Unnamed: 0 float64 | Patient stringlengths 1 2.7k ⌀ | Therapist stringlengths 1 32.7k ⌀ | Translated Patient stringlengths 1 2.63k ⌀ | Translated Therapist stringlengths 3 7.25k |
|---|---|---|---|---|
null | My friend is abusing her prescription medicine. Even though she told me she didn't have any more pills, I found she has prescriptions for anxiety medications. | Your friend needs to admit they have a problem. If not no matter how many pills you take they will find a way to get more. It is also a federal offense to take someone else's medication so if you did take it she could have you arrested. In other instances it can be more dangerous to take medication away than slowly ... | دوست من از داروهای تجویز شدهاش سوءاستفاده میکند. با اینکه او به من گفت که دیگر قرصی ندارد، متوجه شدم که او برای داروهای ضد اضطراب نسخه دارد. | دوست شما باید اعتراف کند که مشکل دارد. اگر اعتراف نکند، مهم نیست که چقدر دارو مصرف کنید، آنها راهی برای به دست آوردن بیشتر پیدا خواهند کرد. همچنین، مصرف داروی دیگران یک جرم فدرال است، بنابراین اگر آن را مصرف کنید، او میتواند شما را به پلیس معرفی کند. در موارد دیگر، میتواند خطرناکتر باشد که داروها را به ناگهان قطع کن... |
null | My friend is abusing her prescription medicine. Even though she told me she didn't have any more pills, I found she has prescriptions for anxiety medications. | Your good intentions to help your friend stay clean, are very caring about her.Unless your friend feels like stopping pills, taking them away will mean she finds them some place else.The problem that anyone who is addicted to pills has, is that the person is psychologically and at least with xanax, physically addicted... | دوست من از داروهای تجویزی خود سوء استفاده میکند. با وجود اینکه او به من گفت که دیگر قرصی ندارد، متوجه شدم که او برای داروهای ضد اضطراب نسخه دارد. | اگر دوستتان احساس کند که میخواهد مصرف قرصها را متوقف کند، برداشتن آنها تنها به این معنی است که او در جای دیگری به دنبالشان خواهد بود. مشکل افرادی که به قرصها معتاد هستند این است که آنها بهصورت روانی و به خصوص مصرف Xanax، بهطور فیزیکی نیز وابستهاند. مصرف قرصها بهطور اساسی به بخشی عادی از زندگی دوست شما تبدیل ش... |
null | My friend is abusing her prescription medicine. Even though she told me she didn't have any more pills, I found she has prescriptions for anxiety medications. | Hello! Thank you for your question. I have a worked with many people who have become addicted to benzodiazepines, like Clonazepam. It is a difficult road for people who are trying to become clean. It is also a very difficult road for those who love the person and are trying to be supportive. During those times, it is i... | دوست من از داروهای تجویز شدهاش سوء استفاده میکند. با اینکه او به من گفت که دیگر قرصی ندارد، متوجه شدم که برای داروهای ضد اضطراب نسخه دارد. | سلام! از شما برای سوال تان سپاسگزارم. من با بسیاری از افرادی که به داروهای بنزودیازپین، مانند کلونازپام، اعتیاد پیدا کردهاند کار کردهام. این مسیر برای افرادی که تلاش میکنند پاک شوند بسیار دشوار است. همچنین، این یک مسیر طاقتفرسا برای کسانی است که آن شخص را دوست دارند و سعی در حمایت از او دارند. در چنین شرایطی، مهم ا... |
null | My brother has been a heroin addict for years, and he’s now in his mid-30s. He has taken from me my mom and my grandparents. He's sick in the head. Now he moved his girlfriend into the house because they both manipulated us. Today, my mom and my brother went toe-to-toe over his girlfriend not helping around the house a... | I think the best thing for you is to speak with someone on how you can best cope with the situation. It can be challenging living in a household with someone who is currently addicted. It is also important that you realize that you can only work on yourself. Other individuals need to take the same accountability. E... | برادرم سالهاست که معتاد به هروئین است و اکنون در اواسط سیسالگیاش قرار دارد. او مادر و پدربزرگ و مادربزرگم را از من گرفته است. او از نظر روانی دچار مشکل است. حالا او دوست دخترش را به خانه آورده چون هر دویشان ما را کنترل کردهاند. امروز، مادر و برادرم بر سر اینکه دوست دخترش در خانه کمکی نمیکند و همیشه تحت تأثیر مواد... | به نظر من بهترین کار برای شما این است که با کسی صحبت کنید تا بدانید چگونه میتوانید بهتر با این وضعیت کنار بیایید. زندگی در یک خانواده با شخصی که در حال حاضر به اعتیاد دچار است، میتواند دشوار باشد. همچنین مهم است که درک کنید شما فقط میتوانید بر روی خودتان تمرکز کنید و دیگران نیز باید مسئولیتهای خود را بپذیرند. در خا... |
null | I have bipolar II disorder, I'm addicted to alcohol and weed, and I'm hopeless. I keep drinking even though it's harming myself and others. | What an important question. I'm hearing your hopelessness and fear about the damage of your substance use and it sounds like you have reason for concern. While there can be negative stigma about using substances, for the most part substance use is an attempt to cope with emotional distress in the absence of sufficient ... | من به اختلال دوقطبی نوع دوم مبتلا هستم، به الکل و ماریجوآنا اعتیاد دارم و احساس ناامیدی میکنم. با وجود اینکه به خودم و دیگران آسیب میزنم، همچنان به نوشیدن ادامه میدهم. | به منظور متوقف کردن مصرف الکل و ماریجوآنا، شما به حمایت زیادی نیاز خواهید داشت و باید روشهای دیگری برای یافتن آرامش در زمان درد یا درگیر بودن با علائم مرتبط با دو قطبی پیدا کنید. این موضوعی نیست که نیاز به شرمندگی داشته باشد، زیرا همه ما در زمانهای دشوار به کمک نیاز داریم. استفاده از مواد مخدر غالباً تلاشی است برای ... |
null | I have bipolar II disorder, I'm addicted to alcohol and weed, and I'm hopeless. I keep drinking even though it's harming myself and others. | You may feel hopeless but YOU are not hopeless. Addictions of any sort are difficult to overcome, especially when they serve to bury pain and suffering that one is experiencing. It is not impossible to overcome alcohol or drug use/abuse/dependence on your own, but you will likely find much greater success with the help... | من دچار اختلال دوقطبی نوع دوم هستم، به الکل و ماریجوانا اعتیاد دارم، و احساس ناامیدی میکنم. با وجود اینکه به خودم و دیگران آسیب میزنم، همچنان به نوشیدن ادامه میدهم. | ممکن است احساس ناامیدی کنید اما شما ناامید نیستید. غلبه بر addictions از هر نوع دشوار است، به ویژه زمانی که این اعتیادها به منظور پنهان کردن درد و رنجی که فرد تجربه میکند، به کار میروند. غلبه بر مصرف الکل یا مواد مخدر به تنهایی غیرممکن نیست، اما احتمالاً با کمک یک درمانگر یا سیستم پشتیبانی مانند مراکز بازپروری یا گرو... |
null | I have bipolar II disorder, I'm addicted to alcohol and weed, and I'm hopeless. I keep drinking even though it's harming myself and others. | Anyone who wants to change their life path, eventually will be successful in this. How to stop abusing alcohol involves a few steps, most of them time consuming, with slow progress and very often with tremendous emotional pain.The basic path is to figure out what motivates you to drink too much and be addicted to weed... | من دچار اختلال دوقطبی نوع دوم هستم، به الکل و ماریجوانا اعتیاد دارم و احساس ناامیدی میکنم. با وجود اینکه به خودم و دیگران آسیب میزنم، همچنان به نوشیدن ادامه میدهم. | در نهایت، هر کسی که بخواهد مسیر زندگیاش را تغییر دهد، در این راستا موفق خواهد شد. دست کشیدن از سوءمصرف الکل شامل چندین مرحله است که بیشتر آنها زمانبر، با پیشرفت تدریجی و اغلب با درد عاطفی شدید است. مسیر اصلی این است که بفهمید چه چیزی شما را به نوشیدن بیش از حد و اعتیاد به ماریجوانا سوق میدهد. اعتیادها تقریباً همیشه... |
null | I have bipolar II disorder, I'm addicted to alcohol and weed, and I'm hopeless. I keep drinking even though it's harming myself and others. | This relationship with your step dad sounds very challenging. It is hard to to be told over and over again how not good enough we are. Let me offer you this, frequently when we say harsh, mean, nasty things to others, we are simply projecting our own thoughts about ourself. I am not advocating that this is ok, it seems... | من به اختلال دوقطبی نوع II مبتلا هستم، به الکل و ماریجوآنا اعتیاد دارم و احساس ناامیدی میکنم. با وجود این که نوشیدن به خودم و دیگران آسیب میزند، همچنان به آن ادامه میدهم. | این رابطه با پدرخواندهتان به نظر بسیار چالشبرانگیز میرسد. سخت است وقتی بارها به شما گفته میشود که چقدر به اندازه کافی خوب نیستید. اجازه دهید این را به شما پیشنهاد کنم: اغلب زمانی که ما سخنان تند، زشت و آسیبزنندهای به دیگران میگوییم، در واقع افکار خود را درباره خودمان به دیگران منتقل میکنیم. من نمیگویم که این د... |
null | I have bipolar II disorder, I'm addicted to alcohol and weed, and I'm hopeless. I keep drinking even though it's harming myself and others. | The first step to change is to admit that you have a problem that is in need of change. Frequently our problems keep us in denial. Although feeling hopeless is an uncomfortable feeling, it suggests to me that you know that you can not do this alone. The best course of treatment for you is to treat all of these probl... | من دچار اختلال دوقطبی نوع دوم هستم، به الکل و ماریجوآna اعتیاد دارم و ناامید هستم. با اینکه به خودم و دیگران آسیب میزند، همچنان به نوشیدن ادامه میدهم. | اولین قدم برای تغییر این است که اعتراف کنید که مشکلی دارید که نیاز به تغییر دارد. اغلب مشکلات ما ما را در حالت انکار نگه میدارد. اگرچه احساس ناامیدی یک حس ناخوشایند است، اما به من نشان میدهد که شما میدانید که نمیتوانید این کار را به تنهایی انجام دهید. بهترین روش درمان برای شما این است که تمام این مشکلات را به طور ه... |
null | I have bipolar II disorder, I'm addicted to alcohol and weed, and I'm hopeless. I keep drinking even though it's harming myself and others. | You are not hopeless, as you can see there are many people who care about your well being and believe you can overcome this. I would suggest that you first get evaluated for your alcohol consumption. Alcohol is one of the addictions that you may need to seek inpatient treatment for. If not inpatient then be monitore... | من مبتلا به اختلال دوقطبی نوع دوم هستم، به الکل و ماریجوانا اعتیاد دارم و احساس ناامیدی میکنم. با وجود اینکه به خودم و دیگران آسیب میزنم، همچنان به نوشیدن ادامه میدهم. | شما ناامید نیستید، همانطور که میبینید، افراد زیادی وجود دارند که به سلامت شما اهمیت میدهند و باور دارند که میتوانید بر این مشکل فائق بیایید. پیشنهاد میکنم ابتدا برای ارزیابی مصرف الکل خود اقدام کنید. الکل یکی از اعتیادهایی است که ممکن است نیاز به درمان در بیمارستان داشته باشد. اگر نیاز به بستری شدن ندارید، بهتر اس... |
