Unnamed: 0 float64 | Patient stringlengths 1 2.7k ⌀ | Therapist stringlengths 1 32.7k ⌀ | Translated Patient stringlengths 1 2.63k ⌀ | Translated Therapist stringlengths 3 7.25k |
|---|---|---|---|---|
null | A lot of times, I avoid situations where I am to meet new people because I have a fear of embarrassing myself. I often avoid large groups of people, like parties, because I think they all constantly judge me. | Why not accept and tolerate that you naturally are a shy person who doesn't like large groups?This is not necessarily something to get over if it is part of who you are.People have the capacity to judge others regardless of whether the group is large or small.If you aren't afraid of being judged in small groups then st... | بسیاری از مواقع از موقعیتهایی که قرار است با افراد جدید ملاقات کنم اجتناب میکنم زیرا از خجالت کشیدن میترسم. اغلب از جمعهای بزرگ، مانند مهمانیها، دوری میکنم چون فکر میکنم همه آنها مدام در حال قضاوت من هستند. | چرا نمیپذیرید و تحمل نمیکنید که طبیعتاً فردی خجالتی هستید که از گروههای بزرگ خوشنود نیستید؟ اگر این بخشی از شخصیت شماست، لزوماً نیازی به کنار گذاشتن آن نیست. مردم به راحتی میتوانند دیگران را قضاوت کنند، چه گروه بزرگ باشد و چه کوچک. اگر از قضاوت شدن در گروههای کوچک ترسی ندارید، عواملی را بررسی کنید که به شما احساس ... |
null | My partner lives in Canada while I live in the US. We visit each other, but we go months in between visits. I have anxiety, and I'm always anxious about him cheating or still having feelings for an ex that he dated for three years. He doesn't understand my anxiety. How do I stop myself from worrying so much? | Would you worry less if you and your partner had a plan as to when you will be together as a couple?Long distance relationships are not for everybody. Some people need the daily or frequent interaction to feel secure.The question is not so much how to deal with anxiety that your partner is cheating on you than whethe... | شریک زندگی من در کانادا زندگی میکند در حالی که من در ایالات متحده هستم. ما یکدیگر را ملاقات میکنیم، اما بین هر دیدار ماهها فاصله میافتد. من دچار اضطراب هستم و همواره نگران خیانت او یا داشتن احساسات نسبت به همسر قبلیاش هستم که سه سال با او بوده است. او نگرانیهای من را درک نمیکند. چگونه میتوانم از این همه نگرانی ... | آیا اگر شما و شریک زندگیتان برنامهای داشته باشید که مشخص کند چه زمانی به عنوان یک زوج با هم خواهید بود، کمتر نگران میشوید؟ روابط از راه دور برای همه مناسب نیست. برخی افراد برای احساس امنیت به تعامل روزانه یا مکرر نیاز دارند. سوال این نیست که چگونه با اضطراب خیانت شریک زندگیتان کنار بیایید، بلکه این است که آیا نیازها... |
null | I just about fall asleep then I can't help but sit up and walk around. | Maybe you are afraid to let go of your problems for a few hours.Although you didn't write this, usually what keeps people awake or prevents them from falling asleep are worries about certain situations in their lives.If this describes you then. maybe talk with yourself to convince you that you are entitled to a good ni... | تقریباً خوابم میبرد ولی نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم و نشسته و راه نروم. | شاید میترسید مشکلات خود را برای چند ساعت رها کنید. اگرچه این را ننوشتهاید، اما معمولاً آنچه افراد را بیدار نگه میدارد یا مانع از خواب رفتن آنها میشود، نگرانی درباره موقعیتهای خاصی در زندگیشان است. اگر این توصیف شماست، ممکن است با خودتان صحبت کنید تا متقاعد شوید که حق دارید یک خواب خوب شبانه داشته باشید. واقعاً ه... |
null | I have severe anxiety and have tried everything. Everything makes it worst.The only thing that helps is my emotional support animal. | Sorry to read of your suffering.Is it actually permitted that people are able to take support animals to school?I see your point of the animal helping you. I just also see the point that some people have allergies to animal hair or dander, or may feel distracted by an animal in the classroom.You may end up feeling wor... | من اضطراب شدید دارم و همه چیز را امتحان کردهام. همه چیز آن را بدتر میکند. تنها چیزی که به من کمک میکند، حیوان حمایت عاطفیام است. | متأسفم که از رنج شما میخوانم. آیا واقعاً اجازه داده شده که مردم حیوانات پشتیبان را به مدرسه ببرند؟ من درک میکنم که این حیوان به شما کمک میکند. اما همچنین باید به این نکته توجه کرد که برخی افراد به مو یا شورهی حیوانات آلرژی دارند یا ممکن است در کلاس به خاطر وجود حیوان حواسشان پرت شود. اگر هنگام آوردن حیوان پشتیبان خو... |
null | I'm just an extremely paranoid person. I constantly feel as though I am in some sort of danger, like as though I live in a horror movie with no resolution. It worsens at night. It gets to the point I'm scared in my own home more so than anything. I have no access to the help I need so I'm desperate. | One approach is to be more accepting of yourself as someone who has fears.It is much easier to manage a problem when you're not fighting yourself for having a problem.Once you are willing to accept this quality within yourself you may start to feel a little more relaxed about handling the fears when they arise.One answ... | من فقط یک فرد بسیار پارانوئید هستم. دائماً احساس میکنم که در معرض خطر هستم، مانند اینکه در یک فیلم ترسناک بدون پایان زندگی میکنم. این احساس در شب شدیدتر میشود. تا جایی که در خانهام بیشتر از هر چیز دیگری میترسم. به کمکی که به آن نیاز دارم دسترسی ندارم، بنابراین ناامید شدهام. | یک رویکرد این است که خودتان را به عنوان فردی که ترس دارد بیشتر بپذیرید. وقتی که با داشتن یک مشکل، با خودتان مبارزه نکنید، مدیریت آن مشکل بسیار آسانتر است. هنگامی که مایل به پذیرش این ویژگی در خود هستید، ممکن است احساس کنید که در مواجهه با ترسها کمی آرامتر عمل میکنید. یکی از راهها این است که واقعیتهای مربوط به ترس... |
null | I don't know if I'm normal. I'm really scared to touch a girl. I'm a young adult and a virgin. My fiancée and I want to have sex soon, and this might mess everything up because she wants a baby soon as well. | Your question is a good one!The best way to decrease the fear would be to talk with your fiancee about it. Eventually she'll find out, and better to talk about it when there is less pressure than to be in the midst of a situation which frightens you.Also, she may feel similar to you, who knows?Discussing a topic whic... | نمیدونم آیا من عادی هستم یا نه. واقعا از دست زدن به یک دختر میترسم. من یک جوان بالغ و باکره هستم. من و نامزدم میخواهیم به زودی رابطه جنسی داشته باشیم، و این ممکن است همه چیز را به هم بریزد چون او هم به زودی بچه میخواهد. | سوال شما خوب است! بهترین راه برای کاهش ترس این است که با نامزدتان در مورد آن صحبت کنید. در نهایت او متوجه خواهد شد و بهتر است زمانی که فشار کمتری وجود دارد، در مورد آن صحبت کنید تا اینکه در میانه یک موقعیت ترسناک قرار بگیرید. همچنین، او ممکن است احساسی مشابه شما داشته باشد. بحث در مورد موضوعاتی که به رابطهتان مربوط می... |
null | I don't understand why this is happening. Why do I feel this way? | The short answer I could give is that we don't know why it's happening. The longer answer could come from deeper exploration as to your fears, or anxieties, that you experience maybe just thinking of going outside. But any sort of exploration about this almost HAS to begin with an agreement within you (and all of your ... | من نمیفهمم چرا این اتفاق میافتد. چرا این احساس را دارم؟ | پاسخ کوتاهی که میتوانم بدهم این است که نمیدانیم چرا این اتفاق میافتد. پاسخ طولانیتر ممکن است ناشی از کاوش عمیقتر در مورد ترسها یا اضطرابهای شما باشد، که شاید فقط با فکر به بیرون رفتن از خانه احساس کنید. اما هرگونه بررسی در این زمینه تقریبا باید با توافق درون شما (و تمام احساساتتان) آغاز شود که این موضوع چیزی نیس... |
null | I don't understand why this is happening. Why do I feel this way? | The first step to answer your question is to reflect on what is going on in your life overall. If you're in the midst of severe stress, whether within your relationship or effort to establish a relationship, upheaval in family dynamics, some type of significant loss like a job or someone with whom you feel closely att... | من نمیفهمم چرا این اتفاق میافتد. چرا این احساس را دارم؟ | اولین قدم برای پاسخ به سوال شما این است که به طور کلی دربارهی آنچه در زندگیتان میگذرد، تأمل کنید. اگر در میانهی استرس شدید هستید، خواه در رابطهتان یا در تلاش برای برقراری یک رابطه، خواه دچار تغییرات عمیق در پویایی خانوادگی، یا برخی از دست دادنهای قابل توجه مانند شغل یا شخصی که به او وابستهاید، باشید، ممکن است در... |
null | I am a peaceful person, but I often find myself having thoughts about killing people. Eventhough I like the thoughts at the time, they make me cry. Why do I feel like this? | Maybe because you have great emotional pain stored inside you of which you are not aware exists.Sometimes people who feel greatly hurt by others or who feel unloved by others, imagine if they do the opposite of love, which is to kill, that they will get the recognition and acknowledgement from others which they wish wo... | من فردی صلحطلب هستم، اما اغلب افکار کشتن مردم به سرم میزند. اگرچه در آن لحظه از این افکار لذت میبرم، اما بعداً مرا به گریه میاندازند. چرا باید چنین احساسی داشته باشم؟ | شاید به این دلیل باشد که درد عاطفی بزرگی در درونتان نهفته است که به آن آگاه نیستید. گاهی اوقات افرادی که احساس میکنند به شدت از دیگران صدمه دیدهاند یا مورد بیمهری قرار گرفتهاند، تصور میکنند اگر برعکس عشق، یعنی کشتن را انجام دهند، ممکن است اعتراف و توجهی را که به شکل محبتآمیز آرزو دارند، از سوی دیگران دریافت کنند.... |
null | I am a peaceful person, but I often find myself having thoughts about killing people. Eventhough I like the thoughts at the time, they make me cry. Why do I feel like this? | Hello, and thank you for your question. Clearly this is something that has you very concerned. Sometimes thoughts are just thoughts, and they are pretty harmless. Many people have thoughts of killing someone, but they would never actually do it. They really don't even want to do it, they are just having a thought. Othe... | من فردی صلحطلب هستم، اما اغلب افکار کشتن دیگران به سرم میزند. با اینکه در آن لحظه این افکار را میپسندم، اما آنها مرا به گریه میاندازند. چرا چنین احساسی دارم؟ | سلام و از پرسش شما متشکرم. واضح است که این موضوع شما را بسیار نگران کرده است. گاهی اوقات افکار فقط افکار هستند و آسیبزا نیستند. بسیاری از مردم به کشتن کسی فکر میکنند، اما هرگز این کار را انجام نمیدهند. آنها واقعاً نمیخواهند این کار را بکنند، بلکه صرفاً یک فکر در سر دارند. در برخی مواقع، افکار نشانهای از موضوعات جد... |
null | I shake and have panic attacks. | One way to understand panic attacks is as a sign of feeling insecure or lacking confidence in a certain area or characteristic of yourself.The insecurity can sometimes feel overwhelming and this starts the sense of panic. One way to build your sense of security within yourself is to have a simple life and a slow paced ... | من دچار لرزش و حملات پانیک میشوم. | یکی از راههای درک حملات پنیک، دیدن آنها بهعنوان نشانهای از احساس ناامنی یا عدم اعتماد به نفس در یک زمینه یا ویژگی خاص از خود است. این ناامنی گاهی میتواند بسیار شدید باشد و احساس وحشت را ایجاد کند. یکی از روشهای تقویت احساس امنیت در درون خود، پذیرش زندگیای ساده و آرام است. زمانی که فعالیتها یا تعهدات زیادی وجود د... |
null | I shake and have panic attacks. | One of the first things I would suggest is to see if you can keep track of what is leading you to feel anxious. If you shake all the time, consider talking with your primary care physician. Sometimes that can be a hormonal imbalance or another chemical imbalance (such as thyroid).One of the most difficult things about ... | من لرزش دارم و دچار حملات پانیک میشوم. | یکی از اولین پیشنهاداتی که دارم این است که ببینید آیا میتوانید ریشههای احساس اضطراب خود را شناسایی کنید. اگر دائماً دچار لرزش هستید، با پزشک اصلی خود مشورت کنید. گاهی اوقات این میتواند ناشی از عدم تعادل هورمونی یا مشکلات شیمیایی دیگر (مانند مشکلات تیروئید) باشد. یکی از چالشهای مهم در مورد اضطراب این است که تجربه اض... |
null | I haven't been feeling like myself lately. I've been upset for no reason and feeling anxious. I'm feeling burnt out. What can help me feel better? | Does it help to put a name to the experience you are having? Where you first said, "I've been upset for no reason and feeling anxious," you then say that you are "feeling burnt out," which gives a little more context to what may have once felt like "no reason." Perhaps you are feeling burnt out! That is a big deal, and... | من اخیراً احساس خوبی ندارم. بیدلیل ناراحت و مضطرب هستم. احساس خستگی عمیق میکنم. چه چیزی میتواند به من کمک کند تا احساس بهتری داشته باشم؟ | آیا کمک میکند که نامی به تجربهای که دارید بزنید؟ جایی که ابتدا گفتید "بدون دلیل ناراحت و مضطرب هستم"، بعد میگویید "احساس سوختگی میکنم"، که کمی بیشتر زمینهای به آنچه ممکن بود قبلاً "بدون دلیل" به نظر بیاید میدهد. شاید شما واقعاً احساس سوختگی کنید! این موضوع مهمی است و لطفاً سعی نکنید آن را ساده بگیرید! وقتی دچار س... |
null | I haven't been feeling like myself lately. I've been upset for no reason and feeling anxious. I'm feeling burnt out. What can help me feel better? | There's no such possibility that you're upset for "no reason"!The reason is not obvious, not that you are feeling upset in response to nothing at all.What can help you feel better is to be kind and gentle with yourself because this sort of approach will more likely relax your mood and mindset enough for the tension and... | من اخیراً احساس نمیکنم خودم هستم. بدون دلیل ناراحت و مضطرب هستم. احساس خستگی و فرسودگی میکنم. چه چیزی میتواند به من کمک کند که بهتر شوم؟ | چنین امکانی وجود ندارد که شما بدون دلیل ناراحت باشید! دلیل آن ممکن است مشخص نباشد، اما این بدین معنا نیست که احساس ناخوشایندی شما ناشی از هیچ چیزی نیست. برای اینکه احساس بهتری داشته باشید، مهم است که با خودتان مهربان و ملایم باشید، زیرا این نوع رویکرد به احتمال زیاد روحیه و ذهنیت شما را آرامتر کرده و به کاهش تنش و اضط... |
null | I have a fear of something and I want to face that fear to overcome it, but I don't know how. What can I do? | Fears are not that difficult to deal with, first you need to train yourself to relax using some relaxation strategy, once you are able to employ that in your daily life, you then need to start facing your fear, for instance I'll use an example of a man who has a fear of driving over a bridge. We would build a hierarchy... | من از چیزی می ترسم و می خواهم با آن ترس مواجه شوم تا بر آن غلبه کنم، اما نمی دانم چگونه. چه کار باید کنم؟ | مقابله با ترسها چندان دشوار نیست. ابتدا باید خود را با استفاده از یک استراتژی آرامشبخش آموزش دهید تا به آرامش برسید. زمانی که بتوانید این تکنیک را در زندگی روزمرهتان بهکار بگیرید، باید شروع به مواجهه با ترستان کنید. برای مثال، فرض کنید مردی از رانندگی روی پل میترسد. ما یک سلسلهمراتب از ترسها میسازیم، که فهرستی... |
null | I have a fear of something and I want to face that fear to overcome it, but I don't know how. What can I do? | Your fear may have deeper roots within your sense of who you are, than you realize. Fears are sometimes irrational so that logic doesn't get rid of them.Think about whether you felt secure and confident as a child. Also, did any major bad events happen to you with other people or situations when you were growing up?... | من از چیزی میترسم و میخواهم با آن ترس روبرو شوم تا بر آن غلبه کنم، اما نمیدانم چطور. چه کاری میتوانم انجام دهم؟ | ترس شما ممکن است ریشههای عمیقتری در درک شما از هویتتان داشته باشد، بیشتر از آنچه که تصور میکنید. ترسها گاهی غیرمنطقی هستند و منطق نمیتواند آنها را از بین ببرد. به این فکر کنید آیا در کودکی احساس امنیت و اعتماد به نفس دارید یا خیر. همچنین، آیا در دوران کودکی با دیگران یا در شرایط خاص رویدادهای بد قابل توجهی برای ... |
