Unnamed: 0
float64
Patient
stringlengths
1
2.7k
Therapist
stringlengths
1
32.7k
Translated Patient
stringlengths
1
2.63k
Translated Therapist
stringlengths
3
7.25k
null
I am pretty sure I have depression and anxiety. I also have voices in my head. I have problems sleeping too. I've already been diagnosed with attention-deficit disorder and obsessive-compulsive disorder. I have self-harmed in the last and used to be suicidal. How do I tell them this and ask for therapy?
What stops you now from telling your parents the way you are feeling?Do you imagine asking them for therapy would be a surprise for them?If they're paying attention to you at all, then I imagine they'd feel relief to know you're aware of having some feelings within yourself of a problem.If you believe they'd have a neg...
من مطمئن هستم که افسردگی و اضطراب دارم. همچنین صداهایی در ذهنم می‌شنوم. من در خوابیدن هم مشکل دارم. قبلاً با اختلال بیش‌فعالی و کمبود توجه و اختلال وسواس فکری-عملی تشخیص داده شدم. در گذشته خودم را آسیب زده‌ام و سابقه خودکشی داشته‌ام. چگونه می‌توانم این موارد را به آنها بگویم و درخواست درمان کنم؟
آیا تصور می‌کنید که درخواست کمک از آنها برایشان تعجب‌آور خواهد بود؟ اگر آنها به شما توجه کنند، تصور می‌کنم که از این که شما از داشتن برخی احساسات در درون خود به یک مشکل آگاه هستید، احساس راحتی خواهند کرد. اگر فکر می‌کنید که آنها واکنش منفی نسبت به درخواست کمک شما خواهند داشت، این ممکن است جزئی از دلایل مشکلات شما از اب...
null
I think adult life is making him depressed and we often sleep in on weekends untill 1 or 2 pm. We just eat, smoke weed, watch movies, and he'll go on his phone all day. He doesn't seem motivated to do much and he's often angry. I have no clue how to help him take his mind off the negative, or to distract him into a...
That's a giant task to have to do all on your own.  It's hard to watch someone you care about feel depressed and I'm guessing it brings you down, too.  Change is tricky.  Most people need to hit a "rock bottom" before they can transform their lives.  Rock bottom is a moving target though--meaning one person's rock bott...
فکر می‌کنم زندگی بزرگسالی او را افسرده کرده و ما اغلب در آخر هفته‌ها تا ساعت یک یا دو بعدازظهر می‌خوابیم. ما فقط غذا می‌خوریم، ماری جوانا مصرف می‌کنیم، فیلم می‌بینیم و او تمام روز بر روی تلفن همراهش است. او به نظر نمی‌رسد که انگیزه‌ای برای انجام کارهای زیاد داشته باشد و اغلب عصبانی به نظر می‌رسد. نمی‌دانم چگونه می‌توان...
این یک وظیفه بزرگ است که باید به تنهایی انجام شود. سخت است که فردی را که برایتان مهم است، در حال افسردگی ببینید و حدس می‌زنم این احساسات بر شما نیز تأثیر می‌گذارد. تغییر دشوار است. اکثر مردم نیاز دارند تا به "نقطه اوج" برسند تا بتوانند زندگی‌شان را دگرگون کنند. نقطه اوج هر شخص متفاوت است؛ به این معنی که ممکن است برای ی...
null
I think adult life is making him depressed and we often sleep in on weekends untill 1 or 2 pm. We just eat, smoke weed, watch movies, and he'll go on his phone all day. He doesn't seem motivated to do much and he's often angry. I have no clue how to help him take his mind off the negative, or to distract him into a...
How do you help yourself to believe you require more than what he offers to you?What do you get from this relationship which feels satisfying?To answer this question may in the longterm be the best way to help your bf.
به نظر می‌رسد زندگی بزرگسالی او را دچار افسردگی کرده و ما اغلب در آخر هفته‌ها تا ساعت یک یا دو بعدازظهر می‌خوابیم. ما فقط غذا می‌خوریم، ماری‌جوآنا می‌کشیم، فیلم تماشا می‌کنیم و او تمام روز روی تلفنش می‌ماند. به نظر نمی‌رسد که انگیزه‌ای برای انجام کارهای زیاد داشته باشد و اغلب عصبانی است. نمی‌دانم چگونه می‌توانم به او ک...