null | My new daughter-in-law just informed me that she is smoking marijuana while pregnant because of her morning sickness. I’m in shock and I don’t know how to respond. I just lost my mom, and she was good with advice. | Have you reached your own conclusions and reasons for these, regarding the topic? When you feel confident in your own reasons for your conclusions, then obviously ask your daughter in law for some time together and tell her what you think and your reasons for opinions.Plan for this meeting according to the type of re... | عروس جدیدم به من اطلاع داد که به خاطر بیماری صبحگاهیاش در حین بارداری ماریجوانا مصرف میکند. من در شوک هستم و نمیدانم چطور واکنش نشان دهم. من تازه مادرم را از دست دادهام و او همیشه مشاورههای خوبی به من میداد. | آیا شما به نتایج و دلایل خود در مورد این موضوع رسیدهاید؟ هنگامی که به دلایل خود برای نتیجهگیریتان اعتماد دارید، واضح است که از عروستان بخواهید زمانی را با هم بگذرانید و به او بگویید که چه فکر میکنید و دلایل نظراتتان چیست. این جلسه را با توجه به نوع رابطهای که با عروستان دارید، برنامهریزی کنید. از آنجا که پسر ش... |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | There is some great advice here that can really help, but you need some direct support. Please find a caregiver support organization, a grief group and an individual therapist to help you during this trying time. Your mom may not know what she is saying, or mean the awful things she says, but that doesn't make it hur... | مادرم آلزایمر دارد و نسبت به همه خیلی بدخلق و بدجنست شده و همواره از من چیزهای غیرواقعی، احمقانه یا بیمعنی میخواهد. من خیلی frustrated و عصبانی میشوم، اما بعد احساس گناه میکنم چون میدانم که احتمالاً تقصیر او نیست. چطور میتوانم با این احساس کنار بیایم؟ | در اینجا نصایح خوبی وجود دارد که میتواند به شما کمک کند، اما شما به حمایت مستقیم نیاز دارید. لطفاً یک سازمان حامی پرستاران، یک گروه غم و اندوه و یک درمانگر فردی پیدا کنید تا در این دوران سخت به شما یاری رسانند. ممکن است مادر شما از آنچه میگوید آگاه نباشد یا منظورش از چیزهای ناراحتکنندهای که میگوید همان نباشد، اما ... |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | It is challenging to see one's parents age and to cope with the new demands. Your mom means a lot to you, and that is why you get easily frustrated. I'm guessing that it is not that she is making you do work or that her expectations are non-important to you because if that were the case, you would not feel any guilt.... | مادرم به آلزایمر مبتلا است و او نسبت به همه خیلی بدخلق و زشتخوی شده و همیشه از من چیزهای غیرواقعی، احمقانه یا بیمعنی میخواهد. من به شدت ناامید و عصبانی میشوم، اما بعد احساس گناه میکنم زیرا میدانم که احتمالاً تقصیر او نیست. چگونه میتوانم با این احساسات کنار بیایم؟ | وقتی والدین شما پیر میشوند و با چالشها و تقاضاهای جدید روبرو میشوید، این موضوع میتواند بسیار دشوار باشد. مادر شما برای شما بسیار مهم است و به همین دلیل به راحتی احساس ناامیدی میکنید. حدس میزنم که دلیل احساس گناه شما این نیست که او از شما کار میخواهد یا انتظاراتش برایتان مهم نیست، زیرا در این صورت احساس گناه نمی... |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | Being a caretaker can be very rewarding and demanding. This is not easy work, particularly when the person you are caring for is experiencing significant changes in behavior functioning. In your mom's case, it appears that her personality has drastically changed, and not just toward you. The first thing is to keep in m... | مادرم آلزایمر دارد و او به شدت بدخلق و پرخاشگر شده و همیشه از من چیزهای غیرواقعی، احمقانه یا بیمعنا میخواهد. من خیلی ناامید و عصبانی میشوم، اما بعد احساس گناه میکنم چون میدانم که احتمالا تقصیر او نیست. چطور میتوانم با این احساسات کنار بیایم؟ | مراقبت از یک فرد میتواند بسیار پاداشدهنده و در عین حال چالشبرانگیز باشد. این کار آسان نیست، به ویژه زمانی که فرد تحت مراقبت شما تغییرات قابل توجهی در عملکرد رفتاری خود را تجربه میکند. در مورد مادر شما، به نظر میرسد شخصیت او بهطور چشمگیری تغییر کرده است و این تغییر تنها متوجه شما نیست. اولین نکتهای که باید در نظر... |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | Getting to the root of what about her request upsets and frustrates you the most. Does her asking ignite the realization of how much this condition has taken from her and subsequently you? When she asks for items, does it remind you of what this condition has truly done to her? Anger is a secondary emotion, once we a... | مادرم آلزایمر دارد و به شدت عصبانی و بدخلق شده و همیشه از من چیزهای غیرواقعی، احمقانه یا بیمعنا میخواهد. من خیلی ناامید و عصبانی میشوم، اما بعد احساس گناه میکنم چون میدانم که احتمالاً تقصیر او نیست. چطور میتوانم با این احساس کنار بیایم؟ | به ریشه آنچه در مورد درخواست او شما را ناراحت و ناامید میکند، بپردازید. آیا درخواست او باعث میشود متوجه شوید که این وضعیت چه مقدار از او و از شما گرفته است؟ وقتی او از شما چیزی میخواهد، آیا این شما را به یاد میآورد که این وضعیت واقعاً با او چه کرده است؟ عصبانیت یک احساس ثانویه است و وقتی به احساسات واقعیامان رسیدگ... |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | Let's acknowledge the fact that your mom has Alzheimer's and some who you know about her is not present sometimes. That's a part of the disease, we know. Let's also acknowledge that just because she has Alzheimer's doesn't mean that when that comes up for her a part of your brain does pauses or becomes something rubber... | مادرم مبتلا به آلزایمر است و او به طرز قابل توجهی بدخلق و خشن شده و همیشه از من درخواست چیزهای غیرمنطقی، احمقانه یا بیمعنی میکند. من بسیار ناامید و عصبانی میشوم، اما سپس احساس گناه میکنم چون میدانم احتمالاً تقصیر او نیست. چگونه میتوانم با این احساسات کنار بیایم؟ | بیایید این واقعیت را بپذیریم که مادر شما آلزایمر دارد و برخی از جنبههایی که درباره او میدانید، گاهی اوقات وجود ندارد. این بخشی از بیماری است و ما به آن واقفیم. همچنین باید بپذیریم که تنها به این دلیل که او آلزایمر دارد، به این معنی نیست که وقتی این وضعیت برای او پیش میآید، بخشی از مغز شما متوقف میشود یا به حالتی لا... |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | My love lots of empathy for you and your mother. I am not sure if you are taking care of her or not, but it is difficult to see people we love change. I think that your anger speaks about you may be frustrated with the mother you cannot have right now. This is also a loss as well. Your mother and her condition may impa... | مادرم آلزایمر دارد و او به شدت بدخلق و نامهربان شده و همیشه از من چیزهای غیرواقعی، احمقانه یا بیمعنی میخواهد. من خیلی ناامید و عصبانی میشوم، اما بعد احساس گناه میکنم چون میدانم که احتمالاً تقصیر او نیست. چگونه میتوانم با این احساسات کنار بیایم؟ | عزیزم، برای تو و مادرت خیلی احساس همدلی دارم. مطمئن نیستم که آیا از او مراقبت میکنی یا نه، اما دیدن تغییراتی در افرادی که دوستشان داریم، دشوار است. به نظرم خشم تو نشاندهنده ناامیدیات از مادری است که در حال حاضر نمیتوانی داشته باشی. این نیز یک نوع از دست دادن است. وضعیت مادر تو ممکن است با گذشت زمان تأثیر بیشتری بر ... |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | It is hard to watch our parents age, especially when Alzheimer's is involved. I echo what others have recommended regarding the need for support for you as you deal with the changes that are going on physically and mentally for your mother. Alzheimer's steals so much, and when your mother is nasty or asking for things ... | مادرم به بیماری آلزایمر مبتلاست و او به شدت به همه بیاحترامی میکند و همیشه چیزهای غیرواقعی، احمقانه یا بیمعنی از من میخواهد. من بسیار ناامید و عصبانی میشوم، اما بعد احساس گناه میکنم چون میدانم که احتمالاً تقصیر او نیست. چگونه میتوانم با این احساس کنار بیایم؟ | مواجهه با پیری والدینمان، به ویژه وقتی الزایمر در میان باشد، سخت است. من به آنچه دیگران در مورد لزوم حمایت برای شما هنگام کنار آمدن با تغییرات جسمی و ذهنی مادرتان توصیه کردهاند، تأکید میکنم. الزایمر چیزهای زیادی را میگیرد و زمانی که مادرتان رفتاری زشت دارد یا چیزهایی میخواهد که برای شما بیمعنا به نظر میرسند، دشو... |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | It's a good question man, and it must be terrible to see your mother in the state she's in.Understand that Alzheimer's is due to under-performing function of kidneys, adrenals, and connective tissue strengtheners; all of which may be corrected with appropriate protocols that are inexpensive and generally simple to foll... | مادرم آلزایمر دارد و او نسبت به همه خیلی بدخلق و بیرحم شده و همیشه از من چیزهای غیرواقعی، احمقانه یا بیمعنی میخواهد. من خیلی ناامید و عصبانی میشوم، اما بعد احساس گناه میکنم چون میدانم که احتمالاً تقصیر او نیست. چگونه میتوانم با این احساسات کنار بیایم؟ | این یک سوال خوب است و باید وحشتناک باشد که مادر خود را در این وضعیت ببینی. درک کن که آلزایمر به دلیل عملکرد ضعیف کلیهها، غدد فوقکلیوی و تقویتکنندههای بافت همبند است؛ همه اینها را میتوان با پروتکلهای مناسب که ارزان و عموماً ساده هستند، اصلاح کرد. تجسم کن که مانند یک گلی است که به درستی تغذیه نمیشود: یک بار، یک گ... |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | Make sure that you continue to treat your Mom with respect. However, you also need to make sure that you have time away from her so that the stress of caring for her doesn't overwhelm you. Balance is the key! | مادرم آلزایمر دارد و به شدت نسبت به همه بدخلق و بدجنس شده و همیشه از من چیزهای غیرواقعی، احمقانه یا بیمعنا میخواهد. من خیلی ناامید و عصبانی میشوم، اما بعد احساس گناه میکنم چون میدانم که احتمالاً تقصیر او نیست. چگونه میتوانم با این احساسات کنار بیایم؟ | مطمئن شوید که به مادرتان با احترام رفتار میکنید. با این حال، باید به این نکته توجه کنید که زمانهایی را برای خودتان داشته باشید تا استرس ناشی از مراقبت از او شما را تحت فشار قرار ندهد. تعادل، کلید موفقیت است! |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | You have the answer already. It is not your mom's fault. Always remember that in spite of the disease, that human being you call mom is still there. To cope with the feelings of frustration, anger, and guilt, practice accepting what is at this time. Bring peace to these feelings and commit to move on to provide your mo... | مادرم آلزایمر دارد و او نسبت به همه خیلی بدخلق و تندخو شده و همیشه از من خواستههای غیرواقعی، احمقانه یا بیمعنا میکند. من خیلی ناامید و عصبانی میشوم، اما بعد احساس گناه میکنم چون میدانم که احتمالاً تقصیر او نیست. چگونه میتوانم با این احساسات کنار بیایم؟ | شما پاسخ را از قبل دارید. این تقصیر مادر شما نیست. همیشه به یاد داشته باشید که با وجود بیماری، آن انسانی که شما او را مادر مینامید هنوز در کنار شماست. برای مقابله با احساسات ناامیدی، خشم و گناه، تمرین کنید که آنچه در حال حاضر است را بپذیرید. به این احساسات آرامش بخشید و متعهد شوید که به ارائه عشق به مادر خود ادامه دهی... |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | null | مادرم مبتلا به آلزایمر است و او به شدت بدخلق و خشن با همه برخورد میکند و همیشه از من خواستههای غیرواقعی، بیمعنی یا احمقانه دارد. من خیلی ناامید و عصبانی میشوم، اما بعد احساس گناه میکنم چون میدانم که این احتمالاً تقصیر او نیست. چگونه میتوانم با این احساسات کنار بیایم؟ | I'm sorry, but I cannot refine a translation if there is no original text or translation provided. Please provide the text you want me to work on. |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | It is very difficult to move from being the child to be the care giver as in your situation. Your mother's behavior as you describe it is a part of this disease. As the disease progresses and she is less aware of the present including her surroundings and who she is speaking to. Your response of anger and frustration a... | مادرم آلزایمر دارد و او به خاطر بیماریاش بسیار بدخلق و نامهربان شده و همیشه از من خواستههای غیرواقعی، احمقانه یا بیمعنی دارد. من خیلی ناراحت و عصبانی میشوم، اما بعد احساس گناه میکنم چون میدانم که احتمالاً تقصیر او نیست. چطور میتوانم با این احساس کنار بیایم؟ | این خیلی سخت است که از کودک بودن به مراقبتکننده تبدیل شوید، همانطور که در وضعیت شماست. رفتار مادر شما، همانطور که توصیف میکنید، بخشی از این بیماری است. همانطور که بیماری پیشرفت میکند، او کمتر از حال حاضر، از جمله محیط اطرافش و کسانی که با او صحبت میکنند، آگاه است. واکنش شما از خشم و ناامیدی کاملاً قابلدرک است. ... |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | When you feel the frustration and anger building inside you have that be a trigger for you to remember a feeling that you want to experience instead of anger, frustration and guilt, for example understanding. Then say that word to yourself as you take deep breaths. But know that this is normal for caregivers/family mem... | مادرم مبتلا به آلزایمر است و به شدت نسبت به همه بدخلق و بدجنس شده و همیشه از من چیزهای غیرواقعی، نامعقول یا بیمعنا میخواهد. من بسیار ناامید و عصبانی میشوم، اما بعد احساس گناه میکنم زیرا میدانم که احتمالاً تقصیر او نیست. چگونه میتوانم با این احساسات کنار بیایم؟ | زمانی که احساس ناامیدی و خشم در درون شما افزایش مییابد، آن را به عنوان نشانهای برای یادآوری یک احساس دیگر در نظر بگیرید که به جای خشم، ناامیدی و احساس گناه، میخواهید تجربه کنید؛ برای مثال، درک. سپس این کلمه را به خود بگویید و نفسهای عمیق بکشید. اما بدانید که این واکنشها برای مراقبان و اعضای خانواده طبیعی است، چون ... |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | Let me first say that I am sorry you are going through this. Yes, this is a symptom of an ugly disease, but that does not make experiencing it any easier. If your mother was a sweet and understanding lady, I am sure this change in personality feels awful! On the other hand, if your relationship with her has always been... | مادرم مبتلا به آلزایمر است و او نسبت به همه بسیار بدخلق و بدرفتار شده و همیشه از من درخواست چیزهای غیرواقعی، بیمعنی یا احمقانه میکند. من به شدت ناامید و عصبانی میشوم، اما سپس احساس گناه میکنم چون میدانم که احتمالاً تقصیر او نیست. چگونه میتوانم با این احساس کنار بیایم؟ | اگر مادر شما خانمی مهربان و درککننده بوده، مطمئناً این تغییر در شخصیت او احساس بسیار ناخوشایندی به همراه دارد. از سوی دیگر، اگر رابطه شما با او همیشه دشوار بوده، این شرایط بیتردید میتواند زخمهای قدیمی را دوباره باز کند و موجب خشم شما شود. من در کنار بسیاری از خانوادهها بودم که از یک فرد عزیز خود که به بیماری آلزای... |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | From your initial description, I would say that your mother is "Maloriented". In this stage of Alzheimer's individuals tend to be blaming and difficult to deal with. They may often hide or throw things away and then blame family members for this. In addition, if they are incontinent, they may blame a leaky roof or some... | مادرم آلزایمر دارد و او به طرز قابل توجهی به همه ناسازگار و بدخلق شده و همیشه از من خواستههای غیرواقعی، بیمعنی یا عجیب و غریب میکند. من خیلی ناامید و عصبانی میشوم، اما بعد احساس گناه میکنم چون میدانم که احتمالاً تقصیر او نیست. چطور میتوانم با این احساسات کنار بیایم؟ | در این مرحله از بیماری آلزایمر، افراد تمایل به سرزنش دیگران دارند و ممکن است بهراحتی چیزهایی را پنهان کنند یا دور بیندازند و سپس خانواده را به این کار متهم کنند. علاوه بر این، اگر آنها بیاختیاری داشته باشند، ممکن است برای خیس شدن خود، سقف نشتدار یا چیز دیگری را سرزنش کنند. شما درست میگویید که این تقصیر او نیست، ام... |
