Unnamed: 0
float64
Patient
stringlengths
1
2.7k
Therapist
stringlengths
1
32.7k
Translated Patient
stringlengths
1
2.63k
Translated Therapist
stringlengths
3
7.25k
null
People who are parental figures in my life have, in the past, hurt me, and some continue to do so. It makes me feel like I'm not good enough for my husband or the life he provides me. I have had jobs, but I am going through a lot of my past garbage and trying to figure out when it all went wrong. Any time I bring these...
It sounds like you have been thinking about how past hurts have influenced you, and when you try to talk about these hurts with people in your life, you are feeling invalidated. It also sounds like current conflicts are continuing to leave you feeling hurt and devalued. In working with a therapist, you may be able to g...
افرادی که در زندگی‌ام به عنوان شخصیت‌های والدینی حضور دارند، در گذشته به من آسیب زده‌اند و برخی از آنها همچنان ادامه می‌دهند. این موضوع باعث می‌شود احساس کنم برای شوهرم یا زندگی که او برایم فراهم کرده، به اندازه کافی خوب نیستم. من شغل‌های مختلفی داشته‌ام، اما اکنون در حال پردازش بسیاری از گذشته‌ام هستم و سعی می‌کنم بفه...
به نظر می‌رسد شما درباره اینکه دردهای گذشته چگونه بر شما تأثیر گذاشته‌اند، فکر کرده‌اید و وقتی سعی می‌کنید درباره این آسیب‌ها با افراد زندگی‌تان صحبت کنید، احساس بی‌اعتباری می‌کنید. همچنین به نظر می‌رسد درگیری‌های کنونی همچنان باعث می‌شوند که شما احساس آسیب‌دیدگی و کم‌ارزشی کنید. در کار با یک درمانگر، ممکن است بتوانید ...
null
That phrase makes me crazy. It happens anytime I point out something to my husband that he needs to change, such as looking up from his iPad long enough for me to tell him the grandbaby almost pulled the shelf unit over or explaining to him that I got all the things he needs to bake a pie. Another example is when he op...
It's hard to say what is okay and what is not okay, as it depends on what you and your husband feel is appropriate in your relationship. If you are feeling like you need to walk on eggshells or that you can't speak your mind and say how you feel, then that sounds like a problem. I would recommend having an open discuss...
این عبارت مرا دیوانه می‌کند. هر وقت به شوهرم اشاره می‌کنم که باید چیزی را تغییر دهد، این اتفاق می‌افتد، مثل اینکه آنقدر از آی‌پد خود سرش را بلند کند که به او بگویم نوه‌ام تقریباً قفسه را toppled کرده است یا به او توضیح می‌دهم که همه مواد لازم برای پختن پای را تهیه کرده‌ام. مثال دیگر این است که وقتی در جلو را باز می‌کند...
سخت است که بگوییم چه چیزی مناسب است و چه چیزی مناسب نیست، زیرا این موضوع به احساسات شما و همسرتان در رابطه‌تان بستگی دارد. اگر احساس می‌کنید که باید روی پوسته تخم‌مرغ راه بروید یا نمی‌توانید آزادانه نظر خود را بیان کنید و احساساتتان را بگویید، این یک مشکل به نظر می‌رسد. توصیه می‌کنم که گفتگوئی صادقانه درباره ارتباط بین...
null
My fiancée suffers from severe anxiety and depression. She has had it most of her life. Her anxiety in public places is the worst. It gets to points where she can't breathe or move. Sometimes, she won't even go to the restroom, so she will hold in her pee until her stomach hurts or she pees herself. She curls up in cor...
It sounds like you have been a positive support for your fiancee. There is no doubt that this situation is a great challenge for the both of you. While it may feel like you are responsible for her health and happiness, it is important that you understand that you, on your own, won't be able to resolve her mental health...
نامزد من از اضطراب و افسردگی شدید رنج می‌برد و این مشکلات بخشی از زندگی اوست. اضطراب او در مکان‌های عمومی شدیدتر است و به جایی می‌رسد که نمی‌تواند نفس بکشد یا حرکت کند. گاهی اوقات او حتی از رفتن به دستشویی خودداری می‌کند و تا جایی که معده‌اش درد می‌گیرد یا به خود ادرار می‌کند، ادرار خود را نگه می‌دارد. او در گوشه‌های م...
به نظر می‌رسد شما حمایت مثبتی برای نامزدتان بوده‌اید. شکی نیست که این وضعیت چالشی بزرگ برای هر دوی شماست. در حالی که ممکن است احساس کنید مسئولیت سلامتی و خوشحالی او بر عهده شماست، مهم است که درک کنید به تنهایی نمی‌توانید مشکلات سلامت روان او را حل کنید. با توجه به توضیحاتی که ارائه دادید، به نظر می‌رسد او نیاز به ارزیا...
null
My husband and I got into a huge dispute. He said he wanted a divorce, and I left. I still come home a lot and see my kids, and he has not filed yet even though he still said he is. What does that mean for our marriage?
In any relationship, including marriage, each partner will be better able to do their part, by understanding their own interests and wishes.Concentrate more on what you'd like from your marriage.  This will naturally raise the questions and criteria of what to talk with your husband about and what to ask of him.Think o...
من و شوهرم با هم درگیر شدیم. او گفت که می‌خواهد طلاق بگیرد و من خانه را ترک کردم. هنوز هم به خانه می‌آیم و بچه‌های‌مان را می‌بینم، و او هنوز اقدام به ثبت طلاق نکرده است، با اینکه هنوز این موضوع را مطرح می‌کند. این برای ازدواج ما چه معنایی دارد؟
در هر رابطه‌ای، از جمله ازدواج، هر یک از شرکا با درک علایق و خواسته‌های خود، می‌توانند بهتر نقش خود را ایفا کنند. بیشتر بر روی آنچه از ازدواج خود می‌خواهید تمرکز کنید. این امر به طور طبیعی سؤالات و معیارهایی را مطرح می‌کند که باید با شوهرتان درباره آن‌ها صحبت کنید و از او چه انتظار دارید. به این فکر کنید که آیا می‌خواه...
null
I don't know what to say. I have never really known who I am.
Therapy may be an effective way for you to get a stronger sense of who you are. A competent therapist will work to create a safe and curious therapeutic relationship in which you can explore your identity. There are also many different exercises which you can do in and out of therapy which you may find helpful in this ...
نمی‌دانم چه بگویم. هرگز واقعاً ندانستم که کی هستم.
درمان ممکن است راهی مؤثر برای شما باشد تا درک بهتری از هویت خود پیدا کنید. یک درمانگر ماهر تلاش خواهد کرد تا یک رابطه درمانی امن و کنجکاوانه ایجاد کند که در آن بتوانید هویت خود را بررسی کنید. همچنین تمرینات متنوعی وجود دارد که می‌توانید در طول درمان و خارج از آن انجام دهید و ممکن است این تمرینات نیز برای شما مفید باشند...
null
I feel that I need to end my present relationship. He lives three hours away and likes the reassurance of having someone to talk to multiple times per day and seeing me once or twice a month. I want someone who is more present and more of a life companion. Lately, he has had a very busy work schedule and I have only s...
It sounds like you have some insight into the cycle that you describe with your current relationship and at the same time you are still feeling stuck. It also sounds like the distressing feelings that you experience, when you imagine what will happen for you and your current partner, are pretty overwhelming. A competen...
من احساس می‌کنم که باید به رابطه فعلی‌ام پایان دهم. او سه ساعت دورتر زندگی می‌کند و دوست دارد اطمینان خاطر داشته باشد که کسی را دارد که چند بار در روز با او صحبت کند و یک یا دو بار در ماه مرا ببیند. من به دنبال کسی هستم که بیشتر در کنارم باشد و به عنوان شریکی در زندگی‌ام حضور داشته باشد. اخیراً او برنامه کاری بسیار ش...
به نظر می‌رسد شما بینشی درباره چرخه‌ای که در رابطه فعلی‌تان توصیف می‌کنید دارید، اما در عین حال هنوز احساس گیر افتادگی می‌کنید. همچنین به نظر می‌رسد احساسات ناگواری که تجربه می‌کنید، وقتی تصور می‌کنید چه اتفاقی برای شما و شریک فعلی‌تان می‌افتد، بسیار طاقت‌فرسا هستند. یک روان‌درمانگر ماهر ممکن است بتواند به شما کمک کند ...
null
I have a lot of issues going on right now. First of all, I have a lot of trouble sleeping at times, while other nights I sleep too much and still feel quite tired. I’m also noticing increased irritability and experiencing anxiety attacks that last for hours. Is there something wrong with me and if so what should I do?
It sounds like you are noticing yourself becoming overwhelmed with anxiety, feeling more irritable, and struggling to sleep consistently. There are many possibilities, in regards to what may be contributing to these things you are noticing, and a competent therapist may be able to help. In therapy, you may be able to g...
من در حال حاضر مشکلات زیادی دارم. اول از همه، گاهی اوقات در خوابیدن مشکل دارم، در حالی که در شب‌های دیگر بیش از حد می‌خوابم و هنوز هم احساس خستگی می‌کنم. همچنین متوجه افزایش تحریک‌پذیری و تجربه حملات اضطرابی هستم که ساعت‌ها طول می‌کشد. آیا مشکلی برای من وجود دارد و اگر چنین است باید چه کار کنم؟
به نظر می‌رسد که شما متوجه شده‌اید که تحت تأثیر اضطراب قرار گرفته‌اید، احساس تحریک‌پذیری بیشتری می‌کنید و در خوابیدن به طور مداوم مشکل دارید. عوامل متعددی وجود دارد که ممکن است به این وضعیت‌ها کمک کنند و یک درمانگر متخصص می‌تواند به شما یاری رساند. در جلسات درمانی، شما ممکن است بتوانید بینش‌های عمیق‌تری در مورد این تجر...
null
I am really worried about one of my friends because I think he has major depression. He disagrees with me on that. He is shut off when it comes to talking to people and telling them how he really feels. He told me he feels empty inside and the only emotions he feels are anger and sadness. I suggested to him to get help...
First of all, I can tell that you really care about your friend and I think it's great that you are reaching out with your concern. It's hard to determine whether your friend would meet the criteria for an official diagnosis of depression without working with him, however, whether he does or not, therapy may be benefic...
من واقعاً نگران یکی از دوستانم هستم چون فکر می‌کنم او دچار افسردگی شدید است. او در این مورد با من مخالفت می‌کند. او در صحبت با مردم و بیان احساسات واقعی‌اش بسیار بسته است. او به من گفت که از درون احساس پوچی می‌کند و تنها احساساتی که تجربه می‌کند خشم و غم است. به او پیشنهاد دادم که کمک بگیرد و با مادرش در این مورد صحبت ...
اول از همه، می‌توانم بگویم که شما واقعاً به دوستتان اهمیت می‌دهید و فکر می‌کنم که خوب است که با نگرانی‌تان به او نزدیک می‌شوید. تعیین اینکه آیا دوست شما بدون همکاری با او معیارهای تشخیص افسردگی رسمی را دارد یا نه، دشوار است. با این حال، چه او این معیارها را داشته باشد یا نه، درمان ممکن است برای او در راستای پردازش این ...
null
I think about death all the time because I feel so alone. I want someone to love and someone to love me.
Hi Ohio,I'm so glad you reached out. I urge you to talk to someone close to you, today, about your feelings, and to also seek professional help for your serious thoughts and feelings. We want you to be safe, and your depression is treatable.Loneliness is so painful, and when we feel lonely, this can lead to fears that ...
من همیشه به مرگ فکر می‌کنم زیرا احساس تنهایی می‌کنم. می‌خواهم کسی را دوست داشته باشم و کسی مرا دوست داشته باشد.
سلام اوهایو، خیلی خوشحالم که با من تماس گرفتید. از شما می‌خواهم که امروز در مورد احساساتتان با یکی از نزدیکان خود صحبت کنید و همچنین برای افکار و احساسات جدی‌تان از یک متخصص کمک بگیرید. ما می‌خواهیم شما در امان باشید و افسردگی شما قابل درمان است. تنهایی بسیار دردناک است و زمانی که احساس تنهایی می‌کنیم، ممکن است ترس‌های...
null
I like getting attention from men. I don't have sex. I lead them on to thinking I might want to. I like to tease, I like for men to chase me, and I like to feel wanted.
Hi Michigan, Good for you for recognising a destructive pattern. This behaviour, although it might get you the attention you want initially, will ultimately drive men away because it's not respectful of them. My gut says that you learned early on in life that your value is in your sexuality alone. That's a powerful tho...
من دوست دارم از مردها توجه بگیرم. من رابطه جنسی ندارم و آنها را به این فکر سوق می‌دهم که شاید بخواهم. من دوست دارم اغوا کنم، دوست دارم مردها مرا تعقیب کنند و دوست دارم احساس کنم که خواستنی هستم.
سلام میشیگان، از اینکه الگوی مخرب را شناسایی کرده‌اید، تبریک می‌گویم. این رفتار، هرچند ممکن است در ابتدا توجهی که می‌خواهید را جلب کند، ولی در نهایت موجب دوری مردان از شما خواهد شد زیرا به آنها احترام نمی‌گذارد. احساس می‌کنم که شما در سنین پایین یاد گرفته‌اید که ارزشتان تنها در جذابیت جنسی‌تان است. این یک فکر عمیق و تا...
null
I feel that I am struggling with undiagnosed bipolar disorder, and it is making my day-to-day life extremely difficult.
It sounds like you are experiencing a great deal of distress and you're wondering if it may meet a diagnosis of Bipolar disorder. There are a few different types of Bipolar diagnoses in the DSM (diagnositc and statistical manual) and the best way to find out if your experiences would meet that diagnosis would be to mee...
احساس می‌کنم که با اختلال دوقطبی تشخیص داده نشده کنار می‌آیم و این موضوع زندگی روزمره‌ام را بسیار دشوار کرده است.
به نظر می‌رسد شما پریشانی زیادی را تجربه می‌کنید و از خود می‌پرسید که آیا ممکن است با تشخیص اختلال دوقطبی مطابقت داشته باشد. در DSM (راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) چند نوع مختلف از تشخیص‌های اختلال دوقطبی وجود دارد و بهترین راه برای مشخص کردن اینکه آیا تجربیات شما با این تشخیص همخوانی دارد یا خیر، ملاقات با یک ...
null
I never feel like myself. I can’t even think straight anymore. I start stuttering and I can’t remember anything. I always get nervous and usually talk myself down but recently end up fighting with, what feels like, someone else. I don’t know why I feel this way, but I hate it.
What you are describing sounds like it may be a form of dissociation. Dissociation is our mind's way of disconnecting us from aspects of our experience in an attempt to protect us in overwhelming situations. It also sounds like you are noticing anxiety in certain situations. In working with a competent therapist, you m...
من هرگز احساس خودم نمی‌کنم. دیگر حتی نمی‌توانم به درستی فکر کنم. شروع به لکنت می‌کنم و چیزی را به یاد نمی‌آورم. همیشه عصبی می‌شوم و معمولاً خودم را کم ارزش می‌کنم، اما اخیراً احساس می‌کنم با شخص دیگری دعوا می‌کنم. نمی‌دانم چرا چنین احساسی دارم، اما از آن متنفرم.
چیزی که شما توصیف می‌کنید به نظر می‌رسد که ممکن است نوعی عدم تجانس باشد. عدم تجانس راهی از سوی ذهن ما برای قطع ارتباط با جنبه‌هایی از تجربیات‌مان است تا در موقعیت‌های طاقت‌فرسا از ما محافظت کند. همچنین به نظر می‌رسد که شما در برخی از موقعیت‌ها متوجه اضطراب می‌شوید. با همکاری یک درمانگر ماهر، ممکن است بتوانید بینش‌هایی ...
null
I find that I imagine things sexually, and I hate it because it puts strain on my relationship. I feel helpless and guilty. I want it to go away, and I want to make my woman happy again.
It is completely understandable that you would like to find a way to make these intrusive thoughts go away, however, your feeling that you can't control having these thoughts is accurate. It's also understandable that you would feel helpless and guilty, given that you see how these thoughts are effecting your relations...
من متوجه می‌شوم که به صورت جنسی چیزهایی را تصور می‌کنم و از این موضوع متنفرم زیرا به رابطه‌ام آسیب می‌زند. احساس ناتوانی و گناه می‌کنم. می‌خواهم این احساسات از بین برود و می‌خواهم دوباره همسرم را خوشحال کنم.
کاملاً قابل درک است که شما بخواهید راهی برای از بین بردن این افکار مزاحم پیدا کنید؛ با این حال، این احساس شما که نمی‌توانید این افکار را کنترل کنید، دقیقاً صحیح است. همچنین قابل درک است که با توجه به اینکه می‌بینید این افکار چگونه بر روابط شما تأثیر می‌گذارند، احساس ناتوانی و گناه می‌کنید. با این حال، من شما را تشویق م...
null
I think about death all the time because I feel so alone. I want someone to love and someone to love me.
