Unnamed: 0
float64
Patient
stringlengths
1
2.7k
Therapist
stringlengths
1
32.7k
Translated Patient
stringlengths
1
2.63k
Translated Therapist
stringlengths
3
7.25k
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
It can be uncomfortable talking to someone about your life in the great detail that is normally necessary for counseling to be beneficial. Since you're already going to counseling, congratulations on taking that big, first, stress-inducing step. Hopefully by now you are starting to feel a little more comfortable with y...
من تا کنون به چند جلسه زوج درمانی رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم، عصبی و لرزان هستم. آیا این حالت طبیعی است؟ آیا هنوز باید این احساس را تجربه کنم؟
صحبت کردن با کسی درباره زندگی‌تان با جزئیات زیادی که معمولاً برای مؤثر بودن مشاوره ضروری است، می‌تواند ناراحت‌کننده باشد. از آنجایی که شما اکنون در حال مشاوره هستید، بابت برداشتن آن قدم بزرگ، اولین و استرس‌زا، تبریک می‌گویم. امیدوارم در حال حاضر با درمانگر خود احساس راحتی بیشتری کنید. پرداختن به این "فیل در اتاق" و صحب...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
If you have only been to a couple of sessions, it makes sense that you might still feel apprehensive at first. Therapy is hard work! You may be talking about some things that you never talked to anyone about before. Opening up to stranger can be scary. After you feel comfortable with your counselor, and trust has built...
Translation: من تا به حال به چند جلسه مشاوره زوجین رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم، عصبی و لرزان می‌شوم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید این احساس را داشته باشم؟
اگر فقط چند جلسه شرکت کرده‌اید، منطقی است که ممکن است در ابتدا هنوز احساس نگرانی کنید. درمان یک فرآیند دشوار است! ممکن است درباره مسائلی صحبت کنید که هرگز با کسی در میان نگذاشته‌اید. باز شدن در برابر یک غریبه می‌تواند ترسناک باشد. وقتی احساس راحتی با مشاور خود کردید و اعتماد میان شما شکل گرفت و حس کردید که در جلسه درک ...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
Hi there, Thank you for your question. It's absolutely ok to feel nervous going to therapy. I have experienced anxiety going to see my own therapist. There can be a few reasons why you might feel this way. First, it is always unnerving to see a person who is a stranger and to share intimate things with that stranger. Y...
من تا به حال به چند جلسه زوج‌درمانی رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم عصبی و لرزان می‌شوم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید این حس را داشته باشم؟
سلام، از سؤال شما متشکرم. احساس عصبی بودن قبل از رفتن به درمان کاملاً طبیعی است. من خودم هم در زمان مراجعه به درمانگرم اضطراب داشته‌ام. چندین دلیل وجود دارد که ممکن است باعث این احساس شود. اولاً، همواره دیدن یک فرد غریبه و به اشتراک گذاشتن مسائل صمیمی با او آزاردهنده است. شما اشاره کردید که تنها چند جلسه بوده است. ...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
Thank you for your question. It's completely normal and natural to feel nervous before a therapy session. Many people report having felt this way. I can't say enough regarding the amount of courage it takes to reach out and attend a therapy session. For many people, it can take weeks, months, or even years of contempla...
من تا کنون به چند جلسه زوج‌درمانی رفته‌ام و هر بار که وارد می‌شوم، عصبی و لرزان می‌شوم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید این احساس را داشته باشم؟
ممنون از سوال شما. این کاملاً طبیعی است که قبل از جلسه درمانی احساس عصبی داشته باشید. بسیاری از افراد از این احساس صحبت کرده‌اند. نمی‌توانم اهمیت شجاعت لازم برای مراجعه به یک جلسه درمانی را نادیده بگیرم. برای بسیاری از افراد، ممکن است هفته‌ها، ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول بکشد تا در مورد مراجعه به یک درمانگر فکر کنند و در ...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
Sure, why not!It's nerve-wracking to go to a man or woman you've never met before and who is a total stranger, that you are paying to take an interest in your life.  You're likely feeling an internal truth about the sessions, the man or woman with you, and the man or woman sitting across from you.  I'd listen to those ...
من تا به حال به چند جلسه درمان زوج‌ها رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم، مضطرب و لرزان می‌شوم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید این احساس را داشته باشم؟
مطمئناً، چرا که نه! رفتن به سراغ مرد یا زنی که هرگز ملاقات نکرده‌اید و کاملاً غریبه است، احساس دلهره‌آوری دارد، به ویژه وقتی که برای جلب توجه آن‌ها به زندگی‌تان پول می‌پردازید. احتمالاً یک حقیقت درونی درباره جلسات، شخص با شما و فردی که روبه‌رویتان نشسته، احساس می‌کنید. به این احساسات توجه کنید. آیا بهتر نیست که ابتدا ب...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
What you are experiencing is extremely normal. Opening up to someone you don't know from a can of paint can elicit some uncomfortable feelings and make you feel shaky. With time and building trust with your therapist, you will eventually start feeling less apprehensive before sessions. Consider bringing this up to your...
من تا کنون به چند جلسه زوج‌درمانی رفته‌ام و هر بار که وارد می‌شوم هنوز عصبی و لرزان هستم. آیا این طبیعی است؟ هنوز هم باید چنین احساسی داشته باشم؟
آنچه شما تجربه می‌کنید کاملاً طبیعی است. باز کردن خود به کسی که نمی‌شناسید می‌تواند احساساتی ناخوشایند و لرزش در شما ایجاد کند. با گذشت زمان و ایجاد اعتماد با درمانگرتان، در نهایت احساس دلهره کمتری قبل از جلسات خواهید داشت. در نظر داشته باشید که این موضوع را با درمانگرتان مطرح کنید تا هر دو بتوانید این تجربه را با هم ب...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
It’s very normal to be nervous going into therapy. You are being vulnerable and honest, which is always scary, no matter how many times you do it. The best part about therapy is that the more you go, the more confident you are in your ability to work through those difficult feelings, and while you still may sometimes g...
من تا به حال به چند جلسه درمان زوجین رفته‌ام و هر بار که وارد می‌شوم هنوز عصبی و لرزان می‌شوم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید چنین احساسی داشته باشم؟
عصبی بودن قبل از رفتن به درمان بسیار طبیعی است. شما در حال آسیب‌پذیری و صادق بودن هستید که همیشه ترسناک است، مهم نیست چند بار این کار را انجام دهید. بهترین نکته درباره‌ی درمان این است که هرچه بیشتر به آن بپردازید، به توانایی‌تان در مواجهه با این احساسات دشوار اعتماد بیشتری پیدا می‌کنید و در حالی که هنوز ممکن است گاهی ع...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
It depends on your definition of "normal"!:) I would say that the average client I see feels some level of nervous energy when they come into their sessions, and especially at the beginning. I think that with clients who I work with that have difficult times in relationships, maybe being able to trust people is tougher...
من تا به حال به چند جلسه درمان زوجین رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم عصبی و لرزان هستم. آیا این طبیعی است؟ آیا باید هنوز هم این احساس را داشته باشم؟
این بستگی به تعریف شما از "عادی" دارد! :) من می‌گویم که مشتریان معمولی که من می‌بینم، هنگام ورود به جلسات خود، به‌خصوص در ابتدا، مقداری انرژی عصبی احساس می‌کنند. به نظرم، برای مشتریانی که در روابطشان با مشکلاتی مواجه هستند و ممکن است به‌خاطر تجربیات زندگی‌شان اعتماد به دیگران برایشان دشوار باشد، انتظار می‌رود که عبور ا...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
Therapy can feel very weird to begin with - think about it, how often do we go and tell a relative stranger our deepest, darkest thoughts in the rest of our life? So I think its reasonable to expect a certain level of nerves as you get used to your therapist and to the whole process of talking about yourself and vulner...
من تا به حال به چند جلسه درمان زوج‌ها رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم عصبی و لرزان هستم. آیا این طبیعی است؟ آیا باید هنوز این احساس را داشته باشم؟
درمان ممکن است در ابتدا بسیار عجیب به نظر برسد - به آن فکر کنید، چند بار در طول زندگی‌مان پیش می‌آید که عمیق‌ترین و تاریک‌ترین افکارمان را به یک غریبه بگوییم؟ بنابراین منطقی است که انتظار داشته باشیم در حین عادت کردن به درمانگر و فرآیند صحبت کردن درباره خود و موضوعات آسیب‌پذیر، احساس عصبی بودن کنیم. با این حال، قطعاً ا...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
It takes a lot of courage to go to therapy.  I have gone myself as a Counselor and know what that feeling is like. This is normal but hopefully you have become more comfortable with your therapist. This might be something to bring up to your Therapist and openly discuss (scary to do but its ok) this may even relieve so...
من تا به حال به چند جلسه مشاوره زوجی رفته‌ام و هر بار که وارد می‌شوم، عصبی و لرزان هستم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید چنین احساسی داشته باشم؟
رفتن به درمان به شجاعت زیادی نیاز دارد. من خودم به عنوان مشاور تجربه این احساس را دارم. این طبیعی است، اما امیدوارم که با درمانگرتان احساس راحتی بیشتری کنید. شاید این موضوعی باشد که باید با درمانگرتان در میان بگذارید و به‌طور مستقیم در مورد آن صحبت کنید (این کار ممکن است ترسناک باشد، اما اشکالی ندارد) و حتی ممکن است مق...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
Therapy does not work overnight, oftentimes it is a lifelong struggle, the therapists job is not to "cure" you or to remove something but rather to make you strong enough to live your life with your own peculiarities and struggles, remember we are human and constantly fallible. Another important thing to note is that a...
من تا کنون به چند جلسه درمان زوجین رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم، عصبی و لرزان می‌شوم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید این احساس را داشته باشم؟
درمان یک شبه جواب نمی‌دهد و اغلب یک مبارزه مادام العمر است. وظیفه درمانگر، "درمان" شما یا حذف چیزی نیست، بلکه این است که شما را به اندازه کافی قوی کند تا با ویژگی‌ها و چالش‌های خود زندگی کنید. به یاد داشته باشید که ما انسان هستیم و دائماً خطاپذیر. نکته مهم دیگری که باید به آن توجه کنید این است که اگرچه شما به درمان می‌...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
Yes, feeling nervous for the first few or several sessions of therapy, is completely normal.Therapy is an unusual way to have a conversation with someone.   The person is an expert in recognizing and understanding dynamics of human interactions.   For some people the fear is that the therapist knows more about you than...
من تاکنون به چند جلسه درمان زوجین رفتم و هنوز هر بار که وارد می‌شوم احساس نگرانی و لرزش می‌کنم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید چنین احساسی داشته باشم؟
بله، احساس عصبی بودن در چند جلسه اول درمان کاملاً طبیعی است. درمان روشی غیرعادی برای گفتگو با کسی است. فرد درمانگر متخصص در شناسایی و درک پویایی‌های تعاملات انسانی است. برای برخی افراد، ترس این است که درمانگر بیشتر از خودشان درباره‌ آنها بداند. به طور کلی، امیدواریم درمانگر شما با بسیاری از افرادی که با مشکلاتی مشابه ش...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
It is absolutely normal to be nervous about therapy.  Many people take years to make the decision to start counseling and although it is a safe place to explore feelings, it may be the first time you are facing certain issues.  It takes courage to face issues head on.  Being nervous is part of the process.  The fact th...
من تا کنون به چند جلسه زوج‌درمانی رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم احساس عصبی بودن و لرزش دارم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید چنین احساسی داشته باشم؟
عصبی بودن در مورد درمان کاملاً طبیعی است. بسیاری از افراد سال‌ها طول می‌کشد تا تصمیم بگیرند که مشاوره را شروع کنند و اگرچه این یک مکان امن برای کشف احساسات است، اما ممکن است برای اولین بار با برخی مسائل خاص روبرو شوید. رویارویی با مشکلات نیازمند شجاعت است. عصبی بودن بخشی از این فرآیند است. این واقعیت که با وجود احساس ع...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
Yes, it is completely normal to feel anxious about therapy. Therapy often explores topics and feelings that are uncomfortable. The ultimate goal of therapy is to feel better but the process itself can be uncomfortable.
من تا به حال به چند جلسه زوج‌درمانی رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم، عصبی و لرزان می‌شوم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز هم باید این احساس را داشته باشم؟
بله، احساس اضطراب در مورد درمان کاملاً طبیعی است. درمان معمولاً به بررسی موضوعات و احساساتی می‌پردازد که ممکن است ناراحت‌کننده باشند. هدف نهایی درمان این است که بهبود یابید، اما خودِ فرآیند می‌تواند ناخوشایند باشد.
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
For some people it's absolutely normal to feel nervous about coming to therapy.   It's sometimes hard to share our emotions and feelings with someone --- no matter how warm and caring the therapist is.     Are you comfortable with your therapist?  Is it a good relational fit?      Maybe this is a good thing to discuss ...
من تا به حال به چند جلسه زوج درمانی رفته‌ام و هر بار که وارد می‌شوم هنوز عصبی و لرزان هستم. آیا این طبیعی است؟ آیا باید هنوز این احساس را داشته باشم؟
برای برخی از افراد، احساس اضطراب نسبت به آمدن به درمان کاملاً طبیعی است. گاهی اوقات سخت است که عواطف و احساسات خود را با کسی در میان بگذاریم، مهم نیست که درمانگر چقدر گرم و دلسوز باشد. آیا با درمانگر خود راحت هستید؟ آیا رابطه شما مناسب است؟ شاید این موضوع خوبی باشد که در ابتدای جلسه بعدی با درمانگر خود در میان بگذارید ...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
Well, it's generally okay to feel anxious or nervous about going into therapy, particularly in the beginning because the process of being open about what you are going through, much less to someone who you don't know well, can be anxiety-producing. It's also common to feel anxious when you are discussing something that...
من تا به حال به چند جلسه مشاوره زوجین رفته‌ام و هر بار که وارد می‌شوم هنوز هم عصبی و لرزان هستم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید این احساس را داشته باشم؟
خوب، به طور کلی احساس اضطراب یا عصبی بودن در مورد رفتن به درمان، به ویژه در ابتدای کار، طبیعی است، زیرا فرآیند باز کردن درباره آنچه که تجربه می‌کنید، به ویژه با کسی که به خوبی نمی‌شناسید، می‌تواند استرس‌زا باشد. همچنین احساس اضطراب زمانی که در مورد مسائل مهم یا دشوار صحبت می‌کنید یا در حال ایجاد تغییرات سخت برای خود هس...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
Certainly.