null | My mother has Alzheimer's and she has become so nasty and mean to everyone and she always asks for unrealistic, silly or meaningless items. I get so frustrated and angry, but then I feel guilty because I know it probably isn’t her fault. How can I cope with feeling like this? | Yes, certainly your mom's difficulty in having meaningful conversations with people results from the Alzheimer's disease process which weakens her brain function.Feeling a sense of guilt in relation to a parent, is pretty common for everyone.This is because as little kids and babies, we had a strong reliance on a paren... | مادرم آلزایمر دارد و او به طرز غیرقابل تحملی به همه بدرفتاری میکند و همیشه از من خواستههای غیرواقعی، احمقانه یا بیمعنا دارد. من خیلی ناامید و عصبانی میشوم، اما بعد احساس گناه میکنم چون میدانم این رفتارها احتمالاً تقصیر او نیست. چطور میتوانم با این احساس کنار بیایم؟ | بله، مطمئناً مشکل مادرت در داشتن مکالمات معنیدار با دیگران ناشی از روند بیماری آلزایمر است که عملکرد مغز او را تضعیف میکند. احساس گناه نسبت به والدین، برای همگان امری رایج است. این احساس به این دلیل است که در دوران کودکی و نوزادی، وابستگی زیادی به والدین داشتیم و به هر کلمهای که میگفتند اعتماد کرده و مایل بودیم هر ... |
null | We rent from from my boyfriend's parents. His father drops by unannounced and stays for long periods of time. He lets himself into our home when we aren't there on a daily basis and takes our dogs to his house. He picks up our mail. He has NO boundaries. He's an opinionated, rude pushy person. He expects to spend ev... | “He has NO boundaries.” That says it all! Enforce strict boundaries, set them, and abide by them. Do not bend. What does your boyfriend say about his father’s intrusiveness? This video on Boundaries Could be helpful. Also is there a chance you can move to have more privacy and peace? Boundaries | پدرش بدون اطلاع قبلی سر میزند و مدتهای طولانی میماند. هر روز وقتی ما در خانه نیستیم، خودش را به خانهمان میآورد و سگهای ما را به خانهاش میبرد. او نامههای ما را نیز برمیدارد. او هیچ حریمی را رعایت نمیکند. او فردی خودخواه و بیادبی است. انتظار دارد هر آخر هفته در کنار ما باشد، بدون درخواست نظر، در مورد تربیت فر... | او هیچ مرزی ندارد. این همه را میگوید! مرزهای سختگیرانهای را تعیین کنید، آنها را اجرا کنید و به آنها پایبند بمانید. تسلیم نشوید. دوست پسرتان درباره مداخله پدرش چه نظری دارد؟ این ویدیو درباره مرزها میتواند مفید باشد. آیا فرصتی وجود دارد که بتوانید برای داشتن حریم خصوصی و آرامش بیشتر جابهجا شوید؟ مرزها |
null | We rent from from my boyfriend's parents. His father drops by unannounced and stays for long periods of time. He lets himself into our home when we aren't there on a daily basis and takes our dogs to his house. He picks up our mail. He has NO boundaries. He's an opinionated, rude pushy person. He expects to spend ev... | You're expecting reasonable behaviors from your boyfriend's father.Since the father is his, your boyfriend is the person in position to speak directly with his dad about the expectations you and he have of the father.If your boyfriend has a good relationship w his dad, which is not what this sounds like, then great!If ... | پدرش بدون اطلاع قبلی به خانه ما میآید و برای مدت طولانی میماند. او هر روز وقتی که ما آنجا نیستیم، به خانهمان وارد میشود و سگهای ما را به خانهاش میبرد. او همچنین پست ما را برمیدارد. او هیچگونه مرزی را رعایت نمیکند. او فردی سرسخت، بیادب و پرخاشگر است. او انتظار دارد هر آخر هفته در کنار ما باشد، نظرات غیرخواسته... | شما از پدر دوست پسرتان رفتار معقولی انتظار دارید. از آنجا که او پدرش است، دوست پسرتان در موضعی قرار دارد که میتواند مستقیماً با پدرش درباره انتظارات شما و او صحبت کند. اگر دوست پسرتان رابطه خوبی با پدرش دارد، که به نظر نمیرسد، عالی است! اما اگر رابطهاش با پدرش استرسزا و تنشآور است، او باید به نوعی توسط افرادی که و... |
null | I don’t love my sister. I would never wish her harm, but if I could, I would wish for us not to be related. Is this cruel? Why must blood mean we have to be friends? Am I being unreasonable and is there a way to fix this? I do care about her, like I do every human being, but I’d rather be with my friends than be with h... | Not liking someone is not cruel - even if it is a family member. There is nothing wrong with you for not liking your sister. Some people are fortunate to have siblings that they get along with really well, other don't. We all have different personalities and we are not going to like everyone - even if they are related.... | من خواهرم را دوست ندارم. هرگز برای او مضرتی نمیخواهم، اما اگر میتوانستم، آرزو میکردم که ما با یکدیگر نسبت نداشته باشیم. آیا این بیرحمانه است؟ چرا باید رابطه خونی به این معنا باشد که ما باید دوستان هم باشیم؟ آیا من غیرمنطقی هستم و آیا راهی برای رفع این مشکل وجود دارد؟ من به او اهمیت میدهم، مانند هر انسان دیگری، اما... | دوست نداشتن کسی، حتی اگر یکی از اعضای خانواده باشد، بیرحمانه نیست. هیچ اشکالی ندارد که خواهرتان را دوست نداشته باشید. برخی افراد خوششانس هستند که خواهر و برادرانی دارند که با آنها به خوبی کنار میآیند، در حالی که برخی دیگر این گونه نیستند. ما همه شخصیتهای متفاوتی داریم و نمیتوانیم همه را دوست داشته باشیم - حتی اگر ... |
null | I don’t love my sister. I would never wish her harm, but if I could, I would wish for us not to be related. Is this cruel? Why must blood mean we have to be friends? Am I being unreasonable and is there a way to fix this? I do care about her, like I do every human being, but I’d rather be with my friends than be with h... | No one can force emotions. Its fine to not love your sister.You may make some discoveries about yourself and your relationship with your sister by studying the reasons for why you're not close.Usually this has something to do with how the parents positioned the kids. Some parents obviously favor one child over anoth... | من خواهرم را دوست ندارم. هرگز نمیخواهم به او آسیبی برسانم، اما اگر میتوانستم، آرزو میکردم که ما نسبت فامیلی نداشته باشیم. آیا این بیرحمانه است؟ چرا باید خون به این معنی باشد که ما باید دوست باشیم؟ آیا من غیرمنطقی هستم و راهی برای حل این مسئله وجود دارد؟ من به او اهمیت میدهم، مانند هر انسان دیگری، اما ترجیح میدهم ... | هیچکس نمیتواند احساسات را به زور به وجود آورد. خوب است که خواهر خود را دوست نداشته باشید. شما ممکن است با بررسی دلایلی که باعث عدم نزدیکی شما و خواهرانتان شده، کشفیاتی در مورد خود و رابطهتان با او بیابید. معمولاً این موضوع به چگونگی برخورد والدین با فرزندان مربوط میشود. برخی از والدین به وضوح یک کودک را به دیگری ترج... |
null | I don’t love my sister. I would never wish her harm, but if I could, I would wish for us not to be related. Is this cruel? Why must blood mean we have to be friends? Am I being unreasonable and is there a way to fix this? I do care about her, like I do every human being, but I’d rather be with my friends than be with h... | Hi. My guess is there's a lot of deep history here that I don't know about. Have you felt hurt by your sister in the past, or are you just 'different people'? It's a common feeling people have about siblings; that they're very different and they wouldn't choose them as friends, but most people stay connected to family ... | من خواهرم را دوست ندارم. هرگز برای او آرزوی آسیب نمیکنم، اما اگر میتوانستم، آرزو میکردم که ما خویشاوند نبودیم. آیا این به نظر بیرحمانه میآید؟ چرا باید قرابت خونی به این معنا باشد که ما باید با هم دوست باشیم؟ آیا من غیرمنطقی هستم و آیا راهی برای حل این مشکل وجود دارد؟ من به او اهمیت میدهم، مثل هر انسان دیگری، اما ... | سلام. حدس میزنم که تاریخچه عمیق زیادی در اینجا وجود دارد که من در مورد آن نمیدانم. آیا در گذشته از خواهرباز احساس رنج کردهاید یا فقط "مردم متفاوتی" هستید؟ این احساس رایجی است که مردم درباره خواهر و برادران خود دارند؛ اینکه آنها بسیار متفاوتند و ممکن است آنها را به عنوان دوستانی انتخاب نکنند. اما اکثر افراد تا زمانی ... |
null | I'm a teenage gay girl, and I'm in love with a girl a few years older than me. She loves me too, but we're not physically together at the moment. I've been thinking about being transgender soon too, but my family doesn't accept me, so I honestly don't know what to do about that because I feel like I have to constantly ... | Sending you healing vibes as you endure their being unaccepting. I wanted to share this video about coming out Coming OutI know it is hard when those we love do not accept us as we are. One thing to ask, is this something that you need their approval around? Owning who you are regardless of what others say sometimes ... | من یک دختر همجنسگرا نوجوان هستم و عاشق دختری هستم که چند سال از من بزرگتر است. او هم مرا دوست دارد، اما در حال حاضر از نظر جسمی با هم نیستیم. همچنین به فکر تغییر جنسیت هستم، اما خانوادهام مرا قبول نمیکنند، بنابراین واقعاً نمیدانم در این مورد چه کنم، چون احساس میکنم باید دائم خود واقعیام را پنهان کنم. پنهان کردن خ... | من میخواستم این ویدئو را در مورد بیرون آمدن از کمد با شما به اشتراک بگذارم. میدانم که وقتی کسانی که دوستشان داریم ما را نمیپذیرند، این موضوع بسیار دشوار است. یک سوال که باید از خود بپرسید این است که آیا به تأیید آنها نیاز دارید؟ پذیرش خودتان، صرفنظر از نظرات دیگران، گاهی به شما کمک میکند. ممکن است این بخشی از زند... |
null | I'm a teenage gay girl, and I'm in love with a girl a few years older than me. She loves me too, but we're not physically together at the moment. I've been thinking about being transgender soon too, but my family doesn't accept me, so I honestly don't know what to do about that because I feel like I have to constantly ... | Many people do not accept the reality of gender beyond male and female.Obviously if your family doesn't accept your questioning status then this feels painful.All you really can do is continue your self-examination and know you're in a non-supportive family of doing so.To know the truth about your surroundings is much ... | من یک دختر همجنسگرا نوجوان هستم و عاشق دختری هستم که چند سال از من بزرگتر است. او هم من را دوست دارد، اما در حال حاضر بهطور فیزیکی با هم نیستیم. همچنین به فکر تغییر جنسیت هستم، اما خانوادهام مرا نمیپذیرند، بنابراین صادقانه نمیدانم باید چه کار کنم، چون احساس میکنم که باید همیشه خود واقعیام را پنهان کنم. پنهان کردن... | بسیاری از مردم واقعیت جنسیت را فراتر از مرد و زن نمیپذیرند. البته اگر خانوادهتان وضعیت سوالبرانگیز شما را قبول نکند، این امر دردناک خواهد بود. تنها چیزی که واقعاً میتوانید انجام دهید ادامهی خودآزماییتان است و باید بدانید که در یک خانواده غیرحمایتی برای این کار قرار دارید. دانستن حقیقت دربارهی محیط اطرافتان به مر... |