Feeling alone and/or isolated is almost always associated with being depressed. As humans, we need connection and interaction with others in order to feel satisfied. Given that you are frequently thinking about death, I highly recommend that you see a mental health professional as soon as possible to help assess your i...
من همیشه به مرگ فکر می‌کنم زیرا احساس تنهایی می‌کنم. می‌خواهم کسی را در زندگی‌ام داشته باشم که دوستش داشته باشم و کسی هم مرا دوست داشته باشد.
احساس تنهایی و/یا انزوا تقریباً همیشه با افسردگی همراه است. ما به عنوان انسان‌ها برای احساس رضایت به ارتباط و تعامل با دیگران نیاز داریم. با توجه به اینکه شما به طور مکرر به مرگ فکر می‌کنید، شدیداً توصیه می‌کنم که در اسرع وقت به یک متخصص بهداشت روان مراجعه کنید تا نیازهای فوری شما را ارزیابی کند و به مشکلات اساسی که مم...
null
I am a teenager, and my brother is a few years older. He has a girlfriend who is always with him. He never hangs out with me anymore. We were really close, and it is making me really sad.
It is always hard when we feel as if we are losing somebody close to us. Feeling sad over these losses are normal. While there may be some things you can do to remedy this situation, it is important that you try and understand that part of life is change. The fact that your brother doesn't spend as much time with you d...
من یک نوجوان هستم و برادرم چند سال از من بزرگ‌تر است. او یک دوست‌دختر دارد که همیشه در کنارش است. او دیگر هیچ‌وقت با من وقت نمی‌گذراند. ما واقعاً به هم نزدیک بودیم و این موضوع من را خیلی ناراحت می‌کند.
همیشه سخت است که احساس کنیم یکی از نزدیکان خود را از دست می‌دهیم. احساس غم و اندوه به‌خاطر این فقدان‌ها طبیعی است. در حالی که ممکن است کارهایی برای بهبود این وضعیت وجود داشته باشد، مهم است که سعی کنید درک کنید که تغییر بخشی از زندگی است. این واقعیت که برادرتان زمان زیادی را با شما نمی‌گذراند به این معنی نیست که او شما ...
null
I've been hurt by a man for five years. He doesn't involve me with the family or kids. Everyone in the family is against me. There is a Mass today for a family member, and he never asked me to go. I'm to sit home alone now and Christmas too. He expects me to sit alone while he enjoys being with the family. We are in ou...
Hi Florida,I get the sense that, aside from this relationship, you're quite isolated in general. It's sad that you're feeling excluded at Christmastime and family events. While I would suggest that you don't really know what he or his family are thinking or feeling (you assume they're against you, and that he doesn't c...
من پنج سال است که از یک مرد آسیب دیده‌ام. او مرا درگیر خانواده یا فرزندان نمی‌کند. همه اعضای خانواده علیه من هستند. امروز برای یکی از اعضای خانواده مراسم عشای ربانی برگزار می‌شود و او هرگز از من نخواست که به آنجا بروم. اکنون و در کریسمس هم باید تنها در خانه بمانم. او از من انتظار دارد در حالی که از بودن در کنار خانواده...
سلام فلوریدا، به نظر می‌رسد که جدا از این رابطه، به طور کلی احساس تنهایی می‌کنید. ناراحت‌کننده است که در زمان کریسمس و رویدادهای خانوادگی احساس طردشدگی می‌کنید. در حالی که من فکر می‌کنم شما واقعاً نمی‌دانید او یا خانواده‌اش چه حالی دارند یا چه احساسی دارند (شما فرض کرده‌اید که آنها مقابل شما هستند و او به شما اهمیت نمی...
null
I found out today that my wife is cheating on me. I love her, but she won’t tell the truth even when I have proof. When I beg her to tell the truth, she yells, cusses, and gets a huge attitude.
Hi Prattville, I'm sorry this is happening to you. You need support right now, and yes, you need answers. She is in denial and is trying to hide the truth, to protect herself. This is a natural behaviour. You don't indicate whether she wants the marriage, or is planning to leave. Which way you go from here depends in p...
امروز فهمیدم همسرم به من خیانت می‌کند. من او را دوست دارم، اما حتی زمانی که مدرک دارم، حاضر به بیان حقیقت نیست. وقتی از او خواهش می‌کنم که حقیقت را بگوید، فریاد می‌زند، فحش می‌دهد و شدیداً عصبی می‌شود.
سلام پراتویل، متأسفم که این وضعیت برای شما پیش آمده است. در حال حاضر به حمایت نیاز دارید و بله، به پاسخ‌ها نیز نیاز دارید. او در مرحله انکار است و سعی می‌کند حقیقت را پنهان کند تا خود را محافظت نماید. این یک رفتار طبیعی است. شما مشخص نکرده‌اید که آیا او می‌خواهد در این ازدواج بماند یا قصد جدایی دارد. مسیر آینده شما به ...
null
I never get infections or scars or anything, and it doesn't bother me if it gets filled up with blood or something, but I'm concerned.
Hi Houston, The fact that you're concerned says a lot. If I was your therapist I'd ask you questions about your worries and how this is causing a problem in your life. You're causing perhaps permanent changes (damage?) to your body, and it's likely you're trying to express something...pain maybe? A therapist can help y...
من هرگز عفونت یا جای زخم یا چیز دیگری نمی‌گیرم و اگر با خون یا چیز دیگری پر شود، برایم مشکلی نیست، اما نگران هستم.
سلام هیوستون، واقعیت اینکه شما نگران هستید، نشان دهنده‌ی مسائل زیادی است. اگر من درمانگر شما بودم، از شما درباره‌ی نگرانی‌هایتان و اینکه چگونه این مسائل در زندگی‌تان ایجاد مشکل می‌کند، سؤال می‌کردم. شما ممکن است تغییرات دائمی (آسیب؟) در بدنتان ایجاد کنید و احتمالاً در تلاش برای ابراز چیزی هستید... شاید درد؟ یک درمانگر ...
null
I never feel like myself. I can’t even think straight anymore. I start stuttering and I can’t remember anything. I always get nervous and usually talk myself down but recently end up fighting with, what feels like, someone else. I don’t know why I feel this way, but I hate it.
Hi Houston, Okay, something's definitely going on, right? My gut is to start with your family physician, because you have some physical symptoms. While it seems anxiety is a likely problem here, your doctor will hopefully know your history and can help you decide if you need some medical tests or some therapy. Without ...
من هرگز احساس خودم نمی‌کنم. دیگر حتی نمی‌توانم به‌درستی فکر کنم. شروع به لکنت می‌کنم و هیچ چیزی به یاد نمی‌آورم. همیشه عصبی می‌شوم و معمولاً خودم را سرزنش می‌کنم، اما اخیراً با کسی که انگار وجود دارد، در حال جنگ هستم. نمی‌دانم چرا چنین احساسی دارم، اما از آن متنفرم.
سلام هیوستون، خب، قطعاً چیزی در حال وقوع است، درست است؟ پیشنهاد من این است که با پزشک خانواده‌تان شروع کنید، زیرا شما برخی علائم فیزیکی دارید. در حالی که به نظر می‌رسد اضطراب احتمالاً یک مشکل باشد، پزشک شما امیدوار است که تاریخچه‌تان را بشناسد و بتواند به شما کمک کند تا تصمیم بگیرید آیا به آزمایش‌های پزشکی یا درمان نیا...
null
I am a teenager, and my brother is a few years older. He has a girlfriend who is always with him. He never hangs out with me anymore. We were really close, and it is making me really sad.
Hi Zionsville. It's so sweet that you have a special relationship with your brother. You will ALWAYS have that, you know? He's doing what's natural at his age...spreading his wings and looking for love. You may be heading into that zone soon too, but I get that it's weird that he's there before you, and you miss him.Tr...
من یک نوجوان هستم و برادرم چند سالی از من بزرگتر است. او یک دوست دختر دارد که همیشه در کنارش است. او دیگر هیچ وقت با من وقت نمی گذراند. ما واقعاً به هم نزدیک بودیم و این موضوع من را بسیار ناراحت می‌کند.
سلام زیونزویل. چقدر شیرین است که رابطه ویژه‌ای با برادرت داری. شما همیشه این رابطه را خواهید داشت، می‌دانید؟ او در سنش در حال انجام کار طبیعی است... بال‌هایش را باز می‌کند و به دنبال عشق می‌گردد. ممکن است شما هم به زودی وارد این مرحله شوید، اما می‌فهمم که عجیب است او قبل از شما به آنجا رسیده و دلت برایش تنگ شده است. سع...
null
I have lately been having lots of anxiety and self-loathing about the fact that I am a young adult virgin girl who has never had a boyfriend before. It seems like everyone my age has already had boyfriends by now or are not virgins anymore, and I just had my first kiss five months ago. I’m worried that, at this rate, I...
I think one of the first questions that springs to mind for me is, "what's the rush?"  Just because other people in your circle have had experiences that you are still warming up to does not mean that there's something wrong or something to be ashamed of.  If anything, I want to commend you on the self-respect you have...
من اخیراً از بابت این واقعیت که یک دختر باکره جوان و بالغ هستم و هرگز دوست پسری نداشتم، اضطراب و نفرت زیادی از خود دارم. به نظر می‌رسد همه هم‌سن‌وسال‌های من قبلاً دوست‌پسر داشته‌اند یا دیگر باکره نیستند، در حالی که من فقط پنج ماه پیش اولین بوسه‌ام را تجربه کردم. نگرانم که با این وضعیت، مدت زیادی تنها بمانم و دوست‌پسر ن...
فکر می‌کنم یکی از اولین سوالاتی که به ذهنم می‌رسد این است که "عجله برای چه؟" فقط به این دلیل که دیگران در دایره شما تجربیاتی داشته‌اند که شما هنوز به آن عادت نکرده‌اید، به این معنا نیست که مشکلی وجود دارد یا باید احساس شرمندگی کنید. بالعکس، می‌خواهم شما را به خاطر عزت نفسی که در انتظار ماندن و به اشتراک گذاشتن این تجرب...
null
At school, it feels like I've lost all my friends, and I've been really weird with my sleeping patterns. I used to cut myself, and I really want to again, but I change in the locker rooms because I don’t want anybody to see. I get ticked off easy and overreact. At night, I’m very depressed and listen to sad music and a...
As silly as it may sound, making sure that we are getting the right amount of *restful* sleep is very important when we are feeling low.  The reason for this is the lack of proper sleep significantly affects our ability to problem solve and critically evaluate our situation and can lead to a domino effect in our thinki...
در مدرسه، احساس می‌کنم همه دوستانم را از دست داده‌ام و الگوهای خوابم واقعاً عجیب شده است. قبلاً به خودم آسیب می‌زدم و واقعاً می‌خواهم دوباره این کار را بکنم، اما در رختکن عوض می‌شوم چون نمی‌خواهم کسی ببیند. به راحتی عصبی می‌شوم و بیش از حد واکنش نشان می‌دهم. شب‌ها خیلی افسرده‌ام و به موسیقی غمگین و این طور چیزها گوش می...
هر چند ممکن است احمقانه به نظر برسد، اما اطمینان از اینکه خواب *آرامش‌بخش* مناسب می‌خواهیم، در زمانی که احساس ناراحتی می‌کنیم بسیار مهم است. دلیل این امر این است که کمبود خواب کافی به طور قابل توجهی بر توانایی ما در حل مسائل و ارزیابی انتقادی وضعیت تاثیر می‌گذارد و می‌تواند منجر به یک تأثیر دومینوئی در تفکر ما شود. می‌...
null
For my whole life, I’ve been very unconfident, insecure, and self-questioning. I'm super quiet because I'm scared of what people will think of me. I avoid all social situations as it causes me great anxiety. It is how both of my parents have always been, and I feel like I'm doomed to that life also. It makes it super h...
One of the greatest ways that we can promote ourselves s by learning how to assert ourselves.  Despite what most people think of when they hear the word assertive, assertive communication is one of the best ways to manage interpersonal conflict as well as maintain personal boundaries.  Once we become comfortable with a...
در تمام زندگی‌ام همیشه احساس بی‌اعتمادی، ناامنی و تردید نسبت به خود کرده‌ام. من بسیار خجالتی هستم زیرا از نظر دیگران می‌ترسم. از تمام موقعیت‌های اجتماعی دوری می‌کنم چون باعث اضطراب شدیدم می‌شود. پدر و مادرم همیشه به همین شکل بوده‌اند و احساس می‌کنم که سرنوشت‌ام به این نوع زندگی گره خورده است. این موضوع کار را برایم در ...
یکی از بزرگ‌ترین راه‌هایی که می‌توانیم خود را ارتقا دهیم، یادگیری نحوه ابراز خودمان است. با وجود تصورات رایج مردم درباره‌ی قاطعیت، ارتباط قاطع یکی از بهترین راه‌ها برای مدیریت تعارضات بین فردی و حفظ مرزهای شخصی است. زمانی که در شناسایی مرزهای خود راحت می‌شویم، معمولاً متوجه می‌شویم که حق داریم آن مرزها را حفظ کنیم. در ...
null
I'm scared that I am with this man so I won't be alone. He should be with somebody who deserves him if this is the case, and I don’t want to hurt him.
While not wanting to be alone may not be the best reason to be in a relationship, it is probably more common and normal a reason than you think.  Since you seem to care about your friend ("don't want to hurt him"), I imagine there are many other reasons that you are together.  I suggest that you talk about this open-he...
می‌ترسم که با این مرد باشم تا تنها نمانم. اگر اینطور است، او باید با کسی باشد که لیاقتش را دارد و نمی‌خواهم به او آسیب برسانم.
اگرچه تمایل به تنها نبودن ممکن است بهترین دلیل برای یک رابطه نباشد، اما احتمالاً دلیل رایج‌تر و عادی‌تری از آنچه تصور می‌کنید، است. از آنجایی که به نظر می‌رسد به دوستتان اهمیت می‌دهید ("نمی‌خواهید به او آسیب برسانید")، تصور می‌کنم دلایل زیادی برای بودن با یکدیگر دارید. پیشنهاد می‌کنم در این مورد با صداقت با هم گفت‌وگو ...
null
My mom and I have been fighting a lot now, and I just want a good relationship with her.
The best way to work on a relationship is for both people to engage with the problem and start communicating with each other more effectively.  One of the hardest things about this, however, is getting both people within the relationship to recognize that they are both responsible for the successes and failures within ...
من و مامانم الان خیلی با هم دعوا می‌کنیم و فقط می‌خواهم یک رابطه خوب با او داشته باشم.
بهترین راه برای بهبود یک رابطه این است که هر دو طرف با مشکل درگیر شوند و ارتباط موثرتری با یکدیگر برقرار کنند. با این حال، یکی از دشوارترین جنبه‌ها این است که هر دو نفر در رابطه به این واقعیت پی ببرند که مسئولیت موفقیت‌ها و شکست‌های رابطه بر عهده هر دو است و باید تمام سرزنش‌های مطلق را کنار بگذارند. بهترین شیوه ارتباطی...
null
I have lately been having lots of anxiety and self-loathing about the fact that I am a young adult virgin girl who has never had a boyfriend before. It seems like everyone my age has already had boyfriends by now or are not virgins anymore, and I just had my first kiss five months ago. I’m worried that, at this rate, I...
It is very hard to want a loving relationship, and either see or imagine all around you, the great times other couples are having. Extra hard is that other people's comments may start giving you the sense that you are letting them down to not have a relationship!All the fantasies that develop from viewing Facebook phot...
من اخیراً به خاطر این که یک دختر باکره جوان هستم که هرگز دوست‌پسر نداشته‌ام، دچار اضطراب و نفرت از خود شده‌ام. به نظر می‌رسد همه هم‌سن و سال‌های من تا حالا دوستانی داشته‌اند یا دیگر باکره نیستند و من تنها پنج ماه پیش اولین بوسه‌ام را تجربه کرده‌ام. نگرانم که به این ترتیب، برای مدت طولانی هیچ دوست پسری نداشته باشم. مشکل...
بسیار سخت است که بخواهید یک رابطه عاشقانه داشته باشید و در عین حال روزهای خوش دیگر زوج‌ها را در اطراف خود ببینید یا تصور کنید. علاوه بر این، نظرات دیگران ممکن است به شما احساس ناامیدی بدهد که چرا رابطه‌ای ندارید و آنها را ناامید کرده‌اید! تمام فانتزی‌هایی که از دیدن عکس‌های فیس‌بوک و تصور ایده‌آل بودن دیگران شکل می‌گیر...
null
I have been in a relationship with my boyfriend for about six years now. In the past, our relationship was difficult and frustrating. We argued a lot, and due to that, there was a lot of tension between us. We stayed together because we love each other and wanted to make it work. I used to party a lot, and several time...