من تا به حال به چند جلسه درمان زوجین رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم، عصبی و لرزان می‌شوم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید این احساس را داشته باشم؟
بالطبع.
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
of  I would love to know a little bit more about what's going on in your life but I will attempt an answer.Yes, you could still be shaky and nervous going to therapy. This therapy thing your doing is sometimes scary. First, because your opening up things that you might have never wanted to. Second, your still building ...
من تا به حال به چند جلسه درمان زوجین رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم عصبی و سست هستم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز هم باید این احساس را داشته باشم؟
از  من دوست دارم کمی بیشتر در مورد آنچه در زندگی‌تان می‌گذرد بدانم، اما سعی می‌کنم پاسخی بدهم. بله، ممکن است هنوز از رفتن به درمان متزلزل و عصبی باشید. این فرآیند درمانی که انجام می‌دهید گاهی می‌تواند ترسناک باشد. ابتدا، به این دلیل که شما به موضوعاتی می‌پردازید که شاید هرگز نخواسته‌اید به آن‌ها اشاره کنید. دوماً، شما ...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
It is absolutely a typical response.  Many of my clients are nervous the first couple of times we meet.  This is essentially a stranger with whom you are sharing your feelings.
من تا به حال به چند جلسه زوج درمانی رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم، عصبی و لرزان می‌شوم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز هم باید این احساس را داشته باشم؟
کاملاً یک واکنش طبیعی است. بسیاری از مشتریان من در جلسات اولیه‌مان عصبی هستند. در واقع، این شخص غریبه‌ای است که شما احساسات خود را با او در میان می‌گذارید.
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
It's normal to feel a little anxiety--after all it's an important encounter for you.  My suggestion is to discuss this with your therapist, let him/her know how you're feeling, especially if you feel as though your level of anxiety is impacting the quality and benefit of your sessions.  You might try some relaxation te...
من تا به حال به چند جلسه درمان زوجین رفته‌ام و هر بار که وارد می‌شوم، عصبی و لرزان می‌شوم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید این احساس را داشته باشم؟
طبیعی است که کمی اضطراب داشته باشید - بالاخره این یک ملاقات مهم برای شماست. پیشنهاد من این است که این موضوع را با درمانگر خود در میان بگذارید و احساساتتان را با او به اشتراک بگذارید، به ویژه اگر احساس می‌کنید که سطح اضطراب شما بر کیفیت و سود جلساتتان تأثیر می‌گذارد. ممکن است قبل از شروع جلسه، برخی تکنیک‌های آرام‌سازی م...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
Hello there.  You ask about being nervous and shaky walking in to your therapy session and want to know if its normal? ...  I realize there a few ways to look at this.  I presume you weren't anticipating feeling this way; and probably hoped to feel the opposite..  Well, my initial response is yes, sure, it can be withi...
من تا به حال به چند جلسه درمان زوجین رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم، عصبی و لرزان می‌شوم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید چنین احساسی داشته باشم؟
سلام. شما در مورد عصبی و لرزان بودن هنگام ورود به جلسه درمانی خود می‌پرسید و می‌خواهید بدانید که آیا این طبیعی است؟ ... متوجه شدم که چندین جنبه برای بررسی این موضوع وجود دارد. به نظر می‌رسد شما این احساس را پیش‌بینی نمی‌کردید و احتمالاً امیدوار بودید که برعکس این احساس را داشته باشید. خب، پاسخ اولیه من این است که بله، ...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
"Normal" can be an insidious word to use because it can undermine your sense of worth.  It implies there's one particular way you should be behaving and can leave you feeling crappy and "abnormal" if you're not behaving according to that prescribed standard.  Instead, what I'd recommend is to pay attention to your emot...
من تا به حال به چند جلسه درمان زوجین رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم، عصبی و لرزان هستم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید این احساس را داشته باشم؟
"عادی" می‌تواند کلمه‌ای مَکروه باشد، زیرا ممکن است احساس ارزشمندی شما را تضعیف کند. این واژه به‌طور ضمنی نشان می‌دهد که یک شیوه خاص برای رفتار وجود دارد و در صورتی که مطابق با آن استانداردهای تجویزی عمل نکنید، ممکن است احساس بد و "غیرعادی" در خود حس کنید. به‌جای این، پیشنهاد می‌کنم هنگام شرکت در درمان، به تجربیات احساس...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
Everyone has different experiences going to therapy. Being nervous can be a typical emotion one might feel. Emotions are our body's way of telling us important information about ourselves. I would suggest talking openly in your sessions about this. That way you can process your thoughts and feelings with the guidance o...
من تا به حال به چند جلسه درمان زوجین رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم، احساس عصبی و لرزش دارم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید چنین احساسی داشته باشم؟
هر فرد تجربه‌های متفاوتی از مراجعه به درمان دارد. عصبی بودن می‌تواند احساس طبیعی‌ای باشد که ممکن است یک فرد تجربه کند. احساسات، راهی است که بدن ما برای انتقال اطلاعات مهم درباره خودمان به کار می‌برد. پیشنهاد می‌کنم در جلسات خود به‌طور شفاف درباره این موضوع صحبت کنید. این‌گونه می‌توانید افکار و احساسات خود را با هدایت م...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
I would be more concerned with how is this being addressed in therapy. Therapy can be a rewarding process, however often times we do not pay much attention to the messages being sent to our bodies. I believe in somatic therapy which deals with our mind & body connection. I would think it may not be a question of normal...
من تا به حال به چند جلسه مشاوره زوجین رفته‌ام و هر بار که وارد می‌شوم هنوز عصبی و لرزان می‌شوم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز باید چنین احساسی داشته باشم؟
من بیشتر نگران این هستم که چگونه این مسئله در درمان مورد توجه قرار می‌گیرد. درمان می‌تواند فرآیند پربازده‌ای باشد، اما اغلب اوقات ما به پیام‌هایی که به بدنمان منتقل می‌شود توجه زیادی نمی‌کنیم. من به درمان جسمانی (سوماتیک) اعتقاد دارم که به ارتباط بین ذهن و بدن ما می‌پردازد. به نظرم ممکن است مسأله‌ای نباشد که به طور واض...
null
I've gone to a couple therapy sessions so far and still everytime I walk in I get nervous and shaky. Is this normal? Should I still be feeling like this?
It is totally normal - you have a lot riding on this and you're invested! Think about why you feel so shaky - is it something about the therapist or their style? If so, it would be a good idea to talk with them about it so you feel more at ease. In any case bringing up your feelings about therapy in therapy is totally ...
من تا به حال به چند جلسه زوج درمانی رفته‌ام و هنوز هر بار که وارد می‌شوم، احساس اضطراب و لرزش می‌کنم. آیا این طبیعی است؟ آیا هنوز هم باید این احساس را داشته باشم؟
این کاملاً طبیعی است - شما سرمایه‌گذاری زیادی روی این موضوع کرده‌اید! به این فکر کنید که چرا اینقدر احساس ناامنی می‌کنید - آیا ناشی از درمانگر یا سبک کاری اوست؟ اگر چنین است، بهتر است در مورد آن با او صحبت کنید تا احساس راحتی بیشتری کنید. به هر حال، مطرح کردن احساسات خود درباره درمان در جلسات درمانی کاملاً مناسب و حتی ...
null
I'm 17 and I'm sick and tired of going back and forth. I'd like to stay at my mother's house. This problem has really affected me. I've had anxiety attacks and suicidal thoughts and self-harm in the past. Currently I'm going through anxiety and my thearapist is not available. How do I handle this?
Sounds like a lot is going on right now at such a young age. I'd start with discussing with mom your concerns and ideal situation. I'm unsure what prevents you from staying there, but whoever you are staying with, it should be brought to their attention. In regards to your anxiety attacks, deep breathing is always a be...
من 17 سال دارم و از رفت و برگشت خسته و ناامیدم. می‌خواهم در خانه مادرم بمانم. این مشکل واقعاً بر روی من تأثیر گذاشته است. در گذشته دچار حملات اضطرابی، افکار خودکشی و خودآزاری بودم. در حال حاضر دچار اضطراب هستم و درمانگرم در دسترس نیست. چگونه باید با این شرایط کنار بیایم؟
به نظر می‌رسد در حال حاضر در سن بسیار کم، اتفاقات زیادی در حال رخ دادن است. من پیشنهاد می‌کنم با مادر خود در مورد نگرانی‌ها و وضعیت ایده‌آل خود صحبت کنید. نمی‌دانم چه چیزی باعث می‌شود نتوانید در آنجا بمانید، اما هر کسی که در کنار او هستید، باید به این موضوع توجه کند. در مورد حملات اضطرابی، نفس عمیق همیشه مفید است. من ل...
null
I'm 17 and I'm sick and tired of going back and forth. I'd like to stay at my mother's house. This problem has really affected me. I've had anxiety attacks and suicidal thoughts and self-harm in the past. Currently I'm going through anxiety and my thearapist is not available. How do I handle this?
At age 17, I think you are old enough to decide which parent you want to stay with full-time. I would gently and lovingly tell your father that you've decided to stay with your mother. You can offer to visit him regularly, if you'd like. Parents often have a hard time letting go and, especially in divorce situations, y...
من ۱۷ سال دارم و از رفت و برگشت خسته و بیزارم. می‌خواهم در خانه مادرم بمانم. این مشکل واقعاً بر روی من تأثیر گذاشته است. در گذشته دچار حملات اضطرابی، افکار خودکشی و خودآزاری شده‌ام. در حال حاضر اضطراب دارم و درمانگرم در دسترس نیست. چگونه می‌توانم با این وضعیت کنار بیایم؟
در سن 17 سالگی، فکر می‌کنم به اندازه کافی بزرگ شده‌اید که بتوانید تصمیم بگیرید که می‌خواهید با کدام یک از والدین به صورت تمام‌وقت زندگی کنید. به آرامی و با محبت به پدرتان بگویید که تصمیم گرفته‌اید پیش مادرتان بمانید. اگر مایل هستید می‌توانید پیشنهاد دهید که به طور منظم به دیدن او بروید. والدین اغلب در قبال جدایی مشکل د...
null
I'm 17 and I'm sick and tired of going back and forth. I'd like to stay at my mother's house. This problem has really affected me. I've had anxiety attacks and suicidal thoughts and self-harm in the past. Currently I'm going through anxiety and my thearapist is not available. How do I handle this?
OK first things first. We have to think of your safety and take care of those thoughts of hurting yourself.Yes, this is a major problem for you and can cause anxiety and depression. You have the right to be sick and tired. Kids often are pawns in this marital problems that their parents have. I'm sorry that this is hap...
من 17 سال دارم و از رفت و برگشت خسته و کلافه‌ام. می‌خواهم در خانه مادرم بمانم. این مشکل واقعاً بر من تأثیر گذاشته است. در گذشته دچار حملات اضطرابی، افکار خودکشی و خودآزاری بوده‌ام. در حال حاضر دچار اضطراب هستم و درمانگرم در دسترس نیست. چگونه می‌توانم با این وضعیت کنار بیایم؟
خوب، اول از همه، ما باید به ایمنی شما فکر کنیم و مراقب افکار خودآزاری‌تان باشیم. بله، این یک مشکل بزرگ برای شماست و می‌تواند منجر به اضطراب و افسردگی شود. شما حق دارید که احساس بیماری و خستگی کنید. بچه‌ها اغلب در مشکلات زناشویی والدینشان، ابزار و مهره هستند. متأسفم که این موضوع برای شما پیش آمده است. من نسبت به حقوق شم...
null
I'm 17 and I'm sick and tired of going back and forth. I'd like to stay at my mother's house. This problem has really affected me. I've had anxiety attacks and suicidal thoughts and self-harm in the past. Currently I'm going through anxiety and my thearapist is not available. How do I handle this?
Have you told either of your parents that the current house rotation of where you stay, bothers you?Since each parent has an interest to be together with you, I imagine that to some degree, each cares how you feel.If these conversations are not getting your problem solved, then maybe your therapist can have a family se...
من ۱۷ سال دارم و از رفت و آمدهای مکرر خسته و کلافه‌ام. می‌خواهم در خانه مادرم بمانم. این مشکل واقعاً بر من تأثیر گذاشته است. در گذشته دچار حملات اضطرابی، افکار خودکشی و خودآزاری بوده‌ام. در حال حاضر با اضطراب مواجه هستم و درمانگرم در دسترس نیست. چگونه می‌توانم با این وضعیت کنار بیایم؟
آیا به یکی از والدینتان گفته‌اید که چرخش فعلی محل اقامت شما باعث ناراحتی‌تان می‌شود؟ از آنجا که هر یک از والدین به بودن با شما علاقه‌مند هستند، تصور می‌کنم که به نوعی هر کدام به احساسات شما اهمیت می‌دهند. اگر این گفتگوها به حل مشکلتان کمک نمی‌کند، شاید درمانگر شما بتواند جلسه‌ای خانوادگی با والدینتان برگزار کند و بسته ...
null
I'm 17 and I'm sick and tired of going back and forth. I'd like to stay at my mother's house. This problem has really affected me. I've had anxiety attacks and suicidal thoughts and self-harm in the past. Currently I'm going through anxiety and my thearapist is not available. How do I handle this?
I am so sorry to hear you are going through this. Divorce can be so disruptive in a child's life.I'd really need a lot more information about your situation before I'd feel comfortable offering any advice or suggestions. There are so many variables, and not knowing the whole story, any advice could possibly make your s...
من 17 سال دارم و از رفت و برگشت خسته و ناامید شده‌ام. دوست دارم در خانه مادرم بمانم. این مشکل واقعاً روی من تأثیر گذاشته است. من در گذشته حملات اضطرابی، افکار خودکشی و خودآزاری داشته‌ام. در حال حاضر دچار اضطراب هستم و درمانگرم در دسترس نیست. چگونه می‌توانم با این وضعیت کنار بیایم؟
من خیلی متاسفم که می‌شنوم در حال گذراندن این شرایط هستید. طلاق می‌تواند تأثیرات مخربی بر زندگی کودکان داشته باشد. قبل از اینکه احساس راحتی کنم و هر گونه مشاوره یا پیشنهادی ارائه دهم، واقعاً به اطلاعات بیشتری درباره وضعیت شما نیاز دارم. متغیرهای زیادی وجود دارد و بدون دانستن کل قصه، هر توصیه‌ای ممکن است وضعیت شما را بدت...
null
When I'm around people, I sometimes think someone has made a comment to me or asked me to do something. I will be focusing on something else and then randomly think I hear something about me. I never know if it was actually said.