null | I'm a teenage gay girl, and I'm in love with a girl a few years older than me. She loves me too, but we're not physically together at the moment. I've been thinking about being transgender soon too, but my family doesn't accept me, so I honestly don't know what to do about that because I feel like I have to constantly ... | They would probably be helpful to speak with a local mental health professional about this, not because there's anything wrong with the real you, but because having these conversations can be difficult and you may choose to talk about your real self in different ways with different people.Maybe you could talk about you... | من یک دختر همجنسگرا نوجوان هستم و عاشق دختری هستم که چند سال از من بزرگتر است. او هم من را دوست دارد، اما در حال حاضر از نظر جسمی با هم نیستیم. همچنین به زودی در مورد ترنس بودن فکر میکنم، اما خانوادهام مرا نمیپذیرند، بنابراین راستش نمیدانم در این مورد چه کنم، زیرا احساس میکنم باید به طور مداوم خود واقعیام را پنه... | به دلیل اینکه شما بهروشنی اعلام میکنید که همجنسگرا هستید و به نظر میرسد که خود را بهعنوان یک همجنسگرا شناختهاید، در مقایسه با اینکه بهزودی قصد دارید خود را بهعنوان ترنسجندر بشناسید، ممکن است ارزش این را داشته باشد که در نظر بگیرید دربارهی واقعیت همجنسگراییتان و احتمالاً ترنسجندر شدن، با افراد مختلف به رو... |
null | She constantly tells me what I am doing wrong. For once, I want her to be proud of me. It’s like no matter what I do, she does not have one nice word to say to me. She is always hateful towards me and always has been. | The sum total of your value and worth does not get to be decided or measured by how your mother feels about you. Ideally, she would be supportive but that does not seem to be the case. Providing yourself with love, acceptance, validation, and knowing your worth and that you are valid despite her. She could have her ow... | اون همیشه بهم میگه که چه کارایی انجام میدم اشتباهه. برای یک بار هم که شده، میخوام که اون به من افتخار کنه. انگار هر کاری بکنم، هیچ کلمه خوبی برای گفتن به من نداره. اون همیشه نسبت به من نفرت داره و همیشه هم همینطور بوده. | ارزش و لیاقت شما هیچگاه نباید بر اساس احساسات مادرتان درباره شما تعیین یا اندازهگیری شود. ایدهآل این است که او حمایتگر باشد، اما به نظر نمیرسد که اینطور باشد. خودتان را با عشق، قبول داشتن، اعتبار دادن و دانستن ارزش خود تأمین کنید، حتی اگر مادرتان چنین احساسی نداشته باشد. او ممکن است خود با مشکلاتی دست و پنجه نرم ... |
null | She constantly tells me what I am doing wrong. For once, I want her to be proud of me. It’s like no matter what I do, she does not have one nice word to say to me. She is always hateful towards me and always has been. | I'm sad and heartbroken on your behalf.I'm very sorry your mom has such negative views on you.Please know that there must be some reason in her personal history or relationship life which drives her to criticize you so strongly.The natural dynamic is for a mother to love and nurture her child.Unless at some earlier poi... | اون هميشه بهم ميگه که چه كارايي رو اشتباه انجام ميدم. براي يك بار هم كه شده، ميخوام به من افتخار كنه. انگار هر كاري كه بكنم، هيچ حرف خوبيي براي گفتن به من نداره. اون هميشه نسبت به من نفرت داره و هميشه هم همينطور بوده. | من از طرف شما غمگین و دل شکسته هستم. بسیار متاسفم که مادرت چنین دیدگاههای منفی نسبت به تو دارد. لطفاً بدان که حتماً در تاریخ شخصی یا زندگی روابطش دلیلی وجود دارد که او را به شدت به انتقاد از تو سوق میدهد. دینامیک طبیعی بین یک مادر و فرزند باید محبت و پرورش باشد. مگر اینکه در مراحل قبلی رابطهتان به او آسیبهای جدی زد... |
null | She constantly tells me what I am doing wrong. For once, I want her to be proud of me. It’s like no matter what I do, she does not have one nice word to say to me. She is always hateful towards me and always has been. | I imagine this is very difficult and confusing for you.It sounds like there are things for which you are proud of yourself, which is really good. I hope there are also other people in your life that are currently able to recognize the good things that you're doing.If you think your mom would be willing to go to see a l... | اون همیشه بهم میگه که چه کاری رو اشتباه انجام میدم. برای یک بار هم که شده، میخوام که به من افتخار کنه. انگار هر کاری که انجام بدم، هیچ کلمهی خوبی برای گفتن به من نداره. اون همیشه نسبت به من تنفر داره و همیشه هم همینطور بوده. | اگر فکر میکنید که مادرتان حاضر است تا با شما به ملاقات یک متخصص بهداشت روانی محلی برود، این ممکن است مکان مناسبی برای بحث در مورد رابطهای باشد که شما دو نفر دارید. دلیل اینکه من پیشنهاد میکنم ممکن است مکالمهها در آنجا آسانتر باشد این است که گاهی اوقات متخصص بهداشت روانی میتواند به نکات درگیری اشاره کند که برای اف... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | It is understandable that it's very hard for you to hear daily complaints from your mother regarding the caregiving of your niece. You cannot change your mother's feelings and responsibilities, which could create feelings of frustration and helplessness. It must be equally hard for your mother to assume full responsibi... | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم رها کرده، مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و شکایت میکند، اما من دیگر نمیخواهم آن را بشنوم. | این کاملاً قابل درک است که شنیدن شکایات روزانه مادرتان در مورد نگهداری از خواهرزادهتان برای شما بسیار دشوار است. شما نمیتوانید احساسات و مسئولیتهای مادرتان را تغییر دهید، که میتواند منجر به احساس ناامیدی و ناتوانی شود. همچنین باید سختیهای مادرتان را در به عهده گرفتن مسئولیت کامل خواهرزادهتان در زمانی که خواهر شما... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | Then one day when life between you and mom feels calm, tell your mom that you aren't able to listen to her complaints about your sister.The truth exists whether or not it is acknowledged. Bu acknowledging what feels real and necessary in your life, you are helping your mom see what she may not like to see and what ne... | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم ترک کرده مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و ناراحتیاش را میگوید، اما دیگر نمیخواهم آن را بشنوم. | سپس روزی که وضعیت بین شما و مادرتان آرام است، به او بگویید که نمیتوانید به شکایاتش درباره خواهرتان گوش دهید. حقیقت وجود دارد، چه به آن اعتراف شود و چه نه. با پذیرش آنچه در زندگی شما واقعی و ضروری است، به مادرتان کمک میکنید تا آنچه را که ممکن است نخواهد ببیند، اما در عین حال درست در برابرش است، مشاهده کند. هیچ دلیلی ب... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | This sounds stressful.You mentioned that you want to learn how to avoid them. I'm not sure whether you want to avoid them overall or if you would like to ask your mom to maybe only talk to you about it for a few minutes about your niece in each conversation that you have.Maybe you can connect your mom with some support... | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم رها کرده، مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و گلایه میکند، اما من دیگر نمیخواهم این صحبتها را بشنوم. | شما میخواهید از آنها اجتناب کنید یا اینکه فقط از مادرتان بپرسید که در هر مکالمهای که با او دارید، چند دقیقهای درباره خواهرزادهتان صحبت کند؟ شاید بتوانید مادرتان را به منابع حمایتی متصل کنید. به نظر میرسد او بخشی از وجود خود را از دست داده و یا بسیار تحت فشار است؛ چرا که در صحبت با شما اعتماد کافی دارد تا احساساتش... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | This sounds very stressful. Setting boundaries is important to maintaining a peace of mind. If you have not communicated your feelings to your family member, that would be a good first step. Communicate with the intent of simply expressing your feelings and your expectations going forward. Do not blame or shame bec... | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم ترک کرده، مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و شکایت میکند، اما من دیگر نمیخواهم این را بشنوم. | این بسیار استرسزا به نظر میرسد. تعیین مرزها برای حفظ آرامش ذهن ضروری است. اگر احساسات خود را به یکی از اعضای خانوادهتان منتقل نکردهاید، این یک قدم خوب برای شروع خواهد بود. با هدف صرفاً بیان احساسات و انتظاراتتان در آینده ارتباط برقرار کنید. سرزنش یا شرم کردن نکنید، زیرا این موضوع میتواند نیّت شما را مبهم کند. در ... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | Both you and your mom are in a tough spot. She has returned to parenting after she thought she had raised her kids, and while I am sure you'd like to be supportive, you recognize that listening to her complaints really does not help her and drains you. In addition to that, it sounds like Mom's complaining has become ... | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم او را رها کرده مراقبت میکند. او هر روز با من تماس میگیرد و غر میزند، اما من دیگر تمایلی به شنیدن این موضوع ندارم. | شما و مادرتان در وضعیت سختی هستید. او پس از آنکه فکر میکرد فرزندانش را بزرگ کرده است، دوباره به عرصه والدگری بازگشته است و در حالی که مطمئنم میخواهید از او حمایت کنید، متوجه میشوید که گوش دادن به شکایاتش واقعاً به او کمک نمیکند و شما را خسته میکند. علاوه بر این، به نظر میرسد که شکایات مادر به تنها موضوع مکالمهای... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | It is difficult to implement healthy boundaries when the person is a parent or family member. I would encourage you to identify how it makes you feel after talking with your mother. Work on establishing healthy boundaries where you do not feel obligated to engage the complaining daily. Maybe setting a time limit to tal... | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم ترک کرده مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و شکایت میکند، اما من دیگر نمیخواهم به آن گوش کنم. | زمانی که فرد والد یا عضو خانواده باشد، ایجاد مرزهای سالم دشوار است. به شما پیشنهاد میکنم که پس از صحبت با مادرتان، احساس خود را شناسایی کنید. برای ایجاد مرزهای سالم تلاش کنید تا احساس نکنید که مجبور به شنیدن شکایات روزانه هستید. ممکن است تعیین یک محدودیت زمانی برای صحبت با مادرتان و تمرین نحوهی ابراز نظر به صورت قاطع... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | Buy the book "Boundaries: Where You End and I Begin." Read it. Apply it.Seriously, I'm not joking. You're not wrong to "not want to hear it anymore" but if you don't maintain healthy boundaries, you will allow your family to make you feel guilty for "not wanting to hear it anymore". That's not fair to you.Give a copy t... | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم رهایش کرده مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و شکایت میکند، اما من دیگر نمیخواهم به آن گوش دهم. | کتاب "حفظ مرزها: جایی که شما به پایان میرسید و من شروع میکنم" را خریداری کنید. آن را بخوانید و به کار بگیرید. جدی هستم، شوخی نمیکنم. شما اشتباه نمیکنید که "نمیخواهید دوباره آن را بشنوید"، اما اگر مرزهای سالم را حفظ نکنید، اجازه میدهید خانوادهتان شما را به خاطر "نمیخواستن دوباره بشنوید" احساس گناه کند. این عادلا... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | This sounds like a possible boundary issue. Boundaries are important in relationships. They are invisible lines that we will or will not cross. It is up to us to create and hold them. We have the ability to rethink them and change them as needed. It sounds like you have thought it through and would like to makes change... | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم رهایش کرده مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و شکایت میکند، اما من دیگر نمیخواهم به آن گوش بدهم. | این به نظر میرسد که شما به این مسئله فکر کردهاید و میخواهید در رابطهتان با مادرتان تغییراتی ایجاد کنید. در سؤال اصلی، شما میخواهید از یکی از اعضای خانواده فاصله بگیرید، اما در نظرات بعدی به نظر میرسد که شما ممکن است فقط بخواهید از مطرح کردن آن موضوع اجتناب کنید، نه لزوماً از مادر خود. زمانی که مسئله را بررسی کردی... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | Set firm boundaries. Either you can say she can complain for X number of minutes and no more, you change the subject or let her go to voicemail, she can leave as many as she wants and you don’t have to listen, you can delete them. The boundary could be that you do not hear her complaining at all. Boundaries are hard t... | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم رها کرده مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و گلایه میکند، اما دیگر نمیخواهم آن را بشنوم. | مرزهای محکمی تعیین کنید. میتوانید بگویید او میتواند به مدت X دقیقه شکایت کند و نه بیشتر، یا موضوع را تغییر دهید، یا اجازه دهید به پیام صوتی شما برود. او میتواند هر تعداد شکایت که میخواهد بگذارد و شما مجبور نیستید گوش کنید؛ میتوانید آنها را حذف کنید. مرز میتواند این باشد که شما اصلاً شکایت او را نشنوید. تعیین مرزه... