Unnamed: 0
float64
Patient
stringlengths
1
2.7k
Therapist
stringlengths
1
32.7k
Translated Patient
stringlengths
1
2.63k
Translated Therapist
stringlengths
3
7.25k
null
We had our first kid 15 years ago, and sex has been nonexistent ever since. It only happens every three or four months. We have been to counseling, and I have been told over and over again she will come around. She hasn't, and I'm intimately lonely! I think it's time to move on, but how do I do that without hurting my ...
Hi Pocahontas, This is a painful situation. When you're in a relationship, you assume that you will continue to receive warmth and affection. When it dries up, it's a very lonely place. It's possible that there is an unaddressed issue in the relationship. It's also possible that your partner has hormonal issues, pain i...
ما 15 سال پیش اولین فرزندمان را به دنیا آوردیم و از آن زمان رابطه جنسی وجود نداشته است. این رابطه فقط هر سه یا چهار ماه یک بار اتفاق می‌افتد. ما به مشاوره مراجعه کرده‌ایم و بارها به من گفته‌اند که او به وضعیت عاطفی‌اش واکنش نشان خواهد داد. اما او این کار را نکرده است و من به شدت احساس تنهایی عاطفی می‌کنم! فکر می‌کنم وق...
سلام پوکاهونتاس، این یک وضعیت دردناک است. وقتی در یک رابطه هستید، انتظار دارید که همچنان گرما و محبت دریافت کنید. وقتی این احساسات خشک می‌شوند، احساس تنهایی می‌کنید. ممکن است یک مسئله حل‌نشده در رابطه وجود داشته باشد. همچنین ممکن است شریک زندگی شما با مشکلات هورمونی، درد، اختلال عملکرد جنسی یا حتی عواطف غیرجنسی مواجه ب...
null
I have been experiencing a lot of sexual tension with a lot of the guys that I talk to nowadays. I keep imagining having sex with them. I have never had sex before, nor have I had a boyfriend. I feel lonely and empty. I feel like my body is not okay, and I am missing something. I talk to so many boys in school, and I a...
Hi Montreal, I'm glad you wrote. What you're experiencing is normal. We're sexual beings. We have a built-in desire to connect sexually with others, because it feels good, to keep procreation going, and mostly to "connect" with other people, because connecting with others makes us feel fulfilled and valuable. Sexual de...
من طی این مدت تنش جنسی زیادی را با بسیاری از پسرانی که امروزه با آنها صحبت می‌کنم، تجربه کرده‌ام. مدام در حال تصور رابطه جنسی با آنها هستم. هرگز رابطه جنسی نداشته‌ام و همچنین دوست پسری نداشته‌ام. احساس تنهایی و پوچی می‌کنم. احساس می‌کنم بدنم خوب نیست و چیزی را کم دارم. در مدرسه با پسرهای زیادی صحبت می‌کنم و همیشه دربار...
سلام مونترال، خوشحالم که نوشتی. چیزی که تجربه می‌کنی کاملاً طبیعی است. ما موجودات جنسی هستیم و تمایل درونی برای برقراری ارتباط جنسی با دیگران داریم، زیرا این کار احساس خوبی به ما می‌دهد، به تداوم نسل کمک می‌کند و در درجه اول برای «ارتباط» با دیگران است، زیرا ارتباط با دیگران ما را پر احساس و باارزش می‌کند. میل جنسی بخش...
null
I self-harm, and I stop for awhile. Then when I see something sad or depressing, I automatically want to self-harm.
In a way, self-harm can present somewhat like an addiction.  According to new research within the field of neuroscience there is a valid explanation for this.  When a person cuts or uses other forms of self harm, the body produces endorphins to help make a person feel better.  If a person was dealing with depression or...
من به خود آسیب می‌زنم و برای مدتی متوقف می‌شوم. سپس وقتی چیزی غم‌انگیز یا ناراحت‌کننده می‌بینم، به طور خودکار میل به خودآسیبی در من ایجاد می‌شود.
به نوعی، خودآزاری می‌تواند تاحدودی شبیه یک اعتیاد باشد. بر اساس تحقیقات جدید در زمینه علوم اعصاب، توضیح معتبری برای این موضوع وجود دارد. هنگامی که فردی به خود آسیب می‌زند، بدن آندورفین تولید می‌کند تا به او کمک کند احساس بهتری داشته باشد. اگر فردی با افسردگی یا اضطراب بالا مواجه باشد، مغز ممکن است این رفتار را به‌عنوان...
null
I feel insecure in my life. I don't think my wife truly wants our relationship even though she says she does. I have turned to drinking to help relieve my repressed stress about this and other issues. I have had a drinking problem for a few years. I feel the reason I drink is not just because I like to, but because I h...
Given the description you have posted here, it may be time to find someone to work with.  First and foremost, look into working with someone who specializes in working with individuals with challenges surrounding drinking. This would need to be assessed first since if it has been ongoing, it may be making the situation...
من در زندگی‌ام احساس ناامنی می‌کنم. فکر نمی‌کنم همسرم واقعاً خواهان رابطه‌مان باشد، حتی اگر به من بگوید که می‌خواهد. برای کاهش استرس سرکوب شده‌ام درباره این موضوع و مسائل دیگر به نوشیدن الکل روی آورده‌ام. من چند سالی است که با مشکل الکل دست و پنجه نرم می‌کنم. احساس می‌کنم که دلیل نوشیدنم تنها عشق به آن نیست، بلکه به ای...
با توجه به توضیحاتی که در اینجا ارائه داده‌اید، ممکن است زمان آن رسیده باشد که فردی را برای همکاری پیدا کنید. اول و مهم‌تر از همه، به دنبال کسی باشید که در کار با افرادی که چالش‌هایی در زمینه نوشیدن الکل دارند، تخصص دارد. این موضوع ابتدا باید ارزیابی شود، زیرا اگر مشکل ادامه داشته باشد، ممکن است اوضاع را بدتر کند و با ...
null
I avoid talking to him because he always makes me more upset. I can't be honest with him about anything because he is always rude to me.
Hi Troy, I totally get this. It's a dilemma; you want your dad to know how he's hurting you but you don't feel safe enough to say anything to him. Your reaction is understandable; it's his responsibility as a parent to work harder than you to create that safe place for you to be open. But that's not who your dad is. Yo...
من از صحبت کردن با او پرهیز می کنم زیرا او همیشه مرا بیشتر ناراحت می کند. نمی توانم در مورد هیچ چیزی با او صادق باشم زیرا او همیشه با من بی ادبی می کند.
سلام تروی، من کاملاً درک می‌کنم. این یک معضل است؛ شما می‌خواهید پدرتان بداند چگونه به شما آسیب می‌زند، اما احساس امنیت کافی برای گفتن این موضوع به او ندارید. واکنش شما قابل درک است؛ مسئولیت او به عنوان یک والد این است که سخت‌تر از شما تلاش کند تا فضایی امن برای شما فراهم کند تا بتوانید باز باشید. اما این همان پدر شما ن...
null
As a child, my parents injured my brother, so they went to prison. I was there when he had gotten hurt, but I can't seem to remember. I also can't remember being with them quite well. It's a blur.
It's important to know that there are counselors who are trained in working with survivors of trauma and you can get help.  The "blur" in your memories is your brain's attempt to protect you from the experiences in your past.  To recover them can be a slow process done by a trained professional that you trust.  When yo...
در کودکی، والدینم برادرم را آسیب زدند و به زندان رفتند. من در زمانی که او صدمه دید آنجا بودم، اما به نظر می‌رسد که نمی‌توانم به خاطر بیاورم. همچنین به یاد ندارم که با آنها به خوبی بودم. این همه برایم مبهم است.
مهم است که بدانید مشاورانی وجود دارند که در کار با بازماندگان تروما آموزش دیده‌اند و شما می‌توانید کمک بگیرید. "تاری" در خاطرات شما، تلاش مغز شما برای محافظت از شما در برابر تجربیات گذشته است. بازیابی این خاطرات می‌تواند فرآیند کندی باشد که توسط یک متخصص آموزش‌دیده و مورد اعتمادتان انجام می‌شود. وقتی آماده‌اید و احساس ...
null
I feel like I am internally screaming all the time. Externally, I am calm, but I have this intense, unidentifiable emotion constantly. I don't feel sad. I don't cry a lot. I feel rather emotionally distant other than the internal screaming. It kind of feels like I'm a caged animal.
As far as the formal diagnosis of depression goes, it would be hard to determine without more information. It sounds like you are noticing that there is a significant difference between how you are feeling on the inside and how you express yourself outwardly. Part of you is quite distressed and yet it remains invisible...
احساس می‌کنم که همواره از درون جیغ می‌زنم. از لحاظ ظاهر، آرام هستم، اما دائماً این احساس شدید و غیرقابل شناسایی را تجربه می‌کنم. غمگین نیستم و زیاد گریه نمی‌کنم. به غیر از این جیغ‌های درونی، احساس عاطفی دوری می‌کنم. انگار یک حیوان در قفس هستم.
تا آنجایی که به تشخیص رسمی افسردگی مربوط می‌شود، تعیین آن بدون اطلاعات بیشتر دشوار است. به نظر می‌رسد شما متوجه شده‌اید که تفاوت قابل توجهی بین احساسات درونی‌تان و نحوه بیان خود در ظاهر وجود دارد. بخشی از شما به شدت مضطرب است و با این حال این احساسات برای دنیای بیرون نامرئی می‌مانند، تقریباً انگار که در درون بدنتان به ...
null
As a child, my parents injured my brother, so they went to prison. I was there when he had gotten hurt, but I can't seem to remember. I also can't remember being with them quite well. It's a blur.
Sorry to hear of having witnessed violence within your family when you were very young.Your blocked memories are a self-protection from the enormous emotional pain and feeling de-stabilized by realizing that the people whom you expected to trust, are harmful.Already you are at the first step, which is to know that memo...
در کودکی، پدر و مادرم برادرم را آسیب زدند و به زندان رفتند. من در آن زمان حضور داشتم که او زخمی شد، اما به نظر نمی‌رسد که به یاد بیاورم. همچنین به‌خوبی یادم نمی‌آید که با آنها بودم. این برایم مانند یک مه است.
متأسفم که زمانی که خیلی جوان بودید شاهد خشونت در خانواده‌تان بودید. خاطرات مسدود شده شما به عنوان یک مکانیزم خود محافظتی برای مقابله با درد عاطفی عمیق و احساس بی‌ثباتی ناشی از درک این واقعیت است که افرادی که انتظار داشتید به آنها اعتماد کنید، مضر هستند. شما در واقع در نخستین قدم هستید، که آن هم آگاهی از وجود خاطرات مرب...
null
I have not had a friend since I was 19. I don't go anywhere, and I have no job, all because I'm afraid of people.
Individual and/or group therapy can be a powerful antidote for social anxiety. Often in therapy, the things that tend to get in the way of our securing satisfying and lasting personal relationships will appear in some way in the therapy relationship and a competent therapist will be able to help you work through this a...
من از 19 سالگی دوستی ندارم. هیچ جا نمی‌روم و شغلی ندارم، همه اینها به خاطر ترس من از مردم است.
درمان فردی و/یا گروهی می‌تواند پادزهری مؤثر برای اضطراب اجتماعی باشد. در روند درمان، معمولاً مسائلی که مانع از برقراری روابط شخصی رضایت‌بخش و پایدار ما می‌شوند، در رابطه درمانی نمایان می‌شوند و یک درمانگر با تجربه می‌تواند به شما کمک کند که این اضطراب را به شیوه‌ای حساس برطرف کنید و در نهایت شما را تشویق کند تا به دنبا...
null
I feel insecure in my life. I don't think my wife truly wants our relationship even though she says she does. I have turned to drinking to help relieve my repressed stress about this and other issues. I have had a drinking problem for a few years. I feel the reason I drink is not just because I like to, but because I h...
Sorry hearing about the big amount of stress which you are feeling at this time.Since a lot of your stress is directed to uncertainty of whether your wife is happy being with you, would you consider continuing the conversation with her about your understanding of her answer to you?Your observation that she says one thi...
من در زندگی‌ام احساس ناامنی می‌کنم. فکر نمی‌کنم همسرم واقعاً خواهان رابطه‌مان باشد، حتی اگر به من بگوید که چنین است. برای کاهش استرس سرکوب‌شده‌ام درباره این موضوع و مسائل دیگر به نوشیدن الکل روی آورده‌ام. من چند سالی است که با مشکل الکل مواجه هستم. احساس می‌کنم دلیل نوشیدنم تنها این نیست که به آن علاقه‌مندم، بلکه به خا...
با عرض پوزش از شنیدن استرس زیادی که در حال حاضر احساس می‌کنید. با توجه به اینکه بخش عمده‌ای از استرس شما ناشی از عدم اطمینان درباره خوشحالی همسرتان از بودن در کنار شماست، آیا می‌توانید ادامه گفت‌وگو با او در مورد درک خود از پاسخ او را در نظر بگیرید؟ مشاهده شما مبنی بر اینکه او یک چیز می‌گوید و به شیوه‌ای متفاوت عمل می‌...
null
My issue isn't resisting angry urges; it's the anger itself. My rage is extreme and vastly disproportionate to the direct stressor. It causes violent thoughts, but I never act. I stay lucid enough to know the rage is violent, not me. I don't want to drown myself in anger and resentment.
Knowing how you feel and also being able to stabilize yourself to act upon the tremendous anger you feel, are fine qualities.Anger, whatever the magnitude, generally reflects emotional pain that has not yet been placed into words.Try thinking over your growing up years because maybe you will discover certain repeated d...
مسئله من مقاومت در برابر هوس‌های خشمگین نیست؛ بلکه خود خشم است. خشم من شدید و به طرز نامتناسبی با عامل استرس‌زا تناسب دارد. این خشم باعث ایجاد افکار خشونت‌آمیز می‌شود، اما هرگز اقدامی انجام نمی‌دهم. به اندازه‌ای آگاه هستم که بدانم خشم، خشونت‌آمیز است، نه من. نمی‌خواهم خود را در خشم و کینه غرق کنم.
دانستن اینکه چه احساسی دارید و همچنین توانایی تثبیت خود برای پاسخ به خشم شدیدی که احساس می‌کنید، ویژگی‌های ارزشمندی است. عصبانیت، هر اندازه که باشد، معمولاً بازتاب‌دهنده درد عاطفی است که هنوز نتوانسته‌اید آن را به کلمات تبدیل کنید. سعی کنید به دوران کودکی‌تان فکر کنید؛ ممکن است برخی از الگوهای تکراری که شما را ناراحت ک...
null
I always see the worst end of things. My boyfriend and I aren't talking, and I swear he's leaving me. I keep failing my road test, and I see my future crumble. I have no desire for friends. I pushed my best friend away after Christmas, and I have no desire to fix it or make new friends. My aunt died, and I cry all the ...
I really love that you're taking responsibility for your pessimism here. There's a modern parable about two young brothers. One child is in a room full of every toy you could imagine, and he's miserable; the other is in a room full of horse manure, and he's flinging it around with joy. So then someone comes and asks th...
من همیشه بدترین پایان‌ها را می‌بینم. من و دوست‌پسزم با هم صحبت نمی‌کنیم و قسم می‌خورم که او مرا ترک می‌کند. مدام در آزمون رانندگی‌ام مردود می‌شوم و آینده‌ام را در حال فروپاشی می‌بینم. هیچ تمایلی به داشتن دوستان ندارم. پس از کریسمس بهترین دوستم را از خود رانده‌ام و هیچ اشتیاقی برای حل این مسئله یا پیدا کردن دوستان جدید ...
