوستانتان فراموش کنند که چه اندازه سینه‌ای دارید. آیا می‌توانید به والدین‌تان بگویید که در اینجا چه نوشته‌اید؟ اگر بله، شاید آنها همدل باشند و این همیشه به شما کمک می‌کند. آنها همچنین ممکن است موافقت کنند که زمانی که دوستانتا...
null
I know I'm ruining my life with a lot of the decisions I make. I consistently tell myself I need to make some serious changes in my life, but I just can't seem to even though I really want to. Why can't I force myself to change?
In general the reason people aren't able to change is because the person feels a sense of fear to change.What the roots are of this fear are usually easiest to identify by talking with someone whom you trust and feel safe to talk about your inner thoughts and emotions.If you haven't got someone like this in your life, ...
می دانم که با بسیاری از تصمیماتی که می‌گیرم، دارم زندگی‌ام را خراب می‌کنم. همواره به خودم می‌گویم که باید تغییرات جدی در زندگی‌ام ایجاد کنم، اما نمی‌توانم این کار را انجام دهم، هرچند واقعاً تمایل دارم. چرا نمی‌توانم خودم را مجبور به تغییر کنم؟
به طور کلی، دلیل اینکه افراد قادر به تغییر نیستند، احساس ترس از تغییر است. ریشه‌های این ترس معمولاً از طریق صحبت با شخصی که به او اعتماد دارید و در گفتگو درباره افکار و احساسات درونی‌تان احساس امنیت می‌کنید، به سادگی شناسایی می‌شود. اگر چنین فردی در زندگی‌تان ندارید که این موضوع رایج است، به دنبال یک درمانگر باشید، زیر...
null
I have anxieties about everyday stressors, i.e. finances, work, relationships, kids, and maintaining a household.
Which one gives you the most anxiety? List from top to bottom which one gives you the greatest anxiety and ask the question how come? From there, we can figure out the underlying factors of your anxiety.
من درباره استرس‌های روزمره، مانند مسائل مالی، شغل، روابط، فرزندان و مدیریت خانه، نگرانی دارم.
کدام یک بیشترین اضطراب را برای شما به وجود می‌آورد؟ لطفاً از بالاترین تا پایین‌ترین مورد را لیست کنید و از خود بپرسید دلیلش چیست؟ از آنجا می‌توانیم به عوامل زمینه‌ای اضطراب شما پی ببریم.
null
I’m trying to make marriage work after a split. Before our split, he lied a lot and broke every promise to me. I don't think he cheated. Last month, I asked what women work with him, so he told me. Yesterday, I found out about a girl that he said he forgot about. Should I be upset?
In response to your answer. Yes because he broke a boundary of yours that he knew was important to you. The question that should be asked is are you able to go forward with your husband with his behaviors not changing for the better in regards to your feelings and emotions?
من سعی می‌کنم بعد از جدایی، زندگی زناشویی‌ام را بهبود دهم. قبل از جدایی، او خیلی دروغ گفت و هر وعده‌ای که به من داده بود را نادیده گرفت. فکر نمی‌کنم او خیانت کرده باشد. ماه گذشته از او پرسیدم چه زنانی با او کار می‌کنند و او به من گفت. دیروز متوجه دختری شدم که او گفت فراموش کرده است. آیا باید ناراحت باشم؟
در پاسخ به پاسختان. بله، زیرا او مرزی را که می‌دانست برای شما مهم است، نقض کرده است. سوالی که باید مطرح شود این است که آیا می‌توانید با رفتارهای همسرتان که تغییری در احساسات و عواطف شما بهبود نمی‌بخشد، ادامه دهید؟
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
This must be so difficult for both of you.  Watching someone you love suffer so profoundly can bring up lots of difficult feelings.  Without knowing what you are already doing, I have a few thoughts to share with you. First and foremost, know that you cannot fix this for him, and get support for yourself.As much as you...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانیت داشت و سپس برای مدتی احساس خوبی داشت. حالا دوباره افسرده و ناامید شده است.
این باید برای هر دوی شما بسیار دشوار باشد. دیدن کسی که دوستش دارید به شدت رنج می‌برد، می‌تواند احساسات پیچیده‌ای را به همراه داشته باشد. بدون اینکه از آنچه در حال حاضر انجام می‌دهید مطلع باشم، چند نکته را با شما در میان می‌گذارم. اول و مهم‌تر از همه، بدانید که نمی‌توانید این مشکل را برای او حل کنید و همچنین نیاز دارید ...
null
My girlfriend was abused as a child. Now, if I hug or touch her in any kind of way she says she feels as if she is being abused as a child. What might be going on?
Thank you for your question.  I think it's wonderful that you are approaching this with openness and curiosity.  The reaction you are describing is extremely common in survivors of abuse.  What you said is insightful...when you touch her "she feels as if she is being abused as a child."  From your description, I would ...
دوست دخترم در کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. حالا اگر به هر صورتی او را در آغوش بگیرم یا لمسش کنم، او می‌گوید احساس می‌کند که دوباره در کودکی مورد آزار قرار گرفته است. ممکن است چه اتفاقی در حال وقوع باشد؟
ممنون از سوال شما. فکر می‌کنم بسیار خوب است که این موضوع را با ذهن باز و کنجکاوی بررسی می‌کنید. واکنشی که توصیف می‌کنید، در بازماندگان سوء‌استفاده بسیار رایج است. آنچه گفتید، بصیرت آمیز است... وقتی او را لمس می‌کنید، "احساس می‌کند که در کودکی مورد آزار قرار گرفته است." با توجه به توضیحات شما، من نیز موافقم که در آن لحظ...
null
I never feel like myself. I can’t even think straight anymore. I start stuttering and I can’t remember anything. I always get nervous and usually talk myself down but recently end up fighting with, what feels like, someone else. I don’t know why I feel this way, but I hate it.
Hello,I am wondering if you might be experiencing some form of dissociation.  People who dissociate might feel like the world around them is unreal and unfamiliar, or that they are not really in their bodies and that they are observing themselves from outside of their bodies.  Dissociation can also mean that there are ...
من هرگز احساس خودم نمی‌کنم. دیگر حتی نمی‌توانم درست فکر کنم. شروع به لکنت می‌کنم و چیزی را به خاطر نمی‌آورم. همیشه عصبی می‌شوم و معمولاً به خودم انگیزه می‌دهم، اما این روزها احساس می‌کنم با کسی دیگر در جنگم. نمی‌دانم چرا این‌طور احساس می‌کنم، اما از آن متنفرم.
سلام، می‌خواستم بپرسم آیا ممکن است نوعی گسستگی را تجربه کنید. افرادی که دچار گسستگی می‌شوند ممکن است احساس کنند که دنیای اطرافشان غیرواقعی و ناآشنا است، یا اینکه در واقع در بدن خود نیستند و از بیرون به خودشان نگاه می‌کنند. گسستگی همچنین می‌تواند به این معنا باشد که بخش‌هایی از وجود شما "از هم جدا" شده‌اند و گاهی این بخ...
null
I no longer carry expressions on my face, and my emotions are decreasing the more I have fights with my fiancée.
Sometimes repressing anger can lead to depression and block all kinds of other emotions too.  I would wonder about your experience with anger and if you've ever been discouraged from expressing anger.  I would also wonder if you feel like you have space to express yourself in your relationship or if you feel like you r...
دیگر هیچ حالتی روی صورتم ندارم و هر چه بیشتر با نامزدم دعوا می‌کنم، احساساتم کمتر می‌شود.
گاهی اوقات سرکوب خشم می‌تواند منجر به افسردگی شود و مانع ابراز احساسات دیگر نیز گردد. من درباره تجربۀ شما از خشم کنجکاو هستم و اینکه آیا تاکنون از ابراز آن discouraged شده‌اید. همچنین این سوال برایم مطرح می‌شود که آیا احساس می‌کنید که فضایی برای بیان خود در رابطۀ‌تان دارید یا اینکه احساس می‌کنید واقعاً شنیده نمی‌شوید؟ ...
null
My fiancée is always letting me know how I am a horrible/evil person, or I just don’t care enough when it’s about her feeling or when she is having an off day.
I don't know much about the dynamics of your relationship, but I want to say that you cannot possibly be responsible for anyone else's happiness.  If you are interested in a good read on this topic, I highly recommend The Four Agreements by Don Miguel Ruiz. 
نامزدم همیشه به من می‌گوید که من آدم awful/evil هستم، یا اینکه وقتی به احساساتش مربوط می‌شود یا وقتی او یک روز بد دارد، به اندازه کافی اهمیت نمی‌دهم.
من اطلاعات زیادی در مورد پویایی رابطه شما ندارم، اما می‌خواهم بگویم که شما نمی‌توانید مسئول خوشبختی دیگران باشید. اگر به مطالعه‌ای مفید در این زمینه علاقه‌مند هستید، به شدت کتاب «چهار توافق» نوشته‌ی دون میگل روئیز را توصیه می‌کنم.
null
What should I do when we see each other?
I am so sorry that this happened.  Nobody deserves to be outed without their permission.  I would encourage you to get in touch with someone who is supportive and accepting and plan to touch base with them after you see your wife's sister.  You can also plan to take some time for self care after you see her.  For examp...
وقتی همدیگه رو دیدیم چه کار باید بکنم؟
متأسفم که این اتفاق افتاده است. هیچ کس سزاوار بیرون آمدن بدون اجازه‌اش نیست. به شما پیشنهاد می‌کنم که با کسی که حمایتگر و پذیرنده است تماس بگیرید و پس از دیدن خواهر همسرتان، با او ارتباط برقرار کنید. همچنین می‌توانید پس از دیدن او، زمانی را به مراقبت از خود اختصاص دهید. برای مثال، اگر از دوچرخه‌سواری لذت می‌برید، برای ...
null
I don't feel like myself anymore. For example, I could walk up an entire flight of stairs before realizing that my legs are moving. I feel like I’m watching my life be lived by someone else.
You may be experiencing a form of dissociation called depersonalization.  People with this type of dissociation may feel disconnected from their bodies, feel that they are watching their bodies from a distance, or may not recognize their image in the mirror.  Dissociation sometimes occurs after someone experiences some...
دیگه حس نمی‌کنم خودم باشم. برای مثال، می‌توانم تمام یک پله را بالا بروم بدون اینکه متوجه شوم پاهایم در حال حرکت هستند. احساس می‌کنم دارم زندگی‌ام را از دید شخص دیگری تماشا می‌کنم.
شما ممکن است نوعی از گسستگی به نام مسخ شخصیت را تجربه کنید. افرادی که با این نوع گسستگی مواجه‌اند، ممکن است احساس کنند که از بدن خود جدا شده‌اند، احساس کنند که بدن خود را از فاصله‌ای دور مشاهده می‌کنند یا ممکن است تصویر خود را در آینه نشناسند. گسستگی گاهی اوقات بعد از تجربه یک حادثه آسیب‌زا رخ می‌دهد. من پیشنهاد می‌کنم...
null
She's a teenager, and for the last two years, she's lived with her older brother. She's angry because she wants to come live with me, but my current living situation is not the best for her. She refuses to see any reason. She's being disrespectful. Her sexual curiosity is waking up.
You're her mom and she needs you.  I would suggest focusing on connection.  Since you are not currently living together, one way to do this would be to plan a date in which she gets to decide what you do together.  Give her time to think about what she wants to do.  As long as the activity is safe and affordable, try t...
او یک نوجوان است و در دو سال گذشته با برادر بزرگترش زندگی کرده است. او عصبانی است زیرا می‌خواهد با من زندگی کند، اما وضعیت فعلی من برای او مناسب نیست. او حاضر به دیدن هیچ دلیلی نیست و بی‌احترامی می‌کند. کنجکاوی جنسی‌اش در حال بیدار شدن است.
تو مادر او هستی و او به تو نیاز دارد. من پیشنهاد می‌کنم روی برقراری ارتباط تمرکز کنی. از آنجا که در حال حاضر با هم زندگی نمی‌کنید، یکی از راه‌ها این است که برای قرار ملاقاتی برنامه‌ریزی کنید که او بتواند تصمیم بگیرد چه کاری با هم انجام دهید. به او زمان بده تا درباره کاری که می‌خواهد انجام دهد فکر کند. تا زمانی که فعالی...
null
I am becoming a Water Safety Instructor but I didn't have enough for a proper swimsuit. I was told by a boy in class that my top was displaying everything. I was very embarrassed.
