Unnamed: 0
float64
Patient
stringlengths
1
2.7k
Therapist
stringlengths
1
32.7k
Translated Patient
stringlengths
1
2.63k
Translated Therapist
stringlengths
3
7.25k
null
I have been diagnosed with general anxiety and depression by my family doctor. They wrote a prescription for me to have an emotional support dog, I have the paper work, and I gave it to my apartment manager. They said I can't keep the ESD because I'm not disabled. What do you suggest I do?
This can be a difficult situation.  Typically, only animals that are specifically trains to accomplish a specific task are legally protected as Service Animsls. Even though that can be very helpful, emotional support animals are not generally protected in the same way.You might not be able to make your landlord accommo...
پزشک خانواده‌ام تشخیص اضطراب عمومی و افسردگی را برای من صادر کرد. ایشان برای من نسخه‌ای نوشتند تا سگ حمایت عاطفی داشته باشم و من مدارک آن را دارم و به مدیر آپارتمانم ارائه دادم. اما آن‌ها گفتند نمی‌توانم سگ حمایت عاطفی را نگه‌دارم چون معلول نیستم. پیشنهاد شما چیست؟
این می‌تواند وضعیت دشواری باشد. معمولاً فقط حیواناتی که به طور خاص برای انجام یک کار معین آموزش دیده‌اند، از نظر قانونی به عنوان حیوانات خدماتی محافظت می‌شوند. هرچند این می‌تواند بسیار مفید باشد، اما حیوانات حمایت عاطفی به طور کلی به همان شیوه محافظت نمی‌شوند. ممکن است نتوانید صاحبخانه‌تان را وادار کنید تا از شما پذیرا...
null
I've been with a man for four years. For the last year, he has said he is done, but he still talks, texts, visits, and has not moved on with anyone else. His words do not match his actions. I love this man, but it's hurting so much.
That does sound very confusing...and hurtful.  You do not have to tolerate someone treating you in a way that hurts you.  It may be helpful to decide where the boundaries are for you and to stay true to them in your interactions with him.  You teach other people how they are allowed to treat you.
من چهار سال با یک مرد هستم. در سال گذشته، او گفته که به رابطه‌اش پایان داده، اما هنوز با من صحبت می‌کند، پیام می‌دهد، دیدار می‌کند و با کسی دیگر رابطه‌ای ندارد. سخنان او با اعمالش همخوانی ندارد. من این مرد را دوست دارم، اما این موضوع برایم خیلی دردناک است.
بسیار گیج‌کننده و آسیب‌زننده به نظر می‌رسد. شما نیازی ندارید که تحمل کنید کسی به طریقی با شما رفتار کند که به شما آسیب بزند. ممکن است تصمیم بگیرید که مرزهای شما کجا قرار دارد و در تعاملات خود با او به آن‌ها پایبند بمانید. شما به دیگران آموزش می‌دهید که چگونه اجازه دارند با شما رفتار کنند.
null
I’m a man, and I’m soon to be married. I have been messing around with other men on the side. It started as a once in a while thing, but it’s been happening a lot. I don't know what to do.
I would start by examining the reasons for seeking out other relationships. Are you getting something from the other men that you do not currently receive from your current partner? Such as, is it more exciting with others and that excitement is lacking in your current relationship?
من یک مرد هستم و به زودی ازدواج می‌کنم. در حین این موضوع، با مردان دیگری رابطه داشته‌ام. این قضیه ابتدا به ندرت پیش می‌آمد، اما حالا بیشتر از حد معمول اتفاق می‌افتد. نمی‌دانم چه باید بکنم.
من با بررسی دلایل جستجوی روابط دیگر آغاز می‌کنم. آیا از سایر مردان چیزی می‌گیرید که در حال حاضر از شریک فعلی‌تان دریافت نمی‌کنید؟ مثلاً آیا تجربه‌ی هیجان‌انگیزتری با دیگران دارید و این هیجان در رابطه‌تان با شریک فعلی وجود ندارد؟
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
I would suggest keeping a log of those days when you are having a hard time. Items to write would be what were you doing before you felt this way, did you eat and what, what time of day is it, how much sleep did you get that night, etc... This can help you identify any triggers. Further assessment can be made by a heal...
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما روزهای دیگر، قلبم تند می‌زند و کلمات به‌سختی از دهانم بیرون می‌آیند. همیشه فکر می‌کردم این طبیعی است و فقط عصبی هستم، اما روز دیگر تقریباً ۳۰ دقیقه در ماشینم نشستم تا جرات کنم به‌تنهایی وارد تارگت شوم.
پیشنهاد می‌کنم گزارشی از روزهایی که با سختی مواجه هستید، تهیه کنید. مواردی که باید بنویسید شامل این است که قبل از اینکه چنین احساسی پیدا کنید چه کار می‌کردید، آیا غذایی مصرف کرده‌اید و چه چیزی بوده، چه ساعتی از روز است، چقدر خواب در شب گذشته داشتید و غیره... این می‌تواند به شما در شناسایی محرک‌های احتمالی کمک کند. ارزی...
null
When my son was a teenager, we sent him to live with his dad because of the constant disrespectful attitude. A week after he graduated, his dad made him leave because of the same issues. All four parents tried to talk to him, and he just refuses help all around. He is now living with his grandparents. He had a job, and...
I admire your efforts. You can continue to offer assistance for your son, but it is ultimately up to him to decide what to do with the information or ideas that you are giving to him.One thing you might try is to ask questions in a way that enables you to learn more about what he is experiencing. For example, if he is ...
وقتی پسرم teenager بود، به دلیل رفتارهای مداوم بی‌احترامی‌اش، او را فرستادیم تا با پدرش زندگی کند. یک هفته بعد از فارغ‌التحصیلی، پدرش به خاطر همین مسایل او را مجبور به رفتن کرد. هر چهار والد تلاش کردند با او صحبت کنند، ولی او از پذیرش کمک امتناع می‌ورزد. او اکنون با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می‌کند. او شغل داشت و برای ...
من تلاش‌های شما را تحسین می‌کنم. شما می‌توانید به ارائه کمک به پسرتان ادامه دهید، اما در نهایت این به او بستگی دارد که با اطلاعات یا ایده‌هایی که به او می‌دهید چه کند. یکی از کارهایی که می‌توانید امتحان کنید این است که سوالاتی بپرسید که به شما امکان می‌دهد بیشتر در مورد تجربیات او اطلاعات کسب کنید. به عنوان مثال، اگر ا...
null
In middle school and high school, my friends and family thought I was gay. I tried telling them, but they wouldn’t believe me. It almost feels like they wanted me to be. Now I’m actually starting to believe them. I know I wasn’t back then, and now I’m not sure anymore.
I agree with Amy. We get a lot of pressure from others and even ourselves to define who we are and what we want at a pretty early age. The truth is, our sexuality can change and grow in directions we never imagined. I may be wrong, but I am getting the impression that you may not want to be gay. That this is something ...
در دوران راهنمایی و دبیرستان، دوستان و خانواده‌ام فکر می‌کردند که من همجنس‌گرا هستم. سعی کردم به آنها بگویم که اینطور نیست، اما آنها باور نکردند. تقریباً به نظر می‌رسید که می‌خواستند من اینگونه باشم. حالا به تدریج دارم به حرف‌هایشان ایمان می‌آورم. می‌دانم که آن موقع همجنس‌گرا نبودم و حالا دیگر مطمئن نیستم.
من با امی موافقم. ما از طرف دیگران و حتی خودمان فشار زیادی داریم تا در سنین پایین تعریف کنیم که چه کسی هستیم و چه می‌خواهیم. حقیقت این است که تمایلات جنسی ما می‌تواند تغییر کند و به سمت‌هایی رشد کند که هرگز تصور نمی‌کردیم. ممکن است اشتباه کنم، اما این حس را دارم که ممکن است شما نخواهید همجنس‌گرا باشید. به نظر می‌رسد ای...
null
I was the one who ended it, and I'm so glad I did. It was the best decision I made in my life. But how do I stop the nightmares and flashbacks? It is creating a wall in my current relationship.
One thing you could try to do on your own is to focus on the partner who is in front of you now. If you are able to connect with them via touch or focusing on their tone of voice, that may help to center you. Tried to stay grounded and/or mindful. That is being aware of your position in the room, your feet on the floor...
من کسی بودم که این رابطه را تمام کردم و بسیار خوشحالم که این کار را انجام دادم. این بهترین تصمیمی بود که در زندگی‌ام گرفته‌ام. اما چگونه می‌توانم کابوس‌ها و یادآوری‌های ناگوار را متوقف کنم؟ این موضوع در حال ایجاد یک مانع در رابطه فعلی‌ام است.
یکی از کارهایی که می‌توانید به تنهایی انجام دهید، تمرکز بر شریکی است که اکنون در مقابل شما قرار دارد. اگر بتوانید از طریق لمس یا توجه به تن صدای آنها با آنها ارتباط برقرار کنید، ممکن است به تمرکز شما کمک کند. سعی کنید بر روی زمین بمانید و/یا هوشیار باشید؛ یعنی از موقعیت خود در اتاق آگاه باشید، پاهایتان را روی زمین حس ک...
null
I panicked over a minor parking lot mistake. It was totally my fault, but due to another insurance issue, I left a note with an illegible phone number. Guilty over this, I got an envelope containing several hundred dollars. Unfortunately, by the time I returned, the other driver had seen my ersatz note and drove away. ...
   Thanks for sharing as it shows your humanity and that you have a sensitive conscience. In your example here I'd encourage you to always think, "safety first"; and never offer a stranger at the accident scene "...several hundred dollars". Why? Because it could go badly against you (i.e. extortion, robbed, or would th...
از یک اشتباه کوچک در پارکینگ وحشت کردم. کاملاً تقصیر من بود، اما به خاطر یک مشکل بیمه‌ای دیگر یادداشتی با شماره تلفن ناخوانا گذاشتم. بابت این قضیه احساس گناه می‌کنم و یک پاکت حاوی چند صد دلار دریافت کردم. متأسفانه وقتی برگشتم، راننده دیگری یادداشت جعلی من را دید و رفت. از آنجایی که نمی‌توانم این موضوع را برای آن فرد جب...
از اشتراک‌گذاری شما متشکرم، زیرا نشان‌دهنده انسانیت شما و وجدان حساس‌تان است. در مثال شما، من شما را تشویق می‌کنم که همیشه به یاد داشته باشید: "ایمنی در اولویت است" و هرگز به یک غریبه در صحنه تصادف "... چند صد دلار" پیشنهاد ندهید. چرا؟ زیرا ممکن است عواقب بدی برای شما داشته باشد (مثل اخاذی، سرقت یا به عنوان رشوه تلقی ش...
null
I don't know what to say. I have never really known who I am.
This is perhaps the deepest question that one can ask of themselves and the answer is as elusive as the deepest enigma. We are fluid beings, we are never the same from day to day, we learn or unlearn, we evolve or some of us even devolve, we are in a state of constant flux, changing and adapting, like a cloud in the sk...
نمی‌دانم چه بگویم. هرگز واقعاً ندانسته‌ام که کیستم.
این شاید عمیق‌ترین سوالی باشد که می‌توان از خود پرسید و پاسخ آن به اندازه‌ی عمیق‌ترین معما مبهم است. ما موجوداتی سیال هستیم و هر روز تغییر می‌کنیم؛ یاد می‌گیریم یا فراموش می‌کنیم، تکامل می‌یابیم یا برخی از ما حتی نیز به سمت عقب برمی‌گردیم. در وضعیتی دائمی از تغییر و سازگاری هستیم، مانند ابری در آسمان که شکلش تحت تأثیر ...
null
I've become so jaded that I can't control my thoughts. I cannot focus on anything and been having anxiety attacks.
I imagine that it's pretty disconcerting to feel as though you lost yourself.When you said that you are jaded, I'm not sure whether you mean that you are jaded toward someone, something, life in general, or some combination thereof.One of the difficult things about anxiety is that anxiety can lead to more anxiety becau...
من آنقدر بی‌تفاوت شده‌ام که نمی‌توانم افکارم را کنترل کنم. نمی‌توانم روی هیچ چیزی تمرکز کنم و دچار حملات اضطرابی شده‌ام.
تصور می‌کنم خیلی نگران‌کننده باشد که احساس کنید خود را گم کرده‌اید. وقتی می‌گویید خسته شده‌اید، مطمئن نیستم که آیا منظورتان این است که نسبت به کسی، چیزی، زندگی به طور کلی یا ترکیبی از آن‌ها خسته‌اید یا خیر. یکی از مشکلات اضطراب این است که می‌تواند به خاطر نگرانی درباره‌ی وقوع حمله پانیک دیگر، منجر به اضطراب بیشتر شود. ...
null
My husband and I have been married for seven years, and in that time, we have only had sex four or five times. Others have told me that most men would have left me by now. Honestly, I think I have a low sex drive or neither one of us actually knows what we are doing. I want to be better connected with my husband.
There are a lot of different things that could be playing a role here.First, different people have unique levels of sex drive, and sometimes there is a hormonal imbalance.Because you say both that there is a possibility that neither one of you "actually knows what you're doing," and you want to be better connected with...
من و شوهرم هفت سال است که ازدواج کرده‌ایم و در این مدت فقط چهار یا پنج بار رابطه جنسی داشته‌ایم. دیگران به من گفته‌اند که اکثر مردان تا الان مرا ترک کرده بودند. راستش را بخواهید، فکر می‌کنم میل جنسی پایینی دارم یا هیچ‌کدام از ما واقعاً نمی‌دانیم چه کار می‌کنیم. من می‌خواهم ارتباط بهتری با شوهرم برقرار کنم.
چیزهای مختلفی می‌توانند در اینجا نقش داشته باشند. اولاً، افراد مختلف سطوح منحصر به فردی از میل جنسی دارند و گاهی اوقات ممکن است اختلال هورمونی وجود داشته باشد. از آنجا که هر دو شما می‌گویید این امکان وجود دارد که هیچ‌کدام از شما "درواقع نمی‌دانید چه کار می‌کنید" و می‌خواهید ارتباط بهتری با شوهرتان برقرار کنید، در نظر د...
null
I have been diagnosed with general anxiety and depression by my family doctor. They wrote a prescription for me to have an emotional support dog, I have the paper work, and I gave it to my apartment manager. They said I can't keep the ESD because I'm not disabled. What do you suggest I do?
This is tricky because there are different types of emotional support dogs. The ones that are officially trained actually go through months of training and then are paired with someone for whom they perform specific tasks.You may benefit from looking at the blog written by Valerie Parrott, who has an emotional support ...
پزشک خانواده‌ام تشخیص اضطراب عمومی و افسردگی را برایم داده است. آنها نسخه‌ای برای داشتن یک سگ حمایت عاطفی نوشتند و من مدارک آن را دارم و به مدیر آپارتمانم ارائه دادم. اما آنها گفتند نمی‌توانم ESD را نگه‌دارم چون معلول نیستم. پیشنهاد می‌کنید چه کار کنم؟
این موضوع پیچیده است زیرا انواع مختلفی از سگ‌های حمایت عاطفی وجود دارد. آنهایی که به‌طور رسمی آموزش دیده‌اند، واقعاً ماه‌ها آموزش را پشت سر می‌گذارند و سپس با فردی که برای او وظایف خاصی را انجام می‌دهند، جفت می‌شوند. می‌توانید از نوشته‌های والری پاروت، که به دلیل اضطراب و حملات پانیک شدید یک سگ حمایت عاطفی دارد، بهره‌م...
null
I don't know what to say. I have never really known who I am.
Because you put this under the category of spirituality, I'm not sure whether you are asking how you find yourself as far as religious or spiritual beliefs or overall.If you are talking about learning more about religious or spirituality, consider either going to or speaking with someone who is involved with a nondenom...