من واقعاً دوست دارم که شما مسئولیت بدبینی خود را در اینجا به عهده می‌گیرید. یک تمثیل مدرن درباره دو برادر جوان وجود دارد. یک کودک در اتاقی پر از هر اسباب‌بازی‌ای که تصور کنید، احساس ناخوشایندی دارد؛ در حالی که برادر دیگر در اتاقی پر از کود اسب است و با شادی آن را پرتاپ می‌کند. سپس کسی پیش می‌آید و از پسر اول می‌پرسد که...
null
I was in a relationship with him for three years. My mom doesn't like it because she thinks I'm making a mistake. He got married a few months after we broke up, and now he is divorced. I forgave him for what he did in the past, and he says he’s sorry and he really loves me. I love him too, but is it bad that I'm giving...
Hey, it might be mistake in the end but this is a risk you want to take and you get to make your own mistakes. Your mom wants to protect you; I get that. Maybe she is worried you'll be hurt again. Were you hurt in some way by him? Can you understand where she's coming from? Sometimes when we're mad at our partner and w...
من سه سال با او در رابطه بودم. مادرم از این موضوع خوشش نمی‌آید چون فکر می‌کند دارم اشتباه می‌کنم. او چند ماه بعد از جدایی‌مان ازدواج کرد و حالا طلاق گرفته است. من او را بابت آنچه در گذشته انجام داده بخشیدم و او می‌گوید متأسف است و واقعاً من را دوست دارد. من هم او را دوست دارم، اما آیا این بد است که دوباره به او فرصت بد...
سلام، ممکن است در نهایت اشتباه باشد، اما این ریسکی است که می‌خواهید انجام دهید و بگذارید اشتباهات خود را مرتکب شوید. مادرت می‌خواهد از تو محافظت کند؛ من این را درک می‌کنم. شاید او نگران باشد که دوباره صدمه ببینی. آیا به نوعی از او آسیب دیدی؟ آیا می‌توانی درک کنی که او از کجا می‌آید؟ گاهی اوقات وقتی از شریک‌مان عصبانی ه...
null
I was anxious to go to middle school. I was afraid of what people might say about me, so when school started, I wasn't acting like myself. I was quiet, which I'm usually not. I didn't talk to anybody and didn't have any friends. Then a few years later, my grandma died. I really became depressed and stop going to school...
I agree; you need more care and support. No one deserves to feel alone, or like they hate themselves. We're all wonderful, imperfect, complicated people and we're at our best when we're all helping each other. I'm glad you wrote this question, because a lot of people have this feeling sometimes. I can tell that you're ...
مشتاق رفتن به مدرسهٔ راهنمایی بودم. از اینکه مردم در مورد من چه بگویند می‌ترسیدم، بنابراین وقتی مدرسه شروع شد، دیگر مثل خودم رفتار نکردم. ساکت بودم در حالی که معمولاً اینطور نیستم. با هیچ کس صحبت نکردم و دوستی نداشتم. چند سال بعد مادربزرگم فوت کرد. واقعاً افسرده شدم و برای مدتی به مدرسه نرفتم. از خودم متنفر بودم و هنوز...
موافقم؛ شما به مراقبت و حمایت بیشتری نیاز دارید. هیچ‌کس لیاقت این را ندارد که احساس تنهایی کند یا به خود نفرت داشته باشد. همه ما انسان‌های فوق‌العاده، ناقص و پیچیده‌ای هستیم و بهترین نسخه از خود را زمانی نشان می‌دهیم که به یکدیگر کمک می‌کنیم. خوشحالم که این سوال را مطرح کردی، چون خیلی از مردم در بعضی از مواقع چنین احسا...
null
I've been with the mother of my child for years.
I would think that you hold little self worth and feel that you are not worthy of better.  I would suggest that you get to know yourself.   What do you NEED in a relationship?  What is holding you to this relationship other than your child?  What have gone on in the relationship that makes you think or feel you deserve...
من سال‌هاست که با مادر فرزندم هستم.
من فکر می‌کنم که شما ارزش کمی برای خود قائل هستید و احساس می‌کنید که شایستهٔ چیزهای بهتری نیستید. به شما پیشنهاد می‌کنم که خودتان را بهتر بشناسید. در یک رابطه به چه چیزهایی نیاز دارید؟ چه چیزی به جز فرزندتان شما را در این رابطه نگه داشته است؟ در این رابطه چه اتفاقی افتاده که باعث می‌شود فکر کنید یا احساس کنید مستحق چنی...
null
We just cannot seem to get along. I cannot have a conversation with her without it turning into World War 3. She treats me like I have no right to an opinion and never really lets me speak. My real mother cares and tries to help me, but she can't do much, because my adoptive mother won't listen to her either.
Going to see a experience counselor would be my advice.  You will have a neutral person that can listen to both sides and help you all find a common ground of understanding.  If she doesn't agree to counseling, really the only person you can change is you.  I would suggest that you approach her with love and let her kn...
به نظر می‌رسد نتوانیم با هم کنار بیاییم. نمی‌توانم با او صحبت کنم بدون اینکه این گفتگو به جنگ جهانی سوم تبدیل شود. او طوری با من رفتار می‌کند که گویی حق ابراز نظر ندارم و هرگز واقعاً اجازه نمی‌دهد صحبت کنم. مادر واقعی‌ام نسبت به من اهمیت می‌دهد و سعی می‌کند به من کمک کند، اما نمی‌تواند کار زیادی انجام دهد، چون مادر خوا...
رفتن به یک مشاور باتجربه توصیه من است. شما فردی بی‌طرف خواهید داشت که می‌تواند به صحبت‌های هر دو طرف گوش دهد و به همه شما کمک کند تا یک زمینه مشترک برای درک متقابل پیدا کنید. اگر او با مشاوره موافق نیست، واقعاً تنها کسی که می‌توانید تغییر دهید خود شما هستید. من به شما پیشنهاد می‌کنم با محبت به او نزدیک شوید و به او بگو...
null
I started seeing this guy that I met at a mutual friend’s place. He recently broke up with his ex-girlfriend and started seeing me. Everything was great in the beginning, then I started having low self-esteem thoughts and thinking he was hanging with his ex-girlfriend again. It’s all I think about. I am still seeing hi...
Sounds like you are struggling with your own negative thoughts.  As you stated, everything was great then you started having low self-esteem thoughts and thinking.  What is contributing to these negative thoughts?  His actions or your past experiences with unhealthy relationships would be my question..
من شروع به دیدن مردی کردم که در خانه یک دوست مشترک ملاقات کردم. او به تازگی از دوست دخترش جدا شده و با من شروع به روابط کرده است. اوایل همه چیز عالی بود، اما کم کم افکار کمبود اعتماد به نفس به سراغم آمد و به این فکر کردم که شاید او دوباره با دوست دختر سابقش در ارتباط است. این موضوع تمام ذهنم را مشغول کرده است. هنوز هم ...
به نظر می‌رسد که شما با افکار منفی خود درگیر هستید. همان‌طور که شما گفتید، همه چیز عالی بود و سپس شروع به داشتن افکار و احساسات کاهش عزت نفس کردید. چه چیزی به این افکار منفی دامن می‌زند؟ آیا این رفتارهای اوست یا تجربیات شما از روابط ناسالم گذشته‌تان؟ این سوال من خواهد بود.
null
I am a survivor of multiple sexual abuse/rape experiences. Triggers are having an effect on my daily life and my sexual relationship with my partner. I'm trying to learn to cope with them.
Have you tried counseling?  Having PTSD from multiple abusive sexual experiences is very overwhelming for one to handle alone.  You may need the guidance, experience and support of a professional to identify all the triggers that effect you and obtain the best coping skills that would work for you.  
من یک بازمانده از چندین تجربه سوء استفاده جنسی و تجاوز هستم. محرک‌ها بر زندگی روزمره و روابط جنسی‌ام با شریک زندگیم تأثیر می‌گذارند. در تلاش هستم تا یاد بگیرم چگونه با آنها کنار بیایم.
آیا مشاوره را امتحان کرده‌اید؟ ابتلا به PTSD ناشی از چندین تجربه آزاردهنده جنسی می‌تواند به شدت طاقت‌فرسا باشد و فرد به تنهایی نمی‌تواند به راحتی با آن کنار بیاید. ممکن است به راهنمایی، تجربه و حمایت یک متخصص نیاز داشته باشید تا تمام محرک‌هایی را که بر شما تأثیر می‌گذارند شناسایی کرده و بهترین مهارت‌های مقابله‌ای مناسب...
null
I am a single mother. As a child, I was molested by my mother's boyfriend. I never knew my father. I started having children at 18 right after high school. After having children, I completely lost myself and gave all of my focus on my children. Now my children are getting older, but I still don't know myself. I've had ...
What your are experience is normal for most women.  We usually forget about self and totally focus on our children putting our personal wants and needs aside.  So to answer your question of how do you get to know yourself I usually do a 6 session course with my client by having them answer questions such as the followi...
من یک مادر مجرد هستم. در کودکی مورد سوءاستفاده دوست پسر مادرم قرار گرفتم. هرگز پدرم را نشناختم. از ۱۸ سالگی بلافاصله بعد از دبیرستان بچه‌دار شدن را آغاز کردم. بعد از اینکه بچه‌دار شدم، کاملاً خود را گم کردم و تمام تمرکزم را روی فرزندانم گذاشتم. حالا که فرزندانم بزرگ‌تر می‌شوند، اما هنوز خودم را نمی‌شناسم. چندین بار برا...
تجربه‌ای که شما دارید برای اکثر زنان طبیعی است. ما معمولاً خود را فراموش کرده و تمام توجه‌مان را به فرزندانمان معطوف می‌کنیم و خواسته‌ها و نیازهای شخصی‌مان را کنار می‌گذاریم. بنابراین برای پاسخ به سوال شما در مورد اینکه چگونه خود را بشناسید، معمولاً یک دوره آموزشی شش جلسه‌ای با مشتریانم برگزار می‌کنم و از آنها می‌خواهم...
null
I’ve been with my boyfriend for a year and a half. He loves me a lot, and I love him. It hurts to be apart from him for so long. It hurts all over, and then I feel like it won't last.
I would suggest that you look up the word codependency and it's characteristics.  See if you relate to those characteristics.  I have a feeling  you have suffered some form of loss in your life that you have not dealt with properly.  For some reason you are depending on your boyfriend to fill that loss.  Considering wo...
من یک سال و نیم با دوست پسرم هستم. او خیلی مرا دوست دارد و من نیز او را دوست دارم. دوری طولانی از او خیلی دردناک است. همه‌جا درد می‌کند و احساس می‌کنم که این رابطه دوام نخواهد داشت.
پیشنهاد می‌کنم که کلمه همبستگی (Codependency) و ویژگی‌های آن را جستجو کنید. ببینید آیا با این ویژگی‌ها ارتباطی دارید یا نه. حس می‌کنم شما در زندگی‌تان نوعی از دست دادن را تجربه کرده‌اید که به درستی با آن کنار نیامده‌اید. به نظر می‌رسد به‌دلایلی به دوست‌پسرتان وابسته‌اید تا این فقدان را پر کند. پیشنهاد می‌کنم که با یک م...
null
I feel like I am internally screaming all the time. Externally, I am calm, but I have this intense, unidentifiable emotion constantly. I don't feel sad. I don't cry a lot. I feel rather emotionally distant other than the internal screaming. It kind of feels like I'm a caged animal.
It is hard to make a definite diagnosis however I would say  that it could be and or a combination of depression, stress, PTSD, etc.  More background information would have to be needed.  One thing I would say is that you really need to seek guidance from a professional to work through these symptoms.  If what you desc...
احساس می‌کنم مدام دارم از درون جیغ می‌زنم. به طور ظاهری آرام هستم، اما همیشه یک احساس شدید و غیرقابل شناسایی درونم وجود دارد. غمگین نیستم و زیاد گریه نمی‌کنم؛ بلکه احساس می‌کنم عاطفاً به جز این جیغ‌های درونی از دیگران دور هستم. انگار یک حیوان در قفس هستم.
تشخیص قطعی دشوار است، اما می‌توانم بگویم که ممکن است این وضعیت ناشی از افسردگی، استرس، PTSD و یا ترکیبی از آن‌ها باشد. به اطلاعات زمینه‌ای بیشتری نیاز است. چیزی که می‌توانم بگویم این است که شما واقعاً باید برای مقابله با این علائم از یک متخصص راهنمایی بگیرید. اگر آنچه شما به‌عنوان حیوانی در قفس توصیف کردید آزاد شود، تم...
null
We’ve been together almost three years. We argue and he ends it by telling me he doesn’t love me. It's hurtful because I am all about resolving the problem, and he dwells on the issue even if I drop what he's done and just swallow my pride and say I am sorry. How can this be resolved? We have kids, and I don't want a b...
Under duress the very youngest parts of you and your boyfriend emerge. So, while you still look like grown ups, your actions and words are motivated by very early preverbal parts of both of you. In simple terms it is as if two infants somehow acquire the ability to say words but they are motivated by very basic early w...
ما تقریباً سه سال است که با هم هستیم. ما بحث می‌کنیم و او با گفتن اینکه مرا دوست ندارد، بحث را تمام می‌کند. این موضوع آزاردهنده است زیرا من تمام تلاشم را برای حل مشکل می‌کنم، اما او روی مسئله تمرکز می‌کند حتی اگر من موضوعی را که او انجام داده نادیده بگیرم و غرورم را کنار بگذارم و بگویم متاسفم. چگونه می‌توان این مشکل را...
تحت فشار، جوان‌ترین بخش‌های شما و دوست پسرتان نمایان می‌شوند. بنابراین، در حالی که هنوز به عنوان بزرگسال به نظر می‌رسید، اعمال و گفتار شما توسط بخش‌های پیش‌کلامی اولیه هر دوی شما تحریک می‌شود. به عبارت ساده‌تر، گویی دو نوزاد به طریقی توانایی گفتن کلمات را به دست می‌آورند، اما انگیزه آن‌ها ناشی از زخم‌های بسیار ابتدایی ...
null
I have not been able to really sleep. I stay up all times of the night not even knowing why. Every day, I feel like I have anger inside of me. I have a little family, but I can't open up to them like I want to. I have a son, and I feel that I take my anger out on him by screaming at him.
Best question is....what are you so angry about?  You can't stop being so angry until you figure out what is the root of your anger.  If you feel like you have anger inside, while I am sure you do.  Taking it out on your son is only passing on the hurt and anger.  This will be inside him too.  Get some professional hel...
من واقعاً نتوانسته‌ام بخوابم. تمام شب بیدار می‌مانم و حتی نمی‌دانم چرا. هر روز احساس می‌کنم در درونم خشم وجود دارد. من خانواده‌ی کوچکی دارم، اما نمی‌توانم آن‌طور که می‌خواهم با آن‌ها صحبت کنم. یک پسر دارم و احساس می‌کنم عصبانیت خود را با فریاد زدن بر سر او تخلیه می‌کنم.
بهترین سوال این است که... از چه چیزی عصبانی هستید؟ تا زمانی که ریشه عصبانیت خود را پیدا نکنید، نمی‌توانید از خشم و عصبانیت خود رهایی یابید. اگر احساس می‌کنید که در درونتان خشم وجود دارد، که من مطمئن هستم اینطور است. ریختن آن روی پسرتان تنها به معنای انتقال درد و خشم است. این خشم نیز در درون او خواهد ماند. از یک متخصص ک...
null
I start to think of an issue that doesn't even matter or something bad that happened years ago. Then, I cry, pull at my hair, plug my ears, hit myself, and throw things. In loud public places, I get on edge and start being sarcastic and moody. I have an awful fear of people leaving me (which normally ends up happening)...
There is a reason you are having breakdowns. I can't agree that they happen for "no reason at all".   Finding out the reason is going to be your biggest challenge because that may require you to dig deep into your past, uncover hurtful experiences, or recognize something that would be extremely pain.  However, if you d...