I also want to note that we, as a society, are especially judgemental about how women dress and present themselves.  I am sorry that this boy said something insensitive.  There is nothing shameful about your body and it was not your intention to "display everything."  It also wasn't his place to judge you. As women we ...
من دارم به یک مربی ایمنی آب تبدیل می‌شوم، اما برای یک لباس شنا مناسب به اندازه کافی ندارم. پسری در کلاس به من گفت که تاپ من همه چیز را نشان می‌دهد. خیلی خجالت زده شدم.
همچنین می‌خواهم به این نکته اشاره کنم که ما به عنوان یک جامعه، به‌ویژه در مورد نحوه لباس پوشیدن و ارائه خود زنان، قضاوتگر هستیم. متأسفم که این پسر حرف بی‌احساسی بر زبان آورد. هیچ چیزی در مورد بدن شما شرم‌آور نیست و قصد شما از "نمایش همه چیز" نبود. همچنین او در جایگاهی نبود که شما را قضاوت کند. به عنوان زنان، از ما انتظ...
null
Whether it's to a guy or girl, I always feel insecure talking, and I am afraid of embarrassing myself and not being good enough. Even when I am walking, I worry about my appearance and facial expression and such.
I want to add that one way therapy can help with social anxiety is to give you a corrective experience.  Each week, you sit across from someone who genuinely cares about you, who doesn't judge you, and who you can voice your concerns to.  Over time, you show them more and more of yourself, and as they get to know you, ...
چه پسر باشد و چه دختر، من همیشه در صحبت کردن احساس ناامنی می‌کنم و از این می‌ترسم که خودم را خجل کنم و به اندازه کافی خوب نباشم. حتی زمانی که راه می‌روم، نگران ظاهر و حالت چهره‌ام هستم.
می‌خواهم اضافه کنم که یکی از راه‌هایی که درمان می‌تواند به اضطراب اجتماعی کمک کند، ارائه یک تجربه اصلاحی است. هر هفته، روبروی کسی می‌نشینید که واقعاً به شما اهمیت می‌دهد، شما را قضاوت نمی‌کند و می‌توانید نگرانی‌هایتان را با او در میان بگذارید. با گذشت زمان، شما بیشتر و بیشتر خود را به او نشان می‌دهید و هنگامی که او شما...
null
I was kidnapped at fourteen and raped at gunpoint. The guy got six months. When the same thing happened with two "friends" at nineteen, I didn't even report it.
Wow, I'm so sorry that this has happened to you.  My heart goes out to you.  Please find a therapist who specializes in working with PTSD.  Brainspotting, Internal Family Systems Therapy, and Somatic Experiencing are all highly effective therapies for complex interpersonal trauma.  If you are interested in reading abou...
من در چهارده سالگی ربوده شدم و با تهدید اسلحه مورد تجاوز قرار گرفتم. آن مرد فقط شش ماه به حبس محکوم شد. وقتی در نوزده سالگی همان اتفاق با دو "دوست" افتاد، حتی آن را گزارش نکردم.
وای، من خیلی متأسفم که این اتفاق برای شما افتاده است. دلم برای شما می‌سوزد. لطفاً یک درمانگر متخصص در زمینه PTSD پیدا کنید. نقاط مغزی، سیستم‌های خانواده درمانی داخلی و تجربه جسمانی، همگی درمان‌های بسیار مؤثری برای آسیب‌های پیچیده بین‌فردی هستند. اگر به خواندن درباره تروما از دیدگاهی دلسوزانه و علمی علاقه‌مند هستید، به ...
null
At a friend's house, we had some drinks and watched some television. He got up and went to bed. I felt sick. He came out to see if I was okay, and I said no. I said I wanted to go home, and he told me to come lay down. As I laid down on the bed, he started touching me. A friend called me, then I able to leave.
I am so sorry that this happened to you and am so glad that you were able to get away.  Your body is yours and yours alone.  I would highly recommend that you find a therapist who specializes in treating trauma in order to help you to heal from your ordeal.
در خانه یکی از دوستان، نوشیدنی خوردیم و تلویزیون تماشا کردیم. او بلند شد و به رختخواب رفت. احساس ناخوشی کردم. او بیرون آمد تا ببیند حالم خوب است یا نه و من گفتم نه. گفتم می‌خواهم بروم خانه، او گفت بیا دراز بکش. وقتی روی تخت دراز کشیدم، او شروع به لمس کردنم کرد. یکی از دوستانم به من زنگ زد و سپس توانستم بروم.
بسیار متأسفم که این اتفاق برای شما افتاده و خیلی خوشحالم که توانستید از آنجا دور شوید. بدن شما متعلق به شماست و تنها متعلق به شما. به شدت پیشنهاد می‌کنم یک درمانگر متخصص در درمان تروما پیدا کنید تا به شما در بهبودی از این تجربه کمک کند.
null
My boyfriend and I have a terrible sex life after three years of dating, and I don't know what to do. I have this lingering fear of pain during sex after having two partners previously who weren't careful. How can I stop projecting this onto my current boyfriend?
Without knowing much about your situation, I would encourage you to seek out either a sex therapist who is trauma-informed or a trauma therapist who has knowledge about sexual concerns.  Even consensual sex can be experienced as an intrusion if a partner was not careful or insensitive to your pain.  It would be normal ...
من و دوست پسرم بعد از سه سال رابطه، زندگی جنسی بسیار بدی داریم و نمی‌دانم چه کار کنم. من ترس دیرینه‌ای از درد در حین رابطه جنسی دارم زیرا دو شریک قبلی‌ام مراقب نبوده‌اند. چگونه می‌توانم از انتقال این احساسات به دوست پسر فعلی‌ام جلوگیری کنم؟
بدون اینکه اطلاعات زیادی درباره وضعیت شما داشته باشم، به شما توصیه می‌کنم که به دنبال یک درمانگر جنسی آشنا به تروما باشید یا یک درمانگر تروما که در زمینه نگرانی‌های جنسی نیز اطلاعات داشته باشد. حتی اگر شریک شما نسبت به درد شما مراقب یا بی‌احساس نبوده باشد، ممکن است رابطه جنسی توافقی نیز به عنوان یک مزاحمت تجربه شود. طب...
null
I have attention-deficit/hyperactivity disorder, posttraumatic stress disorder, anxiety, anger, and memory problems. I can't work. I have no income. I'm on medicine, but I feel worthless. I want to be normal.
I am so sorry to hear that you are struggling.  It sounds like you've had a traumatic experience that has impacted your life in many ways.  Without knowing much about your history, I wonder if the trauma you suffered has lead to the anxiety, anger, and memory problems you are dealing with, in addition to PTSD.  I would...
من اختلال کمبود توجه/بیش فعالی، اختلال استرس پس از سانحه، اضطراب، خشم و مشکلات حافظه دارم. نمی‌توانم کار کنم و هیچ درآمدی ندارم. دارو مصرف می‌کنم، اما احساس بی‌ارزشی می‌کنم. می‌خواهم عادی باشم.
من خیلی متاسفم که می‌شنوم شما در حال مبارزه هستید. به نظر می‌رسد که شما تجربه‌ای آسیب‌زا داشته‌اید که به طرق مختلف بر زندگی‌تان تأثیر گذاشته است. بدون اینکه اطلاعات زیادی از پیشینه شما داشته باشم، نمی‌دانم آیا آن آسیبی که متحمل شده‌اید علاوه بر PTSD، منجر به اضطراب، عصبانیت و مشکلات حافظه‌ای شده است که با آنها دست و پن...
null
My dad beat and mentally abused me so badly that I can't function properly. Letting go of the past is important to moving on and getting better, but I’m terrified to get better because I don't even know who I am without the trauma. I've never gotten to be myself. I don't even know who I am.
I am so sorry to hear that you are struggling.  Getting to know yourself after a trauma (especially at the hands of a caregiver) and learning to trust yourself can feel terrifying.  I would encourage you to seek out a trauma therapist who can work with you slowly and at your pace.  You are not your trauma.  You are goo...
پدرم آنقدر مرا مورد ضرب و شتم و آزار روانی قرار داد که نمی‌توانم به‌طور صحیح عملکرد داشته باشم. رها کردن گذشته برای پیشرفت و بهبود بسیار مهم است، اما از بهبود می‌ترسم چون حتی نمی‌دانم بدون آن آسیب‌ها چه کسی هستم. هرگز فرصتی نداشتم که خود真实‌ام را بشناسم، حتی نمی‌دانم کیستم.
من واقعا متاسفم که می‌شنوم در حال مبارزه هستید. آشنا شدن با خود پس از تجربه یک trauma (به‌ویژه زمانی که از سوی یک مراقب باشد) و یادگیری اعتماد به خود می‌تواند بسیار ترسناک باشد. توصیه می‌کنم که به دنبال یک درمانگر متخصص در trauma باشید که بتواند به آرامی و با سرعت خودتان با شما کار کند. شما همه‌ی وجودتان تنها ناشی از t...
null
I am a survivor of multiple sexual abuse/rape experiences. Triggers are having an effect on my daily life and my sexual relationship with my partner. I'm trying to learn to cope with them.
I encourage you to seek out and work with a therapist who specializes in treating complex trauma.  Somatic Experiencing, Brainspotting, and Internal Family Systems Therapy are all highly effective treatments for people dealing with complex trauma.  If you are interested in reading a book that is supportive and compassi...
من یک بازمانده از چندین تجربه سوء استفاده جنسی و تجاوز هستم. محرک‌ها تأثیر قابل توجهی بر زندگی روزمره و رابطه جنسی‌ام با شریک زندگیم دارند. در حال تلاش برای یادگیری روش‌هایی برای کنار آمدن با آنها هستم.
من شما را تشویق می‌کنم که به دنبال درمانگری باشید که در درمان ترومای پیچیده تخصص دارد. تجربه جسمانی، نقاط مغزی، و سیستم‌های خانواده‌درمانی داخلی همگی روش‌های درمانی بسیار مؤثری برای افرادی هستند که با آسیب‌های پیچیده مواجه‌اند. اگر علاقه‌مند به خواندن کتابی حمایتی و دلسوز هستید، کتاب «بدن از یاد نمی‌برد» اثر بسل ون در ...
null
I always feel like I'm doing something wrong. Everything I do is crappy. I want to cry all the time. I can't eat or sleep.
You are describing some of the most common symptoms of depression: low self esteem, difficulty sleeping, changes in appetite, sad mood, feelings of hopeless and feelings of worthlessness. A full assessment/evaluation with a mental health professional is warranted to understand if indeed you meet criteria for a Major De...
همیشه احساس می‌کنم که کار اشتبahi انجام می‌دهم. هر چیزی که می‌کنم، بی‌ارزش است. همیشه می‌خواهم گریه کنم. نه می‌توانم بخورم و نه بخوابم.
شما برخی از رایج‌ترین علائم افسردگی را توصیف می‌کنید: عزت نفس پایین، مشکلات خواب، تغییر در اشتها، خلق و خوی غمگین، احساس ناامیدی و احساس بی‌ارزشی. ارزیابی کامل با یک متخصص سلامت روان ضروری است تا بفهمید آیا واقعاً معیارهای اختلال افسردگی عمده را دارید، یعنی آیا دچار افسردگی هستید. چیزی که من اغلب به بیماران می‌گویم این...
null
I’m trying to make marriage work after a split. Before our split, he lied a lot and broke every promise to me. I don't think he cheated. Last month, I asked what women work with him, so he told me. Yesterday, I found out about a girl that he said he forgot about. Should I be upset?
Let's look at your question and break it down. It begins with the word should. As a first reflection, it implies that there is a right and a wrong way to feel, in this case, feel upset. I think I would like to ask you the question in a different way: are you feeling upset? If you are feeling upset or if you are feeling...