نمی‌دانم چه بگویم. هرگز واقعاً نفهمیدم که کی هستم.
از آنجایی که شما این موضوع را در دسته معنویت قرار داده‌اید، مطمئن نیستم که آیا در مورد اعتقادات مذهبی یا معنوی خودتان صحبت می‌کنید یا به طور کلی چگونه خود را می‌یابید. اگر در مورد یادگیری بیشتر درباره دین یا معنویت صحبت می‌کنید، پیشنهاد می‌کنم به یک مراسم کلیسای غیرمذهبی بروید یا با کسی که در این زمینه فعالیت می‌کند صح...
null
My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore.
This sounds stressful.You mentioned that you want to learn how to avoid them. I'm not sure whether you want to avoid them overall or if you would like to ask your mom to maybe only talk to you about it for a few minutes about your niece in each conversation that you have.Maybe you can connect your mom with some support...
مادرم از خواهرزاده‌ای که خواهرم او را ترک کرده مراقبت می‌کند. او هر روز با من تماس می‌گیرد و شکایت می‌کند، اما من دیگر نمی‌خواهم این را بشنوم.
این به نظر استرس زاست. شما اشاره کردید که می‌خواهید یاد بگیرید چگونه از این مسائل دوری کنید. من مطمئن نیستم که آیا می‌خواهید به‌طور کلی از آنها فاصله بگیرید یا اینکه می‌خواهید از مادرتان بخواهید که در هر مکالمه‌تان فقط چند دقیقه در مورد خواهرزاده‌تان با شما صحبت کند. شاید بتوانید مادرتان را با برخی منابع حمایتی مرتبط ک...
null
My fiancé and I recently had an argument over finances. He gives me the money each month to pay his automobile insurance. He no longer has one of the vehicles on the policy. He realized he was still paying for the coverage and asked why I was allowing him to continue to do that since I was physically paying it for him....
A few things come to mind. I wonder if your fiancé is still angry about it or if he was angry in that moment and has now worked through it.It sounds like there was also a difference in expectations here. You were just  paying the bill with the money he was giving to you and he may have assumed you were reading it. You ...
من و نامزدم اخیراً بر سر مسائل مالی با هم بحث کردیم. او هر ماه به من پول می‌دهد تا بیمه خودرویش را پرداخت کنم. او دیگر یکی از وسایل نقلیه را در این بیمه‌نامه ندارد. او متوجه شد که هنوز هزینه پوشش بیمه را می‌پردازد و از من پرسید چرا اجازه می‌دهم این کار را ادامه دهد، با اینکه من در واقع هزینه را برای او می‌پردازم. پاسخ ...
چند موضوع به ذهنم می‌رسد. کنجکاوم بدانم آیا نامزد شما هنوز از این موضوع ناراحت است یا اینکه در آن لحظه عصبانی بوده و حالا با آن کنار آمده است. به نظر می‌رسد در اینجا انتظارات متفاوتی وجود داشته است. شما فقط با پولی که او به شما می‌داد، صورت‌حساب را پرداخت می‌کردید و او ممکن است فرض کرده باشد که شما در حال خواندن آن هست...
null
She said she needed space after three days of dating, and she got a boyfriend a week later. I still really miss her, and she told me she still likes me.
It sounds as if your ex-girlfriend is trying to figure out what type of relationship she is looking to have with you. There are lots of levels of relationships, from a basic acquaintance, to a more friendly acquaintance, to a friend, close friend, best friend, early romantic partner, committed romantic partner, and man...
او گفت که بعد از سه روز رابطه به فضای شخصی نیاز دارد و یک هفته بعد دوست پسری پیدا کرد. من هنوز واقعاً دلم برایش تنگ شده و او به من گفت که هنوز هم مرا دوست دارد.
به نظر می‌رسد که دوست دختر سابق شما در تلاش است تا بفهمد به دنبال چه نوع رابطه‌ای با شما است. سطوح مختلفی از روابط وجود دارد، از یک آشنایی ساده، تا آشنایی دوستانه‌تر، دوست، دوست صمیمی، بهترین دوست، شریک عاشقانه اولیه، شریک عاشقانه متعهد و انواع دیگر. اگر او مایل است درباره احساساتش با شما صحبت کند، ممکن است مفید باشد ک...
null
I recently went through a divorce. My ex-husband called my sister saying bad things about me. My sister never defended me. Now that I showed the truth, she's shutting me up and saying she doesn't care about the fight. Why didn't she convey that to him from the beginning?
Unfortunately, I can't tell you what your sister was feeling or why she reacted that way.I can say that divorces can be difficult or confusing for everyone involved. While the divorce is most impactful for the couple going through it, the divorce itself also changes extended family dynamics. Also, a lot of people don't...
من اخیراً طلاق گرفتم. شوهر سابقم به خواهرم زنگ زد و بد درباره‌ام صحبت کرد. خواهرم هیچ‌گاه از من دفاع نکرد. حالا که حقیقت را نشان دادم، او می‌خواهد که سکوت کنم و می‌گوید دعوا برایش مهم نیست. چرا او از ابتدا این موضوع را به او نگفت؟
متأسفانه، نمی‌توانم به شما بگویم خواهرتان چه احساسی داشت یا چرا چنین واکنشی نشان داد. می‌توانم بگویم که طلاق می‌تواند برای همه افراد درگیر سخت و گیج‌کننده باشد. در حالی که طلاق بیشترین تأثیر را بر زوجی دارد که آن را تجربه می‌کنند، خود این فرآیند نیز پویایی خانواده‌های گسترده را تغییر می‌دهد. همچنین، بسیاری از افراد در ...
null
I've known him for about six years. We've dated off and on. I hadn't seen him in close to three years but recently started seeing him again. I really want this to last this time. I stayed the night. Do I text, call, or make contact first, the same day of the morning I left his house?
I don't see why you can't call, text, or make contact first. It would be up to him to reply when he can and wants to, but I don't know why you couldn't initiate contact.One thing to consider as you get to know each other better is having conversations about conversations. For example, you could say "I'd like to call or...
حدود شش سال است که او را می‌شناسم. ما به طور مرتب با هم قرار گذاشتیم. نزدیک به سه سال بود که او را ندیده بودم، اما اخیراً دوباره دیدمش. واقعاً می‌خواهم این بار ادامه داشته باشد. شب را آنجا ماندم. آیا همان روز صبح که از خانه‌اش بیرون آمدم، ابتدا پیامک بزنم، تماس بگیرم یا به نوعی ارتباط برقرار کنم؟
نمی‌دانم چرا نمی‌توانید ابتدا تماس بگیرید، پیامک بزنید یا ارتباط برقرار کنید. مسئولیت پاسخ دادن در صورت امکان و تمایل با اوست، اما نمی‌دانم چرا نتوانستید ارتباط را آغاز کنید. یکی از نکات مهمی که می‌توانید در حین آشنایی بیشتر با یکدیگر در نظر بگیرید، صحبت کردن درباره مکالمات است. به عنوان مثال، می‌توانید بگویید: "دوست د...
null
I'm a teenager, and while I’ve never been to any kind of therapist, I noticed I experience several anxiety symptoms. I frequently find myself not going out and following my parent around the house. I can't go into stores (grocery stores specifically) on my own, and when I do, I have to be on the phone with my dad the w...
With the way you described your anxiety, it sounds like you have different types of anxiety. I'm not sure whether you have anxiety of public places, large crowds, being alone  (sometimes called separation anxiety), or some combination thereof.One thing that would be helpful would be to track your anxiety and see how an...
من یک نوجوان هستم و در حالی که هرگز به هیچ نوع درمانگری مراجعه نکرده‌ام، متوجه شدم که چندین علامت اضطراب را تجربه می‌کنم. اغلب متوجه می‌شوم که نمی‌توانم به بیرون بروم و دائماً در خانه از پدر و مادرم پیروی می‌کنم. نمی‌توانم به تنهایی وارد فروشگاه‌ها (به‌ویژه فروشگاه‌های مواد غذایی) شوم و وقتی که این کار را می‌کنم، باید ...
با توجه به نحوه توصیف اضطراب شما، به نظر می‌رسد که انواع مختلفی از اضطراب دارید. مطمئن نیستم که آیا شما اضطراب مکان‌های عمومی، جمعیت‌های بزرگ، تنهایی (که گاهی اوقات به آن اضطراب جدایی می‌گویند) یا ترکیبی از این موارد را تجربه می‌کنید. یکی از کارهایی که می‌تواند کمک‌کننده باشد، ردیابی اضطراب شما و ارزیابی میزان اضطرابتا...
null
My fiancé and I broke up. He cheated on me numerous times. I kept forgiving but questioning his every move. He got tired and left.
There is a grieving process after losing a relationship (or any other major loss, such as a job, a house, etc.). One of the things to consider is give yourself a chance to go through the tasks of mourning:To accept the reality of the lossTo process the pain of griefTo adjust to a world without the person who has just l...
من و نامزدم از هم جدا شدیم. او بارها به من خیانت کرد. من به بخشش ادامه دادم، اما هر حرکتش را زیر سؤال می بردم. او خسته شد و رفت.
پس از از دست دادن یک رابطه (یا هر فقدان بزرگ دیگری مانند شغل، خانه و غیره)، یک فرآیند سوگواری وجود دارد. یکی از نکاتی که باید در نظر بگیرید این است که به خود فرصت دهید تا مراحل عزاداری را طی کنید: پذیرش واقعیت فقدان، پردازش درد ناشی از غم، سازگاری با دنیایی بدون شخصی که تازه از دست داده‌اید و یافتن یک ارتباط پایدار با ...
null
My spouse decided he no longer wanted me six years ago. Things have deteriorated so badly that we have separated but still live in the same house. He says he despises the sight of me, wants to be with other women, and divorce. What I don't understand is that he says constantly that I have no feelings for him and gets a...
It sounds like this is quite difficult.It sounds as if sometimes your spouse want you to be a part of his life (which could be a part of where the jealousy comes from) and sometimes he doesn't. Talking about this would likely be a delicate conversation and from what you mention he has been diagnosed with, I'm wondering...
همسرم شش سال پیش تصمیم گرفت که دیگر مرا نمی‌خواهد. اوضاع آنقدر پایدار شده که از هم جدا شده‌ایم اما هنوز در یک خانه زندگی می‌کنیم. او می‌گوید از دیدن من بیزار است، می‌خواهد با زنان دیگر باشد و درخواست طلاق داده است. چیزی که برایم گیج‌کننده است این است که او مداوم می‌گوید من هیچ احساسی نسبت به او ندارم و اگر با مرد دیگری...
به نظر می‌رسد این وضعیت بسیار دشوار باشد. به نظر می‌رسد که گاهی همسرتان می‌خواهد که شما بخشی از زندگی او باشید (که می‌تواند بخشی از منبع حسادت باشد) و گاهی اوقات اینگونه نیست. صحبت در مورد این موضوع احتمالاً یک مکالمه حساس خواهد بود و با توجه به اینکه او تشخیص‌هایی داشته، من از شما می‌پرسم آیا او درمانگری دارد یا خیر. ...
null
Every time my partner gets angry for anything, she takes it out on me. Nothing I do is right, and once she's mad, she calls me all kinds of names and is verbally abusive. She says it isn’t abuse, it’s just angry verbal bashing, and that it’s different. It gets worse each time. The names are very vulgar now.
One thing you could try is to talk to your partner when she's not angry about the following:If she's angry, maybe she can talk with you about what she is angry about rather than calling you names.If she gets angry and then calms down a little while later, maybe one of you can take a timeout in the discussion and set a ...
هر بار که شریک زندگی من به هر دلیلی عصبانی می‌شود، خشمش را بر روی من تخلیه می‌کند. هیچ کاری که انجام می‌دهم درست نیست و وقتی عصبانی می‌شود، با انواع نام‌های توهین‌آمیز مرا خطاب می‌کند و به طرز کلامی آزارم می‌دهد. او می‌گوید که این آزار نیست، بلکه فقط یک حمله کلامی ناشی از خشم است و فرق دارد. هر بار این وضعیت بدتر می‌شو...
یکی از کارهایی که می‌توانید امتحان کنید این است که وقتی همسرتان عصبانی نیست، درباره موارد زیر با او صحبت کنید: اگر او عصبانی است، شاید بتواند به جای اینکه شما را با نام‌های توهین‌آمیز صدا بزند، درباره مشکلاتی که باعث عصبانیتش شده با شما صحبت کند. اگر او عصبانی شد و سپس کمی آرام‌تر شد، شاید یکی از شما بتواند در بحث یک ز...
null
I've always thought that there wasn't much good out there for me. Now that things are actually going well, it kind of scares me. I spent most of my life feeling unwanted and figured I would be alone. I recently met a great woman who seems to really like me, and I don't know how to process this. It's bothering both of u...
This can be really anxiety-producing when you have not felt it before. It may be helpful to work through some of this with a local therapist so you can get more specific ideas.Some other things that come to my mind are maybe talking about spending about 10 minutes or so discussing how you are feeling and seeing if your...
من همیشه فکر می‌کردم که چیزهای خوبی برای من وجود ندارد. حالا که اوضاع واقعاً خوب پیش می‌رود، این موضوع تا حدودی مرا می‌ترساند. بیشتر عمرم را با احساس ناخواسته بودن گذراندم و فکر می‌کردم که تنها خواهم ماند. اخیراً با یک زن عالی آشنا شدم که به نظر می‌رسد واقعاً به من علاقه‌مند است و نمی‌دانم چگونه این وضعیت را处理 کنم. این...
این می‌تواند واقعاً اضطراب‌آور باشد، به ویژه وقتی که قبلاً این احساس را تجربه نکرده‌اید. ممکن است مفید باشد که با یک درمانگر محلی برخی از این موضوعات را بررسی کنید تا ایده‌های خاص‌تری به دست آورید. یکی از کارهایی که به ذهنم می‌رسد این است که شاید حدود ۱۰ دقیقه در مورد احساساتتان صحبت کنید و ببینید آیا شریک زندگی‌تان حا...
null
She's busy because her mom makes her clean all the time and go out places with her family. We don't talk much because of it. Also, we have little fights. We want to work it out but we don't know how.
Maybe you can start with having 15 minutes per week that you know you will be spending time with each other (even if it needs to be on the phone). Because this much time could be scheduled ahead of time, at least you would know there was that time that was set aside. That may also help you to rekindle some conversation...
او مشغول است زیرا مادرش همیشه از او می‌خواهد که خانه را تمیز کند و با خانواده‌اش به جاهای مختلف برود. به همین خاطر زیاد با هم صحبت نمی‌کنیم. همچنین گاهی دعواهای کوچکی هم داریم. ما می‌خواهیم این مسائل را حل کنیم اما نمی‌دانیم چگونه.
شاید بتوانید با اختصاص 15 دقیقه در هفته شروع کنید که بدانید زمان خود را با یکدیگر صرف خواهید کرد (حتی اگر لازم باشد به صورت تلفنی باشد). از آنجایی که می‌توان این زمان را از قبل برنامه‌ریزی کرد، حداقل می‌دانید که این زمان مشخص شده وجود دارد. این موضوع می‌تواند به شما کمک کند تا برخی مکالمات را دوباره آغاز کنید. در مورد ...
null
She has lied about every aspect of her life. She's created three fake relationships. The most recent one is concerning because she has fake photos, phone calls, and text messages, and it’s with a married man with kids. Her lying is becoming dangerous because she could ruin lives.
To be honest, I think more information would be really important here because what you are asking could have a lot of different meanings. Consider making an appointment with a local therapist to discuss what you are going through.