من شروع به فکر کردن به موضوعی می‌کنم که اصلاً مهم نیست یا اتفاق بدی که سال‌ها پیش رخ داده است. سپس، گریه می‌کنم، موهایم را می‌کشم، گوش‌هایم را می‌بندم، به خودم ضربه می‌زنم و چیزها را پرت می‌کنم. در مکان‌های عمومی پر سر و صدا، مضطرب می‌شوم و شروع به زدن کنایه و بدخلق شدن می‌کنم. ترس شدید و وحشتناکی از ترک شدن توسط مردم ...
دلیلی وجود دارد که شما دچار اختلالات عاطفی هستید. نمی‌توانم بپذیرم که این وقایع «بدون هیچ دلیلی» اتفاق می‌افتند. پیدا کردن این دلیل بزرگترین چالش شما خواهد بود، زیرا ممکن است لازم باشد به عمق گذشته‌تان بروید، تجربیات دردناک را کشف کنید یا چیزی را شناسایی کنید که بسیار آزاردهنده است. با این حال، اگر به کمک حرفه‌ای مراجع...
null
Now that the other girl is out of the picture, our sex life isn't the same. Is it because he is still thinking about the other girl?
Or...better yet... Is it you still thinking about the other girl?  I am sure his cheating hurt you emotionally and may have affected your sexual performance as well.  Make sure the other girl is out the picture on your end as well.  Sounds like something the both of you need to have a calm and adult conversation about....
حالاکه دختر دیگر از صحنه کنار رفته است، زندگی جنسی ما همانند قبل نیست. آیا به این خاطر است که او هنوز به آن دختر فکر می‌کند؟
یا ... بهتر است ... آیا هنوز به دختر دیگر فکر می کنید؟ من مطمئن هستم که خیانت او از لحاظ عاطفی به شما آسیب زده و ممکن است بر عملکرد جنسی شما نیز تأثیر گذاشته باشد. اطمینان حاصل کنید که آن دختر دیگر از طرف شما نیز خارج شده است. به نظر می‌رسد این موضوع نیاز به یک گفت‌وگوی آرام و بزرگسالانه بین شما دارد.
null
As I was growing up, my mother and father always fought. With that, I grew trust issues. I think it's going to affect my relationship now and end it sooner then I want to. I try not to let it affect me, but I can’t.
If you thing your trust issues are going to end or affect your relationship it will because you are being baggage from your parents into this relationship.  Don't allow their problems to become your problem.  You didn't mention that your partner in your present relationship have done anything to make you not trust them...
وقتی بزرگ می‌شدم، مادر و پدرم همیشه با هم دعوا می‌کردند. این موضوع باعث شد که من دچار مشکلات اعتماد شوم. فکر می‌کنم این مسائل الان روی رابطه‌ام تأثیر می‌گذارد و ممکن است زودتر از آنچه که می‌خواهم به پایان برسد. سعی می‌کنم اجازه ندهم این مشکلات تأثیری بر من بگذارد، اما نمی‌توانم.
اگر فکر می‌کنید که مسائل اعتماد شما به پایان می‌رسد یا بر رابطه‌تان تأثیر می‌گذارد، این مسأله به این دلیل است که بار مشکلات والدین خود را به این رابطه منتقل می‌کنید. اجازه ندهید که مشکلات آن‌ها به مشکل شما تبدیل شود. شما به این نکته اشاره نکردید که شریک زندگی‌تان در رابطه فعلی‌تان کاری کرده که باعث عدم اعتماد شما به او...
null
I been having anger problems a lot lately. It only takes one word wrongly said to set me off. I use to not be like this until I got with my soon-to-be husband. I think his mood and rage/anger problems have rubbed off on me a lot. I don't get nearly as bad as he does, but I yell almost constantly and I can't seem to jus...
With me knowing that a healthy relationship usually includes respect, trust, appreciation, companionship, spiritual solidarity, domestic support, feeling of being cherished, and  sensuous affection, I am wondering if you are lacking in several if not all of these needs in your present relationship.  Before he becomes y...
من اخیراً خیلی با مشکلات عصبانیت دست و پنجه نرم می‌کنم. فقط یک کلمه اشتباه کافی است تا من را منفجر کند. من تا زمانی که با همسر آینده‌ام بودم، این گونه نبودم. فکر می‌کنم مشکلات عاطفی و خشم او بر من تأثیر زیادی گذاشته است. من به اندازه او بد نمی‌شوم، اما تقریباً همیشه فریاد می‌زنم و نمی‌توانم به سادگی این کار را متوقف کن...
با دانستن این موضوع که یک رابطه سالم معمولاً شامل احترام، اعتماد، قدردانی، همراهی، همبستگی معنوی، حمایت خانگی، احساس ارزشمندی و محبت عاطفی است، کنجکاو هستم که آیا شما در رابطه کنونی‌تان در چندین، اگر نه همه، این نیازها کمبود دارید. قبل از اینکه او شوهر شما شود، باید این زمینه‌ها را بررسی کنید و ببینید که آیا در سطح بال...
null
My grandson's step-mother sends him to school with a pink Barbie backpack as a form of punishment.
Parents are to teach discipline to children, not punishment.   Punishment is another word for wanting to cause hurt.  There is a different in discipline and punishment.  Punishment could have long term affects on a child's self image and growth.  It can lead to others issues such as bullying from peers as well.  Whatev...
نامادری نوه‌ام او را به عنوان تنبیه با یک کوله‌پشتی باربی صورتی به مدرسه می‌فرستد.
والدین باید انضباط را به کودکان بیاموزند، نه تنبیه. تنبیه واژه‌ای است که به معنای آسیب رساندن به کار می‌رود. بین انضباط و تنبیه تفاوت وجود دارد. تنبیه می‌تواند تأثیرات بلندمدتی بر تصویر خود و رشد کودک داشته باشد و ممکن است به مشکلات دیگری مانند قلدری از سوی همسالان نیز منجر شود. هر اقدامی که نوه شما انجام داده باشد، را...
null
I'm depressed. I have been for years. I hide it from everyone because I'm scared of the reactions I'll get. Last time I tried telling my parents, it was a huge argument about me being too young to be depressed (I’m a legal adult), calling me ungrateful, and telling me that if I can't handle things now, it's only going ...
Don't think that you can't afford the help you need on your own.  There are several counselors that see people on a sliding scale that can be as low as $5 (based on your income).  Find a center that is non-profit, they have great counselors as well. It sounds like you know what you are experiencing and know that you ne...
من افسرده‌ام و سال‌هاست که اینطور هستم. این احساس را از همه پنهان می‌کنم چون از واکنش‌هایی که دریافت می‌کنم می‌ترسم. آخرین باری که سعی کردم به والدینم بگویم، بحث بزرگی پیش آمد که من خیلی جوان هستم و نمی‌توانم افسرده باشم (در حالیکه من یک بزرگسال قانونی هستم)، به من ناسپاسی می‌کردند و می‌گفتند اگر الان نمی‌توانم با مشکل...
فکر نکنید که نمی‌توانید به تنهایی از عهده کمک‌هایی که نیاز دارید برآیید. چندین مشاور وجود دارند که خدمات خود را بر اساس درآمد به طور متغیر ارائه می‌دهند و هزینه آن می‌تواند حتی تا 5 دلار باشد. برای پیدا کردن یک مرکز غیرانتفاعی اقدام کنید؛ آن‌ها مشاوران بسیار خوبی دارند. به نظر می‌رسد که شما از احساسات خود آگاه هستید و ...
null
I have several issues like I don't like people. They make me sick. I have issues with talking to people. I feel like they are talking about me and making fun of me. I have felt this way for years. When I look people in the eyes I have voices that tell me to hurt them and if I don't stop looking at who I am talking to i...
Sounds like you are dealing with a lot within your self which is causing you great pain.  I would suggest that first you get a full physical evaluation to make sure that you are ok physically.  Then getting a mental evaluation as well from a psychiatrist.  Seeing both would help rule out any physically or psychological...
من چندین مشکل دارم، مثل اینکه از مردم خوشم نمی‌آید. آنها مرا بیمار می‌کنند. من در صحبت کردن با مردم مشکل دارم و احساس می‌کنم که در مورد من صحبت می‌کنند و مرا مسخره می‌کنند. سال‌هاست که این احساس را دارم. وقتی به چشم‌های مردم نگاه می‌کنم، صداهایی به من می‌گویند که به آنها صدمه بزنم و اگر از نگاه کردن به کسی که با او صحب...
به نظر می‌رسد که شما با چالش‌های زیادی درون خود دست و پنجه نرم می‌کنید که باعث درد شدید شما می‌شود. پیشنهاد می‌کنم ابتدا یک ارزیابی کامل جسمی انجام دهید تا از سلامت جسمانی خود مطمئن شوید. سپس یک ارزیابی روانی نیز از یک روان‌پزشک دریافت کنید. مراجعه به هر دو متخصص به شناسایی علل احتمالی فیزیکی یا روانی علائم شما کمک می‌...
null
My husband used a lot of negative words to hurt me, and I moved out. He is seeing a counselor and wants another chance to make things right. I'm not sure if I trust that he will not go back to his old ways.
I am glad he is seeing a counselor.  That is something that most men struggle with doing at times.  Time will tell if his actions are of good intentions.  However remember that a person can only do to you what you allow them to do in relationships.   What part did you play?  Did you down play his disrespect at one time...
شوهرم برای آزار دادن من از کلمات منفی زیادی استفاده کرد و من از آنجا خارج شدم. او به مشاور مراجعه می‌کند و می‌خواهد یک فرصت دیگر برای اصلاح اوضاع داشته باشد. مطمئن نیستم که بتوانم به او اعتماد کنم که به رفتارهای قبلی‌اش باز نخواهد گشت.
خوشحالم که او به مشاور مراجعه می‌کند. این چیزی است که اکثر مردان گاهی اوقات با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. زمان نشان خواهد داد که آیا اعمال او نیات خوبی دارد یا خیر. با این حال، به یاد داشته باشید که یک فرد تنها می‌تواند در روابط با شما کاری انجام دهد که شما اجازه دهید. شما چه نقشی در این میان داشتید؟ آیا در زمانی بی‌اح...
null
I have a problem with binge eating, especially during times of stress. I binge eat and feel so overwhelmed with shame and disappointment that I end up going to the gym and trying to exercise the calories off. I am in my late 20s, and I have been dealing with this since I was a teenager. Are there any coping mechanisms ...
Hello,This question describes a very typical setup of what is called the  Binge, Repent, Repeat cycle. This means that typically after you binge, you experience emotions as you described "shame and disappointment" and then because of these emotions you "repent" (i.e. vow to never binge again, promise to "do better," go...
من با پرخوری احساسی مشکل دارم، به ویژه در زمان‌های استرس. وقتی پرخوری می‌کنم، احساس شرم و ناامیدی آن‌قدر مرا تحت فشار قرار می‌دهد که به باشگاه می‌روم و سعی می‌کنم کالری‌های اضافی را بسوزانم. من در اواخر 20 سالگی‌ام هستم و از دوران نوجوانی با این مشکل دست و پنجه نرم کرده‌ام. آیا راهکارهای مقابله‌ای وجود دارد که بتوانم ب...
سلام، این سؤال یک تنظیم بسیار رایج را توصیف می‌کند که به آن چرخه پرخوری، توبه و تکرار می‌گویند. به این معنا که معمولاً پس از پرخوری، احساساتی چون "شرم و ناامیدی" را تجربه می‌کنید و به دلیل این احساسات "توبه می‌کنید" (یعنی قول می‌دهید دیگر هرگز پرخوری نکنید، وعده می‌دهید که "بهتر عمل کنید"، به باشگاه بروید و غیره) و در ...
null
My parents seem okay with other sexualities, but normally they only talk about being gay. When they do talk about bisexuality, they say things like “they'll do anything” or things that make me very uncomfortable because I am bisexual. I don't know if I am ready to come out to them.
Coming out to family members can cause a lot of anxiety. However,  although I cannot promise what their reaction will be, the benefit is that you will no longer have to hide who you are. Perhaps researching or getting information on bisexuality can help your family understand what it truly is to be bisexual. Many times...
به نظر می‌رسد والدین من با سایر طیف‌های جنسی مشکلی ندارند، اما معمولاً فقط در مورد همجنس‌گرایی صحبت می‌کنند. وقتی در مورد دوجنس‌گرایی صحبت می‌کنند، جملاتی مانند "آنها هر کاری می‌کنند" یا مواردی را می‌گویند که من را بسیار ناراحت می‌کند، زیرا خودم دوجنس‌گرا هستم. نمی‌دانم آیا حاضرم به آنها درباره‌ام بگویم یا نه.
بیرون آمدن به اعضای خانواده می‌تواند باعث ایجاد اضطراب زیادی شود. با این حال، اگرچه نمی‌توانم وعده بدهم که واکنش آن‌ها چگونه خواهد بود، اما مزیت این است که دیگر نیازی به پنهان‌کاری در مورد هویت خود نخواهید داشت. شاید تحقیق یا کسب اطلاعات در مورد دوجنس‌گرایی به خانواده شما کمک کند تا درک بهتری از واقعیت دوجنس‌گرایی پیدا...
null
I've had posttraumatic stress disorder for years without my parents ever finding out. I want to overcome it, but it’s so vivid, it’s like it’s happening again. I'm scared and paranoid. I have depression, which I have been struggling with since a young age.
Unfortunately, ptsd is not something that can be cured.  Ptsd can be managed through therapy.  Mindfulness can assist in redirecting thoughts and gaining further control over paranoia. Therapy is confidential and there are different ways you can obtain treatment.  Mental health professional have availability to provide...
من سال‌ها دچار اختلال استرس پس از سانحه بوده‌ام بدون آنکه والدینم متوجه شوند. می‌خواهم بر آن غلبه کنم، اما آنقدر زنده و واضح است که انگار دوباره در حال وقوع است. از این رو می‌ترسم و حس پارانویا دارم. همچنین افسردگی دارم که از سنین پایین با آن مبارزه کرده‌ام.
متأسفانه، PTSD قابل درمان نیست. PTSD را می‌توان از طریق درمان مدیریت کرد. ذهن‌آگاهی می‌تواند به هدایت مجدد افکار و به دست آوردن کنترل بیشتر بر پارانویا کمک کند. درمان محرمانه است و راه‌های مختلفی برای دریافت درمان وجود دارد. متخصصان سلامت روان برای ارائه درمان به صورت آنلاین، تلفنی یا حضوری در دسترس هستند.
null
I've had posttraumatic stress disorder for years without my parents ever finding out. I want to overcome it, but it’s so vivid, it’s like it’s happening again. I'm scared and paranoid. I have depression, which I have been struggling with since a young age.
Post traumatic stress disorder (PTSD) is a very complex issue.  It is the root cause of many other issues including depression, anxiety and anger to name a few.  Re-experiencing the event is a telltale symptom of PTSD.  One of the best things you can do for yourself is to find someone who specializes in this area to he...
من سال‌ها بدون اینکه والدینم از این موضوع مطلع شوند، دچار اختلال استرس پس از سانحه بودم. می‌خواهم بر آن غلبه کنم، اما آنقدر زنده و واضح است که انگار دوباره در حال اتفاق افتادن است. احساس ترس و پارانویید بودن دارم. من افسردگی دارم که از سنین جوانی با آن دست و پنجه نرم می‌کنم.
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) موضوعی بسیار پیچیده است و علت اصلی بسیاری از مشکلات دیگر از جمله افسردگی، اضطراب و عصبانیت به شمار می‌آید. تجربه مجدد این رویداد یکی از نشانه‌های بارز PTSD است. یکی از بهترین کارهایی که می‌توانید برای خودتان انجام دهید این است که فردی را پیدا کنید که در این زمینه تخصص دارد تا به شما در م...
null
I get so much anxiety, and I don’t know why. I feel like I can’t do anything by myself because I’m scared of the outcomes.