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | It sounds as though there is a need to establish some healthy boundaries with your mother. Simply put, a boundary is a line or space between you and another person. It is also a way of defining what behavior is acceptable and unacceptable. When working with clients, I teach them that there are 4 Rules to Setting Health... | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم او را رها کرده است، مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و شکایت میکند، اما من دیگر نمیخواهم این حرفها را بشنوم. | به نظر میرسد که نیاز به ایجاد مرزهای سالم با مادرتان وجود دارد. به طور ساده، مرز یک خط یا فضایی بین شما و شخص دیگری است و همچنین راهی برای تعریف رفتارهای قابل قبول و غیرقابل قبول است. وقتی با مشتریان کار میکنم، به آنها میآموزم که چهار قانون اصلی برای ایجاد مرزهای سالم وجود دارد. اول، مرز باید واضح و قابل تعریف باشد.... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | Heard of Voice Mail? Or Blocking a Number. Email. Stay busy ... be kind but text instead,,, | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم او را رها کرده، مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و شکایت میکند، اما دیگر نمیخواهم به آن گوش بدهم. | از پیام صوتی شنیدهاید؟ یا مسدود کردن یک شماره؟ ایمیل. مشغول باشید... مهربان باشید اما به جای آن پیامک ارسال کنید، |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | Learning how to set healthy boundaries can be life changing! Assertiveness training will help you in all facets of your life. A therapist can help you figure out how much interaction is too much, how to say no and set healthy boundaries, and how to prioritize your needs so you don't become resentful or burned out. | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم او را رها کرده مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و شکایت میکند، اما من دیگر نمیخواهم این صحبتها را بشنوم. | یادگیری چگونگی تعیین مرزهای سالم میتواند زندگیتان را تغییر دهد! آموزش قاطعیت به شما در تمامی جنبههای زندگیتان کمک خواهد کرد. یک درمانگر میتواند به شما کمک کند تا بفهمید چه میزان تعامل بیش از حد محسوب میشود، چگونه نه بگویید و مرزهای سالم را تعیین کنید، و چگونه نیازهای خود را اولویتبندی کنید تا از احساس ناخرسندی ی... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | An easy answer would be to not pick up the phone. But it's your mom! How can you not pick up the phone? So, have you tried telling your mom that this is not something you are willing to contain for her? Have you talked to her about how hearing about it makes you feel? Do you feel safe enough with your words to disclose... | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم او را رها کرده است مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و شکایت میکند، اما من دیگر نمیخواهم این صحبتها را بشنوم. | یک پاسخ آسان این است که تلفن را جواب ندهید. اما این مادر شماست! چطور میتوانید تلفن را جواب ندهید؟ پس آیا سعی کردهاید به مادر خود بگویید که این موضوع چیزی نیست که بخواهید برای او تحمل کنید؟ آیا درباره احساسی که از شنیدن آن پیدا میکنید با او صحبت کردهاید؟ آیا احساس میکنید که به اندازه کافی از نظر کلامی امن هستید تا ... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | Creating healthy boundaries is very helpful but also very difficult at times. Especially, when we’re setting boundaries with family members. A good way to start is to hear your mother and validate her concerns. Let her know that you hear her complaints and can see why some of her concerns may be upsetting. By first val... | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم او را رها کرده است، مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و شکایت میکند، اما دیگر نمیخواهم این موضوع را بشنوم. | ایجاد مرزهای سالم بسیار مفید است، اما در عین حال، گاهی اوقات بسیار دشوار است، به ویژه هنگامی که میخواهیم با اعضای خانواده مرز تعیین کنیم. یک راه خوب برای شروع این است که به مادر خود گوش دهید و نگرانیهای او را تأیید کنید. به او بگویید که شکایاتش را میشنوید و میتوانید درک کنید که چرا برخی از نگرانیهای او ممکن است نا... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | It can really be difficult to listen to someone constantly complain and it can take a lot of emotional energy to be the listening ear to someone struggling. Perhaps having a conversation with your mother about making the communication more productive in nature. It seems like your mother is obviously having some difficu... | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم او را رها کرده مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و شکایت میکند، اما دیگر نمیخواهم این حرفها را بشنوم. | گوش دادن به کسی که به طور مداوم شکایت میکند، میتواند بسیار دشوار باشد و انرژی عاطفی زیادی طلب کند تا به کسی که در حال تلاش است، گوش دهید. شاید بهتر باشد با مادرتان درباره چگونگی کارآمدتر کردن ارتباطات گفتگو کنید. به نظر میرسد مادرتان مشکلاتی دارد و در وضعیت فعلی گیر کرده است، و این وضعیت شما را هم درگیر شکایتهای مک... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | These are common challenges that involve setting healthy boundaries with family, as well as friends and co-workers. Therapy can help you to define, establish and enforce boundaries between self and others by being assertive. This involves determining what things make you uncomfortable and how to communicate that with... | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم ترک کرده مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و شکایت میکند، اما من دیگر نمیخواهم این را بشنوم. | این چالشهای رایج شامل تعیین مرزهای سالم با خانواده، دوستان و همکاران است. terapia میتواند به شما کمک کند تا مرزهای بین خود و دیگران را با ابراز اعتماد به نفس تعریف، ایجاد و اعمال کنید. این شامل شناسایی مواردی است که شما را ناراحت میکند و نحوه ارتباط با آنها بهصورت قاطع، نه منفعل و نه تهاجمی، از طریق اقدامات و زبان ... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | It is important to set boundaries with those that stress you out. I encourage people to validate the other persons feelings by saying "I am sorry you are going through this." Then, to set the boundary bye stating what you need from them or what you are trying to do with your life to destress and that you can't be a lis... | مادرم از خواهر زادهای که خواهرم رها کرده، مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و شکایت میکند، اما دیگر نمیخواهم چیزی بشنوم. | مهم است که با کسانی که به شما استرس میدهند، مرزهایی تعیین کنید. به مردم توصیه میکنم که احساسات دیگران را با این جمله تأیید کنند: "متأسفم که چنین وضعیتی را تجربه میکنید." سپس، مرزها را با بیان نیازهای خود از آنها یا با توضیح اینکه چه چیزی را برای کاهش استرس در زندگی خود تلاش میکنید، مشخص کنید و بگویید که در حال حاض... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | Sounds like it is time to set some boundaries with your mom. You can do this by letting her know that you understand how she is feeling and you understand that she is under a tremendous amount of stress. Validate her feelings and words. After you do that, tell her how hearing about it daily is affecting you let. Le... | مادرم از خواهرزادهام که خواهرم او را رها کرده مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و شکایت میکند، اما من دیگر نمیخواهم این موضوع را بشنوم. | به نظر میرسد زمان آن فرا رسیده که مرزهایی با مادرتان تعیین کنید. شما میتوانید این کار را با این بیان کنید که احساسات او را درک میکنید و میدانید که او تحت فشار زیادی قرار دارد. احساسات و کلمات او را تأیید کنید. پس از آن، به او بگویید که شنیدن این موضوعات بهطور روزانه چگونه بر شما تأثیر میگذارد. به او بگویید که شنی... |
null | My mother takes care of niece whom my sister abandoned. She calls me every day complaining, but I don't want to hear it anymore. | I just want to understand before I answer. Who exactly is complaining? | مادرم از خواهرزادهای که خواهرم او را ترک کرده مراقبت میکند. او هر روز به من زنگ میزند و ناله میکند، اما من دیگر نمیخواهم این را بشنوم. | قبل از اینکه جواب بدم، میخواهم دقیقاً بفهمم که کی دارد شکایت میکند؟ |
null | After I told them, they yelled at me. | Hello, and thank you for your question. I am very sorry that this was your experience with your family. I truly wish I could give you some things to say to them that would change their reaction, but unfortunately I can't do that. Their acceptance of you is a journey, just like coming out is a journey for you. Sometimes... | بعد از اینکه به آنها گفتم، به من yelling کردند. | سلام و متشکرم از سوال شما. بسیار متاسفم که این تجربه را با خانوادهتان داشتید. کاش میتوانستم چیزهایی به شما بگویم که واکنش آنها را تغییر دهد، اما متاسفانه این امکان وجود ندارد. پذیرش شما از سوی خانوادهتان یک سفر است، دقیقاً همانطور که «خروج» شما از منطقه راحتیتان یک سفر است. خانوادهها گاهی اوقات در ابتدا اینگونه ... |
null | After I told them, they yelled at me. | Sending you healing vibes as you endure their being unaccepting. I wanted to share this video about coming out Coming OutI know it is hard when those we love do not accept us as we are. One thing to ask, is this something that you need their approval around? Owning who you are regardless of what others say sometimes ... | بعد از اینکه به آنها گفتم، به من فریاد زدند. | من میخواستم این ویدئو را درباره "بیرون آمدن" با شما به اشتراک بگذارم. میدانم که وقتی کسانی که دوستشان داریم، ما را قبول نمیکنند، چقدر سخت است. یک سوال که باید بپرسید این است که آیا شما به تأیید آنها احتیاج دارید؟ پذیرش خودتان، صرفنظر از آنچه دیگران میگویند، گاهی اوقات کمککننده است. شاید این بخشی از زندگیتان باش... |
null | After I told them, they yelled at me. | To be able to accept, they need to be sensitized that being bisexual isnt wrong ! After sensitization too, they might not be able to accept but your life should move on. Self-acceptance is the key. Coming out in itself needs so much strength and courage, that which you have ! | بعد از اینکه به آنها گفتم، سرم داد زدند. | برای این که بتوانند قبول کنند، باید آگاهی یابند که دوجنسگرا بودن اشکالی ندارد! حتی پس از آگاهی، ممکن است نتوانند قبول کنند، اما زندگی شما باید ادامه یابد. خودپذیری کلید است. بیرون آمدن به خودی خود به قدرت و شجاعت زیادی نیاز دارد، که شما آن را دارید! |
null | After I told them, they yelled at me. | Acceptance is something we cannot control. I would work with someone who can do family systems, even if your family never comes to therapy, you still need to process how the system has changed, or maybe it hasn't changed, maybe there is more realization and you need to process that. I'm sorry they yelled, is that a com... | بعد از اینکه به آنها گفتم، بر سرم فریاد زدند. | پذیرش چیزی است که نمیتوانیم آن را کنترل کنیم. من با کسی کار میکنم که میتواند به مسائل سیستمهای خانوادگی رسیدگی کند، حتی اگر خانوادهتان هرگز به درمان نرود، شما همچنان باید پردازش کنید که چگونه سیستم تغییر کرده است یا شاید تغییر نکرده است. شاید درک بیشتری وجود داشته باشد و شما نیاز دارید که آن را پردازش کنید. متاسفم... |
null | After I told them, they yelled at me. | Coming out to our family can be one of the scariest and bravest things we as LGBTQ do. Sadly, sometimes these family members may not understand or even become scared for us and can lash out by yelling. One thing you may do is to give them time to process their personal emotions. Another thing you may do is to offer to ... | پس از اینکه به آنها گفتم، سرم داد زدند. | بیرون آمدن به خانواده میتواند یکی از ترسناکترین و شجاعانهترین کارهایی باشد که ما به عنوان افراد LGBTQ انجام میدهیم. متأسفانه، گاهی اوقات این اعضای خانواده ممکن است نتوانند درک کنند یا حتی از ما بترسند و با فریاد زدن به ما واکنش نشان دهند. یکی از کارهایی که میتوانید انجام دهید این است که به آنها زمان بدهید تا احسا... |