او در مورد تمام جوانب زندگی‌اش دروغ گفته است. او سه رابطه‌ی ساختگی ایجاد کرده است. جدیدترین مورد نگران‌کننده است زیرا او عکس‌ها، تماس‌های تلفنی و پیام‌های متنی جعلی دارد و آن هم با یک مرد متاهل و پدر خانواده است. دروغگویی او خطرناک می‌شود زیرا می‌تواند زندگی‌ها را نابود کند.
به‌طور صادقانه، فکر می‌کنم اطلاعات بیشتری در اینجا بسیار حیاتی است زیرا سوال شما می‌تواند معانی متعددی داشته باشد. پیشنهاد می‌کنم با یک درمانگر محلی قرار ملاقات بگذارید تا در مورد آنچه تجربه می‌کنید، صحبت کنید.
null
I want a secure relationship with someone that wants to be with me and who will actually put effort into it. I seem to gravitate toward unavailable men and those that want intimacy and no relationship. I let men dictate and control me because they accuse me of being controlling. I let men emotionally abuse me and I am ...
Here are some things I'm wondering:Do you have close friends that you can talk to, trust, and who can be around sometimes when you're in between relationships?What do you like about yourself? What are your strongest points?Do you think you have been in relationships with controlling than in the past because it makes yo...
من می‌خواهم یک رابطه امن با کسی داشته باشم که می‌خواهد در کنارم باشد و واقعاً برای آن تلاش کند. به نظر می‌رسد که به سمت مردان غیرقابل دسترس و افرادی که تنها به صمیمیت بدون رابطه می‌پردازند، گرایش دارم. من به مردان اجازه می‌دهم که مرا تحت کنترل و دیکته قرار دهند، زیرا آنها مرا به کنترل‌گر بودن متهم می‌کنند. من از مردان...
در اینجا چند سوال وجود دارد که من در مورد آنها فکر می‌کنم: آیا دوستان نزدیکی دارید که بتوانید با آنها صحبت کنید، به آنها اعتماد کنید و گاهی اوقات در زمانی که در حال گذر از یک رابطه هستید، در کنار شما باشند؟ چه چیزی را در مورد خودتان دوست دارید؟ نقاط قوت شما چیست؟ آیا فکر می‌کنید نسبت به گذشته در روابطی بوده‌اید که کنتر...
null
I'm a teenager, and I know the importance of my upcoming schooling. However, no matter how much I put in my best effort, my family thinks I have done zero effort in total. What can I do?
First of all, I'm glad that you posted here and I'm glad that you recognize the importance of schooling.Where does your family get the idea that you are not putting in the effort? While people can interpret "effort" differently, with talking about schoolwork, I would think that your grades would show the effort that yo...
من یک نوجوان هستم و اهمیت تحصیلات آینده‌ام را می‌دانم. با این حال، مهم نیست چقدر تلاش می‌کنم، خانواده‌ام فکر می‌کنند که در مجموع هیچ تلاشی نکرده‌ام. چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
اول از همه، خوشحالم که شما در اینجا پست گذاشتید و خوشحالم که اهمیت تحصیل را درک می‌کنید. خانواده شما از کجا این فکر را دارند که شما تلاش نمی‌کنید؟ در حالی که مردم می‌توانند "تلاش" را به شکل‌های متفاوتی تفسیر کنند، وقتی صحبت از تحصیلات می‌شود، من فکر می‌کنم نمرات شما نشان‌دهنده تلاشی است که می‌کنید. اگر نمرات خوبی می‌گی...
null
I’m trying to make marriage work after a split. Before our split, he lied a lot and broke every promise to me. I don't think he cheated. Last month, I asked what women work with him, so he told me. Yesterday, I found out about a girl that he said he forgot about. Should I be upset?
Imagine your best friend just told you that her husband lied to her all the time and that he had broken every promise he ever made to her. What would you tell her? If I were her best friend I'd tell her to run the other way. You may love this man. We don't choose who we love. But the evidence is pretty clear, isn't it?...
من سعی می‌کنم بعد از جدایی، ازدواجم را به نتیجه برسانم. قبل از جدایی، او زیاد دروغ گفت و تمام وعده‌هایش را نادیده گرفت. من فکر نمی‌کنم که او خیانت کرده باشد. ماه گذشته از او پرسیدم که چه زنانی با او کار می‌کنند و او به من گفت. دیروز متوجه دختری شدم که او ادعا کرده بود فراموشش کرده است. آیا باید ناراحت باشم؟
تصور کنید بهترین دوست شما به شما گفته است که شوهرش همیشه به او دروغ می‌گوید و هر قولی که به او داده، زیر پا گذاشته است. در این شرایط به او چه می‌گویید؟ اگر من بهترین دوستش بودم، به او می‌گفتم که از ادامه‌ی این رابطه فاصله بگیرد. ممکن است شما این مرد را دوست داشته باشید؛ ما نمی‌توانیم انتخاب کنیم که چه کسی را دوست داشته...
null
I don't know what to say. I have never really known who I am.
The older I get, the more I believe that our real task isn't to 'find' ourselves. We're already 100% "there." What we do have to do is become more mindful of the times when we feel the most alive, most happy, most creative, and most fully engaged with life. It is in those moments that we find ourselves.For example, I c...
نمی دانم چه بگویم. هرگز واقعاً نفهمیدم چه کسی هستم.
هر چه سنم بالاتر می‌رود، بیشتر معتقدم که وظیفه واقعی ما «پیدا کردن» خودمان نیست. ما در حال حاضر ۱۰۰٪ «آنجا» هستیم. کاری که باید انجام دهیم این است که بیشتر به زمان‌هایی که احساس می‌کنیم زنده‌ترین، شادترین، خلاق‌ترین و به‌طور کامل درگیر زندگی هستیم، توجه کنیم. در آن لحظات است که خود را پیدا می‌کنیم. برای مثال، نمی‌توانس...
null
My best friend and I were pranking her friend, and I told her to tell him that she likes him. She said no, but I forced her. After she told him, he told her that he likes her too. Their friendship is ruined because of me. She won't forgive me, and I feel really guilty. I feel like crying.
This takes time. I don't know how long it has been, but perhaps if your friend is willing to discuss other things with you for a little while, you could discuss this at some point in the future.Hopefully the true intentions will become apparent (in the idea that it was a prank).Also, I encourage you to look at how this...
من و بهترین دوستم داشتیم با دوستش شوخی می‌کردیم و به او گفتم که بگوید دوستش دارد. او گفت نه، اما من مجبورش کردم. بعد از اینکه به او گفت، او هم به او گفت که او را دوست دارد. دوستی آنها به خاطر من خراب شده است. او مرا نمی‌بخشد و من واقعاً احساس گناه می‌کنم. دلم می‌خواهد گریه کنم.
این زمان می‌برد. نمی‌دانم چقدر گذشته است، اما شاید اگر دوستتان مایل است مدتی با شما درباره موضوعات دیگری صحبت کند، بتوانید در آینده درباره این موضوع بحث کنید. امیدوارم نیت واقعی آشکار شود (با این فکر که این یک شوخی بود). همچنین، شما را تشویق می‌کنم که ببینید این موضوع چگونه بر روی شما تأثیر می‌گذارد و در مورد خودتان چه...
null
My older brother (in his 60s) started dating a lady with Asperger's. She is hyper-sexual and flirty. She does not understand boundaries. They’ve been dating for a few months, and she's talking marriage. Another sibling and his wife have met her, and they have said she is never invited back. My brother always picks simi...
This is tricky and quite delicate.I wonder if you could talk with your brother about whether he would be willing to have a discussion with you about something that is important to you. I would also suggest trying to make clear your true intentions. For example:Telling him that he has the right to do what he wants with ...
برادر بزرگتر من (در دهه 60 زندگی‌اش) با خانمی که دچار اختلال آسپرگر است، رابطه برقرار کرده است. او فردی بسیار پرانگیزه و خودمانی است و مرزها را درک نمی‌کند. آنها چند ماهی است که با هم هستند و او درباره ازدواج صحبت می‌کند. یکی از خواهر و برادرها و همسرش او را ملاقات کرده‌اند و اظهار کرده‌اند که هیچ‌گاه او را دوباره دعوت...
این موضوع مشکل و کاملاً حساسی است. نمی‌دانم آیا می‌توانید با برادرتان صحبت کنید تا ببینید آیا او مایل است در مورد مسئله‌ای که برای شما مهم است، با شما گفت‌وگو کند یا نه. همچنین پیشنهاد می‌کنم سعی کنید نیت واقعی خود را به وضوح بیان کنید. به عنوان مثال: به او بگویید که حق دارد هر کاری که می‌خواهد با کسانی که برای قرار مل...
null
I had to put a restraining order against my ex-fiancé. He was served last night. He was mentally and verbally abusive towards me. I thought it was my nerves, but every time I stand up, I get sick. If I sit and rock, I'm fine.
Hello, and thank you for your question. You may be right, your physical symptoms of getting sick to your stomach may very well be your nerves or anxiety. That is totally normal and understandable given your circumstances. Another thing that is not unusual is that you feel better when you sit and rock. That is actually ...
مجبور شدم برای نامزد سابقم قرار منع آزار صادر کنم. دیشب به او ابلاغ شد. او نسبت به من رفتارهای روحی و کلامی آزاردهنده‌ای داشت. فکر می‌کردم این مشکل به اعصابم مربوط است، اما هر بار که بلند می‌شوم، حالم بد می‌شود. اگر بنشینم و آرام تکان بخورم، خوب می‌شوم.
با سلام و تشکر از سوال شما. ممکن است حق با شما باشد؛ علائم جسمی مانند ناراحتی معده شما ممکن است به دلیل اعصاب یا اضطراب باشد. این کاملاً طبیعی و با توجه به شرایط شما قابل درک است. همچنین، طبیعی است که وقتی نشسته و تکان می‌خورید، احساس بهتری داشته باشید. این روش نسبتاً رایج است که بسیاری از افراد در مواقع استرس بالا برا...
null
I’m trying to make marriage work after a split. Before our split, he lied a lot and broke every promise to me. I don't think he cheated. Last month, I asked what women work with him, so he told me. Yesterday, I found out about a girl that he said he forgot about. Should I be upset?
I would ask you first what made you give him another chance after he repeatedly lied and broke every promise to you?  I would imagine if he repeatedly lied to you that it will damage your ability to trust him now.  Is he in therapy? Does he recognize that he has a problem and is he trying to repair it?  Even if he trul...
من سعی می‌کنم بعد از جدایی ازدواج را به نتیجه برسانم. قبل از جدایی‌مان، او خیلی دروغ گفت و هر وعده‌ای که به من داده بود را زیر پا گذاشت. من فکر نمی‌کنم که او خیانت کرده باشد. ماه گذشته از او پرسیدم چه زنانی با او کار می‌کنند و او به من گفت. دیروز متوجه دختری شدم که او گفت فراموشش کرده است. آیا باید ناراحت باشم؟
ابتدا از شما می‌پرسم چه چیزی باعث شد که بعد از اینکه مکرراً دروغ گفت و هر قولی را که به شما داده بود، دوباره به او فرصت بدهید؟ تصور می‌کنم اگر او به طور مکرر به شما دروغ بگوید، این امر توانایی شما برای اعتماد به او را آسیب می‌زند. آیا او در حال درمان است؟ آیا او متوجه مشکلش است و در تلاش است آن را حل کند؟ حتی اگر او وا...
null
My fiancé and I broke up. He cheated on me numerous times. I kept forgiving but questioning his every move. He got tired and left.
if he as cheated on you multiple times it is not healthy for you to continue seeing him.  However It takes time to heal your pain. You are not a robot that can just switch off your emotions.  Please surround yourself with people who can support and empower you. 
من و نامزدم از هم جدا شدیم. او بارها به من خیانت کرد. من مدام او را می‌بخشیدم اما هر قدمش را زیر سوال می‌بردم. او خسته شد و رفت.
اگر چندین بار به شما خیانت کرده باشد، ادامه رابطه با او برای شما سالم نیست. با این حال، بهبودی از درد شما زمان می‌طلبد. شما ماشین نیستید که بتوانید فقط احساسات خود را خاموش کنید. لطفاً خود را با افرادی احاطه کنید که بتوانند از شما حمایت کنند و به شما قدرت بدهند.
null
She has lied about every aspect of her life. She's created three fake relationships. The most recent one is concerning because she has fake photos, phone calls, and text messages, and it’s with a married man with kids. Her lying is becoming dangerous because she could ruin lives.
Have an honest and open conversation with her about how her behavior is negatively impacting you ( and others).  You will feel good knowing you did the right thing.  
او درباره تمام جنبه‌های زندگی‌اش دروغ گفته است. او سه رابطه جعلی ایجاد کرده است. جدیدترین مورد نگران‌کننده است زیرا او عکس‌ها، تماس‌های تلفنی و پیام‌های متنی جعلی دارد و با یک مرد متأهل و دارای فرزند در ارتباط است. دروغ‌های او به طور فزاینده‌ای خطرناک می‌شود زیرا می‌تواند زندگی‌ها را خراب کند.
با او درباره اینکه چگونه رفتار او بر شما (و دیگران) تأثیر منفی می‌گذارد، گفتگویی صادقانه و باز داشته باشید. احساس خوبی خواهید داشت زیرا می‌دانید کار درستی انجام داده‌اید.
null
I'm a teenage gay girl, and I'm in love with a girl a few years older than me. She loves me too, but we're not physically together at the moment. I've been thinking about being transgender soon too, but my family doesn't accept me, so I honestly don't know what to do about that because I feel like I have to constantly ...
They would probably be helpful to speak with a local mental health professional about this, not because there's anything wrong with the real you, but because having these conversations can be difficult and you may choose to talk about your real self in different ways with different people.Maybe you could talk about you...
من یک دختر نوجوان همجنس‌گرا هستم و عاشق دختری هستم که چند سال از من بزرگ‌تر است. او هم مرا دوست دارد، اما در حال حاضر از نظر فیزیکی با هم نیستیم. من در حال فکر کردن به انتقال جنسیت هستم، اما خانواده‌ام من را نمی‌پذیرند، بنابراین راستش را بخواهید نمی‌دانم باید در این مورد چه کار کنم، زیرا احساس می‌کنم همیشه باید واقعیتم...
آنها احتمالاً مفید خواهند بود که با یک متخصص بهداشت روان محلی درباره این موضوع صحبت کنند، نه به این دلیل که مشکلی با واقعیّت شما وجود دارد، بلکه به این خاطر که انجام این گفتگوها می‌تواند دشوار باشد و ممکن است بخواهید در مورد خود واقعی‌تان به روش‌های متفاوتی با افراد گوناگون صحبت کنید. شاید بتوانید درباره نگرانی‌هایتان ...
null
This is my recovery, and I don't feel that it is okay for them to ask this. They told me it is policy due to the fact that I may run into a peer there. I am a peer counselor in the small community that I grew up in. I am in recovery myself. I was asked to come work for this organization after I was two years sober (I w...
Hello, and thank you for your question. I know that workplaces have some latitude when it comes to requiring certain behaviors from their employees. For example, they may require you to tell them if you get into some kind of legal trouble. But this situation seems completely different. For one thing, 12 step meetings a...
این بهبودی من است و فکر نمی‌کنم که این پرسش مناسب باشد. آنها به من گفتند که این سیاست به این دلیل است که ممکن است در آنجا با یکی از همتایانم روبرو شوم. من یک مشاور همتایان در جامعه کوچکی هستم که در آن بزرگ شده‌ام. خودم نیز در حال بهبودی هستم. از من خواسته شد که بعد از دو سال sobriety (که در این سازمان تحت درمان بودم) ب...