Hi Cerritos,This is an interesting twist because it's more common for the person in your position to want to move forward, and for the person who was wronged to struggle with forgiveness. You are lucky to have a loving, compassionate partner, and your boyfriend is lucky to have a partner who takes full responsibility f...
من حدود شش سال است که با دوست‌پسرم رابطه دارم. در گذشته، رابطه‌مان دشوار و خسته‌کننده بود. ما خیلی زیاد دعوا می‌کردیم و به همین دلیل تنش زیادی بین‌مان وجود داشت. ما با هم ماندیم چون همدیگر را دوست داریم و می‌خواستیم این رابطه را حفظ کنیم. من به طور مرتب مهمانی می‌رفتم و چندین بار در موقعیت‌هایی قرار گرفتم که در نهایت ب...
سلام سریتوس، این پیچ و تاب جالبی است زیرا معمولاً فردی که در جایگاه شماست می‌خواهد به جلو حرکت کند و فردی که مورد ظلم قرار گرفته، با بخشش مشکل دارد. شما خوش شانس هستید که یک شریک دوست داشتنی و دلسوز دارید و دوست پسرتان هم خوش شانس است که شریکی دارد که به طور کامل مسئولیت کارهایش را برعهده می‌گیرد. به نظر من، شما در جوا...
null
When I'm not cutting, I'm drinking. When I try healthy outlets such as exercise, I end up running myself down into an asthma attack. From weapons, to words, I can't help but self harm. What am I supposed to do, how do I stop this cycle? I don't know how else to cope or motivate myself without pain.
It sounds like you are feeling helpless and out of control, you are concerned about your behavior, and at the same time you feel compelled to continue it. In working with a therapist, you may be able to get insight into what is motivating these behaviors, develop strategies for taking care of yourself, and get a strong...
وقتی که نمی‌برم، می‌نوشم. وقتی سعی می‌کنم از راه‌های سالمی مانند ورزش استفاده کنم، در نهایت خودم را به حمله آسم دچار می‌کنم. از اسلحه گرفته تا کلمات، نمی‌توانم از خودآزاری دوری کنم. چه کاری باید انجام دهم، چگونه می‌توانم این چرخه را متوقف کنم؟ نمی‌دانم چگونه می‌توانم بدون درد با خودم کنار بیایم یا خودم را мотив کنم.
به نظر می‌رسد که شما احساس درماندگی و بی‌کنترلی می‌کنید، نگران رفتار خود هستید و در عین حال احساس می‌کنید که ناچار به ادامه آن هستید. با کار کردن با یک درمانگر، ممکن است بتوانید به بینشی درباره انگیزه‌های این رفتارها دست یابید، راهکارهایی برای مراقبت از خود توسعه دهید و درک عمیق‌تری از اینکه چه کسی می‌خواهید باشید زمان...
null
It's not entirely true to say I enjoy being sad, but I always find a way to feel that way. I listen to sad music, read tragic stories, and, in a twisted way, like how bad it makes me feel. I focus on negative aspects of my life even if they aren't legitimate or I just make it seem negative.
It sounds like you are noticing that you are drawn towards sad and negative content and it's hard to understand why. This may sound counter-intuitive, but sometimes we do things that on the surface may look problematic (or even cause us some real problems) because it serves us in some unseen way. A simple example would...
این کاملاً درست نیست که بگوییم از غمگین بودن لذت می‌برم، اما همیشه راهی برای احساس این حالت پیدا می‌کنم. به موسیقی غمگین گوش می‌دهم، داستان‌های تراژیک می‌خوانم و به شکلی پیچیده از تأثیر بدی که بر من می‌گذارد لذت می‌برم. روی جنبه‌های منفی زندگی‌ام تمرکز می‌کنم، حتی اگر مشروع نباشند یا فقط آن‌ها را منفی جلوه دهم.
به نظر می‌رسد که شما متوجه شده‌اید که به محتوای غم‌انگیز و منفی جلب می‌شوید و درک دلیل آن دشوار است. این ممکن است غیرمنطقی به نظر برسد، اما گاهی اوقات ما کارهایی انجام می‌دهیم که به ظاهر مشکل‌ساز به نظر می‌رسند (یا حتی ممکن است مشکلات واقعی برای ما ایجاد کنند) زیرا به روش‌هایی نادیدنی به ما کمک می‌کنند. یک مثال ساده می...
null
I have an ex-boyfriend who just lies about everything. He is super lazy. He lies to everyone that he has a good job, builds trust, and then start borrowing money—and large amounts too. It has come to the point where he has gone through several group of friends. He is leaving a trail behind full of friends in debt becau...
It sounds like you have some ambivalent feelings towards your ex-boyfriend that are difficult to sort out. You notice that there are both desirable and undesirable things about him, and this is true of everyone to one degree or another. One question that I would have for you is, are you satisfied with your relationship...
من یک دوست پسر سابق دارم که در مورد همه چیز دروغ می‌گوید. او فوق‌العاده تنبل است. او به همه می‌گوید که شغل خوبی دارد، اعتماد را جلب می‌کند و سپس شروع به قرض گرفتن پول می‌کند — و مقادیر زیادی هم می‌گیرد. کار به جایی رسیده که او از چندین گروه دوستان عبور کرده است. او ردپایی پر از دوستان بدهکار بر جای گذاشته، چون داستان‌ه...
به نظر می‌رسد که شما نسبت به دوست‌پسر سابق خود احساسات دوگانه‌ای دارید که درک آن‌ها دشوار است. متوجه می‌شوید که در مورد او هم جنبه‌های مثبت و هم منفی وجود دارد و این موضوع درباره‌ی همه افراد تا حدی صدق می‌کند. سوالی که از شما دارم این است که آیا از وضعیت فعلی رابطه‌تان با او راضی هستید؟ آیا از مرزهای مشخص شده بین شما د...
null
About two and a half months ago, I met a woman on a dating site. We went out on two dates, and then despite her original plans on how to pace and conduct the relationship, I ended up at her house on a the Friday night one week after our first date. We respectfully tried not to have sex, but after hours of trying to res...
Love doesn't hurt.Your description of the relationship so far, is that you are feeling a lot of emotional pain, alongside a deep attraction for this woman.In some relationships, the benefit of what draws us together with someone, is being able to learn more about our own deep sense of who we are, what we value and care...
حدود دو ماه و نیم پیش با زنی در سایت دوستیابی آشنا شدم. ما دو بار به قرار ملاقات رفتیم و سپس، با وجود برنامه‌های اولیه‌اش درباره چگونگی پیشرفت رابطه، من یک هفته بعد از اولین قرارمان در شب جمعه به خانه‌اش رفتم. ما با احترام تلاش کردیم که رابطه جنسی نداشته باشیم، اما بعد از ساعت‌ها تلاش برای مقاومت در برابر هم، تسلیم شدی...
عشق صدمه نمی‌زند. توصیف شما از رابطه‌تان تا اینجا نشان می‌دهد که در کنار جذابیت عمیق به این زن، احساس درد عاطفی زیادی نیز دارید. در برخی از روابط، سودی که از نزدیکی به یک نفر به‌دست می‌آوریم، توانایی یادگیری بیشتر درباره حس عمیق خودمان، اینکه چه کسی هستیم و چه چیزهایی برایمان ارزش و اهمیت دارند، است. توصیفات شما بیشتر ...
null
I have major depression, severe, PTSD, anxiety disorder, and personality disorder. I had an appointment with my doctor. I was very upset, and I shared with him about that particular drug.
Your doctor might be required to tell your psychiatrist - especially if your doctor is concerned about your safety.It was definitely a good thing that you told your primary care physician about what is going on.  I know that must have been difficult to talk about with him.  By having that conversation, you are helping ...
من از افسردگی شدید، PTSD، اختلال اضطراب و اختلال شخصیت رنج می‌برم. من با دکترم قرار ملاقات داشتم. خیلی ناراحت بودم و در مورد آن داروی خاص با او صحبت کردم.
ممکن است پزشک شما مجبور شود به روانپزشک شما اطلاع دهد - به‌ویژه اگر در مورد ایمنی شما نگران باشد. قطعاً کار خوبی بود که درباره اتفاقاتی که در حال رخ دادن است، با پزشک مراقبت‌های اولیه‌تان صحبت کردید. می‌دانم که صحبت کردن در این مورد باید برای شما دشوار بوده باشد. با این مکالمه، به پزشک مراقبت‌های اولیه و روانپزشک‌تان ک...
null
An organization admitted to implanting thoughts in my head with technologies. The study was to implant a fantasy other people are having, but to me, it's a nightmare. I lost my kids, my job, and all that. I was an unwilling participant. I no longer trust a therapist. I'm too afraid to go under hypnosis or anything.
Given your experience of being imposed upon against your will, and all the personal and professional loss that has come since, your fear of what will happen if you undergo treatment and trust a therapist is understandable. There is no technique or pill that can guarantee these thoughts will go away or be reversed, howe...
سازمانی اعتراف کرد که با فناوری‌ها افکار را در ذهن من کاشته است. این مطالعه برای کاشتن یک خیال که دیگران دارند طراحی شده بود، اما برای من تبدیل به یک کابوس شده است. من فرزندانم، شغلم و همه چیز را از دست دادم. من یک شرکت‌کننده ناخواسته بودم. دیگر به درمانگرها اعتماد ندارم و از هیپنوتیزم یا هر چیز دیگری بسیار می‌ترسم.
با توجه به تجربه تحمیل شدن به خواست شما و تمام ضررهای شخصی و حرفه‌ای که از آن زمان به وجود آمده است، ترس شما از این که اگر تحت درمان قرار بگیرید و به یک درمانگر اعتماد کنید چه اتفاقی خواهد افتاد، کاملاً قابل درک است. هیچ تکنیک یا دارویی وجود ندارد که تضمین کند این افکار از بین می‌روند یا معکوس می‌شوند. با این حال، اقدا...
null
I'm an early 20 something year-old virgin, and my boyfriend is in his early 20s with kids. He's cheated on me twice: once in the beginning and then four months ago. He wasn't use to dating a virgin and broke up with me three times because he wasn't sure. We both work at the same job (where we met) and it’s with the gir...
Sorry to hear about all the stress in the relationship.You're on the right track by knowing and sticking with your own standards of what qualifies as acceptable behavior by your boyfriend.Since he was the one who broke your trust, he is one in the position of earning back your trust.This is always a basic formula for c...
من یک باکره در اوایل بیست سالگی هستم و دوست پسرم نیز در اوایل بیست سالگی و دارای فرزند است. او دو بار به من خیانت کرده است: یک بار در اوایل رابطه و بار دیگر چهار ماه پیش. او عادت نداشت با یک باکره رابطه داشته باشد و به خاطر این عدم اطمینان، سه بار از من جدا شد. ما هر دو در یک محل کار می‌کنیم (جایی که همدیگر را ملاقات ک...
متاسفم که درباره همه این استرس‌ها در رابطه می‌شنوم. شما با شناسایی و پایبندی به استانداردهای خود درباره رفتارهای قابل‌قبول از سوی دوست پسرتان، در مسیر درستی قرار دارید. از آنجایی که او اعتماد شما را شکسته است، او مسؤولیت این را دارد که دوباره اعتماد شما را جلب کند. این یک فرمول اساسی در زوج‌درمانی است که در آن خیانت وج...
null
I have experienced cycles of depression for the past four years, and it hits me harder every time it comes back. This past time, it was extremely debilitating, so I went on Wellbutrin. I could feel the effects of the medicine after the first week. A month and a half later, I decided that my depression was being caused ...
Deciding whether or not psychiatric medicine is a good option can be complicated, as you have noticed, and only a person who is licensed to prescribe can give you medical advice regarding medications. While there is sometimes relief from symptoms from medication, as you have pointed out, there are often negative side e...
من در چهار سال گذشته به چرخه‌های افسردگی مبتلا شده‌ام و هر بار که دوباره برمی‌گردد، بیشتر به من آسیب می‌زند. این بار، بسیار ناتوان‌کننده بود و به همین دلیل به استفاده از Wellbutrin روی آوردم. بعد از هفته اول، تأثیرات دارو را احساس می‌کردم. یک ماه و نیم بعد، متوجه شدم که افسردگی من ناشی از عدم تمایل خودم به پیشرفت و موا...
تصمیم‌گیری در مورد اینکه آیا داروی روانپزشکی گزینه‌ی خوبی است یا نه، همان‌طور که متوجه شده‌اید، می‌تواند پیچیده باشد و تنها فردی که مجوز تجویز دارو دارد می‌تواند در مورد داروها به شما مشاوره پزشکی بدهد. همان‌طور که اشاره کردید، در حالی‌که برخی از علائم ممکن است با مصرف دارو تسکین یابند، اغلب عوارض جانبی منفی نیز وجود د...
null
My husband and I have been together since high school. We have been married going on for nearly ten years, and we have three beautiful children. A few weeks ago, my husband decided he need some time apart and moved over to his dad’s for a while. He comes home to see the kids and acts like there is not too much wrong. C...
While it would be impossible for me to say whether your marriage can be saved it sounds like you are both willing to give it a try and to get professional support. With appropriate professional support for your relationship a lot is possible. I'm not familiar with the resources available in Jackson but I'm sure there a...
من و شوهرم از دوران دبیرستان با هم هستیم. ما نزدیک به ده سال است که ازدواج کرده‌ایم و سه فرزند زیبا داریم. چند هفته پیش، شوهرم تصمیم گرفت که مدتی از هم جدا شویم و برای مدتی به خانه پدرش رفت. او به خانه می‌آید تا بچه‌ها را ببیند و طوری رفتار می‌کند که انگار اوضاع خیلی بد نیست. آیا می‌توان این ازدواج را نجات داد یا اینکه...
در حالی که برای من غیرممکن است که بگویم آیا ازدواج شما قابل نجات است یا خیر، به نظر می‌رسد که شما هر دو مایلید این کار را امتحان کنید و از حمایت حرفه‌ای بهره‌مند شوید. با حمایت حرفه‌ای مناسب برای رابطه‌تان، امکان‌های زیادی وجود دارد. من با منابع موجود در جکسون آشنا نیستم، اما مطمئنم که چند درمانگر زوج محلی خوب وجود دار...
null
About two and a half months ago, I met a woman on a dating site. We went out on two dates, and then despite her original plans on how to pace and conduct the relationship, I ended up at her house on a the Friday night one week after our first date. We respectfully tried not to have sex, but after hours of trying to res...
That sounds really heartbreaking. It is tough falling in love and not being able to dive fully because of complications on the other side. It sounds to me that you are doing exactly what you need to be doing by taking "care of myself" while the rest sorts itself out. While I admire your desire and courage to stay frien...
حدود دو ماه و نیم پیش با زنی در یک سایت همسریابی آشنا شدم. ما دو بار بیرون رفتیم و سپس، با وجود برنامه‌های ابتدایی او در مورد سرعت و چگونگی پیشرفت رابطه، من یک هفته پس از اولین قرارمان، شب جمعه به خانه‌اش رفتم. ما با احترام سعی کردیم رابطه جنسی نداشته باشیم، اما پس از ساعت‌ها تلاش برای مقاومت در برابر یکدیگر، تسلیم شدی...
واقعاً دلخراش به نظر می‌رسد. عاشق شدن و توانایی نداشتن برای غرق شدن کامل به دلیل پیچیدگی‌های طرف مقابل سخت است. به نظر می‌رسد که شما دقیقاً همان کاری را انجام می‌دهید که باید بکنید؛ یعنی "مراقبت از خود" در حینی که بقیه مسائل خودبه‌خود حل می‌شوند. در حالی که من به تمایل و شجاعت شما برای حفظ دوستی احترام می‌گذارم، "درد ش...
null
I have lately been having lots of anxiety and self-loathing about the fact that I am a young adult virgin girl who has never had a boyfriend before. It seems like everyone my age has already had boyfriends by now or are not virgins anymore, and I just had my first kiss five months ago. I’m worried that, at this rate, I...
I think that every person who has been single for any extended period of time has felt the same worries - myself included. Since relationships are so important to us we fear not having them and being single. It is similar to fearing that we won't ever get a good job when we have been out of work for awhile or fearing t...
من اخیراً در مورد این واقعیت که یک دختر باکره جوان و بالغ هستم که هرگز دوست پسری نداشته‌ام، اضطراب و نفرت زیادی از خود دارم. به نظر می‌رسد که همه هم‌سن و سال‌های من قبلاً دوست‌پسری داشته‌اند یا دیگر باکره نیستند و من پنج ماه پیش اولین بوسه‌ام را تجربه کردم. نگرانم که با این وضعیت برای مدت طولانی دوست‌پسر نداشته باشم. م...