null | After I told them, they yelled at me. | null | بعد از اینکه به آنها گفتم، بر سرم فریاد زدند. | I'm sorry, but without specific text to work with, I cannot provide a refined translation. Please provide the original text and its translation for me to assist you. |
null | After I told them, they yelled at me. | I am sorry to read that this happened to you. If your family is not supportive of you, this can be a huge challenge. Are you dependent on them in some way (financially, etc.)? This could affect choices you make at this point. Make sure you connect with a supportive community or people and organizations that are afformi... | پس از اینکه به آنها گفتم، به من فریاد زدند. | اگر خانواده شما از شما حمایت نمیکنند، این میتواند چالش بزرگی باشد. آیا به نوعی (مالی و غیره) به آنها وابسته هستید؟ این مسئله میتواند بر انتخابهایی که در این مرحله انجام میدهید تأثیر بگذارد. حتماً با یک جامعه یا افرادی و سازمانهایی که از شما و هویتتان حمایت میکنند، ارتباط برقرار کنید. اگر نمیتوانید از خانوادهت... |
null | After I told them, they yelled at me. | I am so sorry to hear this has been your family’s reaction. It is truly heartbreaking to hear. The important thing to remember is that your identity as bisexual is valid and you are worthy of love, no matter what other people say.The other therapists below have given you some great advice on how to cope with your famil... | بعد از اینکه به آنها گفتم، سر من فریاد زدند. | من خیلی متاسفم که این واکنش خانوادهتان بوده است. واقعاً heartbreaking است که این را میشنوم. نکته مهمی که باید به خاطر بسپارید این است که هویت شما به عنوان دوجنسگرا معتبر است و شما شایسته عشق هستید، صرفنظر از آنچه دیگران میگویند. سایر درمانگران در زیر توصیههای خوبی درباره چگونگی مقابله با واکنش خانوادهتان و مدیریت... |
null | After I told them, they yelled at me. | It sounds like your family responded out of fear! They may need some time to digest the information. This can be hard for a family to hear for several reasons but you should be proud that you had the courage to tell them. Once they realize how brave you were and how much you need their support they will come around.... | بعد از اینکه به آنها گفتم، به من فریاد زدند. | به نظر میرسد خانواده شما به خاطر ترس واکنش نشان دادهاند! ممکن است آنها مدتی برای پذیرش این اطلاعات نیاز داشته باشند. این خبر ممکن است به دلایل مختلف برای یک خانواده سخت باشد، اما شما باید به خاطر شجاعتتان در گفتن حقیقت به آنها افتخار کنید. وقتی آنها متوجه شجاعت شما و نیازتان به حمایتشان شوند، به شما نزدیکتر خوا... |
null | After I told them, they yelled at me. | It's most important that you accept yourself and surround yourself with a group of friends who are kind to you and love you. Family hearing news of any kind for the first time if they are an anxious type of character, will always be tough to digest. Time is important to let it all settle in and also making sure you're ... | بعد از اینکه به آنها گفتم، بر سر من فریاد زدند. | مهم ترین چیز این است که خود را بپذیرید و در کنار گروهی از دوستانی باشید که با شما مهربان و دوستدار شما هستند. وقتی خانواده برای اولین بار هر گونه خبری را میشنوند، اگر شخصیت مضطربی داشته باشند، همیشه دشوار است که آن را بپذیرند. زمان به شما کمک میکند تا همه چیز به آرامش برسد و همچنین باید مطمئن شوید که از خودتان به خوب... |
null | After I told them, they yelled at me. | That has to be incredibly difficult because you were very vulnerable and open about what you were feeling and I imagine the response was very hurtful.Here are a couple of things to do right now:Practice giving yourself some love. Bring your awareness to the room around you and some of the positive energy within you. As... | بعد از اینکه به آنها گفتم، بر سرم داد زدند. | این کار باید بسیار دشوار باشد، زیرا شما بسیار آسیبپذیر و صادقانه در مورد احساسات خود صحبت کردید و تصور میکنم پاسخ آن بسیار آزاردهنده بوده است. در حال حاضر، چند پیشنهاد برای شما دارم: به خودتان عشق ورزیدن را تمرین کنید. توجهتان را به فضای اطرافتان و انرژی مثبت درونتان معطوف کنید. با کمی متمرکز شدن، احتمالاً میتوان... |
null | After I told them, they yelled at me. | I'm sorry your family had such an upsetting response to your news.Maybe eventually they will come around to greater acceptance of you. If this was the first time they heard this fact about your sexuality, the information may have overwhelmed them.It is up to the family members now to realize they handled their reacti... | بعد از اینکه به آنها گفتم، سرم داد زدند. | متاسفم که خانواده شما به این خبر واکنش ناراحتکنندهای نشان دادند. شاید در نهایت آنها به پذیرش بیشتری نسبت به شما برسند. اگر این اولین باری بود که آنها این واقعیت را درباره تمایلات جنسی شما شنیدند، ممکن است این اطلاعات برایشان overwhelming بوده باشد. اکنون این به عهده اعضای خانواده است که متوجه شوند واکنش آنها به گونه... |
null | After I told them, they yelled at me. | There are a lot of ways one could go about handling this kind of conflict. It is hard to know which way might be advisable if we don't know quite why they would yell (or, why would they care who you choose to sleep and/or partner with to begin with?)However, it is of utmost important that you accept yourself as bisexua... | پس از اینکه به آنها گفتم، بر سر من داد زدند. | اما وقتی میتوانید به این پذیرش برسید که شما در جامعه نسبت به گرایش جنسیتان در اقلیت هستید و تمام مسائلی که با آن همراه است و شاید مشکلات دیگری که با آن دارید، تحمل عدم پذیرش خانوادهتان به مراتب آسانتر خواهد شد و شاید بتوانید آن را به عدم بازنگری جدی تعبیر کنید. اما به دلیل اینکه این خانواده است و ما نمیتوانیم خانو... |
null | I have been dating my ex-boyfriend’s cousin for a few years. We have gotten pretty serious. He wants to cut it off because people are giving him a hard time that our kids will be related to my ex. | Does your boyfriend agree with the other people's opinions or is the problem that he feels that doing what they want will be an easy way to stop hearing them say what he doesn't like hearing?Talk through whether he actually believes what the others are telling him or figures that complying will make them stop bothering... | من چند سال است که با پسر عموی دوست پسر سابقم قرار میگذارم. ما خیلی جدی شدهایم. او میخواهد رابطه را قطع کند چون مردم به او سخت میگیرند که فرزندان ما با کسی که قبلاً با او بودم مرتبط خواهند بود. | آیا دوست پسر شما با نظرات دیگران موافق است یا مشکل این است که او احساس میکند انجام خواستههای آنها میتواند راه آسانی برای پایان دادن به شنیدن نظراتی باشد که دوست ندارد؟ درباره این موضوع صحبت کنید که آیا او واقعاً به آنچه دیگران به او میگویند اعتقاد دارد یا فکر میکند اگر از آنها اطاعت کند، دیگر مزاحمش نخواهند شد. ز... |
null | My mom is always bossy and treats me like a child even though I'm in my 20s. She argues with me over stupid stuff. | This sounds like a pretty difficult dynamic and I am sorry to hear how it is impacting you.I would encourage you to try and observe the relationship from an outside perspective to begin with. Try to see what it is that causes your mom to be upset (such as you responding in a tone of voice she doesn't like) and see if ... | مادرم همیشه سلطهجو است و با من مثل یک بچه رفتار میکند، حتی اگر من در دهه بیستم زندگیام باشم. او درباره چیزهای بی اهمیت با من بحث میکند. | اگر میتوانید چیزی را تغییر دهید، مانند لحن صدای خود، از همینجا شروع کنید. همچنین میتوانید از او بپرسید که چه چیزی میتوانید انجام دهید تا به او کمک کنید؛ شاید او از اینکه زبالهها بیرون نرفتهاند، ناراحت باشد. شما همچنین میتوانید بنشینید و با او صحبت کنید، اگر احساس میکنید که این میتواند مفید باشد. در نهایت، شما ... |
null | My mom is always bossy and treats me like a child even though I'm in my 20s. She argues with me over stupid stuff. | This is a common issue. You grow up gradually, and parents often forget to shift their habitual responses according to your newfound level of maturity and growing need for freedom and independance. I'm all for helping you find new ways to cope and interact with your mom. Ultimately, you only have control over yourself,... | مادرم همیشه کنترلگر است و با من مثل یک کودک رفتار میکند، حتی اگر در بیست سالگیام باشم. او به خاطر مسائل بیمعنا با من بحث میکند. | این یک مسئله رایج است. شما به تدریج بزرگ میشوید و والدین اغلب فراموش میکنند که واکنشهای عادیشان را با توجه به سطح تازهی شما از بلوغ و نیاز رو به رشد به آزادی و استقلال تغییر دهند. اگر بتوانید پاسخهای او را به عنوان عادتهایی ببینید، نه به عنوان انعکاسی از احساساتش نسبت به شما، میتوانید آرامتر باشید. در نهایت، ش... |
null | My mom made a lot of mistakes a couple years back, and I can't seem to forgive her. I want to say that it's okay, but I can't. I feel like even if I did forgive her, I wouldn't be able to say it to her face. | How someone feels when they forgive another, is at peace with themselves and their understanding of what went wrong, who was responsible for what in the situation, and clarity on their own motivation, actions, emotions including pain, regret, resentment, sadness.These steps ideally allow a new door to open in order to ... | مادرم چند سال پیش اشتباهات زیادی کرد و من نمیتوانم او را ببخشم. میخواهم بگویم که مشکلی نیست، اما نمیتوانم. احساس میکنم حتی اگر او را ببخشم، نمیتوانم این را به او بگویم. | وقتی کسی احساس میکند که دیگران را میبخشد، در درون خود با آرامش و درک صحیح از آنچه اشتباه پیش رفته و اینکه چه کسی مسئول چه کاری در این وضعیت است، مواجه میشود و در انگیزهها، اقدامات و احساسات خود از جمله درد، پشیمانی، کینه، و غم و اندوه روشن است. این مراحل بهطور ایدهآل اجازه میدهد تا درب جدیدی برای توسعه مسیرهای ن... |
null | My mom made a lot of mistakes a couple years back, and I can't seem to forgive her. I want to say that it's okay, but I can't. I feel like even if I did forgive her, I wouldn't be able to say it to her face. | Hi Cleveland, I think I get what you're feeling. You're scared that if you forgive your mom, that would mean it wasn't so bad, or she'll think it's okay to do it again, or she won't realize how hurt you are. I invite you to look at forgiveness in a different way. Forgiveness doesn't have to mean what she did was okay. ... | مادرم چند سال پیش اشتباهات زیادی مرتکب شد و من نمیتوانم او را ببخشم. میخواهم بگویم که مشکلی ندارد، اما نمیتوانم. احساس میکنم حتی اگر او را ببخشم، نمیتوانم این را به رو در رو به او بگویم. | کلیولند، فکر میکنم متوجه احساساتت شدهام. تو میترسی که اگر مادرت را ببخشی، به این معنا باشد که آنچه او انجام داده چندان بد نبوده، یا او فکر کند که انجام دوبارهاش اشکالی ندارد، یا اینکه متوجه نشود چقدر راجع به رفتار او آسیب دیدهای. از تو دعوت میکنم که به بخشش بهگونهای دیگر نگاه کنی. بخشش به این معنا نیست که آنچه ... |
null | My wife and mother are having tense disagreements. In the past, they’ve had minor differences. For example, my wife would complain to me my mother is too overbearing; my mother would complain my wife is lazy.
However, it’s intensified lately. I think the cause is my wife talked back to her once. Now, any little disagr... | What you are describing is something psychologists have termed "triangulation" which is what happens when one family member will not talk to the one they have a problem with and goes to a third member of the family to complain instead. You have been "triangulated" by your wife and mother.This is often seen in families.... | همسر و مادرم دچار اختلاف نظرهای شدیدی شدهاند. در گذشته، آنها تنها اختلافات جزئی داشتند. به عنوان مثال، همسرم به من شکایت میکرد که مادرم بیش از حد کنترلکننده است؛ مادرم هم از همسرم شکایت میکرد که تنبل است. با این حال، این وضعیت اخیراً تشدید شده است. فکر میکنم دلیلش این است که همسرم یک بار با او صحبت کرده است. اکنون... | این چیزی است که روانشناسان آن را "تراژید" مینامند، که زمانی اتفاق میافتد که یک عضو خانواده با کسی که با او مشکل دارد صحبت نکند و به جای آن به یک عضو سوم خانواده شکایت کند. شما توسط همسرتان و مادرتان در این وضعیت "تراژید" شدهاید. این موضوع معمولاً در خانوادهها دیده میشود. این مسئله در هر جایی وجود دارد. چند بار برا... |
null | My wife and mother are having tense disagreements. In the past, they’ve had minor differences. For example, my wife would complain to me my mother is too overbearing; my mother would complain my wife is lazy.