Anxiety can absolutely make you think you heard something about you. When we are on high alert, we tend to look for threats and often the greatest threats we experience on a daily basis are social in nature.  To some extent this is normal, for example, when people experience late onset deafness, they often will worry p...
وقتی در جمع مردم هستم، گاهی فکر می‌کنم کسی برایم نظری داده یا از من خواسته که کاری انجام دهم. در حین تمرکز بر چیز دیگری، به طور ناگهانی احساس می‌کنم چیزی درباره‌ی من گفته شده است. هرگز نمی‌دانم که آیا واقعاً چنین چیزی گفته شده یا نه.
اضطراب می تواند شما را به این فکر بیندازد که چیزی درباره شما شنیده‌اید. زمانی که در حالت آماده‌باش هستیم، تمایل داریم به دنبال تهدیدات بگردیم و اغلب بزرگترین تهدیداتی که به‌صورت روزانه تجربه می‌کنیم، ماهیت اجتماعی دارند. تا حدودی این طبیعی است؛ به عنوان مثال، هنگامی که افراد ناشنوایی دیررس را تجربه می‌کنند، اغلب نگران ...
null
When I'm around people, I sometimes think someone has made a comment to me or asked me to do something. I will be focusing on something else and then randomly think I hear something about me. I never know if it was actually said.
It sounds like you are having difficulty knowing if people are saying things to you, or if you only thought someone was talking to you, and this is anxiety producing. It's understandable that it could be confusing and/or a bit scary to be unsure if people are speaking to you or not. It's hard to say exactly what is goi...
وقتی در کنار مردم هستم، گاهی فکر می‌کنم که شخصی نظری درباره‌ام داده یا از من خواسته است کاری انجام دهم. در حالیکه روی موضوع دیگری تمرکز دارم، ناگهان به نظر می‌رسد چیزی در مورد خودم می‌شنوم. هرگز مطمئن نیستم که آیا واقعاً این جمله گفته شده است یا خیر.
به نظر می‌رسد که در درک اینکه آیا دیگران به شما چیزی می‌گویند یا فقط فکر می‌کنید کسی با شما صحبت می‌کند مشکل دارید و این موضوع باعث ایجاد اضطراب برای شما شده است. قابل درک است که عدم اطمینان از اینکه مردم با شما صحبت می‌کنند یا نه می‌تواند گیج‌کننده و حتی کمی ترسناک باشد. از این توصیف نمی‌توان به‌طور دقیق گفت که چه اتف...
null
I have these dreams of men, and they always seem to try to hurt me. It's gotten so bad that I first wake at 4:30, then 4:45, and finally stay awake by 6:00. I'm always the last one to fall asleep and the first to wake. I hate falling asleep. The longest I've went without sleep is three days.
That is awful! I am sure you are ready to start getting some rest. It's normal for us to wake a few times in the night, however, when we are dealing with high anxiety or stress, those times can turn into being up most night. Given that you are having these repeated dreams, I am wondering what might be going on in your ...
من این رویای مردان را دارم و به نظر می‌رسد همیشه سعی می‌کنند به من آسیب بزنند. اوضاع به قدری بد شده که ابتدا ساعت ۴:۳۰ بیدار می‌شوم، سپس ساعت ۴:۴۵ و در نهایت تا ساعت ۶ بیدار می‌مانم. من همیشه آخرین کسی هستم که به خواب می‌روم و اولین کسی هستم که بیدار می‌شوم. از خواب رفتن متنفرم. طولانی‌ترین مدتی که بدون خواب بوده‌ام، س...
این وضعیت بسیار ناخوشایند است! من مطمئن هستم که شما آماده‌اید تا کمی استراحت کنید. طبیعی است که ما چند بار در شب از خواب بیدار شویم، اما زمانی که با اضطراب یا استرس زیاد مواجه هستیم، این بیداری‌ها می‌تواند به بیدار ماندن بیشتر در شب تبدیل شود. با توجه به اینکه شما این رویاهای مکرر را تجربه می‌کنید، کنجکاوم بدانم چه چیز...
null
I have these dreams of men, and they always seem to try to hurt me. It's gotten so bad that I first wake at 4:30, then 4:45, and finally stay awake by 6:00. I'm always the last one to fall asleep and the first to wake. I hate falling asleep. The longest I've went without sleep is three days.
The good news about your dreams is that your fears are right at the surface of your mind so you can study them and release some of the harm from the terrifying experiences you had which created these bad memories in the first place.The bad news is the feelings themselves are sickening.Probably a therapist would be very...
من این رویاهای مردانه را دارم و به نظر می‌رسد که آن‌ها همیشه سعی دارند به من آسیب برسانند. اوضاع به قدری بد شده است که ابتدا ساعت ۴:۳۰ بیدار می‌شوم، سپس ۴:۴۵ و در نهایت تا ساعت ۶ بیدار می‌مانم. من همیشه آخرین نفری هستم که می‌خوابد و اولین نفری که بیدار می‌شود. از خواب رفتن متنفرم و طولانی‌ترین زمانی که بدون خواب بوده‌ا...
خبر خوب در مورد رویاهای شما این است که ترس‌هایتان در سطح ذهن شما قرار دارند، بنابراین می‌توانید آن‌ها را بررسی کنید و مقداری از آسیب‌های ناشی از تجربیات وحشتناکی که در وهله اول موجب ایجاد این خاطرات بد شده‌اند، رها کنید. خبر بد این است که خود احساسات زجرآورند. احتمالاً یک درمانگر در راهنمایی شما برای کشف این احساسات نا...
null
I have been with my boyfriend for more than a year. He recently got a new job and travels a lot. I’m not used to him being gone all the time. I feel as though he has forgotten about me because he does not talk with me as much and doesn’t keep me up to date on everything that he does throughout the day, which he used to...
Relationships at any amount of distance can be so hard! It makes sense that you are encountering more anxiety than usual given that major change in your relationship. And you're right that being separated from our partners can heighten our insecurities and worries about not only our relationship security but about our ...
من بیش از یک سال است که با دوست‌پسرم هستم. او به تازگی شغل جدیدی پیدا کرده و سفرهای زیادی دارد. به این دلیل که او دائماً در سفر است، من به نبود او عادت نکرده‌ام. احساس می‌کنم او مرا فراموش کرده، چون دیگر به اندازه قبل با من صحبت نمی‌کند و من را در جریان همه کارهایی که در طول روز انجام می‌دهد، قرار نمی‌دهد. احساس گم‌ش...
روابط در هر فاصله‌ای می‌تواند بسیار دشوار باشد! منطقی است که با توجه به آن تغییر عمده در رابطه‌تان، بیشتر از حد معمول با اضطراب مواجه هستید. شما درست می‌گویید که جدایی از شرکای‌مان می‌تواند ناامنی‌ها و نگرانی‌های ما را نه تنها در مورد امنیت رابطه، بلکه در مورد علاقه شریک‌مان نیز افزایش دهد. آیا با دوست‌پسرتان در مورد ا...
null
I have been with my boyfriend for more than a year. He recently got a new job and travels a lot. I’m not used to him being gone all the time. I feel as though he has forgotten about me because he does not talk with me as much and doesn’t keep me up to date on everything that he does throughout the day, which he used to...
In a way, yes, you have separation anxiety. It's normal in a relationship for us to slow down a bit with the attachment behaviours that establish and deepen love and connection. So, just because your boyfriend isn't talking as much or keeping you up-to-date doesn't necessarily mean what you fear it means...that he's fo...
من بیش از یک سال است که با دوستم هستم. او اخیراً شغل جدیدی پیدا کرده و سفرهای زیادی می‌کند. من به این‌که او همیشه نباشد عادت نکرده‌ام. احساس می‌کنم او مرا فراموش کرده است، زیرا دیگر به اندازه قبل با من صحبت نمی‌کند و من را در جریان تمام کارهایی که در طول روز انجام می‌دهد، که قبلاً انجام می‌داد، قرار نمی‌دهد. احساس می...
به نوعی، بله، شما دچار اضطراب جدایی هستید. این طبیعی است که در یک رابطه با رفتارهای دلبستگی که عشق و ارتباط را ایجاد و عمیق می‌کند، کمی سرعت خود را کاهش دهیم. بنابراین، صرف‌نظر از اینکه دوست پسرتان زیاد صحبت نمی‌کند یا شما را به‌روز نمی‌کند، لزوماً به این معنی نیست که آنچه از آن می‌ترسید، درست است... یعنی او شما را فرا...
null
I have been with my boyfriend for more than a year. He recently got a new job and travels a lot. I’m not used to him being gone all the time. I feel as though he has forgotten about me because he does not talk with me as much and doesn’t keep me up to date on everything that he does throughout the day, which he used to...
First step is to tell your boyfriend the reasons you feel upset.This way he has a chance to answer your questions as to why he doesn't keep in touch.His responses will guide your next steps.There is a difference between his unavailability due to a heavy workload or because he has less interest in the relationship.In or...
من بیش از یک سال است که با دوست‌پسرم هستم. او اخیراً شغل جدیدی پیدا کرده و سفرهای زیادی دارد. من به این که او همیشه نیست عادت ندارم. احساس می‌کنم او مرا فراموش کرده، زیرا دیگر به اندازه قبل با من صحبت نمی‌کند و مرا در جریان تمام کارهایی که در طول روز انجام می‌دهد، که قبلاً معمولاً انجام می‌داد، نمی‌گذارد. احساس می‌کن...
اولین قدم این است که به دوست پسرتان دلایل ناراحتی‌تان را بگویید. به این ترتیب او فرصتی پیدا می‌کند تا به سوالات شما درباره اینکه چرا در تماس نبوده پاسخ دهد. پاسخ‌های او راهنمای گام‌های بعدی شما خواهند بود. بین عدم دسترسی او به دلیل بار کاری سنگین یا کاهش علاقه به رابطه تفاوت وجود دارد. برای اینکه بتوانید با رفتار فعلی ...
null
I have been with my boyfriend for more than a year. He recently got a new job and travels a lot. I’m not used to him being gone all the time. I feel as though he has forgotten about me because he does not talk with me as much and doesn’t keep me up to date on everything that he does throughout the day, which he used to...
Consider talking with your boyfriend about times that you may be able to talk together while he is away. This way, you have an idea when you'll be able to contact him. Does he recognize the feelings that you have while he is away? How do you feel when you are together with him and he is home?I'm also curious as to how ...
من بیش از یک سال است که با نامزدم هستم. او به تازگی شغل جدیدی پیدا کرده و سفرهای زیادی انجام می‌دهد. من به غیبت مداوم او عادت نکرده‌ام. احساس می‌کنم او مرا فراموش کرده است، زیرا دیگر مانند گذشته با من صحبت نمی‌کند و من را در جریان تمام کارهایی که در طول روز انجام می‌دهد، قرار نمی‌دهد. احساس گمشدگی، غم و ناامیدی می‌کن...
با دوست پسرتان در مورد زمان‌هایی که ممکن است بتوانید در غیاب او با هم صحبت کنید، صحبت کنید. به این ترتیب، متوجه می‌شوید که چه زمانی می‌توانید با او تماس بگیرید. آیا او احساسات شما را در هنگام غیبتش درک می‌کند؟ وقتی با او هستید و او در خانه است، چه احساسی دارید؟ همچنین کنجکاو هستم که سطح اضطراب شما (شاید در مقیاس ۱ تا ۱...
null
I panicked over a minor parking lot mistake. It was totally my fault, but due to another insurance issue, I left a note with an illegible phone number. Guilty over this, I got an envelope containing several hundred dollars. Unfortunately, by the time I returned, the other driver had seen my ersatz note and drove away. ...
From your writing, you have already atoned for what you describe as "cowardly".Recognizing your action and trying to directly correct it, realizing your action was improper and demonstrating the willingness to take right action, are all examples of making things right.Since the actual driver is unavailable to consult a...
از یک اشتباه کوچک در پارکینگ وحشت کردم. کاملاً تقصیر خودم بود، اما به دلیل یک مشکل بیمه‌ای دیگر، یادداشتی با شماره تلفن ناخوانا گذاشتم. به خاطر این موضوع احساس گناه می‌کنم و در عوض یک پاکت حاوی چند صد دلار دریافت کردم. متأسفانه، وقتی برگشتم، راننده دیگر یادداشت بی‌فایده من را دید و رفت. از آنجا که نمی‌توانم این موضوع ر...
از نوشته‌هایتان، شما قبلاً آنچه را «بزدلانه» توصیف می‌کنید جبران کرده‌اید. شناسایی عمل خود و تلاش برای تصحیح مستقیم آن، آگاهی از نادرست بودن عمل‌تان و نشان دادن تمایل به انجام اقدامات صحیح، همگی نمونه‌هایی از تلاش برای اصلاح وضعیت هستند. از آنجا که راننده واقعی به منظور مشاوره درباره خواسته‌ها و انتظاراتش در خصوص اصلاح...
null
I panicked over a minor parking lot mistake. It was totally my fault, but due to another insurance issue, I left a note with an illegible phone number. Guilty over this, I got an envelope containing several hundred dollars. Unfortunately, by the time I returned, the other driver had seen my ersatz note and drove away. ...
Thanks for sharing as it shows your humanity and that you have a sensitive conscience. In your example here I'd encourage you to always think, "safety first"; and never offer a stranger at the accident scene "...several hundred dollars". Why? Because it could go badly against you (i.e. extortion, robbed, or would this ...
از یک اشتباه جزئی در پارکینگ وحشت کردم. کاملاً تقصیر من بود، اما به خاطر مشکلی در بیمه، یادداشتی با شماره تلفن ناخوانا گذاشتم. بابت این موضوع احساس گناه می‌کنم و یک پاکت حاوی چند صد دلار دریافت کردم. متأسفانه، وقتی برگشتم، راننده دیگر یادداشت جعلی من را دیده و رفته بود. چون نمی‌توانم این موضوع را برای آن فرد جبران کنم،...