null | I have a fear of something and I want to face that fear to overcome it, but I don't know how. What can I do? | Fear is a part of life. In fact, our five main emotions are joy, fear, sadness, shame, and anger. We tend to spend a lot of time and energy running away from or trying to get rid of most of those emotions and the more we do that, the more we set ourselves up for failure and disappointment. As a result of viewing our hu... | من از چیزی می ترسم و میخواهم با آن ترس روبرو شوم تا بر آن غلبه کنم، اما نمیدانم چگونه باید این کار را انجام دهم. چه راهکاری میتوانید به من پیشنهاد کنید؟ | ترس بخشی از زندگی است. در واقع، پنج احساس اصلی ما شامل شادی، ترس، غم، شرم و خشم هستند. ما تمایل داریم زمان و انرژی زیادی را صرف فرار یا تلاش برای خلاص شدن از بیشتر این احساسات کنیم و هر چه بیشتر این کار را انجام دهیم، بیشتر خود را در معرض شکست و ناامیدی قرار میدهیم. به دلیل اینکه عواطف انسانی خود را "بد" یا "اشتباه" م... |
null | I have a fear of something and I want to face that fear to overcome it, but I don't know how. What can I do? | This answer could be very different depending on the fear, the degree of it, and what it connects to.I wonder the following:On a scale of 1 to 10, how upset, anxious, or scared to you get when you think about overcoming this? If it's more than a 5/10, I would definitely recommend talking with a therapist in your area.A... | من از چیزی میترسم و میخواهم با این ترس مواجه شوم تا بر آن غلبه کنم، اما نمیدانم چگونه. چه کاری میتوانم انجام دهم؟ | این پاسخ میتواند بسته به نوع ترس، شدت آن و ارتباطاتی که دارد، بسیار متفاوت باشد. من به نکات زیر فکر میکنم: در مقیاس 1 تا 10، وقتی به غلبه بر این موضوع فکر میکنید، چقدر ناراحت، مضطرب یا ترسیده میشوید؟ اگر نمره شما بالای 5 از 10 است، حتماً توصیه میکنم با یک درمانگر در منطقه خود مشورت کنید. بسیاری از ترسهایی که داری... |
null | I have a fear of something and I want to face that fear to overcome it, but I don't know how. What can I do? | Biologically, fear is designed to protect us from harm. Fear is not always a bad thing, and in fact can be quite healthy and appropriate depending on the situation. A phobia, however, is different. You used the term "fear" rather than "phobia". A phobia is an irrational fear - meaning it is not rational for you to fear... | من از چیزی میترسم و میخواهم با آن ترس مواجه شوم تا بر آن غلبه کنم، اما نمیدانم چه کاری باید انجام دهم. چه راهحلی پیشنهاد میکنید؟ | از نظر بیولوژیکی، ترس برای محافظت از ما در برابر آسیب طراحی شده است. ترس همیشه نه تنها چیز بدی نیست، بلکه بسته به موقعیت میتواند کاملاً سالم و مناسب باشد. با این حال، فوبیا متفاوت است. شما به جای "فوبیا"، از اصطلاح "ترس" استفاده کردید. فوبیا یک ترس غیرمنطقی است که به این معناست که منطقی نیست که از آن چیز بترسید. اگر و... |
null | I have a fear of something and I want to face that fear to overcome it, but I don't know how. What can I do? | Hello, and thank you for your question. Overcoming fears is something that everyone struggles with at one time or another. Sometimes we come across something that scares us, we push through it and suddenly we aren't afraid anymore. But sometimes it can seem like our fears just take over and we cannot overcome them. The... | من از چیزی میترسم و میخواهم با آن ترس مقابله کنم تا بر آن غلبه کنم، اما نمیدانم چگونه. چه کاری میتوانم انجام دهم؟ | با سلام و سپاس از سوال شما. غلبه بر ترسها موضوعی است که همه در مقطعی از زندگی با آن روبرو میشوند. گاهی اوقات با چیزی مواجه میشویم که ما را میترساند، اما با عبور از آن، ناگهان دیگر نمیترسیم. اما در مواقعی، به نظر میرسد که ترسهای ما چیره میشوند و نمیتوانیم بر آنها غلبه کنیم. چند گزینه وجود دارد: 1. میتوانید به... |
null | I don't remember when the voices in my head started, but I remember Hearing them when I was little. I know it's not normal to hear voices that aren't your own. I fight the voices and I want them to stop. They've been here so long and I want them gone. How can I make the voices stop? | How is your life going overall?Since you hear voices since you were young I wonder whether you mean the thoughts each of us has about what to do, our opinions, including self-criticism and praise.I try to understand how severe a problem these voices are if you've managed to get to a point in life of awareness about the... | یادم نمیآید که صداها در ذهنم از کی شروع شدند، اما وقتی کوچک بودم، به یاد دارم که آنها را میشنیدم. میدانم که شنیدن صداهایی که مال خودت نیستند عادی نیست. من با این صداها مبارزه میکنم و میخواهم که متوقف شوند. آنها مدتهاست که اینجا هستند و من میخواهم که بروند. چگونه میتوانم صداهارا متوقف کنم؟ | زندگی شما به طور کلی چگونه پیش میرود؟ از آنجایی که از کودکی صداهایی میشنوید، نمیدانم آیا منظورتان افکاری است که هر یک از ما درباره کارهایی که باید انجام دهیم، نظراتمان، از جمله انتقاد و تحسین از خود داریم. میخواهم درک کنم که چقدر جدی هستند این صداها، اگر شما به چنین مرحلهای از آگاهی در مورد آنها رسیدهاید. معمول... |
null | I don't remember when the voices in my head started, but I remember Hearing them when I was little. I know it's not normal to hear voices that aren't your own. I fight the voices and I want them to stop. They've been here so long and I want them gone. How can I make the voices stop? | You are right. It is not normal to hear voices that aren't your own but the fact is some people do. In my experience, medication seem to help. It is also important to understand when you hear voices the most - meaning it is important to understand what the triggers are. It is also important to understand when the voice... | یادم نمیآید که صداها در ذهنم از کی شروع شدند، اما به یاد دارم که وقتی کوچک بودم آنها را میشنیدم. میدانم که شنیدن صداهایی غیر از صدای خود غیرعادی است. من با این صداها جنگیدهام و میخواهم که متوقف شوند. این صداها مدت زیادی است که اینجا هستند و من میخواهم که بروند. چگونه میتوانم این صداها را متوقف کنم؟ | حق با شماست. طبیعی نیست که صداهایی را بشنوید که مال شما نیستند، اما واقعیت این است که برخی از افراد این تجربه را دارند. در تجربیات من، به نظر میرسد داروها کمککننده هستند. همچنین مهم است که بدانید چه زمانی بیشتر صداها را میشنوید؛ به عبارت دیگر، شناسایی محرکها اهمیت زیادی دارد. همچنین باید درک کنید که چه زمانی صداها ... |
null | I don't remember when the voices in my head started, but I remember Hearing them when I was little. I know it's not normal to hear voices that aren't your own. I fight the voices and I want them to stop. They've been here so long and I want them gone. How can I make the voices stop? | First, let me express my support and compassion for what you're going through. Hearing voices can be incredibly difficult and can feel like you can't get a moment's peace, even in the privacy of your own mind. And not everyone will necessarily understand what you're dealing with, so I imagine you may also be feeling is... | یادم نمیآید که چه زمانی صداها در ذهنم شروع شدند، اما یادم میآید که وقتی کوچک بودم آنها را میشنیدم. میدانم که شنیدن صداهایی که مال خودت نیستند عادی نیست. من با این صداها مبارزه میکنم و میخواهم که متوقف شوند. آنها مدت زیادی است که اینجا هستند و من میخواهم بروند. چگونه میتوانم این صداها را متوقف کنم؟ | ابتدا اجازه دهید حمایت و همدردی خود را نسبت به آنچه که در حال تجربه آن هستید ابراز کنم. شنیدن صداها میتواند فوقالعاده دشوار باشد و ممکن است احساس کنید که حتی در خلوت ذهن خود نیز نمیتوانید لحظهای آرامش داشته باشید. و لزوماً همه نمیتوانند درک کنند که شما با چه مشکلاتی مواجه هستید، بنابراین تصور میکنم که ممکن است اح... |
null | I don't remember when the voices in my head started, but I remember Hearing them when I was little. I know it's not normal to hear voices that aren't your own. I fight the voices and I want them to stop. They've been here so long and I want them gone. How can I make the voices stop? | This isn't something you can do on your own. If you haven't already, you need to see a medical doctor ASAP to rule out medical causes for this. Many diseases, illnesses, and conditions can cause hallucinations. In the elderly, sometimes it's something as simple as a urinary tract infection. Some medicines may have that... | یادم نمیآید که کی صداها در سرم شروع شدند، اما یادم میآید وقتی کوچک بودم آنها را میشنیدم. میدانم شنیدن صداهایی که مال خودت نیستند، عادی نیست. من با این صداها مبارزه میکنم و میخواهم که متوقف شوند. آنها خیلی وقت است که اینجا هستند و من میخواهم بروند. چگونه میتوانم صداها را متوقف کنم؟ | این موضوعی نیست که بتوانید به تنهایی با آن مقابله کنید. اگر هنوز این کار را نکردهاید، باید هر چه زودتر به یک پزشک مراجعه کنید تا علل پزشکی ممکن را رد کند. بسیاری از بیماریها و شرایط میتوانند باعث توهم شوند. در افراد سالمند، گاهی اوقات تنها یک عفونت ادراری میتواند منجر به این مشکل شود. برخی از داروها نیز ممکن است ای... |
null | I've hit my head on walls and floors ever since I was young. I sometimes still do it but I don't exactly know why, I have anxiety and I had a rough childhood but now I'll start to hit my head and sometimes not realize it but I don't know how to stop or even why I'm doing it. How can I help myself to change my beh... | Give yourself a lot of empathy and care for having had a rough childhood and realizing that life can be better than how you were treated when growing up.Be patient with yourself too bc lasting change takes time. Alternatives to hitting your head require constant gentle reminders to do these new behaviors, or if you've ... | من از کودکی سرم را به دیوارها و زمین میکوبم. گاهی هنوز هم این کار را انجام میدهم ولی دقیقاً نمیدانم چرا. من اضطراب دارم و دوران کودکی سختی داشتم، اما حالا گاهی اوقات شروع به کوبیدن سرم میکنم و بعضی وقتها حتی متوجهش نمیشوم. نمیدانم چگونه میتوانم این کار را متوقف کنم یا اصلاً چرا این کار را انجام میدهم. چگونه می... | به خودتان همدلی و مراقبت زیادی کنید به خاطر داشتن دوران سخت کودکی و درک اینکه زندگی میتواند بهتر از نحوهای باشد که با شما در دوران رشد رفتار شد. به خودتان نیز صبر کنید زیرا تغییرات پایدار زمان میبرد. جایگزینهای ضربه زدن به سر نیاز به یادآوریهای ملایم و مداوم برای انجام این رفتارهای جدید دارند، و اگر در یک لحظه جای... |
null | I've hit my head on walls and floors ever since I was young. I sometimes still do it but I don't exactly know why, I have anxiety and I had a rough childhood but now I'll start to hit my head and sometimes not realize it but I don't know how to stop or even why I'm doing it. How can I help myself to change my beh... | Hello. I have to wonder from a behavioral perspective if what you are doing is useful for you. In other words, does it serve a purpose in some way when you find yourself doing it. Yes, this could well be an expression of anxiety, or maybe some type of coping skill you have developed over the years to deal with stressfu... | من از کودکی سرم را به دیوار و زمین میکوبم. گاهی هنوز هم این کار را میکنم، اما دقیقاً نمیدانم چرا. اضطراب دارم و دوران کودکی سختی را پشت سر گذاشتهام، اما اکنون وقتی شروع به ضربه زدن به سرم میکنم، گاهی متوجه نمیشوم. نمیدانم چگونه میتوانم این کار را متوقف کنم یا اصلاً چرا این رفتار را دارم. چه کارهایی میتوانم انج... | سلام. از منظر رفتاری باید بگویم که آیا آنچه انجام میدهید برایتان مفید است یا خیر. به عبارت دیگر، آیا وقتی متوجه میشوید در حال انجام آن هستید، به نوعی هدف خاصی را دنبال میکنید؟ بله، این ممکن است نشانهای از اضطراب باشد، یا شاید نوعی مهارت مقابلهای باشد که در طول سالها برای رویارویی با موقعیتهای استرسزا توسعه داده... |
null | I've hit my head on walls and floors ever since I was young. I sometimes still do it but I don't exactly know why, I have anxiety and I had a rough childhood but now I'll start to hit my head and sometimes not realize it but I don't know how to stop or even why I'm doing it. How can I help myself to change my beh... | The best way to handle anxiety of this level is with a combination of appropriate medication given to you by a medical doctor, and therapy to help you understand the thoughts, feelings, and behaviors that are causing the anxiety. This is not something that anyone should just “white knuckle” and try to get through on th... | من از سنین جوانی سرم را به دیوارها و زمین میکوبم. هنوز هم گاهی این کار را انجام میدهم، اما دقیقاً نمیدانم چرا. من اضطراب دارم و کودکی سختی را پشت سر گذاشتهام، اما حالا که شروع به ضربه زدن به سرم میکنم، گاهی اوقات متوجه نمیشوم و نمیدانم چگونه میتوانم متوقف شوم یا حتی چرا این کار را میکنم. چگونه میتوانم به خودم... | بهترین راه برای مدیریت اضطراب در این سطح، ترکیبی از داروهای مناسب که تحت نظر یک پزشک به شما تجویز میشود و درمانی است که به شما کمک میکند تا افکار، احساسات و رفتارهایی را که باعث اضطراب میشوند درک کنید. این موضوعی نیست که هر کسی فقط باید با "فشار آوردن" به تنهایی از آن عبور کند. درمان شناختی-رفتاری (CBT) روشی است که ... |
null | I have several issues that I need to work through. However, I am afraid of and do not trust therapists after a horrible experience. I'm dealing with grief and guilt over losing my sons due to drug use. I have a very complicated traumatic relationship issue that is causing me severe anxiety and fear. | I am sorry that you had this experience. Therapy should be a healthy positive experience off g growth. You have the right to look for certain high qualities in a therapist and finding the right one. Each therapist is bound by a code of ethics and clients should have high expectations. You are trusting them to guide, su... | من چندین مشکل دارم که باید برطرف کنم. با این حال، به دلیل یک تجربه وحشتناک، از درمانگران میترسم و به آنها اعتماد ندارم. به خاطر از دست دادن پسرانم به دلیل مصرف مواد مخدر، با اندوه و احساس گناه دست و پنجه نرم میکنم. همچنین یک مشکل رابطهای بسیار پیچیده و آسیبزا دارم که باعث ایجاد اضطراب و ترس شدید در من شده است. | متاسفم که این تجربه را داشتید. درمان باید یک تجربه مثبت و سالم از رشد باشد. شما حق دارید که در یک درمانگر به دنبال ویژگیهای خاصی باشید و درمانگر مناسبی را پیدا کنید. هر درمانگر موظف به رعایت یک کد اخلاقی است و مراجعان باید انتظارات بالایی داشته باشند. شما به آنها اعتماد میکنید تا شما را راهنمایی کرده، حمایت کنند و ب... |
null | Why am I so afraid of it? I don't understand. | Your fear is somewhat reasonable. No one wants to be raped and I imagine everyone is afraid of what being raped would feel like.Do you mean that this fear is on your mind more often than you would like?If this is the case, then try understanding the reason behind your fear.Is it because you personally know or know of ... | چرا اینقدر از آن میترسم؟ نمیفهمم. | ترس شما تا حدودی منطقی است. هیچکس نمیخواهد مورد تجاوز قرار بگیرد و تصور میکنم همه از احساساتی که ممکن است بعد از یک تجاوز به آنها دست دهد، میترسند. آیا این ترس بیشتر از آنچه که دوست دارید در ذهن شماست؟ اگر اینطور است، سعی کنید دلیل این ترس را درک کنید. آیا به این دلیل است که شخصاً کسی را میشناسید که مورد تجاوز ج... |
null | Why am I so afraid of it? I don't understand. | Why are you afraid of rape? Because it is a problem in the United States! The National Sexual Violence Resource Center reports that one in five women (0r 20%) will be raped (http://www.nsvrc.org/sites/default/files/publications_nsvrc_factsheet_media-packet_statistics-about-sexual-violence_0.pdf) and that 80% of women k... | چرا اینقدر از آن میترسم؟ نمیفهمم. | چرا از تجاوز میترسی؟ زیرا این یک مشکل در ایالات متحده است! مرکز ملی منابع خشونت جنسی گزارش میدهد که یک زن از هر پنج زن (یا ۲۰٪) مورد تجاوز قرار میگیرد و ۸۰ درصد زنان ضارب خود را میشناسند. با توجه به این آمار، ترسیدن کاملاً منطقی است. با این حال، کارهایی وجود دارد که میتوانید برای کاهش خطر تجاوز انجام دهید، مانند آ... |