من فکر می‌کنم هر فردی که برای مدت طولانی مجرد بوده است، از جمله خودم، این نگرانی‌ها را احساس کرده است. از آنجایی که روابط برای ما بسیار مهم است، از عدم وجود آنها و مجرد بودن می‌ترسیم. این احساس شبیه به ترس از این است که وقتی مدتی بیکار بوده‌ایم، هرگز شغل خوبی پیدا نخواهیم کرد یا ترس از اینکه وقتی بیمار هستیم، به سلامتی...
null
I have been in a relationship with my boyfriend for about six years now. In the past, our relationship was difficult and frustrating. We argued a lot, and due to that, there was a lot of tension between us. We stayed together because we love each other and wanted to make it work. I used to party a lot, and several time...
So wonderful to have a boyfriend who is able to understand and forgive you. What do you think that he sees in you that allows him to do that? Does he see someone who like other humans makes mistakes? Does he see someone who despite hurtful choices is a good person committed to being a loving respectful partner? The com...
من حدود شش سال است که با دوست‌پسرم در رابطه‌ام. در گذشته، رابطه‌مان دشوار و ناامیدکننده بود. ما خیلی دعوا می‌کردیم و به همین خاطر تنش زیادی بین ما وجود داشت. ما با هم ماندیم چون همدیگر را دوست داریم و می‌خواستیم این رابطه را پیش ببریم. من خیلی وقت‌ها مهمانی می‌رفتم و چندین بار در موقعیت‌هایی قرار گرفتم که در نهایت شخص ...
داشتن دوست پسری که بتواند شما را درک کند و ببخشد بسیار حیرت‌انگیز است. فکر می‌کنید او در شما چه چیزی می‌بیند که این توانایی را دارد؟ آیا او می‌بیند که شما هم، مانند دیگر انسان‌ها، اشتباه می‌کنید؟ آیا او کسی را می‌بیند که علیرغم انتخاب‌های آسیب‌زننده، فرد خوبی است و متعهد به بودن یک شریک دوست‌داشته و محترم است؟ شفقت و د...
null
I have lately been having lots of anxiety and self-loathing about the fact that I am a young adult virgin girl who has never had a boyfriend before. It seems like everyone my age has already had boyfriends by now or are not virgins anymore, and I just had my first kiss five months ago. I’m worried that, at this rate, I...
Hi Winters, I'm so glad you wrote, because I think there are a lot of young women experiencing the exact same thing. You feel self-loathing for both being a virgin, and for being sexually active. Young women have always gotten crazy mixed messages about what they're supposed to be. They feel pressure to be pure, and th...
من اخیراً در مورد این واقعیت که یک دختر باکره جوان و بالغ هستم و هرگز دوست پسر نداشته‌ام، اضطراب و احساس نفرت از خود زیادی دارم. به نظر می‌رسد همه هم‌سن‌وسال‌های من قبلاً دوست پسر داشته‌اند یا دیگر باکره نیستند و من پنج ماه پیش اولین بوسه‌ام را تجربه کردم. نگرانم که با این اوضاع، برای مدت طولانی نتوانم دوست پسری پیدا ک...
سلام وینترز، خیلی خوشحالم که نوشتید، چون فکر می‌کنم تعداد زیادی از خانم‌های جوان دقیقاً همین احوالات را تجربه می‌کنند. شما هم به خاطر باکره بودن و هم به خاطر فعال بودن جنسی از خود بیزاری می‌کنید. زنان جوان همیشه پیام‌های متناقض و دیوانه‌کننده‌ای درباره اینکه باید چه باشند، دریافت کرده‌اند. آن‌ها تحت فشار هستند تا پاک و...
null
I don't know what's with me. I'm almost constantly angry. Even when I'm happy, I still feel anger inside me. When I acknowledge it, it ruins my mood and takes over. I get angry at the littlest things. Even if I think someone said something they didn't, it infuriates me. Something perfectly normal can make me go off. Wh...
Hi Nashville, I'm glad you want this to be different. It doesn't feel good to be angry all the time, and it's stealing your energy as well as affecting relationships, I'm sure.Working with a therapist, you can learn to recognise the deep emotions that lie underneath the anger. It's likely to be either powerlessness or ...
نمی‌دانم چه بلایی سرم آمده است. تقریباً همیشه عصبانی هستم. حتی وقتی خوشحالم، باز هم احساس خشم در درونم دارم. وقتی به این احساس توجه می‌کنم، روحیه‌ام خراب می‌شود و این احساس بر من غلبه می‌کند. از کوچکترین چیزها عصبانی می‌شوم. حتی اگر فکر کنم کسی چیزی گفته که نگفته، این موضوع مرا ناراحت می‌کند. یک چیز کاملاً عادی می‌توان...
سلام نشویل، خوشحالم که می‌خواهید این موضوع متفاوت باشد. عصبانی بودن همیشه احساس خوبی ندارد و مطمئناً انرژی شما را می‌گیرد و بر روابط‌تان تأثیر می‌گذارد. با کار کردن با یک درمانگر، می‌توانید یاد بگیرید که احساسات عمیقی که زیر anger قرار دارند را شناسایی کنید. این احساسات احتمالاً ناشی از ناتوانی یا بی‌ارزش بودن است و ات...
null
My mom made a lot of mistakes a couple years back, and I can't seem to forgive her. I want to say that it's okay, but I can't. I feel like even if I did forgive her, I wouldn't be able to say it to her face.
Hi Cleveland, I think I get what you're feeling. You're scared that if you forgive your mom, that would mean it wasn't so bad, or she'll think it's okay to do it again, or she won't realize how hurt you are. I invite you to look at forgiveness in a different way. Forgiveness doesn't have to mean what she did was okay. ...
مادرم چند سال پیش اشتباهات زیادی مرتکب شد و نمی‌توانم او را ببخشم. می‌خواهم بگویم اشکالی ندارد، ولی نمی‌توانم. احساس می‌کنم حتی اگر او را ببخشم، نمی‌توانم این را به او بگویم.
سلام کلیولند، فکر می‌کنم احساس شما را درک می‌کنم. شما می‌ترسید که اگر مادرتان را ببخشید، به این معنی خواهد بود که آن‌قدرها هم بد نبوده است، یا او فکر کند که اشکالی ندارد دوباره این کار را انجام دهد، یا اینکه متوجه نشود چقدر آسیب دیده‌اید. من از شما دعوت می‌کنم که به بخشش از زاویه‌ای دیگر نگاه کنید. بخشش به این معنی نیس...
null
My ex-husband told my two adolescents that Santa doesn't exist on the day before Christmas. They are desperate to hold on to the magic of Christmas, but I don't know if it's right for me to lie to them and tell them that Santa is real. I don't want to let them down and make them lose out on those memories, but I also d...
Well Boise, the cat's out of the bag now, isn't it? I love that you want to help your kids keep the magic of Christmas. They must want that too if they still believe in Santa into their teen years, which is unusual, I believe. I wonder if they had already figured it out anyway?But they know now, and your ex had the rig...
شوهر سابقم به دو نوجوانم گفت که بابانوئل وجود ندارد، در روز قبل از کریسمس. آنها desperate هستند که جادوی کریسمس را حفظ کنند، اما نمی‌دانم آیا درست است که به آنها دروغ بگویم و بگویم بابانوئل واقعی است یا نه. نمی‌خواهم ناامیدشان کنم و بگذارم خاطرات خوششان را از دست بدهند، اما همچنین نمی‌خواهم اعتمادشان را از دست بدهم.
خوب بویز، حالا دیگر راز فاش شده است، اینطور نیست؟ من از این که می‌خواهید به فرزندانتان کمک کنید تا جادوی کریسمس را حفظ کنند، خوشحالم. اگر هنوز در سال‌های نوجوانی به بابانوئل اعتقاد دارند، باید این را هم بخواهند، که به نظر من غیرمعمول است. کنجکاوم بدانم آیا به هر حال آنها قبلاً متوجه نشده بودند؟ اما حالا می‌دانند و همسر...
null
I broke up with him three weeks ago because I felt that he needed to be more respectful. He has since had a rebound relationship. He says he loves and misses me but refuses to see me. He says it's going to be too difficult to see me. Every time we talk, it feels like I'm being pushy to see him. He used to be so madly i...
Hi Kansas,I think your first instinct was good; you broke up with him. You deserve respect, but right now you're not acting as if you deserve it when you push to see him as he's moving on with a new relationship. It's appropriate now for you to respect that relationship and listen to what he says he wants, which is spa...
من سه هفته پیش از او جدا شدم چون احساس می‌کردم او باید بیشتر به من احترام بگذارد. از آن زمان او یک رابطه گذرایی داشته است. می‌گوید دوستم دارد و دلتنگم است اما حاضر نیست مرا ببیند. او می‌گوید دیدن من بسیار دشوار خواهد بود. هر بار که صحبت می‌کنیم، احساس می‌کنم برای ملاقات با او اصرار می‌ورزم. او قبلاً با عشق دیوانه‌واری ...
سلام کانزاس، فکر می‌کنم اولین غریزه‌ات خوب بود؛ تو از او جدا شدی. تو سزاوار احترام هستی، اما در حال حاضر به‌گونه‌ای رفتار نمی‌کنی که نشان‌دهنده‌ی لیاقتت باشد، وقتی که برای دیدن او تلاش می‌کنی در حالی که او در حال پیشبرد یک رابطه‌ی جدید است. اکنون مناسب است که به آن رابطه احترام بگذاری و به آنچه که او می‌گوید، یعنی نیاز...
null
My mom made a lot of mistakes a couple years back, and I can't seem to forgive her. I want to say that it's okay, but I can't. I feel like even if I did forgive her, I wouldn't be able to say it to her face.
How someone feels when they forgive another, is at peace with themselves and their understanding of what went wrong, who was responsible for what in the situation, and clarity on their own motivation, actions, emotions including pain, regret, resentment, sadness.These steps ideally allow a new door to open in order to ...
مادرم چند سال پیش اشتباهات زیادی مرتکب شد و به نظر نمی‌رسد که بتوانم او را ببخشم. می‌خواهم بگویم اشکالی ندارد، اما نمی‌توانم. احساس می‌کنم حتی اگر او را ببخشم، نمی‌توانم این را به او بگویم.
احساس کسی که وقتی دیگری را می بخشد این است که با خودش و درک اشتباهی که در آن موقعیت رخ داده در صلح است، او نسبت به مسئولیت‌ها، انگیزه‌ها و احساسات خود، از جمله درد، پشیمانی، رنجش و غم، شفافیت دارد. این گام‌ها در شرایط ایده‌آل اجازه می‌دهند که دری جدید برای ایجاد مسیرهای تازه در رابطه موجود باز شود یا اینکه بپذیرید به د...
null
I've been with my husband for eight years now. We have split twice before, and the first time was because he cheated. I took him back months later, and he really tried making it up to me by making a lot of changes. However, we continued to have issues because of my lack of trust. My insecurities and trust issues lead t...
Hi Jayuya, I'm struggling in this moment with my own biases. I have biases that are about respect and every individual's need for and right to respect. Your husband lies, cheats and physically hurts you. He makes excuses and blames you for these behaviours and trains you to do the same. He demonstrates many controlling...
الان هشت سال است که با شوهرم هستم. ما قبلاً دو بار از هم جدا شده‌ایم و بار اول به دلیل خیانت او بود. بعد از چند ماه او را دوباره به آغوش خود بازگرداندم و او واقعاً سعی کرد با ایجاد تغییرات زیاد، آن را جبران کند. با این حال، به دلیل عدم اعتماد من، همچنان با مشکلاتی مواجه بودیم. ناامنی‌ها و مسائل اعتماد من منجر به آزار ج...
سلام جایویا، در این لحظه با تعصبات خودم دست و پنجه نرم می‌کنم. من تعصباتی دارم که درباره‌ی احترام و نیاز و حق هر فرد به احترام است. شوهرتان دروغ می‌گوید، خیانت می‌کند و به شما آسیب می‌زند. او بهانه می‌آورد، شما را به خاطر این رفتارها سرزنش می‌کند و شما را برای انجام همین کارها آموزش می‌دهد. او رفتارهای کنترل‌کننده و آز...
null
I crave attention, companionship, and sex. She has had a hysterectomy, and she has a bad knee.
Hi Hampton,Although I'd bet your wife also wants the attention and companionship, it seems that there are a few barriers in your sexual relationship right now. I also would bet that there are things that your wife would like from you. This is a very common issue; two people with different sexual drives or needs. If you...
من به توجه، همراهی و رابطه جنسی نیاز دارم. او هیسترکتومی انجام داده و زانویش آسیب دیده است.
سلام همپتون، هرچند که به نظر می‌رسد همسر شما نیز خواهان توجه و همراهی است، اما به نظر می‌رسد که در حال حاضر موانعی در رابطه جنسی شما وجود دارد. همچنین گمان می‌کنم که همسرتان خواسته‌هایی از شما دارد. این یک مسئله رایج است؛ دو نفر با تمایلات یا نیازهای جنسی متفاوت. اگر هر دو شما می‌خواهید رابطه‌تان بهبود یابد، مراجعه به ...
null
My girlfriend and I have broken up and gotten back together numerous times in the past two years. We recently just broke up again last night on New Year’s Eve. When we break up, the very next day, she calls me and acts as if nothing has happened. She acts like everything is alright. This has been going on for two years...
Love is not enough to keep a relationship together.The people need to get along happily too.Let's start with knowing more about your happiness in being with your partner.The frequent break ups happen for a reason.  Try understanding more of why you go back together again.You state a few very clear reasons to not contin...
من و دوست دخترم در دو سال گذشته بارها از هم جدا شده و دوباره با هم برگشتیم. اخیراً، شب گذشته در شب سال نو دوباره از هم جدا شدیم. هر بار که از هم جدا می‌شویم، درست روز بعد او با من تماس می‌گیرد و طوری رفتار می‌کند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. او طوری رفتار می‌کند که انگار همه چیز خوب است. این وضعیت دو سال است که ادا...
عشق برای حفظ یک رابطه کافی نیست. افراد باید با خوشحالی نیز با یکدیگر کنار بیایند. بیایید با شناخت بیشتر از شادی شما در بودن با شریک زندگی‌تان شروع کنیم. جدایی‌های مکرر به دلایلی اتفاق می‌افتد. سعی کنید بیشتر درک کنید که چرا دوباره با هم برمی‌گردید. شما چند دلیل کاملاً واضح برای ادامه ندادن این رابطه بیان می‌کنید، مانند...
null
I am so angry. I feel like the arguments with my parents have caused me so much anxiety and stress, and I don't know what to do. I want to sit down with a psychologist, but I cannot afford one, nor do I have my own health insurance. I can feel myself starting to get violent. I throw things of value when I start to get ...
First off, it is great that you recognize that some changes need to be made. It is also really good that you understand where the source of your anxiety and stress comes from. Fortunately there are many self help books and internet sources that provide free tools to help you cope with life's obstacles, including anger ...
من خیلی عصبانی هستم. احساس می‌کنم مشاجرات با پدر و مادرم باعث ایجاد اضطراب و استرس زیادی در من شده است و نمی‌دانم چه کنم. می‌خواهم پیش یک روانشناس بروم، اما نه توان مالی آن را دارم و نه بیمه سلامت خودم را. احساس می‌کنم که دارم به سمت خشونت می‌روم. وقتی عصبانی می‌شوم، چیزهای باارزشی را پرت می‌کنم. دیوارم را سوراخ کرده‌ا...
اول از همه، خیلی خوب است که متوجه می‌شوید که لازم است تغییراتی صورت گیرد. همچنین بسیار مهم است که منبع اضطراب و استرس خود را درک کنید. خوشبختانه، کتاب‌های خودیاری و منابع اینترنتی زیادی در دسترس هستند که ابزارهای رایگانی برای مقابله با چالش‌های زندگی، از جمله مدیریت خشم، ارائه می‌دهند. چندین استراتژی وجود دارد که می‌تو...
null
I have bipolar II disorder, I'm addicted to alcohol and weed, and I'm hopeless. I keep drinking even though it's harming myself and others.
The first step to change is to admit that you have a problem that is in need of change.  Frequently our problems keep us in denial.  Although feeling hopeless is an uncomfortable feeling, it suggests to me that you know that you can not do this alone.  The best course of treatment for you is to treat all of these probl...
من اختلال دوقطبی نوع II دارم، به الکل و ماری‌جوآنا اعتیاد دارم و ناامید هستم. با وجود این که به خودم و دیگران آسیب می‌زنم، همچنان به نوشیدن الکل ادامه می‌دهم.