از اشتراک‌گذاری متشکریم زیرا این نشان‌دهنده انسانیت و وجدان حساس شماست. در مثال شما، من شما را تشویق می‌کنم که همیشه به یاد داشته باشید "اول ایمنی"؛ و هرگز به یک غریبه در صحنه تصادف «... چند صد دلار» پیشنهاد نکنید. چرا؟ زیرا ممکن است علیه شما عواقب بدی داشته باشد (یعنی اخاذی، سرقت یا حتی ممکن است به عنوان رشوه تلقی شود...
null
I've been having horrible anxiety for the last week. I can't sleep. I get a sense of doom, and it's hard to breathe. I feel like nothing I do makes it better.
Anxiety is usually a sign of a current problem to which familiar emotional patterns of feeling similarly upset, attach themselves.Try to understand more about who you are, what you like, feel uneasy about, especially your deeper emotions of being emotionally harmed or injured by meaningful people.Anxiety is best addres...
من در هفته گذشته اضطراب وحشتناکی داشته‌ام. نمی‌توانم بخوابم، حس بدی دارم و نفس کشیدن برایم سخت است. احساس می‌کنم هیچ کاری که انجام می‌دهم، به بهتر شدن اوضاع کمک نمی‌کند.
اضطراب معمولاً نشانه‌ای از یک مشکل فعلی است که الگوهای احساسی آشنا از ناراحتی مشابه به آن متصل می‌شوند. سعی کنید بیشتر درباره‌ی خود، علایق‌تان و چیزهایی که نسبت به آن‌ها احساس ناراحتی می‌کنید، به‌ویژه احساسات عمیق‌ترتان مانند آسیب‌پذیری عاطفی یا آسیب‌دیدگی ناشی از افراد مهم در زندگی‌تان، درک کنید. اضطراب معمولاً بهتر ا...
null
When I get talked to by my dad or stepmom, or if I'm in trouble, I will begin to cry and not say what's wrong with me. When my dad or stepmom ask what is wrong, I never know the answers or the words to put together what is actually wrong with me.
Maybe you need more time to reflect and organize your thoughts.Try to figure out what would make you feel more relaxed about talking to your dad or stepmom.Also its possible you simply don't feel safe around either of them and so intuitively realize you're better off not talking with them about a delicate matter.Depend...
وقتی پدر یا نامادری‌ام با من صحبت می‌کنند یا اگر در شرایط سختی باشم، شروع به گریه می‌کنم و نمی‌توانم بگویم چه مشکلی دارم. وقتی پدر یا نامادری‌ام می‌پرسند چه چیزی اشتباه است، هرگز نمی‌دانم چه پاسخی بدهم یا چطور احساساتم را توصیف کنم.
شاید شما به زمان بیشتری نیاز داشته باشید تا افکار خود را بررسی و سازماندهی کنید. سعی کنید مشخص کنید چه چیزی سبب می‌شود که در صحبت با پدر یا نامادری‌تان احساس آرامش بیشتری داشته باشید. همچنین ممکن است به سادگی در کنار هیچ‌یک از آن‌ها احساس امنیت نکنید و به طور شهودی این را درک کنید که بهتر است در مورد مسائل حساس با آن‌ه...
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
Anxiety can cause such a feeling of discomfort in our bodies that it can seem unbearable. The concern that I can hear in what you have written is that the thought of having some anxiety has now left you uncomfortable with any anxiety at all - and that can become a problem, indeed. As opposed to thinking about your anxi...
من به تازگی شغلی پیدا کرده‌ام که نیاز به سفرهای دور از خانه دارد. خانواده‌ام و من واقعاً به این شغل احتیاج داریم. مردم مدام به من می‌گویند که "اضطراب" دارم و من از فکر حمله اضطرابی در جاده می‌ترسم. این همه برای من جدید است. چه کار می‌توانم بکنم؟
اضطراب می‌تواند احساس ناراحتی چنان شدیدی در بدن ما ایجاد کند که به نظر غیرقابل تحمل بیاید. نگرانی که می‌توانم در نوشته‌های شما حس کنم این است که فکر داشتن مقداری اضطراب اکنون شما را نسبت به هر گونه اضطراب نگران کرده است و این مسأله می‌تواند واقعاً به یک مشکل تبدیل شود. به جای اینکه اضطراب خود را به عنوان چیزی بسیار بزر...
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
First, congratulations on your new job.  Apparently your employers think highly of you, since they hired you!You say that "people keep telling" you that you have "anxiety" - how do they know?  Have you told others you are sometimes upset or nervous?  Have you been treated for anxiety?  Or is that a perception that othe...
من به تازگی شغلی را قبول کرده‌ام که نیازمند سفر به دور از خانه است. من و خانواده‌ام واقعاً به این شغل احتیاج داریم. مردم مدام به من می‌گویند که من "اضطراب" دارم و از حمله اضطرابی در جاده می‌ترسم. این برای من کاملاً جدید است. چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
ابتدا به خاطر شغل جدیدتان تبریک می‌گویم. ظاهراً کارفرمایان شما نظر مثبت زیادی در مورد شما دارند، زیرا شما را استخدام کرده‌اند! آیا به دیگران گفته‌اید که گاهی ناراحت یا عصبی هستید؟ آیا برای اضطراب تحت درمان قرار گرفته‌اید؟ یا این یک تصوری است که دیگران دارند و شما نتوانسته‌اید با آن مقابله کنید؟ این یک کار جدید است و شم...
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
Its understandable to have anxiety when transitioning to a new job/career or any other major life change. Doing some mindfulness activities such as deep breathing exercises, grounding, or mindfulness meditation can help center and calm yourself in moments of anxiety when being away from your family.It may also be helpf...
من به تازگی شغلی را گرفته‌ام که نیازمند سفرهایی دور از خانه است. من و خانواده‌ام واقعاً به این شغل احتیاج داریم. مردم مدام به من می‌گویند که "اضطراب" دارم و من از حمله اضطرابی در جاده می‌ترسم. این همه برای من جدید است. چه کار می‌توانم بکنم؟
اضطراب هنگام انتقال به شغل یا حرفه جدید یا هر تغییر عمده‌ای در زندگی قابل درک است. انجام فعالیت‌هایی مانند تمرین‌های تنفس عمیق، آرام‌سازی یا مدیتیشن ذهن‌آگاهی می‌تواند در لحظات اضطراب ناشی از دوری از خانواده، به شما کمک کند تا متمرکز و آرام شوید. همچنین ممکن است مفید باشد که فهرستی از نگرانی‌ها یا ترس‌های خود درباره دو...
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
Hi, It is really good that you are working so hard to take care of your family. Anxiety can be so challenging, especially when new challenges have come up. It would be good to work through some of these issues you are experiencing, and examine your self care and support processes.
من به تازگی شغلی را پذیرفته‌ام که نیازمند سفر به دور از خانه است. من و خانواده‌ام واقعاً به این شغل نیاز داریم. مردم مدام به من می‌گویند که "اضطراب" دارم و از اینکه ممکن است در حین سفر دچار حمله اضطرابی شوم، terrified هستم. این همه برای من جدید است. چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
سلام، واقعاً خوب است که برای مراقبت از خانواده‌تان چنین تلاشی می‌کنید. اضطراب می‌تواند بسیار دشوار باشد، به‌ویژه زمانی که با چالش‌های جدیدی روبه‌رو می‌شوید. خوب است که به بررسی برخی از این مسائل بپردازید و فرآیندهای مراقبت از خود و حمایت‌های موجود را مورد ارزیابی قرار دهید.
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
Congratulations on your new job. Chances are, you accepted this opportunity knowing that sometimes, you feel heightened levels of anxiety while traveling (or at least, people are telling you this is true) Rather than working towards how to stop it from happening, it might make more sense to prepare for if it does: ofte...
من به تازگی شغلی را گرفته‌ام که نیاز به سفرهای دور از خانه دارد. من و خانواده‌ام واقعاً به این شغل نیاز داریم. مردم پیوسته به من می‌گویند که "اضطراب" دارم و من از احتمال وقوع حمله اضطرابی در حین سفر بسیار نگرانم. این همه برای من تازه است. چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
شغل جدیدتان را تبریک می‌گویم. احتمالاً شما این فرصت را پذیرفته‌اید زیرا می‌دانید که گاهی اوقات در حین سفر احساس اضطراب می‌کنید (یا حداقل، مردم به شما می‌گویند که این درست است). به جای تلاش برای جلوگیری از بروز آن، ممکن است بهتر باشد که برای وقوعش آماده شوید: اغلب، زمانی که می‌دانیم چگونه با یک موقعیت برخورد کنیم، آن مو...
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
Anxiety or panic attacks can be very frightening.  Here are a few "tools" you can use that will help in the short term:  Keeping your mind occupied by listening to books on tape may help;  Counting backwards from 100 in 7's; Naming cities that begin with each letter of the alphabet; Keeping some ice or an ice pack in a...
من به تازگی شغلی را آغاز کرده‌ام که نیاز دارد به دور از خانه سفر کنم. من و خانواده‌ام واقعا به این شغل احتیاج داریم. مردم مداوم به من می‌گویند که "اضطراب" دارم و من از حمله اضطرابی در حین سفر می‌ترسم. این وضعیت برای من کاملاً جدید است. چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
اضطراب یا حملات panic می‌تواند بسیار ترسناک باشد. در اینجا چند "ابزار" وجود دارد که می‌توانید از آنها استفاده کنید تا در کوتاه‌مدت به شما کمک کند: مشغول نگه‌داشتن ذهن خود با گوش دادن به کتاب‌های صوتی می‌تواند مفید باشد؛ شمارش معکوس از 100 به 7؛ نام‌بردن از شهرهایی که نام آنها با هر حرف الفبا شروع می‌شود؛ نگه‌داشتن مقدا...
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
Bravo, on your success in securing a job and also for being proactive with your need. Starting a new job can be scary and having to travel away from your home and family can make it even more anxiety provoking. Do allow yourself to be anxious about this new journey, we can be hard on ourselves, think if it was a friend...
من به تازگی شغلی را قبول کرده‌ام که نیاز دارد دور از خانه سفر کنم. من و خانواده‌ام واقعاً به این شغل نیاز داریم. مردم مدام می‌گویند که من "اضطراب" دارم و من از این که در جاده دچار حمله اضطرابی شوم، به شدت می‌ترسم. این تجربه برای من کاملاً جدید است. چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
براوو، بابت موفقیتتان در به دست آوردن شغل و همچنین به خاطر پیش‌دستی در مورد نیازهایتان. شروع یک شغل جدید می‌تواند ترسناک باشد و سفر به دور از خانه و خانواده نیز می‌تواند موجب افزایش اضطراب شود. به خودتان اجازه دهید در مورد این مسیر جدید مضطرب باشید؛ ما ممکن است به خودمان سخت بگیریم. تصور کنید اگر دوستی به شما مراجعه می...
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
First of all, congratulations on your new role! Transitions can be challenging, and it sounds like you are experiencing a lot of change.  This would be difficult for many people, and it seems that you have an added layer of challenge.  I recommend visiting a therapist to determine the root cause of your anxiety and wor...
من به تازگی شغلی را انتخاب کرده‌ام که نیاز به سفر به دور از خانه دارد. من و خانواده‌ام واقعاً به این شغل نیاز داریم. مردم مداوم به من می‌گویند که "اضطراب" دارم و من از احتمال حمله‌ی اضطرابی در جاده می‌ترسم. این همه برای من جدید است. چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
اول از همه، به خاطر نقش جدیدتان تبریک می‌گویم! انتقال به موقعیت جدید می‌تواند چالش‌برانگیز باشد و به نظر می‌رسد که شما تغییرات زیادی را تجربه می‌کنید. این موضوع می‌تواند برای بسیاری از افراد دشوار باشد و به نظر می‌رسد که شما با یک لایه اضافی از چالش‌های بیشتری مواجه هستید. توصیه می‌کنم به یک درمانگر مراجعه کنید تا علت ...
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
It is ok to have anxiety.   Please don't be anxious about being anxious.If you feel anxiety coming over you, then pull off the road to a safe place.   Concentrate on centering yourself and to breath slowly.   Take some sips of water.  Sit still.     The anxiety should pass in about twenty minutes.If it does not pass, t...
من به تازگی شغلی را پیدا کرده‌ام که نیاز به سفر به مناطق دور از خانه دارد. من و خانواده‌ام واقعاً به این شغل احتیاج داریم. مردم مدام به من می‌گویند که من "اضطراب" دارم و من از حمله اضطرابی در جاده می‌ترسم. این برای من همه چیز جدیدی است. چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
داشتن اضطراب اشکالی ندارد. لطفاً در مورد مضطرب بودن، مضطرب نباشید. اگر احساس می‌کنید که اضطراب به سراغ شما آمده است، از جاده خارج شوید و به یک مکان امن بروید. روی متمرکز کردن خود و نفس کشیدن آرام تمرکز کنید. چند جرعه آب بنوشید و آرام بنشینید. اضطراب باید در حدود بیست دقیقه از بین برود. اگر از بین نرفت، به آرام کردن خود...
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
Anxiety often occurs when big or unexpected changes come to our lives, like having new jobs, relocating, or assuming new roles. Notice if your anxiety feels like excitement, concerns, or fear.It seems like you are excited about your new job, but worried because OTHERS are telling you that you have anxiety.   Let's noti...
من به تازگی شغلی را قبول کرده‌ام که باید به دور از خانه سفر کنم. من و خانواده‌ام واقعاً به این شغل نیاز داریم. مردم مدام به من می‌گویند که من "اضطراب" دارم و از احتمال حمله اضطرابی در حین سفر می‌ترسم. این وضعیت برایم کاملاً جدید است. چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
اضطراب اغلب زمانی رخ می‌دهد که تغییرات بزرگ یا غیرمنتظره‌ای مانند داشتن شغل جدید، جابجایی یا به عهده گرفتن نقش‌های جدید در زندگی ما اتفاق می‌افتد. توجه کنید که آیا اضطراب شما شبیه هیجان، نگرانی یا ترس است. به نظر می‌رسد شما از شغل جدیدتان هیجان‌زده هستید اما نگرانید زیرا دیگران به شما می‌گویند که اضطراب دارید. بیایید ت...
null
I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job. People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do?
There are lots of things you can do, but first: Congratulations on your new job!  Commuting long distances can be stressful, but there are some things you can do.First, make sure that your seating arrangement in your car is comfortable. If you are driving long distances on a regular basis, you want to make sure that yo...