من سعی می‌کنم بعد از جدایی، ازدواج را بهبود ببخشم. قبل از جدایی‌مان، او خیلی دروغ گفت و هر وعده‌ای که به من داده بود را شکست. فکر نمی‌کنم او خیانت کرده باشد. ماه گذشته از او پرسیدم چه زنانی در محل کارش هستند و او به من گفت. دیروز متوجه دختری شدم که او گفت فراموشش کرده است. آیا باید ناراحت شوم؟
بیایید به سوال شما نگاهی بیندازیم و آن را تجزیه و تحلیل کنیم. این سوال با کلمه "باید" شروع می‌شود. در اولین بررسی، این کلمه به این معناست که یک راه درست و یک راه نادرست برای احساس کردن وجود دارد، در اینجا به احساس ناراحتی. به نظر من، می‌خواهم این سوال را به شکلی دیگر از شما بپرسم: آیا شما احساس ناراحتی می‌کنید؟ اگر شما...
null
I have been married for 11 years. Within the past 2 years we have drifted far apart. We coexist together but there is very little personal interest in each other. I often feel that my husband has "friends" at work that he is more emotional invested in than me. I feel very alone and just uncared for. Is there anything ...
What you are describing is something I often refer to as "living with your roommate" phenomenon. This is the idea that you feel like you are living with a roommate and no your partner or spouse . It is not uncommon for members of a couple to report to feel both physical and/or emotional distance. When we don't feel con...
من ۱۱ سال است که ازدواج کرده‌ام. در طی ۲ سال گذشته، ما از هم بسیار دور شده‌ایم. ما کنار هم زندگی می‌کنیم اما علاقه شخصی خیلی کمی به یکدیگر داریم. اغلب احساس می‌کنم که شوهرم در محل کار "دوستانی" دارد که بیشتر از من به آنها علاقه‌مند است. من احساس تنهایی و بی‌توجهی می‌کنم. آیا کاری وجود دارد که بتوانم انجام دهم تا دوباره...
آنچه شما توصیف می‌کنید پدیده‌ای است که من اغلب به آن "زندگی با هم‌اتاقی" می‌گویم. این مفهوم به این معناست که شما احساس می‌کنید با یک هم‌اتاقی زندگی می‌کنید، نه با شریک یا همسرتان. غیرمتعارف نیست که اعضای یک زوج از فاصله فیزیکی و/یا احساسی خود خبر دهند. زمانی که ما در روابط خود احساس ارتباط نمی‌کنیم، این می‌تواند احساس ...
null
I have been married for 11 years. Within the past 2 years we have drifted far apart. We coexist together but there is very little personal interest in each other. I often feel that my husband has "friends" at work that he is more emotional invested in than me. I feel very alone and just uncared for. Is there anything ...
Your question highlights your pain very clearly.  What you are describing is one of the most common scenarios I see in my practice with couples: One partner feels terribly lonely and unimportant in response to the other partner either turning towards other people and activities or being withdrawn and turning inward. My...
من 11 ساله ازدواج کرده‌ام. در دو سال گذشته، ما بسیار از هم دور شده‌ایم. با هم زندگی می‌کنیم، اما علاقه شخصی بسیار کمی به یکدیگر داریم. اغلب احساس می‌کنم شوهرم در محل کار "دوستانی" دارد که بیشتر از من به آنها عاطفی وابسته است. من احساس تنهایی و بی‌توجهی می‌کنم. آیا کاری هست که بتوانم انجام دهم تا دوباره احساس ارتباط کنم...
سوال شما به وضوح درد شما را نشان می‌دهد. آنچه شما توصیف می‌کنید یکی از رایج‌ترین سناریوهایی است که من در کارم با زوج‌ها می‌بینم: یکی از طرفین به شدت احساس تنهایی و بی‌اهمیتی می‌کند در پاسخ به اینکه طرف مقابل به سمت دیگران و فعالیت‌های دیگر روی می‌آورد یا منزوی و درون‌گرا می‌شود. ذهن من بلافاصله به یک سوال برای شما می‌ر...
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
It is ok to have anxiety.   Please don't be anxious about being anxious.If you feel anxiety coming over you, then pull off the road to a safe place.   Concentrate on centering yourself and to breath slowly.   Take some sips of water.  Sit still.     The anxiety should pass in about twenty minutes.If it does not pass, t...
من به تازگی شغلی را آغاز کرده‌ام که باید به دور از خانه سفر کنم. من و خانواده‌ام واقعاً به این شغل نیاز داریم. مردم مدام به من می‌گویند که "اضطراب" دارم و از حمله اضطرابی در جاده می‌ترسم. این همه برای من جدید است. چه کار می‌توانم بکنم؟
داشتن اضطراب اشکالی ندارد. لطفاً در مورد مضطرب بودن خود نگران نباشید. اگر احساس کردید اضطراب بر شما غلبه می‌کند، از جاده خارج شده و به یک مکان امن بروید. بر روی آرام کردن خود و نفس کشیدن آرام تمرکز کنید. چند جرعه آب بنوشید و در حال نشستن آرامش یابید. اضطراب باید در عرض بیست دقیقه کاهش یابد. اگر از بین نرفت، به آرام کرد...
null
I am a survivor of multiple sexual abuse/rape experiences. Triggers are having an effect on my daily life and my sexual relationship with my partner. I'm trying to learn to cope with them.
I'm glad you're willing to keep optimistic about life improving and offering better relationships than some of the ones in which you greatly suffered.One suggestion is to develop patience with yourself and the process of regaining your willingness to trust other people.Sexual intimacy engages all of who we truly are.  ...
من یک بازمانده از چندین تجربه سوءاستفاده جنسی/تجاوز هستم. محرک‌ها بر زندگی روزمره‌ام و رابطه جنسی‌ام با شریک زندگی‌ام تأثیر می‌گذارند. من در تلاش هستم تا یاد بگیرم چگونه با آنها کنار بیایم.
خوشحالم که مایلید نسبت به بهبود زندگی و ایجاد روابطی بهتر از برخی روابطی که در آن‌ها به شدت رنج کشیده‌اید، خوشبین باشید. یکی از پیشنهادات این است که به خود و فرآیند بازگشت به تمایل‌تان برای اعتماد به دیگران صبور باشید. صمیمیت جنسی تمام جنبه‌های وجودی ما را درگیر می‌کند. طبیعی است که در انتخاب افرادی که اجازه ورود به زن...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
Since as husband and wife your lives are closely joined, how your husband feels greatly influences the way you feel.Give yourself some time to concentrate on how you've been affected by your husband's suicide attempt.   Even if you decide against immediately telling him how you're feeling, knowing this about yourself w...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود و سپس برای مدتی حس خیلی خوبی داشت. حالا او دوباره افسرده و ناامید شده است.
از آنجایی که زندگی شما به عنوان زن و شوهر به شدت با یکدیگر مرتبط است، احساسات شوهرتان تأثیر قابل توجهی بر احساسات شما می‌گذارد. به خودتان زمان بدهید تا بر روی تأثیرات تلاش خودکشی شوهرتان تمرکز کنید. حتی اگر تصمیم نگیرید بلافاصله به او بگویید چه احساسی دارید، آگاهی از این موضوع درباره خودتان به شما کمک می‌کند تا نحوه و ...
null
I have three children. The oldest is nine and not my biological child. The middle child is three and the youngest is one. I have a great relationship with the oldest two children but I haven't developed the same level of attatchment to the youngest child. I rarely want her around and look forward to her nap times. Is t...
Congrats on being honest about the way you feel!Many people state having a favorite child so the reverse would also be possible, of having a least favorite child.Try to understand your own reasons for not liking your youngest child as much as the others.One point to consider is whether it is the child' personality or t...
من سه فرزند دارم. بزرگ‌ترین آن‌ها نه ساله است و فرزند بیولوژیکی من نیست. فرزند وسط سه ساله و کوچک‌ترین یک ساله است. من با دو فرزند بزرگ‌تر رابطه بسیار خوبی دارم، اما هنوز به اندازه‌ی کافی به کوچک‌ترین فرزندم دلبستگی پیدا نکرده‌ام. من به ندرت می‌خواهم او در اطرافم باشد و منتظر زمان‌های خوابش هستم. آیا این طبیعی است؟
به خاطر صادق بودن در مورد احساساتتان تبریک می‌گویم! بسیاری از مردم می‌گویند فرزند مورد علاقه‌ای دارند، بنابراین امکان دارد فرزند کم‌علاقه نیز داشته باشند. سعی کنید دلایل خود را برای دوست نداشتن فرزند کوچکتر خود به اندازه دیگر فرزندان درک کنید. یک نکته‌ای که باید در نظر بگیرید این است که آیا شخصیت کودک یا نوع تعامل او ب...
null
She refuses to talk to me and told my mom (her grand mother) that she is remembering things from the past. I don't know what to do. My daughter blames me and swears she hates me. My parents say I should just let my daughter live with her dad, but I don't see how I could fix things if I only see her every other weekend...
Sorry to hear about your high degree of stress.How old is your daughter?Who abused yours daughter?The answers make a difference to your decision.Obviously if the father was the abuser, then unless your ex demonstrates to you and you believe, he will not abuse her, your daughter should stay with you.If someone other tha...
او حاضر نیست با من صحبت کند و به مادرم (مادر بزرگش) گفته که خاطرات گذشته را به یاد می‌آورد. نمی‌دانم چه باید بکنم. دخترم مرا سرزنش می‌کند و سوگند می‌خورد که از من متنفر است. پدر و مادرم می‌گویند که باید بگذارم دخترم با پدرش زندگی کند، اما نمی‌دانم اگر فقط هر دو هفته یک بار او را ببینم، چگونه می‌توانم اوضاع را درست کنم...
متاسفم که از استرس زیاد شما مطلع شدم. دختر شما چند سال دارد؟ چه کسی از او سوء استفاده کرده است؟ پاسخ‌ها تأثیر زیادی بر تصمیم شما دارند. واضح است که اگر پدر آزارگر بوده باشد، مگر اینکه همسرتان به شما نشان دهد و شما به او اعتماد کنید که دوباره او را مورد آزار قرار نخواهد داد، دخترتان باید در کنار شما بماند. اگر فردی غیر ...
null
Over a year ago I had a female friend. She turned out to be kind of crazy so I decided to stop talking to her. When she would call me I wouldn't answer the phone. This made my girlfriend really suspicious. She would ask me why I wouldn't ever answer that phone number. I told my girlfriend that I don't want to be frien...
Do you know why your girlfriend doesn't believe you?It is strange that your girlfriend prefers you to take the phone call of another woman.Have you blocked the unwelcome phone calls?Has your girlfriend said she doesn't believe you or is this your interpretation?Find out the answer and then ask your girlfriend to tell y...
بیش از یک سال پیش یک دوست دختر داشتم. بعد متوجه شدم که او کمی دیوانه است، بنابراین تصمیم گرفتم دیگر با او صحبت نکنم. وقتی او به من زنگ می‌زد، به تلفن پاسخ نمی‌دادم. این باعث شد که دوست دخترم بسیار مشکوک شود. او از من می‌پرسید که چرا هرگز به آن شماره تلفن پاسخ نمی‌دهم. به او گفتم که نمی‌خواهم با آن زن دیگر دوست شوم، اما...
میدونی چرا دوست دخترت حرفاتو باور نمی‌کنه؟ عجیب است که او ترجیح می‌دهد تو تماس تلفنی با زن دیگه‌ای رو بگیری. آیا تماس‌های ناخواسته رو مسدود کردی؟ دوست دخترت گفته که حرفت رو باور نمی‌کنه یا این فقط تفسیر توئه؟ جواب رو پیدا کن و بعد از او بخواه تا دلایلش رو دربارهٔ این افکارش به تو بگه. کمک به درک یک موقعیت وقتی فردی در ...
null
I have been married for 11 years. Within the past 2 years we have drifted far apart. We coexist together but there is very little personal interest in each other. I often feel that my husband has "friends" at work that he is more emotional invested in than me. I feel very alone and just uncared for. Is there anything ...
I'm sure you've tried to talk to your husband, but if not, could you? Have a conversation with him about him and his life, his work, etc. See if he relaxes and opens up to you, even a little bit. Don't try to have a heavy conversation or even unburden yourself to him during this first conversation - just try to be ligh...