null | I have attention-deficit/hyperactivity disorder, posttraumatic stress disorder, anxiety, anger, and memory problems. I can't work. I have no income. I'm on medicine, but I feel worthless. I want to be normal. | I am so sorry to hear that you are struggling. It sounds like you've had a traumatic experience that has impacted your life in many ways. Without knowing much about your history, I wonder if the trauma you suffered has lead to the anxiety, anger, and memory problems you are dealing with, in addition to PTSD. I would... | من اختلال کمبود توجه/بیش فعالی، اختلال استرس پس از سانحه، اضطراب، خشم و مشکلات حافظه دارم. نمی توانم کار کنم و درآمدی ندارم. دارو مصرف می کنم، اما احساس بی ارزشی می کنم. می خواهم عادی باشم. | من بسیار متاسفم که میشنوم شما در حال مبارزه هستید. به نظر میرسد که شما یک تجربه آسیبزا داشتهاید که به شیوههای مختلف بر زندگیتان تأثیر گذاشته است. بدون اینکه اطلاعات زیادی از تاریخچه شما داشته باشم، کنجکاوم بدانم که آیا این آسیب که متحمل شدهاید، به جز PTSD، باعث اضطراب، عصبانیت و مشکلات حافظهای که با آنها دست و ... |
null | I never feel like myself. I can’t even think straight anymore. I start stuttering and I can’t remember anything. I always get nervous and usually talk myself down but recently end up fighting with, what feels like, someone else. I don’t know why I feel this way, but I hate it. | Hi Houston, Okay, something's definitely going on, right? My gut is to start with your family physician, because you have some physical symptoms. While it seems anxiety is a likely problem here, your doctor will hopefully know your history and can help you decide if you need some medical tests or some therapy. Without ... | من هرگز احساس خودم را ندارم. دیگر حتی نمی توانم درست فکر کنم. شروع به لکنت می کنم و چیزی به یاد نمی آورم. همیشه عصبی می شوم و معمولاً خودم را سرزنش می کنم، اما اخیراً احساس می کنم که با شخص دیگری در حال مبارزه هستم. نمی دانم چرا چنین احساسی دارم، اما از آن متنفرم. | سلام هیوستون، خوبه، قطعاً چیزی در حال وقوع است، درست است؟ پیشنهاد من این است که با پزشک خانوادهات شروع کنی، چون برخی علائم جسمی داری. اگر چه به نظر میرسد اضطراب یک مشکل محتمل باشد، اما پزشکت امیدوار است که با تاریخچهات آشنا باشد و بتواند به تو کمک کند تا تصمیم بگیری آیا به آزمایشهای پزشکی یا درمان نیاز داری یا نه. ... |
null | I never feel like myself. I can’t even think straight anymore. I start stuttering and I can’t remember anything. I always get nervous and usually talk myself down but recently end up fighting with, what feels like, someone else. I don’t know why I feel this way, but I hate it. | What you are describing sounds like it may be a form of dissociation. Dissociation is our mind's way of disconnecting us from aspects of our experience in an attempt to protect us in overwhelming situations. It also sounds like you are noticing anxiety in certain situations. In working with a competent therapist, you m... | من هرگز احساس نمیکنم خودم هستم. دیگر حتی نمیتوانم درست فکر کنم. شروع به لکنت میکنم و چیزی به یاد نمیآورم. همیشه عصبی میشوم و معمولاً خودم را تخریب میکنم، اما اخیراً احساس میکنم با کسی دیگر در حال جنگ هستم. نمیدانم چرا اینگونه احساس میکنم، اما از آن متنفرم. | چیزی که توصیف میکنید به نظر میرسد نوعی تفکیک باشد. تفکیک روش ذهن ما برای جدا کردن ما از جنبههای تجربهمان به منظور محافظت از ما در موقعیتهای طاقتفرسا است. همچنین به نظر میرسد که شما در برخی مواقع اضطراب را احساس میکنید. در همکاری با یک درمانگر ماهر، ممکن است بتوانید بینش بیشتری نسبت به این تجربیات به دست آورید، ... |
null | I never feel like myself. I can’t even think straight anymore. I start stuttering and I can’t remember anything. I always get nervous and usually talk myself down but recently end up fighting with, what feels like, someone else. I don’t know why I feel this way, but I hate it. | Hello,I am wondering if you might be experiencing some form of dissociation. People who dissociate might feel like the world around them is unreal and unfamiliar, or that they are not really in their bodies and that they are observing themselves from outside of their bodies. Dissociation can also mean that there are ... | من هرگز احساس خودم نمیکنم. دیگر حتی نمیتوانم به درستی فکر کنم. شروع به لکنت میکنم و چیزی به یاد نمیآورم. همواره عصبی میشوم و معمولاً از خودم انتقاد میکنم، اما اخیراً احساس میکنم با شخص دیگری درگیر هستم. نمیدانم چرا اینگونه احساس میکنم، اما از آن متنفرم. | سلام، میخواستم بپرسم آیا ممکن است نوعی از گسستگی را تجربه کنید. افرادی که دچار گسستگی میشوند ممکن است احساس کنند که دنیای اطرافشان غیرواقعی و ناآشناست یا اینکه به نظر میآید در بدن خود نیستند و خود را از بیرون بدن خود مشاهد میکنند. گسستگی همچنین میتواند به این معنا باشد که بخشهایی از شما «از هم جدا شدهاند» و گاهی... |
null | I had to put a restraining order against my ex-fiancé. He was served last night. He was mentally and verbally abusive towards me. I thought it was my nerves, but every time I stand up, I get sick. If I sit and rock, I'm fine. | Hello, and thank you for your question. You may be right, your physical symptoms of getting sick to your stomach may very well be your nerves or anxiety. That is totally normal and understandable given your circumstances. Another thing that is not unusual is that you feel better when you sit and rock. That is actually ... | مجبور شدم برای نامزد سابقم دستور جلوگیری از نزدیک شدن صادر کنم. دیشب آن را به او ابلاغ کردند. او نسبت به من رفتارهای سوءاستفادهگرانه و توهینآمیز داشته است. فکر میکردم که مشکل از اعصاب من است، اما هر بار که بلند میشوم مریض میشوم. اگر بنشینم و تکان بخورم، حالم خوب است. | با سلام و از شما بابت سوالتان سپاسگزارم. ممکن است حق با شما باشد؛ علائم جسمی مانند بیمار شدن معدهتان ممکن است به دلیل اعصاب یا اضطراب شما باشد. این کاملاً طبیعی و قابل درک است با توجه به شرایطی که در آن قرار دارید. همچنین غیرعادی نیست که هنگام نشستن و تکان دادن احساس بهتری داشته باشید؛ این یک روش نسبتاً رایج برای آرا... |
null | I've been dealing with this for years. My mom thinks I'm overly emotional and refuses to offer any help, like therapy or seeing a doctor. She's seen me when I'm having a panic attack and just said I was faking for attention or that I'm a hypochondriac. I just want to get better. | I don't know how old you are, but in Pennsylvania, if you are over 14, you can have therapy without your parents' consent. If you are young enough to use their insurance, that could be complicated, but depending on the state, there may be ways to work around that as well. If transportation is a problem, call a local me... | من سالهاست که با این مشکل درگیر هستم. مادرم فکر میکند خیلی احساساتی هستم و از ارائه هر گونه کمکی مانند درمان یا مراجعه به پزشک خودداری میکند. وقتی دچار حمله پانیک میشوم او فقط میگوید که برای جلب توجه میکنم یا هیپوکندریا دارم. من فقط میخواهم بهتر شوم. | نمیدانم چند سال دارید، اما در پنسیلوانیا، اگر بالای 14 سال باشید، میتوانید بدون رضایت والدینتان تحت درمان قرار بگیرید. اگر به اندازه کافی جوان هستید که بتوانید از بیمه والدینتان استفاده کنید، این ممکن است کمی پیچیده باشد، اما بسته به ایالت، ممکن است راههایی برای حل این مشکل نیز وجود داشته باشد. اگر مشکل حملونقل د... |
null | I've been dealing with this for years. My mom thinks I'm overly emotional and refuses to offer any help, like therapy or seeing a doctor. She's seen me when I'm having a panic attack and just said I was faking for attention or that I'm a hypochondriac. I just want to get better. | How old are you?Are you old enough in your State to have therapy without your mother's consent?Your mom's attitude toward you may be one significant reason on why you feels so much tension in the first place.Don't let her opinions and beliefs get in the way of what you know about yourself.Are you in school and does tha... | من سالهاست که با این مشکل دست و پنجه نرم میکنم. مادرم فکر میکند من بیش از حد احساساتی هستم و از ارائه هر گونه کمکی، مثل درمان یا مراجعه به پزشک، امتناع میکند. او زمانی که دچار حمله پانیک میشدم، مرا دیده و فقط گفته که برای جلب توجه این کار را میکنم یا هیپوکندریا هستم. تنها چیزی که میخواهم این است که بهتر شوم. | چند سال دارید؟ آیا در ایالت خود به اندازه کافی بزرگ هستید که بدون رضایت مادرتان درمان دریافت کنید؟ نگرش مادرتان نسبت به شما ممکن است یکی از دلایل اصلی این تنشها باشد. اجازه ندهید که نظرات و باورهای او مانع از آن شود که درباره خودتان حقیقت را بپذیرید. آیا شما در مدرسه هستید و آن مدرسه مشاور تحصیلی دارد؟ آیا میتوانید د... |
null | I’ve been on 0.5 mg of Xanax twice a day for the past month. It hasn't been helping me at all, but when I take 1 mg during a big anxiety attack, it calms me down. I was wondering how I can ask my psychologist to up the dose to 1 mg twice a day without her thinking I'm abusing them. I just have very big anxiety attacks.... | Do you think you're abusing xanax?It is a highly addictive drug so maybe one reason you feel compelled to take more is bc you already are addicted.Drugs don't do anything helpful in solving life's problems. Once the effect wears off, the stressful situation is once again waiting for you to address it.Think over your ... | من به مدت یک ماه است که 0.5 میلیگرم زاناکس را دو بار در روز مصرف میکنم. این دارو اصلاً برایم موثر نبوده، اما وقتی در یک حمله شدید اضطراب 1 میلیگرم مصرف میکنم، آرام میشوم. میخواستم بدانم چگونه میتوانم از روانشناسام بخواهم که دوز را به 1 میلیگرم دو بار در روز افزایش دهد بدون اینکه او فکر کند من از آنها سوءاستفا... | آیا فکر میکنید در حال سوءاستفاده از زاناکس هستید؟ این یک داروی بسیار اعتیادآور است، بنابراین شاید یکی از دلایلی که احساس میکنید مجبور به مصرف بیشتر هستید، این است که قبلاً به آن معتاد شدهاید. مواد مخدر هیچ کمکی به حل مشکلات زندگی نمیکنند. پس از از بین رفتن اثر آن، دوباره همان موقعیتهای استرسزا انتظار شما را میکش... |
null | I’ve been on 0.5 mg of Xanax twice a day for the past month. It hasn't been helping me at all, but when I take 1 mg during a big anxiety attack, it calms me down. I was wondering how I can ask my psychologist to up the dose to 1 mg twice a day without her thinking I'm abusing them. I just have very big anxiety attacks.... | Staying on the lower dose may give you more room to learn strategies for coping with your anxiety. Medications are so helpful, and needed at times, but it's also important to have a variety of tools you use to manage your responses to stress. If you are not already seeing a therapist, consider finding one who can hel... | من در ماه گذشته ۰.۵ میلیگرم زاناکس دو بار در روز مصرف کردهام. این دوز به هیچوجه به من کمکی نکرده است، اما زمانی که در یک حمله شدید اضطراب ۱ میلیگرم مصرف میکنم، آرامم میکند. من میخواستم بدانم چگونه میتوانم از روانپزشکم بخواهم که دوز را به ۱ میلیگرم دو بار در روز افزایش دهد بدون اینکه او فکر کند من در حال سوءاس... | ماندن در دوز پایین ممکن است به شما فضای بیشتری برای یادگیری راهبردهای مقابله با اضطراب بدهد. داروها بسیار مفید هستند و گاهی اوقات ضروری میشوند، اما داشتن ابزارهای مختلف برای مدیریت واکنشهایتان به استرس نیز اهمیت دارد. اگر هنوز به درمانگر مراجعه نکردهاید، در نظر داشته باشید که فردی را پیدا کنید که میتواند به شما در ... |
null | I’ve been on 0.5 mg of Xanax twice a day for the past month. It hasn't been helping me at all, but when I take 1 mg during a big anxiety attack, it calms me down. I was wondering how I can ask my psychologist to up the dose to 1 mg twice a day without her thinking I'm abusing them. I just have very big anxiety attacks.... | In general, Xanax is very short-acting. You mentioned that you are afraid that your medical provider will take you off of the Xanax and put you on something else. If the Xanax is not working well for you, I wonder if something else may work better. What is your reasoning there? Also, sometimes there are medications tha... | من در ماه گذشته 0.5 میلیگرم زاناکس را دو بار در روز مصرف کردهام. این دوز هیچ کمکی به من نکرده است، اما وقتی در یک حمله اضطرابی شدید 1 میلیگرم مصرف میکنم، آرام میشوم. من در مورد این موضوع فکر میکردم که چگونه میتوانم از روانشناسم بخواهم دوز را به 1 میلیگرم دو بار در روز افزایش دهد بدون اینکه او فکر کند من به دار... | به طور کلی، زاناکس اثرات کوتاه مدتی دارد. شما اشاره کردید که نگرانید ارائهدهنده پزشکیتان شما را از زاناکس خارج کند و داروهای دیگری را تجویز نماید. اگر زاناکس به خوبی برای شما کار نمیکند، ممکن است داروی دیگری کارایی بهتری برای شما داشته باشد. استدلال شما در این زمینه چیست؟ همچنین، بعضی از داروهایی وجود دارند که میتو... |
null | I’ve been on 0.5 mg of Xanax twice a day for the past month. It hasn't been helping me at all, but when I take 1 mg during a big anxiety attack, it calms me down. I was wondering how I can ask my psychologist to up the dose to 1 mg twice a day without her thinking I'm abusing them. I just have very big anxiety attacks.... | Hello, and thank you for your question. While counselors work closely with medical providers, and sometimes have discussions about medications with people, we rarely make recommendations about how much or what type of medication a person should be taking. This is because prescribing and advising on medication is out of... | من در ماه گذشته 0.5 میلیگرم زاناکس را دو بار در روز مصرف کردهام. این دوز هیچ کمکی به من نکرده است، اما وقتی در یک حمله اضطرابی شدید 1 میلیگرم مصرف میکنم، آرام میشوم. داشتم فکر میکردم چگونه میتوانم از روانشناسم بخواهم دوز را به 1 میلیگرم دو بار در روز افزایش دهد بدون اینکه او فکر کند من در حال سوءاستفاده از دارو... | با سلام و تشکر از سوال شما. در حالی که مشاوران به طور نزدیک با ارائهدهندگان پزشکی همکاری میکنند و گاهی اوقات درباره داروها با مراجعین خود گفتگو میکنند، ما به ندرت توصیههایی درباره میزان یا نوع دارویی که فرد باید مصرف کند ارائه میدهیم. دلیل این امر این است که تجویز و مشاوره در مورد دارو خارج از حیطه تخصص ما قرار دا... |
null | I am so terrified of having sex anymore because I have been told over and over that sex is dangerous even though me and my partner used both forms of protection. My partner is not happy about this and simply wants more sex, and honestly, I want to give that to her. | I would suggest possibly talking with a physician about all the different types of protection. They may be able to help you to know about all of the options that are available.It sounds like your partner is open to understanding your concerns. Perhaps until you have the chance to speak with someone about the effectiven... | من دیگر از داشتن رابطه جنسی میترسم زیرا بارها به من گفتهاند که رابطه جنسی خطرناک است، حتی اگر من و شریکم از هر دو نوع محافظت استفاده کنیم. شریکم از این موضوع راضی نیست و فقط میخواهد رابطه جنسی بیشتری داشته باشد و راستش را بخواهید، من هم میخواهم این خواستهاش را برآورده کنم. | من پیشنهاد میکنم که شاید با یک پزشک درباره انواع مختلف روشهای حفاظتی صحبت کنید. آنها ممکن است به شما کمک کنند تا از گزینههای موجود آگاه شوید. به نظر میرسد شریک شما مایل است نگرانیهای شما را درک کند. شاید تا زمانی که فرصت صحبت با کسی در مورد اثربخشی انواع مختلف پیشگیری از بارداری و روشهای حفاظتی را پیدا کنید، آیا ... |
null | I am so terrified of having sex anymore because I have been told over and over that sex is dangerous even though me and my partner used both forms of protection. My partner is not happy about this and simply wants more sex, and honestly, I want to give that to her. | I am wondering who is telling you that sex is dangerous. Is this medical advice, or is this someone’s
opinion trying to scare you from having sex?