اولین قدم برای تغییر این است که بپذیرید مشکلی دارید که به تغییر نیاز دارد. اغلب، مشکلات ما را در انکار نگه می‌دارند. اگرچه احساس ناامیدی ناراحت‌کننده است، اما به من می‌گوید که می‌دانید نمی‌توانید این کار را به تنهایی انجام دهید. بهترین شیوه درمانی برای شما این است که همه این مشکلات را به طور همزمان درمان کنید. سم‌زدایی...
null
My boyfriend has a child he gets every other weekend. He goes to see her twice a week or more. Every time she leaves, he gets into these funks like when his mom died. When she’s here, she’s disrespectful, and his answer is “Well, I don’t know what to tell you.” She swears and talks back, and he laughs. He and her mom h...
Hi Lockport, Building a relationship when there are already children involved is very tricky. You don't tell us whether you live together or not. If you do, your position is perhaps more difficult, because his daughter's behaviours affect you; you live in the home. A bottom line for me is you don't tell someone else ho...
دوست پسر من بچه‌ای دارد که هر هفته یک بار او را می‌بیند. او هفته‌ای دو بار یا بیشتر به دیدنش می‌رود. هر بار که او می‌رود، مثل وقتی که مادرش فوت کرد، دچار حال بدی می‌شود. وقتی او اینجا است، بی‌احترامی می‌کند و پاسخ او این است: "خب، نمی‌دانم چه بگویم." او فحش می‌دهد و جواب می‌دهد و او می‌خندد. او و مادرش سه سال است که از...
سلام لاکپورت، ایجاد یک رابطه زمانی که بچه‌هایی درگیر هستند بسیار دشوار است. شما به ما نمی‌گویید که آیا با هم زندگی می‌کنید یا نه. اگر این کار را بکنید، ممکن است موقعیت شما دشوارتر شود، زیرا رفتارهای دختر او بر شما تأثیر می‌گذارد؛ شما در آن خانه زندگی می‌کنید. نکته اصلی برای من این است که شما به کسی نمی‌گویید چگونه باید...
null
I am so angry. I feel like the arguments with my parents have caused me so much anxiety and stress, and I don't know what to do. I want to sit down with a psychologist, but I cannot afford one, nor do I have my own health insurance. I can feel myself starting to get violent. I throw things of value when I start to get ...
I'm sorry you have so many arguments with your parents.  Ideally parents are people who tolerate that their kids are people with their own unique characteristics.Everyone likes feeling loved by their parent.   Do you feel loved even though you and them have clashes?Anger is a symptom of a problem.The real question is k...
من خیلی عصبانی هستم. احساس می‌کنم مشاجره‌هایم با پدر و مادرم باعث اضطراب و استرس زیادی برایم شده و نمی‌دانم چه کار باید بکنم. می‌خواهم با یک روانشناس صحبت کنم، اما نمی‌توانم هزینه آن را پرداخت کنم و همچنین بیمه درمانی ندارم. می‌توانم احساس کنم که شروع به خشونت می‌کنم. وقتی عصبانی می‌شوم، چیزهای باارزش را پرتاب می‌کنم. ...
متاسفم که این همه با پدر و مادرت بحث می‌کنی. در حالت ایده‌آل، والدین افرادی هستند که این را می‌پذیرند که فرزندانشان ویژگی‌های منحصر به فرد خود را دارند. همه دوست دارند که از سوی والدین خود محبت دریافت کنند. آیا باوجود درگیری‌هایتان، احساس محبت می‌کنی؟ خشم نشانه‌ای از یک مشکل است. سوال اصلی این است که چه چیزی در درون تو...
null
Just wondering if this is a deviant act, and if I should be concerned for him. He isn’t quite 10.
Well it's certainly unusual, and potentially could be cause for alarm. It's a passive aggressive act if done intentionally, so I would wonder if this child is trying to say something.I think without any context, however, or sense of whether there are other signs of disturbance, it's impossible to say what's going on. I...
فقط در حال فکر کردن هستم که آیا این عمل انحرافی است و آیا باید نگران او باشم؟ او هنوز 10 ساله نشده است.
خب، مطمئناً این موضوع غیرعادی است و ممکن است دلیل نگرانی باشد. اگر به طور عمدی انجام شود، این یک عمل پرخاشگرانه منفعلانه است، بنابراین باید بپرسیم که آیا این کودک می‌خواهد چیزی را بیان کند. با این حال، فکر می‌کنم بدون زمینه‌ای مناسب یا نشانه‌هایی دال بر وجود اختلالات دیگر، نمی‌توانیم بگوییم که چه اتفاقی در حال رخ دادن ...
null
I've been in a relationship for over a year. He's cheated and lied. I heard he's married, but he says he's not. Everything is very up and down; there's no trust. Recently, he went on a trip, and I promised him I'd behave and not drink because when I drink, I drink too much, and I tend to make poor choices. This time, I...
Hi Calgary (Canada!),  Let me get this straight...you're in a 'relationship', but he might be married. You both cheat and lie and he's abusive. The short answer is that there is too much wrong here for this therapist to try and fix it. Relationships don't heal us and they don't help us grow up. We have to be mature and...
من بیش از یک سال است که در یک رابطه هستم. او خیانت کرده و دروغ گفته است. شنیدم که ازدواج کرده، اما او می‌گوید که نه. اوضاع بسیار ناپایدار است و هیچ اعتمادی بین ما وجود ندارد. اخیراً او به سفر رفته بود و من به او قول دادم که رفتار کنم و مشروب نخورم چون وقتی مشروب می‌خورم، بیش از حد می‌نوشم و تمایل به انتخاب‌های ضعیف دار...
سلام کلگری (کانادا!)، اجازه دهید این موضوع را روشن کنم... شما در یک "رابطه" هستید، اما او ممکن است متأهل باشد. شما هر دو خیانت می‌کنید و دروغ می‌گویید و او نیز رفتارهای آزاردهنده‌ای دارد. پاسخ کوتاه این است که در اینجا مشکلات زیادی وجود دارد که این درمانگر نمی‌تواند آنها را برطرف کند. روابط نمی‌توانند به ما healing دهن...
null
My fiancé and I have been in a relationship for two years. We have an infant son. My fiancé also has a child from a previous relationship. We do not live together. I live with my mother currently while I get on my feet, and he's living with some friends. My mother and I have an awful relationship that is completely unb...
Hi Bethlehem,You have a big decision to make.  I appreciate your fiancé's need to stay close to his child and be a stand-up dad, and I am glad that you know your son needs an emotionally safe place.I'm a bit confused, because the obvious answer seems to be that you and your fiancé would get your own place together. I g...
من و نامزدم دو سال است که با هم رابطه داریم و یک پسر شیرخوار داریم. نامزدم همچنین از رابطه قبلی‌اش یک فرزند دارد. ما اکنون با هم زندگی نمی‌کنیم؛ من در حال حاضر با مادرم زندگی می‌کنم تا به وضعیت بهتری برسم و او با چند دوست زندگی می‌کند. رابطه من و مادرم بسیار بد است و اکثر اوقات غیرقابل تحمل است. ما حتی نمی‌توانیم در یک...
سلام بیت‌لحم، شما باید یک تصمیم بزرگ بگیرید. من از نیازی که نامزد شما برای نزدیک ماندن به فرزندش و بودن یک پدر مسئول دارد قدردانی می‌کنم و خوشحالم که می‌دانید پسر شما به یک مکان امن عاطفی نیاز دارد. کمی گیج هستم، زیرا پاسخ واضح این به نظر می‌رسد که شما و نامزدتان باید به‌طور مشترک برای خودتان جایی پیدا کنید. می‌فهمم که...
null
Ever since my ex-boyfriend and I broke up, I can't seem to get close to anyone else. I know I'm completely over him, but I just can't break down my walls and let someone new into my life.
Hi Bend, You're scared, right? That makes sense. Each time we have a break-up we are a bit more in touch with how much is at stake in this whole love and relationship business. We are falling in love and letting someone close to our hearts and there's a vulnerability in that; we can get hurt. Who you partner with long-...
از زمانی که من و دوست پسر سابقم از هم جدا شدیم، به نظر می‌رسد که نمی‌توانم به هیچ کس دیگری نزدیک شوم. می‌دانم که کاملاً از او گذشته‌ام، اما نمی‌توانم دیوارهایم را خراب کنم و اجازه دهم کسی جدید وارد زندگی‌ام شود.
سلام Bend، تو می‌ترسی، درسته؟ این منطقی است. هر بار که از هم جدا می‌شویم، کمی بیشتر با این موضوع درک می‌کنیم که در این ماجرای عشق و روابط چه مقدار وجود دارد. ما در حال عاشق شدن هستیم و به کسی اجازه می‌دهیم به قلبمان نزدیک شود و این یک آسیب‌پذیری به همراه دارد؛ ما می‌توانیم آسیب ببینیم. انتخاب شریک زندگی درازمدت یک تصمی...
null
I didn't trust my wife when I found out that she had a new guy friend that she was texting and calling. I investigated him before I found out that he was gay and that there was nothing going on. Now all my wife and I do is fight about trust.
Hello. Being unable to trust your significant other certainly can cause one to feel unsettled. Has your spouse ever done anything questionable that would cause you to not trust her? If so, then it will take time and some work to gain the trust back. Couple's counseling would be of benefit. If not, then you may want to ...
وقتی فهمیدم همسرم یک دوست جدید دارد که با او در حال پیام‌دهی و زنگ زدن است، به او اعتماد نکردم. قبل از اینکه متوجه شوم او همجنسگرا است و هیچ چیزی در حال وقوع نیست، از او تحقیق کردم. حالا من و همسرم تنها درباره اعتماد با هم دعوا می‌کنیم.
سلام. ناتوانی در اعتماد به شریک زندگی قطعاً می‌تواند باعث احساس ناآرامی شود. آیا همسرتان تا به حال کاری مشکوک انجام داده که باعث عدم اعتماد شما به او شود؟ اگر پاسخ مثبت است، بازگشت اعتماد به زمان و تلاش نیاز دارد. مشاوره زوجین می‌تواند مفید باشد. در غیر این صورت، ممکن است بخواهید به تنهایی به درمانگر مراجعه کنید تا بهت...
null
I am lazy. I am very aware of the problem and try to talk myself out of it all the time, but I never seem to shake the habits. I try to think of what it is doing to me and my future, but no matter what, I keep creating excuses for myself to continue the procrastination. All I'm ever left with is regrets and a low grade...
I am sorry to hear that you are going through such a tough time. It sounds to me like you are suffering from depression to some degree. Have you seen a therapist or talked to anyone about your problems? If not, I would advise that you do so sooner than later so that you can learn what is causing you to be unmotivated a...
من تنبل هستم. از مشکلم کاملاً آگاه هستم و مدام سعی می‌کنم خودم را قانع کنم که از آن دوری کنم، اما به نظر می‌رسد نتوانسته‌ام عادت‌هایم را ترک کنم. سعی می‌کنم به این فکر کنم که این وضعیت چه تأثیری بر من و آینده‌ام می‌گذارد، اما به هر حال، همیشه بهانه‌هایی برای ادامه procrastination به وجود می‌آورم. تنها چیزی که برایم باق...
متاسفم که می‌شنوم چنین دوران سختی را سپری می‌کنید. به نظر می‌رسد شما تا حدودی از افسردگی رنج می‌برید. آیا به یک درمانگر مراجعه کرده‌اید یا با کسی درباره‌ی مشکلات‌تان صحبت کرده‌اید؟ اگر نه، پیشنهاد می‌کنم هر چه زودتر این کار را انجام دهید تا بتوانید بفهمید چه چیزی باعث بی‌انگیزگی‌تان شده و در شکستن این چرخه‌ای که در آن ...
null
I have been seeing this guy for a little over a year. Back in August, he asked for us to step back for now. Since then, he has still been in contact with me every day. We spent some time together over the holidays, but then I was gone for New Years with family. I came to find out that he put himself on a dating site. W...
It sounds like there is a bit of confusion regarding how you two feel about each other. Do you know what type of relationship you want with him? A friendship only, casual dating, or an exclusive relationship? I would encourage you to first figure that out and then communicate to him how you are feeling. Ask him to be h...
من کمی بیش از یک سال است که با این پسر در ارتباط هستم. در ماه اوت، او از ما خواست که فعلاً کمی فاصله بگیریم. از آن زمان او هر روز با من در تماس بوده است. در طول تعطیلات مدتی را با هم گذراندیم، اما بعد از آن برای سال نو با خانواده‌ام رفتم. متوجه شدم که او خود را در یک سایت دوستیابی ثبت‌نام کرده است. وقتی این موضوع را فه...
به نظر می‌رسد کمی سردرگمی در مورد احساسات شما دو نفر نسبت به یکدیگر وجود دارد. آیا می‌دانید چه نوع رابطه‌ای با او می‌خواهید؟ فقط یک دوستی، قرار ملاقات غیررسمی، یا یک رابطه انحصاری؟ از شما می‌خواهم ابتدا این موضوع را مشخص کنید و سپس احساسات خود را با او در میان بگذارید. از او بخواهید که در مورد احساساتش و آنچه از این را...
null
I am lazy. I am very aware of the problem and try to talk myself out of it all the time, but I never seem to shake the habits. I try to think of what it is doing to me and my future, but no matter what, I keep creating excuses for myself to continue the procrastination. All I'm ever left with is regrets and a low grade...
Possibly laziness is not the true problem and is only what appears as the problem.Since you describe your laziness as an observable quality, I assume you've not always felt or handled yourself this way.Quite possibly and more likely, the particular conditions of your current life are not ones that are optimal for feeli...
من تنبل هستم. به خوبی از مشکل خود آگاه هستم و هر بار سعی می‌کنم خود را متقاعد کنم که از آن دوری کنم، اما هر بار که عادت‌ها را ترک می‌کنم، باز هم برمی‌گردم. سعی می‌کنم به این فکر کنم که این وضعیت چه تأثیری بر من و آینده‌ام دارد، اما در هر شرایطی، بهانه‌هایی برای ادامه‌ی تعویق می‌تراشم. تنها چیزی که برایم باقی مانده، حس ...
احتمالاً تنبلی مشکل واقعی نیست و فقط ظاهراً به عنوان مشکل به نظر می‌رسد. از آنجایی که شما تنبلی‌تان را به عنوان یک ویژگی قابل مشاهده توصیف می‌کنید، فرض می‌کنم که همیشه این‌طور احساس نکرده‌اید یا با خود این‌گونه رفتار نکرده‌اید. به احتمال زیاد، شرایط خاص زندگی کنونی شما برای احساس خوب در مورد خود و مشارکت‌هایتان مناسب ن...
null
I didn't trust my wife when I found out that she had a new guy friend that she was texting and calling. I investigated him before I found out that he was gay and that there was nothing going on. Now all my wife and I do is fight about trust.
Instead of fighting about trust, is it possible for you and your wife to talk with other about areas which upset each of you?Whenever feelings are hurt, knowing what exactly is problematic and being heard and understood by the partner, goes a long way to building trust.These type of discussions are hard to have, and es...
وقتی فهمیدم همسرم یک دوست جدید دارد که با او پیام می‌زند و تماس می‌گیرد، به او اعتماد نکردم. قبل از اینکه متوجه شوم او همجنسگراست و هیچ چیزی در کار نیست، درباره‌اش تحقیق کردم. حالا من و همسرم فقط درباره اعتماد با هم درگیر هستیم.
به جای دعوا بر سر اعتماد، آیا ممکن است شما و همسرتان در مورد موضوعاتی که هر یک از شما را ناراحت می‌کند، با یکدیگر صحبت کنید؟ هر بار که احساسات جریحه‌دار می‌شود، دانستن دقیقاً چه چیزی مشکل‌ساز است و شنیده و درک شدن توسط شریک زندگی، به شکل قابل توجهی به ایجاد اعتماد کمک می‌کند. این نوع گفتگوها دشوار است، به‌ویژه در اولین...
null
I have an overwhelming desire to watch my wife have sex with another man. I talked to her about it, and she said she will do it for me. The idea excites me to no end, but I don’t want to because it disgusts me. How can I stop wanting it, or should I just give into it and do it? I’ve been struggling for years with this....
Try to understand your own ambivalence to having your wish fulfilled.Since you and your wife are in a relationship, the sex she will have with another man will affect emotions in both you and your wife.I suggest you and her prepare emotionally before you both go ahead with the sexual arrangement,By anticipating any jea...
من تمایل شدیدی به تماشای همسرم در حال رابطه جنسی با مرد دیگری دارم. در مورد این موضوع با او صحبت کردم و او گفت که این کار را برای من انجام خواهد داد. این ایده به شدت من را هیجان‌زده می‌کند، اما از طرفی به خاطر اینکه از آن بدم می‌آید، نمی‌خواهم این کار را انجام دهم. چگونه می‌توانم از خواستن این موضوع دست بردارم، یا باید...