با سلام و تشکر از سوال شما. می‌دانم که محیط‌های کاری در مورد نیاز به رفتارهای خاصی از کارمندان خود آزادی عمل دارند. به عنوان مثال، ممکن است از شما بخواهند که اگر دچار مشکل قانونی شدید، به آن‌ها اطلاع دهید. اما این وضعیت کاملاً متفاوت به نظر می‌رسد. اولاً، جلسات 12 مرحله‌ای به صورت ناشناس برگزار می‌شوند. مطمئن نیستم چگو...
null
I’m trying to make marriage work after a split. Before our split, he lied a lot and broke every promise to me. I don't think he cheated. Last month, I asked what women work with him, so he told me. Yesterday, I found out about a girl that he said he forgot about. Should I be upset?
Is really difficult to tell whether he honestly forgot about someone or whether he was really lying again.I don't know whether he would be open to having a discussion with you about your concerns about this and whether you would be actually willing to listen to your thoughts about it.This might be something to discuss ...
من سعی می‌کنم بعد از جدایی ازدواج را به نتیجه برسانم. قبل از جدایی‌مان، او خیلی دروغ گفت و هر وعده‌ای که به من داده بود را زیر پا گذاشت. من فکر نمی‌کنم که او خیانت کرده باشد. ماه گذشته از او پرسیدم چه زنانی با او کار می‌کنند، و او نام آن‌ها را به من گفت. دیروز متوجه دختری شدم که او ادعا کرد فراموشش کرده است. آیا باید ن...
واقعاً دشوار است که بگوییم آیا او صادقانه کسی را فراموش کرده است یا اینکه واقعاً دوباره دروغ می‌گوید. ممکن است این موضوعی باشد که باید با یک درمانگر محلی در میان بگذارید تا بتوانید الگوهای دروغگویی در گذشته را بررسی کنید و همچنین راهی برای گفتگو با همسرتان به روشی که احساس راحتی می‌کنید داشته باشید؛ به‌گونه‌ای که بتوان...
null
I’m trying to make marriage work after a split. Before our split, he lied a lot and broke every promise to me. I don't think he cheated. Last month, I asked what women work with him, so he told me. Yesterday, I found out about a girl that he said he forgot about. Should I be upset?
null
من سعی می‌کنم بعد از جدایی، زندگی مشترک را درست کنم. قبل از جدایی، او خیلی دروغ گفت و هر وعده‌ای که به من داده بود را شکسته بود. من فکر نمی‌کنم او خیانت کرده باشد. ماه گذشته از او پرسیدم چه زنانی با او کار می‌کنند و او به من گفت. دیروز متوجه دختری شدم که او گفت فراموشش کرده است. آیا باید ناراحت باشم؟
نان
null
I told her that if daddy dies, we will never see him again. She started crying because I wouldn't make her daddy die.
Toddlers don't have the intellectual capacity to conceptualize.Better to find out why she wants daddy to die than explain the future consequences of death to your toddler.A person must be around 9, possibly 8 years old before absorbing the potential effects of an action taken in present time.Pretty much your toddler de...
به او گفتم که اگر بابا بمیرد، هرگز او را نخواهیم دید. او شروع به گریه کرد زیرا نمی‌خواستم بابایش بمیرد.
کودکان نوپا ظرفیت فکری برای مفهوم‌سازی ندارند. بهتر است بفهمید چرا او می‌خواهد پدرش بمیرد تا اینکه عواقب آینده مرگ را برای کودک نوپا توضیح دهید. فردی باید حدود 8 یا 9 ساله باشد تا بتواند اثرات بالقوه یک عمل در زمان حال را درک کند. کودک نوپای شما در اینجا درک محدود و متناسبی از فقدان والدین نشان داد، با گریه‌ای که از شم...
null
I don't know what to say. I have never really known who I am.
Start by giving yourself enough quiet and time to remember about yourself what feels steady and consistent in your nature and interactions with others.Give yourself the freedom to your interest in having interests.  Are you motivated because of competing with others or because an activity itself feels satisfying?If you...
نمی‌دانم چه بگویم. هرگز واقعاً نمی‌دانستم کی هستم.
با تخصیص سکوت و زمان کافی به خودتان، شروع کنید تا آنچه در طبیعت و تعاملات شما با دیگران ثابت و پایدار است را به یاد بیاورید. به خود اجازه دهید که علاقه‌مند بودن به علایق را تجربه کنید. آیا انگیزه شما ناشی از رقابت با دیگران است یا به این دلیل که خود فعالیت حس رضایت را به همراه دارد؟ اگر بتوانید بدون ترس از قضاوت خود، ح...
null
My husband and I have been married for seven years, and in that time, we have only had sex four or five times. Others have told me that most men would have left me by now. Honestly, I think I have a low sex drive or neither one of us actually knows what we are doing. I want to be better connected with my husband.
The numbers you write are low compared to how much sex many other people would be satisfied having.The key is your and your husband's satisfaction with the amount of sex you are having.And, know if there are reasons besides low sex drive that possibly explain this.Knowing the other possibilities matter because a low se...
من و شوهرم هفت سال است که ازدواج کرده‌ایم و در این مدت تنها چهار یا پنج بار رابطه جنسی داشته‌ایم. دیگران به من گفته‌اند که اکثر مردان تا الان من را ترک کرده بودند. راستش را بخواهید، فکر می‌کنم میل جنسی پایینی دارم یا هیچ‌کدام‌مان واقعاً نمی‌دانیم چه کار می‌کنیم. می‌خواهم ارتباط بهتری با شوهرم برقرار کنم.
اعداد شما نسبت به مقدار رابطه جنسی که بسیاری از افراد دیگر ممکن است از آن راضی باشند، پایین به نظر می‌رسد. نکته کلیدی رضایت شما و همسرتان از میزان رابطه جنسی‌تان است. همچنین باید در نظر داشته باشید که دلایل دیگری وجود دارد که ممکن است این وضعیت را توضیح دهد. درک این احتمالات از آن جهت حائز اهمیت است که یک زندگی جنسی کم...
null
My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore.
Then one day when life between you and mom feels calm, tell your mom that you aren't able to listen to her complaints about your sister.The truth exists whether or not it is acknowledged.   Bu acknowledging what feels real and necessary in your life, you are helping your mom see what she may not like to see and what ne...
مادرم از خواهرزاده‌ای که خواهرم او را رها کرده مراقبت می‌کند. او هر روز با من تماس می‌گیرد و شکایت می‌کند، اما دیگر نمی‌خواهم این موضوع را بشنوم.
سپس یک روز که رابطه‌تان با مادرتان آرام است، به او بگویید که نمی‌توانید به شکایاتش درباره خواهرتان گوش دهید. حقیقت وجود دارد، چه آن را قبول کنیم چه نه. با اذعان به آنچه که در زندگی‌تان واقعی و ضروری احساس می‌کنید، به مادرتان کمک می‌کنید تا آنچه را که شاید نخواهد ببیند، اما در عین حال درست در مقابلش است، ببیند. هیچ دلیل...
null
My fiancé and I recently had an argument over finances. He gives me the money each month to pay his automobile insurance. He no longer has one of the vehicles on the policy. He realized he was still paying for the coverage and asked why I was allowing him to continue to do that since I was physically paying it for him....
I'd be more worried generally about a fiancee who assumes you are responsible for tracking what in fact are his responsibilities, than about the anger per se.What you describe holds the seeds of classic abusive behavior, which is blaming the partner for what in fact are the person's own responsibilities.Start by withdr...
من و نامزدم اخیراً بر سر مسائل مالی با هم بحث کردیم. او هر ماه به من پول می‌دهد تا بیمه خودرویش را پرداخت کنم. او دیگر یکی از وسایل نقلیه‌ای که تحت پوشش بیمه بود، ندارد. او متوجه شد که هنوز هزینه پوشش را پرداخت می‌کند و از من پرسید چرا اجازه می‌دهم این کار را ادامه دهد، با توجه به اینکه من واقعاً برای او پرداخت می‌کنم....
من عموماً نگران نامزدی هستم که فرض می‌کند شما مسئول پیگیری مسئولیت‌های او هستید، نه اینکه نگران خشم خود او باشم. آنچه شما توصیف می‌کنید نشانه‌هایی از رفتارهای توهین‌آمیز کلاسیک را به همراه دارد، یعنی سرزنش کردن شریک زندگی برای مسئولیت‌هایی که در واقع خود شخص باید به عهده بگیرد. با جدا کردن خود از پرداخت صورت‌حساب‌های ا...
null
My wife and I got separated because I asked about her contact with a male friend of hers. The next day, she kicked me out. She let me move back two days later. Yesterday, she said she wanted a divorce then quickly changed her mind. I asked if the other guy was a factor, but she says it's not my business.
Divorce is a serious, life altering decision.It is best to decide any serious matter through reflection and discussion.Start by knowing what you want from the marriage and why you are willing to move in or out of your own house because your wife tells you to do this.Each of you would benefit from more clarity of what y...
من و همسرم از هم جدا شدیم زیرا در مورد ارتباطاتش با یکی از دوستان مردش سوال کردم. روز بعد او مرا بیرون کرد. او اجازه داد که دو روز بعد دوباره برگردم. دیروز به من گفت که می‌خواهد طلاق بگیرد ولی سریعاً نظرش را عوض کرد. از او پرسیدم که آیا آن مرد عاملی در این تصمیم است، اما او گفت که این به من مربوط نیست.
طلاق یک تصمیم جدی است که زندگی را تغییر می‌دهد. بهتر است در مورد هر موضوع مهم از طریق تفکر و گفت‌وگو تصمیم‌گیری کنید. با دانستن اینکه از ازدواج چه می‌خواهید و چرا حاضرید به داخل یا خارج از خانه‌تان بروید، شروع کنید، به‌خاطر اینکه همسرتان از شما این انتظار را دارد. هر یک از شما از وضوح بیشتری در مورد آنچه از یکدیگر انتظ...
null
I am a heterosexual male in my late 20s. I find myself wearing pantyhose, heels, skirts and other women's clothing in private. I am torn on how to feel about it. I enjoy it very much. I have had a pantyhose/stocking fascination and other kinky fetish interests since I was young. I have no history of sexual abuse growin...
Let yourself enjoy crossdressing!What sounds in your way are whatever beliefs you gre up hearing, see and absorb currently.Concentrate on your own satisfaction and that you are doing this in a non-harming way.Maybe if you branch out your interest by finding other people who enjoy crossdressing as much as you do.With an...
من یک مرد دگرجنسگرا هستم در اواخر ۲۰ سالگی. در تنهایی، از جوراب شلواری، کفش‌های پاشنه‌بلند، دامن و سایر لباس‌های زنانه استفاده می‌کنم. در مورد این موضوع احساس سردرگمی می‌کنم. از این کار بسیار لذت می‌برم. از دوران کودکی، به جوراب شلواری/جوراب و دیگر علایق فتیش علاقه‌مند بوده‌ام. من هیچ‌گونه سابقه‌ای از سوءاستفاده جنسی د...
به خودتان اجازه دهید از لباس پوشیدن متقاطع لذت ببرید! موانعی که در سر راه شما هستند، باورهایی هستند که در دوران کودکی شنیده‌اید و در حال حاضر مشاهده می‌کنید و جذب می‌کنید. بر رضایت شخصی خود تمرکز کنید و به یاد داشته باشید که این کار را به روشی غیرمضر انجام می‌دهید. شاید بتوانید با پیدا کردن دیگر افرادی که به اندازه شما...
null
My wife and I got separated because I asked about her contact with a male friend of hers. The next day, she kicked me out. She let me move back two days later. Yesterday, she said she wanted a divorce then quickly changed her mind. I asked if the other guy was a factor, but she says it's not my business.
This has to be very confusing.I wonder if the two of you would be able to have a conversation about what it is that she would like you to know about what happened yesterday and the day before so you know what message she wanted you to get out of all of that.I would also recommend seeing a local mental health profession...
من و همسرم از هم جدا شدیم زیرا درباره ارتباطش با یکی از دوستان مردش پرسیدم. روز بعد او مرا بیرون کرد. دو روز بعد او اجازه داد دوباره برگردم. دیروز او گفت که می‌خواهد طلاق بگیرد و سپس به سرعت نظرش را عوض کرد. از او پرسیدم که آیا آن شخص تاثیری دارد، اما او گفت که این به من مربوط نیست.
این باید بسیار گیج‌کننده باشد. من تعجب می‌کنم که آیا شما دو نفر می‌توانید درباره آنچه او دوست دارد شما بدانید، در مورد اتفاقاتی که دیروز و روز قبل افتاده است، صحبت کنید تا بفهمید او چه پیامی می‌خواست به شما منتقل کند. همچنین، به شما توصیه می‌کنم که به یک متخصص بهداشت روان محلی مراجعه کنید. اگر خودتان بروید، حداقل می‌تو...
null
I found the guy I’m dating on dating websites. He was telling women that they were beautiful. He said it wasn’t him and that the phone was hacked. It has since happened two other times. He says he loves me and I’m the only girl he wants to be with, but I feel he is not telling me the truth.
I would suggest possibly talking about the type of relationship that both of you want to create. For example, you may want a relationship where honesty, listening, compassion, and romanticism are major parts. You could also see what your boyfriend wants.You may also consider taking five minutes to see if he will listen...
من مردی را که با او قرار می‌گذارم در وب‌سایت‌های دوستیابی پیدا کردم. او به زنان می‌گفت که زیبا هستند. او ادعا کرد که این کار از طرف او نیست و تلفنش هک شده است. از آن زمان، این اتفاق دو بار دیگر نیز افتاده است. او می‌گوید که من را دوست دارد و من تنها دختری هستم که می‌خواهد با او باشد، اما احساس می‌کنم او حقیقت را به من ...
من پیشنهاد می‌کنم که احتمالاً در مورد نوع رابطه‌ای که هر دوی شما می‌خواهید ایجاد کنید، صحبت کنید. به عنوان مثال، ممکن است شما تمایل داشته باشید که رابطه‌ای بر پایه صداقت، شنیدن، شفقت و رمانتیسم داشته باشید. همچنین می‌توانید نظر دوست پسرتان را نیز جویا شوید. می‌توانید پنج دقیقه وقت بگذارید تا ببینید آیا او به احساسات شم...
null
I am a heterosexual male in my late 20s. I find myself wearing pantyhose, heels, skirts and other women's clothing in private. I am torn on how to feel about it. I enjoy it very much. I have had a pantyhose/stocking fascination and other kinky fetish interests since I was young. I have no history of sexual abuse growin...
If you enjoy cross-dressing and are comfortable with how you feelaand aware of your own thoughts and feelings about it in private as compared to in public,  I see no problem with that.If you would like to become more comfortable with it or express more feelings about it, I recommend that you  see a local mental health ...
من یک مرد دگرجنسگرا هستم در اواخر دهه 20 زندگی‌ام. در تنهایی، جوراب شلواری، کفش‌های پاشنه‌بلند، دامن و سایر لباس‌های زنانه می‌پوشم. در مورد این موضوع احساسات متناقضی دارم. از این کار بسیار لذت می‌برم. از سنین جوانی، به جوراب شلواری/جوراب و دیگر گرایشات غیرمتعارف علاقه‌مند بوده‌ام. در دوران کودکی هیچ تجربه‌ای از سوء است...
اگر از لباس پوشیدن متقابل لذت می‌برید و احساس راحتی از خود دارید و از افکار و احساسات خود در مورد این موضوع در خلوت نسبت به عموم آگاه هستید، من در این مورد مشکلی نمی‌بینم. اگر می‌خواهید با این موضوع راحت‌تر باشید یا بیشتر درباره‌ی احساساتتان صحبت کنید، پیشنهاد می‌کنم به یک متخصص بهداشت روان محلی مراجعه کنید؛ نه به این ...
null
A lot of times, I avoid situations where I am to meet new people because I have a fear of embarrassing myself. I often avoid large groups of people, like parties, because I think they all constantly judge me.