چگونه به خودتان کمک می‌کنید تا باور کنید به چیزی بیشتر از آنچه او به شما می‌دهد نیاز دارید؟ از این رابطه که احساس رضایت می‌کند، چه چیزی می‌گیرید؟ پاسخ دادن به این سوال ممکن است در درازمدت بهترین راه برای کمک به دوست پسرتان باشد.
null
I can't seem to feel any emotion except anxiety, not even for myself.
Thank you for posting.  I'm interested to hear some more information; such as, if you live by yourself or family, if you go to school/employed/unemployed, and what kind of things do you like to do with friends or by yourself.  Often times, when we are experiencing a strong emotion that we interpret as negative, we put ...
به نظر می‌رسد که من هیچ احساسی جز اضطراب ندارم، حتی برای خودم.
متن اصلاح شده: من علاقه‌مندم اطلاعات بیشتری دریافت کنم، مانند اینکه آیا به تنهایی زندگی می‌کنید یا با خانواده، آیا به مدرسه می‌روید، مشغول به کار هستید یا بیکار، و چه نوع فعالیت‌هایی را دوست دارید با دوستان یا به تنهایی انجام دهید. اغلب اوقات، هنگامی که احساس قوی‌ای را تجربه می‌کنیم که آن را منفی تفسیر می‌کنیم، بیشتر ت...
null
I can't seem to feel any emotion except anxiety, not even for myself.
Its not normal to feel no empathy.Maybe you do have a little more empathy for yourself than you realize, since you seem to express some empathy toward yourself not feeling emotions.Try to understand the circumstance about which you feel anxiety.   This may increase your empathy toward yourself.If you feel anxiety about...
به نظر می‌رسد به جز اضطراب، هیچ احساسی ندارم، حتی نسبت به خودم.
ممکن است شما نسبت به خودتان کمی بیشتر از آنچه که متوجه هستید، همدلی داشته باشید، زیرا به نظر می‌رسد که در مواقعی که احساسات را احساس نمی‌کنید، نسبت به خودتان ابراز همدلی می‌کنید. سعی کنید شرایطی را که باعث احساس اضطراب شما شده است، درک کنید. این ممکن است همدلی شما با خودتان را افزایش دهد. اگر در مورد یک رابطه احساس اضط...
null
I can't seem to feel any emotion except anxiety, not even for myself.
It's very common to lose the ability to experience empathy when you are overwhelmed, burned out, and/or exhausted.  Empathy is about accessing your own emotions in a way to understand someone else's experience or circumstance.  If there's something in you (emotionally) that you may be trying to avoid, it may shut-down ...
به نظر نمی‌رسد که من هیچ احساسی جز اضطراب داشته باشم، حتی نسبت به خودم.
این امر اغلب زمانی رخ می‌دهد که شما دچار خستگی عاطفی هستید و همچنین اگر مرزهایی برای همدلی خود تعیین نکرده‌اید. برن براون ویدئوی عالی‌ای در این باره دارد: https://www.youtube.com/watch?v=5U3VcgUzqiI . یکی از راه‌های فکر کردن به این موضوع این است که از خود بپرسید: آیا چیزی در زندگی‌تان وجود دارد که به آن توجه نکنید و شم...
null
I can't seem to feel any emotion except anxiety, not even for myself.
Empathy usually falls on a spectrum, meaning that some people show more than others. Empathy is the ability to look at the world through someone else's eyes or "walk a mile in their shoes." There could be some people in your life for whom empathy is easier to feel and those for whom you have no idea what they are exper...
به نظر می‌رسد که من هیچ احساسی جز اضطراب ندارم، حتی برای خودم.
همدلی معمولاً در یک طیف قرار می‌گیرد، به این معنی که برخی افراد بیشتر از دیگران همدلی نشان می‌دهند. همدلی توانایی دیدن جهان از منظر دیگران یا «یک مایل در کفش آن‌ها راه رفتن» است. ممکن است افرادی در زندگی شما وجود داشته باشند که احساس همدلی با آن‌ها برایتان آسان‌تر است و افرادی که هیچ درکی از تجربه‌هایشان ندارید. همدلی ...
null
I can't seem to feel any emotion except anxiety, not even for myself.