However, it’s intensified lately. I think the cause is my wife talked back to her once. Now, any little disagr... | One choice is for you and your wife to decide together what are reasonable ways and expectations to have of your mother.From what you write it sounds like your wife and you have differences as to what is the proper and right way to talk with your mother.Once the both of you agree on overall philosophy and some specific... | همسر و مادرم در حال حاضر اختلاف نظرهای شدیدی دارند. در گذشته، آنها اختلافات جزئی داشتهاند. برای مثال، همسرم به من شکایت میکرد که مادرم بیش از حد مداخلهگر است و مادرم نیز به من اعتراض میکرد که همسرم تنبل است. با این حال، این وضعیت اخیراً تشدید شده است. فکر میکنم دلیل آن این است که همسرم یک بار با او صحبت تندی کرده ... | یکی از گزینهها این است که شما و همسرتان بهطور مشترک درباره انتظارات منطقی از مادرتان تصمیم بگیرید. از آنچه مینویسید، به نظر میرسد که شما و همسرتان در مورد نحوه صحیح صحبت با مادرتان اختلاف نظر دارید. به محض اینکه هر دوی شما در مورد فلسفه کلی و برخی جزئیات خاص به توافق رسیدید، از مادرتان بخواهید زمانی را برای بحث درب... |
null | It was over 20 years ago, but the pain has resurfaced again now because I have started seeing her Facebook posts about how great her life is. I feel so angry. How can I handle this? | First thing that you must realize is that most people only post the "best parts" of their lives on Facebook, some people even go so far as to make their lives seem better or more interesting and post mostly false views of their life. Facebook is watered down, candied version of our life, you put on there only what you ... | بیش از بیست سال پیش بود، اما اکنون دوباره آن درد بازگشته است چون شروع به دیدن پستهای فیسبوک او دربارهٔ اینکه چقدر زندگیاش عالی است کردهام. احساس خشم میکنم. چگونه میتوانم با این وضعیت کنار بیایم؟ | اولین چیزی که باید متوجه شوید این است که بیشتر مردم فقط بهترین قسمتهای زندگی خود را در فیسبوک به اشتراک میگذارند. برخی حتی به اندازهای پیش میروند که زندگیشان را جذابتر یا بهتر از آنچه که هست نشان دهند و بیشتر دیدگاههای نادرست دربارهی زندگیشان را منتشر میکنند. فیسبوک نسخهای رقیقشده و شیرینشده از زندگی ماست؛... |
null | It was over 20 years ago, but the pain has resurfaced again now because I have started seeing her Facebook posts about how great her life is. I feel so angry. How can I handle this? | Emotional pain is different from physical pain that way, isn't it? Even many years later, an old wound can be ripped open again by a small trigger.You were betrayed by two people close to you. That's a complex injury. I don't know whether you're still in the marriage or not, or whether your sister is still in your life... | بیش از بیست سال پیش بود، اما اکنون درد دوباره دوباره ظاهر شده است زیرا من شروع به دیدن پستهای فیسبوک او دربارهی اینکه چقدر زندگیاش عالی است کردهام. احساس خشم میکنم. چگونه میتوانم با این وضعیت کنار بیایم؟ | Emotional pain is different from physical pain in that way, isn't it? Even many years later, an old wound can be reopened by a small trigger. You were betrayed by two people close to you, which is a complex injury. I don't know whether you're still in the marriage or whether your sister is still a part of your life. Pe... |
null | It was over 20 years ago, but the pain has resurfaced again now because I have started seeing her Facebook posts about how great her life is. I feel so angry. How can I handle this? | What is going on in your life that brings up more sensitivity to the affair?The best way of handling your hurt is by noticing your own feelings and the current circumstances that increase your sense of pain.Concentrate on your own life and making your life the best it can be. | بیش از بیست سال پیش بود، اما اکنون درد دوباره بروز کرده است، زیرا شروع به دیدن پستهای فیسبوک او درباره اینکه زندگیاش چقدر عالی است، کردهام. احساس خشم میکنم. چگونه میتوانم با این احساس کنار بیایم؟ | چه اتفاقی در زندگی شما میافتد که نسبت به رابطه حساسیت بیشتری پیدا میکنید؟ بهترین راه برای مدیریت درد شما این است که به احساسات خود و شرایط فعلی که حس درد شما را تشدید میکند، توجه کنید. بر روی زندگی خود تمرکز کنید و سعی کنید آن را به بهترین نحو بسازید. |
null | It was over 20 years ago, but the pain has resurfaced again now because I have started seeing her Facebook posts about how great her life is. I feel so angry. How can I handle this? | A mediated safe talk session between. You and your sister.Then, you and your husband have a mediated safe talk. So both hear what you feel in the respective relationships. Possibly the last step is a mediated safe talk with sister, husband and youcoversation, in the future. | بیش از بیست سال پیش بود، اما حالا دوباره درد زنده شده، چون شروع به دیدن پستهای فیسبوک او در مورد اینکه چقدر زندگیاش فوقالعاده است کردهام. احساس خشم میکنم. چگونه میتوانم با این موضوع کنار بیایم؟ | سپس شما و شوهرتان یک جلسه گفتگوی امن و میانجیگری شده را برگزار میکنید، به طوری که هر دو احساسات خود را در روابط مربوطه بشنوید. احتمالاً آخرین مرحله یک جلسه گفتگوی امن و میانجیگری شده با خواهر، شوهر و شما در آینده خواهد بود. |
null | It was over 20 years ago, but the pain has resurfaced again now because I have started seeing her Facebook posts about how great her life is. I feel so angry. How can I handle this? | Affairs and infidelity are tough areas to address. The power of the affair comes from the feeling of injustice that seems to have happened to you. The struggle I notice people have is with the forgiveness. Forgiveness is something that is asked of you from your partner but also you have the power to give. I assume you ... | بیش از بیست سال پیش بود، اما درد دوباره ظاهر شده است زیرا تازه شروع کردهام به دیدن پستهای فیسبوک او درباره اینکه چقدر زندگیاش عالی است. احساس خشم میکنم. چگونه میتوانم با این موضوع کنار بیایم؟ | بخشیدن و خیانت، موضوعاتی هستند که پردازش آنها دشوار است. قدرت خیانت ناشی از احساسی از بیعدالتی است که به نظر میرسد به شما تحمیل شده است. مبارزهای که من متوجه میشوم مردم با آن مواجهاند، مسئله بخشش است. بخشش چیزی است که از شما خواسته میشود، اما شما همچنین قدرت ارائه آن را دارید. فرض میکنم که شما میخواهید ببخشید ... |
null | My mom and dad got divorced four years ago. I had to finish out the school year with my dad, and now they are deciding which place is best for me. I can't choose. How can I choose if I love both places? | If you've already stated to your parents that you'd like your opinion to be considered, and listed the key areas you'd like them to keep in mind when making a final decision as to which house you will live, then you've done all you possibly and reasonably can do.Since you wrote that you have difficulty to decide in whi... | پدر و مادرم چهار سال پیش از هم جدا شدند. من باید سال تحصیلی را با پدرم تمام میکردم و حالا آنها در حال تصمیمگیری هستند که کدام مکان برای من بهترین است. من نمیتوانم انتخاب کنم. چگونه میتوانم انتخاب کنم وقتی هر دو مکان را دوست دارم؟ | اگر شما قبلاً به والدین خود گفتهاید که میخواهید نظر شما مورد توجه قرار گیرد و زمینههای کلیدی را که تمایل دارید آنها در هنگام تصمیمگیری نهایی درباره خانهای که در آن زندگی خواهید کرد، در نظر بگیرند، ذکر کردهاید، آنگاه شما تمام کاری را که ممکن و معقول بوده، انجام دادهاید. از آنجا که شما نوشتهاید که در تصمیمگیری د... |
null | My mom and dad got divorced four years ago. I had to finish out the school year with my dad, and now they are deciding which place is best for me. I can't choose. How can I choose if I love both places? | I don't know how old you are, but depending on that, you may be able to talk with them about spending some time in both places. Even parents who live in different states can do that sometimes. It's not as frequent as spending one week at one house and the next week and the other, but I know that it happens.If you can t... | پدر و مادرم چهار سال پیش از هم جدا شدند. من مجبور شدم سال تحصیلی را با پدرم به پایان برسانم و حالا آنها در حال تصمیمگیری هستند که کدام مکان برای من بهتر است. من نمیتوانم انتخاب کنم. چگونه میتوانم انتخاب کنم وقتی که هر دو مکان را دوست دارم؟ | من نمیدانم چند سال دارید، اما بسته به آن، ممکن است بتوانید با آنها دربارهی گذراندن زمانی در هر دو مکان صحبت کنید. حتی والدینی که در ایالتهای مختلف زندگی میکنند میتوانند گاهی این کار را انجام دهند. این به اندازهی صرف یک هفته در یک خانه و هفتهی بعد در خانهی دیگر رایج نیست، اما میدانم که این اتفاق میافتد. اگر بت... |
null | I have known I was always different. This year, in December, I found out that I never felt female. I did research and have identified myself as male but don't know how to tell my dad. | I admire your courage.If you are concerned about telling your dad regarding your gender identity, I would suggest a couple of things. There are a lot of groups or other supports for people who are working through some of the same changes that you may be going through now. I don't mean to convey that everyone thinks, fe... | من همیشه میدانستم که متفاوت هستم. امسال در دسامبر، متوجه شدم که هرگز احساس زن بودن نکردهام. تحقیقات کردم و خود را مرد معرفی کردم، اما نمیدانم چطور این موضوع را به پدرم بگویم. | اگر نگران گفتن به پدرتان در مورد هویت جنسیتی خود هستید، چند نکته را به شما پیشنهاد میکنم: در صورتی که در گوگل به دنبال "پشتیبانی ترانسجندر" بگردید، میتوانید GLAAD و PFLAG را پیدا کنید که هر دو سازمان ملی هستند. این به این معنا نیست که شما باید خودتان را به عنوان یک ترانسجندر معرفی کنید، اما تحقیق در مورد این موضوع مم... |
null | I have known I was always different. This year, in December, I found out that I never felt female. I did research and have identified myself as male but don't know how to tell my dad. | In part the answer depends on your age.If you are legally a minor, then consulting with a doctor for guidance on transitioning, will require your father or whoever else pays for your health insurance.The way to tell him if it is a necessity, and even if you are older and would like him to know your truth, is as follows... | من همیشه میدانستم که متفاوت هستم. امسال در دسامبر، متوجه شدم که هرگز احساس زن بودن نکردهام. تحقیق کردم و خودم را به عنوان مرد معرفی کردم، اما نمیدانم چگونه این موضوع را به پدرم بگویم. | در این صورت، اگر شما از نظر قانونی یک نابالغ هستید، مشاوره با یک پزشک برای راهنمایی در مورد انتقال، به پدر شما یا هر کسی که برای بیمه درمانی شما پرداخت میکند، بستگی دارد. اگر این ضرورت باشد و حتی اگر شما بزرگتر هستید و میخواهید او را از حقیقت خود مطلع کنید، به شرح زیر عمل کنید: دلایل تردید خود برای صحبت با او را شناس... |
null | I have known I was always different. This year, in December, I found out that I never felt female. I did research and have identified myself as male but don't know how to tell my dad. | Hello, and thank you for your question. This is certainly a tough spot. I have a few thoughts and perhaps some colleagues will add some things. You may want to spend a few minutes calling to mind any conversations that you have had with your father about transgender issues, or if you have ever heard him talk about it. ... | من همیشه میدانستم که متفاوت هستم. امسال در ماه دسامبر متوجه شدم که هرگز احساس زن بودن نکردهام. تحقیق کردم و خودم را به عنوان مرد شناختم، اما نمیدانم چطور این موضوع را به پدرم بگویم. | سلام و ممنون از سوال شما. این قطعاً موقعیت سختی است. من چند فکر در این مورد دارم و شاید برخی از همکاران نکات دیگری اضافه کنند. ممکن است بخواهید چند دقیقهای را صرف یادآوری هر گفتوگویی که با پدرتان درباره مسائل ترنسجندر داشتهاید کنید، یا اگر تا به حال او را در مورد این موضوع صحبت کردهاید. این ممکن است به شما سرنخ کوچ... |
null | My parents hate me. | I'm sad for you to feel hated by your parents.Only they would know the reason for the discrepancy in how they treat you and your sibling.Know that every human being deserves love and respect.That they treat you less well than your sibling has reasons which you may or may not care to theorize on.Regardless of their reas... | پدر و مادرم از من نفرت دارند. | متاسفم که شما احساس می کنید والدینتان شما را دوست ندارند. تنها آنها می توانند دلیل تفاوت در رفتارشان با شما و خواهر یا برادر شما را بدانند. بدانید که هر انسان مستحق عشق و احترام است. اینکه آنها با شما کمتر از خواهر یا برادر تان رفتار می کنند، دلایلی دارد که ممکن است بخواهید درباره اش فکر کنید. با این حال، رفتار آنها نس... |
null | They broke up recently. She was a huge part of my life. | The possible pathways for you depend on whether you'd be wiling to be straightforward with both your mom and her gf about your own emotions about their breakup.Start by talking with your mom, because she has the more potent and the more long term relationship meaning in your life.Open the conversation as your genuine n... | اونا به تازگی از هم جدا شدن. او بخش مهمی از زندگی من بود. | مسیرهای احتمالی برای شما به این بستگی دارد که آیا میخواهید در مورد احساسات خود نسبت به جدایی آنها با مادر و دوستدخترش صادق باشید یا نه. با صحبت با مادر خود شروع کنید، زیرا او رابطهای قویتر و طولانیمدتتر در زندگی شما دارد. گفتوگوی خود را بهعنوان نیاز واقعیتان برای یک توافق مثبت در قبال پایان رابطهشان آغاز کنی... |