من 11 سال است که ازدواج کرده‌ام. در دو سال گذشته، ما بسیار از هم فاصله گرفته‌ایم. ما با هم زندگی می‌کنیم، اما علاقه شخصی بسیار کمی به یکدیگر داریم. اغلب احساس می‌کنم که همسرم در محل کار "دوستانی" دارد که بیشتر از من به آنها اهمیت می‌دهد. من احساس تنهایی و بی‌توجهی می‌کنم. آیا راهی وجود دارد که بتوانم دوباره احساس ارتبا...
مطمئنم که سعی کرده‌ای با شوهرت صحبت کنی، اما اگر نه، آیا می‌توانی؟ با او درباره خودش و زندگی‌اش، کارش و غیره گفتگو کن. ببین آیا او آرام می‌شود و حتی کمی با تو باز می‌شود یا خیر. در این گفتگوی اولیه سعی نکن که مکالمه سنگینی داشته باشی یا بار خود را به او تحمیل کنی - فقط سعی کن خوش‌رو باشی و روی شنیدن او تمرکز کنی. این ا...
null
My husband and I are separated and he doesn't even want to talk to me. He says he doesn't love me anymore, but I would do anything to get him back. Is there any hope?
There is always hope. So don't give up on hope.However, you knew I would say that, there is a lot work ahead of you.You need to see someone to talk things out.Get some space between you and your husband. Don't chase and please don't stalk him.Do some deep searching as to why he left and what part you had to cause the s...
من و شوهرم از هم جدا شده‌ایم و او حتی نمی‌خواهد با من صحبت کند. او می‌گوید که دیگر من را دوست ندارد، اما من هر کاری می‌کنم که او را به خودم برگردانم. آیا امیدی هست؟
همیشه امید وجود دارد. پس امیدتان را از دست ندهید. اما شما می‌دانستید که من این را خواهم گفت؛ کار بسیاری در پیش دارید. باید با کسی صحبت کنید تا مسائل را در میان بگذارید. کمی فاصله بین خود و شوهرتان ایجاد کنید. او را تعقیب نکنید و لطفاً درپی‌اش نروید. به خوبی در مورد دلایل ترک او و نقشی که در جدایی داشتید، تأمل کنید. نمی...
null
My husband and I have been married for seven years, and in that time, we have only had sex four or five times. Others have told me that most men would have left me by now. Honestly, I think I have a low sex drive or neither one of us actually knows what we are doing. I want to be better connected with my husband.
It's encouraging that you say you want "to be better connected with [your] husband," and since he hasn't left you, he must care about you and the relationship more than he does about just having sex. You don't say whether he complains or not, but even if he doesn't it seems there's a sense of something important missin...
من و شوهرم هفت سال است که ازدواج کرده‌ایم و در این مدت فقط چهار یا پنج بار رابطه جنسی داشته‌ایم. دیگران به من گفته‌اند که اکثر مردان تا حالا من را ترک کرده‌اند. راستش را بخواهید، احساس می‌کنم میل جنسی پایینی دارم یا هیچ‌کدام از ما واقعاً نمی‌دانیم چه کار می‌کنیم. من می‌خواهم ارتباط بهتری با شوهرم برقرار کنم.
این دلگرم کننده است که می گویید می خواهید "با شوهرتان ارتباط بهتری برقرار کنید" و از آنجایی که او شما را ترک نکرده است، باید به شما و رابطه‌تان بیشتر از صرفاً داشتن رابطه جنسی اهمیت دهد. شما نمی‌گویید که آیا او شکایت می‌کند یا نه، اما حتی اگر این کار را نکند، به نظر می‌رسد که احساس کمبود یک چیز مهم برای هر دوی شما وجود...
null
I had a dispute with my therapist regarding an appointment cancellation. Now, she is blocking me from seeing other psychologists at the same clinic (which takes my insurance), which is also where I get my psychiatric services. There is a strict 48 hour cancellation policy, and my appointments are at 3:00 on Tuesday. I ...
My recommendation would be to try to talk to your therapist about this  from your description, it sounds like you have a legitimate explanation for missing your scheduled session. Maybe if you could explain that to her she would be willing to work with you. If she is not willing to consider your explanation and if she ...
در مورد لغو قرار ملاقات با درمانگرم اختلافی پیش آمده است. اکنون او مانع از ملاقات من با روانشناسان دیگر در همان کلینیک (که بیمه‌ام را می‌پذیرد) می‌شود، جایی که من خدمات روانپزشکی‌ام را نیز دریافت می‌کنم. یک سیاست کنسلی سختگیرانه ۴۸ ساعته وجود دارد و قرارهای من ساعت ۳:۰۰ روز سه‌شنبه است. من برای لغو قرار ملاقات در ساعت ...
توصیه من این است که سعی کنید با درمانگرتان در مورد این موضوع صحبت کنید. با توجه به توضیحات شما، به نظر می‌رسد دلیل موجهی برای از دست دادن جلسه برنامه‌ریزی‌شده‌تان دارید. شاید اگر بتوانید این موضوع را برای او توضیح دهید، او مایل به همکاری با شما باشد. اگر او تمایلی به بررسی توضیحات شما ندارد و نمی‌خواهد ادامه کار با شما...
null
I am a really shy person. I'm currently in a graduate program which requires lots of presentations, but they always make me feel stressed out and less confident. How can I get more confident?
I can offer you hypnosis for confidence in presentations, via Skype, if you're in Cali.
من واقعا فردی خجالتی هستم. در حال حاضر در یک برنامه تحصیلات تکمیلی هستم که به ارائه‌های زیادی نیاز دارد، اما این ارائه‌ها همیشه باعث می‌شوند احساس استرس کرده و اعتماد به نفس کمتری داشته باشم. چگونه می‌توانم اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
اگر در کالی هستید، می‌توانم از طریق اسکایپ هیپنوتیزم را برای افزایش اعتماد به نفس در ارائه‌ها به شما ارائه دهم.
null
I am a really shy person. I'm currently in a graduate program which requires lots of presentations, but they always make me feel stressed out and less confident. How can I get more confident?
A good way to start is the language or "self talk" that is happening inside your mind.  Looking at your question, when it is said that the presentations "make me feel stress" you are giving the responsibility of the stress to the presentations and taking that away from your self.  The presentations cannot give or take ...
من واقعاً فردی خجالتی هستم. در حال حاضر در یک برنامه تحصیلات تکمیلی هستم که به ارائه‌های زیادی نیاز دارد، اما این ارائه‌ها همیشه باعث می‌شوند که احساس استرس و عدم اعتماد به نفس کنم. چگونه می‌توانم اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
یک راه خوب برای شروع، زبان یا «خودگویی» است که در ذهن شما به وقوع می‌پیوندد. با نگاهی به سؤال شما، وقتی گفته می‌شود که ارائه‌ها "من را استرس می‌دهند"، شما مسئولیت استرس را بر عهده ارائه‌ها می‌گذارید و آن را از خود دور می‌کنید. ارائه‌ها نمی‌توانند استرس شما را ایجاد کنند یا از بین ببرند؛ این چیزی است که تنها شما می‌توان...
null
I was raped a couple months ago, Since then, along with other unfortunately events that have occurred, I have been having trouble feeling emotions. It's almost as if I'm a sociopath lacking any feeling. What can I do to change this?
I am so sorry to hear about what happened to you! What you are describing is being in a state of shock. You haven't suddenly become a sociopath - this is a normal reaction to an event that is completely overwhelming. There are most likely too many feelings to feel right now, so your body in its wisdom is shutting them ...
من چند ماه پیش مورد تجاوز جنسی قرار گرفتم. از آن زمان، به همراه سایر وقایع متأسفانه‌ای که رخ داده‌اند، در احساس کردن عواطف دچار مشکل شده‌ام. تقریباً انگار که بی‌احساس هستم. برای تغییر این وضعیت چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
خیلی متاسفم که درباره اتفاقی که برای شما افتاده است می‌شنوم! چیزی که توصیف می‌کنید نشان‌دهنده حالت شوک است. شما ناگهان یک آسیب‌شناس اجتماعی نشده‌اید - این یک واکنش طبیعی به یک رویداد کاملاً طاقت‌فرسا است. احتمالاً احساسات بسیار زیادی در حال حاضر وجود دارد و بنابراین بدن شما به‌طور غریزی آنها را خاموش می‌کند. شما قطعا م...
null
I just don't know what I want in life anymore. I'm can't figure out what it is that is keeping me distracted and unfocused. I can't put things into perspective at all. I'm just stuck, and I'm disappointed with my lack of accomplishments.
Check this blog out:  Four-ways-add-self-esteem-friends-listHope you find a few nuggets of helpfulness in this.
من فقط نمی دانم دیگر در زندگی چه می خواهم. نمی توانم بفهمم چه چیزی مرا حواس پرت و بی تمرکز نگه می دارد. من اصلاً نمی توانم چیزها را در منظر درست قرار دهم. من فقط گیر کرده‌ام و از کمبود دستاوردهایم ناامید هستم.
این وبلاگ را ببینید: چهار راه برای افزایش عزت نفس و لیست دوستان. امیدوارم چند مورد مفید در آن پیدا کنید.
null
I hate everything I see in the mirror. I don't like being in pictures and always scribble out my face. It's stressing me out. I don't trust my parents enough to tell them and I don't know what to do.
Check out my latest blog:  Four-ways-add-self-esteem-friends-listI hope this offers you some nuggets of helpfulness!
از هر چیزی که در آینه می‌بینم متنفرم. از حضور در عکس‌ها بدم می‌آید و همیشه صورتم را خط می‌زنم. این موضوع به شدت به من استرس می‌دهد. به والدینم آنقدر اعتماد ندارم که احساساتم را با آنها در میان بگذارم و نمی‌دانم چه کار باید بکنم.
آخرین وبلاگ من را بررسی کنید: چهار روش برای افزایش عزت نفس. امیدوارم این مطالب به شما کمک کند!
null
For the past year, I have been feeling pressured to do well in school, and it put a ton of stress on me. I have been bullied for five years, and for some reason, it is now sinking in, and I can't stop it. For some other reason, I can't find a hobby I can see myself doing without thinking bad about myself.
Check out my latest blog on:  Four-ways-add-self-esteem-friends-listI hope this provides a few nuggets of helpfulness to you!
طی یک سال گذشته، من تحت فشار زیادی برای موفقیت در مدرسه بوده‌ام و این موضوع استرس زیادی به من وارد کرده است. من به مدت پنج سال قلدری شده‌ام و به نوعی حالا این موضوع به عمق وجودم نفوذ کرده و نمی‌توانم جلوی آن را بگیرم. همچنین به دلایل دیگر، نمی‌توانم سرگرمی‌ای پیدا کنم که بتوانم بدون داشتن افکار منفی درباره خودم از آن ل...
آخرین وبلاگ من را بررسی کنید: چهار روش برای افزودن عزت نفس به لیست دوستان. امیدوارم این مطالب به شما کمک کند!
null
I feel like I'm ugly, stupid, useless, and that I can't make anyone happy.
Check out my blog post on:  Four-ways-add-self-esteem-friends-list/I hope this offers you some nuggets of helpfulness!  
احساس می کنم زشت، احمق و بی‌فایده هستم و نمی‌توانم هیچ کس را خوشحال کنم.
پست وبلاگ من را در این زمینه بررسی کنید: چهار روش برای اضافه کردن دوستان به فهرست عزت نفس/امیدوارم که این نکات برای شما مفید باشد!
null
I always need alcohol to feel better and use that as a excuse.
Check out my latest blog on:  Four-ways-add-self-esteem-friends-listI hope this offers you some nuggets of helpfulness!  
من همیشه برای بهتر شدن به الکل نیاز دارم و از آن به عنوان بهانه استفاده می‌کنم.
آخرین وبلاگ من را در مورد "چهار روش برای افزایش عزت نفس از طریق دوستان" بررسی کنید. امیدوارم این مطالب برای شما مفید باشد!
null
I was raped a couple months ago, Since then, along with other unfortunately events that have occurred, I have been having trouble feeling emotions. It's almost as if I'm a sociopath lacking any feeling. What can I do to change this?