The are two ways that such anxiety can be dealt with. One is an attempt to replace maladaptive thinking by examining the distorted thinking and resetting the fight-or-flight response with more reasonable, accurate ones. As an example "I'm scared of spiders." But if you change the thinking from being scared to "I'm bigg...
من اضطراب زیادی دارم و نمی‌دانم چرا. احساس می‌کنم به‌تنهایی نمی‌توانم کاری انجام دهم چون از عواقب آن می‌ترسم.
دو روش برای مدیریت چنین اضطرابی وجود دارد. یکی تلاش برای جایگزینی تفکر ناسازگار با بررسی تفکر تحریف‌شده و تنظیم مجدد پاسخ جنگ یا گریز با پاسخ‌های معقول‌تر و دقیق‌تر است. به عنوان مثال، "من از عنکبوت می‌ترسم." اما اگر این تفکر را به "من از عنکبوت بزرگ‌ترم" تغییر دهید، به ذهن اجازه می‌دهید تا به حالت آرام‌تری برسد. درمان...
null
My parents seem okay with other sexualities, but normally they only talk about being gay. When they do talk about bisexuality, they say things like “they'll do anything” or things that make me very uncomfortable because I am bisexual. I don't know if I am ready to come out to them.
Perhaps you are not ready to come out to your parents.  Often times our readiness is not dependent on what others' will say or how they react. But more so dependent on how emotionally prepared we are to deal with others' reactions.  It may be beneficial for you to play out each possible scenario and conclusion (eg. you...
به نظر می‌رسد والدین من با سایر گرایش‌های جنسی مشکلی ندارند، اما معمولاً فقط در مورد همجنس‌گرایی صحبت می‌کنند. وقتی به دوجنس‌گرایی اشاره می‌کنند، چیزهایی مانند "آنها هر کاری می‌کنند" می‌گویند یا جملاتی مطرح می‌کنند که مرا بسیار ناراحت می‌کند چون من دوجنس‌گرا هستم. نمی‌دانم آیا آماده‌ام که خودم را به آن‌ها معرفی کنم یا ...
شاید شما هنوز برای بیرون آمدن به والدینتان آماده نیستید. اغلب آمادگی ما به آنچه دیگران می‌گویند یا نحوه واکنش آنها بستگی ندارد، بلکه بیشتر به میزان آمادگی احساسی ما برای مواجهه با واکنش‌های دیگران مرتبط است. شاید انجام هر سناریو و نتیجه ممکن برای شما مفید باشد (مثلاً حمایت والدین در مقابل ناامیدی آنها و به همین ترتیب)....
null
I started dating my fiancé two years ago. My first cousin is married to my fiancé’s sister. There has always been a communication issue between my uncle and aunt and my cousin and his wife. My uncle goes to my mom instead of talking to my cousin, and it upsets my mom.
Based on the information provided, this is an issue with boundaries.   Sounds like your uncle goes to your mom and possibly your mother takes the issues to you.  I do not like to assume so I will direct you to information regarding families dealing with enmeshment and triangulation.  Enmeshment is the concept of diffus...
من دو سال پیش با نامزدم شروع به آشنایی کردم. پسر عموی من با خواهر نامزدم ازدواج کرده است. همیشه بین دایی و خاله‌ام و پسر عمویم و همسرش مشکل ارتباط وجود داشته است. دایی به جای صحبت با پسر عمویم، به مادرم مراجعه می‌کند و این موضوع مادرم را ناراحت می‌کند.
بر اساس اطلاعات ارائه شده، این یک مشکل مرزی است. به نظر می‌رسد عموی شما به مادرت مراجعه می‌کند و احتمالاً مادرت مسائل را به شما منتقل می‌کند. من دوست ندارم فرض کنم، بنابراین شما را به اطلاعاتی درباره خانواده‌هایی که با درهم‌تنیدگی و مثلث‌سازی دست و پنجه نرم می‌کنند، راهنمایی می‌کنم. درهم‌تنیدگی به مفهوم مرزهای نامشخص د...
null
I have a problem with binge eating, especially during times of stress. I binge eat and feel so overwhelmed with shame and disappointment that I end up going to the gym and trying to exercise the calories off. I am in my late 20s, and I have been dealing with this since I was a teenager. Are there any coping mechanisms ...
The fact that you are aware of the issue and what causes it is a step in the right direction.  You can absolutely break the cycle but it takes a lot of effort.  Much like growing a physical muscle, developing coping mechanisms must be practiced (exercised) in order to gain strength.  Find healthy activities that you li...
من با پرخوری احساسی مشکل دارم، به‌ویژه در زمان‌های استرس. وقتی که به پرخوری می‌پردازم، احساس شرم و ناامیدی آن‌قدر شدید است که در نهایت به باشگاه می‌روم تا کالری‌های اضافه را بسوزانم. در اواخر ۲۰ سالگی هستم و از دوران نوجوانی با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنم. آیا مکانیزم‌های مقابله‌ای وجود دارد که بتوانم برای شکستن این...
اینکه شما از موضوع و علت آن آگاه هستید، گامی در مسیر درست است. شما به‌طور قطع می‌توانید این چرخه را بشکنید، اما این کار به تلاش زیادی نیاز دارد. درست مانند رشد یک عضله فیزیکی، توسعه‌ی مکانیسم‌های مقابله‌ای باید تمرین (ورزش) شود تا به قدرت برسد. فعالیت‌های سالمی را پیدا کنید که از انجام آن لذت ببرید و به شما در مقابله ب...
null
I feel so irritated and frustrated because of it. I get so angry to the point that I feel like I'm going to explode. I feel pathetic, stupid, and worthless. I just can't take this anymore.
Yeah I get the same problem... Look I'm not a professional but I've heard a few things. a powernap can help. just a half hour of sleep can clear your mind and let you refocus. Also, brain activity increases with physical exertion. Just walk around for a minute and get your brain working and that'll help you reach the t...
من به خاطر آن احساس کلافگی و ناامیدی می‌کنم. آن‌قدر عصبانی می‌شوم که حس می‌کنم دارم منفجر می‌شوم. احساس می‌کنم حقیر، احمق و بی‌ارزش هستم. دیگر نمی‌توانم این را تحمل کنم.
آره، من هم همین مشکل رو دارم... ببین، من حرفه‌ای نیستم ولی چندتا چیز شنیدم. یک خواب کوتاه می‌تواند کمک کند. فقط نیم ساعت خواب می‌تواند ذهنت رو تازه کند و بهت اجازه بده دوباره تمرکز کنی. همچنین فعالیت مغز با انجام فعالیت بدنی افزایش پیدا می‌کنه. فقط یک دقیقه دور و برت راه برو و ذهنت رو به کار بنداز، این کمک می‌کنه تا به...
null
I don't know what to say. I have never really known who I am.
I'm having the same issue... I think you need to consider your morals and what you really want out of life. If there's something you want to achieve, that's who you are. And you need to put yourself into that and immerse yourself in the purpose of whatever you want. It doesn't matter how small it may seem. If there's n...
نمی‌دانم چه بگویم. هرگز واقعاً ندانسته‌ام که کیستم.
من هم همین مشکل را دارم... به نظر من باید به اصول اخلاقی‌ات و اینکه واقعاً از زندگی چه می‌خواهی توجه کنی. اگر چیزی هست که می‌خواهی به آن برسی، این نشان‌دهنده‌ی هویت توست. باید خودت را در آن غرق کنی و به هدف هر چیزی که می‌خواهی متعهد باشی. مهم نیست که آن چقدر کوچک به نظر می‌رسد. اگر چیزی نیست که واقعاً می‌خواهی، پس به چ...
null
I'm a Christian teenage girl, and I have lost my virginity. My boyfriend is a Christian teenager too, but things just got out of hand between us in a sexual manner. I planned to abstain from sex but I guess I wasn't clear about this because I was also tempted and led him on. We continued to have sex. Does it mean that ...
I'm not a super religious person... But I can't imagine that if you love him that much and you want him that much, that he wouldn't be the one for you because of something small like that. Sex is an act of love and commitment. If you feel that you want to be with this person for the rest of your life, want to marry the...
من یک دختر نوجوان مسیحی هستم و باکرگی خود را از دست داده‌ام. دوست‌پسرم هم یک نوجوان مسیحی است، اما رابطه ما به لحاظ جنسی خارج از کنترل شد. من برنامه‌ریزی کرده بودم که از رابطه جنسی خودداری کنم، اما به نظر می‌رسد که در این مورد به روشنی صحبت نکرده‌ام، زیرا خودم نیز وسوسه شدم و او را به جلو هدایت کردم. ما به داشتن رابطه ...
من یک فرد فوق‌مذهبی نیستم... اما نمی‌توانم تصور کنم که اگر شما او را این‌قدر دوست دارید و او را آن‌قدر می‌خواهید، به خاطر یک موضوع کوچک مثل این، او مناسب شما نباشد. رابطه جنسی عمل محبت و تعهد است. اگر احساس می‌کنید که می‌خواهید تا پایان عمر با این شخص باشید و می‌خواهید با او ازدواج کنید، پس چرا باید تا ازدواج صبر کنید؟...
null
Sometimes I can't stop thinking about life after death. I was raised in a religion that teaches that we will live on forever either in hell or in heaven. When I think of living forever (even if it is in heaven which should be good), I feel overwhelmed. I don't like the thought of living forever and ever and ever. Some...
You need to find an outlet. Someone to talk to. Your dad or someone who loves your mother as well is someone ideal. But anyone could help. Just look to someone for help. If you can't find anyone who you think will listen, talk to your mom. It can help greatly just to get the words out. Tell her how you feel about her p...
گاهی نمی‌توانم از فکر به زندگی پس از مرگ دست بردارم. من در دینی بزرگ شدم که آموزه‌اش این است که ما برای همیشه یا در جهنم خواهیم بود یا در بهشت. وقتی به زندگی ابدی فکر می‌کنم (حتی اگر در بهشت باشد که باید خوب باشد)، احساس غرق شدن می‌کنم. به هیچ وجه از فکر زندگی برای همیشه، و همیشه و همیشه خوشم نمی‌آید. گاهی اوقات نمی‌...
شما نیاز دارید که یک راه خروجی پیدا کنید. کسی برای صحبت کردن. پدرتان یا کسی که مادر شما را نیز دوست دارد، گزینه‌ای ایده‌آل است. اما هر کسی می‌تواند کمک کند. فقط به دنبال کمک باشید. اگر نمی‌توانید کسی را پیدا کنید که فکر می‌کنید گوش می‌دهد، با مادرتان صحبت کنید. این می‌تواند به شدت کمک کند که فقط کلمات را به زبان بیاوری...
null
I have a problem with binge eating, especially during times of stress. I binge eat and feel so overwhelmed with shame and disappointment that I end up going to the gym and trying to exercise the calories off. I am in my late 20s, and I have been dealing with this since I was a teenager. Are there any coping mechanisms ...
I believe that for results that last, the best approach is to understand why someone feels like doing a certain behavior."Coping mechanisms" are superficial instruction that people usually give up on when feeling extreme pressure from the problem behaviors.Take the slower road of understanding why you would deprive you...
من با مشکل پرخوری، به‌ویژه در مواقع استرس، مواجه هستم. وقتی پرخوری می‌کنم، احساس شرم و ناامیدی آن‌قدر مرا تحت فشار قرار می‌دهد که در نهایت به باشگاه می‌روم و سعی می‌کنم کالری‌ها را بسوزانم. در اواخر 20 سالگی‌ام هستم و از زمان نوجوانی با این موضوع دست و پنجه نرم می‌کنم. آیا راهکارهای مقابله‌ای وجود دارد که بتوانم از آن‌...
من بر این باورم که برای دستیابی به نتایجی پایدار، بهترین رویکرد این است که بفهمیم چرا فردی تمایل به انجام یک رفتار خاص دارد. "مکانیسم‌های مقابله‌ای" دستورالعمل‌هایی سطحی هستند که افراد معمولاً هنگام احساس فشار شدید ناشی از رفتارهای مشکل‌ساز، از آنها دست می‌کشند. راهی که باید انتخاب کنید، مسیری کندتر است: درک این نکته ک...
null
I've had posttraumatic stress disorder for years without my parents ever finding out. I want to overcome it, but it’s so vivid, it’s like it’s happening again. I'm scared and paranoid. I have depression, which I have been struggling with since a young age.
What is the reason you wouldn't want your parents to know you are trying to find your way through PTSD?Would they believe that you've been traumatized?And, do you feel that your parents had a hand in creating your trauma?There is no need to tell your parents you have PTSD unless you feel that doing so will help you.   ...
من سال‌ها بدون اینکه والدینم متوجه شوند دچار اختلال استرس پس از سانحه بوده‌ام. می‌خواهم بر آن غلبه کنم، اما آنقدر زنده و واقعی است که انگار دوباره در حال وقوع است. من ترسیده و مضطرب هستم. همچنین افسردگی دارم که از سنین کودکی با آن دست و پنجه نرم کرده‌ام.
دلیل اینکه نمی‌خواهید والدینتان بدانند که در تلاش هستید تا با PTSD کنار بیایید چیست؟ آیا آنها معتقدند که شما آسیب دیده‌اید؟ و آیا احساس می‌کنید که والدینتان نقشی در ایجاد این آسیب داشته‌اند؟ نیازی نیست به والدین خود بگویید که دچار PTSD هستید، مگر اینکه احساس کنید این کار به شما کمک می‌کند. شاید به طور غریزی متوجه شده‌ا...
null
We’ve been together almost three years. We argue and he ends it by telling me he doesn’t love me. It's hurtful because I am all about resolving the problem, and he dwells on the issue even if I drop what he's done and just swallow my pride and say I am sorry. How can this be resolved? We have kids, and I don't want a b...
Try having a conversation with your boyfriend about your views and wishes for the relationship, when the two of you are having a calm time.  A few questions I'd like to ask him is why he says he doesn't love you when the topic at hand is about a specific practical matter.I'd also like to know what he hopes will happen ...
ما تقریباً سه سال با هم بوده‌ایم. ما بحث می‌کنیم و او با گفتن اینکه مرا دوست ندارد، پایان می‌دهد. این موضوع بسیار آزاردهنده است، زیرا من تمام تلاش خود را برای حل مشکل می‌کنم، اما او همچنان روی مسئله متمرکز می‌شود، حتی وقتی که من موضوعی را که او انجام داده کنار می‌گذارم و با افتخارم خداحافظی می‌کنم و می‌گویم بابتش متاسف...
سعی کنید با دوست پسرتان درباره دیدگاه‌ها و آرزوهای خود برای رابطه صحبت کنید، زمانی که هر دو در حال گذراندن یک زمان آرام هستید. چند سوالی که می‌خواهم از او بپرسم این است که چرا وقتی موضوع بحث مربوط به یک مسأله خاص عملی است، می‌گوید که عاشق شما نیست. همچنین، دوست دارم بدانم از بررسی یک موضوع چه چیزی را امید دارد و چرا غر...
null
Me and the father of my child have been dating for a year. We had a big argument and at first he wanted to work it out. But with time he started asking others and they told him to leave me. Now he wants me to wait on him to mature. He wants to talk to other people. Then come back in four years. He doesn't want to deal ...
Well, as far as your boyfriend, sounds like he has received advice from others that is not wise advice.  Leaving is not the answer after a "big argument" as you mentioned.  However this is not surprising to me based on his possible age and maturity level.  Having a baby is a lifetime responsibility and there are very f...