سعی کنید دوگانگی خود را در مورد برآورده شدن آرزویتان درک کنید. از آنجایی که شما و همسرتان در یک رابطه هستید، رابطه جنسی او با مرد دیگری بر احساسات شما و همسرتان تأثیر می‌گذارد. پیشنهاد می‌کنم شما و همسرتان قبل از ادامه دادن به این ترتیبات جنسی، از نظر عاطفی آماده شوید. با پیش‌بینی هر گونه حسادت یا احساس درماندگی، یا اح...
null
From the moment I wake up, I hear what I think is my voice in my head. Even now, I hear it saying every word I’m thinking. When I lay down to sleep, I think of weird and crazy things, and the voice will never stop talking. I don’t know if it’s me thinking. It never stops. I’ll lay in my bed for hours just thinking abou...
Does the voice in your head sound different or the same as your own voice when you talk to people and go about your usual daily life?There is a great big difference in the type of problem you're having if you feel the voice belongs to someone besides who you are.If you are hearing "self-talk" of turning over in your mi...
از لحظه‌ای که از خواب بیدار می‌شوم، به نظر می‌رسد صدای خودم را در ذهنم می‌شنوم. حتی اکنون هم هر کلمه‌ای را که در ذهن دارم، می‌شنوم. وقتی که می‌خواهم بخوابم، به چیزهای عجیب و غریب و دیوانه‌کننده فکر می‌کنم و این صدا هرگز از صحبت کردن دست برنمی‌دارد. نمی‌دانم که آیا این فکر کردن به من مربوط می‌شود یا نه. هرگز متوقف نمی‌ش...
آیا صدایی که در ذهنتان می‌شنوید، وقتی با دیگران صحبت می‌کنید و به زندگی روزمره‌تان می‌پردازید، متفاوت از صدای خودتان است یا شبیه آن؟ اگر احساس می‌کنید این صدا متعلق به شخص دیگری است، تفاوت زیادی در نوع مشکلی که دارید وجود دارد. اگر در حال شنیدن "خودگویی" هستید و در ذهنتان وقایعی را که در زندگیتان می‌گذرد مرور می‌کنید، ...
null
I'm a female freshman in high school, and this question is for my male best friend. At the start of freshman year, we dated for about a week before his parents ended it because they said he is too young to date. He has been dating a really sweet senior girl for a month or two. I have nothing against her except for the ...
First off, I think it is great that you are willing and able to help out your friend with issues regarding his current relationship, despite the fact that you have feelings for him. I think that the best thing you can do is let him know that you are there for him if he wants to talk about things. You can also help by p...
من یک دختر سال اول دبیرستان هستم و این سوال برای بهترین دوست پسرم است. در آغاز سال اول، ما حدود یک هفته با هم قرار گذاشتیم تا اینکه والدینش این رابطه را تمام کردند، چون گفتند هنوز برای قرار ملاقات خیلی کوچک است. او اکنون حدود یک یا دو ماه است که با یک دختر سال‌سومی واقعاً شیرین در حال دوستی است. من مشکلی با او ندارم جز...
اول از همه، فکر می‌کنم خیلی خوب است که شما مایل و قادر به کمک به دوستتان در مسائل مربوط به رابطه فعلی‌اش هستید، با وجود اینکه نسبت به او احساساتی دارید. بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که به او نشان دهید که اگر بخواهد در مورد مسائل صحبت کند، در کنارش هستید. همچنین می‌توانید با ارائه گزینه‌های موجود به او کم...
null
My husband and I got into a huge dispute. He said he wanted a divorce, and I left. I still come home a lot and see my kids, and he has not filed yet even though he still said he is. What does that mean for our marriage?
In situations like this, in most cases, he probably will not fill anytime soon. It's more of the fact that he isn't ready to give that life yet... Now if you probably pressured him about it then yes, he would probably give in.. But if it hasn't been a big issue anymore or something you guys aren't talking about, then r...
من و شوهرم با هم به شدت دچار اختلاف شدیم. او گفت که می‌خواهد طلاق بگیرد و من خانه را ترک کردم. من هنوز به خانه می‌آیم و فرزندانم را می‌بینم، و او هنوز درخواست طلاق نداده است، هرچند که همچنان بر این مسئله تأکید دارد. این موضوع چه معنایی برای ازدواج ما دارد؟
در چنین شرایطی، در بیشتر موارد، او احتمالاً به این زودی‌ها پر نخواهد شد. بیشتر به این خاطر است که او هنوز آماده نیست آن زندگی را رها کند... حالا اگر او را تحت فشار قرار دهید، بله، احتمالاً تسلیم خواهد شد. اما اگر این موضوع دیگر مشکل بزرگی نیست یا چیزی است که شما دیگر در مورد آن صحبت نمی‌کنید، در حال حاضر... همه چیز در ...
null
From the moment I wake up, I hear what I think is my voice in my head. Even now, I hear it saying every word I’m thinking. When I lay down to sleep, I think of weird and crazy things, and the voice will never stop talking. I don’t know if it’s me thinking. It never stops. I’ll lay in my bed for hours just thinking abou...
null
از لحظه‌ای که بیدار می‌شوم، صدایی را در ذهنم می‌شنوم که فکر می‌کنم صدای خودم است. حتی اکنون هم هر کلمه‌ای را که فکر می‌کنم، می‌شنوم. وقتی به خواب می‌روم، به چیزهای عجیب و غریب و دیوانه‌وار فکر می‌کنم و این صدا هرگز متوقف نمی‌شود. نمی‌دانم آیا واقعاً به این فکر می‌کنم یا نه. این صدا هرگز قطع نمی‌شود. ساعت‌ها روی تخت می‌...
نان
null
I was violently raped by another women who was my friend of 13 years. I’m having bad flashbacks. I’m scared to sleep because I see it in my dreams. I don't leave the house because I have panic attacks.
I'm sorry for your suffering.There are therapy programs which help people to gradually feel more at ease so that daily living does not feel so frightening.Once you feel stronger and more secure from such a behavioral program, you'll be able to sleep more peacefully and leave the house whenever necessary to do your regu...
زن دیگری که دوست ۱۳ ساله‌ام بود، به طور خشونت‌آمیز مورد تجاوز قرار گرفتم. فلاش‌بک‌های بدی دارم و از خواب می‌ترسم چون آن را در خواب‌هایم می‌بینم. به همین دلیل از خانه بیرون نمی‌روم چون دچار حملات پانیک می‌شوم.
برای رنج شما متاسفم. برنامه‌های درمانی وجود دارد که به افراد کمک می‌کند تا به تدریج احساس آرامش بیشتری داشته باشند تا زندگی روزمره آنقدر ترسناک به نظر نرسد. هنگامی که از چنین برنامه‌ای احساس قدرت و امنیت بیشتری کنید، می‌توانید آرام‌تر بخوابید و هرزمان که لازم باشد برای انجام کارهای روزمره‌تان از خانه خارج شوید. سپس خوا...
null
I'm in my early 20s. I’ve been married once, and he cheated on me. Ever since then, I've felt ugly no matter what. I'm engaged, and I still feel ugly. I don't like to take pictures of myself.
Sounds as though you're taking the blame for the bad actions of your former husband.He did an ugly action, and instead of feeling only your own emotions in response to being cheated on, you are holding his ugly behavior within you and feeling it.Does this sound like a possible explanation of why your feeling of uglines...
من در اوایل 20 سالگی هستم. یک بار ازدواج کرده‌ام و او به من خیانت کرد. از آن زمان به بعد، هرچه باشد، احساس زشت بودن دارم. اکنون نامزد دارم و هنوز احساس زشت بودن می‌کنم. دوست ندارم از خودم عکس بگیرم.
به نظر می‌رسد که شما بار مسئولیت اعمال نادرست شوهر سابق‌تان را بر دوش می‌کشید. او عملی زشت انجام داد و به جای اینکه تنها احساسات خود را در پاسخ به خیانتش احساس کنید، رفتار زشت او را در درون خود حفظ کرده و با آن دست و پنجه نرم می‌کنید. آیا این توضیح ممکن است دلیل آغاز احساس زشتی‌تان پس از حادثه خیانت باشد؟ ممکن است با ج...
null
From the moment I wake up, I hear what I think is my voice in my head. Even now, I hear it saying every word I’m thinking. When I lay down to sleep, I think of weird and crazy things, and the voice will never stop talking. I don’t know if it’s me thinking. It never stops. I’ll lay in my bed for hours just thinking abou...
First let's make sure that the voice is not one you hear outside your head and that it is not giving you commands.  If either are the case, please visit a psychiatrist for an accurate assessment.I believe you asking for some support in order to quiet your reactive mind (also called self-talk, automatic thoughts, mind t...
از لحظه‌ای که از خواب بیدار می‌شوم، صدایم را که به نظر می‌رسد در ذهنم است می‌شنوم. حتی اکنون هم هر کلمه‌ای را که فکر می‌کنم می‌شنوم. وقتی دراز می‌کشم تا بخوابم، به چیزهای عجیب و غریب و دیوانه‌واری فکر می‌کنم و آن صدا هرگز متوقف نمی‌شود. نمی‌دانم آیا واقعاً خودم دارم فکر می‌کنم یا نه. این صدا هرگز از بین نمی‌رود. ساعت‌ه...
ابتدا مطمئن شوید که صدایی نیست که خارج از ذهن شما شنیده می‌شود و به شما دستور نمی‌دهد. اگر هر یک از این موارد وجود دارد، لطفاً برای ارزیابی دقیق‌تر به یک روان‌پزشک مراجعه کنید. من فکر می‌کنم شما برای آرام کردن ذهنتان، که به آن گفتگوی درونی، افکار خودکار، یا گفتگوی ذهنی می‌گویند، نیاز به حمایت دارید. هنگامی که مضطرب هست...
null
I have anger issues that have worsened over the years because I’ve never dealt with my emotions. My anger has never been expressed physically until the past year. My girlfriend has had to endure these episodes. I love her, and I think I’m about to lose her, if I already haven’t. I throw things at her when I’m angry, an...
Good for you for recognizing that a change has to be made quickly. Regardless of whether or not your girlfriend leaves your relationship, taking control of your anger needs to happen sooner than later. If left unresolved, it will follow you into any relationship you have. Have you talked to a therapist? I would suggest...
من دارای مشکلات خشم هستم که در طول سال‌ها بدتر شده‌اند زیرا هرگز با احساساتم درست کنار نیامده‌ام. عصبانیت من تا سال گذشته هرگز به صورت فیزیکی بروز نکرده بود. دوست دخترم مجبور شده این لحظات را تحمل کند. او را دوست دارم و احساس می‌کنم در آستانه از دست دادن او هستم، اگر قبلاً این کار را نکرده باشم. هنگامی که عصبانی هستم، ...
برای شما خوب است که متوجه شده‌اید که باید به سرعت تغییراتی ایجاد شود. صرف نظر از اینکه دوست دخترتان رابطه‌تان را ترک کند یا نه، شما باید هر چه زودتر کنترل خشم خود را به دست بگیرید. اگر این مسئله نادیده گرفته شود، در هر رابطه‌ای که داشته باشید دنبالتان خواهد بود. آیا با یک درمانگر صحبت کرده‌اید؟ من پیشنهاد می‌کنم که ابت...
null
My husband’s ex-wife married a man who was charged with seven felony counts of pandering involving a minor. He, by his own admission, is addicted to child pornography. My step-daughters are now all teenagers. They do not know. My husband’s ex-wife has kept this information from my step-daughters. The step-father has ha...
Lorain, you're correct that your husband's ex-wife is (seriously) minimizing this problem. I have a very strong opinion here. In my book, the safety of children trumps potentially insulting or hurting the feelings of adults. Of course the girls should be told, because they have the right to know. Their voice is not the...
همسر سابق شوهرم با مردی ازدواج کرده که به هفت فقره جنایت مربوط به سوءاستفاده از یک خردسال متهم شده است. او به گفته خودش به پورنوگرافی کودکان معتاد است. دختران ناتنی من اکنون همه نوجوان هستند و از این موضوع بی‌خبرند. همسر سابق شوهرم این اطلاعات را از دختران ناتنی من پنهان کرده است. ناپدری اخیراً مشکلاتی در ارتباط با اعت...
لورین، درست می‌گویی که همسر سابق شوهرت (به‌طور جدی) این مشکل را نادیده می‌گیرد. من در این باره نظر بسیار قوی‌ای دارم. از نظر من، ایمنی کودکان بر نگرانی از توهین یا نگران کردن احساسات بزرگسالان برتری دارد. البته دخترها باید مطلع شوند، چون حق دارند بدانند. صدای آنها تنها صدایی نیست که در این مورد نگرانم. من معتقدم شوهر ش...
null
I have anger issues that have worsened over the years because I’ve never dealt with my emotions. My anger has never been expressed physically until the past year. My girlfriend has had to endure these episodes. I love her, and I think I’m about to lose her, if I already haven’t. I throw things at her when I’m angry, an...
Hi Baton Rouge,I'm glad you're reaching out. The first step here is that you are taking some responsibility for your behaviours. I do hear you minimizing your actions (you say you don't "hit her enough to cause harm"?), but you're headed in the right direction. I hope that in your pursuit of treatment you learn that th...
من مشکلات خشم دارم که در طول سال‌ها بدتر شده است زیرا هرگز با احساساتم کنار نیامده‌ام. عصبانیت من تا سال گذشته هرگز به صورت فیزیکی ابراز نشده بود. دوست دخترم مجبور شده این دوره‌ها را تحمل کند. من او را دوست دارم و فکر می‌کنم در آستانه از دست دادن او هستم، اگر قبلاً او را از دست نداده باشم. وقتی عصبانی هستم، چیزهایی را ...
سلام باتون روژ، خوشحالم که با شما تماس گرفته‌اید. اولین قدم در اینجا این است که شما مسئولیت رفتارهای خود را بر عهده می‌گیرید. می‌شنوم که اقدامات خود را به حداقل می‌رسانید (شما می‌گویید "آنقدر به او آسیب نمی‌زنم که صدمه ببیند؟")، اما در مسیر درستی حرکت می‌کنید. امیدوارم در پیگیری درمانتان یاد بگیرید که آسیب‌هایی که ایجا...
null
I'm feeling different towards my husband. I feel I am growing from the relationship. I have been with my husband for six years and married for almost five. I just don't feel that connection anymore. I feel nothing. I don't know why or if I'm just being irrational.
Lacey, I'm SO glad you wrote. Thousands of people are having this same feeling right now. I'm glad you're paying attention to it. When you first meet someone, there are all kinds of sparkly feelings and you both do and say lots of things to cement the attachment and create deep intimacy and connection. Then what happen...
من نسبت به شوهرم احساس متفاوتی دارم. حس می‌کنم از این رابطه رشد می‌کنم. شش سال است که با شوهرم هستم و تقریباً پنج سال است که ازدواج کرده‌ایم. دیگر آن ارتباط را احساس نمی‌کنم. هیچ احساسی ندارم. نمی‌دانم چرا یا اینکه آیا فقط غیرمنطقی هستم.
لیسی، خیلی خوشحالم که نوشتی. هزاران نفر در حال حاضر همین احساس را دارند و خوشحالم که به آن توجه می‌کنی. وقتی برای اولین بار با کسی ملاقات می‌کنی، احساسات درخشان زیادی وجود دارد و هر دوی شما کارها و گفته‌های زیادی انجام می‌دهید تا وابستگی و صمیمیت عمیق‌تری ایجاد کنید. سپس اتفاقی که می‌افتد این است که وقتی این ارتباط را ...
null
My husband’s ex-wife married a man who was charged with seven felony counts of pandering involving a minor. He, by his own admission, is addicted to child pornography. My step-daughters are now all teenagers. They do not know. My husband’s ex-wife has kept this information from my step-daughters. The step-father has ha...
If the daughters are old & mature enough to understand substance abuse.  They should be told for their own empowerment. KNOWLEDGE is their power of safety and protection.
همسر سابق شوهرم با مردی ازدواج کرده که به هفت فقره جنایت مربوط به آزار و اذیت یک خردسال متهم شده است. او به اعتراف خودش، به پورنوگرافی کودکان معتاد است. دختران ناتنی من اکنون همه نوجوان هستند و از این موضوع بی‌خبرند. همسر سابق شوهرم این اطلاعات را از دختران ناتنی من پنهان کرده است. ناپدری به تازگی با مشکلاتی در زمینه ا...
اگر دختران به حد کافی بزرگ و بالغ هستند که بتوانند سوء مصرف مواد را درک کنند، باید به آنها اطلاع داده شود تا برای توانمندی خودشان empowered شوند. دانش، قدرت آن‌ها برای ایمنی و حفاظت است.
null
I decided to stay and work it out. I just don’t want to sit on the couch. Other than that, I have been getting over the situation. I don't feel it is fair that she expects me to sit on that couch and won’t leave me alone about it. I can move on and continue to love, laugh, and play with my wife. I just don't want to si...