And if so, how old are you? Is it ok to have sex, do you want to have
sex? It sounds like you want to make
your partner happy, and that you are taking care of protecting ... | من دیگر از داشتن رابطه جنسی میترسم زیرا بارها و بارها به من گفته شده که رابطه جنسی خطرناک است، حتی اگر من و شریکم از هر دو نوع روش محافظت استفاده کنیم. شریک من نسبت به این موضوع ناراضی است و فقط میخواهد رابطه جنسی بیشتری داشته باشد و راستش را بخواهم بگویم، من هم دوست دارم که این خواستهاش را برآورده کنم. | من تعجب میکنم که چه کسی به شما گفته است که رابطه جنسی خطرناک است. آیا این یک توصیه پزشکی است یا نظر کسی است که میخواهد شما را از داشتن رابطه جنسی بترساند؟
و اگر این چنین است، شما چند سال دارید؟ آیا داشتن رابطه جنسی در سن شما مناسب است؟ آیا واقعاً میخواهید رابطه جنسی داشته باشید؟ به نظر میرسد که شما میخواهید شریک... |
null | I am so terrified of having sex anymore because I have been told over and over that sex is dangerous even though me and my partner used both forms of protection. My partner is not happy about this and simply wants more sex, and honestly, I want to give that to her. | Maybe you'll feel less fear by understanding that whoever told you sex was dangerous, was wrong.If this message came from your upbringing, then it may a deeply embedded belief.Since the belief itself instructs to avoid risk, and overturning this belief requires taking the risk to believe the logic that reasonable safe ... | من از داشتن رابطه جنسی دیگر به شدت میترسم زیرا بارها به من گفته شده است که رابطه جنسی خطرناک است، حتی با اینکه من و شریکم از هر دو نوع محافظت استفاده میکنیم. شریکم از این وضعیت ناراضی است و فقط میخواهد بیشتر رابطه جنسی داشته باشیم و honestly، من هم واقعا میخواهم این را برایش فراهم کنم. | شاید با درک این موضوع که هر کسی به شما گفته است که رابطه جنسی خطرناک است، ترس کمتری احساس کنید. اگر این پیام از تربیت شما نشأت گرفته باشد، ممکن است یک باور عمیقاً راسخ باشد. از آنجا که این باور خود به شما دستور میدهد که از ریسک دوری کنید، تغییر آن به پذیرش این ریسک نیاز دارد که باور کنید اقدامات منطقی برای رابطه جنسی ... |
null | I am so terrified of having sex anymore because I have been told over and over that sex is dangerous even though me and my partner used both forms of protection. My partner is not happy about this and simply wants more sex, and honestly, I want to give that to her. | Alot of our choices have to do with what we have been taught and partly our fear of trusting ourselves to do what is right. There is so much more going on within you than you realize. We can help you bring it to the surface. Please contact us when you can and in whatever way you can to discuss what's going on with you. | من دیگر از داشتن رابطه جنسی میترسم زیرا بارها به من گفته شده که رابطه جنسی خطرناک است، حتی اگر من و شریکم از هر دو نوع روش محافظتی استفاده کردهباشیم. شریکم از این موضوع ناراضی است و فقط میخواهد رابطه جنسی بیشتری داشته باشد و صادقانه بگویم، من نیز میخواهم این خواستهاش را برآورده کنم. | بسیاری از انتخابهای ما به آنچه که به ما آموخته شده و همچنین ترس ما از اعتماد به خود برای انجام کار درست مرتبط است. درون شما بسیار بیشتر از آنچه که تصور میکنید در حال تکوین است. ما میتوانیم به شما کمک کنیم تا آن را به سطح بیاورید. لطفاً هر زمان که میتوانید و از هر طریقی که ممکن است با ما تماس بگیرید تا در مورد آنچه ... |
null | I was in a car accident and totaled my car. I gave up my job of nine years to pursue school full-time to better myself. I failed a class, and my boyfriend that I live with thinks I’m stupid and wants to break up with me. I have nowhere to go, and I feel like I’m losing everything. | When we feel overwhelmed by life situations, it is important to understand where the feeling is coming from. Once we understand the source, it is important to normalize the situations that got us there and find balance in our lives.First, car accidents are common, and since they are accidents they are not a reflection... | تصادف کردم و ماشینم به طور کامل خراب شد. من شغل نهسالهام را رها کردم تا به صورت تماموقت به تحصیلاتم بپردازم و خودم را بهتر کنم. در یک درس مردود شدم و دوستپسرم که با او زندگی میکنم فکر میکند احمق هستم و میخواهد از من جدا شود. جایی برای رفتن ندارم و احساس میکنم در حال از دست دادن همه چیز هستم. | وقتی احساس میکنیم تحت تأثیر موقعیتهای زندگی قرار گرفتهایم، مهم است که بفهمیم این احساس از کجا نشأت میگیرد. هنگامی که منبع آن را درک کنیم، باید موقعیتهایی را که ما را به اینجا رساندهاند عادیسازی کنیم و تعادل را در زندگیمان پیدا کنیم. اول، تصادفهای رانندگی رایج هستند و از آنجایی که تصادفاند، منعکسکنندهی ماهیت... |
null | It's especially bad at night time. I am scared of sleeping alone. | Being able to know you feel anxiety and write about it, is the first step to addressing and handling it!Generally, anxiety is deep fear of not being able to handle what comes up in life. Somehow the person was insufficiently nurtured and so felt insecure when very young.Usually the person had to fend on at least a ps... | شب ها به خصوص وضعیت خیلی بدتری دارد. من از خوابیدن تنها می ترسم. | توانستن به این که بفهمید احساس اضطراب دارید و در مورد آن بنویسید، اولین گام برای مواجهه و مدیریت آن است! به طور کلی، اضطراب ترسی عمیق از ناتوانی در مدیریت چالشهای زندگی است. به نوعی، فرد به میزان کافی حمایت نشده و در کودکی احساس ناامنی کرده است. معمولاً فرد باید پیش از رسیدن به سنی که برای انجام این کار معقول باشد، از... |
null | I am on the track and softball team. My school is small, so I play all four sports it offers. I feel obligated to do track because I'm not a horrible runner, and my dad wants me to. The catch is is that the days before a track meet and the morning of, I get sick and cry. | Does anyone notice that you get sick and cry on track meet days?Have you told anyone?From what you write, as much as you would like to please your school and dad, something within you doesn't quite want to fully follow through.Step one in life always is to know what you want and what your limits are. It already is di... | من در تیم دو و سافتبال هستم. مدرسهام کوچک است، بنابراین تمامی چهار ورزشی را که ارائه میدهد، بازی میکنم. احساس میکنم باید در تیم دو فعالیت کنم زیرا دونده بدی نیستم و پدرم از من میخواهد. نکته اینجاست که روزهای قبل از مسابقه دو و صبح روز مسابقه، احساس بیماری میکنم و گریه میکنم. | آیا کسی متوجه شده که در روزهای مسابقات دو و میدانی بیمار میشوید و گریه میکنید؟ آیا چیزی به کسی گفتهاید؟ از آنچه مینویسید مشخص است که هرچند دوست دارید به پدر و مدرسهتان خوشایند باشید، اما بخشی از وجودتان نمیخواهد به طور کامل دنبالهرو باشید. قدم اول در زندگی همیشه این است که بدانید چه میخواهید و محدودیتهایتان چی... |
null | I am on the track and softball team. My school is small, so I play all four sports it offers. I feel obligated to do track because I'm not a horrible runner, and my dad wants me to. The catch is is that the days before a track meet and the morning of, I get sick and cry. | It sounds like you are no longer committed to track emotionally. It can be hard to talk to your dad about this, but he may think you love track and may not know you are getting so upset the days of meets. An idea would be to first write a letter to your dad to see what feelings come out and then preparing to speak wi... | من در تیم دو و سافتبال هستم. مدرسهام کوچک است، بنابراین من در هر چهار ورزشی که ارائه میدهد شرکت میکنم. احساس میکنم که موظفم در مسابقات دو شرکت کنم زیرا دوندهی خیلی خوبی نیستم و پدرم میخواهد که این کار را انجام بدهم. نکته اینجاست که در روزهای قبل از مسابقه دو و صبح روز مسابقه، مریض میشوم و گریه میکنم. | به نظر میرسد که دیگر به پیگیری احساسات خود در دویدن متعهد نیستید. صحبت کردن با پدرتان درباره این موضوع ممکن است سخت باشد، اما او ممکن است فکر کند که شما عاشق دویدن هستید و از این موضوع مطلع نباشد که در روز مسابقات خیلی ناراحت میشوید. یک پیشنهاد این است که ابتدا نامهای به پدرتان بنویسید تا ببینید چه احساساتی در شما ش... |
null | I'm socially awkward. I've always want to be popular. I've had the opportunity to be popular, but every time I get i,t I'm too scared. All I have to do is talk the popular people. They're really nice to me, but I'm too scared of change. I really want to work up the courage to lose my fear. | Change can be uncomfortable, but sometimes those uncomfortable moments are the opportunity for us to be the person we feel we really are. It sounds like you like to spend the time in your head anticipating the worst, why not be in the present and encourage yourself that you can talk to people and it will be okay. By ... | من از نظر اجتماعی احساس ناراحتی میکنم و همیشه آرزو داشتم محبوب باشم. من فرصتهایی برای محبوبیت داشتهام، اما هر بار که این فرصت را پیدا میکنم، خیلی میترسم. تنها کاری که باید بکنم این است که با افراد محبوب صحبت کنم. آنها واقعاً با من مهربان هستند، اما من از تغییر میترسم. واقعاً میخواهم جرأت پیدا کنم و ترسم را کنار ... | تغییر میتواند ناخوشایند باشد، اما گاهی اوقات این لحظات ناراحتکننده فرصتی برای ماست تا به فردی که واقعاً هستیم تبدیل شویم. به نظر میرسد که شما وقت خود را صرف پیشبینی بدترین اوضاع میکنید؛ چرا در حال حاضر زندگی نکنید و خود را تشویق نکنید که میتوانید با دیگران صحبت کنید و همه چیز خوب خواهد بود؟ وقتی به خود میگویید ک... |
null | I often get the feeling that I'm being watched, like video cameras are hidden wherever I am, even at home. I feel like people can see all that I do and are reading my thoughts. Things I read or hear on the radio seem to be about (or meant for) me, and people are talking about me when they whisper. | It sounds like you are feeling pretty overwhelmed with worry about being continuously monitored, with no privacy even in your own mind, and as if people are constantly saying things about you in whispers on in the media. It's hard to say from a post online what is at the root of this experience, but you may be able to ... | من اغلب این احساس را دارم که تحت نظر هستم، مثل اینکه دوربینهای مخفی در هر جایی که هستم، حتی در خانه، وجود دارد. حس میکنم مردم میتوانند تمام کارهایم را ببینند و افکارم را بخوانند. چیزهایی که در رادیو میشنوم یا میخوانم به نظر میرسد درباره من هستند (یا برای من طراحی شدهاند) و وقتی مردم آرام صحبت میکنند، به نظر می... | به نظر میرسد که احساس میکنید نگران نظارت مداوم هستید، بدون هیچ حریم خصوصی حتی در ذهن خود، و گویی مردم دائماً در رسانهها درباره شما چیزهایی میگویند. از طریق یک پست آنلاین به سختی میتوان تشخیص داد ریشه این تجربه چیست، اما ممکن است با کمک یک درمانگر خوب بتوانید در این زمینه بینشی کسب کنید و همچنین راههایی برای مقابل... |
null | I have a bad habit of thinking and worrying about what others may think of me. I really want to stop it and enjoy things. | Thinking about what others think of us is a natural tendency. Human beings are social creatures and rely on feedback from the outside world of people, places, and things to let us know more about ourselves. We also have an inner voice, dialogue, conscience, etc. that helps us to determine the path for us. Often, when s... | من عادت بدی دارم که به این فکر کنم و نگران باشم که دیگران درباره من چه نظری دارند. واقعاً میخواهم این عادت را کنار بگذارم و از زندگی لذت ببرم. | فکر کردن به نظر دیگران درباره ما یک تمایل طبیعی است. انسانها موجودات اجتماعی هستند و به بازخوردهای دنیای بیرون از افراد، مکانها و چیزها تکیه میکنند تا اطلاعات بیشتری درباره خود پیدا کنند. همچنین، ما یک صدای درونی، دیالوگ، وجدان و ... داریم که به ما کمک میکند مسیر مناسب را تعیین کنیم. اغلب، وقتی کسی نگران بازخوردهای... |
null | I feel really uncomfortable when I have people's attention. It makes me not want to talk in public or answer questions in class. Can I get over this social anxiety? | you can learn lots of skills/techniques to feel more confident in what you need to do that will decrease your anxious response for sure! :) And you can also learn how to work with your personality that may not like the attention. You may find that "talking" to others through the internet is more comfortable and you ar... | وقتی توجه مردم را جلب میکنم، واقعاً احساس ناراحتی میکنم. این موضوع باعث میشود که تمایلی به صحبت در جمع یا پاسخ دادن به سؤالات در کلاس نداشته باشم. آیا میتوانم بر این اضطراب اجتماعی غلبه کنم؟ | میتوانید مهارتها و تکنیکهای زیادی را بیاموزید تا در کارهایی که باید انجام دهید، اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید که مطمئناً پاسخ مضطرب شما را کاهش میدهد! :) همچنین میتوانید یاد بگیرید چگونه با شخصیت خود که ممکن است توجه را نپسندد، کنار بیایید. ممکن است متوجه شوید که «صحبت کردن» با دیگران از طریق اینترنت برایتان را... |
null | I feel really uncomfortable when I have people's attention. It makes me not want to talk in public or answer questions in class. Can I get over this social anxiety? | Since anxiety usually about anticipating a bad result, or fear of being judged negatively, as though having failed some sort of test, consider what would give you the feeling of anticipating a good result from talking to an audience?Maybe, for example, if you prepared and rehearsed your talk more than what you typicall... | وقتی مورد توجه دیگران قرار میگیرم، واقعا احساس راحتی نمیکنم. این موضوع باعث میشود تمایلی به صحبت در جمع یا پاسخ دادن به سؤالات در کلاس نداشته باشم. آیا میتوانم بر این اضطراب اجتماعی غلبه کنم؟ | از آنجایی که اضطراب معمولاً به پیشبینی یک نتیجه بد یا ترس از قضاوت منفی مربوط میشود، مانند این که گویی در یک آزمون شکست خوردهاید، در نظر بگیرید چه چیزی به شما احساس پیشبینی یک نتیجه خوب از صحبت کردن با مخاطب را میدهد. به عنوان مثال، اگر شما سخنرانیتان را بیشتر از حد معمول آماده و تمرین کنید، ممکن است در صحبت کردن... |