Hello, and thank you for your question. First, I want you to know that you are certainly not alone on this issue. Everyone, at some point in time, has a fear of public embarrassment. But for many people, this fear can become so awful that it begins to have a real negative impact on their quality of life.  They will try...
بسیاری از اوقات از موقعیت‌هایی که قرار است با افراد جدید ملاقات کنم اجتناب می‌کنم زیرا از خجالت کشیدن می‌ترسم. اغلب از گروه‌های بزرگ، مانند مهمانی‌ها، دوری می‌کنم چون فکر می‌کنم همه آنها دائماً در حال قضاوت من هستند.
با سلام و تشکر از سوال شما. ابتدا می‌خواهم به شما بگویم که مطمئناً در این مورد تنها نیستید. هر کسی در مقطعی از زندگی خود از شرمساری عمومی ترس دارد. اما برای بسیاری از افراد، این ترس می‌تواند به حدی شدید شود که تأثیر منفی واقعی بر کیفیت زندگی آنها بگذارد. آنها سعی می‌کنند از هر موقعیتی که حتی به فکرشان هم می‌رسد ممکن اس...
null
I'm currently struggling with diagnosed depression, anxiety, and Misophonia. Also, I am 99% sure I have Borderline Personality Disorder and Avoidant Personality Disorder. I read the DSM-IV, taken college psychology, etc. I know it in my heart I have them. Is self-diagnosing okay with the right research?
Hello, and thank you for your question. Self-diagnosing is something that we all do about one health issue or another. Taking a guess about what may or may not be happening to us is completely normal, however the actual clinical diagnoses of a mental health disorder requires a licensed mental health professional. Here ...
من در حال حاضر با افسردگی، اضطراب و میسوفونیا که تشخیص داده شده‌اند دست و پنجه نرم می‌کنم. همچنین ۹۹٪ مطمئن هستم که اختلال شخصیت مرزی و اختلال شخصیت اجتنابی دارم. من DSM-IV را خوانده‌ام و دروس روانشناسی دانشگاه را گذرانده‌ام. آیا خودتشخیصی با تحقیق صحیح مجاز است؟
سلام و ممنون از سوال شما. خودتشخیصی کاری است که همه ما در مورد یک موضوع بهداشتی یا دیگری انجام می‌دهیم. حدس زدن در مورد آنچه ممکن است برای ما اتفاق بیفتد یا نیفتد کاملاً طبیعی است؛ با این حال، تشخیص بالینی واقعی یک اختلال سلامت روان نیازمند متخصص بهداشت روان دارای مجوز است. در اینجا چند دلیل برای این موضوع آورده شده اس...
null
I was the one who ended it, and I'm so glad I did. It was the best decision I made in my life. But how do I stop the nightmares and flashbacks? It is creating a wall in my current relationship.
It sounds like you have not had the opportunity to process through the trauma you have endured. It would help if you have the opportunity to speak with someone on a regular basis until the symptoms of your trauma have subsided.
من کسی بودم که آن را به پایان رساندم و بسیار خوشحالم که این کار را کردم. این بهترین تصمیم زندگی‌ام بود. اما چگونه می‌توانم کابوس‌ها و یادآوری‌های ناخواسته را متوقف کنم؟ این موضوع در حال ایجاد دیواری در رابطه فعلی‌ام است.
به نظر می‌رسد که شما فرصتی برای پردازش آسیب‌هایی که تجربه کرده‌اید نداشته‌اید. اگر بتوانید به طور منظم با کسی صحبت کنید تا زمانی که علائم ناشی از آن آسیب کاهش یابد، این موضوع می‌تواند به شما کمک کند.
null
I am becoming a Water Safety Instructor but I didn't have enough for a proper swimsuit. I was told by a boy in class that my top was displaying everything. I was very embarrassed.
First of all, congratulations to you on becoming a Water Safety Instructor.As far as how to forgive yourself, this is probably one of the toughest things that we ask of ourselves, no matter the subject. On the other hand, it sounds like the location of the mistake means that after you get through the class, you won't s...
من دارم به یک مربی ایمنی آب تبدیل می‌شوم، اما برای خرید یک لباس شنا مناسب کافی ندارم. پسری در کلاس به من گفت که تاپ من همه چیز را نشان می‌دهد. خیلی خجالت‌زده شدم.
اول از همه، به شما برای تبدیل شدن به یک مربی ایمنی آب تبریک می‌گویم. در مورد اینکه چگونه خود را ببخشید، این احتمالاً یکی از دشوارترین کارهایی است که از خود انتظار داریم، به‌ویژه در چنین مواردی. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد که موقعیت اشتباه به گونه‌ای است که پس از اتمام کلاس، دیگر افراد مشابه را نخواهید دید، بنابراین امید...
null
I feel too scared to meet people I don't know - even relatives. I don't ever raise my hand or talk in school. I feel like no one understands. How can I handle this?
Congratulations on your courage to ask this question!This shows you are willing to engage with other people, just not in all situations, especially the in person ones.Start by "meeting" yourself.Reflect as thoroughly as possible as to what you imagine will be the outcome of meeting others or of speaking up during a cla...
من از ملاقات با افرادی که نمی‌شناسم - حتی اقوام - بسیار می‌ترسم. هرگز در مدرسه دستم را بالا نمی‌برم و صحبت نمی‌کنم. احساس می‌کنم هیچ‌کس نمی‌فهمد. چگونه می‌توانم با این موضوع کنار بیایم؟
به خاطر شجاعت شما برای پرسیدن این سوال تبریک می‌گویم! این نشان می‌دهد که شما مایل به تعامل با دیگران هستید، هرچند نه در همه موقعیت‌ها، به‌ویژه در تعاملات حضوری. با "ملاقات" با خود شروع کنید. تا حد امکان به این فکر کنید که نتیجه ملاقات با دیگران یا صحبت کردن در کلاس چه می‌تواند باشد. برخی از افراد از انتقاد یا قضاوت دیگ...
null
Sometime when small thing happen, like losing a comb, I get furious. I even start throwing things. Do I have a problem?
Anyone who asks whether or not they have a problem, usually feels at least partly, that they do have a problem.Your answer to the question is what matters.Since you already understand that your reaction is overstated to the events which trigger them, the reactions you're having are more than likely anger that is leftov...
بعضی وقت‌ها وقتی اتفاقات کوچکی می‌افتد، مثل گم کردن شانه، عصبانی می‌شوم. حتی شروع به پرتاب کردن اشیاء می‌کنم. آیا من مشکلی دارم؟
هر کسی که بپرسد آیا مشکلی دارد یا نه، معمولاً حداقل تا حدی احساس می‌کند که مشکلی دارد. پاسخ شما به این سوال اهمیت دارد. از آنجا که شما از قبل می‌دانید که واکنش‌هایتان در برابر رویدادهایی که آنها را ایجاد می‌کنند، زیاده‌روی شده است، این واکنش‌ها احتمالاً بیشتر ناشی از عصبانیتی هستند که از رویدادهای گذشته، چه در گذشته نز...
null
She mostly targets me on social media. The bullying used to be much worse, but it is still going on. The comments are so vague, but I know that they are meant for me. Even when I confront her, she messages me short phrases to try to get in my head. If I try to fight back, she will ruin me.
Sorry to hear of your problem situation.  Feeling intimidated by another person is very unsettling.Stop having contact with the person.Bullies only interact with others either by intimidating someone or by themselves feeling intimidated by someone.Bullies do not have the same dynamics as everyone else.No one can convin...
او بیشتر مرا در شبکه‌های اجتماعی هدف قرار می‌دهد. قلدری قبلاً خیلی بدتر بود، اما هنوز ادامه دارد. نظرات خیلی مبهم هستند، اما می‌دانم که منظورشان من هستم. حتی زمانی که با او روبرو می‌شوم، او پیام‌های کوتاهی برایم می‌فرستد تا سعی کند در افکار من نفوذ کند. اگر بخواهم دفاع کنم، او مرا نابود خواهد کرد.
متأسفم که درباره وضعیت مشکل شما مطلع شدم. احساس ترس از یک فرد دیگر می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده باشد. ارتباط خود را با آن شخص قطع کنید. قلدرها تنها از طریق ترساندن دیگران یا احساس ترس از دیگران با دیگران تعامل می‌کنند. قلدرها دینامیک‌های مشابهی با دیگران ندارند. هیچ‌کس نمی‌تواند یک قلدر را متقاعد کند یا او را از رفتارها...
null
I feel too scared to meet people I don't know - even relatives. I don't ever raise my hand or talk in school. I feel like no one understands. How can I handle this?
It certainly sounds like you have some anxiety. Before deciding whether it was social anxiety or a more general type of anxiety, I would wonder what it is that you think will result from you raising your hand or talking to someone you don't know. Here is some information on social anxiety: https://socialanxietyinstitut...
من از ملاقات با افرادی که نمی‌شناسم - حتی اقوام - بسیار می‌ترسم. هرگز در مدرسه دستم را بالا نمی‌برم و صحبت نمی‌کنم. احساس می‌کنم هیچ‌کس نمی‌فهمد. چگونه می‌توانم با این موضوع کنار بیایم؟
به نظر می‌رسد که شما دچار اضطراب هستید. قبل از اینکه تصمیم بگیرید آیا این اضطراب اجتماعی است یا نوعی اضطراب کلی، می‌خواهم بدانم که از بالا بردن دست یا صحبت کردن با فردی که نمی‌شناسید، چه نتیجه‌ای تصور می‌کنید. در اینجا اطلاعاتی درباره اضطراب اجتماعی آمده است: https://socialanxietyinstitute.org/what-is-social-anxiety. پ...
null
My boyfriend and I have been arguing every night about the same thing. He also tells me that if I go visit my mother out of state he will be gone when I get back. He and my mother do not get along. What should I do?
It's ultimately your decision whether or not you go to see your mother. I'm not sure whether talking with her on the phone or through some videoconferencing application (such as Skype) would be something you could do in the meantime until you sort out what you want to do.Some things I wonder are:What makes the two of t...
من و دوست پسرم هر شب درباره یک موضوع مشخص با هم جر و بحث می کنیم. او همچنین به من می‌گوید که اگر به دیدن مادرم خارج از ایالت بروم، وقتی به خانه برگردم دیگر آنجا نخواهد بود. او و مادرم با هم سازگاری ندارند. چه کاری باید انجام دهم؟
این در نهایت تصمیم شماست که آیا به دیدن مادرتان بروید یا نه. مطمئن نیستم که آیا صحبت کردن با او از طریق تلفن یا برخی از برنامه های ویدئو کنفرانس (مانند اسکایپ) می‌تواند راه‌حلی موقت باشد تا زمانی که تصمیم تان را بگیرید. برخی سؤالاتی که به ذهنتان می‌رسد این است: چرا این دو نفر با هم کنار نمی‌آیند؟ چه چیزی باعث می‌شود او...
null
When my boyfriend gets in a snit, he gives me the silent treatment for days. When I ask what is wrong, I get nothing: no reply, no phone call. If he does reply, it is something very sarcastic and hurtful. He never admits he is wrong and never apologizes.
This has to be very difficult to endure.It's pretty common for members of a couple to have different ways of resolving conflict. Very often, one person wants to deal with the conflict right away or shortly thereafter and the other person wants to wait. One thing that sometimes works is to consider having a conversation...
هنگامی که دوست پسرم عصبانی می‌شود، او برای روزها به من بی‌اعتنایی می‌کند. وقتی می‌پرسم چه اتفاقی افتاده، هیچ پاسخی نمی‌گیرم: نه جواب و نه تماس تلفنی. اگر هم پاسخ دهد، چیزی بسیار طعنه‌آمیز و آزاردهنده می‌گوید. او هرگز متوجه اشتباهاتش نمی‌شود و هرگز عذرخواهی نمی‌کند.
تحمل این شرایط باید بسیار دشوار باشد. برای اعضای یک زوج، داشتن روش‌های متفاوت برای حل تعارض بسیار رایج است. اغلب، یک نفر می‌خواهد بلافاصله یا در مدت‌زمان کوتاهی پس از وقوع مشکل با آن مواجه شود، در حالی که نفر دیگر ترجیح می‌دهد که صبر کند. یکی از راه‌هایی که گاهی مؤثر واقع می‌شود این است که زمانی که از همدیگر ناراحت نیس...
null
Sometime when small thing happen, like losing a comb, I get furious. I even start throwing things. Do I have a problem?
I don't like the word "problem".  It is such a strong word.  However I would say that you have an issue that needs to be addressed and controlled before it directed at the wrong person and gets totally out of control.  I have found that anger management classes has been helpful for my clients.  Try and see if it will h...
بعضی وقت‌ها وقتی اتفاقات کوچکی مثل از دست دادن شانه می‌افتد، عصبانی می‌شوم. حتی گاهی شروع به پرتاب کردن چیزها می‌کنم. آیا من مشکلی دارم؟
من از کلمه "مشکل" خوشم نمی‌آید. این کلمه خیلی قوی است. با این حال، می‌توانم بگویم که شما مسأله‌ای دارید که باید قبل از اینکه به شخص نادرستی معطوف شود و کاملاً از کنترل خارج گردد، به آن رسیدگی و مدیریت کنید. من متوجه شده‌ام که کلاس‌های مدیریت خشم برای مشتریانم مفید بوده‌اند. امتحان کنید و ببینید آیا به شما کمک می‌کند یا...
null
I am a peaceful person, but I often find myself having thoughts about killing people. Eventhough I like the thoughts at the time, they make me cry. Why do I feel like this?
Hello, and thank you for your question. Clearly this is something that has you very concerned. Sometimes thoughts are just thoughts, and they are pretty harmless. Many people have thoughts of killing someone, but they would never actually do it. They really don't even want to do it, they are just having a thought. Othe...
من فردی صلح‌طلب هستم، اما اغلب به قتل مردم فکر می‌کنم. هرچند در آن لحظه افکار را دوست دارم، اما در نهایت مرا به گریه می‌اندازند. چرا این‌گونه احساس می‌کنم؟
با سلام و تشکر از سوال شما. واضح است که این موضوع شما را به شدت نگران کرده است. گاهی اوقات افکار، صرفاً افکار هستند و بی‌ضرر به نظر می‌رسند. بسیاری از افراد به فکر کشتن کسی می‌افتند، اما هرگز این کار را انجام نمی‌دهند. آن‌ها واقعاً نمی‌خواهند این کار را انجام دهند و فقط یک فکر به ذهنشان خطور کرده است. اما در مواردی دیگ...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
This is actually more common then we often realize, and actually understandable, as he has gone through a trauma, an unresolved existential crisis.  He was taken care of by others and now is again left alone with his own internal, and rather horrific inner struggle.In my work with CCT, or Contextual Conceptual Therapy,...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود، سپس برای مدتی حالش خوب شد. حالا دوباره افسرده و ناامید است.
این در واقع رایج‌تر از آن چیزی است که ما اغلب متوجه می‌شویم و قابل درک است، زیرا او از یک trauma و یک بحران وجودی حل‌نشده رنج برده است. دیگران از او مراقبت کرده‌اند و اکنون دوباره با کشمکش‌های درونی و نسبتاً وحشتناک خود تنها مانده است. در کار خود با CCT یا درمان مفهومی زمینه‌ای (به وب‌سایت www.suicidetherapy.com مراجعه...
null
I have three children. The oldest is nine and not my biological child. The middle child is three and the youngest is one. I have a great relationship with the oldest two children but I haven't developed the same level of attatchment to the youngest child. I rarely want her around and look forward to her nap times. Is t...