من به تازگی شغلی قبول کرده‌ام که نیاز به سفر به دور از خانه دارد. من و خانواده‌ام واقعاً به این شغل احتیاج داریم. مردم مدام به من می‌گویند که دچار "اضطراب" هستم و من از این می‌ترسم که در جاده دچار حمله اضطرابی شوم. این وضعیت برای من کاملاً جدید است. چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
کارهای زیادی می‌توانید انجام دهید، اما اول: شغل جدیدتان را تبریک می‌گویم! رفت و آمد در مسافت‌های طولانی می‌تواند استرس‌زا باشد، اما کارهایی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید. ابتدا، مطمئن شوید که چیدمان صندلی شما در ماشین راحت است. اگر به طور مرتب در مسافت‌های طولانی رانندگی می‌کنید، باید اطمینان حاصل کنید که بدن‌تان د...
null
I recently broke up with my boyfriend After being together for over 4 years. I truly believe I did the right thing, but omehow being single now has made me very needy and unsure of myself. I am seeing someone casually and I am losing my mind with anxiety about how he feels about me and this need for validation. ...
Hello.  What you are experiencing is entirely reasonable for someone that is still trying to adjust to a new life and also leave behind a long term relationship.  It sounds like you lost touch with who you were as a person and need to start exploring that side of you again.  Spend time doing things that you have been p...
من اخیراً پس از بیش از 4 سال رابطه با دوست پسرم جدا شدم. واقعاً معتقدم که کار درستی انجام دادم، اما به هر حال، مجرد بودن باعث شده احساس نیازمندی و عدم اطمینان به خودم داشته باشم. من به طور غیررسمی با کسی آشنا هستم و از نگرانی درباره احساس او نسبت به خودم و نیاز به تأیید، دچار اضطراب شده‌ام. چگونه می‌توانم یاد بگیرم...
سلام. آنچه شما تجربه می‌کنید برای کسی که هنوز در تلاش است تا خود را با یک زندگی جدید وفق دهد و همچنین یک رابطه طولانی‌مدت را پشت سر بگذارد کاملاً معقول است. به نظر می‌رسد که ارتباط خود را با هویت خود از دست داده‌اید و باید دوباره به جستجوی آن جنبه از وجودتان بپردازید. وقت خود را صرف کارهایی کنید که به تعویق انداخته‌اید...
null
I recently broke up with my boyfriend After being together for over 4 years. I truly believe I did the right thing, but omehow being single now has made me very needy and unsure of myself. I am seeing someone casually and I am losing my mind with anxiety about how he feels about me and this need for validation. ...
Moving on from a long term relationship can be difficult.  Sometimes we can lose a sense of who we are because in a way we have become defined by the relationship itself.  So, when we begin to move on and see other people, our sense of identity may be obscured.  The tendency is to seek out validation to give us a feeli...
من اخیراً پس از بیش از ۴ سال با دوست پسرم جدا شدم. واقعاً بر این باورم که کار درستی کردم، اما به هر طریقی مجرد بودن، مرا بسیار نیازمند و نسبت به خودم نامطمئن کرده است. من به‌طور غیررسمی با quelqu'un آشنا شدم و به شدت نگران احساس او نسبت به خودم و این نیاز به تأیید هستم. چگونه می‌توانم یاد بگیرم که بدون توجه به شغل،...
حرکت از یک رابطه طولانی‌مدت می‌تواند دشوار باشد. گاهی اوقات ممکن است احساس هویت خود را از دست بدهیم، زیرا به نوعی توسط خود رابطه تعریف شده‌ایم. بنابراین، وقتی شروع به پیشرفت می‌کنیم و با افراد جدید آشنا می‌شویم، ممکن است احساس هویت ما مبهم شود. در این زمان، تمایل به جستجوی تأیید و اعتبار به منظور کسب احساس شایستگی بیشت...
null
I recently broke up with my boyfriend After being together for over 4 years. I truly believe I did the right thing, but omehow being single now has made me very needy and unsure of myself. I am seeing someone casually and I am losing my mind with anxiety about how he feels about me and this need for validation. ...
A break up, even one that you initiated, may deserve some time and space to allow it to be complete.There's a few ideas I'll throw out there and you can choose if they stick.  One is to re-invest in the friendships you have by setting up regular coffee get-togethers for example.  Two, get out in nature.  It's hard to i...
من اخیراً پس از بیش از ۴ سال رابطه با دوست پسرم جدا شدم. واقعاً معتقدم که تصمیم درستی گرفته‌ام، اما به هر حال، مجرد بودنم مرا بسیار نیازمند و نسبت به خودم ناامید کرده است. هم‌اکنون با کسی به‌طور غیررسمی در ارتباط هستم و با اضطراب شدید دربارهٔ احساس او نسبت به خودم و این نیاز به تأیید، در حال از دست دادن آرامشم هستم. ...
جدایی، حتی اگر خود شما آن را آغاز کرده‌اید، ممکن است نیاز به زمانی و فضایی داشته باشد تا به پایان برسد. چند ایده وجود دارد که من مطرح می‌کنم و شما می‌توانید انتخاب کنید که آیا برایتان مفید هستند یا نه. یکی از آنها دوباره سرمایه‌گذاری بر روی دوستی‌هایتان است، به عنوان مثال، از طریق برگزاری دورهمی‌های منظم برای قهوه. دوم...
null
I recently broke up with my boyfriend After being together for over 4 years. I truly believe I did the right thing, but omehow being single now has made me very needy and unsure of myself. I am seeing someone casually and I am losing my mind with anxiety about how he feels about me and this need for validation. ...
Possibly you haven't completed your phase of mourning the recently passed relationship and lifestyle which surrounded it.Relationship breakups mean a person's entire life goes through an adjustment since the relationship impacted all areas of your life.Give yourself some patience to restore yourself from the old relati...
من اخیراً پس از بیش از ۴ سال با دوست پسری که داشتم، جدا شدم. واقعاً معتقدم که تصمیم درستی گرفتم، اما به هر حال مجرد بودنم باعث شده است بسیار وابسته و نسبت به خودم نا مطمئن شوم. من به طور غیررسمی با کسی آشنا هستم و به شدت نگران احساس او نسبت به من و این نیاز به تأیید هستم. چگونه می‌توانم یاد بگیرم که بدون در نظر گرف...
احتمالاً هنوز مرحله سوگواری خود را برای رابطه و سبک زندگی‌ای که اخیراً داشته‌اید، به پایان نرسانده‌اید. قطع رابطه به این معناست که زندگی تمام افراد تحت تأثیر قرار می‌گیرد، زیرا این رابطه بر تمامی جنبه‌های زندگی شما تأثیر گذاشته است. به خودتان کمی صبر و زمان بدهید تا از رابطه قبلی بهبود یابید. زمانی که دوباره احساس کمال...
null
I'm a teenager, and while I’ve never been to any kind of therapist, I noticed I experience several anxiety symptoms. I frequently find myself not going out and following my parent around the house. I can't go into stores (grocery stores specifically) on my own, and when I do, I have to be on the phone with my dad the w...
Despite your anxiety you are highly attuned to your sense of well being and skillful in articulating the details of when anxiety takes over.Sometimes people who anxious in specific realtime situations are helped by talking themselves through the anxiety.Maybe you'd be able to distract yourself from the grocery store an...
من یک نوجوان هستم و در حالی که هرگز به هیچ نوع درمانگری مراجعه نکرده‌ام، متوجه می‌شوم که چندین علامت اضطراب را تجربه می‌کنم. اغلب متوجه می‌شوم که بیرون نمی‌روم و در خانه از پدر و مادرم پیروی می‌کنم. نمی‌توانم به تنهایی وارد فروشگاه‌ها (به ویژه فروشگاه‌های مواد غذایی) شوم و وقتی هم که این کار را می‌کنم، باید تمام مدت با...
علیرغم اضطراب شما، به شدت به احساس خوب بودن خود حساس هستید و در بیان جزئیات زمانی که اضطراب شما را در بر می‌گیرد، ماهر هستید. گاهی اوقات افرادی که در موقعیت‌های خاصی مضطرب هستند، با صحبت کردن با خودشان برای مدیریت اضطراب کمک می‌کنند. شاید بتوانید با گفتن اینکه مضطرب هستید و اینکه اوضاع خوب خواهد شد، حواس خود را از اضطر...
null
I'm a teenager, and while I’ve never been to any kind of therapist, I noticed I experience several anxiety symptoms. I frequently find myself not going out and following my parent around the house. I can't go into stores (grocery stores specifically) on my own, and when I do, I have to be on the phone with my dad the w...
With the way you described your anxiety, it sounds like you have different types of anxiety. I'm not sure whether you have anxiety of public places, large crowds, being alone  (sometimes called separation anxiety), or some combination thereof.One thing that would be helpful would be to track your anxiety and see how an...
من یک نوجوان هستم و در حالی که هرگز به هیچ نوع درمانگری مراجعه نکرده‌ام، متوجه شده‌ام که چندین علامت اضطراب را تجربه می‌کنم. اغلب متوجه می‌شوم که خارج نمی‌روم و پدر و مادرم را در خانه دنبال می‌کنم. نمی‌توانم به تنهایی وارد فروشگاه‌ها (به‌ویژه فروشگاه‌های مواد غذایی) شوم و وقتی هم که این کار را می‌کنم، باید تمام مدت با ...
با توجه به نحوه توصیف اضطراب خود، به نظر می‌رسد که انواع مختلفی از اضطراب دارید. مطمئن نیستم که آیا شما به اضطراب در مکان‌های عمومی، جمعیت‌های بزرگ، تنها بودن (که گاهی اوقات اضطراب جدایی نامیده می‌شود) مبتلا هستید یا ترکیبی از این‌ها. یکی از کارهایی که می‌تواند مفید باشد، ردیابی اضطراب شما و ارزیابی میزان اضطرابتان (در...
null
I am a really shy person. I'm currently in a graduate program which requires lots of presentations, but they always make me feel stressed out and less confident. How can I get more confident?
Wow, congratulations on being in a masters program. You are in a unique place. So few have reached that level. You should give yourself a pat on the back.Confidence is not something that comes naturally. But can and does come with practice.Having gone through two masters programs I can sympathize with your your dilemma...
من واقعا شخصی خجالتی هستم. در حال حاضر در یک برنامه تحصیلات تکمیلی هستم که نیاز به ارائه‌های متعدد دارد، اما این موضوع همیشه باعث استرس و کاهش اعتماد به نفس من می‌شود. چگونه می‌توانم اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
وای، بابت حضور در برنامه کارشناسی ارشد تبریک می‌گویم. شما در یک موقعیت منحصر به فرد هستید و تعداد کمی به این سطح دست یافته‌اند. باید از خودتان قدردانی کنید. اعتماد به نفس چیزیه که به طور طبیعی به دست نمی‌آید، اما با تمرین می‌تواند ایجاد شود و این اتفاق می‌افتد. با توجه به اینکه دو برنامه کارشناسی ارشد را گذرانده‌ام، می...
null
I am a really shy person. I'm currently in a graduate program which requires lots of presentations, but they always make me feel stressed out and less confident. How can I get more confident?
A good way to start is the language or "self talk" that is happening inside your mind.  Looking at your question, when it is said that the presentations "make me feel stress" you are giving the responsibility of the stress to the presentations and taking that away from your self.  The presentations cannot give or take ...
من واقعا آدم خجالتی هستم. در حال حاضر در یک برنامه تحصیلات تکمیلی هستم که به ارائه‌های زیادی نیاز دارد، اما این موارد همیشه باعث می‌شوند که احساس استرس و کمبود اعتماد به نفس کنم. چگونه می‌توانم اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
یک راه خوب برای شروع، زبان یا «خودگویی» است که در ذهنتان اتفاق می‌افتد. با نگاهی به سؤالتان، وقتی می‌گویید که ارائه‌ها "من را استرس می‌دهند"، شما مسئولیت استرس را به عهده‌ی ارائه‌ها می‌گذارید و از خودتان دور می‌کنید. ارائه‌ها نمی‌توانند استرس شما را کاهش دهند یا از بین ببرند؛ این موضوع تنها به عهده‌ی شماست و شما می‌توا...
null
I am a really shy person. I'm currently in a graduate program which requires lots of presentations, but they always make me feel stressed out and less confident. How can I get more confident?
First of all, way to go in stretching yourself out of your comfort zone! You are sure to grow through all of this practice presenting to your peers, and that in itself will help to grow your confidence over time. In the meantime, do whatever you can to help yourself feel prepared for each presentation. Do your work ahe...
من واقعاً آدم خجالتی هستم. در حال حاضر در یک برنامه تحصیلات تکمیلی ثبت‌نام کرده‌ام که نیازمند ارائه‌های زیادی است، اما این ارائه‌ها همیشه باعث می‌شود احساس استرس و عدم اعتماد به نفس کنم. چگونه می‌توانم اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
اول از همه، تبریک به شما که از منطقه راحتی خود خارج شده‌اید! مطمئناً با این تمرینات ارائه به همسالان خود، رشد خواهید کرد و این خود به افزایش اعتماد به نفس شما در طول زمان کمک می‌کند. در این میان، هر کاری که می‌توانید انجام دهید تا برای هر ارائه احساس آمادگی کنید. کار خود را زودتر از موعد انجام دهید تا از موضوع خود به خ...
null
I am a really shy person. I'm currently in a graduate program which requires lots of presentations, but they always make me feel stressed out and less confident. How can I get more confident?
Have you tried rehearsing to yourself or a trusted friend what you will present to the class?   The more confident you feel in a safe space, the more chance there will be of making the same presentation to a larger group.Giving presentations is not necessarily a difficulty with communication.   It has more to do with p...
من واقعاً آدم خجالتی هستم. الان در یک برنامه تحصیلات تکمیلی هستم که نیاز به ارائه‌های زیادی دارد، اما این ارائه‌ها همیشه باعث می‌شوند احساس استرس و عدم اعتماد به نفس کنم. چطور می‌توانم اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
آیا سعی کرده‌اید آنچه را که به کلاس ارائه می‌دهید برای خود یا یکی از دوستان مورد اعتمادتان تمرین کنید؟ هرچه در یک فضای امن احساس اطمینان بیشتری داشته باشید، شانس بیشتری برای ارائه همان مطلب به یک گروه بزرگتر خواهید داشت. ارائه سخنرانی لزوماً به معنای مشکل در برقراری ارتباط نیست. این بیشتر به عملکرد مربوط می‌شود تا به و...
null
I am a really shy person. I'm currently in a graduate program which requires lots of presentations, but they always make me feel stressed out and less confident. How can I get more confident?