من و پدر فرزندم یک سال است که با هم هستیم. ما یک دعوای بزرگ کردیم و او در ابتدا می‌خواست که مشکلات‌مان را حل کنیم. اما به مرور زمان شروع به مشاوره با دیگران کرد و آنها به او پیشنهاد دادند که من را ترک کند. حالا او می‌خواهد که من منتظر بمانم تا او بالغ شود. او می‌خواهد با افراد دیگری صحبت کند و بعد از چهار سال برگردد. ا...
خوب، تا جایی که به دوست پسرتان مربوط می‌شود، به نظر می‌رسد او از دیگران نصیحت‌هایی در نظر گرفته که چندان عاقلانه نیست. همان‌طور که اشاره کردید، ترک کردن بعد از یک "جدال بزرگ" راه‌حل نیست. با این حال، این موضوع با توجه به سن و سطح بلوغ احتمالی‌اش برای من تعجب‌آور نیست. بچه‌دار شدن یک مسئولیت مادام‌العمر است و افراد معدو...
null
Something happened this summer that I cannot forgive myself for. When I think about what happened, I feel ashamed and guilty even though my loved ones forgave me.
Realize that you are human, not perfect and will make the wrong decisions at times.   That is OK, we all have.  However, the best way is to say OK, I did it, learned from it, will not do that again.  EVER!!!  You can get pass it; grow from it.  Unfortunately, we forgive others faster than we do ourselves because we hol...
تابستان امسال اتفاقی افتاد که نمی توانم خود را به خاطر آن ببخشم. وقتی به آنچه رخ داده فکر می کنم، با وجود اینکه عزیزانم مرا بخشیده‌اند، باز هم احساس شرمندگی و گناه می‌کنم.
بدانید که شما انسان هستید، کامل نیستید و گاهی تصمیمات اشتباهی خواهید گرفت. این طبیعی است، همه ما چنین تجربه‌ای داشته‌ایم. با این حال، بهترین راه این است که بگویید: «خوب، من این کار را انجام دادم، از آن آموختم و دیگر این کار را تکرار نخواهم کرد. هرگز!!! » شما می‌توانید از آن عبور کنید و رشد کنید. متأسفانه، ما دیگران را ...
null
I get so much anxiety, and I don’t know why. I feel like I can’t do anything by myself because I’m scared of the outcomes.
This is a very common question in my practice. Panic attacks typically emerge from an underlying issue (ex. Depression, low self-esteem, fears). To decrease your anxiety symptoms it’s recommended to seek treatment with a therapist who specializes in working with anxiety disorders and most importantly one with whom you ...
من خیلی اضطراب دارم و نمی‌دانم چرا. احساس می‌کنم نمی‌توانم هیچ کاری را به تنهایی انجام دهم، چون از نتایج آن می‌ترسم.
این یک سوال بسیار رایج در کار من است. حملات پانیک معمولاً ناشی از یک مشکل زمینه‌ای (مانند افسردگی، اعتماد به نفس پایین، ترس‌ها) هستند. برای کاهش علائم اضطراب، توصیه می‌شود با یک درمانگر متخصص در اختلالات اضطرابی همکاری کنید و مهم‌تر از همه با فردی که با او احساس راحتی می‌کنید. در تمرینات من، به Clients آموزش می‌دهم که ...
null
We’ve been together almost three years. We argue and he ends it by telling me he doesn’t love me. It's hurtful because I am all about resolving the problem, and he dwells on the issue even if I drop what he's done and just swallow my pride and say I am sorry. How can this be resolved? We have kids, and I don't want a b...
Communication involves a listener and a speaker.  Both have to be willing to do their part to make communication work.  This is something that takes both and not just one.  Without both, communication is impossible.   Staying together and the kids observing unhealthy communication is already broken.  Seek help to impro...
تقریباً سه سال است که با هم هستیم. ما بحث می‌کنیم و او با گفتن اینکه مرا دوست ندارد، بحث را به پایان می‌رساند. این موضوع آزاردهنده است زیرا من تمام تلاشم را برای حل مشکل می‌کنم، اما او همچنان بر موضوع تمرکز می‌کند حتی وقتی که من کار او را نادیده می‌گیرم و غرورم را کنار می‌گذارم و می‌گویم متاسفم. چگونه می‌توان این مشکل ...
ارتباط شامل یک شنونده و یک گوینده است. هر دو باید مایل باشند که نقش خود را در ایجاد ارتباط ایفا کنند. این فرآیند نیازمند همکاری هر دو طرف است و فقط با یکی ممکن نیست. بدون هر دو، برقراری ارتباط غیرممکن خواهد بود. اگر زوجین در کنار هم باشند و کودکان شاهد ارتباط ناسالم میان آن‌ها باشند، این رابطه از قبل آسیب دیده است. برا...
null
I found out my boyfriend takes anti-depression medicine. Lately he's been saying he has a lot on his mind, and he needs time to think about us. We've only been dating 3 weeks but I like him a lot.
Give him the time and space he needs.  Obviously something is going on with him that he needs time to process, think about, and work through.  Respect that most men are not talkers but more thinkers.  If and when he is ready to talk, he will.  When and if he does talk, be a comforting listener and put yourself in his s...
متوجه شدم که دوست پسرم داروی ضدافسردگی مصرف می‌کند. اخیراً گفته که افکار زیادی در ذهنش دارد و به زمان نیاز دارد تا دربارهٔ ما فکر کند. ما فقط ۳ هفته است که با هم هستیم، ولی من او را خیلی دوست دارم.
زمان و فضای مورد نیازش را به او بدهید. بدیهی است که او در حال تجربه چیزی است که به زمان برای پردازش، فکر کردن و حل و فصل آن نیاز دارد. به این نکته احترام بگذارید که بیشتر مردان کمتر صحبت می‌کنند و بیشتر تفکر می‌کنند. اگر و زمانی که او آماده‌ی صحبت باشد، به گفتگو خواهد پرداخت. وقتی او صحبت می‌کند، آرامش‌بخش و شنونده‌ای ...
null
Whenever I have to speak in public or be in big crowds, I freak out. I get light-headed, sweaty, and I have trouble breathing.
As you do it more, it should get better or at less with less anxiety.  Anxiety is normal for most when speaking in public.  I hear this from even the best of facilitators who have been doing it for years.  I even experienced that when I first became a counselor and had to lead classes.  I asked myself why were I so anx...
هر بار که مجبور می‌شوم در جمع صحبت کنم یا در جمع‌های بزرگ حضور داشته باشم، مضطرب می‌شوم. سبکی سر می‌کنم، عرق می‌کنم و دچار مشکل تنفسی می‌شوم.
هرچه بیشتر این کار را انجام دهید، باید با اضطراب کمتری بهتر شود یا حداقل اضطراب شما کمتر شود. اضطراب برای اکثر افراد هنگام صحبت در جمع طبیعی است. من این را حتی از بهترین تسهیل‌کننده‌ها که سال‌هاست این کار را انجام می‌دهند می‌شنوم. من همچنین زمانی که برای اولین بار مشاور شدم و مجبور شدم کلاس‌ها را اداره کنم، این احساس ر...
null
My coworkers are making false statements about me to the boss, saying I have mood swings. They have no proof to back it up. Can my employer make me see a therapist of their choice?
If this is a concern of a few coworkers, make sure it is not something they see but you don't admit to.  Employers can "suggest" or something "stipulate" in continued employment with them  for you to go to their Employment Assistance Provider (EAP) if they have noticed the same behavior and concerned of how it is effec...
همکارانم اظهارات نادرستی درباره من به رئیس مطرح می‌کنند و می‌گویند که من نوسانات خلقی دارم. آنها هیچ مدرکی برای تأیید این ادعا ندارند. آیا کارفرمای من می‌تواند مرا به مراجعه به درمانگر مورد نظر خود ملزم کند؟
اگر این نگرانی از سوی چند همکار مطرح شده است، اطمینان حاصل کنید که این مسئله چیزی نیست که آنها می‌بینند اما شما به آن اعتراف نمی‌کنید. کارفرمایان می‌توانند در ادامه همکاری با شما «پیشنهاد» کنند یا چیزی «قید کنند» که در صورت مشاهده رفتار مشابه و نگرانی درباره تأثیر آن بر بهره‌وری یا روابط کارمندان، شما باید به ارائه‌دهن...
null
I am a teenage girl. I've been seeing the same dream once in a while since I was very young. The problem is that I don't remember anything about this dream. I still know that it's the same one, and then I wake up in a panic, and I cry really loud without knowing the reason. Why do I see the same dream, why can I not re...
There is no scientifically established formula for understanding dreams, that I know about, however, many people get a great deal of value from exploring what their dreams mean. It is believed by many that our dreams contain metaphors that represent meaningful patterns in our lives and relationships and if we pay atten...
من یک دختر نوجوان هستم. از زمانی که خیلی کوچک بودم، هر از گاهی همین خواب را می‌بینم. مشکل این است که هیچ چیز از این خواب به خاطر ندارم. با این حال، می‌دانم که این خواب همان خواب است و سپس با حالتی وحشت‌زده از خواب بیدار می‌شوم و بدون اینکه دلیلش را بدانم، خیلی بلند گریه می‌کنم. چرا دائما همین خواب را می‌بینم، چرا نمی‌ت...
هیچ فرمول علمی شناخته‌شده‌ای برای درک رویاها وجود ندارد، اما بسیاری از افراد از کاوش در معانی رویاهای خود ارزش زیادی کسب می‌کنند. بسیاری بر این باورند که رویاهای ما حاوی استعاره‌هایی هستند که الگوهای معناداری در زندگی و روابط ما را نمایان می‌سازند و با توجه به آن‌ها می‌توانیم نکات مهمی درباره خود بیاموزیم. یکی از کارها...
null
My mom is always bossy and treats me like a child even though I'm in my 20s. She argues with me over stupid stuff.
This is a common issue. You grow up gradually, and parents often forget to shift their habitual responses according to your newfound level of maturity and growing need for freedom and independance. I'm all for helping you find new ways to cope and interact with your mom. Ultimately, you only have control over yourself,...
مادرم همیشه سخت‌گیر است و با من به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی هنوز بچه‌ام، حتی با این که در دهه‌ی بیستم زندگی‌ام هستم. او بر سر مسائل بی‌اهمیت با من بحث می‌کند.
این یک مسئله رایج است. شما به تدریج بزرگ می‌شوید و والدین اغلب فراموش می‌کنند که واکنش‌های معمول خود را متناسب با سطح بلوغ جدید و نیازهای رو به رشد شما به آزادی و استقلال تغییر دهند. من کاملاً آماده‌ام تا به شما در پیدا کردن راه‌های جدید برای کنار آمدن و تعامل با مادرتان کمک کنم. در نهایت، شما تنها بر خودتان کنترل داری...
null
I get so much anxiety, and I don’t know why. I feel like I can’t do anything by myself because I’m scared of the outcomes.
The other two post answers to your question are very good and I don't feel the need to repeat what has already been said quite well, but I will offer one other option I have been able to utilize quite successfully with those dealing with panic attacks.  Chain analysis is a fantastic way for your to map out the situatio...
من اضطراب زیادی دارم و نمی‌دانم چرا. احساس می‌کنم به تنهایی نمی‌توانم هیچ کاری انجام دهم، چون از پیامدها می‌ترسم.
The other two responses to your question are excellent, and I don't see the need to reiterate what has already been well articulated. However, I would like to offer an additional option that I have successfully used with individuals experiencing panic attacks. Chain analysis is a powerful method for mapping out the sit...
null
such as not enough sleep
0
ترجمه: مانند بی‌خوابی کافی نبودن
It seems that the original text and translation were not provided. Please share the text you would like me to refine, and I'll be happy to assist you.
null
Whenever I have to speak in public or be in big crowds, I freak out. I get light-headed, sweaty, and I have trouble breathing.
Basically, your response is the fight, flight or freeze reaction which is hard wired into the human nervous system, specifically, the autonomic nervous system (called the autonomic response).  This system is responsible for regulating the heart, digestion, respiratory rate as well as other aspects which match the sympt...
هر زمان که مجبور می‌شوم در جمع صحبت کنم یا در جمع‌های بزرگ حضور داشته باشم، مضطرب می‌شوم. سبکی سر می‌کنم، عرق می‌کنم و در تنفس دچار مشکل می‌شوم.
اساساً پاسخ شما واکنش مبارزه، فرار یا انجماد است که به طور ذاتی در سیستم عصبی انسان، به‌ویژه در سیستم عصبی خودکار (که به آن پاسخ خودکار گفته می‌شود) وجود دارد. این سیستم مسئول تنظیم ضربان قلب، هضم، و نرخ تنفس است و همچنین جنبه‌های دیگری که با علائمی که توصیف می‌کنید مطابقت دارند. این عملکرد عمدتاً ناخودآگاه است، اما با...
null
We’ve been together almost three years. We argue and he ends it by telling me he doesn’t love me. It's hurtful because I am all about resolving the problem, and he dwells on the issue even if I drop what he's done and just swallow my pride and say I am sorry. How can this be resolved? We have kids, and I don't want a b...
You can't fix this by yourself, but I applaud you for trying. One person working hard in a relationship can make things better for a while., but in the long haul you need two people giving some effort. I'm reading between your lines here and I wonder if your need to keep the family together is getting you to apologize ...
ما تقریباً سه سال با هم بوده‌ایم. ما بحث می‌کنیم و او بحث را با این جمله که مرا دوست ندارد پایان می‌دهد. این برایم آزاردهنده است زیرا من تمام تلاش خود را برای حل مشکل می‌کنم و او همچنان بر مسأله تمرکز می‌کند، حتی اگر من کار او را فراموش کنم و غرورم را کنار بگذارم و بگویم متاسفم. چگونه می‌توان این مشکل را حل کرد؟ ما بچه...
شما نمی‌توانید این موضوع را به تنهایی حل کنید، اما من به دلیل تلاشی که کرده‌اید، شما را تحسین می‌کنم. یک نفر که در یک رابطه سخت کار می‌کند می‌تواند برای مدتی اوضاع را بهبود بخشد، اما در طولانی‌مدت به تلاش هر دو نفر نیاز است. از بین کلمات شما می‌خوانم و می‌خواهم بدانم آیا تمایل شما برای حفظ خانواده باعث شده است تا وقتی ...
null
I started dating my fiancé two years ago. My first cousin is married to my fiancé’s sister. There has always been a communication issue between my uncle and aunt and my cousin and his wife. My uncle goes to my mom instead of talking to my cousin, and it upsets my mom.
When you're upset about something, the first question you can ask yourself is "Whose problem is this?" It is amazing how many problems will disappear right at that point, because you realize the problem isn't even yours. You can't fix everything in your family. You are starting a new family of your own, and it's time t...
من دو سال پیش با نامزدم آ شنا شدم. پسرعمویم با خواهر نامزدم ازدواج کرده است. همیشه بین دایی و خاله‌ام و پسرعمویم و همسرش مشکل ارتباطی وجود داشته است. دایی به جای اینکه با پسرعمویم صحبت کند، به مامانم مراجعه می‌کند و این باعث ناراحتی مادرم می‌شود.
وقتی از چیزی ناراحت هستید، اولین سوالی که می‌توانید از خود بپرسید این است که "این مشکل متعلق به کیست؟" شگفت‌انگیز است که چقدر مشکلات در آن لحظه ناپدید می‌شوند، زیرا متوجه می‌شوید که مشکل حتی به شما مربوط نمی‌شود. شما نمی‌توانید همه چیز را در خانواده‌تان درست کنید. شما در حال تأسیس یک خانواده جدید برای خود هستید و زمان ...
null
I believe it is wrong for men to look at inappropriate content. The father of my child has agreed to respect my beliefs. His co-worker sent him an inappropriate video. He got mad because he does not think he should tell his friend to not send him things like that.