This is your experience, your feeling and you are wondering if it is normal, which means is this common or the rule. This question about how you feel about your third child leads me to believe you are dis- turbed [etymology: agitated or stirred up].  Feelings are messages from our soul or spirit that something is not r...
من سه فرزند دارم. بزرگ ترین آنها نه ساله است و فرزند بیولوژیکی من نیست. فرزند وسط سه ساله و کوچک ترین یک ساله است. من رابطه بسیار خوبی با دو فرزند بزرگ تر دارم، اما به همان میزان نسبت به فرزند کوچک تر دلبستگی احساس نکرده‌ام. به ندرت تمایل دارم که او در اطراف باشد و منتظر زمان خواب او هستم. آیا این طبیعی است؟
این تجربه شماست، احساس شماست و در تعجب هستید که آیا این طبیعی است، یعنی آیا این امر رایج است یا قانون. این سؤال درباره احساس شما نسبت به فرزند سوم‌تان به من این پیغام را می‌دهد که شما نگران هستید [ریشه‌شناسی: آشفته یا تحریک شده]. احساسات پیام‌هایی از روح یا جان ما هستند که نشان می‌دهند چیزی درست نیست. بنابراین، اگرچه م...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
Hello, and thank you for your question. This is a very serious time. I don't mean to frighten you, but you are right to be concerned. The time right after people leave the hospital after receiving psychiatric services is a time of high risk for suicide. It is very important, after hospitalization, to get follow-up care...
پس از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود و سپس برای مدتی احساس شگفتی می‌کرد. حالا دوباره افسرده و بی‌امید شده است.
با سلام و تشکر از سؤال شما. این زمان بسیار جدی است. هیچ قصدی برای ترساندن شما ندارم، اما حق دارید نگران باشید. زمان بلافاصله پس از خروج افراد از بیمارستان پس از دریافت خدمات روانپزشکی، برهه‌ای با خطر بالا برای خودکشی است. بسیار مهم است که پس از بستری شدن در بیمارستان، هر چه زودتر از یک متخصص مراقبت‌های بعدی دریافت کنید...
null
he just walks in the house whenever he wants to see his kids. My fiancé tells me it makes her angry and doesn't like it, but she seems afraid to say anything to him about it for some reason. Is it okay for him to do this?
  The short answer to your question is "No" it's not okay for anyone to ever be doing this. There's a lot of unanswered questions and other factors going on here that need attention. Nevertheless, don't hesitate to seek out legal counsel and/or call 911.    Ideally, your fiancé would be able to speak directly to her e...
او فقط هر وقت بخواهد بچه‌هایش را ببیند، وارد خانه می‌شود. نامزدم به من می‌گوید که این موضوع او را عصبانی می‌کند و از آن خوشش نمی‌آید، اما به نظر می‌رسد به دلیلی از گفتن چیزی به او در این مورد می‌ترسد. آیا این کار برای او مناسب است؟
پاسخ کوتاه به سوال شما "نه" است؛ هیچ‌کس نباید این کار را انجام دهد. سوالات و عوامل بی‌شماری در اینجا وجود دارد که نیاز به توجه دارند. با این حال، تردید نکنید که به مشاور حقوقی مراجعه کنید و/یا با شماره 911 تماس بگیرید. در حالت ایده‌آل، نامزد شما می‌تواند مستقیماً با شوهر سابقش صحبت کند و مرزهای معقولی را تعیین کند که ب...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
  I'm thankful to read your husband found care and that his suicide attempt wasn't successful.   While he was hospitalized, and prior to his release, your husband would've been provided in writing a self-care action plan. This typically includes things like committing to a contract 'not to harm' and what to do if he fe...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود، سپس برای مدتی احساس فوق‌العاده‌ای داشت. حالا او دوباره افسرده و ناامید شده است.
من از این که همسر شما توانسته است مراقبت دریافت کند و تلاش برای خودکشی او موفقیت‌آمیز نبوده، سپاسگزارم. در دوران بستری او در بیمارستان و پیش از آزادی‌اش، به همسرتان یک برنامه اقدام برای مراقبت از خود به صورت مکتوب ارائه شده‌است. این برنامه معمولاً شامل مواردی مانند تعهد به امضای قراردادی برای "آسیب نرساندن" و اقداماتی ...
null
How do therapists classify the type of personality their clients have? What characteristics do they look at to decide what type of personality the client has? I've read about this online, but I'd like to understand this from a therapist's point of view.
That's a great question. There is such a wide range of ways to define "personality" that it is difficult to identify specific characteristics that are used to identify personality types.That being said, some clinicians will use standardized tests (or assessments) to assess a client's type of personality. While these te...
درمانگران چگونه نوع شخصیت مراجعان خود را تعیین می کنند؟ آنها به کدام ویژگی ها توجه می کنند تا تشخیص دهند که مراجع چه نوع شخصیتی دارد؟ من در مورد این موضوع به صورت آنلاین مطالعه کرده‌ام، اما می‌خواهم این موضوع را از منظر یک درمانگر درک کنم.
این یک سوال عالی است. طیف گسترده‌ای از راه‌ها برای تعریف «شخصیت» وجود دارد که شناسایی ویژگی‌های خاص به کار رفته برای شناسایی تیپ‌های شخصیتی را دشوار می‌کند. با این حال، برخی از روان‌شناسان از آزمون‌های استاندارد (یا ارزیابی‌ها) برای سنجش نوع شخصیت مراجع استفاده می‌کنند. اگرچه این آزمون‌ها نمی‌توانند همه چیز را درباره ی...
null
What do you do when a therapist and a parent drugs a child and makes up lies in order to stop the other parent's custody visitation?
This sounds like a potentially serious situation. The most important thing is to make sure the child is safe.  If you suspect that a child is (or has been) harmed, I would strongly recommend that you report your concerns to your local law enforcement or to Child Protective Services. If you don't think that a child is i...
هنگامی که یک درمانگر و یکی از والدین کودکی را تحت تأثیر قرار می‌دهند و دروغ می‌گویند تا از ملاقات والد دیگر برای حضانت جلوگیری کنند، چه اقداماتی انجام می‌دهید؟
این به نظر می‌رسد که یک وضعیت بالقوه جدی باشد. مهمترین نکته این است که از امنیت کودک اطمینان حاصل کنید. اگر مشکوک هستید که کودکی آسیب دیده است (یا ممکن است آسیب دیده باشد)، به شدت توصیه می‌کنم که نگرانی‌های خود را به نیروی انتظامی محلی یا خدمات حفاظت از کودکان گزارش دهید. اگر فکر نمی‌کنید که کودکی در خطر است، می‌توانید...
null
I was the one who ended it, and I'm so glad I did. It was the best decision I made in my life. But how do I stop the nightmares and flashbacks? It is creating a wall in my current relationship.
  Thanks for sharing and asking for help.  You mention that you're the one who ended the relationship in the past, yet are haunted by nightmares and flashbacks. Your comments here lead me to wonder that you may have experienced some form of trauma in this past relationship; and, if so, I would encourage you to addition...
من بودم که این را به پایان رساندم و بسیار خوشحالم که این کار را کردم. این بهترین تصمیمی بود که در زندگی‌ام گرفتم. اما چگونه می‌توانم کابوس‌ها و یادآوری‌ها را متوقف کنم؟ این موضوع در حال ایجاد یک مانع در رابطه‌ی فعلی‌ام است.
از اشتراک‌گذاری و درخواست کمک سپاسگزارم. شما اشاره می‌کنید که فردی هستید که رابطه را در گذشته به پایان رسانده‌اید، اما همچنان با کابوس‌ها و فلاش‌بک‌ها دست و پنجه نرم می‌کنید. نظرات شما در اینجا مرا به این فکر می‌اندازد که ممکن است در آن رابطه‌ی گذشته، نوعی آسیب را تجربه کرده‌ باشید. اگر چنین باشد، از شما می‌خواهم که کل...
null
How do therapists classify the type of personality their clients have? What characteristics do they look at to decide what type of personality the client has? I've read about this online, but I'd like to understand this from a therapist's point of view.
This is a great question, and I am happy to have the opportunity to explain my approach. When I am determining what type of personality a client has, I take my time and really absorb their lens/ point of view to themselves and others. Determining a personality type takes some time getting to know the person, and buildi...
درمانگران چگونه نوع شخصیت مراجعان خود را طبقه‌بندی می‌کنند؟ به چه ویژگی‌هایی توجه می‌کنند تا مشخص کنند مراجع چه نوع شخصیتی دارد؟ من اطلاعاتی در این زمینه به صورت آنلاین خوانده‌ام، اما می‌خواهم این موضوع را از دیدگاه یک درمانگر درک کنم.
این یک سوال عالی است و خوشحالم که فرصتی برای تشریح رویکرد خود دارم. هنگامی که می‌خواهم نوع شخصیت یک مشتری را تعیین کنم، وقت خود را صرف می‌کنم و به دقت دیدگاه او را نسبت به خود و دیگران درک می‌کنم. تعیین نوع شخصیت زمان‌بر است و نیاز به شناخت عمیق‌تری از فرد و ایجاد رابطه دارد. پس از اینکه زمان کافی صرف آشنایی با آنها و ...
null
This is my recovery, and I don't feel that it is okay for them to ask this. They told me it is policy due to the fact that I may run into a peer there. I am a peer counselor in the small community that I grew up in. I am in recovery myself. I was asked to come work for this organization after I was two years sober (I w...
You definitely want to make sure not to inadvertently create an inappropriate dual relationship with a client. In fact, it is not uncommon for state regulatory boards to determine that a clinician and client being in the same 12 step group is professional misconduct. You might want to consider attending a 12 step meeti...
این بهبودی من است و فکر نمی‌کنم که پرسیدن این موضوع مناسب باشد. آنها به من گفتند که این یک سیاست است، زیرا ممکن است با همتای خودم در آنجا برخورد کنم. من یک مشاور همسالان در جامعه کوچکی هستم که در آن بزرگ شدم و خودم نیز در حال بهبودی هستم. بعد از دو سال پاکی از من خواسته شد که برای کار در این سازمان بیایم (زیرا قبلاً در...
شما قطعاً می‌خواهید مطمئن شوید که به طور ناخواسته یک رابطه دوگانه نامناسب با مشتری ایجاد نمی‌کنید. در واقع، هیئت‌های نظارتی ایالتی معمولاً تشخیص می‌دهند که حضور یک clinician و مشتری در یک گروه 12 مرحله‌ای، تخلف حرفه‌ای محسوب می‌شود. ممکن است بخواهید شرکت در یک جلسه 12 مرحله‌ای را در جامعه‌ای متفاوت از آنچه در آن کار می...
null
They discontinued treatment for no apparent reason after they thought to diagnose me with schizophrenia.
The general rule against medical abandonment says thst whenever healthcare providers discontinue treatment with you when you still need it, they are legally required to make sure that you have access to another provider of equal or higher ability.In this case, if your treatment team decided to discontinue your treatmen...
پس از اینکه به تشخیص اسکیزوفرنی مبتلا شدم، درمان را بدون هیچ دلیل واضحی قطع کردند.
قانون کلی در برابر ترک پزشکی می‌گوید که هر زمان ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی درمان شما را در زمانی که هنوز به آن نیاز دارید قطع کنند، از نظر قانونی موظفند اطمینان حاصل کنند که شما به یک ارائه‌دهنده دیگر با توانایی برابر یا بالاتر دسترسی دارید. در این مورد، اگر تیم درمانی شما تصمیم بگیرد که درمان شما را بر اساس تشخی...
null
My boyfriend and I have a toxic relationship due to his emotional and verbal abuse but he makes me feel like I could never find someone better, and that I can't be happy without him. How do I get away from this relationship?
I'm glad you recognize your own best interest and that your life will be much better without verbal and emotional abuse.One of the terrible results of being abused in a relationship which is expected to be loving, safe and supportive, is that the one who is being abused, starts to question their own judgement, rights, ...
من و دوست پسرم به دلیل آزار عاطفی و کلامی او در یک رابطه سمی هستیم، اما او به من این احساس را می‌دهد که هرگز نمی‌توانم کسی بهتر پیدا کنم و بدون او نمی‌توانم خوشحال باشم. چگونه می‌توانم از این رابطه خارج شوم؟
خوشحالم که شما بهترین منافع خود را تشخیص می‌دهید و زندگی شما بدون آزار کلامی و عاطفی بسیار بهتر خواهد شد. یکی از نتایج وحشتناک سوءاستفاده در رابطه‌ای که انتظار می‌رود محبت‌آمیز، ایمن و حمایت‌کننده باشد، این است که فردی که مورد آزار قرار می‌گیرد، شروع به زیر سوال بردن قضاوت، حقوق، نظرات و کلیت طرز تفکر خود می‌کند. صرف‌ن...
null
I empathize so much, even with characters on tv or in video games, that I actually feel physical pain. This has made life difficult to say the least. I believe I have an actually case of something called hyper empathy disorder. But since it's such a new disorder I can't find any information about it. Could this be wha...
The world needs more people lately who have such a high degree of empathy which you describe in yourself!If it feels a little burdensome, then look to balance what is too much with its opposite.  Since you're giving a lot of empathy, maybe you'd like receiving a lot of empathy.In the situation you describe, when you st...
من آنقدر همدلی می‌کنم، حتی با شخصیت‌های تلویزیون یا بازی‌های ویدیویی، که در واقع احساس درد جسمی می‌کنم. این موضوع زندگی‌ام را به‌طور قابل‌توجهی دشوار کرده است. من معتقدم که به نوعی به اختلال همدلی بیش از حد مبتلا هستم. اما از آنجایی که این اختلال هنوز خیلی جدید است، نمی‌توانم اطلاعاتی در مورد آن پیدا کنم. آیا ممکن اس...
دنیا اخیراً به افراد بیشتری نیاز دارد که دارای درجه بالایی از همدلی باشند، همانطور که شما در خود توصیف می‌کنید! اگر این احساس کمی سنگین به نظر می‌رسد، به تعادل آن با جنبه مخالفش فکر کنید. از آنجایی که شما سخاوتمندانه همدلی می‌کنید، شاید تمایل داشته باشید که همدلی زیادی نیز دریافت کنید. در موقعیتی که توصیف می‌کنید، وقتی...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
The fact that you're reaching out for help here is really helpful.The first thing I would suggest is that you consider seeing a local mental health professional yourself to be able to talk about the details, how this is affecting you, and how you can hold onto you are while also being supportive to you husband.From the...
پس از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود، سپس به مدت کوتاهی احساس فوق‌العاده‌ای داشت. حالا دوباره افسرده و ناامید شده است.
این واقعیت که شما برای درخواست کمک در اینجا هستید، واقعاً ارزشمند است. اولین پیشنهادی که دارم این است که خودتان به یک متخصص بهداشت روان محلی مراجعه کنید تا بتوانید در مورد جزئیات، تأثیرات این وضعیت بر خودتان و همچنین چگونگی حمایت از شوهرتان صحبت کنید. از توصیف شما مشخص است که تغییراتی پس از بازگشت از بیمارستان رخ داده ...
null
I am an international student, and it is my first semester in graduate school in the United States. I faced a cultural shock, and I was so depressed when I arrived here. My counselor in the university was my savior. He helped me a great deal. Now I am going back to my country for a vacation. I was thinking to get him s...
I don't think it's appropriate to give your counselor a bottle of wine. Your counselor helped you and supported you, which is great, But a gift is inappropriate. I can understand that you want to show your gratitude. There are many other ways to do that. You could drop your counselor a note or card, thank him in person...