I can offer you hypnosis for confidence in presentations, via Skype, if you're in Cali.
من واقعاً آدم خجالتی هستم. در حال حاضر در یک برنامه تحصیلات تکمیلی هستم که به ارائه‌های زیادی نیاز دارد، اما این ارائه‌ها همیشه باعث می‌شوند احساس استرس و کم‌بود اعتماد به نفس کنم. چگونه می‌توانم اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
اگر در کالی هستید، می‌توانم هیپنوتیزم را برای افزایش اعتماد به نفس در ارائه‌ها از طریق اسکایپ به شما پیشنهاد کنم.
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
Oh, crying in therapy is very normal! I have a stack of kleenex boxes in my office. Cry away, therapist are very used to it:) First time being in therapy is scary, but you'll soon know if you are a good match.
من چند روز دیگر مشاوره/درمان را شروع می‌کنم (واقعا نگرانم) ولی ترس اصلی من این است که گریه کنم و خودم را خجالت‌زده کنم. آیا این موضوع جای نگرانی دارد؟
آه، گریه در روان‌درمانی بسیار طبیعی است! من در دفترم تعدادی جعبه دستمال کاغذی دارم. هر طور که می‌خواهید گریه کنید، درمانگران به آن عادت کرده‌اند :) اولین بار در روان‌درمانی ممکن است ترسناک باشد، اما به زودی متوجه می‌شوید که آیا شما و درمانگر به خوبی با یکدیگر سازگار هستید یا نه.
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
People do cry in therapy sometimes, but it's not at all necessary to cry in order for most kinds of therapy to be helpful. When you start counseling you don't yet know your counselor very well, so it's normal to keep your feelings in check until you feel comfortable and a bit more relaxed with your counselor and with t...
من چند روز دیگر مشاوره/درمانی را شروع می‌کنم (کمی نگرانم) اما ترس اصلی من این است که گریه کنم و خودم را embarrassed کنم، آیا این موضوع نگران‌کننده است؟
مردم گاهی اوقات در جلسات درمانی گریه می‌کنند، اما برای موثر بودن بیشتر انواع درمان، گریه کردن الزامی نیست. وقتی که مشاوره را آغاز می‌کنید، هنوز به خوبی با مشاور خود آشنا نیستید، بنابراین طبیعی است که احساسات خود را در کنترل نگه دارید تا زمانی که با مشاور و وضعیت احساس راحتی و آرامش بیشتری کنید. با این حال، گاهی اوقات ا...
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
Crying is a natural process when you talk about upsetting things especially in therapy when you are opening up and being so vulnerable. I suggest that you consider how you would feel/respond to someone that was confiding to you and they began to cry. If you felt concerned, supportive and empathetic then you know exactl...
من چند روز دیگر مشاوره/درمان را آغاز می‌کنم (خیلی نگرانم) اما اصلی‌ترین ترسم این است که گریه کنم و خودم را شرمنده کنم، آیا باید نگران باشم؟
گریه کردن یک فرآیند طبیعی است، به‌ویژه زمانی که در مورد موارد ناراحت‌کننده صحبت می‌کنید، مانند جلسات درمانی که در آن‌ها در حال باز شدن و آسیب‌پذیر شدن هستید. پیشنهاد می‌کنم به این فکر کنید که اگر کسی به شما اعتماد کند و ناگهان شروع به گریه کند، خود شما چه احساسی خواهید داشت. اگر احساس نگرانی، حمایت و همدلی کنید، دقیقاً...
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
It is not uncommon to be a bit nervous meeting your therapist (or another person) for the first time. Your therapist understands that calling and getting an appointment was a big step for you and will do their best to put you at ease. Providing a safe environment for our clients includes not judging them and being comf...
من چند روز دیگر مشاوره/درمانی را شروع می‌کنم (خیلی نگرانم) اما ترس اصلی‌ام این است که گریه کنم و خودم را خجالت زده کنم، آیا این موضوعی برای نگرانی است؟
غیر معمول نیست که برای اولین بار با درمانگر خود (یا شخص دیگری) کمی احساس نگرانی کنید. درمانگر شما می‌داند که تماس گرفتن و گرفتن وقت ملاقات یک گام بزرگ برای شما بوده و تمام تلاش خود را می‌کند تا شما را راحت کند. فراهم کردن یک محیط امن برای مراجعانمان شامل عدم قضاوت و راحت بودن با اطلاعات و احساساتی است که آنها با ما به ...
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
Yes, if crying is how you are expressing an emotion, then not only would it be normal, but hopefully encouraged, because it's an important part of therapy to have a safe space to express your emotions. We might encourage you to put words to the tears as well, to help you expand on your experience and begin to make more...
من در چند روز آینده مشاوره/درمانی را شروع می‌کنم (دارم دیوانه می‌شوم) اما ترس اصلی‌ام این است که گریه کنم و خودم را خجالت بکشم، آیا باید نگران باشم؟
بله، اگر گریه کردن به عنوان ابراز احساسات شماست، نه تنها این طبیعی است، بلکه امیدواریم که تشویق شود، زیرا داشتن فضایی امن برای بیان احساسات بخش مهمی از درمان است. ما ممکن است شما را تشویق کنیم که برای اشک‌هایتان کلمات پیدا کنید تا به شما کمک کنیم تجربه‌تان را بهتر توضیح دهید و شروع به درک عمیق‌تر آن کنید. به عنوان یک د...
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
It is is absolutely normal to cry in therapy. I can understand wanting to keep everything together and put your best foot forward with everyone you come into contact with, but it can be such a powerful experience to cry with somebody that can hear you and accept you. It's so brave of you to go and share yourself with y...
من چند روز دیگر مشاوره/درمان را شروع می‌کنم (دیوونه شدم) اما ترس اصلی‌ام این است که گریه کنم و خودم را خجالت بکشم، آیا این جای نگرانی است؟
گریه کردن در درمان کاملاً طبیعی است. من درک می‌کنم که ممکن است بخواهید همه چیز را تحت کنترل نگه دارید و بهترین وجه خود را به هر کسی که با او در تماس هستید نشان دهید، اما گریه کردن با کسی که می‌تواند شما را بشنود و بپذیرد، می‌تواند تجربه‌ای بسیار قوی باشد. واقعاً شجاعت از شماست که به مشاورتان مراجعه می‌کنید و خود را با ...
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
When talking about difficult issues, it is very normal to cry. Crying is a natural way for us to cope with the sadness that we experience in life. When confronting some of these things in a counseling session, tears just seem to come naturally. Every Counselor should be well equipped to handle that level of emotion, an...
من چند روز دیگر مشاوره/درمانی را شروع می‌کنم (دارم دیوانه می‌شوم) اما ترس اصلی‌ام این است که گریه کنم و خودم را خجالت‌زده کنم، آیا این نگرانی خوبی است؟
هنگام صحبت درباره مسائل دشوار، گریه کردن امری بسیار طبیعی است. گریه یک روش طبیعی برای ماست تا با غم و اندوهی که در زندگی تجربه می‌کنیم، کنار بیاییم. هنگام مواجهه با برخی از این موضوعات در یک جلسه مشاوره، اشک به طور طبیعی جاری می‌شود. هر مشاوری باید به خوبی مجهز باشد تا بتواند این سطح از احساسات را مدیریت کند و شما بی‌ت...
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
Hi there !  As someone who has practiced as a clinical psychologist for 25 years , I would say that crying is NOTHING TO WORRY ABOUT AT ALL ! Almost every single person I have worked with has cried at one point or another.  Starting therapy takes a lot of courage; when you work with a therapist ,once you feel safe ,  y...
من چند روز دیگر مشاوره/درمان را شروع می‌کنم (خیلی نگرانم) اما نگرانی اصلی من این است که گریه کنم و خودم را خجالت بکشم، آیا جای نگرانی دارد؟
سلام! به عنوان کسی که ۲۵ سال به عنوان روانشناس بالینی فعالیت کرده‌ام، می‌خواهم بگویم که گریه اصلاً جای نگرانی ندارد! تقریباً همه‌ی افرادی که با آن‌ها کار کرده‌ام حداقل در یک نقطه از درمان گریسته‌اند. آغاز درمان به جسارت زیادی نیاز دارد؛ وقتی با یک درمانگر همکاری می‌کنید و احساس امنیت کردید، معمولاً درباره موضوعات بسیار...
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
Lots of people do cry in session, but your therapist won't be uneasy with this.  Crying is a natural response and it also releases toxins, so some might say it's necessary!  Remember that you can be in charge of what you talk about in your session and if there's something that feels too uncomfortable, just say, "I'm no...
من چند روز دیگر مشاوره/درمان را شروع می‌کنم (خیلی نگرانم) اما ترس اصلی‌ام این است که گریه کنم و خودم را خجالت زده کنم، آیا این مسئله‌ای نگران کننده است؟
بسیاری از افراد در جلسات درمان گریه می‌کنند، اما درمانگر شما از این موضوع ناراحت نخواهد شد. گریه یک واکنش طبیعی است و سموم را نیز از بدن خارج می‌کند، بنابراین برخی ممکن است بگویند که این امر لازم است! به یاد داشته باشید که شما در کنترل موضوعاتی که می‌خواهید در جلسه مطرح کنید، اختیار دارید و اگر موضوعی برای شما بیش از ح...
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
Many people cry during their therapy sessions. Actually most people cry in their therapist's office. I tell my clients that it's safe to cry in my office and crying isn't a sign of weakness. It's a normal human response to pain. People actually do more harm to themselves by trying not to cry than by crying. Crying is v...
من چند روز دیگر مشاوره/درمانی را شروع می‌کنم (دارم دیوونه می‌شم) اما نگرانی اصلی من این است که گریه کنم و خودم را خجالت زده کنم، آیا این نگرانی دارد؟
بسیاری از افراد در طول جلسات درمانی خود گریه می‌کنند. در واقع، اکثر مردم در مطب درمانگر خود گریه می‌کنند. من به مراجعانم می‌گویم که گریه کردن در دفتر من بی‌خطر است و نشانه ضعف نیست. این یک پاسخ طبیعی انسانی به درد است. مردم در واقع با تلاش برای نخندیدن بیشتر از گریه کردن به خود آسیب می‌رسانند. گریه کردن برای بسیاری از ...
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
Please feel free to cry during therapy if you suddenly feel painful emotions arising when you describe some of your unsatisfying and unfulfilling relationships and situations.Crying when realizing the emotional hurt and unfairness between you and someone, clears you for new ways of handling interactions.As a therapist,...
من چند روز دیگر مشاوره/درمانی را شروع می‌کنم (خیلی نگرانم) اما ترس اصلی من این است که گریه کنم و خودم را خجالت بزنم، آیا این جای نگرانی دارد؟
اگر هنگام توصیف برخی از روابط و موقعیت‌های نارضایت‌بخش و ناکامل‌تان ناگهان احساسات دردناکی در شما شکل می‌گیرد، لطفاً در طول درمان گریه کنید. گریه کردن هنگام درک آسیب عاطفی و بی‌عدالتی بین شما و شخصی، شما را برای روش‌های جدید تعامل آماده می‌کند. به عنوان یک درمانگر، همیشه یک جعبه دستمال کاغذی روی میز کنار کاناپه دارم که...
null
I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about?
Please do not worry about crying. People cry, laugh, rage, rant, and talk during counseling sessions. Part of the therapy process is to look at your feelings, and to feel what you are actually feeling (instead of what you think you should feel). So if you need to cry, that's ok. If you feel embarrassed because you crie...
من چند روز دیگر مشاوره/درمان را شروع می‌کنم (دارم دیوانه می‌شوم) اما ترس اصلی من این است که گریه کنم و خودم را خجالت بکشم، آیا باید نگران باشم؟
لطفا نگران گریه کردن نباشید. مردم در جلسات مشاوره گریه می‌کنند، می‌خندند، عصبانی می‌شوند، فحاشی می‌کنند و صحبت می‌کنند. بخشی از فرآیند درمان این است که به احساسات خود توجه کنید و آنچه را که واقعاً احساس می‌کنید (به جای آنچه فکر می‌کنید باید احساس کنید) درک نمایید. بنابراین اگر نیاز به گریه دارید، اشکالی ندارد. اگر به خ...
null
I feel too scared to meet people I don't know - even relatives. I don't ever raise my hand or talk in school. I feel like no one understands. How can I handle this?
Social Anxiety is scary. You don’t feel safe in relationships and prefer to isolate yourself from the outside world. Is it something you can talk to your parents about? A school counselor could help you. The counselor could possibly order an evaluation to determine how to help.Build your self confidence - Start slow wi...
من از ملاقات با افرادی که نمی‌شناسم - حتی اقوام - بسیار می‌ترسم. هرگز در مدرسه دستم را بالا نمی‌برم و صحبت نمی‌کنم. احساس می‌کنم هیچ‌کس نمی‌فهمد. چگونه می‌توانم با این موضوع کنار بیایم؟
اضطراب اجتماعی ترسناک است. شما در روابط احساس امنیت نمی‌کنید و ترجیح می‌دهید از دنیای بیرون جدا شوید. آیا این موضوعی است که می‌توانید با والدین خود درباره‌اش صحبت کنید؟ یک مشاور مدرسه می‌تواند به شما کمک کند. ممکن است مشاور برای تعیین نحوه کمک، یک ارزیابی را درخواست کند. اعتماد به نفس خود را تقویت کنید - به آرامی با خا...
null
I feel too scared to meet people I don't know - even relatives. I don't ever raise my hand or talk in school. I feel like no one understands. How can I handle this?
It certainly sounds like you have some anxiety. Before deciding whether it was social anxiety or a more general type of anxiety, I would wonder what it is that you think will result from you raising your hand or talking to someone you don't know. Here is some information on social anxiety: https://socialanxietyinstitut...