Houston, It's normal for this kind of thing to be a trigger, so I get why you don't want to sit on it, but to keep refusing keeps the affair alive. Am I to assume that you can't afford a new one? Ideally, she buys you a new couch, but it certainly would be a gesture of love for you to do it too and it will help you bot...
تصمیم گرفتم بمانم و آن را حل کنم. من فقط نمی‌خواهم روی مبل بنشینم. به جز این، در حال کنار آمدن با وضعیت هستم. فکر نمی‌کنم منصفانه باشد که او از من انتظار دارد روی آن مبل بنشینم و از این موضوع دست بر نداشته باشد. من می‌توانم ادامه دهم و به دوست داشتن، خندیدن و بازی با همسرم ادامه دهم. من فقط نمی‌خواهم روی آن مبل بنشینم.
هیوستون، طبیعی است که چنین چیزهایی محرک باشند، بنابراین می‌فهمم چرا نمی‌خواهی به آن تکیه کنی؛ اما ادامه‌ی امتناع باعث می‌شود که این رابطه همچنان زنده بماند. آیا می‌توانم فرض کنم که نمی‌توانی یکی جدید بخری؟ در حالت ایده‌آل، او برایت یک کاناپه جدید می‌خرد، اما قطعاً این نیز یک ژست عشق از سوی تو خواهد بود و به هر دوی شما ...
null
My toddler defies everything I say and doesn’t see me as authoritative, so she says no about everything. I'd like to hear some ways I can work on not needing to feel so much in control all the time.
Hi Biddeford,This is a super goal. Feeling powerless is something parents are wise to get used to; there's a creature in the home whose job it is to find and use their power in the family and in the world. Of course your toddler defies you, and that's healthy. I worry more about the overly compliant ones. She is wantin...
کودک نوپای من در برابر هر چیزی که می‌گویم تمرد می‌کند و فرازگاه من را به رسمیت نمی‌شناسد، بنابراین در مورد هر چیزی نه می‌گوید. می‌خواهم راه‌هایی را بشنوم که بتوانم بر روی این موضوع کار کنم و نیازی به کنترل مداوم نداشته باشم.
سلام بیدفورد، این یک هدف عالی است. احساس ناتوانی چیزی است که والدین باید به آن عادت کنند؛ در خانه موجودی وجود دارد که وظیفه‌اش پیدا کردن و استفاده از قدرتش در خانواده و دنیا است. طبیعی است که کودک نوپای شما به شما بی‌اعتنایی کند و این کاملاً سالم است. من بیشتر نگران کودکان بیش از حد مطیع هستم. او در حال تلاش برای درک ق...
null
My boyfriend and I have been together for five years now. Throughout the entire first day that we met, he and I had the opportunity to interact quite a lot and instantly sparked a deep connection with one another. That same night, he and a friend stayed over at my house (without my mom's acknowledgment) and we kissed. ...
Hi Winters, I learned a long time ago that I can't ever predict who will change and who won't. I meet couples who seem to have all the ingredients but can't make it work, and others who have severe issues and they decide to make better decisions and things change. But in reading your story, the image of a slot machine ...
من و دوست پسرم پنج سال است که با هم هستیم. در طول روز اولی که ملاقات کردیم، فرصت زیادی برای ارتباط با هم داشتیم و به سرعت یک ارتباط عمیق با یکدیگر برقرار کردیم. همان شب، او و یکی از دوستانش بدون اطلاع مادرم در خانه من ماندند و ما همدیگر را بوسیدیم. دو روز بعد هم همانند روز اول گذشت. در شب سوم، مادرم بالاخره ما را دید و...
سلام وینترز، مدتی پیش یاد گرفتم که نمی‌توانم پیش‌بینی کنم چه کسی تغییر خواهد کرد و چه کسی نه. با زوج‌هایی ملاقات می‌کنم که به نظر می‌رسد همه‌ی ملزومات را دارند اما نمی‌توانند رابطه‌شان را پیش ببرند، و دیگرانی که با مسائل جدی‌تری مواجه‌اند و تصمیم می‌گیرند که بهتر عمل کنند و اوضاع تغییر می‌کند. اما با خواندن داستان شما،...
null
My girlfriend broke up with me five months ago because I said awful things to her one night for no reason of hers. I have been trying to get her back, but it isn’t easy. She is in her 50s and I am in my 40s. She is the one I want for my life, and this is killing me. Every day, I cry, and I am desperate for help.
New York, what would it mean about you if you got her back? Is that the only way you can like or forgive yourself...if she forgives you and takes you back? Your self respect doesn't need to rely on this working with her. She simply doesn't want to be with you, and every day that you refuse to honour her decision is ano...
دوست دخترم پنج ماه پیش از من جدا شد زیرا یک شب بدون هیچ دلیلی به او حرف‌های ناخوشایندی زدم. من تلاش کرده‌ام او را برگردانم، اما این کار آسان نیست. او در پنجاه سالگی است و من در چهل سالگی. او همان کسی است که می‌خواهم در زندگی‌ام باشد و این موضوع مرا عذاب می‌دهد. هر روز گریه می‌کنم و به شدت به کمک نیاز دارم.
نیویورک، اگر او را دوباره به دست بیاوری، این چه معنایی برای تو خواهد داشت؟ آیا این تنها راهی است که می‌توانی خودت را دوست داشته باشی یا ببخشی... اگر او تو را ببخشد و دوباره با تو باشد؟ احترام به نفس تو نیازی به وابستگی به این موضوع ندارد. او به سادگی نمی‌خواهد با تو باشد، و هر روزی که از احترام به تصمیم او سر باز می‌زن...
null
I’m a teenager. My entire family needs family therapy, and more than likely individual therapy. My parents refuse to take action, and I'm tired of it. Is there any way I can get out of this myself?
This sounds like a really tough situation.  As a teenager, you may be able to get counseling on your own (without needing your parents' consent) under some circumstances.  If your parents are refusing to consider counseling, you might want to try talking to your doctor or another trusted adult about finding some counse...
من یک نوجوان هستم. تمام خانواده‌ام به درمان خانوادگی و احتمالاً درمان فردی نیاز دارند. پدر و مادرم از اقدام کردن امتناع می‌کنند و من از این وضعیت خسته شده‌ام. آیا راهی وجود دارد که بتوانم خودم از این مشکلات خارج شوم؟
این وضعیت واقعاً دشوار به نظر می‌رسد. به عنوان یک نوجوان، در برخی شرایط ممکن است بتوانید به صورت مستقل (بدون نیاز به رضایت والدینتان) به مشاوره دسترسی پیدا کنید. اگر والدینتان از درخواست مشاوره خودداری می‌کنند، شاید بهتر باشد با پزشک یا بزرگسال مورد اعتماد دیگری درباره پیدا کردن منابع مشاوره صحبت کنید - حتی بدون کمک وا...
null
After a domestic abuse situation, I went to a therapist, and then my husband went. The therapist discussed her assessment of borderline personality disorder with me. She then told my abuser the results of my tests.
It sounds like it may have been a violation of confidentiality for your therapist to disclose information about you without your permission.  There are some exceptions to the general rule of confidentiality however.  For example, when a therapist has a reasonable concern that a client (or someone else) is in imminent d...
پس از یک وضعیت آزار خانگی، به یک درمانگر مراجعه کردم و سپس شوهرم نیز رفت. درمانگر ارزیابی خود درباره اختلال شخصیت مرزی را با من در میان گذاشت. او سپس نتایج آزمایش‌های من را به همسرم اعلام کرد.
به نظر می‌رسد که افشای اطلاعات درباره شما بدون اجازه‌تان از سوی درمانگرتان ممکن است نقض محرمانگی باشد. با این حال، استثنائاتی برای قاعده عمومی محرمانگی وجود دارد. به عنوان مثال، وقتی که یک درمانگر دلیلی منطقی برای نگرانی دارد که یک مشتری (یا شخص دیگری) در معرض خطر قریب‌الوقوع است، معمولاً مجاز است اطلاعات محرمانه را بر...
null
I love my boyfriend and everything that leads to sex, but when it comes to the actual penetration, I hate it. I don't know why, but I just want it to be over. I feel like crying. I don't know why I don’t like it because all of my friends enjoy it.
Although I am not entirely sure why you might be struggling in this area, an initial question I have is do you want to be sexually active at this time or is this something that you feel pressured into doing.?  If you feel pressured into being sexually active by your friends or boyfriend it is understandable that you wa...
من دوست پسرم و همه چیزهایی که به رابطه جنسی منجر می‌شود را دوست دارم، اما وقتی به دخول واقعی می‌رسد، از آن متنفرم. نمی‌دانم چرا، فقط می‌خواهم تمام شود. احساس می‌کنم که می‌خواهم گریه کنم. نمی‌دانم چرا از آن خوشم نمی‌آید، زیرا همه دوستانم از آن لذت می‌برند.
اگرچه من کاملاً مطمئن نیستم که چرا ممکن است در این زمینه دچار مشکل شوید، اما سوال اولیه من این است که آیا در حال حاضر تمایل به داشتن فعالیت جنسی دارید یا آیا این موضوع تحت فشار شماست؟ اگر احساس می‌کنید که از طرف دوستان یا دوست پسرتان تحت فشار هستید که از نظر جنسی فعال باشید، کاملاً قابل درک است که بخواهید این وضعیت به ...
null
My toddler defies everything I say and doesn’t see me as authoritative, so she says no about everything. I'd like to hear some ways I can work on not needing to feel so much in control all the time.
That's a good question. I would say learn to pick your battles. What types of behavior/situations can you let go of? If you allow yourself to worry about the various areas in life that you cannot control, you will find yourself stressed out and unable to manage everything. Know that toddlerhood comes with lots of "no's...
کودک نوپای من به تمام آنچه که می‌گویم سرپیچی می‌کند و من را به عنوان فردی با قدرت نمی‌شناسد، بنابراین در مورد هر موضوعی پاسخ نه می‌دهد. دوست دارم راه‌هایی را بشنوم که بتوانم روی کاهش نیاز به کنترل دائمی کار کنم.
این سوال خوبی است. من می‌گویم یاد بگیرید که نبردهای خود را انتخاب کنید. چه نوع رفتارها یا موقعیت‌هایی را می‌توانید نادیده بگیرید؟ اگر به خود اجازه دهید در مورد جنبه‌های مختلف زندگی که نمی‌توانید بر آن‌ها کنترل داشته باشید نگران باشید، دچار استرس خواهید شد و در مدیریت همه چیز ناکام می‌مانید. بدانید که دوران نوپایی با فر...
null
I love my boyfriend and everything that leads to sex, but when it comes to the actual penetration, I hate it. I don't know why, but I just want it to be over. I feel like crying. I don't know why I don’t like it because all of my friends enjoy it.
Does your boyfriend notice that you hate sex?If "yes", then it is a topic which the two of you would gain deeper understanding of each other, by discussing.If "no", then possibly one reason for hating sex is that your boyfriend doesn't notice who you are as a person, not simply a physical body engaged in sex.
من دوست پسرم و تمام چیزهایی که به رابطه جنسی منجر می‌شود را دوست دارم، اما وقتی به دخول واقعی می‌رسد، از آن متنفرم. نمی‌دانم چرا، اما فقط می‌خواهم این مرحله تمام شود. حس می‌کنم که باید گریه کنم. نمی‌دانم چرا از آن خوشم نمی‌آید، چون همه دوستانم از آن لذت می‌برند.
آیا دوست پسرتان متوجه می‌شود که شما از رابطه جنسی نفرت دارید؟ اگر "بله"، این موضوع می‌تواند فرصتی باشد برای اینکه شما هر دو با بحث درباره‌ی آن، درک عمیق‌تری از یکدیگر به دست آورید. اگر "نه"، احتمالاً یکی از دلایل تنفر شما از رابطه جنسی این است که دوست پسرتان متوجه نمی‌شود شما چه کسی هستید و تنها شما را به عنوان یک بدن ...
null
Why am I so afraid of it? I don't understand.
Your fear is somewhat reasonable.  No one wants to be raped and I imagine everyone is afraid of what being raped would feel like.Do you mean that this fear is on your mind more often than you would like?If this is the case, then try understanding the reason behind your fear.Is it because you personally know or know of ...
چرا از آن اینقدر می‌ترسم؟ نمی‌فهمم.
ترس شما تا حدودی منطقی است. هیچ کس نمی‌خواهد مورد تجاوز قرار بگیرد و تصور می‌کنم همه از این می‌ترسند که تجاوز به عنف چه احساسی خواهد داشت. آیا منظور شما این است که این ترس بیشتر از آنچه که دوست دارید، در ذهن شماست؟ اگر چنین است، سعی کنید دلیل ترس‌تان را درک کنید. آیا به این دلیل است که شما شخصاً کسی را می‌شناسید که مور...
null
I have no idea what happened. I go places and do things but still feel lonely. I honestly have no friends, and I am always the one texting people and bothering people. I feel invisible, like someone that no one wants to be around.
A lot of times any and each of us creates what we need for ourselves by seeing other people as creating these circumstances and situations.Is it possible that at this time period in your life, being alone is positive for sorting through your true values or sorting through key situations in your life?If "yes", then poss...
من نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است. به جاهایی می‌روم و کارهایی انجام می‌دهم، اما هنوز احساس تنهایی می‌کنم. حقیقت این است که هیچ دوستی ندارم و همیشه من هستم که به مردم پیام می‌زنم و برایشان مزاحمت ایجاد می‌کنم. احساس می‌کنم نامرئی هستم، مثل کسی که هیچ‌کس نمی‌خواهد در کنار او باشد.
بسیاری از اوقات هر یک از ما با مشاهده دیگران به عنوان افرادی که این شرایط و موقعیت‌ها را ایجاد می‌کنند، آنچه را که برای خود لازم داریم خلق می‌کنیم. آیا ممکن است در این دوره از زندگی‌تان، تنها بودن برای شما مثبت و مفید باشد تا ارزش‌های واقعی‌تان یا موقعیت‌های کلیدی زندگی‌تان را ملاحظه و تنظیم کنید؟ اگر پاسخ شما «بله» اس...
null
My toddler defies everything I say and doesn’t see me as authoritative, so she says no about everything. I'd like to hear some ways I can work on not needing to feel so much in control all the time.
Trust that you are a good mother and that you love your child.Trust and love are their own authority and come from a different inner place than the urge to be obeyed.Trust and love are effective guidance and usually feel happier and lighter too!
کودک نوپای من در برابر هر چیزی که می‌گویم سرپیچی می‌کند و مرا به‌عنوان یک نهاد معتبر نمی‌بیند؛ بنابراین در مورد هر موضوعی نه می‌گوید. دوست دارم روش‌هایی را بشنوم که بتوانم روی آنها کار کنم تا کمتر نیاز به احساس کنترل داشته باشم.
به اعتماد داشته باشید که مادر خوبی هستید و فرزندتان را دوست دارید. اعتماد و عشق، قدرت خود را دارند و از مکان درونی متفاوتی نسبت به تمایل به اطاعت ناشی می‌شوند.
null
I have been diagnosed with posttraumatic stress disorder due to my military experiences. Not a year ago, I had a car accident. Could this experience add more problems?
You are right on to recognize that the effects of trauma can be cumulative.  It is very possible that a car accident could lead to an increase in PTSD symptoms that were related to other traumatic experiences.If you have been deployed to a combat area, you are most likely eligible for free counseling services through t...
من به دلیل تجربیات نظامی‌ام به اختلال استرس پس از آسیب (PTSD) مبتلا شده‌ام. کمتر از یک سال پیش در یک تصادف خودرو شرکت کردم. آیا این تجربه می‌تواند مشکلات بیشتری را برای من ایجاد کند؟
شما به درستی متوجه هستید که آثار تروما می‌تواند تجمعی باشد. احتمال دارد که یک تصادف رانندگی منجر به افزایش علائم PTSD شود که به تجربیات آسیب‌زای دیگر مرتبط است. اگر به یک منطقه جنگی اعزام شده‌اید، احتمالاً واجد شرایط خدمات مشاوره رایگان از طریق مراکز مشاوره و خدمت‌رسانی بهVeterans VA هستید. کارکنان مراکز مشاوره معمولاً...
null
Whenever I run into a situation that makes me upset or angry, I tend to start cursing and badly offending the person I am confronting. I say mean things to let my anger out. Whenever people tell me stuff about my relationship (like starting rumors or saying negative things about me or my relationship) I lash out not ju...
Taking accountability for your actions and seeking help is an excellent first step. I wonder where the anger is coming from. Learning what is at the root of it can shed some light on what the problem is and can provide some relief in itself. I would also suggest doing some self-exploration and see a therapist for indi...