من یک دانشجوی بین‌المللی هستم و این اولین ترم من در مقطع کارشناسی ارشد در ایالات متحده است. با شوک فرهنگی مواجه شدم و وقتی به اینجا رسیدم، بسیار ناراحت بودم. مشاور من در دانشگاه ناجی من بود و کمک زیادی به من کرد. حالا برای تعطیلات به کشورم برمی‌گردم. داشتم به این فکر می‌کردم که برای او هدیه‌ای خاص با نام کشورم بیاورم و...
به نظر من مناسب نیست که به مشاور خود یک بطری شراب هدیه دهید. مشاور شما به شما کمک کرده و از شما حمایت کرده است که بسیار خوب است، اما دادن هدیه مناسب نیست. می‌توانم درک کنم که می‌خواهید قدردانی خود را ابراز کنید. راه‌های زیادی برای انجام این کار وجود دارد. می‌توانید یک یادداشت یا کارت برای مشاورتان بنویسید، به‌صورت حضور...
null
I need to get on base to see my doctor. My ID card was in my wallet which was stolen. I’m unable to reach my husband at this time. He is only one who can take me on base in order to get a new ID so I can continue to see doctor. Is there anything I can do?
You should be able to get a replacement ID card either from the Personnel Office on your local base (the actual name of this office will vary depending on which branch of the military it is). You may also be required to go to the Military Police or Security office on base to report the loss of your old ID card.
باید به پایگاه بروم تا دکترم را ببینم. کارت شناسایی من در کیفم بود که دزدیده شده است. در حال حاضر نمی‌توانم با شوهرم تماس بگیرم. او تنها کسی است که می‌تواند مرا به پایگاه ببرد تا شناسه جدیدی بگیرم و بتوانم به دکترم مراجعه کنم. آیا کاری هست که بتوانم انجام دهم؟
شما باید بتوانید کارت شناسایی جایگزین را از دفتر پرسنل در پایگاه محلی خود دریافت کنید (نام دقیق این دفتر بسته به شعبه‌ای که تحت آن خدمت می‌کنید متفاوت خواهد بود). همچنین ممکن است از شما خواسته شود برای گزارش مفقود شدن کارت شناسایی قبلی‌تان به پلیس نظامی یا اداره امنیت در پایگاه مراجعه کنید.
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
Please do not worry about crying. People cry, laugh, rage, rant, and talk during counseling sessions. Part of the therapy process is to look at your feelings, and to feel what you are actually feeling (instead of what you think you should feel). So if you need to cry, that's ok. If you feel embarrassed because you crie...
من چند روز دیگر مشاوره/درمانی را شروع می‌کنم (خیلی عصبی‌ام) اما ترس اصلی من این است که گریه کنم و خودم را خجالت زده کنم، آیا این جای نگرانی دارد؟
لطفا نگران گریه نباشید. مردم در جلسات مشاوره گریه می‌کنند، می‌خندند، عصبانی می‌شوند، اعتراض می‌کنند و صحبت می‌کنند. بخشی از فرآیند درمان این است که به احساسات خود توجه کنید و آنچه را که واقعاً احساس می‌کنید (به جای آنچه فکر می‌کنید باید احساس کنید) تجربه کنید. بنابراین اگر نیاز به گریه دارید، اشکالی ندارد. اگر بخاطر گر...
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
Oh, crying in therapy is very normal! I have a stack of kleenex boxes in my office. Cry away, therapist are very used to it:) First time being in therapy is scary, but you'll soon know if you are a good match. 
من چند روز دیگر مشاوره/درمانی را شروع می‌کنم (واقعا نگرانم) اما ترس اصلی من این است که گریه کنم و خودم را خجالت زده کنم، آیا این موضوع نگران‌کننده است؟
آه، گریه در جلسات درمانی کاملاً طبیعی است! من تعداد زیادی جعبه دستمال کاغذی در دفترم دارم. هر چقدر که می‌خواهید گریه کنید، درمانگران به این موضوع عادت دارند :) نخستین تجربه درمانی می‌تواند ترسناک باشد، اما به زودی متوجه خواهید شد که آیا شما و درمانگرتان با یکدیگر تناسب خوبی دارید یا خیر.
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
Please feel free to cry during therapy if you suddenly feel painful emotions arising when you describe some of your unsatisfying and unfulfilling relationships and situations.Crying when realizing the emotional hurt and unfairness between you and someone, clears you for new ways of handling interactions.As a therapist,...
من چند روز دیگر مشاوره/درمانی را شروع می‌کنم (خیلی نگرانم) اما ترس اصلی من این است که گریه کنم و خودم را خجالت زده کنم، آیا این جای نگرانی دارد؟
اگر هنگام توصیف برخی از روابط و موقعیت‌های رضایت‌بخش و ناکام خود ناگهان احساسات دردناکی به سراغتان آمد، لطفاً در طول درمان گریه کنید. گریه کردن در هنگام درک آسیب عاطفی و بی‌عدالتی بین خود و یک نفر دیگر به شما کمک می‌کند تا به راه‌های جدیدی برای مدیریت تعاملات‌تان دست یابید. به عنوان یک درمانگر، من همیشه یک جعبه دستمال ...
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
People do cry in therapy sometimes, but it's not at all necessary to cry in order for most kinds of therapy to be helpful. When you start counseling you don't yet know your counselor very well, so it's normal to keep your feelings in check until you feel comfortable and a bit more relaxed with your counselor and with t...
من چند روز دیگر مشاوره/درمانی را آغاز می‌کنم (خیلی نگرانم) اما ترس اصلی‌ام این است که گریه کنم و خودم را خجالت‌زده کنم، آیا این موضوع نگران‌کننده است؟
مردم گاهی اوقات در درمان گریه می‌کنند، اما برای مفید بودن بیشتر انواع درمان، گریه کردن اصلاً ضروری نیست. هنگامی که مشاوره را شروع می‌کنید، هنوز به خوبی با مشاور خود آشنا نیستید، بنابراین طبیعی است که احساسات خود را کنترل کنید تا زمانی که با مشاور و شرایط احساس راحتی و آرامش بیشتری کنید. با این حال، گاهی احساساتی وجود د...
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
Anxiety can cause such a feeling of discomfort in our bodies that it can seem unbearable. The concern that I can hear in what you have written is that the thought of having some anxiety has now left you uncomfortable with any anxiety at all - and that can become a problem, indeed. As opposed to thinking about your anxi...
من به تازگی شغلی را گرفته‌ام که نیاز به سفر به دور از خانه دارد. من و خانواده‌ام واقعاً به این شغل نیاز داریم. مردم مدام به من می‌گویند که دچار "اضطراب" هستم و از داشتن حمله اضطرابی در حین سفر می‌ترسم. این تجربه برای من کاملاً جدید است. چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
اضطراب می‌تواند چنان احساس ناراحتی در بدن ما ایجاد کند که غیرقابل تحمل به نظر برسد. نگرانی‌ای که می‌توانم در نوشته‌های شما احساس کنم این است که فکر داشتن مقداری اضطراب حالا شما را با هر نوع اضطرابی ناراحت کرده است و این واقعاً می‌تواند به یک مشکل تبدیل شود. به جای اینکه اضطراب‌تان را چیزی بسیار بزرگ‌تر از خودتان تصور ک...
null
My dad is always, and I mean always, cussing and screaming at me for no reason at all. He makes me feel stupid. He also compares me to my other siblings in a negative way and demeans me. Is this abuse?
I'm really sorry to hear that you are going through this.It's a little difficult to answer your question because the laws that define child abuse are different from state to state. But usually, things like what you describe your dad is doing are not considered to be child abuse.The more important thing is how you feel ...
بابام همیشه، و منظورم این است که همیشه، بی‌دلیل به من فحش می‌دهد و جیغ می‌کشد. او باعث می‌شود احساس حماقت کنم. او همچنین مرا به طور منفی با سایر خواهر و برادرهایم مقایسه می‌کند و تحقیرم می‌کند. آیا این سوءاستفاده است؟
من واقعاً متاسفم که می‌شنوم شما در حال تجربه این موضوع هستید. پاسخ به سوال شما کمی دشوار است زیرا قوانین تعریف کودک‌آزاری از ایالتی به ایالت دیگر متفاوت است. اما معمولاً رفتارهایی مانند آنچه که پدرتان انجام می‌دهد، به عنوان کودک‌آزاری در نظر گرفته نمی‌شود. نکته مهم‌تر این است که شما چه احساسی نسبت به آنچه در حال وقوع ا...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
A failed suicide attempt is commonly thought of as a “cry for help,” however it can also be a serious attempt to find a permanent solution to depression, hopelessness or other feelings a person feels are unbearable. It’s wonderful that you want to support your husband, but If your husband is feeling depressed and hopel...
پس از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود و سپس مدتی احساس خوبی داشت. حالا دوباره افسرده و ناامید شده است.
یک اقدام ناموفق برای خودکشی معمولاً به عنوان یک "فریاد برای کمک" در نظر گرفته می‌شود، اما می‌تواند تلاشی جدی برای یافتن راه‌حلی دائمی برای افسردگی، ناامیدی یا سایر احساساتی باشد که فرد آن‌ها را غیرقابل تحمل می‌داند. این عالی است که می‌خواهید از شوهرتان حمایت کنید، اما اگر شوهرتان احساس افسردگی و ناامیدی می‌کند، بهترین ...
null
My dad is always, and I mean always, cussing and screaming at me for no reason at all. He makes me feel stupid. He also compares me to my other siblings in a negative way and demeans me. Is this abuse?
Everyone deserves to be treated with dignity and respect. Having said that, everyone gets upset once in awhile and may yell or scream, which can be disrespectful. You said "always, and I mean always" and that is troubling. If your dad curses and screams at you on a regular and consistent basis, it can (as you stated) i...
بابام همیشه، و منظورم اینه که همیشه، بدون هیچ دلیلی به من فحش میده و جیغ میزنه. او باعث میشه احساس احمق بودن کنم. همچنین مرا به شکل منفی با سایر خواهر و برادرهایم مقایسه می‌کند و تحقیرم می‌کند. آیا این نوعی سوءاستفاده است؟
همه سزاوارند که با عزت و احترام با آن‌ها رفتار شود. با این حال، هر از چند گاهی همه ممکن است ناراحت شوند و فریاد بزنند یا جیغ بکشند، که می‌تواند بی‌احترامی تلقی شود. شما گفتید "همیشه، و منظورم همیشه" و این موضوع نگران‌کننده است. اگر پدرتان به طور مداوم به شما فحش می‌دهد و فریاد می‌زند، این مسئله می‌تواند (همان‌طور که شم...
null
I'm a female in my mid 20s. Lately I tend to over drink and I've become a very angry drunk. In the past, I have even cheated on my boyfriend while I was under the influence of alcohol. But now, even if I don't do anything wrong and don't embarrass myself, I still feel really guilty after a night of drinking. I don...
The short answer is yes - if you feel 'really guilty after a night of drinking', then you probably have a problem. What you could do is visit this website by the National Institutes of Health: http://rethinkingdrinking.niaaa.nih.gov/How-much-is-too-much/  There you will find information on how many drinks is too much, ...
من یک زن در اواسط دهه بیست سالگی هستم. اخیراً به نوشیدن بیش از حد مشروبات الکلی تمایل پیدا کرده‌ام و خیلی عصبانی می‌شوم. در گذشته حتی در حالی که تحت تأثیر الکل بودم، به دوست‌پسری که داشتم خیانت کردم. اما حالا، حتی اگر کاری اشتباه نکنم و خودم را خجالت نزنم، باز هم بعد از یک شب نوشیدن واقعاً احساس گناه می‌کنم. نمی‌فهم...
پاسخ کوتاه بله است - اگر بعد از یک شب نوشیدن الکل واقعاً احساس گناه می‌کنید، احتمالاً با یک مشکل مواجه هستید. می‌توانید به این وب‌سایت مؤسسه ملی بهداشت مراجعه کنید: http://rethinkingdrinking.niaaa.nih.gov/How-much-is-too-much/ در آنجا اطلاعاتی درباره تعداد نوشیدنی‌های زیاد پیدا خواهید کرد و پاسخ کلی برای زنان، مصرف بیش...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
I appreciate that you are concerned about your husband's emotions and want to support him as best you can right now. I imagine that you must be going through your own difficult time too. You've had a complicated shock and trauma in your life and in your marriage; it's normal for both of your emotions to move from hope ...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود، سپس برای مدتی حالش خوب بود. حالا دوباره افسرده و ناامید شده است.
از نگرانی شما نسبت به احساسات شوهرتان و تلاش برای حمایت از او در این برهه، قدردانی می‌کنم. تصور می‌کنم شما نیز در حال گذراندن زمان سختی هستید. شما تجربه‌ای پیچیده از شوک و trauma در زندگی و ازدواج خود داشته‌اید؛ طبیعی است که احساسات هر دوی شما از امید به ناامیدی، ترس، خشم و قدردانی تغییر کند... هیچ راه اشتباهی برای احس...
null
On the first day of school I wore a bra that was too big so that it would look like I had bigger boobs. I did that the whole school year and my parents never found out. But now I can never hang out with my friends at my house or invite them over because it would be around my parents and my friends would see there is n...
I get how you feel; you wish your body looked different and you're embarrassed that you tried to make it look different and people may notice. You don't say how old you are. It's likely that, if you are young, your body will change as you mature, but in general, we're given the bodies we're given and I'm glad to see th...
روز اول مدرسه یک سوتین خیلی بزرگ پوشیدم تا به نظر بیاید سینه‌های بزرگ‌تری دارم. من در تمام سال تحصیلی این کار را انجام دادم و والدینم هرگز متوجه نشدند. اما حالا نمی‌توانم با دوستانم در خانه‌ام معاشرت کنم یا آن‌ها را دعوت کنم، چون در حضور والدینم است و دوستانم می‌بینند که چیزی روی سینه‌ام نیست. چگونه می‌توانم این را د...
احساس تو را درک می‌کنم؛ ای کاش بدن‌ات متفاوت به نظر می‌رسید و از اینکه سعی کردی آن را متفاوت نشان بدهی خجالت می‌کشی و ممکن است مردم توجه کنند. نمی‌گویی چند سال داری. اگر جوان هستی، احتمالاً بدن‌ات با بلوغ تغییر خواهد کرد، اما به طور کلی ما به بدن‌هایی که داریم محدود هستیم و خوشحالم که می‌بینم تمایلی در تو وجود دارد که ...
null
I've been suppressing it for quite some time, but there are days when I can't make eye contact with her. I think she knows, and we both admitted there was some type of vibe, but the overall discussion was vague. I think she could possibly be dating someone that works with us. It's driving me crazy. As an act of express...
Human attractions can be tricky things, and in this case - a power dynamic. In the workplace, a boss usually has the power to hire, fire, set schedules, approve vacations, and evaluate performance. Because of this power dynamic, most employee handbooks expressly forbid supervisors and their direct employees being in a ...
مدت زیادی است که آن را در دل نگه داشته‌ام، اما روزهایی هست که نمی‌توانم با او تماس چشمی برقرار کنم. فکر می‌کنم او متوجه شده و ما هر دو اعتراف کردیم که نوعی حس وجود دارد، اما بحث کلی مبهم بود. به نظرم او ممکن است با کسی از همکاران ما قرار ملاقات داشته باشد. این موضوع دیوونه‌ام کرده است. به‌عنوان ابراز احساسات، یک هدیه ش...