Terrible things do happen in life, and I am sorry to hear about what happened to you. Please rest assured that you are not a sociopath, and that your reactions are normal responses to traumatic events. I'm guessing you are experiencing a sense of numbness, which is a common response to trauma. The best thing you can do...
من چند ماه پیش مورد تجاوز جنسی قرار گرفتم. از آن زمان، به همراه حوادث متأسفانه دیگری که رخ داده‌اند، در احساس هیجانات دچار مشکل شده‌ام. تقریباً به نظر می‌رسد که هیچ احساسی ندارم. برای تغییر این وضعیت چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
چیزهای وحشتناکی در زندگی پیش می‌آید و متأسفم که درباره آنچه برای شما اتفاق افتاده، می‌شنوم. لطفاً مطمئن باشید که شما جامعه‌شناس نیستید و واکنش‌های شما پاسخ‌های طبیعی به رویدادهای آسیب‌زا هستند. حدس می‌زنم که شما احساس بی‌حسی می‌کنید، که این یک واکنش رایج به Trauma است. بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که با ...
null
Why am I so afraid of it? I don't understand.
Why are you afraid of rape? Because it is a problem in the United States! The National Sexual Violence Resource Center reports that one in five women (0r 20%) will be raped (http://www.nsvrc.org/sites/default/files/publications_nsvrc_factsheet_media-packet_statistics-about-sexual-violence_0.pdf) and that 80% of women k...
چرا اینقدر از آن می‌ترسم؟ من نمی‌فهمم.
چرا از تجاوز می‌ترسی؟ زیرا این یک مشکل در ایالات متحده است! مرکز ملی منابع خشونت جنسی گزارش می‌دهد که یک زن از هر پنج زن (یا ۲۰٪) مورد تجاوز قرار می‌گیرد و ۸۰ درصد زنان ضارب خود را می‌شناسند. با توجه به این آمار، ترسیدن کاملاً منطقی است. با این حال، کارهایی وجود دارد که می‌توانید برای کاهش خطر تجاوز انجام دهید، مانند آ...
null
I was raped a couple months ago, Since then, along with other unfortunately events that have occurred, I have been having trouble feeling emotions. It's almost as if I'm a sociopath lacking any feeling. What can I do to change this?
You're not a sociopath - you're traumatized. Shutting off feelings is our brain's automatic way of protecting us when something bad happens and we just can't deal with any more pain. It's temporary - which is both good and bad news, because after the numb goes away and your brain decides you're ready to handle it, you'...
من چند ماه پیش مورد تجاوز قرار گرفتم، و از آن زمان، همراه با دیگر اتفاقات ناگوار که رخ داده‌اند، در احساس کردن عواطف دچار مشکل شده‌ام. انگار که یک سوشیال پات هستم و هیچ احساسی ندارم. برای تغییر این وضعیت چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
شما جامعه‌شناس نیستید - شما آسیب دیده‌اید. خاموش کردن احساسات، روش خودکار مغز ما برای محافظت از خود در زمانی است که حادثه بدی رخ می‌دهد و نمی‌توانیم با درد بیشتری مقابله کنیم. این حالت موقتی است - که هم خبر خوب و هم بدی محسوب می‌شود، زیرا پس از برطرف شدن بی‌حسی و تصمیم مغز شما برای رویارویی با آن، درد عاطفی را احساس خو...
null
I'm having relationship problems and I want to fix them to make things right before I lose her. How can I learn how to listen and get myself together?
What an important question, and the fact that you're asking it is a big step in the right direction. To answer in detail would require having quite a bit more information about what "relationship problems" have occurred  that woke you up to the fact that you're not listening as well as you could and that you're running...
من در روابط عاطفی دچار مشکل هستم و می‌خواهم پیش از اینکه او را از دست بدهم، آن‌ها را حل کنم تا اوضاع بهتر شود. چگونه می‌توانم یاد بگیرم که بهتر گوش کنم و خودم را سر و سامان دهم؟
چه سوال مهمی! این واقعیت که شما این سوال را می‌پرسید، گام بزرگی در مسیر درست است. برای پاسخگویی به جزئیات، نیاز به اطلاعات بیشتری در مورد "مشکلات روابط" دارید که موجب آگاهی‌تان از این واقعیت شده که به خوبی گوش نمی‌دهید و در خطر از دست دادن او هستید. با توجه به اینکه من همه اطلاعات لازم را ندارم، یک پیشنهاد ساده دارم. د...
null
I'm having relationship problems and I want to fix them to make things right before I lose her. How can I learn how to listen and get myself together?
Hello, and thank you for your question. First, I want to say that it is great that you are are willing to admit that you share some responsibility in some of the relationship problems you are having. This isn't always easy to do, but it sure is important if you want to see improvement. It does sound cliche, but communi...
من با مشکلاتی در رابطه مواجه هستم و می‌خواهم قبل از اینکه او را از دست بدهم، آنها را حل کنم تا اوضاع به سر و سامان برسد. چگونه می‌توانم یاد بگیرم که به طور مؤثر گوش کنم و خودم را سر و سامان دهم؟
با سلام و تشکر از سوال شما. اول از همه می‌خواهم بگویم که خیلی عالی است که شما مایل هستید بپذیرید که در برخی از مشکلات رابطه‌ای که با آن‌ها مواجه هستید، مسئولیت دارید. این کار همیشه آسان نیست، اما اگر می‌خواهید بهبود را تجربه کنید، بسیار حیاتی است. به نظر ممکن است کلیشه‌ای به نظر برسد، اما ارتباط واقعاً پایه و اساس رواب...
null
I'm having relationship problems and I want to fix them to make things right before I lose her. How can I learn how to listen and get myself together?
Thanks for your question. Becoming a good listener is an essential piece in being a better communicator. Being an effective communicator will almost always improve the quality of your relationships. What stands in your way of listening to her? Do you find yourself becoming defensive when she brings up issues? Do you of...
من مشکلاتی در رابطه دارم و می‌خواهم قبل از اینکه او را از دست بدهم، آن‌ها را حل کنم تا اوضاع درست شود. چگونه می‌توانم یاد بگیرم که بهتر گوش کنم و خودم را سر و سامان بدهم؟
با تشکر از سوال شما. تبدیل شدن به یک شنونده خوب جزء ضروری ارتباط مؤثر است. ارتباط مؤثر تقریباً همیشه کیفیت روابط شما را بهبود می‌بخشد. چه چیزی مانع گوش دادن به او می‌شود؟ آیا وقتی او موضوعاتی را مطرح می‌کند، حالت تدافعی به خود می‌گیرید؟ آیا اغلب به این فکر می‌کنید که بعداً چه بگویید؟ آیا سخنان او را شخصی می‌گیرید و این...
null
I'm having relationship problems and I want to fix them to make things right before I lose her. How can I learn how to listen and get myself together?
I love that you are so thoughtful and proactive about this!  If only every client came in as solution focused as you, my job would be so much easier. I would second Robin's suggestion of reading ANYTHING by Gottmann. He's fantastic. Other favorites of mine are:“Getting Together and Staying Together: Solving the Mystery...
من مشکلاتی در رابطه دارم و می‌خواهم قبل از اینکه او را از دست بدهم، آنها را حل کنم تا اوضاع به حالت طبیعی برگردد. چگونه می‌توانم یاد بگیرم که بهتر گوش دهم و خودم را ساماندهی کنم؟
من دوست دارم که شما در این مورد بسیار متفکر و پیشگام هستید! اگر تنها هر مشتری به اندازه شما متمرکز بر یافتن راه‌حل بود، کار من بسیار آسان‌تر می‌شد. من پیشنهاد رابین برای خواندن هر چیزی از گاتمن را تأیید می‌کنم. او فوق‌العاده است. دیگر کتاب‌های مورد علاقه من عبارتند از: «با هم بودن و با هم ماندن: حل رمز و راز ازدواج» نو...
null
I'm having relationship problems and I want to fix them to make things right before I lose her. How can I learn how to listen and get myself together?
The first step for making this sort of change is being motivated to change and it sounds like you have that, so you are already on the right track.As far as learning how to listen, try some of these steps:Ask whether a certain time is a good time for your girlfriend to have an important conversationIf she has a subject...
من دچار مشکلاتی در رابطه هستم و می‌خواهم قبل از اینکه او را از دست بدهم، آن‌ها را حل کنم تا اوضاع به خوبی پیش برود. چگونه می‌توانم یاد بگیرم گوش کنم و خودم را سر و سامان بدهم؟
اولین قدم برای ایجاد این نوع تغییر، داشتن انگیزه برای تغییر است و به نظر می‌رسد که شما این انگیزه را دارید، بنابراین در حال حاضر در مسیر درستی هستید. برای یادگیری چگونگی گوش دادن، برخی از این مراحل را امتحان کنید: از دوست دختر خود بپرسید که آیا زمان خاصی برای داشتن یک گفتگوی مهم مناسب است. اگر او موضوعی دارد که دوست دا...
null
I'm having relationship problems and I want to fix them to make things right before I lose her. How can I learn how to listen and get myself together?
The best tool for becoming a better listener that I know of is called Imago Dialogue. It consists of 3 steps:1. Mirroring what she says (without judging, commenting, refuting, defending, arguing, or scoffing--just listening, no matter the content) and repeating it back, word-for-word. Continue to ask if she has more to...
من درگیر مشکلاتی در رابطه هستم و می‌خواهم قبل از اینکه او را از دست بدهم، آن‌ها را حل کنم تا اوضاع درست شود. چگونه می‌توانم یاد بگیرم گوش کنم و خودم را سر و سامان بدهم؟
بهترین ابزار برای تبدیل شدن به یک شنونده بهتر که می‌شناسم، گفتگوی ایماگو است. این روش شامل ۳ مرحله می‌باشد: ۱. انعکاس آنچه او می‌گوید (بدون قضاوت، اظهار نظر، رد، دفاع، بحث یا تمسخر - فقط گوش دادن، صرف‌نظر از محتوا) و تکرار آن، کلمه به کلمه. ادامه دهید از او بپرسید که آیا چیز دیگری برای اضافه کردن دارد تا زمانی که دیگر ...
null
I am a really shy person. I'm currently in a graduate program which requires lots of presentations, but they always make me feel stressed out and less confident. How can I get more confident?
Have you tried rehearsing to yourself or a trusted friend what you will present to the class?   The more confident you feel in a safe space, the more chance there will be of making the same presentation to a larger group.Giving presentations is not necessarily a difficulty with communication.   It has more to do with p...
من واقعا آدم خجالتی هستم. در حال حاضر در یک برنامه تحصیلات تکمیلی هستم که نیازمند ارائه‌های متعددی است، اما این موضوع همیشه باعث می‌شود احساس استرس و عدم اعتماد به نفس کنم. چگونه می‌توانم اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
آیا سعی کرده‌اید آنچه را که قرار است در کلاس ارائه دهید، برای خود یا یکی از دوستان مورد اعتماد خود تمرین کنید؟ هر چه در یک فضای امن احساس اطمینان بیشتری داشته باشید، شانس بیشتری برای ارائه همان مطلب به یک گروه بزرگتر خواهید داشت. دادن ارائه لزوماً مشکلی در برقراری ارتباط نیست؛ بلکه بیشتر به اجرای آن مربوط می‌شود تا بیا...
null
I was raped a couple months ago, Since then, along with other unfortunately events that have occurred, I have been having trouble feeling emotions. It's almost as if I'm a sociopath lacking any feeling. What can I do to change this?
Sociopaths don't know they are sociopaths.Clearly, you realize you have pretty deep emotions and have lived through several severely distressing situations.Your sense of self may be protecting for a while until you recover the practical aspects of daily life and feel some sense of predictability and stability in your l...