null | I have been having a lot of nightmares where I am being killed in different ways. I either wake up in a panic or just crying and sweating. It has made me terrified of falling asleep and is now affecting my daily life too. Can I make the nightmares stop? | Hello, and thank you for your question. Sleep problems, including insomnia and even the nightmares that you are writing about, are really common for people and so many people suffer from them. Here are a few things to consider or to try: 1. Have you changed or started taking any new medication lately? Medications can c... | من کابوس های زیادی دیده ام که در آنها به شکل های مختلف کشته می شوم. یا با ترس از خواب بیدار می شوم یا فقط گریه کرده و عرق می کنم. این وضعیت باعث شده تا از خواب رفتن بترسم و اکنون زندگی روزمره ام را نیز تحت تأثیر قرار داده است. آیا می توانم کاری کنم که این کابوس ها متوقف شوند؟ | سلام و از شما بابت سوالتان متشکرم. مشکلات خواب، از جمله بیخوابی و حتی کابوسهایی که دربارهی آنها نوشتهاید، برای بسیاری از افراد رایج است و بسیاری از آنها از این مشکلات رنج میبرند. در اینجا چند نکته برای بررسی یا امتحان وجود دارد: 1. آیا اخیراً داروی جدیدی را تغییر دادهاید یا شروع به مصرف کردهاید؟ داروها میتوان... |
null | My boyfriend and I have been dating for almost a year. We go to different schools, and we don't see each other that often. I just feel very paranoid that there's someone else or that he could be hiding something from me. | Have you spoken to him about your fears? Perhaps you can explain this feeling to him and let him know what might lead to feeling more secure. Also, it is important to trust your intuition! Perhaps there are good reasons to feel concerned. It may not be paranoia - it may be based in reality! | من و دوست پسرم نزدیک به یک سال است که با هم در رابطه هستیم. ما به مدارس مختلفی میرویم و اغلب یکدیگر را نمیبینیم. فقط احساس میکنم که ممکن است شخص دیگری وجود داشته باشد یا او چیزی را از من پنهان کند. | آیا در مورد نگرانیهای خود با او صحبت کردهاید؟ شاید بتوانید این احساس را برای او توضیح دهید و به او بگویید چه عواملی میتواند به احساس امنیت بیشتر شما کمک کند. همچنین، مهم است که به شهود خود اعتماد کنید! ممکن است دلایل خوبی برای این نگرانیها وجود داشته باشد. این ممکن است پارانویا نباشد - ممکن است ریشه در واقعیت داشته... |
null | My boyfriend and I have been dating for almost a year. We go to different schools, and we don't see each other that often. I just feel very paranoid that there's someone else or that he could be hiding something from me. | Paranoid is a mental disorder word. That is a strong word I think to use in this situation. Honestly the bottom like is either you don't trust him for some reason or you are insecure with yourself. Which is it? Do some soul searching to help you figure which one it is. Work on either discussing why you don't trus... | من و دوست پسرم نزدیک به یک سال است که با هم در حال دیدار هستیم. ما به مدارس مختلفی میرویم و اغلب همدیگر را نمیبینیم. فقط احساس میکنم که ممکن است شخص دیگری وجود داشته باشد یا او چیزی را از من پنهان کرده باشد. | پارانوئید یک اصطلاح برای اختلال روانی است. به نظر من، استفاده از این کلمه در این موقعیت قوی است. راستش این است که یا به دلیلی به او اعتماد ندارید یا احساس ناامنی نسبت به خودتان دارید. کدام یک از این دو است؟ کمی دروننگری کنید تا به شما کمک کند بفهمید چه چیزی است. روی این مسئله کار کنید که چرا به او اعتماد ندارید و سعی ... |
null | I'm concerned about my boyfriend. I suffer from anxiety, but I always have this feeling he wants to hurt me because he told me he was interested in BDSM intercourse. We haven't tried it, but I've had this feeling he always wants to. | Hello! Thank you for your question. There are few things
that people find more personal than their sexual relationships. When we feel
connected to our partner, sex can be best thing since sliced bread. However, if
we feel disconnected in some way, sex can feel degrading and even painful.
I don’t know the specifics abo... | من نگران دوست پسرم هستم. من از اضطراب رنج میبرم، اما همیشه این احساس را دارم که او میخواهد به من آسیب برساند، زیرا به من گفته که به روابط جنسی BDSM علاقهمند است. ما هنوز آن را امتحان نکردهایم، اما حس میکنم او همیشه میخواهد این کار را انجام دهد. | سلام! از سوال شما سپاسگزارم. چیزهای کمی وجود دارد که افراد آن را شخصیتر از روابط جنسی خود میدانند. وقتی با شریک زندگیمان احساس ارتباط میکنیم، رابطه جنسی میتواند بهترین تجربه باشد. با این حال، اگر به نوعی احساس قطع ارتباط کنیم، رابطه جنسی میتواند تحقیرآمیز و حتی دردناک باشد.
من اطلاعات دقیقی درباره رابطه شما یا ... |
null | I get so much anxiety, and I don’t know why. I feel like I can’t do anything by myself because I’m scared of the outcomes. | This is a very common question in my practice. Panic attacks typically emerge from an underlying issue (ex. Depression, low self-esteem, fears). To decrease your anxiety symptoms it’s recommended to seek treatment with a therapist who specializes in working with anxiety disorders and most importantly one with whom you ... | من خیلی اضطراب دارم و نمیدانم چرا. احساس میکنم نمیتوانم هیچ کاری را به تنهایی انجام دهم چون از عواقب آن میترسم. | این یک سوال بسیار رایج در فعالیت من است. حملات پانیک معمولاً ناشی از یک مسئله زیربنایی (مانند افسردگی، اعتماد به نفس پایین، یا ترسها) هستند. برای کاهش علائم اضطراب، توصیه میشود به درمانگری مراجعه کنید که در زمینه اختلالات اضطرابی تخصص دارد و مهمتر از آن، با او احساس راحتی میکنید. در فعالیت من، به مراجعان آموزش مید... |
null | I get so much anxiety, and I don’t know why. I feel like I can’t do anything by myself because I’m scared of the outcomes. | The other two post answers to your question are very good and I don't feel the need to repeat what has already been said quite well, but I will offer one other option I have been able to utilize quite successfully with those dealing with panic attacks. Chain analysis is a fantastic way for your to map out the situatio... | من اضطراب زیادی دارم و نمیدانم چرا. احساس میکنم نمیتوانم بهتنهایی هیچ کاری انجام دهم، زیرا از پیامدها میترسم. | پاسخهای دو پست دیگر به سؤال شما بسیار خوب است و من نیازی به تکرار آنچه قبلاً به خوبی بیان شده احساس نمیکنم، اما یک گزینه دیگر را ارائه میدهم که با موفقیت در مورد افرادی که با حملات پانیک مواجه هستند، از آن استفاده کردهام. تجزیه و تحلیل زنجیرهای روش فوقالعادهای است برای ترسیم موقعیت شما که با رویداد محرک آغاز می... |
null | I get so much anxiety, and I don’t know why. I feel like I can’t do anything by myself because I’m scared of the outcomes. | Anxiety is simply your system communicating to you that you are in danger. The issue that I see in most of my clients is that they try to reason with this anxiety. You do not reason with sensory states in the body. If your system tells your in danger (your stomache feels like it is knots, your heart is beating out of y... | من اضطراب زیادی دارم و نمیدانم چرا. احساس میکنم به تنهایی نمیتوانم کاری انجام دهم زیرا از عواقب آن میترسم. | اضطراب به سادگی به این معناست که سیستم شما به شما اطلاع میدهد که در خطر هستید. مشکلی که در اکثر مراجعانم مشاهده میکنم این است که تلاش میکنند با این اضطراب استدلال کنند. شما نمیتوانید با حالات حسی بدن استدلال کنید. اگر سیستم شما به شما میگوید در خطر هستید (معدهتان احساس گره زدن میکند، قلبتان از قفسه سینهتان می... |
null | I get so much anxiety, and I don’t know why. I feel like I can’t do anything by myself because I’m scared of the outcomes. | The are two ways that such anxiety can be dealt with. One is an attempt to replace maladaptive thinking by examining the distorted thinking and resetting the fight-or-flight response with more reasonable, accurate ones. As an example "I'm scared of spiders." But if you change the thinking from being scared to "I'm bigg... | من اضطراب زیادی دارم و نمیدانم چرا. احساس میکنم نمیتوانم به تنهایی کاری انجام دهم، زیرا از عواقب آن میترسم. | دو راه برای مقابله با چنین اضطرابی وجود دارد. یکی تلاش برای جایگزینی تفکر ناسازگار با بررسی تفکر تحریفشده و تنظیم مجدد پاسخ جنگ یا گریز با پاسخهای منطقیتر و دقیقتر است. به عنوان مثال، "من از عنکبوت میترسم." اما اگر تفکر را از ترسیدن به "من از عنکبوت بزرگترم" تغییر دهید، این به ذهن کمک میکند تا به حالت آرامتری ب... |
null | I started dating my fiancé two years ago. My first cousin is married to my fiancé’s sister. There has always been a communication issue between my uncle and aunt and my cousin and his wife. My uncle goes to my mom instead of talking to my cousin, and it upsets my mom. | Based on the information provided, this is an issue with boundaries. Sounds like your uncle goes to your mom and possibly your mother takes the issues to you. I do not like to assume so I will direct you to information regarding families dealing with enmeshment and triangulation. Enmeshment is the concept of diffus... | من دو سال پیش با نامزدم آشنا شدم. پسر عموی من با خواهر نامزدم ازدواج کرده است. همیشه بین دایی و خالهام و پسر عموی من و همسرش مشکل ارتباطی وجود داشته است. دایی به جای اینکه با پسر عموی من صحبت کند، به مادرم مراجعه میکند و این موضوع مادرم را ناراحت میکند. | بر اساس اطلاعات ارائه شده، این مشکل به مرزها مربوط میشود. به نظر میرسد عمویت به مادرت مراجعه میکند و احتمالاً مادرت مسائل را به تو منتقل میکند. من دوست ندارم فرض کنم، بنابراین شما را به اطلاعاتی در مورد خانوادههایی که با درهمتنیدگی و مثلثسازی دست و پنجه نرم میکنند، ارجاع میدهم. درهمتنیدگی مفهوم مرزهای پراکنده... |
null | I started dating my fiancé two years ago. My first cousin is married to my fiancé’s sister. There has always been a communication issue between my uncle and aunt and my cousin and his wife. My uncle goes to my mom instead of talking to my cousin, and it upsets my mom. | When you're upset about something, the first question you can ask yourself is "Whose problem is this?" It is amazing how many problems will disappear right at that point, because you realize the problem isn't even yours. You can't fix everything in your family. You are starting a new family of your own, and it's time t... | من دو سال پیش با نامزدم آشنا شدم. پسر عموی من با خواهر نامزدم ازدواج کرده است. همیشه بین دایی و خالهام و پسر عموی من و همسرش مشکل ارتباطی وجود داشته است. دایی به جای صحبت با پسر عموی من، به مادرم مراجعه میکند و این موضوع مادرم را ناراحت میکند. | وقتی از چیزی ناراحت هستید، اولین سوالی که میتوانید از خود بپرسید این است که "مشکل متعلق به کیست؟" شگفتانگیز است که چقدر مشکلات در آن لحظه ناپدید میشوند، زیرا متوجه میشوید که مشکل حتی مال شما نیست. شما نمیتوانید همه چیز را در خانوادهتان درست کنید. شما در حال تشکیل یک خانواده جدید برای خود هستید و وقت آن رسیده که ی... |
null | Whenever I have to speak in public or be in big crowds, I freak out. I get light-headed, sweaty, and I have trouble breathing. | Basically, your response is the fight, flight or freeze reaction
which is hard wired into the human nervous system, specifically, the autonomic nervous system (called the autonomic response). This system
is responsible for regulating the heart, digestion, respiratory rate
as well as other aspects which match the sympt... | هر بار که مجبور میشوم در جمع صحبت کنم یا در جمعهای بزرگ حضور داشته باشم، مضطرب میشوم. سرم گیج میرود، عرق میکنم و در تنفس مشکل دارم. | اساساً واکنش شما همان پاسخ مبارزه، فرار یا انجماد است که به طور ذاتی در سیستم عصبی انسان وجود دارد، به ویژه در سیستم عصبی خودکار (که به آن پاسخ خودکار میگویند). این سیستم مسئول تنظیم ضربان قلب، هضم، و نرخ تنفس، همچنین دیگر جنبههایی است که با علائمی که شما توصیف میکنید مطابقت دارند. این عملکرد عمدتاً ناخودآگاه است، ا... |
null | Whenever I have to speak in public or be in big crowds, I freak out. I get light-headed, sweaty, and I have trouble breathing. | As you do it more, it should get better or at less with less anxiety. Anxiety is normal for most when speaking in public. I hear this from even the best of facilitators who have been doing it for years. I even experienced that when I first became a counselor and had to lead classes. I asked myself why were I so anx... | هر زمان که مجبور میشوم در جمع صحبت کنم یا در جمعهای بزرگ حضور داشته باشم، دچار اضطراب میشوم. سرم گیج میرود، عرق میکنم و در تنفس مشکل دارم. | هرچه بیشتر این کار را انجام دهید، باید یا بهتر شوید یا با اضطراب کمتری انجامش دهید. اضطراب برای اکثر افراد هنگام صحبت در جمع طبیعی است. حتی از بهترین مجریانی که سالهاست این کار را انجام میدهند، این را میشنوم. من نیز زمانی که برای اولین بار مشاور شدم و باید کلاسها را هدایت میکردم، این تجربه را داشتم. از خودم پرسیدم... |
null | I am a teenage girl. I've been seeing the same dream once in a while since I was very young. The problem is that I don't remember anything about this dream. I still know that it's the same one, and then I wake up in a panic, and I cry really loud without knowing the reason. Why do I see the same dream, why can I not re... | There is no scientifically established formula for understanding dreams, that I know about, however, many people get a great deal of value from exploring what their dreams mean. It is believed by many that our dreams contain metaphors that represent meaningful patterns in our lives and relationships and if we pay atten... | من یک دختر نوجوان هستم. از زمانی که خیلی کوچک بودم، هر از چند گاهی همین خواب را میبینم. مشکل این است که چیزی از این خواب را به یاد نمیآورم. با این حال میدانم که خواب همان است و بعد با ترس از خواب بیدار میشوم و بدون این که دلیلش را بدانم، واقعاً با صدای بلند گریه میکنم. چرا این خواب را میبینم، چرا نمیتوانم آن را ... | هیچ فرمول علمی معتبری برای درک رویاها وجود ندارد که من از آن مطلع باشم، اما بسیاری از افراد از کاوش در معنای رویاهای خود بهرههای زیادی میبرند. بسیاری بر این اعتقادند که رویاهای ما استعارههایی دارند که نمایانگر الگوهای معناداری در زندگی و روابط ما هستند و اگر به آنها توجه کنیم، میتوانیم نکات مهمی درباره خود بیاموزی... |