جاذبه‌های انسانی می‌توانند پیچیده باشند و در این مورد، یک پویایی قدرت وجود دارد. در محل کار، یک رئیس معمولاً قدرت استخدام، اخراج، تنظیم زمان‌بندی، تأیید مرخصی‌ها و ارزیابی عملکرد را دارد. به همین دلیل، اکثر کتاب‌های راهنمای کارمندان صراحتاً رابطه عاشقانه بین سرپرست و کارمندان زیر دستش را ممنوع می‌کنند. ممکن است بخواهید...
null
My dad is always, and I mean always, cussing and screaming at me for no reason at all. He makes me feel stupid. He also compares me to my other siblings in a negative way and demeans me. Is this abuse?
Yes, this emotional abuse.  There is no abuse without emotional abuse.  His abuse is demeaning and can have lasting negative impact on your perspective of your self and people around you.  Please find someone support to talk to.  
بابام همیشه، و منظورم اینه که واقعا همیشه، بدون هیچ دلیلی سرم فحش میده و جیغ میکشه. او به من احساس بی‌عرضگی می‌ده. همچنین مرا به طرز منفی با سایر خواهر و برادرهایم مقایسه می‌کند و تحقیرم می‌کند. آیا این نوعی سوءاستفاده است؟
بله، این آزار عاطفی است. هیچ نوع آزار و اذیتی بدون آزار عاطفی وجود ندارد. آزار او تحقیرکننده است و می‌تواند تأثیر منفی دائمی بر دیدگاه شما نسبت به خودتان و افرادی که در اطرافتان هستند داشته باشد. لطفاً فردی را پیدا کنید که بتوانید با او صحبت کنید.
null
I was with my friends fishing by a pond. I found a frog and stabbed it with my friend's knife. I'm not sure why I did it. My friends saw me do it it and were shocked and got really mad at me. Now if someone brings it up I get really upset and panicked. I don't know why I feel like this. Does this mean there is somethi...
The good news is your awareness that being violent to animals feels out of character for you.   I'm glad you have awareness and I'm glad you are not at ease with killing frogs.Fairly likely that you were acting out aggressively toward the frog, feelings of being on the receiving side of similar type of violence.Basical...
من با دوستانم در کنار یک برکه ماهی‌گیری می‌کردم. قورباغه‌ای پیدا کردم و با چاقوی دوستم به آن ضربه زدم. مطمئن نیستم چرا این کار را کردم. دوستانم شاهد این کار من بودند و خیلی شوکه شدند و از من عصبانی شدند. حالا اگر کسی درباره‌اش صحبت کند، واقعاً ناراحت و دچار وحشت می‌شوم. نمی‌دانم چرا این‌طور احساس می‌کنم. آیا این نشان‌...
خبر خوب این است که شما آگاهید که رفتار خشونت‌آمیز با حیوانات برای شما غیرمعمول است. خوشحالم که این آگاهی را دارید و خوشحالم که از کشتن قورباغه‌ها احساس راحتی نمی‌کنید. به احتمال زیاد شما به شکل پرخاشگرانه‌ای به قورباغه رفتار کرده‌اید، زیرا احساس می‌کردید که خودتان قربانی نوعی خشونت مشابه هستید. اساساً شما به قورباغه هم...
null
I'm depressed often, and my mind goes a million miles a minute. Every once in a while, things are okay for a few days. After a bit, I start noticing that I am picking at my skin profusely. After roughly a week, the anxiety is back and still picking. Sometimes I find myself causing fights to have change.
Hello, and thank you for your question. I am very sorry that you are struggling. I have a few thoughts and perhaps some of my colleagues will add something else. Depression and anxiety can both be chronic conditions, as you have experienced. This means that they may always require treatment in order to have some kind o...
من اغلب افسرده‌ام و ذهنم سرعتی مثل یک میلیون مایل در دقیقه دارد. هر از گاهی، برای چند روز همه‌چیز خوب است. بعد از مدتی متوجه می‌شوم که به شدت پوستم را می‌کنم. پس از تقریباً یک هفته، اضطراب دوباره برمی‌گردد و همچنان به کندن ادامه می‌دهم. گاهی اوقات خودم را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهم که باعث دعوا شوم تا تغییراتی ایجاد کن...
با سلام و تشکر از سوال شما. بسیار متاسفم که با مشکلاتی مواجه هستید. چند نکته دارم و ممکن است برخی از همکارانم نیز مواردی اضافه کنند. افسردگی و اضطراب هر دو می‌توانند شرایط مزمن باشند، همان‌طور که شما تجربه کرده‌اید. این بدان معناست که ممکن است همواره نیاز به درمان داشته باشید تا بتوانید از آن‌ها تسکین بگیرید. درمان ممک...
null
My boyfriend won't touch me intimately, he won't kiss me while we are having sex and he won't have oral sex with me. I know he has done this things with other women in the past. I don't know why he won't do them with me. What should I do?
First off, don't blame yourself or be too quick to jump to any scary conclusions.  Human sexuality can be incredibly complex at times (e.g., what turns us on at one time may not be what turns us on the next time). There could actually be a number of things going on including him having performance anxiety...maybe he ha...
دوست پسرم من را به صورت صمیمانه لمس نمی‌کند، در حین رابطه جنسی مرا نمی‌بوسد و رابطه دهانی با من ندارد. می‌دانم که او این کارها را با زنان دیگر در گذشته انجام داده است. نمی‌دانم چرا این کارها را با من انجام نمی‌دهد. چه باید بکنم؟
اول از همه، خودتان را سرزنش نکنید یا خیلی زود به نتیجه‌گیری‌های ترسناک نرسید. تمایلات جنسی انسان ممکن است گاهی به طرز باورنکردنی پیچیده باشد (مثلاً آنچه در یک زمان ما را برمی‌انگیزد ممکن است در زمان دیگر ما را برنجاند). در واقع، ممکن است عوامل متعددی وجود داشته باشد، از جمله اضطراب عملکرد... شاید او تجربه بدی با شریک ق...
null
He wants to wear makeup and heels. He even tucks his penis away to resemble a vagina. He wants me to wear a strap on and have anal sex with him. I have tried this for him, but I don’t like it and have told him so. He keeps making comments about it and says he can't live without it.
Depending on your own sexual history and what you grew up expecting to be "normal" in the bedroom, I can easily imagine that this came as quite a shock to you!  It DOESN'T necessarily mean, however that your husband is: gay, bisexual transgender, or even necessarily a cross-dresser etc. unless he has already told you s...
او می‌خواهد آرایش و کفش پاشنه‌بلند بپوشد. او حتی آلت تناسلی‌اش را قایم می‌کند تا شبیه واژن به نظر برسد. او از من می‌خواهد که یک بند ببندم و با او رابطه مقعدی داشته باشم. من این کار را برای او امتحان کرده‌ام، اما از آن خوشم نمی‌آید و به او گفته‌ام. او دائماً در مورد آن صحبت می‌کند و می‌گوید که بدون آن نمی‌تواند زندگی کن...
بسته به سابقه جنسی شما و انتظاراتی که در اتاق خواب از "عادی" داشته‌اید، به راحتی می‌توانم تصور کنم که این موضوع برای شما کاملاً شوکه‌کننده بوده است! با این حال، این به‌صورت قطعی به این معنا نیست که شوهر شما همجنس‌گرا، دوجنس‌گرا، ترنس‌جندر یا حتی لزوماً دوست‌پوش باشد، مگر اینکه خود او این را به شما گفته باشد. من با کارب...
null
I was having a sexual relationship with a coworker. He decided he was going to get a hotel room for the weekend. Before I got paid, I told him I would have $25.00, which I thought I would. But when I saw my paycheck, I could not pay the $25.00. He says I lied to him about it. He wants me to reimburse him $25.00 for the...
Hello, and thank you for your question. It really is up to you to decide if you owe him the $25.00. If you feel like it is the right thing to do based on your discussion with him, then pay when you can. I am actually much more concerned with how he is treating you over $25.00. I know that it can be a lot of money if yo...
من با یک همکار رابطه جنسی داشتم. او تصمیم گرفت که برای آخر هفته یک اتاق در هتل بگیرد. قبل از اینکه حقوقم را دریافت کنم، به او گفتم که ۲۵ دلار خواهم داشت، که فکر می‌کردم نگه می‌دارم. اما وقتی چک حقوقم را دیدم، نتوانستم ۲۵ دلار را پرداخت کنم. او می‌گوید در این مورد به او دروغ گفته‌ام. او از من می‌خواهد که ۲۵ دلار بابت ات...
با سلام و تشکر از سوال شما. واقعاً به خود شما بستگی دارد که تصمیم بگیرید آیا به او 25 دلار بدهکار هستید یا خیر. اگر بر اساس بحثی که با او داشتید احساس می‌کنید که پرداخت آن کار درستی است، هر زمان که امکانش را دارید، پرداخت کنید. من در واقع بیشتر نگران نحوه رفتار او با شما هستم تا مبلغ 25 دلار. می‌دانم که اگر پول زیادی ن...
null
Over a year ago I had a female friend. She turned out to be kind of crazy so I decided to stop talking to her. When she would call me I wouldn't answer the phone. This made my girlfriend really suspicious. She would ask me why I wouldn't ever answer that phone number. I told my girlfriend that I don't want to be frien...
We women really do tend to struggle with the comparison game. And Hollywood culture hasn't helped with romantic comedies and song lyrics telling us that when a man appears evasive, there's something to worry about. It's been my clinical experience though that most women value transparency and security in their relation...
بیش از یک سال پیش یک دوست دختر داشتم. او به نوعی دیوانه شد و من تصمیم گرفتم دیگر با او صحبت نکنم. وقتی او با من تماس می‌گرفت، من به تلفن پاسخ نمی‌دادم. این موضوع دوست دخترم را واقعاً مشکوک کرد. او از من می‌پرسید چرا هرگز به آن شماره تلفن پاسخ نمی‌دهم. به او گفتم که نمی‌خواهم با آن زن دیگر دوستی داشته باشم، اما فکر نمی‌...
ما زنان واقعاً تمایل داریم که با مقایسه خود با دیگران دست و پنجه نرم کنیم و فرهنگ هالیوود با کمدی‌های رمانتیک و متن‌های ترانه‌ای که به ما می‌گوید وقتی مردی طفره می‌رود، باید نگران باشیم، کمکی به ما نکرده است. اما تجارب بالینی من نشان می‌دهد که بیشتر زنان برای شفافیت و امنیت در روابط خود ارزش قائل هستند. بنابراین، ممکن ...
null
My dad is always, and I mean always, cussing and screaming at me for no reason at all. He makes me feel stupid. He also compares me to my other siblings in a negative way and demeans me. Is this abuse?
Oh my goodness, my heart goes out to you!!  I pray you have other strong and supportive loved ones or friends surrounding you. If you are in school, please consider speaking with a counselor on site who can help give you some good coping mechanisms as well as other resources.I believe most therapists would agree that t...
بابام همیشه، و منظورم اینه که همیشه، بی دلیل به من فحش میده و جیغ می‌کشه. او باعث میشه احساس حماقت کنم. او همچنین من را به طور منفی با سایر خواهر و برادرهایم مقایسه می‌کند و مرا تحقیر می‌کند. آیا این نوعی سوء استفاده است؟
وای خدایا، دلم برات می‌سوزه! دعا می‌کنم که عزیزان یا دوستان قوی و حمایت‌گری در اطرافت داشته باشی. اگر در مدرسه هستی، لطفاً با مشاوری در محل صحبت کن که می‌تواند بهت در پیدا کردن مکانیسم‌های مقابله‌ای مناسب و سایر منابع کمک کند. اکثر درمانگران بر این باورند که این نوع رفتار نشان‌دهنده آزار عاطفی و کلامی است. معمولاً این ...
null
My roommate has had a drinking problem for a while. She goes out, gets trashed, and then expects everyone to take care of her. The next morning, she apologizes constantly until she feels validated. She also thinks everyone hates her all the time. If I don't seem anything other than happy, she asks me "Do you hate me? Y...
It does sound like your roommate may have a drinking problem, and the short answer is that you can't do anything about it, only she can. We can't change what other people say, think, or do. We can only change our reactions. It does sound like your roommate may be having a hard time. You can suggest that she enter couns...
هم اتاقی من مدتی است که با مشکل مشروب‌خواری دست و پنجه نرم می‌کند. او بیرون می‌رود، به شدت مست می‌شود و سپس انتظار دارد که همه از او مراقبت کنند. صبح روز بعد، او مدام از من عذرخواهی می‌کند تا زمانی که احساس تأیید کند. او همچنین فکر می‌کند که همه همیشه از او متنفرند. اگر خوشحالی‌ام را نشان ندهم، او از من می‌پرسد: "آیا ا...
به نظر می‌رسد که هم‌اتاقی شما ممکن است مشکل نوشیدن الکل داشته باشد و پاسخ کوتاه این است که شما نمی‌توانید کاری درباره آن انجام دهید و فقط او می‌تواند. ما نمی‌توانیم آنچه دیگران می‌گویند، فکر می‌کنند یا انجام می‌دهند را تغییر دهیم و تنها می‌توانیم واکنش‌های خود را تغییر دهیم. به نظر می‌رسد که هم‌اتاقی شما روزهای سختی را...
null
My dad is always, and I mean always, cussing and screaming at me for no reason at all. He makes me feel stupid. He also compares me to my other siblings in a negative way and demeans me. Is this abuse?
Yes, screaming and cussing at your child is considered abuse.Here are two points I suggest you consider for your situation.If your dad is ever calm when you and him are with one another,  ask for some time to talk about your relationship with him.Schedule it for sometime in the near future from your request.   This way...
بابام همیشه، و منظورم اینه که واقعاً همیشه، بی‌دلیل سرم فحش میده و جیغ می‌زنه. او به من احساس نادانی می‌دهد. همچنین مرا به طور منفی با خواهر و برادرهایم مقایسه می‌کند و تحقیرم می‌کند. آیا این سوءاستفاده است؟
بله، فریاد زدن و ناسزا گفتن به فرزندتان به عنوان سوءاستفاده محسوب می‌شود. در اینجا دو نکته هست که پیشنهاد می‌کنم در مورد وضعیت خود در نظر داشته باشید. اگر پدرتان زمانی که شما و او در کنار هم هستید آرام است، از او بخواهید زمانی را برای صحبت درباره رابطه‌تان با او اختصاص دهد. این زمان را برای آینده نزدیک از لحظه درخواست ...
null
I have been married for 11 years. Within the past 2 years we have drifted far apart. We coexist together but there is very little personal interest in each other. I often feel that my husband has "friends" at work that he is more emotional invested in than me. I feel very alone and just uncared for. Is there anything ...
I'm sorry for how you're feeling in your marriage lately.  Are you and your husband able to talk directly about your feelings?  The way two people connect is usually by talking with each other to understand what each one cares about and thinks.Your current emotional suffering is the natural result of being married to s...
من ۱۱ ساله که ازدواج کرده‌ام. طی ۲ سال گذشته، ما بسیار از هم فاصله گرفته‌ایم. ما کنار هم زندگی می‌کنیم، اما علاقه شخصی زیادی به یکدیگر نداریم. اغلب احساس می‌کنم که شوهرم در محل کار "دوستانی" دارد که بیشتر از من به آنها عاطفی وابسته است. احساس تنهایی و بی‌توجهی می‌کنم. آیا کاری هست که بتوانم انجام دهم تا دوباره احساس ار...
متاسفم برای احساسی که اخیراً در ازدواج خود دارید. آیا شما و شوهرتان می‌توانید مستقیماً درباره احساسات خود صحبت کنید؟ نحوه ارتباط دو نفر معمولاً از طریق گفتگو با یکدیگر برای درک آنچه هر یک برایش مهم است و چه فکری می‌کند، انجام می‌شود. رنج عاطفی فعلی شما نتیجه طبیعی ازدواج با کسی است که هیچ تمایلی به این کار نشان نمی‌دهد...