هر بار که در موقعیتی قرار می‌گیرم که باعث ناراحتی یا عصبانیت‌ام می‌شود، تمایل دارم شروع به فحش دادن و توهین به شخصی کنم که با او مواجه هستم. چیزهای ناخوشایندی می‌گویم تا خشمم را تخلیه کنم. هر وقت مردم درباره رابطه‌ام به من چیزی می‌گویند (مانند شروع شایعات یا گفتن نکات منفی درباره من یا رابطه‌ام)، نه تنها به آن‌ها بلکه ...
مسئولیت‌پذیری در قبال اعمال خود و درخواست کمک، اولین قدم عالی است. کنجکاوم که عصبانیت از کجا نشأت می‌گیرد. شناختن ریشه آن می‌تواند به توضیح مشکل کمک کند و خود می‌تواند منجر به تسکین شود. همچنین پیشنهاد می‌کنم که خودکاوی کنید و به یک درمانگر برای جلسات فردی مراجعه کنید تا بینش واضح‌تری در مورد علت آن کسب کنید. همچنین چن...
null
I have family issues, and my dad was both violent and a cheater.
I can imagine how incredibly difficult this must be for you. Having past traumatic experiences creap up on you without warning can be very scary and stressful. You may be suffering from symptoms related to post-traumatic stress disorder. Getting evaluated by a professional would be a good step to take next. By seeking ...
من مسائل خانوادگی دارم و پدرم هم خشن بود و هم خیانتکار.
من می‌توانم تصور کنم که این برای شما چقدر دشوار است. تجربه‌های آسیب‌زا از گذشته که ناگهان بر سر شما خالی می‌شوند، می‌تواند بسیار ترسناک و استرس‌زا باشد. ممکن است از علائم مرتبط با اختلال استرس پس از سانحه رنج ببرید. ارزیابی توسط یک متخصص، گامی خوب برای اقدام بعدی خواهد بود. با جستجوی درمان و داشتن یک درمانگری که به او ...
null
I have family issues, and my dad was both violent and a cheater.
Hi New York, There's no way to keep your past from affecting your present and future, because it's a huge part of who we are. The GOOD news is, though, that the effect doesn't have to be negative. I'm met many people who have horrific pasts and it helps them know confidently, every day, what kind of person they want to...
من مشکلات خانوادگی دارم و پدرم هم خشونت‌طلب بود و هم خیانت‌کار.
سلام نیویورک، هیچ راهی برای جلوگیری از تأثیرگذاری گذشته‌تان بر حال و آینده‌تان وجود ندارد، زیرا این بخش بزرگی از هویت ماست. با این حال، خبر خوب این است که این تأثیر نباید منفی باشد. من با افراد زیادی آشنا شده‌ام که گذشته‌های وحشتناکی دارند و این به آنها کمک می‌کند هر روز با اطمینان بدانند که می‌خواهند چه نوع فردی باشند...
null
Over the course of a few days, my wife was unsure about her feelings for me due to constant intimacy issues. After she thought things through, she came to the realization that she is no longer "in love" or attracted romantically to me. She instead has more of a platonic love and just cares for me as just "family." At t...
Hi Portland,This must feel like your world is turned upside down, for your wife to declare her confusion, followed closely by resignation, followed closely by a new "friend". I get how upsetting this is.If I was your therapist, I'd want to explore this a good deal, because there are several possibilities concerning wha...
در طول چند روز، همسرم به دلیل مشکلات مکرر در intimacy، نسبت به احساساتش نسبت به من مطمئن نبود. پس از اندیشیدن به موضوع، به این نتیجه رسید که دیگر "عاشق" من نیست و از نظر عاشقانه به من جذب نمی‌شود. او در عوض بیشتر عشق افلاطونی دارد و تنها به عنوان "خانواده" به من اهمیت می‌دهد. در آن لحظه او اعلام کرد که ازدواج ما به پای...
سلام پورتلند، این حتماً احساس می‌کند که دنیایتان وارونه شده است؛ وقتی همسرتان سردرگمی خود را اعلام کرده، و سپس به استعفا و یک "دوست" جدید روی می‌آورد. می‌دانم که این چقدر ناراحت‌کننده است. اگر من درمانگر شما بودم، می‌خواستم به طور عمیق‌تری این موضوع را بررسی کنم، زیرا احتمالات مختلفی در مورد آنچه ممکن است اتفاق افتاده ...
null
My daughter didn't see her biological father for the last three years. She doesn’t want to see him because she remember really bad things from him such as domestic violence and child abuse. The visitation is with supervision, but she refuses to see him. Is it better to take my daughter to the therapist and try to see h...
Hi Dillon,I'm from Canada, so I don't know the laws in your state. It depends on that a good deal, perhaps. In my opinion, a child should never be forced into a situation where they feel unsafe, even if it is "supervised". If the child is old enough to make a strong statement about not wanting to see a parent, then thi...
دخترم در سه سال گذشته پدر بیولوژیکی‌اش را ندیده است. او نمی‌خواهد او را ببیند زیرا خاطراتی بسیار بد از او دارد، مانند خشونت خانگی و سوء استفاده از کودکان. ملاقات تحت نظارت است، اما او از دیدن او امتناع می‌کند. آیا بهتر است دخترم را نزد درمانگر ببرم و سپس بعد از درمان سعی کنم او را ببینم؟
سلام دیلون، من اهل کانادا هستم و بنابراین با قوانین ایالت شما آشنا نیستم. ممکن است این موضوع تاثیر زیادی داشته باشد. به نظر من، هرگز نباید کودکی را به موقعیتی واداشت که در آن احساس ناامنی کند، حتی اگر تحت نظارت باشد. اگر کودک به اندازه کافی بزرگ است که به طور قاطع اعلام کند نمی‌خواهد والدینش را ببیند، باید به این خواست...
null
My partner seems to always get depressed over the fact that his kids have to see and go through the divorce process. It’s especially when the mother of his kids keeps making him feel bad and using the kids as an excuse to get back at him. I feel like just telling him to go back with his family and forget about me.
Hold on, Sanger! You know, I meet with a lot of people who are so sick of the crap that their ex puts them through in the divorce process that yes, they wonder if it's best to go back. I don't think so.If your ex is using the children to manipulate, or is generally controlling the separation process, that's confirmatio...
به نظر می‌رسد شریک من همیشه به خاطر اینکه فرزندانش باید روند طلاق را ببینند و از آن عبور کنند، افسرده است. به‌ ویژه زمانی که مادر بچه‌هایش مدام او را تحت فشار قرار می‌دهد و از بچه‌ها به عنوان بهانه‌ای برای کینه‌توزی استفاده می‌کند. احساس می‌کنم که باید به او بگویم به خانواده‌اش برگردد و مرا فراموش کند.
دست نگه‌دار، سنگر! می‌دانی، من با افراد زیادی ملاقات می‌کنم که آنقدر از رفتارهای مزخرف همسر سابقشان در فرآیند طلاق خسته شده‌اند که به این فکر می‌کنند آیا بهتر است به گذشته برگردند. من این را درست نمی‌دانم. اگر همسرتان از بچه‌ها برای دستکاری بهره می‌برد یا به طور کلی بر روند جدایی تسلط دارد، این نشان‌دهنده این است که خر...
null
Whenever I run into a situation that makes me upset or angry, I tend to start cursing and badly offending the person I am confronting. I say mean things to let my anger out. Whenever people tell me stuff about my relationship (like starting rumors or saying negative things about me or my relationship) I lash out not ju...
Congratulations on making your way to Step One, self-observation and deciding to change a feature about how you understand and relate to others.There is extraordinary strength in being willing to notice your effect on others and consider what changes are possible.Start on the inside track of your own heart and mind.  O...
هر زمان که با موقعیتی روبرو می‌شوم که باعث ناراحتی یا عصبانیت من می‌شود، شروع به فحش دادن و توهین به فردی می‌کنم که در آنجا هست. چیزهای زشت می‌گویم تا عصبانیتم را تخلیه کنم. هر زمان که دیگران درباره‌ی رابطه‌ام چیزی می‌گویند (مثل شروع شایعات یا بیان نظرات منفی درباره‌ی من یا رابطه‌ام) نه‌تنها بر سر آنها، بلکه بر سر دوست...
به شما تبریک می‌گویم که به مرحله اول، یعنی خود مشاهده و تصمیم به تغییر یک ویژگی در نحوه درک و ارتباط با دیگران، رسیدید. داشتن تمایل به توجه به تأثیر خود بر دیگران و در نظر گرفتن تغییرات ممکن، قدرت فوق‌العاده‌ای دارد. از درون قلب و ذهن خود شروع کنید. وقتی بتوانید بفهمید که چه چیزهایی احساسات شما را به جایی می‌برد که تنه...
null
I have family issues, and my dad was both violent and a cheater.
Sorry that your growing up years in the family were so unsafe and painful.Everyone has family legacy patterns of behavior and ways of handling emotions, handed down to them simply by living.All of what any child observes and how they are treated within their family context, creates their foundational expectations of ot...
من مشکلات خانوادگی دارم و پدرم هم خشن بود و هم خیانتکار.
متأسفم که سال‌های رشد شما در خانواده بسیار ناامن و دردناک بوده است. هر فردی الگوهای رفتاری و شیوه‌های مدیریت احساسات خاص خود را دارد که به سادگی از طریق تجارب زندگی به او منتقل شده‌اند. آنچه هر کودک مشاهده می‌کند و چگونگی رفتار با او در زمینه خانواده‌اش، توقعات بنیادین او را از دیگران شکل می‌دهد. بهترین راه برای رهایی ...
null
My boyfriend recently got a kitty. I hate cats in general, and he knows it. It grosses me out and makes me very upset when he pets his cat. I want to throw out the cat. I feel very jealous.
Sorry for you and sorry for the cat because you're each in a tense position.What was the context of your boyfriend adopting a cat since he was aware that this would likely cause problems in the relationship with you?If you don't already know his answer, then find out.  Doing so will tell you a lot about your boyfriend'...
دوست پسر من اخیراً یک بچه گربه گرفته است. من به طور کلی از گربه‌ها بدم می‌آید و او این را می‌داند. وقتی گربه‌اش را نوازش می‌کند، خیلی اذیت می‌شوم و ناراحت می‌شوم. می‌خواهم گربه را دور بیندازم. احساس حسادت شدیدی می‌کنم.
متاسفم برای شما و گربه، زیرا هر دو در موقعیتی پرتنش قرار دارید. زمینه‌ پذیرش گربه توسط دوست پسرتان چه بوده است، با توجه به اینکه او می‌دانسته این مسئله احتمالاً می‌تواند باعث بروز مشکلاتی در رابطه با شما شود؟ اگر هنوز جواب او را نمی‌دانید، تحقیق کنید. این به شما اطلاعات زیادی درباره انتظارات او از شما خواهد داد. آیا او...
null
My daughter didn't see her biological father for the last three years. She doesn’t want to see him because she remember really bad things from him such as domestic violence and child abuse. The visitation is with supervision, but she refuses to see him. Is it better to take my daughter to the therapist and try to see h...
Has the father or the visitation supervisor contacted you regarding why your daughter hasn't shown up for the past three years' worth of supervised visitation?Or is the supervised visitation a new development for the bio dad and your daughter?If no one is pressuring or expecting your daughter to show up, no one has eve...
دخترم در سه سال گذشته پدر بیولوژیکی‌اش را ندیده است. او نمی‌خواهد او را ببیند زیرا یادآوری خاطرات بسیار بدی مانند خشونت خانگی و آزار کودکان از او برایش آزاردهنده است. ملاقات تحت نظارت صورت می‌گیرد، اما او از دیدن او خودداری می‌کند. آیا بهتر است دخترم را به درمانگر ببرم و پس از درمان سعی کنم او را ببینم؟
آیا پدر یا ناظر ملاقات با شما در مورد اینکه چرا دختر شما طی سه سال گذشته در ملاقات‌های تحت نظارت حاضر نشده است، تماس گرفته‌اند؟ یا آیا ملاقات تحت نظارت یک پیشرفت جدید برای پدر و دختر شماست؟ اگر کسی تحت فشار نیست یا انتظار ندارد دخترتان حضور داشته باشد و حتی کسی نپرسیده که او کجاست یا چرا حاضر نیست، پس دلیلی نمی‌بینم که...
null
Whenever I run into a situation that makes me upset or angry, I tend to start cursing and badly offending the person I am confronting. I say mean things to let my anger out. Whenever people tell me stuff about my relationship (like starting rumors or saying negative things about me or my relationship) I lash out not ju...
Hi California,I'm happy to hear you want to get a hold of this problem. Relationships don't tend to last when we treat people poorly. It is very possible for you to learn different ways of relating, with some strong effort. I would highly suggest working with a therapist, and I will give you a few things to think about...
هر بار که در موقعیتی قرار می‌گیرم که باعث ناراحتی یا عصبانیت من می‌شود، تمایل دارم شروع به فحش دادن و توهین به فردی کنم که با او روبرو هستم. به منظور تخلیه عصبانیت خود، کلمات زشتی از زبانم خارج می‌شود. هنگامی که دیگران در مورد رابطه‌ام چیزی به من می‌گویند (مانند شروع شایعات یا گفتن نکات منفی در مورد خودم یا رابطه‌ام)، ...
سلام کالیفرنیا، خوشحالم که می‌شنوم می‌خواهید به این مشکل رسیدگی کنید. روابط زمانی دوام نمی‌آورند که با مردم بدرفتاری کنیم. با کمی تلاش می‌توانید روش‌های متفاوتی برای ارتباط برقرار کردن یاد بگیرید. من به شدت پیشنهاد می‌کنم که با یک درمانگر همکاری کنید و در این فاصله چند نکته را به شما می‌گویم که به آن‌ها فکر کنید. گاهی ...
null
My son stole my debit card and lied about it. It's not the first time he has lied. I don't know what to do anymore. I don't know if I should punish him or make him do something. I've tried talking to him and asking if anything was wrong. I have grounded him, but nothing works. What should I do?
Hi Enid, You sound like a sensitive parent; I like that you talked to your son to see if anything is wrong. There is some key information here (I don't know your son's age, whether he spent any money, whether he put the card back, or how many times he's stolen), and my answer might be different depending on those detai...
پسرم کارت بانکی‌ام را دزدید و در مورد آن دروغ گفت. این اولین بار نیست که دروغ می‌گوید. دیگر نمی‌دانم چه کنم. نمی‌دانم باید او را تنبیه کنم یا اقدامی دیگر انجام دهم. سعی کرده‌ام با او صحبت کنم و بپرسم آیا مشکلی وجود دارد یا خیر. او را تنبیه کرده‌ام، اما هیچ چیز مؤثر نیست. چه کار باید بکنم؟
سلام انید، به نظر می‌رسد والد حساسی هستی؛ از این‌که با پسرت صحبت کردی تا ببینی آیا مشکلی وجود دارد، خوشم می‌آید. برخی اطلاعات کلیدی در اینجا وجود دارد (من سن پسر شما را نمی‌دانم، این‌که آیا پولی خرج کرده، آیا کارت را پس داده یا چند بار دزدی کرده است) و احتمالا پاسخ من بسته به این جزئیات متفاوت خواهد بود، اما نظرم را با...
null
I was hanging out with my close guy friend. We started kissing, but afterwards, he said that we should just stay friends because he doesn't want to ruin anything. We both just got out of relationships. His was very sexual. I'm not a sexual person, and he knows that. I want to be with him, but I'm not ready for another ...
Given that both you and your friend recently ended your respective romantic relationships, kissing each other sounds like each of you satisfied a very natural need which for right now does not has a natural source of satisfaction.Suddenly being without a partner is difficult because a relationship absorbs and offers mu...
دارم با دوست صمیمی‌ام وقت می‌گذرانم. شروع به بوسیدن کردیم، اما بعد او گفت که بهتر است فقط دوست بمانیم چون نمی‌خواهد چیزی خراب شود. ما هر دو به تازگی از یک رابطه خارج شده‌ایم. رابطه او بسیار جنسی بود. من فردی جنسی نیستم و او این را می‌داند. من می‌خواهم با او باشم، اما برای یک رابطه دیگر آمادگی ندارم و نمی‌دانم آیا او می...
با توجه به اینکه هم شما و هم دوستتان اخیراً به روابط عاشقانه‌تان پایان داده‌اید، بوسیدن یکدیگر به نظر می‌رسد که هر یک از شما یک نیاز طبیعی را برآورده می‌کند که در حال حاضر منبع طبیعی رضایت آن موجود نیست. ناگهان بدون شریک زندگی بودن دشوار است، زیرا یک رابطه بسیاری از انرژی فرد را جذب می‌کند و به او می‌دهد. بر روی چیزهای...