من از ملاقات با افرادی که نمی‌شناسم - حتی اقوام - احساس ترس زیادی می‌کنم. هرگز در مدرسه دستم را بالا نمی‌برم و صحبت نمی‌کنم. احساس می‌کنم هیچ‌کس نمی‌فهمد. چگونه می‌توانم با این مسئله کنار بیایم؟
به نظر می‌رسد شما دچار اضطراب هستید. پیش از اینکه درباره اینکه آیا این اضطراب اجتماعی است یا نوعی اضطراب عمومی‌تر قضاوت کنیم، می‌خواهم بدانم فکر می‌کنید بالا بردن دست یا صحبت کردن با فردی ناشناخته چه پیامدی برای شما خواهد داشت. در اینجا اطلاعاتی درباره اضطراب اجتماعی آمده است: https://socialanxietyinstitute.org/what-is...
null
I feel too scared to meet people I don't know - even relatives. I don't ever raise my hand or talk in school. I feel like no one understands. How can I handle this?
Congratulations on your courage to ask this question!This shows you are willing to engage with other people, just not in all situations, especially the in person ones.Start by "meeting" yourself.Reflect as thoroughly as possible as to what you imagine will be the outcome of meeting others or of speaking up during a cla...
من از ملاقات با افرادی که نمی‌شناسم - حتی اقوام - خیلی می‌ترسم. هرگز در مدرسه دستم را بالا نمی‌برم و صحبت نمی‌کنم. احساس می‌کنم هیچ‌کس نمی‌فهمد. چگونه می‌توانم با این مشکل کنار بیایم؟
به خاطر شجاعت شما برای پرسیدن این سوال تبریک می‌گویم! این نشان‌دهنده‌ی تمایل شما برای برقراری ارتباط با دیگران است، هرچند نه در تمام موقعیت‌ها، به ویژه موقعیت‌های حضوری. از "ملاقات" با خودتان آغاز کنید. تا حد امکان به این موضوع فکر کنید که نتیجه‌ی ملاقات با دیگران یا صحبت کردن در کلاس چه خواهد بود. برخی افراد از انتقاد...
null
I'm a male in my early 20s. Lately, my paranoia about being around kids is causing me too breathe heavy and sweat a lot. I then start to act weird because I'm trying to fight my paranoia. This leads to people starring at me because they don't know that I'm suffering from panic attacks and paranoia. They just notice me ...
In our practice, many people we see have unwanted thoughts of doing harm to children - physically or sexually. As you said, these are intrusive and unwanted thoughts - not genuine desires to harm them. This is a form of OCD we often call Harm or Pedophilic OCD. What you are describing here as "paranoia" sounds similar ...
من یک مرد در اوایل ۲۰ سالگی هستم. اخیراً، پارانویای من در مورد حضور در کنار بچه‌ها باعث شده که نفس‌های سنگین بکشم و خیلی عرق کنم. سپس شروع به رفتارهای عجیب می‌کنم زیرا سعی دارم با پارانویای خود مقابله کنم. این باعث می‌شود مردم به من زل بزنند چون نمی‌دانند که من از حملات پنیک و پارانیا رنج می‌برم. آنها فقط متوجه می‌شوند...
در عمل ما، بسیاری از افرادی که می‌بینیم دارای افکار ناخواسته‌ای هستند که به کودکان آسیب برسانند - به طور جسمی یا جنسی. همان‌طور که شما اشاره کردید، این افکار مزاحم و ناخواسته هستند - نه خواسته‌های واقعی برای آسیب رساندن به آنها. این نوعی OCD است که ما معمولاً به آن OCD آسیب‌رسان یا Pedophilic OCD می‌گوییم. آنچه شما در ...
null
I'm a male in my early 20s. Lately, my paranoia about being around kids is causing me too breathe heavy and sweat a lot. I then start to act weird because I'm trying to fight my paranoia. This leads to people starring at me because they don't know that I'm suffering from panic attacks and paranoia. They just notice me ...
Your question is written in a very sincere tone.   This, together with the fact of searching for self-understanding, sound more like someone who is unsure and puzzled, not someone who is "bad".What was your own childhood like?The sensations you describe feeling sometimes occur in people who are reminded of very deep hu...
من یک مرد در اوایل ۲۰ سالگی هستم. اخیراً، پارانویای من درباره بودن در کنار بچه‌ها باعث می‌شود که نفس‌ام به‌شدت سنگین شود و زیاد عرق کنم. سپس شروع به رفتارهای عجیب می‌کنم چون سعی دارم با پارانویای خود مقابله کنم. این موضوع باعث می‌شود که مردم به من نگاه کنند زیرا نمی‌دانند که من از حملات پانیک و پارانیا رنج می‌برم. آنها...
سوال شما با لحنی بسیار صمیمانه نوشته شده است. این، همراه با جستجوی درک خود، بیشتر شبیه کسی است که ناامید و متعجب است، نه کسی که "بد" است. آیا ممکن است آنچه شما احساس می‌کنید ناشی از یادآوری دردهای عمیق دوران کودکی‌تان باشد؟ آیا ممکن است آنچه احساس می‌کنید از یادآوری پریشانی بزرگی ناشی شده باشد که در سنی مشابه با کودکان...
null
I've known him for about six years. We've dated off and on. I hadn't seen him in close to three years but recently started seeing him again. I really want this to last this time. I stayed the night. Do I text, call, or make contact first, the same day of the morning I left his house?
It is possible your question reflects some insecurity about whether or not either or you would like this relationship to continue.Otherwise, the answer to your question would appear naturally.  If you genuinely feel close enough to this person to sleep with him, then who texts whom first, wouldn't really matter too muc...
حدود شش سال است که او را می‌شناسم. ما به‌طور متناوب با هم قرار گذاشتیم. نزدیک به سه سال بود که او را ندیده بودم اما به‌تازگی دوباره شروع به دیدن او کردم. واقعاً می‌خواهم این بار رابطه‌امان ادامه‌دار باشد. شب را پیش او ماندم. آیا باید در همان روز صبح که از خانه‌اش بیرون آمدم، ابتدا پیامک بزنم، زنگ بزنم یا تماس بگیرم؟
این احتمال وجود دارد که سوال شما نشانه‌ای از ناامنی در مورد این باشد که آیا هر کدام از شما می‌خواهد این رابطه ادامه یابد یا نه. وگرنه، پاسخ به سوال شما باید به‌طور طبیعی بروز کند. اگر واقعاً به این فرد آن‌قدر نزدیک هستید که بتوانید با او بخوابید، پس اینکه چه کسی نخست پیامک می‌زند، چندان مهم نیست. سعی کنید درون خود بررس...
null
I've known him for about six years. We've dated off and on. I hadn't seen him in close to three years but recently started seeing him again. I really want this to last this time. I stayed the night. Do I text, call, or make contact first, the same day of the morning I left his house?
I don't see why you can't call, text, or make contact first. It would be up to him to reply when he can and wants to, but I don't know why you couldn't initiate contact.One thing to consider as you get to know each other better is having conversations about conversations. For example, you could say "I'd like to call or...
حدود شش سال است که او را می‌شناسم. ما گهگاه با هم بوده‌ایم. نزدیک به سه سال او را ندیده‌ بودم، اما اخیراً دوباره او را دیدم. واقعاً می‌خواهم این بار ادامه داشته باشد. شب را آنجا ماندم. آیا باید همان روز صبح که از خانه‌اش بیرون آمدم، اول پیامک بزنم، تماس بگیرم یا به نوعی ارتباط برقرار کنم؟
نمی‌دانم چرا نمی‌توانید ابتدا تماس بگیرید، پیامک دهید یا ارتباط برقرار کنید. این به او بستگی دارد که هر زمانی که می‌تواند و مایل است پاسخ دهد، اما نمی‌دانم چرا نمی‌توانید آغازگر ارتباط باشید. یکی از موضوعاتی که در حین آشنایی بهتر با یکدیگر باید در نظر بگیرید، گفتگو درباره مکالمات است. به عنوان مثال، می‌توانید بگویید: "...
null
Example would be homecoming? I was at my high school's home football game on Friday, and I left because I felt uncomfortable with all the people there and I just wanted to be by myself. Why is that?
Hi! I'm Amelia. Oh, that is so frustrating! Have you ever heard of social anxiety? Sounds like you may be suffering from it. Here is a link to a quiz... https://www.psycom.net/social-anxiety-test/.Besides being a therapist, I am a Mom to 10 kids. A couple of my kids are very uncomfortable with crowds and become very an...
به عنوان مثال، می‌توان به بازگشت به خانه اشاره کرد؟ من جمعه در مسابقه فوتبال خانگی دبیرستانم بودم و به دلیل احساس ناراحتی با تمام افرادی که آنجا بودند، آنجا را ترک کردم و فقط می‌خواستم تنها باشم. چرا اینگونه است؟
سلام! من آملیا هستم. اوه، این واقعا خسته‌کننده است! آیا تا به حال درباره اضطراب اجتماعی چیزی شنیده‌اید؟ به نظر می‌رسد که شما ممکن است از آن رنج ببرید. اینجا یک لینک به یک آزمون هست... https://www.psycom.net/social-anxiety-test/. علاوه بر اینکه درمانگر هستم، مادر 10 بچه نیز هستم. چند تا از بچه‌هایم با جمعیت خیلی راحت نی...
null
I am a female and in my early teens. I don't want to feel afraid of people. When I meet someone, I know that they are okay, but I still feel afraid.
Maybe the problem is learning to trust yourself to not be afraid other people!Reflect on what you believe would increase your trust of believing your own judgement on whom to trust.If you've had any type of violation during your growing up years or witnessed someone in your family be violated, emotionally, physically o...
من دختر هستم و در اوایل نوجوانی به سر می‌برم. نمی‌خواهم از مردم بترسم. وقتی کسی را ملاقات می‌کنم، می‌دانم که او فرد خوبی است، اما هنوز هم احساس ترس می‌کنم.
شاید مشکل این است که یاد بگیرید به خودتان اعتماد کنید تا از دیگران نترسید! به آنچه که افزایش اعتماد شما به قضاوت خود در مورد اینکه به چه کسی اعتماد کنید، کمک می‌کند، فکر کنید. اگر در دوران رشد خود متحمل نوعی تعدی شده‌اید یا شاهد آزار کسی در خانواده‌تان، عاطفی یا جسمی، یا حتی ناشی از یک حادثه وحشتناک بوده‌اید، ممکن است ...
null
My son was diagnosed with autism a few years ago and I stopped working so that I could take care of him. I also was dealing with an abusive relationship (mentally, physically, and emotionally). Now I live like a recluse and I always feel nervous around people. How can I feel more comfortable around other people?
There's a lot of layers there to your situation, and I'm focusing on two layers that may be contributing to your feelings of discomfort around others.  One layer is the daunting news that your son has autism.  Many parents can feel overwhelmed and distraught with this diagnosis.  The vast array of treatments available ...
پسرم چند سال پیش به اوتیسم مبتلا شد و به همین دلیل از کار دست کشیدم تا بتوانم از او مراقبت کنم. من همچنین درگیر یک رابطه آزاردهنده (از نظر روحی، جسمی و عاطفی) بودم. اکنون مثل یک گوشه‌نشین زندگی می‌کنم و همیشه در کنار مردم احساس اضطراب می‌کنم. چگونه می‌توانم در جمع دیگران احساس راحتی بیشتری داشته باشم؟
در موقعیت شما لایه‌های زیادی وجود دارد، و من بر روی دو لایه تأکید می‌کنم که ممکن است به احساس ناراحتی شما در مواجهه با دیگران کمک کند. یک لایه، خبر دلهره‌آور این است که پسر شما اوتیسم دارد. بسیاری از والدین ممکن است با این تشخیص احساس غرق شدن و پریشانی کنند. مجموعه وسیعی از درمان‌های موجود، به خودی خود، گاهی اوقات برای...
null
My son was diagnosed with autism a few years ago and I stopped working so that I could take care of him. I also was dealing with an abusive relationship (mentally, physically, and emotionally). Now I live like a recluse and I always feel nervous around people. How can I feel more comfortable around other people?
It might be helpful to have a good understanding of the "why" in terms of feeling nervous around people, or the difficulty in developing more comfort. If your discomfort is somehow related to your son's diagnosis or your lack of employment, or an abusive relationship you were in and maybe embarrassed about, that is imp...
پسرم چند سال پیش به اوتیسم مبتلا شد و برای اینکه بتوانم از او مراقبت کنم، کار کردن را ترک کردم. همچنین با یک رابطه آزاردهنده (ذهنی، جسمی و عاطفی) مواجه بودم. حالا مانند یک گوشه‌نشین زندگی می‌کنم و همیشه در کنار دیگران احساس اضطراب می‌کنم. چگونه می‌توانم در جمع دیگران احساس راحتی بیشتری داشته باشم؟
ممکن است درک درست از "چرا" در خصوص احساس عصبی بودن در کنار دیگران یا دشواری در یافتن راحتی بیشتر مفید باشد. اگر ناراحتی شما به نحوی به تشخیص پسرتان، عدم اشتغال شما، یا رابطه‌ی آسیب‌زایی که در آن بوده‌اید و شاید از آن خجالت می‌کشید، مرتبط است، درک و روشن کردن این مسأله اهمیت زیادی دارد. وقتی بتوانیم در سطح عمیق‌تری بفهم...
null
My son was diagnosed with autism a few years ago and I stopped working so that I could take care of him. I also was dealing with an abusive relationship (mentally, physically, and emotionally). Now I live like a recluse and I always feel nervous around people. How can I feel more comfortable around other people?
I'd wonder first if you were still in the same home and neighborhood where you raised your son and experienced the abuse? In many ways, we react to our environments - and if you're still surrounded by neighbors who didn't reach out when they heard your ex yelling or offer assistance and resources when your son acted di...
پسرم چند سال پیش به اوتیسم مبتلا شد و برای اینکه بتوانم از او مراقبت کنم، کار را ترک کردم. همچنین با یک رابطه آزاردهنده (از لحاظ روحی، جسمی و عاطفی) دست و پنجه نرم می‌کردم. اکنون مثل یک گوشه‌نشین زندگی می‌کنم و همیشه در کنار دیگران احساس اضطراب می‌کنم. چگونه می‌توانم در کنار دیگران احساس راحتی بیشتری داشته باشم؟
ابتدا می‌خواهم بدانم که آیا هنوز در همان خانه و محله‌ای زندگی می‌کنید که پسرتان را در آن بزرگ کرده‌اید و آزار را تجربه کرده‌اید؟ به‌طرز زیادی، ما به محیط خود واکنش نشان می‌دهیم - و اگر هنوز در محاصره همسایه‌هایی هستید که وقتی همسر سابقتان فریاد می‌زد، هیچ کمکی نکردند یا وقتی پسرتان نسبت به همسالانش متفاوت رفتار می‌کرد،...
null
My son was diagnosed with autism a few years ago and I stopped working so that I could take care of him. I also was dealing with an abusive relationship (mentally, physically, and emotionally). Now I live like a recluse and I always feel nervous around people. How can I feel more comfortable around other people?