Empathy is the ability to tap into our own experience to help us connect with others in order to be aware of how they are experiencing life.  It is a skill that we learn with practice and refine as we become mature. If you are feeling anxious, maybe you are able to understand better others who are going trough anxiety....
به نظر می‌رسد که من هیچ احساسی جز اضطراب ندارم، حتی برای خودم.
همدلی توانایی به کارگیری تجربیات خود برای برقراری ارتباط با دیگران و آگاهی از نحوه تجربه زندگی آنهاست. این مهارت را از طریق تمرین می‌آموزیم و به تدریج با بلوغ خود آن را بهبود می‌بخشیم. اگر احساس اضطراب می‌کنید، ممکن است بتوانید بهتر درک کنید که دیگران چگونه اضطراب را تجربه می‌کنند. اما سوال اینجاست که آیا به جای تلاش ب...
null
I have been falling into a deep depression where I can no function during the day and night. The only time I am at peace is when I’m asleep. If I am with friends, family, at work, and mainly alone, I cannot think straight. I no longer feel like myself.
Have you tried to allow yourself some breathing space to emotionally recuperate from the breakup?Sometimes people expect themselves to bounce back faster than is feasible.  Then, the suffer from both the sadness and distractibility from the breakup in addition to the suffering which is self-induced by not permitting ti...
من به یک افسردگی عمیق فرو رفته‌ام که دیگر نمی‌توانم در طول روز و شب فعالیت کنم. تنها زمانی که احساس آرامش می‌کنم، وقتی است که می‌خوابم. وقتی با دوستان، خانواده، در محل کار، و به ویژه به تنهایی هستم، نمی‌توانم به درستی فکر کنم. دیگر احساس نمی‌کنم خودم هستم.
آیا سعی کرده‌اید به خودتان فرصت دهید تا از جدایی به طور عاطفی بهبود یابید؟ گاهی اوقات افراد انتظار دارند که سریع‌تر از آنچه ممکن است به وضعیت عادی برگردند. در این صورت، علاوه بر غم و اندوه و حواس‌پرتی ناشی از جدایی، خود را نیز به خاطر ندادن زمان کافی برای احساس ناراحتی درباره این فقدان مورد آزار قرار می‌دهند. با خودتان...
null
I have been falling into a deep depression where I can no function during the day and night. The only time I am at peace is when I’m asleep. If I am with friends, family, at work, and mainly alone, I cannot think straight. I no longer feel like myself.
I don't know how long ago your breakup was, but I would suggest that you reach out to friends or family that you trust and perhaps a local mental health clinician.I'm not sure what you mean when you say that you are not able to function during the day and night. If you are having trouble sleeping for more than a few ni...
من به افسردگی عمیقی مبتلا شده‌ام که در آن نمی‌توانم در طول روز و شب به درستی عمل کنم. تنها زمانی که احساس آرامش می‌کنم، زمانی است که خوابم. وقتی با دوستان، خانواده، در محل کار و عمدتاً تنهاییم، نمی‌توانم به درستی فکر کنم. دیگر احساس نمی‌کنم خودم هستم.
من نمی‌دانم چقدر از جدایی شما گذشته است، اما پیشنهاد می‌کنم با دوستان یا خانواده‌ای که به آن‌ها اعتماد دارید تماس بگیرید و شاید از یک مشاور سلامت روان محلی کمک بگیرید. نمی‌دانم منظور شما از عدم توانایی در عملکرد در طول روز و شب چیست. اگر برای چند شب متوالی خواب شما مختل است، پیشنهاد می‌کنم با پزشک عمومی‌تان صحبت کنید. ...
null
I have been falling into a deep depression where I can no function during the day and night. The only time I am at peace is when I’m asleep. If I am with friends, family, at work, and mainly alone, I cannot think straight. I no longer feel like myself.
It is common to go through a stage of adjustment after a breakup, which may include depression symptoms. I recommend practicing self-care:  stressing on balancing your life with healthy eating, exercise, resting and looking at your spiritual life.  These steps should assist you in giving your body and mind some balance...