It sounds like you are wanting to protect your child from degrading images and that is one of the important parts of the job of a parent. Although it is challenging to supply an answer without knowing the full situation, it might be helpful to have a more broad discussion about what you both think about the influences ...
من بر این باورم که نگاه کردن مردان به محتوای نامناسب نادرست است. پدر فرزندم توافق کرده که به باورهای من احترام بگذارد. همکارش یک ویدیوی نامناسب برای او فرستاده است. او عصبانی شد زیرا معتقد است که نباید به دوستش بگوید که چنین محتواهایی را برایش نفرستد.
به نظر می‌رسد که شما می‌خواهید از فرزندتان در برابر تصاویر تحقیرآمیز محافظت کنید و این یکی از جنبه‌های مهم وظیفه والدین است. اگرچه ارائه پاسخ بدون دانستن جزئیات کامل وضعیت دشوار است، ممکن است مفید باشد که بحثی گسترده‌تر درباره نظرهای هر دوی شما در مورد تأثیرات و تصاویری که فرزندتان با آن‌ها مواجه است، و همچنین نقشی که ...
null
I am married, but I had sex with my friend. I feel guilty, but I feel not guilty too. Do I need to feel guilty? It's my body, and I have full rights to do what I like.
Yes, of course, it's your body and you can do what you feel like doing.Do you feel a commitment to your partner?Your guilt probably is pointing out the feeling of having done with your body what your spirit tells you is a violation of the commitment you feel toward your partner.The good news is that this is a moment fo...
من متاهل هستم اما با دوستم رابطه جنسی داشتم. احساس گناه می‌کنم، اما از طرفی هم احساس گناه نمی‌کنم. آیا لازم است احساس گناه کنم؟ این بدن من است و من حق دارم هر کاری که دوست دارم انجام دهم.
بله، قطعاً، این بدن شماست و می‌توانید هر کاری که می‌خواهید انجام دهید. آیا بابت شریک زندگی‌تان احساس تعهد می‌کنید؟ احتمالاً احساس گناه شما به این خاطر است که با بدن‌تان کاری کرده‌اید که روح‌تان به شما می‌گوید نقضی بر تعهدی است که نسبت به شریک‌تان احساس می‌کنید. خبر خوب این است که این لحظه فرصتی است برای شما تا سنجش کنی...
null
I've been with him for a couple months. We will talk everyday and he will get mad over something I will say and not talk to me. We have our great moments, but I just need to focus on my personal situations, and I feel he is slowing me down with that. I still wanna be with him, but not now.
Why don't you just tell him everything that you just wrote here?You're clear in your mind as to what you would like.Unless you have a whole either side to the way you feel, everything you wrote here explains your position very well.Good luck in having your conversation!
من چند ماهی است که با او هستم. ما هر روز صحبت می‌کنیم، اما او به خاطر چیزی که می‌گویم عصبانی می‌شود و با من صحبت نمی‌کند. ما لحظات فوق‌العاده‌ای داریم، اما من نیاز دارم که روی مسائل شخصی‌ام تمرکز کنم و احساس می‌کنم او مرا در این زمینه کند می‌کند. هنوز هم می‌خواهم با او باشم، اما نه در حال حاضر.
چرا همه چیزهایی را که اینجا نوشتید به او نمی‌گویید؟ شما در ذهن خود کاملاً می‌دانید که چه چیزی می‌خواهید. مگر اینکه احساسات شما دو طرفه باشد، تمام آنچه که اینجا نوشته‌اید موضع شما را به خوبی بیان می‌کند. در گفتگویتان موفق باشید!
null
I am married, but I had sex with my friend. I feel guilty, but I feel not guilty too. Do I need to feel guilty? It's my body, and I have full rights to do what I like.
My questions to you would be:  Why did you get married?  Would it bother you if your spouse did the same to you?
من متأهل هستم اما با دوستم رابطه جنسی داشته‌ام. احساس گناه می‌کنم، اما در عین حال احساس گناه نمی‌کنم. آیا لازم است احساس گناه کنم؟ این بدن من است و من حقوق کامل دارم که هر کاری را که دوست دارم انجام دهم.
سوالات من از شما این است: چرا ازدواج کردید؟ آیا اگر همسرتان همین کار را با شما انجام دهد، برایتان آزاردهنده خواهد بود؟
null
I am a female, and I am afraid of having sex. I am afraid of disappointing my partner by being inexperienced. I think he thinks I'm not a virgin. I am also scared that he will be disappointed with my naked body. I don't want my partner to think differently of me because I am afraid of having sex.
The greatest sex experience will be with someone who you feel connected to outside the bed.  This is something that you should feel comfortable in talking with your partner about.  The relationship needs to be strong before moving to the bed anyways. If the love is there, he will understand your fears and make you feel...
من یک زن هستم و از برقراری رابطه جنسی می‌ترسم. نگرانم که با تجربه‌ام کم، شریکم را ناامید کنم. فکر می‌کنم او تصور می‌کند من باکره نیستم. همچنین می‌ترسم که از بدن برهنه‌ام ناامید شود. نمی‌خواهم به خاطر ترسم از برقراری رابطه جنسی، شریکم درباره‌ام نظر متفاوتی داشته باشد.
بهترین تجربه جنسی با کسی است که احساس می‌کنید خارج از تخت با او ارتباط دارید. این موضوعی است که باید در مورد آن با شریک زندگی‌تان احساس راحتی کنید. به هر حال، قبل از رفتن به رختخواب، رابطه باید قوی باشد. اگر عشق واقعی وجود داشته باشد، او ترس‌های شما را درک می‌کند و می‌تواند احساس راحتی را برایتان فراهم کند و تجربه‌ای ع...
null
I saw my mother cheating on my dad before. I said something to her, and she said it was in the past. Yesterday, I saw her texting dirty things to the same guy. Should I talk to her again? I don't want my parents to go their separate ways, I just want her to stop. it's not fair.
You as the child in the middle of your parents' problems is the worse position to be in.  I can only imagine your hurt, pain and confusion on what to do.  Honestly, this is a hard question to answer without knowing your age, your parents' ability to handle hearing information from you and your maturity to handle what m...
قبلاً مادرم را دیدم که به پدرم خیانت می‌کرد. من چیزی به او گفتم و او پاسخ داد که این موضوع مربوط به گذشته است. دیروز دیدم که برای همان پسر پیام‌های زشت ارسال می‌کند. آیا باید دوباره با او صحبت کنم؟ نمی‌خواهم پدر و مادرم از هم جدا شوند، فقط می‌خواهم او این کار را متوقف کند. این عادلانه نیست.
شما به عنوان کودکی که در میانه مشکلات والدینتان قرار دارید، در بدترین وضعیت ممکن هستید. فقط می‌توانم آسیب، درد و سردرگمی شما را تخیل کنم و اینکه چگونه باید عمل کنید. حقیقتش این است که پاسخ به این سوال بدون دانستن سن شما، توانایی والدینتان در پذیرش اطلاعات از شما و بلوغ شما برای درک عواقب احتمالی در نهایت، دشوار است. یک...
null
I've been with him for a couple months. We will talk everyday and he will get mad over something I will say and not talk to me. We have our great moments, but I just need to focus on my personal situations, and I feel he is slowing me down with that. I still wanna be with him, but not now.
I have learned that the best approach is to say that you need the time to get yourself together, mature, learn, outside of a intimate relationship but just in a friend to friend relationship...don't blame him or point fingers at him.... most likely if you did that it would not go well.  If you make it about you and tha...
من چند ماهی است که با او هستم. هر روز با هم صحبت می‌کنیم و او به خاطر چیزی که می‌گویم عصبانی می‌شود و دیگر با من صحبت نمی‌کند. ما لحظات فوق‌العاده‌ای داریم، اما من فقط باید روی مسائل شخصی‌ام تمرکز کنم و احساس می‌کنم که او مرا به جلو نمی‌برد. هنوز می‌خواهم با او باشم، اما نه اکنون.
من آموخته‌ام که بهترین رویکرد این است که بگویید به زمان نیاز دارید تا خودتان را جمع و جور کنید، بالغ شوید و یاد بگیرید، بدون اینکه در یک رابطه صمیمی باشید و فقط در قالب یک رابطه دوستانه. او را سرزنش نکنید و به او انگشت اشاره نکنید، زیرا احتمالاً اگر این کار را انجام دهید، نتیجه خوبی نخواهد داشت. اگر موضوع را به خودتان ...
null
I just need to know if I'm really crazy or not.
Do an internet research on psychosis symptoms and see if you have several of the symptoms.  If you do, seek a medical evaluation from your primary care physician.  There are great medications and psychotherapy that can help you live your life to the fullest.  There a many people who are diagnosed with psychosis and liv...
فقط باید بدونم آیا واقعاً دیوونه‌ام یا نه.
تحقیقی اینترنتی در مورد علائم روان‌پریشی انجام دهید و ببینید آیا چندین مورد از آن علائم را دارید یا خیر. اگر چنین است، برای ارزیابی پزشکی به پزشک مراقبت‌های اولیه خود مراجعه کنید. داروها و روان‌درمانی‌های موثری وجود دارند که می‌توانند به شما کمک کنند تا زندگی خود را به بهترین نحو سپری کنید. بسیاری از افرادی که به روان‌...
null
My dad passed away when I was a teenager. I never got any help, and five years later, I feel like I can't handle it anymore.
It's never to late to get help with grief.  Get help as soon as possible before you are feeling the same way 5 years from now.  You will always miss your Dad but getting help with coping with his loss will make life easier to live.   
وقتی من نوجوان بودم، پدرم فوت کرد. هیچ وقت کمکی دریافت نکردم و پنج سال بعد، احساس می‌کنم دیگر نمی‌توانم آن را تحمل کنم.
هیچ‌گاه برای کمک گرفتن از غم و اندوه دیر نیست. قبل از اینکه 5 سال بعد همین احساس را تجربه کنید، هرچه سریع‌تر اقدام کنید. شما همیشه دلتنگ پدرتان خواهید بود، اما دریافت کمک برای کنار آمدن با فقدان او زندگی را ساده‌تر می‌کند.
null
I get angry and act out. It scares my wife and child.
Yes you can..  If you cannot control your temper, who can?  You have more power of your emotions, thoughts and feeling than you are giving yourself credit for.  If this is scaring your wife and child, you need to get control of it immediately.  Try going to an anger management class.  It will help to discover what is t...
عصبانی می شوم و واکنش نشان می دهم. این موضوع همسر و فرزندم را می ترساند.
بله، شما می‌توانید... اگر نتوانید خشم خود را کنترل کنید، پس چه کسی می‌تواند؟ شما قدرت بیشتری بر عواطف، افکار و احساسات خود دارید نسبت به آنچه تصور می‌کنید. اگر این موضوع همسر و فرزندتان را می‌ترساند، باید فوراً به کنترل آن بپردازید. سعی کنید به کلاس‌های مدیریت خشم بروید. این به شما کمک خواهد کرد تا ریشه‌ی عصبانیتتان، ع...
null
We're not together, but I’m still doing things for him and we are intimate. He’s not there for his son.
You didn't ask a direct question because I feel from what you wrote you already know the answer.  I hate to sound harsh but I am a therapist that call it how I see it so brace yourself...You will always continue to have problems with letting your child's father go as long as you:Don't love or respect yourself first...D...
ما با هم نیستیم، اما هنوز هم برای او کارهایی می‌کنم و رابطه نزدیکی داریم. او برای پسرش در دسترس نیست.
شما سوال مستقیمی نپرسیدید زیرا از آنچه نوشته‌اید حس می‌کنم که پاسخ را می‌دانید. دوست ندارم خشن به نظر بیایم، اما من یک درمانگر هستم که آنچه می‌بینم را می‌گویم، بنابراین خود را برای این حقیقت آماده کنید... شما همواره با مشکل رها کردن پدر فرزندتان مواجه خواهید بود تا زمانی که: ابتدا خودتان را دوست نداشته و به خودتان احتر...
null
When I'm around people, I sometimes think someone has made a comment to me or asked me to do something. I will be focusing on something else and then randomly think I hear something about me. I never know if it was actually said.
It sounds like you are having difficulty knowing if people are saying things to you, or if you only thought someone was talking to you, and this is anxiety producing. It's understandable that it could be confusing and/or a bit scary to be unsure if people are speaking to you or not. It's hard to say exactly what is goi...
وقتی در کنار مردم هستم، گاهی اوقات فکر می‌کنم که کسی نظری به من داده یا از من خواسته که کاری انجام دهم. در حین تمرکز بر روی چیز دیگری، به طور ناگهانی احساس می‌کنم که چیزی درباره‌ام می‌شنوم. هرگز نمی‌دانم آیا واقعاً چیزی گفته شده است یا نه.
به نظر می‌رسد که شما در تشخیص اینکه آیا دیگران به شما چیزی می‌گویند یا فقط تصور می‌کنید که کسی با شما صحبت می‌کند، مشکل دارید و این برایتان اضطراب‌آور است. طبیعی است که ندانستن اینکه آیا مردم با شما صحبت می‌کنند یا نه، می‌تواند گیج‌کننده و حتی ترسناک باشد. از روی این توضیحات، مشخص کردن دقیق آنچه در حال وقوع است دشوار ا...
null
My husband told me last year he never loved me and should have never married me. He's been talking about divorce, but he hasn't filed. Now he has a girlfriend and he abandoned me and his kids. He has no financial help, and he has been out of the home for four months. He became very angry and mean. He says it's all my f...
It's hard to say that it is a midlife crisis stage..  could be... but so much more seems to be going on or have been going on to say with confidence that it is not much more. 
شوهرم سال گذشته به من گفت که هرگز مرا دوست نداشته و نباید با من ازدواج می‌کرد. او درباره‌ی طلاق صحبت می‌کند، اما ثبت‌نام نکرده است. حالا او یک دوست‌دختر دارد و من و بچه‌هایم را رها کرده است. او هیچ کمک مالی نمی‌کند و چهار ماه است از خانه رفته است. او بسیار عصبانی و خشمگین شده است. او می‌گوید همه چیز تقصیر من است و ما ب...
سخت است که بگوییم این یک مرحله بحران میانسالی است... ممکن است باشد... اما به نظر می‌رسد که مسائل بسیار بیشتری در حال وقوع است یا اتفاق افتاده است که نتوان با اطمینان گفت که فقط همین است.
null
I work two jobs and go to school for criminal justice. Over the summer, my father had a stroke. It was very devastating. My father isn't the same, and my family fights every day. I have been kicked out the house many times. I break down a lot.
You undoubtedly are carrying a huge weight on your shoulders. Stressors come in many forms and you are engulfed in a few of the major ones as it relates to dealing with the declining health of your father, family conflict, as well as trying to balance a work and school schedule. Stress, if left unchecked has many negat...
من دو شغل دارم و در رشته عدالت کیفری در دانشگاه تحصیل می‌کنم. در تابستان، پدرم دچار سکته مغزی شد. این موضوع بسیار مخرب بود. پدرم دیگر مثل سابق نیست و خانواده‌ام هر روز با هم دعوا می‌کنند. بارها از خانه بیرون رانده شده‌ام. خیلی آسیب‌پذیر شده‌ام.
شما بدون شک بار سنگینی را بر دوش دارید. عوامل استرس‌زا به اشکال مختلفی ظاهر می‌شوند و شما درگیر چند مورد از اصلی‌ترین آن‌ها هستید، از جمله مواجهه با سلامتی رو به زوال پدرتان، اختلافات خانوادگی و تلاش برای ایجاد تعادل میان کار و مدرسه. استرس اگر کنترل نشود، پیامدهای منفی زیادی بر سلامتی دارد. اولین توصیه من این است که ب...
null
I am a female, and I am afraid of having sex. I am afraid of disappointing my partner by being inexperienced. I think he thinks I'm not a virgin. I am also scared that he will be disappointed with my naked body. I don't want my partner to think differently of me because I am afraid of having sex.