من چند ماه پیش مورد تجاوز قرار گرفتم. از آن زمان به همراه حوادث متأسفانه دیگری که رخ داده، در احساس عواطف دچار مشکل شده‌ام. تقریباً انگار یک جامعه‌سوز هستم که هیچ احساسی ندارم. برای تغییر این وضعیت چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
جامعه‌شناس‌ها نمی‌دانند که جامعه‌شناس هستند. واضح است که شما متوجه می‌شوید که احساسات بسیار عمیقی دارید و در چندین موقعیت شدیداً ناراحت‌کننده زندگی کرده‌اید. ممکن است حس خود به مدت کوتاهی از شما محافظت کند تا زمانی که جنبه‌های عملی زندگی روزمره را بازیابی کرده و احساس پیش‌بینی‌پذیری و ثبات بیشتری در زندگی‌تان کنید. دان...
null
My boyfriend shows affection, but I just push him away. Every time my boyfriend tries to kiss, hug, or touch me I almost always push him away. I'm on birth control and it has killed my sex drive. I love him so much. Why do I do this?
Are you sure it is only the birth control pills which has changed your sex drive?My guess would be that possibly due to the hormonal changes of the pill, your own awareness and understanding of yourself in this relationship, is what is actually changing.Birth control pills control ovulation.   They don't directly preve...
دوست پسرم ابراز محبت می‌کند، اما من فقط او را دور می‌کنم. هر بار که او سعی می‌کند مرا ببوسد، در آغوش بگیرد یا لمس کند، تقریباً همیشه او را دور می‌کنم. من در حال استفاده از قرص‌های ضد بارداری هستم و این موضوع میل جنسی‌ام را کاهش داده است. من او را خیلی دوست دارم. چرا این کار را می‌کنم؟
آیا مطمئن هستید که تنها قرص‌های ضد بارداری هستند که میل جنسی شما را تغییر داده‌اند؟ حدس من این است که شاید به خاطر تغییرات هورمونی ناشی از قرص، آگاهی و درک شما از خودتان در این رابطه است که در واقع در حال تغییر است. قرص‌های ضد بارداری تخمک‌گذاری را کنترل می‌کنند؛ اما این قرص‌ها به طور مستقیم مانع ابراز محبت از سوی افرا...
null
I just feel sad all the time and I don't like anyone in my family. I feel like they're trying to control me and won't let me grow.
Hello,While one can be sad from time to time, feeling sad "all the time" could be a sign of depression. If you feel sad on most days, it is worthwhile speaking to a psychologist to determine whether you suffer clinical depression. Feeling sadness is a normal response to loss, whether you lose a family, friend, job, or ...
من همیشه احساس غم می‌کنم و هیچ‌کس را در خانواده‌ام دوست ندارم. احساس می‌کنم آنها سعی دارند مرا کنترل کنند و مانع از رشد من شوند.
سلام، در حالی که ممکن است گاهی اوقات غمگین باشید، احساس غم و اندوه "همیشه" می‌تواند نشانه افسردگی باشد. اگر در اکثر روزها احساس غم و اندوه می‌کنید، بهتر است با یک روانشناس صحبت کنید تا مشخص شود آیا به افسردگی بالینی مبتلا هستید یا خیر. احساس غم و اندوه پاسخ طبیعی به از دست دادن است، چه در مورد خانواده، دوستان، شغل یا چ...
null
I am a really shy person. I'm currently in a graduate program which requires lots of presentations, but they always make me feel stressed out and less confident. How can I get more confident?
Wow, congratulations on being in a masters program. You are in a unique place. So few have reached that level. You should give yourself a pat on the back.Confidence is not something that comes naturally. But can and does come with practice.Having gone through two masters programs I can sympathize with your your dilemma...
من واقعاً فردی خجالتی هستم. در حال حاضر در یک برنامه تحصیلات تکمیلی هستم که به ارائه‌های زیادی نیاز دارد، اما این موضوع همیشه باعث می‌شود که احساس استرس و کمبود اعتماد به نفس کنم. چگونه می‌توانم اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
وای، به خاطر حضور در برنامه کارشناسی ارشد تبریک می‌گویم. شما در موقعیت منحصر به فردی هستید و تعداد کمی به این سطح دست یافته‌اند. باید خودتان را تشویق کنید. اعتماد به نفس چیزی نیست که به طور طبیعی ایجاد شود، اما با تمرین می‌توان به دست آورد. با گذراندن دو برنامه کارشناسی ارشد، می‌توانم با معضل شما همدردی کنم. بنابراین ا...
null
My wife is always accusing me of cheating and telling me that I'm doing things she finds disrespectful even when I don't mean it like that. For example, she gets offended when I call someone at work "sweetheart." I wish I had a penny for every time she accused me of cheating on her. She doesn't, and never will say sh...
Hello. That must be very frustrating for you to feel that you to be reminded of constant wrongdoing in your relationship, especially when you feel that your wife does not admit to any fault. This could lead you to feel inadequate in the relationship that can harm your relationship in the long-term. Based on what you ar...
همسرم همیشه مرا به خیانت متهم می‌کند و می‌گوید کارهایی انجام می‌دهم که به نظر او بی‌احترامی است، حتی اگر منظورم اینطور نباشد. به عنوان مثال، وقتی در محل کار به کسی می‌گویم "عزیزم"، او آزرده می‌شود. ای کاش به ازای هر بار که او مرا به خیانت متهم کرد، یک پنی داشتم. او هرگز این کار را نخواهد کرد و هرگز نخواهد گفت که اشتباه...
سلام. این باید برای شما بسیار ناامیدکننده باشد که احساس کنید باید به‌طور مداوم در رابطه‌تان از اشتباهات یادآوری شوید، به‌ویژه زمانی که احساس می‌کنید همسرتان هیچ تقصیری را نمی‌پذیرد. این وضعیت می‌تواند باعث شود که در رابطه احساس ناکافی کنید و در بلندمدت به رابطه‌تان آسیب بزند. با توجه به آنچه شما بیان کرده‌اید و بدون دا...
null
My boyfriend shows affection, but I just push him away. Every time my boyfriend tries to kiss, hug, or touch me I almost always push him away. I'm on birth control and it has killed my sex drive. I love him so much. Why do I do this?
There could be many reasons that you push your boyfriend away. It could be part of how you were raised, it could be because of culture, it could even be your own insecurities about yourself that are then outwardly manifested in you "pushing" him away. What is important in all this is that you both find a way to connect...
دوست پسرم محبت نشان می‌دهد، اما من او را دور می‌کنم. هر بار که او سعی می‌کند مرا ببوسد، در آغوش بگیرد یا لمس کند، تقریباً همیشه او را پس می‌زنم. من از قرص‌های ضدبارداری استفاده می‌کنم و این موضوع میل جنسی‌ام را کم کرده است. من او را بسیار دوست دارم. چرا این کار را می‌کنم؟
دلایل زیادی می‌تواند وجود داشته باشد که شما دوست‌پسر خود را از خود دور می‌کنید. این می‌تواند ناشی از نحوه تربیت شما، تفاوت‌های فرهنگی یا حتی ناامنی‌های شخصی‌تان باشد که در نهایت منجر به رفتار "دور کردن" او می‌شود. آنچه در این میان اهمیت دارد این است که هر دوی شما راهی برای ارتباط برقرار کردن پیدا کنید. اگر اهل بغل کردن...
null
My wife is always accusing me of cheating and telling me that I'm doing things she finds disrespectful even when I don't mean it like that. For example, she gets offended when I call someone at work "sweetheart." I wish I had a penny for every time she accused me of cheating on her. She doesn't, and never will say sh...
Here is the truth: You will never get her to understand! because that would mean changing her and we can't change other people we can only change ourselves. I would recommend to take the time to self reflect on what exactly it is that you are doing that is contributing to the mixup. You both have very valid feelings an...
همسرم همیشه مرا به خیانت متهم می‌کند و می‌گوید که کارهایی را انجام می‌دهم که از نظر او بی‌احترامی است، حتی اگر چنین منظوری نداشته باشم. مثلاً وقتی در محل کار به کسی می‌گویم "عزیز"، او ناراحت می‌شود. ای کاش به ازای هر باری که او مرا به خیانت متهم کرده، یک پنی داشتم. او هرگز نمی‌گوید که اشتباه کرده است و هرگز نخواهد گفت....
حقیقت این است: شما هرگز نمی‌توانید او را وادار به درک کنید! زیرا این به معنای تغییر اوست و ما نمی‌توانیم دیگران را تغییر دهیم، فقط می‌توانیم خودمان را تغییر دهیم. من توصیه می‌کنم زمانی را به خوداندیشی اختصاص دهید تا دقیقاً بفهمید چه کاری انجام می‌دهید که به این سردرگمی کمک می‌کند. هر دوی شما احساسات بسیار معتبری دارید ...
null
My husband and I have been married for seven years, and in that time, we have only had sex four or five times. Others have told me that most men would have left me by now. Honestly, I think I have a low sex drive or neither one of us actually knows what we are doing. I want to be better connected with my husband.
I work with many couples that experience a wide range of sexual and relationship challenges. The one aspect I tell many folks that I work with, is this: Every person and relationship is different. There really isn't a "normal" amount of sex a person should have or want to have. If having sex 4 to 5 times in the course ...
من و شوهرم هفت سال است که با هم ازدواج کرده‌ایم و در این مدت فقط چهار یا پنج بار رابطه جنسی داشته‌ایم. دیگران به من گفته‌اند که اکثر مردان تا حالا باید مرا ترک کرده باشند. honestly، فکر می‌کنم که میل جنسی پایینی دارم یا هیچ‌کدام از ما واقعاً نمی‌دانیم چه می‌کنیم. من می‌خواهم ارتباط بهتری با شوهرم برقرار کنم.
من با زوج‌های زیادی کار می‌کنم که طیف وسیعی از چالش‌های جنسی و روابط را تجربه می‌کنند. نکته‌ای که به بسیاری از افرادی که با آن‌ها کار می‌کنم می‌گویم این است: هر فرد و هر رابطه‌ای متفاوت است. واقعاً مقدار "عادی" رابطه جنسی وجود ندارد که یک فرد باید داشته باشد یا بخواهد داشته باشد. اگر ۴ تا ۵ بار رابطه جنسی در طول رابطه ...
null
My husband and I had our first threesome recently. Everyone was drinking and he was on her more then me. He and I talked about it afterwards and it made me feel better, and now I'm craving more of it. But before it gets close to happening I get this empty feeling. Why am I feeling this way?
Hello, and thank you for your question. Nervousness, when doing something new, especially something sexual that can feel so personal, is very common. Indeed, despite the fact that nervousness can be uncomfortable, it is also part of the excitement of trying something new. Many people who engage in open, polyamorous, an...
من و شوهرم اخیراً اولین تجربه سه‌نفره‌مان را داشتیم. همه مشروب می‌نوشیدند و او بیشتر به او توجه داشت تا به من. بعداً ما در مورد آن صحبت کردیم و این باعث شد احساس بهتری داشته باشم و حالا بیشتر هوسش را می‌کنم. اما پیش از اینکه به وقوع بپیوندد، این احساس پوچی به من دست می‌دهد. چرا این‌گونه احساس می‌کنم؟
با سلام و تشکر از سوال شما. عصبی بودن هنگام انجام کاری جدید، به ویژه فعالیت‌های جنسی که می‌توانند احساسات شخصی عمیقی را در پی داشته باشند، موضوعی بسیار رایج است. در واقع، با وجود اینکه عصبی بودن می‌تواند ناراحت‌کننده باشد، اما همچنین بخشی از هیجان تجربه چیزهای جدید است. بسیاری از افرادی که در روابط باز، چندهمسری یا انو...
null
I don't know how to tell someone how I feel about them. How can I get better at expressing how I feel?
Let's just start with being real. Expressing yourself is vulnerable, and being vulnerable is hard. It takes courage and work to be vulnerable. My guess is that you have been shown in your lifetime that being vulnerable (ie, expressing yourself) is unsafe. My assumption would be you have been criticized, or ignored wh...
من نمی‌دانم چگونه احساساتم را نسبت به کسی بیان کنم. چگونه می‌توانم در ابراز احساسم بهتر شوم؟
بیایید با واقعی بودن شروع کنیم. ابراز وجود کردن، آسیب‌پذیر است و آسیب‌پذیر بودن سخت است. این کار به شجاعت و تلاش نیاز دارد. حدس می‌زنم که در طول زندگی‌تان به شما نشان داده‌اند که آسیب‌پذیر بودن (یعنی ابراز وجود) ناامن است. فرض من این است که هنگامی که در گذشته خود را ابراز کرده‌اید، مورد انتقاد یا نادیده‌گرفتن قرار گرفت...
null
My husband and I had our first threesome recently. Everyone was drinking and he was on her more then me. He and I talked about it afterwards and it made me feel better, and now I'm craving more of it. But before it gets close to happening I get this empty feeling. Why am I feeling this way?