من به شدت به افسردگی عمیق دچار شده‌ام که در آن قادر به انجام هیچ کاری در طول روز و شب نیستم. تنها زمانی که از آرامش برخوردارم، وقتی است که خوابیده‌ام. وقتی با دوستان، خانواده، در محل کار و به‌خصوص وقتی تنها هستم، نمی‌توانم به‌درستی فکر کنم. دیگر حس نمی‌کنم خودم هستم.
مراقبه ابزاری عالی برای پاکسازی ذهن شما در طول روز است؛ برنامه‌های متعددی وجود دارند که می‌توانند به شما کمک کنند. چگونه می‌توانید بعد از جدایی افسردگی را مدیریت کنید؟ این وضعیت به من کمک می‌کند تا روزم را متعادل کنم. وقتی در حال تلاش برای تمرکز مجدد هستم، می‌توانم با دوستانم، خانواده‌ام یا در محیط کار باشم و به وضوح ف...
null
I have been feeling more and more down for over a month. I have started having trouble sleeping due to panic attacks, but they are almost never triggered by something that I know of.
The first thing I usually recommend to clients that are coming in for these issues in addition to stress management is visiting their doctor.  We really don't know if it's something psychological that's influencing your symptoms, or if there's other issues happening within the body.  Pancreas or thyroid issues can perp...
من بیش از یک ماه است که احساس افسردگی بیشتری می‌کنم. به خاطر حملات پانیک شروع به مشکل در خواب کرده‌ام، اما تقریباً هیچ‌گاه توسط چیزی که می‌دانم تحریک نمی‌شوند.
در واقع، ما نمی‌دانیم که آیا این مشکل ناشی از عوامل روانشناختی است که بر علائم شما تأثیر می‌گذارد یا اینکه مشکلات دیگری در بدن وجود دارد. مشکلات پانکراس یا تیروئید می‌توانند به شدت علائم اضطراب و افسردگی را تشدید کنند. این مواردی هستند که پزشک شما درباره‌شان اطلاعات بیشتری دارد و می‌تواند به شما در آزمایش و رد کردن آن‌...
null
I have been feeling more and more down for over a month. I have started having trouble sleeping due to panic attacks, but they are almost never triggered by something that I know of.
Answers about our inner lives are most successfully reached from a sense of feeling grounded in oneself.First step is to accept your nervousness and restless sleep.  As often as possible, sleep during daytimes in order for your body to catch up on its need for rest.Accept too about feeling down.  It is normal to feel d...
من بیش از یک ماه است که احساس افسردگی بیشتری می‌کنم. به دلیل حملات پانیک شروع به داشتن مشکلات خواب کرده‌ام، اما تقریباً هرگز این حملات از چیزی که می‌شناسم ناشی نمی‌شوند.
پاسخ‌ها در مورد زندگی درونی ما با موفقیت‌ترین روش از احساس استقرار در خود حاصل می‌شود. اولین قدم این است که اضطراب و خواب بی‌قراری خود را بپذیرید. هر اندازه که ممکن است، در طول روز بخوابید تا بدن شما بتواند نیازش به استراحت را جبران کند. همچنین، احساس ناراحتی را نیز بپذیرید؛ زیرا گاهی اوقات احساس افسردگی طبیعی است. از ...
null
I have been feeling more and more down for over a month. I have started having trouble sleeping due to panic attacks, but they are almost never triggered by something that I know of.
It could be really helpful to see a counselor/therapist about your increasing depression/panic symptoms. Finding out the cause of depression/anxiety isn't always as straightforward as it seems, since both issues tend to become patterns we engage in rather than solely related to a specific trigger/reason. For example, i...
من بیش از یک ماه است که احساس افسردگی بیشتری می‌کنم. به دلیل حملات Panic دچار مشکل خواب شده‌ام، اما تقریباً هرگز به خاطر چیزی که می‌شناسم، triggered نمی‌شوند.