It sounds like you have taken on a caretaker role for a while as well as experienced some pretty severe interpersonal trauma.  It makes sense that you would feel nervous around people.  Working through the trauma of an abusive relationship in itself can be a difficult process.  And then to add on the caretaker part can...
پسرم چند سال پیش به اوتیسم مبتلا شد و برای اینکه بتوانم از او مراقبت کنم، شغل خود را رها کردم. همچنین در یک رابطه آزاردهنده (ذهنی، جسمی و عاطفی) نیز درگیر بودم. اکنون همچون یک گوشه‌نشین زندگی می‌کنم و همیشه در کنار دیگران احساس اضطراب می‌کنم. چگونه می‌توانم در جمع دیگران احساس راحتی بیشتری داشته باشم؟
به نظر می‌رسد که شما مدتی است که نقش سرپرست را بر عهده گرفته‌اید و همچنین تجربه آسیب‌های بین‌فردی جدی را پشت سر گذاشته‌اید. منطقی است که در اطراف دیگران احساس اضطراب کنید. کار کردن بر روی trauma ناشی از یک رابطه آزاردهنده به خودی خود می‌تواند روند دشواری باشد، و افزودن مسئولیت‌های سرپرستی نیز می‌تواند اوضاع را پیچیده‌ت...
null
My son was diagnosed with autism a few years ago and I stopped working so that I could take care of him. I also was dealing with an abusive relationship (mentally, physically, and emotionally). Now I live like a recluse and I always feel nervous around people. How can I feel more comfortable around other people?
I would look at  getting engaged with a support network of individuals who may also have autistic children.  They will understand some of the things that you are experiencing at home and you may also find someone who feels that same way as you. If you have not sought professional counseling for the abusive relationship...
پسرم چند سال پیش به اوتیسم مبتلا شد و برای مراقبت از او از کار خود استعفا دادم. همچنین با یک رابطه آزاردهنده (ذهنی، جسمی و عاطفی) مواجه بودم. اکنون مانند یک گوشه‌نشین زندگی می‌کنم و همیشه در کنار دیگران احساس اضطراب می‌کنم. چگونه می‌توانم در جمع دیگران احساس راحتی بیشتری داشته باشم؟
می‌خواهم با یک شبکه حمایتی از افرادی که ممکن است کودکان اوتیستیک داشته باشند، ارتباط برقرار کنم. آنها برخی از تجربیاتی را که شما در خانه دارید درک خواهند کرد و ممکن است فردی را پیدا کنید که احساسات مشابهی دارد. اگر هنوز برای رابطه آزاردهنده به دنبال مشاوره حرفه‌ای نبوده‌اید، پیشنهاد می‌کنم به دنبال یک درمانگر باشید که ...
null
My son was diagnosed with autism a few years ago and I stopped working so that I could take care of him. I also was dealing with an abusive relationship (mentally, physically, and emotionally). Now I live like a recluse and I always feel nervous around people. How can I feel more comfortable around other people?
Probably a good portion of living like a recluse was necessary so you had time to rest and recuperate from so much major adjustment in your life.Have you told some of the people in your life about the many changes you've been through?   It is possible people sense something different about you and aren't sure whether t...
پسرم چند سال پیش به اوتیسم مبتلا شد و برای اینکه بتوانم از او مراقبت کنم، کار را ترک کردم. همچنین با یک رابطه آزاردهنده (ذهنی، جسمی و عاطفی) مواجه بودم. حالا مثل یک گوشه‌نشین زندگی می‌کنم و همیشه در کنار مردم احساس اضطراب می‌کنم. چگونه می‌توانم در جمع دیگران احساس راحتی بیشتری داشته باشم؟
به احتمال زیاد بخش قابل توجهی از زندگی مانند یک گوشه‌نشین ضروری بوده است تا زمان لازم برای استراحت و بهبودی از تغییرات عمده در زندگی‌تان را داشته باشید. آیا به برخی از افراد زندگی‌تان در مورد این تغییرات زیادی که از سر گذرانده‌اید، گفته‌اید؟ ممکن است افراد متوجه تفاوتی در شما شده باشند و مطمئن نباشند که آیا باید سوالی ...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
It is possible that you could have or be developing an anxiety disorder. There isn't really enough information provided here to suggest a particular disorder, but it might be worth meeting with a counselor or therapist to do a formal assessment. Some of the questions they might ask could be what other kinds of physical...
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما در روزهای دیگر، قلبم تند می‌زند و کلمات از دهانم بیرون نمی‌آیند. همیشه فکر می‌کردم این طبیعی است و فقط عصبی هستم، اما روزی دیگر تقریباً 30 دقیقه در ماشینم نشستم تا جرات پیدا کنم که به تنهایی وارد فروشگاه تارگت شوم.
این امکان وجود دارد که شما یک اختلال اضطرابی داشته باشید یا در حال توسعه آن باشید. در اینجا واقعاً اطلاعات کافی برای شناسایی یک اختلال خاص ارائه نشده است، اما ممکن است ملاقات با یک مشاور یا درمانگر برای انجام یک ارزیابی رسمی ارزشمند باشد. برخی از سوالاتی که ممکن است بپرسند می‌تواند شامل این باشد که چه نوع علائم فیزیکی ...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
These types of symptoms can be very disruptive to life!  Anxiety often presents in two key ways:  1) physical symptoms such as: racing heart rate, sweaty palms, dry mouth, shaking or trembling or nausea - often these physical sypmtoms are categorized as a Panic Attack.  2) mentally anxiety presents itself as worry.  Wo...
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما در روزهای دیگر، قلبم تند می‌زند و کلمات به‌سختی از دهانم بیرون می‌آیند. همیشه فکر می‌کردم این طبیعی است و فقط مضطرب هستم، اما روزی دیگر، تقریباً 30 دقیقه در ماشینم نشستم تا جرأت کنم تنهایی وارد تارگت شوم.
این نوع علائم می‌تواند زندگی را به شدت مختل کند! اضطراب معمولاً به دو شکل کلیدی خود را نشان می‌دهد: 1) علائم فیزیکی مانند: تپش قلب، عرق کردن کف دست، خشکی دهان، لرزش یا حالت تهوع - این علائم فیزیکی اغلب به عنوان حمله پانیک طبقه‌بندی می‌شوند. 2) اضطراب به صورت نگرانی بروز می‌کند. نگرانی که از کنترل خارج می‌شود، نگرانی که...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
Feelings of anxiety can be scary and sometimes we're not aware of the triggers that lead up to moments of anxiety, i. e., heart racing, sweaty palms, sweating, shortness of breath. It's important to realize that in moments of anxiety our body & mind are experiencing a reaction from our primal or reptilian brain that is...
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما در روزهای دیگر، قلبم تند می‌زند و کلمات به‌سختی از دهانم بیرون می‌آیند. همیشه فکر می‌کردم که این طبیعی است و فقط عصبی هستم، اما دیروز تقریباً 30 دقیقه در ماشینم نشستم تا جرات پیدا کنم که به تنهایی وارد تارگت شوم.
احساس اضطراب می‌تواند ترسناک باشد و گاهی اوقات ما از محرک‌هایی که منجر به لحظات اضطرابی می‌شوند، آگاه نیستیم؛ از جمله: تپش قلب، عرق کردن کف دست، عرق‌ریزی، و تنگی نفس. مهم است که در لحظات اضطراب، بدن و ذهن ما واکنشی از مغز اولیه یا خزنده‌مان تجربه می‌کند که نشان‌دهنده‌ی پاسخ «نبرد یا فرار» در درون ماست، و این امر هیپوتا...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
I would suggest keeping a log of those days when you are having a hard time. Items to write would be what were you doing before you felt this way, did you eat and what, what time of day is it, how much sleep did you get that night, etc... This can help you identify any triggers. Further assessment can be made by a heal...
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما در روزهای دیگر، قلبم تند می‌زند و کلمات به‌سختی از دهانم خارج می‌شوند. همیشه فکر می‌کردم این طبیعی است و تنها عصبی هستم، اما چند روز پیش تقریباً 30 دقیقه در ماشینم نشستم تا جرات کنم خودم وارد تارگت شوم.
پیشنهاد می‌کنم از روزهایی که در آن‌ها دچار سختی هستید، گزارشی تهیه کنید. مواردی که باید یادداشت کنید شامل این است که قبل از احساس این وضعیت چه کار می‌کردید، آیا غذا خوردید و چه چیزی، ساعت روز چه زمانی بود، و شب گذشته چقدر خوابیدید و غیره... این کار می‌تواند به شما در شناسایی محرک‌های مربوط به احساسات‌تان کمک کند. ارزیا...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
Yes, it seems like you may have a type of anxiety: but considering that it is intermittent, it may be a good idea to talk to a therapist and explore what triggers the anxiety.  Different types of anxiety are caused by different scenarios, memories, or stressors.   Once you identify what triggers the anxiety, you may be...
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با دیگران ملاقات کنم، اما در روزهای دیگر، قلبم تند می‌زند و کلمات به‌طرز فیزیکی نمی‌توانند از دهانم بیرون بیایند. همیشه فکر می‌کردم این طبیعی است و فقط عصبی هستم، اما روز دیگر نزدیک به 30 دقیقه در ماشینم نشستم تا جرات پیدا کنم به تنهایی وارد تارگت شوم.
بله، به نظر می‌رسد که شما ممکن است نوعی اضطراب داشته باشید؛ اما با توجه به اینکه این اضطراب گهگاه رخ می‌دهد، ممکن است ایده خوبی باشد که با یک درمانگر صحبت کنید و عوامل ایجادکننده اضطراب را بررسی کنید. انواع مختلف اضطراب به سناریوها، خاطرات یا عوامل استرس‌زا متفاوت بستگی دارد. هنگامی که بتوانید شناسایی کنید که چه چیزی ب...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
Though I don't know for sure, it sounds like anxiety to me. I think it would be helpful if you work with a therapist who specializes in anxiety disorders.
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما در روزهای دیگر، قلبم تند می‌زند و نمی‌توانم به‌طور فیزیکی کلمات را از دهانم بیرون بیاورم. همیشه فکر می‌کردم این طبیعی است و فقط عصبی هستم، اما روز دیگر تقریباً 30 دقیقه در ماشینم نشستم تا جرات پیدا کنم که به تنهایی وارد فروشگاه تارگت شوم.
گرچه به طور قطع نمی‌دانم، اما به نظر من این موضوع شبیه اضطراب است. فکر می‌کنم اگر با یک درمانگر متخصص در اختلالات اضطرابی همکاری کنید، می‌تواند مفید باشد.
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
Your, sitting in your car for 30 minutes, story sounds so sad and frustrating.Yes, you're describing classic symptoms of anxiety.Anxiety itself is the indirect result of repeatedly being in positions of feeling helpless or frightened.Are you able to recall from your growing up years of feeling insecure?You may not have...
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم دیدار کنم، اما روزهای دیگر، قلبم تند می‌زند و کلمات به‌طور فیزیکی از دهانم خارج نمی‌شوند. همیشه فکر می‌کردم این حالت طبیعی است و فقط عصبی هستم، اما روزی دیگر تقریباً 30 دقیقه در ماشینم نشستم تا جرات پیدا کنم که خودم به تنهایی وارد تارگت شوم.
داستان شما که 30 دقیقه در ماشین خود نشسته‌اید، بسیار غم‌انگیز و ناامیدکننده به نظر می‌رسد. بله، شما علائم کلاسیک اضطراب را توصیف می‌کنید. اضطراب خود به طور غیرمستقیم نتیجه قرار گرفتن مکرر در موقعیت‌هایی است که احساس درماندگی یا ترس می‌کنید. آیا می‌توانید از سال‌های کودکی خود لحظاتی را که احساس ناامنی کرده‌اید، به یاد ب...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
First, be aware that each end every one of us has anxiety at some point. That certainly seems to fit what you're describing here, but that doesn't mean you have an anxiety disorder, necessarily. That's where there is a difference. Anyone who has a hard time with public speaking or feels uncomfortable in large crowds, f...
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما روزهای دیگری، قلبم تند می‌زند و کلمات از دهانم بیرون نمی‌آیند. من همیشه فکر می‌کردم که این طبیعی است و فقط عصبی هستم، اما روز قبل، تقریباً 30 دقیقه در ماشینم نشستم تا جرات پیدا کنم که تنها وارد تارگت شوم.
اول، آگاه باشید که هر یک از ما در مقطعی دچار اضطراب می‌شویم. این موضوع قطعاً با آنچه شما توصیف می‌کنید مطابقت دارد، اما این بدان معنا نیست که شما لزوماً به اختلال اضطرابی مبتلا هستید. اینجا تفاوت وجود دارد. برای مثال، هر فردی که در سخنرانی در جمع دچار مشکل می‌شود یا در میان جمعیت زیاد احساس ناراحتی می‌کند، اضطراب را تج...
null
A lot of times, I avoid situations where I am to meet new people because I have a fear of embarrassing myself. I often avoid large groups of people, like parties, because I think they all constantly judge me.
Hello, and thank you for your question. First, I want you to know that you are certainly not alone on this issue. Everyone, at some point in time, has a fear of public embarrassment. But for many people, this fear can become so awful that it begins to have a real negative impact on their quality of life.  They will try...
بسیاری از اوقات از موقعیت‌هایی که قرار است با افراد جدید ملاقات کنم اجتناب می‌کنم زیرا از خجالت کشیدن می‌ترسم. اغلب از گروه‌های بزرگ مردم، مانند مهمانی‌ها، دوری می‌کنم زیرا فکر می‌کنم همه آن‌ها دائماً در حال قضاوت من هستند.
با سلام و تشکر از سوال شما. ابتدا می‌خواهم بدانید که مطمئناً در این موضوع تنها نیستید. هر کسی، در مقطعی از زمان، ترس از شرمساری عمومی دارد. اما برای بسیاری از افراد، این ترس می‌تواند آن‌قدر شدید شود که تأثیر منفی واقعی بر کیفیت زندگی آنها بگذارد. آنها سعی می‌کنند از هر موقعیتی که حتی فکر می‌کنند ممکن است باعث خجالت یا ...