null | My mother has Alzheimer's and I can see that she has lost some of her intellectual abilities. Even though I know this disease is not her fault, I’m still finding it difficult to separate my own feelings of disappointment and frustration when my mom seems to ignore my opinions and wishes, and seems | Good observation on your part, to distinguish that your feelings in relation to your mom are not necessarily connected to the way she handles her part of the relation toward you.Has your mom usually ignored your opinions and wishes in relating to you?If prior to the onset of Alzheimer's, she never examined her way of r... | مادرم آلزایمر دارد و میتوانم ببینم که او برخی از تواناییهای شناختیاش را از دست داده است. با اینکه میدانم این بیماری تقصیر او نیست، هنوز هم برایم دشوار است که احساسات ناامیدی و ناامیدیام را از هم تفکیک کنم وقتی مادرم به نظر میرسد نظرات و خواستههایم را نادیده میگیرد. | اگر قبل از شروع آلزایمر، او هرگز روش ارتباط خود با شما را مورد بررسی قرار نداده است و اگر هیچ یک از شما هرگز یک مکالمه باز درباره احساسات خود نسبت به نگرش و رفتار او با شما نداشتهاید، آنگاه رابطه شما و مادرتان به شیوههایی غیر از گفتوگوی منطقی تغییر خواهد کرد. او ممکن است به نادیده گرفتن یا فراموش کردن خواستههای شم... |
null | My mother has Alzheimer's and I can see that she has lost some of her intellectual abilities. Even though I know this disease is not her fault, I’m still finding it difficult to separate my own feelings of disappointment and frustration when my mom seems to ignore my opinions and wishes, and seems | There are many conflicting emotions and tasks that arise when one becomes a caretaker for their parent. Expressing positive emotions to her (i.e. "Mom, I love and care for you, and enjoy our time together. I'm sorry I can't stay long"( may help re-frame your thoughts and have a fresh perspective on the situation. Addit... | مادرم دچار آلزایمر است و میتوانم ببینم که او برخی از تواناییهای شناختی خود را از دست داده است. با وجود اینکه میدانم این بیماری تقصیر او نیست، هنوز برایم دشوار است که احساسات ناامیدی و frustration خود را از هم جدا کنم وقتی که به نظر میرسد مادرم نظرات و آرزوهای من را نادیده میگیرد و به حالت انفعالی فرو میرود. | بسیاری از احساسات متناقض و وظایف زمانی رخ میدهند که فردی مسئولیت مراقبت از والدین خود را بر عهده میگیرد. بیان احساسات مثبت به او (مانند: "مادر، من تو را دوست دارم و به تو اهمیت میدهم و از وقت گذراندن با تو لذت میبرم. متاسفم که نمیتوانم مدت طولانی بمانم") ممکن است به بازسازی افکار شما و به دست آوردن دیدگاه تازهای... |
null | I have a mother who is still running my life even though I'm almost 30 years old. I want to move out and live my own life, but it feels like as long as I do what my mom wants our relationship is okay. It's never okay if I don't do what she wants. I don't know how to start making my own decisions and not worry about ... | If the only way the relationship you have with your mother feels "okay" is when she is the only one who makes decisions concerning your life, then this only seems ok.In fact it is not okay for one person to be the authority for another person unless the one for whom this is being done, does not have their own ability t... | من مادری دارم که هنوز زندگیام را کنترل میکند، با وجود اینکه تقریباً سی سالهام. میخواهم مستقل شوم و زندگی خودم را داشته باشم، اما احساس میکنم تا زمانی که خواستههای مادرم را انجام دهم، رابطهمان خوب است. اگر آنچه او میخواهد را انجام ندهم، هیچگاه اوضاع خوب نیست. نمیدانم چطور میتوانم تصمیمات خودم را بگیرم و نگران... | اگر تنها راهی که رابطه شما با مادرتان را "خوب" میداند این است که او تنها کسی باشد که تصمیمات مربوط به زندگی شما را میگیرد، این تنها به نظر خوب میآید. در واقع، نادرست است که یک فرد مقام شخص دیگری باشد، مگر اینکه فردی که این کار برای او انجام میشود، نتواند به طور مستقل فکر کند. جدا کردن خواستهها و نحوه برخورد با مسا... |
null | I have a mother who is still running my life even though I'm almost 30 years old. I want to move out and live my own life, but it feels like as long as I do what my mom wants our relationship is okay. It's never okay if I don't do what she wants. I don't know how to start making my own decisions and not worry about ... | ABSOLUTELY. Having someone who's outside the situation and, even more so, with knowledge and experience in human behavior and relationship dynamics such as a counselor can do wonders in helping us feel less alone in frustrating situations like the one you're currently stuck in with your mother. A professional can als... | من مادری دارم که هنوز زندگیام را مدیریت میکند، با وجود اینکه من تقریباً سی ساله هستم. میخواهم مستقل شوم و زندگی خودم را بزارم، اما احساس میکنم تا زمانی که خواستههای مادرم را برآورده کنم، رابطهمان خوب است. هرگز خوب نیست اگر آنچه را او میخواهد انجام ندهم. نمیدانم چگونه میتوانم تصمیمات خودم را بگیرم و نگران نباشم... | داشتن کسی که خارج از موقعیت است و حتی بیشتر از آن، با دانش و تجربه در رفتار انسانی و دینامیک روابط مانند یک مشاور میتواند کمک شایانی به ما کند تا در موقعیتهای ناامید کنندهای مانند آنچه که هماکنون با مادرتان مواجه هستید، کمتر احساس تنهایی کنیم. یک متخصص همچنین میتواند به شما در پیدا کردن تکنیکهای خودابرازگری، استر... |
null | I have known her for years. She was dating my brother-in-law when we met. My kids think of her as their aunt. On Halloween 2014, I lost my mom to cancer. My mom and dad were still married when she passed away. My friend was there for me through that and my own cancer diagnosis. She has been a very big part of both me a... | Hi Lincoln,It can be very difficult for children who have lost a parent to then see their other parent moving forward with anyone, so I understand how this change is even more upsetting to you. And...your father and your friend have clearly established a friendship and fallen in love. Did you see this coming? I hope th... | سالهاست که او را میشناسم. وقتی با شوهر خواهرم آشنا شدم، او با او در ارتباط بود. بچههای من او را به عنوان خالهای برای خود میدانند. در هالووین ۲۰۱۴، مادرم را بر اثر سرطان از دست دادم. وقتی او درگذشت، پدر و مادرم هنوز با هم married بودند. دوست من در آن زمان و همچنین در مرحله تشخیص سرطان من کنارم بود. او بخش بسیار مهم... | سلام لینکلن، برای بچههایی که یکی از والدینشان را از دست دادهاند، دیدن اینکه والد دیگرشان با کسی پیش میرود میتواند بسیار دشوار باشد، بنابراین من میفهمم که این تغییر برای شما حتی بیشتر ناراحتکننده است. و... پدر و دوست شما به وضوح دوستی برقرار کرده و عاشق یکدیگر شدهاند. آیا شما این موضوع را پیشبینی میکردید؟ امیدو... |
null | I have known her for years. She was dating my brother-in-law when we met. My kids think of her as their aunt. On Halloween 2014, I lost my mom to cancer. My mom and dad were still married when she passed away. My friend was there for me through that and my own cancer diagnosis. She has been a very big part of both me a... | How are you measuring whether or not your dad understands your wish?Your dad understanding your wish does not mean he will necessarily follow through with what you want.Based on what you describe about your relationship to the woman in question, your discomfort with the idea of your dad marrying your friend, is reasona... | سالهاست که او را میشناسم. وقتی با شوهر خواهرم آشنا شدم، او با او در حال دوستی بود. بچههای من او را خاله خود میدانند. در هالووین 2014، مادرم را به خاطر سرطان از دست دادم. وقتی او درگذشت، پدر و مادرم هنوز با هم married بودند. دوست من در آن زمان و همچنین در زمان تشخیص سرطان خودم در کنارم بود. او بخش بسیار بزرگی از زندگ... | آیا میخواهید بدانید که آیا پدرتان خواسته شما را درک میکند یا نه؟ درک خواسته شما از سوی پدر به این معنا نیست که او لزوماً به آن عمل خواهد کرد. با توجه به توصیف شما از رابطهتان با آن زن، نارضایتی شما از فکر ازدواج پدرتان با دوستتان منطقی است. یک مکالمه با پدرتان داشته باشید که شامل دیدگاه شما باشد و همچنین از او دربار... |
null | I have known her for years. She was dating my brother-in-law when we met. My kids think of her as their aunt. On Halloween 2014, I lost my mom to cancer. My mom and dad were still married when she passed away. My friend was there for me through that and my own cancer diagnosis. She has been a very big part of both me a... | That's intense. This person moving from a friend of yours to both a friend of yours and, in a sense, your step mom is a lot. I wonder if you have let your dad know what's going through your mind with this and how it is affecting you. I can imagine that could feel awkward and emotional. Still, getting him to understand... | سالهاست که او را میشناسم. او وقتی با شوهرخواهرم آشنا شدم، با او در ارتباط بود. بچههای من او را به عنوان خاله خود میشناسند. در هالووین ۲۰۱۴، مادرم را به علت سرطان از دست دادم. وقتی او فوت کرد، پدر و مادرم هنوز با هم ازدواج کرده بودند. دوستم در آن زمان و همچنین در دوران تشخیص سرطان من در کنارم بود. او بخش بسیار مهمی ... | این شخص که از دوست شما به دوست شما و در یک معنا، به مادرخوانده شما تبدیل میشود، خیلی هم سنگین است. من تعجب میکنم آیا شما به پدرتان گفتهاید که در ذهنتان چه میگذرد و این موضوع چگونه بر شما تأثیر میگذارد. میتوانم تصور کنم که این ممکن است احساس راحتی و ناراحتی را در شما ایجاد کند. با این حال، ممکن است درک او به سادگی... |
null | I'm an adult, facing problems with my mom. She's way too controlling. She decides things for me, disregarding whatever I say. I tried explaining my side to her calmly, but she eventually gets angry and doesn't wish to listen to me regardless of how I speak to her. | The part of your life which is in your control is the way you handle what your mom does and the way she talks to you.It is possible the two of you have very different opinions on a great number of matters.Each person, including you, has the right to decide whether and how to respond to someone.Stick up for your own rig... | من یک بزرگسال هستم و با مادرم مشکلاتی دارم. او خیلی کنترلگر است. او به جای من تصمیمگیری میکند و هر چیزی که میگویم را نادیده میگیرد. من سعی کردم با او به آرامی صحبت کنم و نظر خود را توضیح دهم، اما او در نهایت عصبانی میشود و نمیخواهد به من گوش بدهد، صرفنظر از اینکه چگونه با او صحبت میکنم. | بخشی از زندگی شما که تحت کنترل شماست، نحوهی برخورد شما با رفتارهای مادرت و شیوهی صحبت او با شماست. ممکن است شما دو نفر در مورد بسیاری از مسائل نظرات بسیار متفاوتی داشته باشید. هر فرد، از جمله شما، حق دارد تصمیم بگیرد که آیا و چگونه به کسی پاسخ دهد. حق شما برای داشتن نظرات مستقل تحت تأثیر عدم پذیرش آنها توسط او قرار ن... |
null | My older brother (in his 60s) started dating a lady with Asperger's. She is hyper-sexual and flirty. She does not understand boundaries. They’ve been dating for a few months, and she's talking marriage. Another sibling and his wife have met her, and they have said she is never invited back. My brother always picks simi... | If you and your brother are open w each other and respect each other’s opinions then there is little risk your relationship with him will end.If there already is strong animosity, mistrust, dislike between both of you then there is more chance he will not seriously consider your advice.For your own peace of mind, say w... | برادر بزرگترم (در دهه شصت زندگیش) شروع به قرار گذاشتن با زنی مبتلا به اسپرگر کرده است. او بسیار جنسی و فریبنده است و مرزها را نمیفهمد. آنها چند ماه است که با هم هستند و او درباره ازدواج صحبت میکند. برادر دیگر و همسرش او را ملاقات کردهاند و گفتهاند که هرگز دعوت نخواهد شد. برادر من همیشه از این نوع خانمها انتخاب می... | اگر شما و برادرتان با یکدیگر صادق باشید و به نظرات یکدیگر احترام بگذارید، خطر اندکی وجود دارد که رابطه شما با او به پایان برسد. اگر پیشتر دشمنی قوی، بیاعتمادی یا عدم علاقه بین شما ایجاد شده باشد، احتمال اینکه او بهطور جدی به توصیههای شما توجه کند کمتر خواهد بود. برای آرامش خاطر خود، هر چیزی که احساس میکنید باید به... |
null | My older brother (in his 60s) started dating a lady with Asperger's. She is hyper-sexual and flirty. She does not understand boundaries. They’ve been dating for a few months, and she's talking marriage. Another sibling and his wife have met her, and they have said she is never invited back. My brother always picks simi... | This is tricky and quite delicate.I wonder if you could talk with your brother about whether he would be willing to have a discussion with you about something that is important to you. I would also suggest trying to make clear your true intentions. For example:Telling him that he has the right to do what he wants with ... | برادر بزرگتر من (در دهه شصت) با یک خانم مبتلا به سندرم اسپرگر قرار گذاشته است. او بسیار پرتحرک و فریبنده است و درک درستی از مرزها ندارد. آنها برای چند ماه با هم در رابطه بودهاند و او در حال صحبت درباره ازدواج است. برادر دیگری و همسرش او را ملاقات کردهاند، و آنها گفتهاند که هرگز دوباره دعوت نخواهد شد. برادر من همیشه ... | برای مثال: به او بگویید که حق دارد با هر کسی که میخواهد قرار بگذارد. به او بگویید که شما درباره این موضوع با او صحبت میکنید چون به او اهمیت میدهید و رابطهتان با او برایتان مهم است و او را دوست دارید. همچنین سعی کنید به نمونهها یا ایدههایی که قابل مشاهده هستند پایبند باشید (برای مثال، وقتی این اتفاق میافتد، من مت... |
null | I'm a teenager, and I know the importance of my upcoming schooling. However, no matter how much I put in my best effort, my family thinks I have done zero effort in total. What can I do? | Your family's opinion is quite demoralizing.Unless you are lying to yourself or to them, then your best effort deserves appreciation and support from family.The family members may have reasons besides the actual outcome of your school work to be so blind to your investment of effort.Maybe they target onto you their unh... | من یک نوجوان هستم و میدانم که اهمیت تحصیلات آیندهام چقدر زیاد است. اما هرچقدر هم که تلاش کنم، خانوادهام فکر میکنند که من بهطور کلی هیچ تلاشی نکردهام. چه کار میتوانم بکنم؟ | تا زمانی که به خودتان یا آنها دروغ نگویید، بهترین تلاش شما شایسته تحسین و حمایت خانواده است. اعضای خانواده ممکن است به دلایل دیگری، غیر از نتیجه واقعی کار مدرسهتان، به تلاشهای شما بیتوجه باشند. شاید آنها ناراحتیهای خود را از جنبههای دیگر زندگیشان بر روی شما متمرکز کردهاند. وقتی کسی میخواهد از بررسی خود اجتناب ک... |
Subsets and Splits
No community queries yet
The top public SQL queries from the community will appear here once available.