برای مثال، اگر من نسبت به یک وضعیت خاص در زندگی‌ام احساس ناراحتی می‌کنم، شروع به دیدن زندگی از دریچه احساس ناراحتی می‌کنم و معمولاً به تدریج موارد بیشتری را می‌بینم که باعث ناراحتی‌ام می‌شود و این می‌تواند به سرعت بر روی یکدیگر انباشته شود. همین موضوع در مورد اضطراب نیز صادق است. واضح است که این یک مثال بسیار ساده‌سازی...
null
I have terrible anxiety and depression. I've tried various therapists and pills, but nothing's helped.
Is it possible you simply didn't mix well with the particular therapists with whom you've worked?   If this is possible, interview a therapist before  starting therapy.   Then you will be choosing a therapist who feels compatible with your way of seeing yourself and your life.Also, therapy isn't for everyone.Read about...
من اضطراب و افسردگی شدیدی دارم. از درمانگران و داروهای مختلفی استفاده کرده‌ام، اما هیچ کدام موثر نبوده‌اند.
آیا ممکن است که شما به سادگی با درمانگران خاصی که با آنها کار کرده‌اید، سازگاری نداشته‌اید؟ اگر این امکان وجود دارد، قبل از شروع درمان با یک درمانگر مصاحبه کنید. به این ترتیب، شما درمانگری را انتخاب خواهید کرد که با روش دیدن خود و زندگی‌تان سازگار است. همچنین، درمان برای همه مناسب نیست. درباره روش‌های مختلف درمان اطلاع...
null
I have terrible anxiety and depression. I've tried various therapists and pills, but nothing's helped.
I'm sorry you've had a difficult time finding what you need.  Sounds like you have been trying super hard!It's common for people to go through a few therapists before they find a fit.  I agree with the prior post that relationship is the most important factor in counseling, otherwise techniques don't really work.  It c...
من از اضطراب و افسردگی شدید رنج می‌برم. انواع درمانگران و داروها را امتحان کرده‌ام، اما هیچ کدام کمک نکرده‌اند.
متن اصلی: متأسفم که در پیدا کردن آنچه نیاز دارید دچار مشکل شده‌اید. به نظر می‌رسد که شما بسیار تلاش کرده‌اید! طبیعی است که افراد قبل از پیدا کردن روان‌درمانگر مناسب چندین نفر را امتحان کنند. من نیز با پست قبلی موافق هستم که رابطه، مهم‌ترین عامل در مشاوره است، در غیر اینصورت تکنیک‌ها واقعاً مؤثر نخواهند بود. ممکن است شم...
null
I have terrible anxiety and depression. I've tried various therapists and pills, but nothing's helped.
I'm sorry that you have tried several different things and not had much relief.I will say that there are several different types of medications that may help and each therapist is different, so it is quite possible that a different combination of things you've already tried may be helpful.I would encourage you to conti...
من از اضطراب و افسردگی شدیدی رنج می‌برم. درمانگران و داروهای مختلفی را امتحان کرده‌ام، اما هیچ کدام مؤثر نبوده‌اند.
متاسفم که شما روش‌های مختلفی را امتحان کرده‌اید و کمکی دریافت نکرده‌اید. باید بگویم که انواع مختلفی از داروها وجود دارد که ممکن است به شما کمک کنند و هر درمانگر روش خاص خود را دارد؛ بنابراین ممکن است ترکیب متفاوتی از چیزهایی که قبلاً امتحان کرده‌اید، مفید واقع شود. پیشنهاد می‌کنم به تلاش برای پیدا کردن درمانگران مختلف ...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
Hello, and thank you for your question. This is a very serious time. I don't mean to frighten you, but you are right to be concerned. The time right after people leave the hospital after receiving psychiatric services is a time of high risk for suicide. It is very important, after hospitalization, to get follow-up care...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود و بعد از مدتی حالش خیلی خوب شد. حالا دوباره افسرده و ناامید شده است.