null | I’ve been with my boyfriend for a year and a half. He loves me a lot, and I love him. It hurts to be apart from him for so long. It hurts all over, and then I feel like it won't last. | I would suggest that you look up the word codependency and it's characteristics. See if you relate to those characteristics. I have a feeling you have suffered some form of loss in your life that you have not dealt with properly. For some reason you are depending on your boyfriend to fill that loss. Considering wo... | من یک سال و نیم با دوستپسرم هستم. او خیلی مرا دوست دارد و من هم او را دوست دارم. دوری طولانی از او بسیار دردناک است. در تمام بدنم احساس درد میکنم و سپس حس میکنم که این وضعیت نخواهند ماند. | پیشنهاد میکنم واژه «هم وابستگی» و ویژگیهای آن را بررسی کنید و ببینید آیا با این ویژگیها ارتباطی دارید یا نه. احساس میکنم که شما در زندگیتان نوعی فقدان را تجربه کردهاید که به درستی با آن مواجه نشدهاید. به دلایلی به دوست پسرتان وابستهاید تا این فقدان را جبران کند. به فکر همکاری با یک مشاور برای پردازش احساسات خود... |
null | I started seeing this guy that I met at a mutual friend’s place. He recently broke up with his ex-girlfriend and started seeing me. Everything was great in the beginning, then I started having low self-esteem thoughts and thinking he was hanging with his ex-girlfriend again. It’s all I think about. I am still seeing hi... | Sounds like you are struggling with your own negative thoughts. As you stated, everything was great then you started having low self-esteem thoughts and thinking. What is contributing to these negative thoughts? His actions or your past experiences with unhealthy relationships would be my question.. | من شروع به دیدن مردی کردم که در خانه یک دوست مشترک ملاقات کرده بودم. او به تازگی از دوست دختر سابقش جدا شده و شروع به ملاقات با من کرده بود. اوایل همه چیز عالی بود، اما به تدریج به افکار کماعتماد به نفس دچار شدم و نگران شدم که ممکن است دوباره با دوست دختر سابقش ارتباط داشته باشد. این موضوع تمام فکر من را به خود مشغول ... | به نظر میرسد که شما با افکار منفی خود دست و پنجه نرم میکنید. همانطور که اشاره کردید، همه چیز عالی بود تا اینکه شروع به داشتن افکار و احساسات پایینتری دربارهی خود کردید. چه چیزی به این افکار منفی دامن میزند؟ آیا رفتار او یا تجربههای گذشتهتان در روابط ناسالم این تأثیر را دارند؟ |
null | I have not had a friend since I was 19. I don't go anywhere, and I have no job, all because I'm afraid of people. | Individual and/or group therapy can be a powerful antidote for social anxiety. Often in therapy, the things that tend to get in the way of our securing satisfying and lasting personal relationships will appear in some way in the therapy relationship and a competent therapist will be able to help you work through this a... | من از 19 سالگی دوستی ندارم. هیچ جا نمیروم و شغلی ندارم، همه اینها به خاطر ترسم از مردم است. | درمان فردی و/یا گروهی میتواند یک پادزهر قدرتمند برای اضطراب اجتماعی باشد. اغلب در طول درمان، عواملی که مانع از برقراری روابط شخصی رضایتبخش و پایدار میشوند، به نوعی در رابطه درمانی نمایان میشوند و یک درمانگر ماهر میتواند به شما کمک کند تا این اضطراب را به روشی حساس مدیریت کنید و در نهایت شما را تشویق کند تا به دنبا... |
null | I feel insecure in my life. I don't think my wife truly wants our relationship even though she says she does. I have turned to drinking to help relieve my repressed stress about this and other issues. I have had a drinking problem for a few years. I feel the reason I drink is not just because I like to, but because I h... | Given the description you have posted here, it may be time to find someone to work with. First and foremost, look into working with someone who specializes in working with individuals with challenges surrounding drinking. This would need to be assessed first since if it has been ongoing, it may be making the situation... | من در زندگیام احساس ناامنی میکنم. به نظرم همسرم واقعاً خواهان رابطهامان نیست، حتی اگر اینگونه بیان کند. برای کاهش استرس سرکوبشدهام درباره این موضوع و مسائل دیگر به نوشیدن الکل روی آوردهام. چند سالی است که با مشکل مصرف الکل دست و پنجه نرم میکنم. احساس میکنم که دلیل نوشیدنم تنها به خاطر علاقه نیست، بلکه اخیراً به... | با توجه به توضیحاتی که در اینجا ارائه کردهاید، ممکن است زمان آن رسیده باشد که فردی را برای همکاری پیدا کنید. ابتدا و مهمتر از همه، به دنبال کار با فردی باشید که در زمینه کمک به افرادی که با چالشهای مربوط به مصرف الکل دست و پنجه نرم میکنند، تخصص دارد. این موضوع باید ابتدا ارزیابی شود، زیرا اگر این چالشها ادامه داشته... |
null | I feel insecure in my life. I don't think my wife truly wants our relationship even though she says she does. I have turned to drinking to help relieve my repressed stress about this and other issues. I have had a drinking problem for a few years. I feel the reason I drink is not just because I like to, but because I h... | Sorry hearing about the big amount of stress which you are feeling at this time.Since a lot of your stress is directed to uncertainty of whether your wife is happy being with you, would you consider continuing the conversation with her about your understanding of her answer to you?Your observation that she says one thi... | من در زندگیام احساس ناامنی میکنم. فکر نمیکنم همسرم واقعاً خواهان رابطهمان باشد، حتی اگر به این موضوع اعتراف کند. برای کاهش استرس سرکوبشدهام نسبت به این موضوع و مسائل دیگر به نوشیدن الکل روی آوردهام. من چند سالی است که با مشکل نوشیدن الکل دست و پنجه نرم میکنم. احساس میکنم دلیل نوشیدنم تنها علاقهام به آن نیست، ... | متأسفم که از استرس زیادی که در حال حاضر احساس میکنید، باخبر هستم. از آنجایی که بخش زیادی از استرس شما ناشی از عدم اطمینان در مورد خوشحالی همسرتان از بودن در کنار شماست، آیا حاضر هستید که به گفتگو با او درباره درکتان از پاسخ او ادامه دهید؟ مشاهده شما مبنی بر اینکه او یک چیز میگوید و به شیوهای متفاوت رفتار میکند، مع... |
null | I think I'm annoying and bothersome, but my girlfriend says I'm just fine. I don't think so, I think I'm stressing everyone else out | I think you have identified something important here. It's not unusual to experience feelings that don't seem to match up with what your rational mind recognizes. In this case, it sounds like a part of you recognizes that the people around you do not find you "annoying and bothersome." Despite knowing that people like ... | فکر میکنم آزاردهنده و مزاحم هستم، اما دوست دخترم میگوید که اوضاعام خوب است. من اینطور فکر نمیکنم؛ به نظرم دارم به بقیه استرس میدهم. | من فکر میکنم شما به نکته مهمی پی بردهاید. تجربه احساساتی که به نظر میرسد با آنچه ذهن منطقی شما شناسایی میکند همخوانی ندارد، غیرعادی نیست. در این مورد، به نظر میرسد بخشی از شما متوجه میشود که اطرافیانتان شما را "آزاردهنده و مزاحم" نمیدانند. با اینکه میدانید مردم شما را دوست دارند، به نظر میرسد هنوز بخشی از شما ... |
null | I think I'm annoying and bothersome, but my girlfriend says I'm just fine. I don't think so, I think I'm stressing everyone else out | "Where you put your attention is where you will go". I forget who said this first, but it's very powerful. If all you think about and talk about is how annoying you think you might be, that will get annoying. Your intense self reflection is lovely; it will help you monitor yourself so that you're not affecting others n... | فکر میکنم آزاردهنده و مزاحم هستم، اما دوست دخترم میگوید که مشکلی ندارم. من اینطور فکر نمیکنم و معتقدم که دارم به دیگران استرس میزنم. | "جایی که توجه خود را متمرکز میکنید همان جایی است که به آنجا میروید." فراموش کردهام که این جمله را چه کسی اولین بار گفت، اما بسیار قدرتمند است. اگر تنها چیزی که به آن فکر میکنید و دربارهاش صحبت میکنید این باشد که چقدر ممکن است آزاردهنده باشید، آزاردهنده خواهید شد. خودکاوی عمیق شما جالب است و به شما کمک میکند تا خ... |
null | I think I'm annoying and bothersome, but my girlfriend says I'm just fine. I don't think so, I think I'm stressing everyone else out | I'm glad to hear you have friends and that your friends say they like you.Trust your own sense of who you are which tells you that something feels uneasy within yourself.Is the friend who says you're "just fine", very familiar with who you are?"Friend" is a broad category.She may not know you as fully as you know yours... | فکر میکنم آزاردهنده و مزاحم هستم، اما دوست دخترم میگوید که همه چیز خوب است. من اینطور فکر نمیکنم و اعتقاد دارم که دارم به بقیه استرس میدهم. | خوشحالم که میشنوم دوستانی داری و آنها میگویند از تو خوششان میآید. به حس خود نسبت به اینکه چه کسی هستی اعتماد کن، که به تو میگوید چیزی در درونت ناخوشایند است. آیا دوستی که میگوید "خوبی" به خوبی با تو آشناست؟ "دوست" یک مقوله گسترده است و او ممکن است تو را به اندازهای که خودت میشناسی نشناسد. اساساً ممکن است "خوب" ... |
null | I think I'm annoying and bothersome, but my girlfriend says I'm just fine. I don't think so, I think I'm stressing everyone else out | Interesting: How much of your issue is your own self-judging and how much of your perception is real?There are many ways to stop judging and self-judging using Cognitive Theory (CBT). You could find a (CBT) counselor/ therapist to help you reduce your judgments. In addition, I've written extensively about this in my... | فکر میکنم آزاردهنده و مزاحم هستم، اما دوست دخترم میگوید اوضاع خوب است. من اینطور فکر نمیکنم و احساس میکنم که دارم بقیه را تحت استرس قرار میدهم. | جالب: چقدر از مسئله شما ناشی از خود قضاوتی شماست و چقدر از ادراک شما واقعی است؟ راههای زیادی برای متوقف کردن قضاوت و خود قضاوتی با استفاده از نظریه شناختی (CBT) وجود دارد. شما میتوانید یک مشاور یا درمانگر (CBT) پیدا کنید تا به شما در کاهش قضاوتها کمک کند. علاوه بر این، من به طور گسترده در مورد این موضوع در کتابم، "L... |
null | I'm a little paranoid. My mind does get the best of me. One night, I put chairs under all of my door knobs because I thought someone might break in. I also think a lot, which is probably the reason for the paranoia. I can't stand loud noises, like the sound of cars going by. The grocery store is too noisy, and I feel l... | Paranoid people don't realize they are paranoid. They believe their actions to be reasonable responses to potential threats.From what you write, you are aware that your actions may be understood as extreme.Instead of trying to fit your behavior into a negative psychological category, try seeing each of the behaviors y... | من کمی پارانوئید هستم. ذهنم گاهی بر من غلبه میکند. یک شب، زیر همهی دستگیرههای در، صندلی گذاشتم چون فکر میکردم شاید کسی بخواهد وارد شود. من همچنین خیلی فکر میکنم که به احتمال زیاد دلیل پارانویایم است. نمیتوانم صداهای بلند، مانند صدای ماشینهایی که میگذرند، را تحمل کنم. فروشگاههای خُوَاربار خیلی شلوغ هستند و حس م... | افراد پارانوئید متوجه نمیشوند که پارانوئید هستند. آنها بر این باورند که رفتارهایشان پاسخهای منطقی به تهدیدات بالقوه است. از آنچه مینویسید، به نظر میرسد که شما آگاهید که ممکن است اعمالتان بهعنوان افراطی تلقی شود. به جای اینکه تلاش کنید رفتار خود را در یک دسته منفی روانشناختی قرار دهید، سعی کنید هر یک از رفتارهایی ... |
null | When I go to school, I feel like everyone is judging me, even my friends. I get overwhelmed which these thoughts and sometimes cannot get out of what I call a deep hole of thoughts. I barely go to any of our school dances because of all of the people. Not even when I am completely alone do these thoughts go away. I sti... | It sounds like a couple of things are going on here; you are noticing yourself feeling judged by the people around you and that you are avoiding social activities and in addition to this you have intrusive thoughts that you are being judged, even when alone. It sounds like these thoughts are pretty distressing and you ... | وقتی به مدرسه میروم، احساس میکنم همه دارند من را قضاوت میکنند، حتی دوستانم. غرق در این افکار میشوم و گاهی اوقات نمیتوانم از آنچه که من آن را «سوراخ عمیق افکار» مینامم، بیرون بیایم. به خاطر جمعیت به سختی به هیچیک از رقصهای مدرسهام میروم. حتی زمانی که کاملاً تنها هستم، این افکار از بین نمیروند. هنوز احساس میک... | به نظر میرسد چندین موضوع در اینجا وجود دارد؛ شما متوجه میشوید که توسط اطرافیانتان مورد قضاوت قرار میگیرید و از فعالیتهای اجتماعی دوری میکنید. علاوه بر این، افکار مزاحم شما را رنج میدهد که حتی وقتی تنها هستید، احساس میکنید مورد قضاوت قرار میگیرید. به نظر میرسد این افکار بسیار آزاردهندهاند و شما در حال بررسی ای... |