As someone who specializes in sexuality and polyamory, I can tell you that your experience is incredibly common. It can be helpful to keep in mind that alcohol lowers our inhibitions, and for first time threesomes or any new sexual behavior really, we humans tend to enjoy a little extra oomph to our courage levels. Tha...
من و شوهرم اخیراً اولین تجربه سه‌نفری‌مان را داشتیم. همه مشروب می‌نوشیدند و او بیشتر از من به او توجه کرد. بعد از آن، ما درباره‌اش صحبت کردیم و این باعث شد احساس بهتری داشته باشم و حالا بیشتر هوسش را می‌کنم. اما قبل از اینکه بخواهد دوباره اتفاق بیفتد، این احساس خلوص در من شکل می‌گیرد. چرا این طور احساس می‌کنم؟
به‌عنوان فردی که در زمینه‌های جنسی و پلی‌آموری تخصص دارد، می‌توانم به شما بگویم که تجربه شما فوق‌العاده رایج است. در نظر داشته باشید که الکل می‌تواند مهارهای ما را کاهش دهد و در اولین تجربه‌های سه‌نفره یا هر رفتار جنسی جدید، ما انسان‌ها معمولاً تمایل داریم که مقداری بیشتر از شجاعت عادی خود بهره بگیریم. با این حال، الکل...
null
We weren't long distance until he joined the military. I love him and I know he loves, me but it's complicated. He said he's not going to find someone else, but I'm afraid. How do I keep our relationship going?
Hello. You are asking a very good question about how to sustain a long-distance relationship. Although maintaining a long-distance relationship has its challenges, with the proper communication, commitment, and understanding, many long-distance couples are able to thrive and maintain a close connection. Without knowing...
فاصله زیادی نداشتیم تا اینکه او به سربازی رفت. من او را دوست دارم و می‌دانم که او هم مرا دوست دارد، اما وضعیت پیچیده است. او گفت که قرار نیست با شخص دیگری باشد، اما من نگرانم. چگونه می‌توانم رابطه‌امان را ادامه دهم؟
سلام. شما سوال بسیار خوبی در مورد چگونگی حفظ یک رابطه از راه دور می‌پرسید. اگرچه حفظ یک رابطه از راه دور چالش‌های خاص خود را دارد، اما با ارتباط مؤثر، تعهد و درک متقابل، بسیاری از زوج‌های دور از هم توانسته‌اند پیشرفت کنند و ارتباط نزدیکی را حفظ کنند. بدون دانستن جزئیات بیشتر در مورد ماهیت "پیچیده" رابطه شما، نمی‌دانم آ...
null
We weren't long distance until he joined the military. I love him and I know he loves, me but it's complicated. He said he's not going to find someone else, but I'm afraid. How do I keep our relationship going?
You're right that long-distance relationships can be complicated. If he loves you and you love him, that's a great start. I wonder if you would be able or willing to have a discussion about what you love about each other and what makes each of you feel loved, valued, special, and appreciated.When having important discu...
فاصله زیادی نداشتیم تا اینکه او به خدمت سربازی رفت. من او را دوست دارم و می‌دانم که او هم عاشق من است، اما اوضاع پیچیده است. او گفت که قرار نیست شخص دیگری را پیدا کند، اما من نگرانم. چگونه می‌توانم رابطه‌مان را ادامه دهم؟
حق با شماست که روابط از راه دور می‌تواند پیچیده باشد. اگر او شما را دوست دارد و شما نیز او را دوست دارید، این یک شروع عالی است. نمی‌دانم آیا می‌توانید یا می‌خواهید در مورد ویژگی‌هایی که در یکدیگر دوست دارید و عواملی که هر یک از شما را احساس دوست‌داشتن، ارزشمند بودن، خاص بودن و قدردانی می‌دهد، گفتگو کنید. هنگام انجام بح...
null
I want to live with my mom. My dad gets angry and makes me feel like everything is my fault. I still talk to my mom although My dad tells me that I'm no allowed to. I'm scared I will make the wrong decision and that my dad will hate me. How do I tell him that I want to live with my mom?
There is a lot of information that needs to be filled in first. So what the custody arrangement? Does your dad have full custody? Is the custody shared? What does your mom think about the situation? Is she willing to go to bat for you?What is your age? Usually you have the right to choose based on age requirements set ...
می‌خواهم با مادرم زندگی کنم. پدرم عصبانی می‌شود و باعث می‌شود احساس کنم همه چیز تقصیر من است. با وجود اینکه پدرم به من می‌گوید اجازه ندارم، هنوز هم با مادرم صحبت می‌کنم. می‌ترسم تصمیم اشتباهی بگیرم و پدرم از من متنفر شود. چگونه به او بگویم که می‌خواهم با مادرم زندگی کنم؟
اطلاعات زیادی وجود دارد که باید ابتدا پر شود. ترتیب حضانت چگونه است؟ آیا پدر شما حضانت کامل دارد یا حضانت مشترک است؟ نظر مادرت درباره این وضعیت چیست؟ آیا او حاضر است برای شما از حق‌تان دفاع کند؟ سن شما چقدر است؟ معمولاً شما بر اساس شرایط سنی تعیین‌شده توسط ایالت حق انتخاب دارید. از نظر قانونی نمی‌توانید از مادرتان دور ...
null
I feel so alone. I have so many people around me, but it seems as they just listen and dont understand. They say it will all be okay, or they don't listen to me st all. Everyone says they are here for me but it doesn't feel like they are. Why do I feel so alone?
You ask a very deep and sensitive question which reflects good self-awareness.It is possible you are a more sensitive and aware person than the people whom you describe as listening and not really hearing you.Not everyone has the same capacity or willingness to pay careful attention to what is going on in life.Maybe fo...
من خیلی احساس تنهایی می‌کنم. افراد زیادی در اطرافم هستند، اما به نظر می‌رسد که فقط گوش می‌دهند و نمی‌فهمند. آنها می‌گویند که همه چیز درست می‌شود یا اصلاً به من توجه نمی‌کنند. همه می‌گویند که برای من اینجا هستند، اما حس نمی‌کنم که اینطور باشد. چرا اینقدر احساس تنهایی می‌کنم؟
شما سوال بسیار عمیق و حساسی می‌پرسید که نشان‌دهنده خودآگاهی بالای شماست. ممکن است شما فردی حساس‌تر و آگاه‌تر از افرادی باشید که می‌گویید به شما گوش می‌دهند اما واقعاً شما را نمی‌شنوند. همه افراد قابلیت یا تمایل یکسانی برای توجه دقیق به آنچه در زندگی می‌گذرد ندارند. شاید در حال حاضر، تا زمانی که بتوانید دوستانی پیدا کنی...
null
We've been in a long distance relationship for two and a half years. I recently saw his phone and saw the people he texts the most and one of them was a female coworker. I don't know how to approach this situation. How do I ask him about it?.
If you'd like to ask a question, then go ahead and ask!Boyfriend/girlfriend is a close relationship and it is usually understood as an exclusive relationship.  You're definitely entitled to know if your wishes to not have him texting another woman, are being respected.Often people are afraid to ask because they fear th...
ما دو سال و نیم است که در یک رابطه از راه دور هستیم. به تازگی تلفنش را دیدم و متوجه شدم که با چه کسانی بیشتر پیام می‌زند و یکی از آن‌ها یک همکار زن بود. نمی دانم چگونه باید به این موضوع نزدیک شوم. چگونه از او درباره‌اش بپرسم؟
اگر می‌خواهید سؤال بپرسید، پس بدون تردید بپرسید! دوست‌پسر/دوست‌دختر یک رابطه نزدیک است و معمولاً به عنوان یک رابطه انحصاری تلقی می‌شود. شما قطعاً حق دارید بدانید که آیا به آرزوی شما مبنی بر اینکه او با زن دیگری پیامک نمی‌زند، احترام گذاشته می‌شود یا نه. اغلب مردم از پرسیدن می‌ترسند زیرا نگرانند حقیقت آنها را آزرده خاطر...
null
We weren't long distance until he joined the military. I love him and I know he loves, me but it's complicated. He said he's not going to find someone else, but I'm afraid. How do I keep our relationship going?
You're wise to be aware of possible changes to your relationship once your bf is away from you for extended time periods.All you both can do is state your intentions and wishes, keep in contact as much as possible, and wait to see how your relationship unfolds.To a large degree, each of you is relying on faith that if ...
فاصله زیادی نداشتیم تا زمانی که او به سربازی رفت. من او را دوست دارم و می‌دانم که او هم مرا دوست دارد، اما اوضاع پیچیده است. او گفت که قرار نیست کسی دیگر را پیدا کند، اما من نگرانم. چگونه می‌توانم رابطه‌ام را ادامه دهم؟
شما عاقلانه عمل می‌کنید که از احتمال تغییرات در رابطه‌تان آگاه هستید زمانی که دوست‌پسرتان برای مدت طولانی از شما دور است. تنها کاری که می‌توانید انجام دهید این است که نیت‌ها و خواسته‌های خود را بیان کنید، تا حد امکان در تماس بمانید و منتظر بمانید تا ببینید رابطه‌تان چگونه پیش می‌رود. تا حد زیادی، هر یک از شما به این ای...
null
We've been in a long distance relationship for two and a half years. I recently saw his phone and saw the people he texts the most and one of them was a female coworker. I don't know how to approach this situation. How do I ask him about it?.
I agree with Sherry that in a close intimate relationship, you are entitled to ask questions about his relationship with significant others. These questions help couples to build connection and trust. It's based on the idea that if you reach out to him for whatever reason (support, openess, understanding, empathy), you...
ما دو سال و نیم است که در یک رابطه از راه دور هستیم. اخیراً تلفن او را دیدم و افرادی را که او بیشتر پیام می‌دهد مشاهده کردم و یکی از آنها یک همکار زن بود. نمی‌دانم چگونه باید به این موضوع نزدیک شوم. چگونه از او در مورد این موضوع بپرسم؟
من با شری موافقم که در یک رابطه صمیمی نزدیک، شما حق دارید درباره رابطه او با افراد مهم سوال بپرسید. این سوالات به زوج‌ها کمک می‌کند تا ارتباط و اعتماد را بسازند. این بر پایه این ایده است که اگر به هر دلیلی (حمایت، گشاده‌رویی، درک، همدلی) به او مراجعه کنید، می‌توانید به او اتکا کنید و انتظار داشته باشید که او پاسخگو باش...
null
I feel like I hate myself physically and emotionally sometimes. How can I start accepting myself and be more confident?
This happens slowly and can be done.You already are at the first step of realizing that you hate yourself, not that the feelings of self-loathing are the best of what you're able to expect from life.A way to start building confidence is to pay close attention to the way you handle interactions and make decisions.If you...
احساس می‌کنم گاهی اوقات از نظر جسمی و روحی از خودم متنفرم. چگونه می‌توانم خودم را بپذیرم و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
این فرایند به آرامی انجام می‌شود و امکان‌پذیر است. شما اکنون در اولین قدم برای درک اینکه از خودتان نفرت دارید، قرار دارید، نه اینکه احساس نفرت از خود بهترین چیزی است که می‌توانید از زندگی انتظار داشته باشید. یکی از راه‌ها برای شروع ایجاد اعتماد به نفس، توجه دقیق به نحوه مدیریت تعاملات و تصمیمات شماست. اگر متوجه شوید که...
null
I'm obsessing about a terrible breakup. Everything is a constant reminder. How do I move on?
Let yourself know what you feel.   There is no timetable or known length of how much time a particular person requires in order to feel that the dissolved relationship is behind them.Probably the more you allow yourself to acknowledge your sadness from seeing the reminders, the sooner you will feel fresh and new again.