As hard as it may be to do this, since all the media and marketing of how an ideal person looks and performs sexually, surrounds us, keep in mind that the images presented in order to sell movies and almost any product, is meant to trigger fantasies.No one is a fantasy, we are all real and unique.  We can be influenced...
من یک زن هستم و از رابطه جنسی می ترسم. نگرانم که به خاطر بی تجربه بودنم، شریکم را ناامید کنم. به نظرم او فکر می‌کند من باکره نیستم. همچنین از این می‌ترسم که بدنم او را ناامید کند. نمی‌خواهم شریکم به خاطر ترس من از رابطه جنسی، نظرش درباره من تغییر کند.
هر چقدر هم که انجام این کار سخت باشد، به ویژه با توجه به اینکه تمامی رسانه‌ها و تبلیغات درباره‌ی ظاهر و عملکرد جنسی یک فرد ایده‌آل، ما را احاطه کرده‌اند، به خاطر داشته باشید که تصاویری که برای فروش فیلم‌ها و تقریبا هر محصولی ارائه می‌شوند، با هدف تحریک فانتزی‌ها طراحی شده‌اند. هیچ کس یک فانتزی نیست؛ همه ما واقعی و منحص...
null
I get so much anxiety, and I don’t know why. I feel like I can’t do anything by myself because I’m scared of the outcomes.
Anxiety is simply your system communicating to you that you are in danger. The issue that I see in most of my clients is that they try to reason with this anxiety. You do not reason with sensory states in the body. If your system tells your in danger (your stomache feels like it is knots, your heart is beating out of y...
من اضطراب زیادی دارم و نمی‌دانم چرا. احساس می‌کنم نمی‌توانم به تنهایی هیچ کاری انجام دهم چون از عواقب آن می‌ترسم.
اضطراب به سادگی به این معناست که سیستم شما به شما اعلام می‌کند که در خطر هستید. مشکلی که در اکثر مراجعانم مشاهده می‌کنم این است که آنها سعی می‌کنند با این اضطراب استدلال کنند. شما نمی‌توانید با حالات حسی بدن استدلال کنید. اگر سیستم شما به شما می‌گوید که در خطر هستید (معده‌تان در حال گره‌ خوردن است، قلب‌تان از سینه‌تان ...
null
I don't know what to say. I have never really known who I am.
Three years ago I attended a week long meditation retreat. By the fifth day I noticed I was light headed and felt very strange. I began to realize within my own being an experience of no separation. I would see others at the retreat and smile. I loved them all. I could feel the connection with this awareness I had read...
نمی‌دانم چه بگویم. هرگز واقعاً ندانسته‌ام که کی هستم.
سه سال پیش در یک دوره یک هفته‌ای مراقبه شرکت کردم. در روز پنجم متوجه شدم که سرم سبک است و احساس عجیبی دارم. شروع به درک تجربه‌ای از عدم جدایی در وجود خودم کردم. دیگران را در آن دوره می‌دیدم و به آنها لبخند می‌زدم. من همه آنها را دوست داشتم. توانستم ارتباط با این آگاهی را که در مورد آن خوانده بودم اما تا آن لحظه واقعاً ...
null
I am married, but I had sex with my friend. I feel guilty, but I feel not guilty too. Do I need to feel guilty? It's my body, and I have full rights to do what I like.
I don't think there's anything that you're supposed to feel. Some people feel tremendously guilty when they cheat, and others not at all. It could be that your partner doesn't know about the cheating and you haven't had to face his/her emotions and reactions. When something we do is hidden...a secret...it's easier to a...
من متاهل هستم، اما با دوستم رابطه sexual داشتم. احساس گناه می‌کنم، اما از سوی دیگر احساس گناه نمی‌کنم. آیا باید احساس گناه کنم؟ این بدن من است و من حق کامل دارم هر کاری که می‌خواهم انجام دهم.
من فکر نمی‌کنم چیزی وجود داشته باشد که باید احساس کنید. برخی از افراد هنگام خیانت به شدت احساس گناه می‌کنند و برخی دیگر اصلاً احساس گناه نمی‌کنند. ممکن است شریک زندگی‌تان از خیانت خبر نداشته باشد و شما مجبور نباشید با احساسات و واکنش‌های او مواجه شوید. وقتی کارهایی که انجام می‌دهیم پنهان است... یک راز... اجتناب از احسا...
null
I've been with him for a couple months. We will talk everyday and he will get mad over something I will say and not talk to me. We have our great moments, but I just need to focus on my personal situations, and I feel he is slowing me down with that. I still wanna be with him, but not now.
It sounds like you're pulling away instead of being honest. If you really want to be with him, why not now? If you don't have time for a relationship, why are you dating at all?I don't understand the whole "phasing out" thing that people do these days (or "ghosting", where you just stop talking and disappear!). I get t...
من چند ماهی است که با او هستم. ما هر روز صحبت می‌کنیم، اما او به خاطر چیزی که می‌گویم عصبانی می‌شود و با من صحبت نمی‌کند. لحظات فوق‌العاده‌ای داریم، اما من نیاز دارم روی مشکلات شخصی‌ام تمرکز کنم و حس می‌کنم او در این زمینه مرا به جلو نمی‌برد. هنوز هم می‌خواهم با او باشم، اما نه در حال حاضر.
به نظر می‌رسد به جای اینکه صادق باشید، کناره‌گیری می‌کنید. اگر واقعاً می‌خواهید با او باشید، چرا اکنون نه؟ اگر برای یک رابطه وقت ندارید، چرا اصلاً در حال قرار گذاشتن هستید؟ من معنای "خروج تدریجی" که این روزها برخی مردم به آن عمل می‌کنند (یا "شبح‌سازی"، یعنی اینکه تنها صحبت نکنید و ناپدید شوید) را درک نمی‌کنم! حس می‌کنم...
null
I am a female, and I am afraid of having sex. I am afraid of disappointing my partner by being inexperienced. I think he thinks I'm not a virgin. I am also scared that he will be disappointed with my naked body. I don't want my partner to think differently of me because I am afraid of having sex.
These fears are completely normal. Almost everyone has the same fears you do, to some degree, especially if they lack experience. Men also feel far more of these fears than you realize. That can help...to remember that we're all a little scared and looking for safety and approval.You mention a partner, but I'm not sure...
من یک زن هستم و از داشتن رابطه جنسی می ترسم. نگرانم که با بی تجربه بودنم، شریکم را ناامید کنم. فکر می کنم او فکر می کند که من باکره نیستم. همچنین از اینکه او از بدن برهنه ام ناامید شود، وحشت دارم. نمی خواهم شریکم به خاطر ترسم از رابطه جنسی، به گونه ای متفاوت به من نگاه کند.
این ترس‌ها کاملاً طبیعی هستند. تقریباً همه تا حدودی همان ترس‌هایی را دارند که شما دارید، به‌ویژه اگر فاقد تجربه باشند. مردان نیز بیشتر از آنچه تصور می‌کنید، این ترس‌ها را احساس می‌کنند. به یاد داشته باشید که همه ما کمی ترسیده‌ایم و به دنبال امنیت و تأیید هستیم. داشتن شریکی که بتوانید با او در مورد ترس‌هایتان اعتماد کنی...
null
I get angry and act out. It scares my wife and child.
Anger is a normal emotion, no different than joy, elation, or sadness. It's not anger that gets us in trouble it's the overtness of the emotion or how we allow it to manifest that gets us in trouble. Being able to control your temper depends on several variables: how you saw anger acted out as a child in terms of your ...
عصبانی می‌شوم و واکنش نشان می‌دهم. این موضوع همسر و فرزندم را می‌ترساند.
خشم یک احساس طبیعی است که هیچ تفاوتی با شادی، خوشحالی یا غم ندارد. این خشم نیست که ما را به دردسر می‌اندازد، بلکه شدت آن یا نحوه‌ی ابراز آن است که ما را به مشکل می‌اندازد. توانایی کنترل خشم بستگی به چندین عامل دارد: اینکه چگونه خشم را در دوران کودکی از طرف مراقبان اصلی خود مشاهده کردید و چه چیزهایی را به‌عنوان رفتار طب...
null
He isn't violent, but he has anger issues and deep insecurities. He's working on them and has improved. We started counseling, and he participated in one or two individual sessions, but we broke up again shortly thereafter. Now his constant questions and accusations are getting really draining.
Hello and thank you for your question. I worked for a number of years with people who have been both abused in their relationships and those who have been abusive. Being involved in a relationship with a partner who does the behaviors you describe can be incredibly difficult, and many would argue is even harder than ov...
او خشن نیست، اما با مسائل خشم و ناامنی عمیق دست و پنجه نرم می‌کند. او در حال تلاش برای بهبود است و پیشرفت‌هایی داشته است. ما مشاوره را آغاز کردیم و او در یکی دو جلسه فردی شرکت کرد، اما خیلی زود دوباره از هم جدا شدیم. حالا سؤالات و اتهامات مکرر او واقعاً خسته‌کننده شده است.
با سلام و تشکر از سوال شما. من چندین سال با افرادی کار کرده‌ام که هم در روابطشان مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند و هم کسانی که آزاردهنده بوده‌اند. درگیر شدن در رابطه با شریکی که رفتارهایی را که شما توصیف می‌کنید، انجام می‌دهد، می‌تواند فوق‌العاده دشوار باشد و بسیاری بر این عقیده‌اند که حتی سخت‌تر از غلبه بر خشونت فیزیک...
null
I think I have depression, anxiety, bipolar disorder, and I have anger issues. I told my mom over and over again. She told me she would get me a therapist, but she never did. I just found out that my mom can't afford a therapist for me.
It can be difficult to get counseling if you don't feel supported by family members.  There might be a few options.  If you are in school, I'd recommend talking to a school counselor or school nurse.  They often will be able to help you access free or affordable counseling resources in your community.  In addition, dep...
فکر می‌کنم که افسردگی، اضطراب، اختلال دوقطبی و مشکلات عصبانیتی دارم. بارها به مادرم گفته‌ام. او به من گفت که برایم یک درمانگر خواهد گرفت، اما هرگز این کار را نکرد. تازه متوجه شدم که مادرم نمی‌تواند هزینه‌ی درمانگر را برای من تأمین کند.
اگر از طرف اعضای خانواده احساس حمایت نکنید، دریافت مشاوره ممکن است دشوار باشد. با این حال، چند گزینه وجود دارد. اگر در مدرسه هستید، توصیه می‌کنم با یک مشاور مدرسه یا پرستار مدرسه صحبت کنید. آن‌ها معمولاً می‌توانند به شما کمک کنند تا به منابع مشاوره رایگان یا کم‌هزینه در جامعه‌تان دسترسی پیدا کنید. همچنین، بسته به محل ز...
null
I have a relative who is in his twenties. He was in a drug rehabilitation program and got kicked out for using drugs again. No one informed family that he was using drugs again. He subsequently overdosed and was found dead. Is their accountability of counselors, therapists or the halfway house for not reporting that ...
I'm so sorry to hear of your loss.  This sounds like a really difficult situation for the whole family.  Since the answer to this question will depend a lot on the applicable state laws, I would suggest talking with a local attorney.  That being said, I see two competing issues here.  On the one side is the duty of con...
من یک فامیل دارم که در اوایل بیست سالگی است. او در یک برنامه بازپروری مواد مخدر بود و به خاطر مصرف مجدد مواد از آنجا اخراج شد. هیچ کس خانواده را از عود مجدد او مطلع نکرد. او بعدها دچار اوردوز شد و مرده پیدا گردید. آیا مشاوران، درمانگران یا مرکز بازتوانی مسئولیتی در قبال عدم گزارش عود او دارند؟ آیا می‌توان به خاطر عدم...
از شنیدن خبر از دست دادن شما بسیار متاسفم. این حقیقتاً وضعیتی دشوار برای کل خانواده به نظر می‌رسد. با توجه به اینکه پاسخ به این سوال بستگی زیادی به قوانین ایالتی دارد، پیشنهاد می‌کنم با یک وکیل محلی مشورت کنید. در اینجا دو موضوع رقابتی وجود دارد. از یک طرف، وظیفه رازداری که مشاوران نسبت به بستگان شما دارند. از طرف دیگر...
null
My friend is abusing her prescription medicine. Even though she told me she didn't have any more pills, I found she has prescriptions for anxiety medications.
Hello! Thank you for your question. I have a worked with many people who have become addicted to benzodiazepines, like Clonazepam. It is a difficult road for people who are trying to become clean. It is also a very difficult road for those who love the person and are trying to be supportive. During those times, it is i...
دوست من از داروهای تجویزی خود به طور نادرست استفاده می‌کند. با اینکه او به من گفت که دیگر هیچ قرصی ندارد، متوجه شدم که او نسخه‌هایی برای داروهای ضد اضطراب دارد.
سلام! ممنون از سوال شما. من با بسیاری از افرادی که به بنزودیازپین‌ها، مانند کلونازپام، معتاد شده‌اند، کار کرده‌ام. برای افرادی که در تلاشند تا پاک شوند، این مسیری دشوار است. همچنین، برای کسانی که به آن شخص علاقه دارند و در تلاش برای حمایت از او هستند، این مسیر بسیار سخت است. در این دوران، مهم است که به یاد داشته باشید ...
null
I'm concerned about my boyfriend. I suffer from anxiety, but I always have this feeling he wants to hurt me because he told me he was interested in BDSM intercourse. We haven't tried it, but I've had this feeling he always wants to.
Hello! Thank you for your question. There are few things that people find more personal than their sexual relationships. When we feel connected to our partner, sex can be best thing since sliced bread. However, if we feel disconnected in some way, sex can feel degrading and even painful. I don’t know the specifics ab...
من نگران دوست پسرم هستم. من از اضطراب رنج می‌برم، اما همیشه این احساس را دارم که او می‌خواهد به من آسیب برساند، زیرا به من گفته که به روابط BDSM علاقه‌مند است. ما هنوز آن را امتحان نکرده‌ایم، اما احساس می‌کنم او همیشه تمایل دارد این کار را انجام دهد.
سلام! ممنون از سوال شما. چیزهای کمی وجود دارد که افراد آن را شخصی‌تر از روابط جنسی خود می‌دانند. وقتی با شریک زندگی‌مان احساس ارتباط می‌کنیم، رابطه جنسی می‌تواند بهترین چیز از زمان اختراع نان توپی باشد. اما اگر به نوعی احساس قطع ارتباط کنیم، رابطه جنسی ممکن است تحقیرآمیز و حتی دردناک شود. من از جزئیات رابطه شما یا ای...
null
He isn't violent, but he has anger issues and deep insecurities. He's working on them and has improved. We started counseling, and he participated in one or two individual sessions, but we broke up again shortly thereafter. Now his constant questions and accusations are getting really draining.
Sometimes relationships just do not work.  Don't feel that the first, second, or even third relationship is the relationship you are suppose to be in for life.   The one that is meant for you will require work but should be be draining and a constant roller coaster of breaking up.  It is good you all went to counseling...
او خشن نیست، اما با مسائل خشم و ناامنی عمیقی دست و پنجه نرم می‌کند. او در حال کار بر روی این مسائل است و پیشرفت‌هایی داشته است. ما مشاوره را شروع کردیم و او در یکی دو جلسه فردی شرکت کرد، اما پس از مدت کوتاهی دوباره از هم جدا شدیم. حالا سؤالات و اتهامات مداوم او واقعاً خسته‌کننده شده است.