null | Recently, I had a close call after delivering my second child (blood clot followed by internal bleeding and several blood transfusions). It was a close call. I am currently undergoing medical treatment because of the event, and I am constantly afraid the whole ordeal will happen again. I have never really had anxiety i... | Hi Meriden, it's natural that after a serious scare like that you would have some anxiety and fear. This fear is helpful to some extent, because it will assist you in taking care of yourself and not taking unnecessary risks with your health. You can say "thanks very much" to fear for trying to protect you, and then you... | اخیراً پس از زایمان فرزند دومم یک اتفاق نزدیک به مرگ برایم پیش آمد (لخته شدن خون و خونریزی داخلی و چندین بار تزریق خون). این واقعا نزدیک بود. در حال حاضر به دلیل این حادثه تحت درمان پزشکی هستم و همیشه از این میترسم که آنچه اتفاق افتاد دوباره تکرار شود. من هرگز در گذشته اضطراب جدی نداشتم، اما اکنون متوجه میشوم که این ... | سلام مریدن، طبیعی است که بعد از یک ترس جدی مانند آن اندکی اضطراب و ترس داشته باشید. این ترس تا حدودی مفید است، زیرا به شما کمک میکند از خود مراقبت کنید و از به خطر انداختن سلامتیتان پرهیز کنید. میتوانید از ترس به خاطر تلاشش برای محافظت از شما تشکر کنید و سپس اقداماتی برای کاهش آن انجام دهید. در حال حاضر، ترس بیش از ... |
null | I constantly have this urge to throw away all my stuff. It’s constantly on my mind and makes me feel anxious. I don’t sleep because I’m thinking about something I can get rid of. I don’t know why I do it. I started years ago when I lived with my dad then I stopped when I moved in with my mom. Years later, it has starte... | Since you wrote that you noticed a change in your throwing away urge when you changed with which parent you lived, would you feel that throwing away things is connected to wanting to be done with certain areas of influence with either parent?Play in your mind with the metaphor of "throwing away" and whatever associatio... | من همواره این تمایل را دارم که همه وسایلم را دور بریزم. این فکر مرتباً در ذهنم میچرخد و موجب اضطرابم میشود. خوابم نمیبرد چون به چیزی فکر میکنم که میتوانم از شرش خلاص شوم. نمیدانم چرا این کار را میکنم. سالها پیش هنگامی که با پدرم زندگی میکردم، این کار را شروع کردم و وقتی به خانه مادرم نقل مکان کردم، متوقف شدم. ... | از آنجایی که نوشتید که هنگام تغییر والدینی که با آنها زندگی میکردید، متوجه تغییری در میل به دور انداختن اجسام شدید، آیا احساس میکنید دور انداختن چیزها به تمایل شما برای رهایی از برخی حوزههای تأثیر هر یک از والدین مربوط است؟ با استعاره "دور انداختن" در ذهن خود بازی کنید و هر گونه ارتباطی که نسبت به آن احساس میکنید ... |
null | I met a guy a while ago, and I can't stop thinking about him. I feel like I love him, but I don't think I know him. What if he is not who I think he is? I cry sometimes thinking someone is going to be with him or that he has a girlfriend. I don't know, am I too obsessive? Every time we talk though, it's like magic. He ... | Keller, it sounds like you're living this relationship in your mind, instead of in the real world. You can get answers to your questions by talking to him...getting to know him will answer all the curiosities you have. You're asking the questions in your head instead of being in the friendship. So what is it that gets ... | چند وقت پیش با پسری آشنا شدم و نمیتوانم از فکر کردن به او دست بکشم. احساس میکنم که به او علاقمند هستم، اما نمیدانم که او را بهدرستی میشناسم یا نه. اگر او کسی نباشد که فکر میکنم، چه؟ گاهی اوقات به این فکر میکنم که مبادا کسی با او باشد یا او دوستدختر داشته باشد و این باعث میشود گریه کنم. نمیدانم، آیا من خیلی وس... | کلر، به نظر میرسد که شما این رابطه را در ذهنتان زندگی میکنید، نه در دنیای واقعی. میتوانید با صحبت کردن با او به سؤالاتتان پاسخ بدهید... آشنایی با او تمام کنجکاویهایی که دارید را برطرف خواهد کرد. شما به جای اینکه در دوستی باشید، در ذهنتان سؤال میکنید. بنابراین چه چیزی مانع از پرسیدن سؤالات و شناخت او میشود؟ ترس از... |
null | I've been experiencing a lot of anxiety and panic attacks lately. I was recently diagnosed by my psychiatrist with obsessive-compulsive disorder. Lately, I've been questioning everything from my career to my relationship. My boyfriend and I just moved in a few months ago. All of a sudden, I don't feel as comfortable ar... | How is your boyfriend responding to your discomfort around him?Has he told you that he's noticed changes in you?The good news about a relationship is that you can talk about matters with the other person. Doing so can only help clarify feelings and what either of you expect from the relationship. Given that the two o... | اخیراً اضطراب و حملات پانیک زیادی را تجربه کردهام. به تازگی توسط روانپزشکم تشخیص داده شد که به اختلال وسواس فکری و عملی مبتلا هستم. اخیراً همه چیز از شغلم گرفته تا رابطهام را زیر سوال بردهام. من و دوستپسرم همین چند ماه پیش با هم به خانه رفتیم. ناگهان دیگر مانند گذشته در کنار او احساس راحتی نمیکنم، هرچند نمیتوانم ... | دوست پسرتان چگونه به ناراحتی شما در کنار او واکنش نشان میدهد؟ آیا او به شما گفته است که تغییراتی در شما مشاهده کرده است؟ خبر خوب در یک رابطه این است که میتوانید در مورد مسائل با یکدیگر صحبت کنید. این کار تنها میتواند به روشن شدن احساسات و انتظارات هر یک از شما از رابطه کمک کند. با توجه به اینکه شما اخیراً با هم زندگ... |
null | I've been experiencing a lot of anxiety and panic attacks lately. I was recently diagnosed by my psychiatrist with obsessive-compulsive disorder. Lately, I've been questioning everything from my career to my relationship. My boyfriend and I just moved in a few months ago. All of a sudden, I don't feel as comfortable ar... | Hi New Jersey,You talk about two very big changes in your life that have happened lately; the diagnosis/anxiety, and the moving in together. That's a lot!I love how you recognise that you been 'questioning everything'. I think anxiety's got its toe in the door and it's pushing you around, wanting some power over you. F... | اخیراً اضطراب و حملات پانیک زیادی را تجربه کردهام. پزشک روانپزشکم اخیراً تشخیص داده که مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی هستم. در این روزها همه چیز از شغل گرفته تا رابطهام را زیر سوال بردهام. من و دوستپسرم فقط چند ماه پیش با هم به خانه نقل مکان کردیم. ناگهان دیگر مانند قبل در کنار او احساس راحتی نمیکنم، هرچند که نمی... | سلام نیوجرسی، شما در مورد دو تغییر بسیار بزرگ در زندگیتان که اخیراً اتفاق افتادهاند صحبت میکنید؛ تشخیص و اضطراب، و نیز زندگی مشترک. این بسیار زیاد است! خوشحالم که به این نکته اشاره میکنید که در حال «زیر سوال بردن همه چیز» هستید. فکر میکنم اضطراب به درون زندگیتان نفوذ کرده و شما را تحت فشار قرار داده تا بر شما تسل... |
null | My toddler defies everything I say and doesn’t see me as authoritative, so she says no about everything. I'd like to hear some ways I can work on not needing to feel so much in control all the time. | Hi Biddeford,This is a super goal. Feeling powerless is something parents are wise to get used to; there's a creature in the home whose job it is to find and use their power in the family and in the world. Of course your toddler defies you, and that's healthy. I worry more about the overly compliant ones. She is wantin... | کودک نوپای من به هر چیزی که میگویم بیاعتنایی میکند و مرا بهعنوان authority نمیشناسد، بنابراین در مورد همه چیز نه میگوید. دوست دارم راههایی را بشنوم که بتوانم روی آن کار کنم و نیازی به احساس کنترل دائمی نداشته باشم. | سلام بیدفورد، این یک هدف فوقالعاده است. احساس ناتوانی چیزی است که والدین باید به آن عادت کنند؛ موجودی در خانه وجود دارد که وظیفهاش یافتن و استفاده از قدرتش در خانواده و در دنیا است. البته کودک نوپا شما شما را نادیده میگیرد و این طبیعی است. من بیشتر نگران کودکان بسیار مطیع هستم. او میخواهد بداند قوانین چیست، و تنها ... |
null | My toddler defies everything I say and doesn’t see me as authoritative, so she says no about everything. I'd like to hear some ways I can work on not needing to feel so much in control all the time. | That's a good question. I would say learn to pick your battles. What types of behavior/situations can you let go of? If you allow yourself to worry about the various areas in life that you cannot control, you will find yourself stressed out and unable to manage everything. Know that toddlerhood comes with lots of "no's... | کودک نوپای من در مقابل هر چیزی که میگویم شورش میکند و من را به عنوان یک مرجع نمیبیند، بنابراین در مورد همه چیز نه میگوید. میخواهم روشهایی را بشنوم که بتوانم بر روی آنها کار کنم و احساس نیاز به کنترل مداوم را کاهش دهم. | این سوال خوبی است. به نظر من، یاد بگیرید که کدام نبردها را انتخاب کنید. چه نوع رفتارها یا موقعیتهایی را میتوانید رها کنید؟ اگر به خود اجازه دهید در مورد جنبههای مختلف زندگی که نمیتوانید کنترل کنید نگران باشید، دچار استرس میشوید و نمیتوانید همهچیز را مدیریت کنید. بدانید که دوران نوپایی با «نه»ها، زودرنجیها، عدم ... |
null | My toddler defies everything I say and doesn’t see me as authoritative, so she says no about everything. I'd like to hear some ways I can work on not needing to feel so much in control all the time. | Trust that you are a good mother and that you love your child.Trust and love are their own authority and come from a different inner place than the urge to be obeyed.Trust and love are effective guidance and usually feel happier and lighter too! | کودک نوپای من از هر چیزی که میگویم طفره میرود و من را به عنوان منبع اقتدار نمیشناسد، بنابراین در مورد هر موضوعی نه میگوید. مایلم پیشنهاداتی را بشنوم که بتوانم روی آن کار کنم و نیازی به احساس کنترل مداوم نداشته باشم. | اعتماد کنید که مادر خوبی هستید و فرزندتان را دوست دارید. اعتماد و عشق دارای قدرت مستقل خود هستند و از یک مکان درونی متفاوت نسبت به تمایل به اطاعت ناشی میشوند. |
null | I was violently raped by another women who was my friend of 13 years. I’m having bad flashbacks. I’m scared to sleep because I see it in my dreams. I don't leave the house because I have panic attacks. | I'm sorry for your suffering.There are therapy programs which help people to gradually feel more at ease so that daily living does not feel so frightening.Once you feel stronger and more secure from such a behavioral program, you'll be able to sleep more peacefully and leave the house whenever necessary to do your regu... | من به طور خشونت آمیز توسط یک زن که دوست 13 سالهام بود مورد تجاوز قرار گرفتم. فلاشبکهای بدی دارم و از خواب ترس دارم چون آن را در رویاهایم میبینم. به خاطر حملات پانیک از خانه خارج نمیشوم. | برای رنج شما متاسفم. برنامههای درمانی وجود دارد که به افراد کمک میکند تا به تدریج احساس راحتی بیشتری داشته باشند و زندگی روزمره آنقدر ترسناک نباشد. هنگامی که از چنین برنامههای رفتاری احساس قوت و امنیت بیشتری پیدا کردید، میتوانید راحتتر بخوابید و هر زمان که نیاز به انجام امور روزمره داشتید، خانه را ترک کنید. سپس، ... |
null | I have lately been having lots of anxiety and self-loathing about the fact that I am a young adult virgin girl who has never had a boyfriend before. It seems like everyone my age has already had boyfriends by now or are not virgins anymore, and I just had my first kiss five months ago. I’m worried that, at this rate, I... | Hi Winters, I'm so glad you wrote, because I think there are a lot of young women experiencing the exact same thing. You feel self-loathing for both being a virgin, and for being sexually active. Young women have always gotten crazy mixed messages about what they're supposed to be. They feel pressure to be pure, and th... | من اخیراً به خاطر این واقعیت که من یک دختر باکره جوان و بالغ هستم و هرگز دوست پسری نداشتهام، اضطراب و نفرت زیادی از خود دارم. به نظر میرسد همه همسن و سالهای من قبلاً دوست پسر داشتهاند یا دیگر باکره نیستند و من اولین بوسهام را پنج ماه پیش تجربه کردهام. نگرانم با این سرعت، برای مدت طولانی هیچ دوست پسری نداشته باشم... | سلام وینترز، خیلی خوشحالم که نوشتی، چون فکر میکنم تعداد زیادی از خانمهای جوان همین احساسات را تجربه میکنند. شما هم به خاطر باکره بودن و هم به خاطر فعال بودن جنسی از خود بیزاری میکنید. زنان جوان همیشه پیامهای مخلوط و گیجکنندهای دربارهی اینکه باید چه چیزی باشند، دریافت کردهاند. آنها تحت فشار قرار میگیرند که پاک... |
null | I have lately been having lots of anxiety and self-loathing about the fact that I am a young adult virgin girl who has never had a boyfriend before. It seems like everyone my age has already had boyfriends by now or are not virgins anymore, and I just had my first kiss five months ago. I’m worried that, at this rate, I... | I think that every person who has been single for any extended period of time has felt the same worries - myself included. Since relationships are so important to us we fear not having them and being single. It is similar to fearing that we won't ever get a good job when we have been out of work for awhile or fearing t... | اخیراً درباره این واقعیت که من یک دختر باکره جوان و بالغ هستم که هرگز دوست پسری نداشتهام، اضطراب و نفرت زیادی از خود احساس میکنم. به نظر میرسد همه همسن و سالهای من قبلاً دوست پسر داشتهاند یا دیگر باکره نیستند و من پنج ماه پیش فقط اولین بوسهام را تجربه کردم. نگرانم با این روند، مدت زیادی را بدون دوست پسر بگذرانم.... | من فکر میکنم که هر فردی که برای مدت طولانی مجرد بوده، از جمله خودم، همین نگرانیها را احساس کرده است. از آنجا که روابط برای ما بسیار مهماند، از نداشتن آنها و مجرد بودن میترسیم. این ترس مشابه ترس از این است که وقتی برای مدتی بیکار بودهایم، هرگز شغل خوبی نخواهیم یافت یا از اینکه وقتی بیماریم، هرگز به سلامتی کامل نخ... |