من در مورد یک جدایی terrible وسواس دارم. همه چیز یک یادآوری مداوم است. چگونه می‌توانم پیش بروم؟
به خود اجازه دهید احساستان را بشناسید. هیچ جدول زمانی یا مدت زمان مشخصی برای این که هر فردی احساس کند رابطه منحل شده پشت سرش است، وجود ندارد. احتمالاً هرچه بیشتر به خود اجازه دهید غم خود را از یادآوری‌ها تصدیق کنید، زودتر احساس تازگی و نو شدن خواهید کرد.
null
My wife is always accusing me of cheating and telling me that I'm doing things she finds disrespectful even when I don't mean it like that. For example, she gets offended when I call someone at work "sweetheart." I wish I had a penny for every time she accused me of cheating on her. She doesn't, and never will say sh...
You may not get her to understand your point of view with any more success than your wife is having with you to do the same.It is possible you are a balanced couple in the sense of neither one of you understanding the other.The deeper question to ponder is whether each of you can accept the other person even though you...
همسرم همیشه مرا به خیانت متهم می‌کند و به من می‌گوید که کارهایی انجام می‌دهم که از نظر او بی‌احترامی است، حتی اگر قصدم این نباشد. برای مثال، وقتی در محل کار به کسی می‌گویم "عزیز" او ناراحت می‌شود. ای کاش برای هر باری که او مرا به خیانت متهم کرد، یک پنی داشتم. او هیچ‌گاه اعتراف نمی‌کند که اشتباه کرده و هرگز نخواهد گفت. ...
ممکن است نتوانید او را با موفقیت بیشتری نسبت به آنچه همسرتان با شما دارد، متوجه کنید. این ممکن است نشان دهد که شما زوجی متعادل هستید، به این معنا که هیچ‌یک از شما دیگری را درک نمی‌کند. سوال عمیق‌تری که باید در نظر بگیرید این است که آیا هر یک از شما می‌تواند شخص دیگری را بپذیرد، حتی اگر هر یک از شما تعریف‌های بسیار متفا...
null
I have a fear of something and I want to face that fear to overcome it, but I don't know how. What can I do?
Hello, and thank you for your question. Overcoming fears is something that everyone struggles with at one time or another. Sometimes we come across something that scares us, we push through it and suddenly we aren't afraid anymore. But sometimes it can seem like our fears just take over and we cannot overcome them. The...
من از چیزی می ترسم و می‌خواهم با آن ترس مواجه شوم تا بر آن غلبه کنم، اما نمی‌دانم چگونه. چه کارهایی می‌توانم انجام دهم؟
سلام و از سوال شما سپاسگزارم. غلبه بر ترس‌ها موضوعی است که همه در مقاطعی از زندگی با آن مواجه می‌شوند. گاهی اوقات با چیزی روبرو می‌شویم که ما را می‌ترساند؛ اما از آن عبور می‌کنیم و ناگهان دیگر نمی‌ترسیم. اما در بعضی موارد، به نظر می‌رسد که ترس‌ها به‌طور کامل ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند و نمی‌توانیم بر آن‌ها غلبه کنیم....
null
I feel so alone. I have so many people around me, but it seems as they just listen and dont understand. They say it will all be okay, or they don't listen to me st all. Everyone says they are here for me but it doesn't feel like they are. Why do I feel so alone?
Although we can have moments when we feel alone, even with the presence of family and friends, feeling alone most of the time could be a sign that there is a lack of connection between you and your loved ones. Generally, the lack of connection can occur when you don't feel heard, understood or valued. These are common ...
خیلی احساس تنهایی می‌کنم. افراد زیادی در اطرافم هستند، اما به نظر می‌رسد که فقط گوش می‌دهند و نمی‌فهمند. آنها می‌گویند همه‌چیز درست خواهد شد یا اصلاً به من گوش نمی‌دهند. همه می‌گویند که برای من اینجا هستند، اما این‌طور به نظر نمی‌رسد. چرا اینقدر احساس تنهایی می‌کنم؟
اگرچه ممکن است در لحظاتی احساس تنهایی کنیم، حتی در کنار خانواده و دوستان، احساس تنهایی مداوم می‌تواند نشانه‌ای از عدم ارتباط کافی بین شما و عزیزانتان باشد. به طور کلی، این عدم ارتباط زمانی اتفاق می‌افتد که شما احساس نکنید که شنیده، درک، یا ارزیابی می‌شوید. اینها نیازهای عاطفی رایجی هستند که موجب ایجاد یک ارتباط عاطفی ق...
null
I know I'm ruining my life with a lot of the decisions I make. I consistently tell myself I need to make some serious changes in my life, but I just can't seem to even though I really want to. Why can't I force myself to change?
Hello, and thank you for your question. Changing unwanted behavior is one of the hardest things a person can do. I agree with Sherry that being patient with yourself is important. Here are a few things I would suggest:1. Get clear on the behaviors you really want to change, and make sure they are behaviors that CAN be ...
می‌دانم که با بسیاری از تصمیماتی که می‌گیرم، زندگی‌ام را خراب می‌کنم. دائماً به خودم می‌گویم که باید تغییرات جدی در زندگی‌ام ایجاد کنم، اما انگار نمی‌توانم، هرچند واقعاً می‌خواهم. چرا نمی‌توانم خودم را به تغییر مجبور کنم؟
با سلام و تشکر از سؤال شما. تغییر رفتارهای ناخواسته یکی از دشوارترین کارهایی است که یک فرد می‌تواند انجام دهد. من با شری موافقم که صبور بودن با خود بسیار مهم است. در اینجا چند پیشنهاد دارم: 1. رفتارهایی را که واقعاً می‌خواهید تغییر دهید مشخص کنید و اطمینان حاصل کنید که این رفتارها قابل تغییر هستند. گاهی اوقات هدفی مانن...
null
My husband and I had our first threesome recently. Everyone was drinking and he was on her more then me. He and I talked about it afterwards and it made me feel better, and now I'm craving more of it. But before it gets close to happening I get this empty feeling. Why am I feeling this way?
Hello there.  As you have courageously explained your soulful dilemma. I can appreciate the complexity of this situation.  You have identified some key factors that may be contributing to your sense of feeling "empty".  One, is the ultimate goal here able to be acquired from this arrangement?  Are you trying to have yo...
من و شوهرم اخیراً اولین تجربه سه‌نفره‌مان را داشتیم. همه در حال نوشیدن بودند و او بیشتر بر روی او بود تا من. بعداً درباره‌اش با هم صحبت کردیم و این باعث شد احساس راحتی بیشتری داشته باشم و حالا بیشتر به آن علاقه‌مند شدم. اما قبل از اینکه به وقوع بپیوندد، این حس خالی بودن را احساس می‌کنم. چرا چنین احساسی دارم؟
سلام. همانطور که با شجاعت معضل عاطفی خود را توضیح داده‌اید، من می‌توانم پیچیدگی این وضعیت را درک کنم. شما برخی از عوامل کلیدی را شناسایی کرده‌اید که ممکن است به احساس «خالی بودن» شما کمک کند. آیا هدف نهایی شما از این ترتیب قابل دستیابی است؟ آیا در تلاشید که در حضور همسرتان از ارتباط با زن دیگری لذت ببرید، اما نه به اند...
null
I feel so alone. I have so many people around me, but it seems as they just listen and dont understand. They say it will all be okay, or they don't listen to me st all. Everyone says they are here for me but it doesn't feel like they are. Why do I feel so alone?
Hello there.  Thank you for sharing your heart here.  I want to start off by saying, in kind of an ironic way, your struggle is something many people go through, I might say quite often.  Many feel alone with one another quite frequently.  THe reasons for feeling alone vary much between person to person.  In reading ho...
خیلی احساس تنهایی می‌کنم. افراد زیادی در اطرافم هستند، اما به نظر می‌رسد که فقط گوش می‌دهند و نمی‌فهمند. آنها می‌گویند که همه چیز درست خواهد شد یا اصلاً به من گوش نمی‌دهند. همه می‌گویند که برای من اینجا هستند، اما این طور به نظر نمی‌رسد. چرا اینقدر احساس تنهایی می‌کنم؟
سلام. از شما برای به اشتراک گذاشتن احساساتتان در اینجا سپاسگزارم. می‌خواهم با یک کنایه آغاز کنم که مبارزه شما چیزی است که بسیاری از مردم آن را تجربه می‌کنند و شاید حتی به طور مکرر. بسیاری از افراد به طور مکرر با یکدیگر احساس تنهایی می‌کنند. دلایل این احساس تنهایی بین افراد متفاوت است. با خواندن نحوه ارائه مطالب شما، تص...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
Feelings of anxiety can be scary and sometimes we're not aware of the triggers that lead up to moments of anxiety, i. e., heart racing, sweaty palms, sweating, shortness of breath. It's important to realize that in moments of anxiety our body & mind are experiencing a reaction from our primal or reptilian brain that is...
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما در روزهای دیگر، قلبم تند می‌زند و به سختی می‌توانم صحبت کنم. همیشه فکر می‌کردم این طبیعی است و صرفاً دچار استرس هستم، اما روز دیگر تقریباً 30 دقیقه در ماشین نشستم تا جرات کنم به تنهایی وارد تارگت شوم.
احساس اضطراب می‌تواند ترسناک باشد و گاهی اوقات ما از محرک‌هایی که منجر به لحظات اضطراب می‌شوند، آگاه نیستیم؛ از جمله تپش قلب، عرق کردن کف دست، تعریق و تنگی نفس. درک این نکته مهم است که در لحظات اضطراب، بدن و ذهن ما واکنش‌هایی از مغز اولیه یا خزنده‌مان را تجربه می‌کنند که نشان‌دهنده واکنش "فرار یا مبارزه" در درون ما است...
null
Often times I find myself thinking scary thoughts and sometimes I even scare myself into thinking that something bad is going to happen to me. Once it starts, the thought continues going through my head and I can't get it out. How can I stop these thoughts?
Scary thoughts can feel overwhelming at times as well as feeling quite real. I want to acknowledge how scary they can feel, but there is hope and new skills you can learn to work with these types of thoughts. The first step in working with scary or negative thoughts is to acknowledge that they are just thoughts and we ...
اغلب اوقات به افکار ترسناک دچار می‌شوم و گاهی حتی خودم را آن‌چنان می‌ترسانم که فکر می‌کنم قرار است اتفاق بدی برایم بیفتد. زمانی که این افکار شروع می‌شود، در ذهنم باقی می‌مانند و نمی‌توانم آن‌ها را فراموش کنم. چگونه می‌توانم جلوی این افکار را بگیرم؟
افکار ترسناک ممکن است گاهی اوقات بسیار طاقت‌فرسا و کاملاً واقعی به نظر برسند. من می‌خواهم به شما بگویم که چقدر ممکن است این افکار ترسناک باشند، اما در عین حال امیدی وجود دارد و مهارت‌های جدیدی را می‌توانید یاد بگیرید تا با این نوع افکار مواجه شوید. اولین قدم در مواجهه با افکار ترسناک یا منفی این است که به این موضوع اذع...
null
We've been in a long distance relationship for two and a half years. I recently saw his phone and saw the people he texts the most and one of them was a female coworker. I don't know how to approach this situation. How do I ask him about it?.
I think honesty is the right approach in this situation. Share with him that you looked at his phone, as well as sharing with him any fears or concerns that you're having about the long distance relationship. Trust is the foundation of any successful relationship and when doubt & distrust creep into a relationship it c...
ما دو سال و نیم است که در یک رابطه از راه دور هستیم. به تازگی تلفن او را بررسی کردم و افرادی را که او بیشتر با آنها پیام می‌زند دیدم که یکی از آنها یک همکار زن بود. نمی‌دانم چطور باید به این موضوع نزدیک شوم. چگونه باید از او در این مورد سؤال کنم؟
من فکر می‌کنم صداقت در این موقعیت بهترین رویکرد است. با او در میان بگذارید که به تلفن‌اش نگاه کرده‌اید و همچنین هر گونه ترس یا نگرانی که در مورد رابطه از راه دور دارید را با او مطرح کنید. اعتماد پایه و اساس هر رابطه موفقی است و زمانی که شک و بی‌اعتمادی به یک رابطه وارد شود، می‌تواند سلامت بلندمدت آن را تضعیف کند. امیدو...