گاهى اوقات روابط به درستى پیش نمى‌روند. احساس نکنید که رابطه اول، دوم یا حتى سوم، رابطه‌اى است که قرار است تا آخر عمر در آن باشید. رابطه‌ای که برای شما در نظر گرفته شده است نیاز به تلاش دارد، اما نباید شما را خسته کند یا به یک ترن هوایی دائمی از جدایی‌ها تبدیل شود. خوب است که شما همه به مشاوره رفتید، اما یک یا دو جلسه ...
null
I have had a crush on this guy for years. I last talked to him a few years ago when we graduated from high school. We left off on a good note. Should I message him and see how he is doing, or is it too late?
It's never to late to let a person know how you feel.  You never know where it will take you.  You don't want to hold this regret of not letting your feelings known and wondering "what if" for the rest of your life.   That can be torturous.   Now prepare for whatever..if his feelings are the same or if they are not.  I...
من سال‌هاست که به این پسر علاقه‌مند هستم. آخرین بار چند سال پیش که از دبیرستان فارغ‌التحصیل شدیم با او صحبت کردم. ما با یک یادداشت خوب از هم جدا شدیم. آیا باید به او پیام بدهم و ببینم حالش چگونه است، یا اینکه خیلی دیر شده؟
هیچ‌وقت دیر نیست که به کسی بگویید چه احساسی دارید. هرگز نمی‌دانید این اقدام شما را به کجا خواهد برد. نمی‌خواهید تا آخر عمر با پشیمانی این فکر را بکنید که "اگر..." و احساساتتان را ابراز نکرده‌اید. این می‌تواند عذاب‌آور باشد. حالا خودتان را برای هر اتفاقی آماده کنید؛ خواه او هم احساسات مشابهی داشته باشد یا نه. اگر احساسا...
null
I would like to be able to have more positive relationships in the present.
Take one day at a time!!!  Each day do things that make you happy, moves to a positive place, focusing on the future, give you a sense of fulfillment and accomplishment.  Journal at the end of the day of how well you did that day in focusing on these things.  Each day should be a step better than the previous day.  You...
دوست دارم بتوانم در حال حاضر روابط مثبت‌تری داشته باشم.
یک روز در یک زمان!!! هر روز کارهایی انجام دهید که شما را خوشحال می‌کند، به سمت مکان‌های مثبت سوق می‌دهد، بر آینده تمرکز می‌کند و به شما احساس رضایت و موفقیت می‌دهد. در پایان روز یادداشت کنید که چقدر در آن روز به این موارد توجه کرده‌اید. هر روز باید یک قدم بهتر از روز قبل باشد. روزهایی هم خواهید داشت که به خوبی عمل نکرد...
null
I love him, but he doesn’t show me love. He talks badly about me to his friends.
So many questions comes to mind when I read your words...Do you love yourself?  What do you LOVE about him?  What are you getting from this relationship that is good for you?  What are you lacking in yourself that you allow yourself to be treated this way?....I can go on..If you can answer these questions, maybe you wi...
من او را دوست دارم، اما او به من عشق نمی ورزد. او نزد دوستانش درباره من بد صحبت می کند.
وقتی حرف‌هایت را می‌خوانم، سوالات زیادی به ذهنم می‌رسد... آیا خودت را دوست داری؟ چه چیزی را درباره او دوست داری؟ از این رابطه چه چیزی برای تو خوب است؟ چه چیزی در خودت کم داری که اجازه می‌دهی با تو این‌گونه رفتار شود؟.... می‌توانم ادامه دهم... اگر می‌توانی به این سوالات پاسخ دهی، شاید پاسخ سوال خودت درباره اینکه چرا با ...
null
We don't have sex a lot. I cheat when we argue. I don't kiss or have unprotected sex with them. It's a one time thing, and I never see them twice.
Hello, and thank you for your question. The question about whether or not to cheat is based on personal values that can only be answered by you. However, here are a few things to consider and questions to ask yourself to help you find your answer: 1.     Do you feel like you are violating your own values or morals? Th...
ما زیاد رابطه جنسی نداریم. وقتی دعوا می‌کنیم، خیانت می‌کنم. من آنها را نمی‌بوسم و رابطه جنسی بدون محافظت با آنها ندارم. این فقط یک بار اتفاق می‌افتد و هرگز آنها را دوباره نمی‌بینم.
با سلام و تشکر از سوال شما. سوال درباره اینکه آیا تقلب کنید یا نه، بر اساس ارزش‌های شخصی است که فقط شما می‌توانید به آن پاسخ دهید. با این حال، در اینجا چند نکته و سؤالی وجود دارد که می‌توانند در پیدا کردن پاسخ به شما کمک کنند: 1. آیا احساس می‌کنید که در حال نقض ارزش‌ها یا اخلاقیات خود هستید؟ این موضوع مهم است، زیرا هم...
null
I love him, but he doesn’t show me love. He talks badly about me to his friends.
Hello, and thank you for your question. Loving someone who doesn’t respect or treat you well can be enormously difficult and painful. Many people who find themselves in an emotionally hurtful relationship say that it was wonderful when it first started, but that over time their partner’s behaviors changed and they be...
من او را دوست دارم، اما او به من محبت نشان نمی‌دهد. او در مورد من با دوستانش بد صحبت می‌کند.
با سلام و تشکر از سوال شما. دوست داشتن کسی که به شما احترام نمی‌گذارد یا به خوبی با شما رفتار نمی‌کند، می‌تواند بسیار سخت و دردناک باشد. بسیاری از افرادی که در یک رابطه عاطفی آسیب‌رسان گرفتار می‌شوند می‌گویند که رابطه‌شان در ابتدا فوق‌العاده بود، اما با گذشت زمان رفتارهای شریک زندگی آنها تغییر کرد و به آزار عاطفی یا جس...
null
My friend is abusing her prescription medicine. Even though she told me she didn't have any more pills, I found she has prescriptions for anxiety medications.
First of all, where did you find the pills? Did you have to go into her private space or things to find them? If so, you might want to do some research on codependency. I recommend the book "The Everything Guide to Codependency." You can find it here: https://www.amazon.ca/The-Everything-Guide-Codependency-codependent/...
دوست من از داروهای تجویزی خود به طور نادرست استفاده می کند. با اینکه او به من گفت که دیگر قرصی ندارد، متوجه شدم که او نسخه‌هایی برای داروهای ضد اضطراب دارد.
اولاً، قرص‌ها را از کجا پیدا کردی؟ آیا برای پیدا کردن آنها مجبور بودی به فضای خصوصی یا وسایل او بروی؟ اگر این‌طور است، ممکن است بخواهی درباره وابستگی تحقیق کنی. کتاب "راهنمای کامل وابستگی" را پیشنهاد می‌کنم. می‌توانی آن را اینجا پیدا کنی: https://www.amazon.ca/The-Everything-Guide-Codependency-codependent/dp/1440573905...
null
Something happened this summer that I cannot forgive myself for. When I think about what happened, I feel ashamed and guilty even though my loved ones forgave me.
Forgiveness takes time. You know what you did, and by the sounds of it you are not impressed with yourself. In my mind, this is a sign that you are a good person. You recognize that you did something that crossed your own moral code. You could have just done this thing and not felt anything - but you do feel. And that ...
تابستان امسال اتفاقی افتاد که نتوانسته‌ام خودم را به خاطر آن ببخشم. وقتی به آنچه که رخ داده فکر می‌کنم، با وجود اینکه عزیزانم مرا بخشیده‌اند، همچنان احساس شرمندگی و گناه می‌کنم.
بخشیدن زمان می‌برد. شما می‌دانید چه کرده‌اید و به‌نظر می‌رسد از خودتان راضی نیستید. در نظر من، این نشانه‌ای از خوبی شماست. شما متوجه می‌شوید که کاری کرده‌اید که با قواعد اخلاقی خودتان در تضاد است. شما می‌توانستید این کار را انجام بدهید و بی‌احساس باشید، اما احساس دارید. و این اشکالی ندارد. قرار نیست وقتی کار اشتباهی ان...
null
My friend is abusing her prescription medicine. Even though she told me she didn't have any more pills, I found she has prescriptions for anxiety medications.
Your good intentions to help your friend stay clean, are very caring about her.Unless your friend feels like stopping pills,  taking them away will mean she finds them some place else.The problem that anyone who is addicted to pills has, is that the person is psychologically and at least with xanax, physically addicted...
دوست من از داروهای تجویزی خود سوء استفاده می‌کند. با اینکه به من گفت که دیگر قرصی ندارد، متوجه شدم که او نسخه‌هایی برای داروهای ضد اضطراب دارد.
نیت خوب شما برای کمک به دوستتان در پاک ماندن، نشان‌دهنده اهمیت شما به اوست. اگر دوستتان تمایل به قطع مصرف قرص‌ها نداشته باشد، احتمالاً آنها را از جای دیگری پیدا خواهد کرد. مشکلی که هر کسی که به قرص‌ها معتاد است با آن مواجه است، این است که او به‌طور روانی و حداقل در مورد زاناکس به‌طور فیزیکی به آن‌ها وابسته است. مصرف قر...
null
I constantly feel like everyone is up against me and trying their best to shut me down. It's ruining my mood and even my whole self. I have trouble sleeping, and I keep having sleep paralysis while dreaming of others mocking and judging me.
The problem you describe sounds very wearing on your spirit.Are there particular reasons for why you feel everyone hates you?Have you been in a clash of ideas or opinions and feel yourself in the minority viewpoint?Or does your sense of being shut out start within your own mind, as though you anticipate that others wil...
من همواره احساس می‌کنم که همه با من در تضاد هستند و تمام تلاششان را می‌کنند تا مرا از پا درآورند. این موضوع حال و هوای من و حتی کل وجودم را خراب می‌کند. من دچار مشکلات خواب هستم و همچنان فلج خواب می‌زنم در حالی که خواب می‌بینم دیگران مرا مسخره و قضاوت می‌کنند.
مشکلی که توصیف می‌کنید به نظر می‌رسد روحیه شما را به شدت تحت فشار قرار می‌دهد. آیا دلایل خاصی وجود دارد که چرا احساس می‌کنید همه از شما متنفرند؟ آیا در تضاد با عقاید یا نظرات دیگران قرار گرفته‌اید و خود را در دیدگاه اقلیت حس می‌کنید؟ یا اینکه احساس طرد شدگی شما از درون ذهن‌تان نشأت می‌گیرد، به گونه‌ای که گویی پیش‌بینی ...
null
My parents seem okay with other sexualities, but normally they only talk about being gay. When they do talk about bisexuality, they say things like “they'll do anything” or things that make me very uncomfortable because I am bisexual. I don't know if I am ready to come out to them.
Hello, and thank you for your question. Being bisexual can be particularly difficult because it is often misunderstood, even by people who are “supposed” to be part of your own community, such as lesbians and gays. It happens so often that there is actually a term for it –  bi-erasure. This is simply something that ha...
به نظر می‌رسد که والدینم با سایر جنسیّت‌ها مشکلی ندارند، اما معمولاً فقط در مورد همجنس‌گرا بودن صحبت می‌کنند. وقتی در مورد دوجنس‌گرایی صحبت می‌کنند، فرضیات اشتباهی مثل "آنها هر کاری می‌کنند" یا جملاتی می‌زنند که مرا بسیار ناراحت می‌کند، چون من دوجنس‌گرا هستم. نمی‌دانم که آیا آماده‌ام به آنها بگویم که دوجنس‌گرا هستم یا ...
با سلام و تشکر از سوال شما. دوجنسه بودن می‌تواند به‌ویژه دشوار باشد زیرا اغلب به‌درستی درک نمی‌شود، حتی توسط افرادی که «فرض می‌شود» بخشی از جامعه شما هستند، مانند لزبین‌ها و همجنس‌گرایان. این مسئله به قدری شایع است که اصطلاح خاصی برای آن وجود دارد—دوپاک‌کردن. این زمانی بوجود می‌آید که افراد وجود دوجنسه‌گی را انکار می‌ک...
null
I feel like every time I do something someone asks me to, I never fully meet what they want. I feel that when I finish it, they always think that they should have picked someone else to do it. I feel like they just want nothing to do with me.
It sounds like you have the perception that people are frequently disappointed in you, wish you were different or someone else, and ultimately reject you. One question I would have for you is what is your evidence that people feel this way? Is there anything in people's words or behaviors that gives you this impression...
احساس می‌کنم هر بار که کاری را که از من خواسته می‌شود انجام می‌دهم، هرگز نتوانسته‌ام به طور کامل خواسته‌های آن شخص را برآورده کنم. هنگامی که کار را به پایان می‌رسانم، به نظر می‌رسد همیشه فکر می‌کنند باید شخص دیگری را برای این کار انتخاب می‌کردند. احساس می‌کنم که آنها فقط نمی‌خواهند هیچ ارتباطی با من داشته باشند.
به نظر می‌رسد شما این تصور را دارید که مردم اغلب از شما ناامید می‌شوند، کاش شما متفاوت بودید یا شخص دیگری بودید، و در نهایت شما را طرد می‌کنند. سوالی که از شما دارم این است که چه شواهدی دارید که نشان دهد مردم واقعاً چنین احساسی دارند؟ آیا چیزی در گفتار یا رفتار دیگران وجود دارد که این تصور را در شما ایجاد کند؟ اگر مطمئ...
null
I'm a teenage girl, and my dad is an alcoholic. I hate being at home with him because he just stresses me out. He can be picking me up from basketball practice or piano lessons, and half of the time, I don't even know if he's sober or not. I refuse to get into the vehicle with him and walk home sometimes. I've either b...
Hello, and thank you for your question. You are clearly a resourceful young person to reach out like this to find help. Good for you. I have a few ideas and perhaps some other counselors will add some thoughts, too. First, good for you for taking care of yourself and making really good decisions – such as not getting...
من یک دختر نوجوان هستم و پدرم الکلی است. از بودن در خانه با او متنفرم چون فقط به من استرس می‌دهد. او ممکن است مرا از تمرین بسکتبال یا درس پیانو بیاورد و در نیمی از مواقع حتی نمی‌دانم که آیا هوشیار است یا نه. من از سوار شدن به وسیله نقلیه با او خودداری می‌کنم و گاهی اوقات به سمت خانه پیاده می‌روم. یا به سختی می‌خوابم یا...
با سلام و تشکر از سوال شما. شما به وضوح یک جوان با ابداع هستید که اینگونه برای یافتن کمک اقدام می‌کنید. خیلی خوب است. من چند ایده دارم و ممکن است برخی دیگر از مشاوران نیز نظرهایی اضافه کنند. اولاً، خوب است که از خودتان مراقبت می‌کنید و تصمیمات درست و عاقلانه‌ای اتخاذ می‌کنید – مثل اینکه سوار ماشین پدرتان نشوید زمانی ک...
null
Something happened this summer that I cannot forgive myself for. When I think about what happened, I feel ashamed and guilty even though my loved ones forgave me.
Hello, and thank you for your question. Guilt is one of those things that nearly everyone has experienced at one time or another, and it can feel like a huge weight around your neck. Unfortunately, it is unlikely that we can give you some words of wisdom that will make it all go away. However, I will give you some idea...
تابستان امسال اتفاقی افتاد که نمی‌توانم خودم را بخاطر آن ببخشم. هر بار که به آنچه رخ داده فکر می‌کنم، با وجود اینکه عزیزانم مرا بخشیده‌اند، احساس شرمندگی و گناه می‌کنم.
با سلام و تشکر از سوال شما. احساس گناه یکی از آن چیزهایی است که تقریباً همه در یک زمان تجربه کرده‌اند و می‌تواند مانند وزنه‌ای سنگین بر گردن ما باشد. متأسفانه، بعید است که بتوانیم کلمات عاقلانه‌ای به شما بگوییم که همه چیز را حل کند. با این حال، من به شما چند ایده می‌دهم و امیدوارم که این به شما کمک کند. یکی از چیزهایی ...