null | I have lately been having lots of anxiety and self-loathing about the fact that I am a young adult virgin girl who has never had a boyfriend before. It seems like everyone my age has already had boyfriends by now or are not virgins anymore, and I just had my first kiss five months ago. I’m worried that, at this rate, I... | It is very hard to want a loving relationship, and either see or imagine all around you, the great times other couples are having. Extra hard is that other people's comments may start giving you the sense that you are letting them down to not have a relationship!All the fantasies that develop from viewing Facebook phot... | من اخیراً در مورد این واقعیت که من یک دختر باکره جوان و بالغ هستم که هرگز دوست پسری نداشتهام، اضطراب و نفرت زیادی از خود دارم. به نظر میرسد همه همسنوسالهای من قبلاً دوستپسر داشتهاند یا دیگر باکره نیستند و من پنج ماه پیش فقط اولین بوسهام را تجربه کردم. نگرانم که به این ترتیب، برای مدت طولانی دوست پسری نداشته باش... | بسیار سخت است که بخواهید یک رابطه عاشقانه داشته باشید و در عین حال، روزهای زیبای دیگر زوجها را ببینید یا مجسم کنید. سختتر این است که نظرات دیگران ممکن است به شما احساس ناامیدی بدهد که انگار آنها را ناامید میکنید به خاطر اینکه رابطهای ندارید! تمام خیالاتی که از دیدن عکسهای فیسبوک و تصور اینکه همه یا بیشتر افراد در... |
null | I have lately been having lots of anxiety and self-loathing about the fact that I am a young adult virgin girl who has never had a boyfriend before. It seems like everyone my age has already had boyfriends by now or are not virgins anymore, and I just had my first kiss five months ago. I’m worried that, at this rate, I... | I think one of the first questions that springs to mind for me is, "what's the rush?" Just because other people in your circle have had experiences that you are still warming up to does not mean that there's something wrong or something to be ashamed of. If anything, I want to commend you on the self-respect you have... | من اخیراً بابت این واقعیت که یک دختر جوان باکره هستم و هرگز دوستپسر نداشتهام، اضطراب و احساس نفرت از خود زیادی دارم. به نظر میرسد همه همسن و سالهای من تا به حال دوستپسر داشتهاند یا دیگر باکره نیستند و من پنج ماه پیش اولین بوسهام را تجربه کردم. نگرانم که با این روند، برای مدت طولانی دوستانه نداشته باشم. مشکل این... | فکر میکنم یکی از اولین سوالاتی که به ذهنتان میرسد این است که "چرا اینقدر عجله؟" فقط به این دلیل که دیگران در دایره شما تجربیاتی داشتهاند که شما هنوز به آنها عادت نکردهاید، به این معنا نیست که مشکلی وجود دارد یا چیزی برای شرمندگی در میان است. در واقع، میخواهم شما را به خاطر عزت نفسی که دارید تحسین کنم؛ زیرا میخوا... |
null | For my whole life, I’ve been very unconfident, insecure, and self-questioning. I'm super quiet because I'm scared of what people will think of me. I avoid all social situations as it causes me great anxiety. It is how both of my parents have always been, and I feel like I'm doomed to that life also. It makes it super h... | One of the greatest ways that we can promote ourselves s by learning how to assert ourselves. Despite what most people think of when they hear the word assertive, assertive communication is one of the best ways to manage interpersonal conflict as well as maintain personal boundaries. Once we become comfortable with a... | در تمام زندگیام بسیار بیاعتماد، ناامن و شکاک بودهام. من فوقالعاده ساکت هستم چون از اینکه مردم دربارهام چه فکری میکنند، میترسم. از تمام موقعیتهای اجتماعی فراری هستم زیرا این موضوع باعث اضطراب شدیدم میشود. والدینم همیشه همینطور بودهاند و احساس میکنم که به این زندگی محکوم هستم. این وضعیت کار را برایم در محل کا... | یکی از بزرگترین راههایی که میتوانیم با آموختن چگونگی ابراز وجود، خود را ارتقا دهیم. با اینکه اکثر مردم با شنیدن کلمه قاطعیت به موضوع خاصی فکر میکنند، ارتباط قاطع یکی از بهترین ابزارها برای مدیریت تعارضات بین فردی و همچنین حفظ مرزهای شخصی است. زمانی که به شناخت مرزهای خود عادت کردیم، معمولاً متوجه میشویم که حق داری... |
null | I have a lot of issues going on right now. First of all, I have a lot of trouble sleeping at times, while other nights I sleep too much and still feel quite tired. I’m also noticing increased irritability and experiencing anxiety attacks that last for hours. Is there something wrong with me and if so what should I do? | Hi there. I have to commend you on reaching out to get some answers on why you are feeling the way that you are feeling. A lot of people secretly go about their lives every day feeling this way because they are too afraid of what the answer might be.First off, what stressors do you have in your life right now? Financia... | من در حال حاضر مشکلات زیادی دارم. اول از همه، گاهی اوقات برای خوابیدن مشکل دارم، در حالی که در شبهای دیگر بیش از حد میخوابم و هنوز هم احساس خستگی میکنم. همچنین متوجه افزایش عصبانیت و تجربه حملات اضطرابی میشوم که ساعتها طول میکشد. آیا مشکلی برای من وجود دارد و اگر بله، باید چه کار کنم؟ | سلام. باید شما را تشویق کنم که برای دریافت پاسخهایی درباره چرایی احساساتتان، اقدام کنید. بسیاری از مردم به طور مخفیانه هر روز با چنین احساسی زندگی میکنند زیرا از پاسخهای ممکن میترسند. ابتدا، چه عوامل استرسزایی در زندگیتان دارید؟ مشکلات مالی، روابط و بیکاری از جمله عوامل استرسزا برای بسیاری از افراد هستند. این مش... |
null | I have a lot of issues going on right now. First of all, I have a lot of trouble sleeping at times, while other nights I sleep too much and still feel quite tired. I’m also noticing increased irritability and experiencing anxiety attacks that last for hours. Is there something wrong with me and if so what should I do? | It sounds as if you may be experiencing a bout of anxiety and/or depression. Sleeping difficulties, irritability and anxiety attacks all are correlated with these mood disorders. And it’s actually quite common for someone to deal encounter this during their lifetime. Also, keep in mind that just because you are experie... | من در حال حاضر با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنم. اول از همه، گاهی اوقات برای خوابیدن دچار مشکل هستم، در حالی که در شبهای دیگر بیش از حد میخوابم و هنوز هم احساس خستگی میکنم. همچنین، متوجه افزایش تحریکپذیری و تجربه حملات اضطرابی هستم که ساعتها طول میکشد. آیا مشکلی برای من وجود دارد و اگر چنین است، چه باید بکنم... | به نظر میرسد که ممکن است یک دوره اضطراب و/یا افسردگی را تجربه کنید. مشکلات خواب، تحریکپذیری و حملات اضطرابی همگی با این اختلالات خلقی مرتبط هستند و واقعاً شایع است که افراد در طول زندگی خود با این مشکلات روبرو شوند. همچنین، به خاطر داشته باشید که تنها به این دلیل که اکنون این احساسات را تجربه میکنید، به این معنا نیس... |
null | I have a lot of issues going on right now. First of all, I have a lot of trouble sleeping at times, while other nights I sleep too much and still feel quite tired. I’m also noticing increased irritability and experiencing anxiety attacks that last for hours. Is there something wrong with me and if so what should I do? | It sounds like you are noticing yourself becoming overwhelmed with anxiety, feeling more irritable, and struggling to sleep consistently. There are many possibilities, in regards to what may be contributing to these things you are noticing, and a competent therapist may be able to help. In therapy, you may be able to g... | من در حال حاضر مشکلات زیادی دارم. اول از همه، گاهی اوقات برای خوابیدن دچار مشکل میشوم، در حالی که در شبهای دیگر بیش از حد میخوابم و همچنان احساس خستگی میکنم. همچنین متوجه افزایش تحریکپذیری و تجربه حملات اضطرابی هستم که ساعتها طول میکشد. آیا برای من مشکلی وجود دارد و اگر بله، باید چه کاری انجام دهم؟ | به نظر میرسد که متوجه میشوید تحت فشار اضطراب قرار دارید، احساس تحریکپذیری بیشتری میکنید و در خوابیدن بهطور مداوم دچار مشکل هستید. عوامل مختلفی میتوانند در ایجاد این وضعیتها مؤثر باشند و یک درمانگر حرفهای ممکن است بتواند به شما کمک کند. در جلسات درمانی، ممکن است بتوانید درباره این تجربیات دیدگاه عمیقتری پیدا کن... |
null | I feel that I need to end my present relationship. He lives three hours away and likes the reassurance of having someone to talk to multiple times per day and seeing me once or twice a month. I want someone who is more present and more of a life companion. Lately, he has had a very busy work schedule and I have only se... | It sounds like you have some insight into the cycle that you describe with your current relationship and at the same time you are still feeling stuck. It also sounds like the distressing feelings that you experience, when you imagine what will happen for you and your current partner, are pretty overwhelming. A competen... | من احساس میکنم که باید به رابطه فعلیام پایان دهم. او سه ساعت دورتر زندگی میکند و دوست دارد که این اطمینان را داشته باشد که کسی هست که چند بار در روز با او صحبت کند و یک یا دو بار در ماه مرا ببیند. من به دنبال کسی هستم که حضور بیشتری داشته باشد و بیشتر به عنوان یک همراه زندگی در کنارت باشد. اخیراً او برنامه کاری بسیا... | به نظر میرسد که شما بینشی نسبت به چرخهای که با رابطه فعلیتان توصیف میکنید دارید و در عین حال همچنان احساس میکنید که درجا میزنید. به نظر میرسد احساسات ناراحتکنندهای که تجربه میکنید، زمانی که به این فکر میکنید که چه اتفاقی برای شما و شریک فعلیتان خواهد افتاد، بسیار طاقتفرسا هستند. یک درمانگر ماهر ممکن است بت... |
null | I feel that I need to end my present relationship. He lives three hours away and likes the reassurance of having someone to talk to multiple times per day and seeing me once or twice a month. I want someone who is more present and more of a life companion. Lately, he has had a very busy work schedule and I have only se... | Sounds like your panic is less about loosing the relationship you are in (which by the way doesn't sound like it's meeting YOUR need for connection) and more about being alone. Being with him is serving you, even if the relationship is less than ideal, from being alone. Being alone can be scary. You'd have to face your... | من احساس میکنم که باید به رابطه فعلیام پایان دهم. او سه ساعت دورتر زندگی میکند و دوست دارد اطمینان داشته باشد که کسی را دارد که چندین بار در روز با او صحبت کند و یک یا دو بار در ماه من را ببیند. من کسی را میخواهم که بیشتر در زندگیام حاضر باشد و نقش یک همراه واقعی را ایفا کند. اخیراً او برنامه کاری بسیار پرمشغلهای... | به نظر میرسد وحشت شما کمتر به از دست دادن رابطهای است که در آن هستید (که به هر حال به نظر نمیرسد نیاز شما به ارتباط را برآورده کند) و بیشتر مربوط به تنهایی است. بودن با او به شما کمک میکند، حتی اگر رابطه ایدهآل نباشد، از تنها بودن. تنهایی میتواند ترسناک باشد. شما باید با خودتان روبرو شوید و یاد بگیرید که خودتان ر... |
null | I'm a teenager, and I struggle with going out and talking to people. I feel awful about leaving home. I know I can't afford a therapist so I don't know what my problem is, but I think I might have social anxiety. | If you are noticing that anxiety tends to be triggered around interactions with others, then you may have social anxiety. Working with a therapist, you may be able to gain insight into the nature of the anxiety, develop tools for coping with it, and take steps that may alleviate it over time, so that you can enjoy your... | من یک نوجوان هستم و با بیرون رفتن و صحبت کردن با مردم مشکل دارم. از ترک خانه احساس بدی دارم. میدانم که نمیتوانم هزینهی درمانگر را بپردازم، بنابراین نمیدانم مشکلم چیست، اما فکر میکنم ممکن است اضطراب اجتماعی داشته باشم. | اگر متوجه شدهاید که اضطراب شما معمولاً در تعامل با دیگران بروز میکند، ممکن است اضطراب اجتماعی داشته باشید. با همکاری با یک درمانگر، ممکن است بتوانید درک بهتری از ماهیت اضطراب خود پیدا کنید، ابزارهایی برای مقابله با آن توسعه دهید و اقداماتی را انجام دهید که در طول زمان ممکن است به کاهش آن کمک کند، به طوری که بتوانید ا... |
null | Whenever I don't tell my friends or anyone what I did or stuff that's not really important, I feel terrible, like there’s a hole in my stomach. It only goes away when I hurt myself. | Hi Kansas, I feel strongly that the help of a professional therapist is important here. Feelings are never wrong, but it can help to understand where they come from and talk to someone who can teach you healthy ways to cope. Self-harm is not the answer to managing those emotions you feel in your stomach. Although I'm g... | هر بار که به دوستانم یا دیگران نگوم چه کارهایی کردهام یا دربارهی چیزهایی که واقعاً مهم نیستند صحبت نمیکنم، احساس بدی میکنم، انگار که در درونم یک خلأ وجود دارد. این احساس تنها زمانی از بین میرود که به خودم آسیب بزنم. | سلام کانزاس، من به شدت احساس میکنم که کمک یک درمانگر حرفهای در اینجا اهمیت زیادی دارد. احساسات هرگز نادرست نیستند، اما درک منبع آنها و صحبت با کسی که میتواند به شما روشهای سالم برای کنار آمدن آموزش دهد، بسیار مفید است. خودآزاری پاسخ مناسبی برای مدیریت احساساتی نیست که در درون خود احساس میکنید. اگرچه خوشحالم که مو... |
null | Whenever I don't tell my friends or anyone what I did or stuff that's not really important, I feel terrible, like there’s a hole in my stomach. It only goes away when I hurt myself. | Sorry to hear of your situation.Possibly you are overlooking that your own Self is someone worth talking to as well.None of us are ever really alone because we are always with ourselves.Self-talk is a major part of what guides our decisions and how we make sense of relationships and situations. Even after telling pe... | هر وقت به دوستانم یا کسی نمیگویم که چه کارهایی انجام دادهام یا درباره چیزهای واقعاً مهم نیست، احساس بدی پیدا میکنم، مثل اینکه سوراخی در شکمم وجود دارد. تنها زمانی این احساس از بین میرود که به خودم آسیب بزنم. | متاسفم که از وضعیت شما باخبر شدم. ممکن است نادیده بگیرید که خود شما نیز فردی است که شایستهی گفتگو با او هستید. هیچیک از ما هرگز واقعاً تنها نیستیم زیرا همیشه با خودمان هستیم. صحبت با خود بخشی عمدهای از آن چیزی است که راهنماییگر تصمیمات ما و شیوهای که روابط و موقعیتها را درک میکنیم میباشد. حتی پس از گفتن داستان... |
Subsets and Splits
No community queries yet
The top public SQL queries from the community will appear here once available.