اگر همسر شما یک درمانگر دارد، این بهترین زمان است که به دوستان، خانواده، روحانیون یا دیگران اطلاع دهید که او هنوز هم در حال مبارزه است. این کار برای او و شما حمایت خوبی فراهم می‌کند. مهم است که به روش‌ها و فرصت‌های ممکن برای اقدام به خودکشی فکر کنید. اگر شما فکر نمی‌کنید که او خودکشی خواهد کرد، باید بدانید که این زمان ...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
This is actually more common then we often realize, and actually understandable, as he has gone through a trauma, an unresolved existential crisis.  He was taken care of by others and now is again left alone with his own internal, and rather horrific inner struggle.In my work with CCT, or Contextual Conceptual Therapy,...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت عصبانی بود، بعد از مدتی حالش فوق‌العاده شد. حالا دوباره افسرده و ناامید شده است.
این واقعاً رایج‌تر از چیزی است که غالباً متوجه می‌شویم و در واقع قابل درک است، زیرا او از یک آسیب روانی و یک بحران وجودی حل نشده عبور کرده است. او تحت مراقبت دیگران بوده و اکنون دوباره تنها با مبارزات درونی وحشتناک خود باقی مانده است. در کار من با درمان مفهومی زمینه‌ای (CCT) (به سایت www.suicidetherapy.com مراجعه کنید)...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
I'm thankful to read your husband found care and that his suicide attempt wasn't successful.   While he was hospitalized, and prior to his release, your husband would've been provided in writing a self-care action plan. This typically includes things like committing to a contract 'not to harm' and what to do if he felt...
پس از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود، سپس مدتی حالش عالی بود. حالا دوباره افسرده و ناامید شده است.
من از خواندن این که شوهر شما توانسته است مراقبت دریافت کند و تلاش او برای خودکشی ناموفق بوده، سپاسگزارم. در حالی که او در بیمارستان بستری بود و قبل از ترخیص، شوهر شما یک برنامه عمل مراقبت از خود به صورت مکتوب دریافت کرده است. این برنامه معمولاً شامل مواردی مانند تعهد به یک قرارداد "عدم آسیب رسانی به خود" و اقداماتی که ...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
This must be so difficult for both of you.  Watching someone you love suffer so profoundly can bring up lots of difficult feelings.  Without knowing what you are already doing, I have a few thoughts to share with you. First and foremost, know that you cannot fix this for him, and get support for yourself.As much as you...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود، سپس مدتی حالش عالی بود. حالا دوباره افسرده و بی‌امید شده است.
این باید برای هر دوی شما بسیار دشوار باشد. تماشای کسی که شما دوست دارید به شدت رنج می‌برد می‌تواند احساسات پیچیده و سختی را به وجود آورد. بدون اینکه بدانم شما در حال حاضر چه اقداماتی انجام می‌دهید، چند نکته دارم که می‌خواهم با شما به اشتراک بگذارم. نخست و مهم‌تر از همه، بدانید که نمی‌توانید این وضعیت را برای او حل کنید...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
I appreciate that you are concerned about your husband's emotions and want to support him as best you can right now. I imagine that you must be going through your own difficult time too. You've had a complicated shock and trauma in your life and in your marriage; it's normal for both of your emotions to move from hope ...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود، سپس برای مدتی احساس شگفت‌انگیزی داشت. حالا دوباره افسرده و ناامید شده است.
من از این موضوع قدردانی می‌کنم که شما نگران احساسات شوهرتان هستید و می‌خواهید به بهترین شکل ممکن از او حمایت کنید. تصور می‌کنم شما نیز باید از زمان‌های دشوار خود عبور کنید. در زندگی و ازدواج شما شاک و تروماهای پیچیده‌ای وجود دارد. این طبیعی است که احساسات هر دوی شما از امید به ناامیدی، ترس، عصبانیت و شکرگزاری تغییر کند...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
A failed suicide attempt is commonly thought of as a “cry for help,” however it can also be a serious attempt to find a permanent solution to depression, hopelessness or other feelings a person feels are unbearable. It’s wonderful that you want to support your husband, but If your husband is feeling depressed and hopel...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود و سپس برای مدتی احساس فوق‌العاده‌ای داشت. حالا دوباره افسرده و بی‌امید شده است.
یک تلاش ناموفق برای خودکشی معمولاً به عنوان "فریادی برای کمک" تلقی می‌شود؛ اما این همچنین می‌تواند یک تلاش جدی برای یافتن یک راه‌حل دائمی برای افسردگی، ناامیدی یا دیگر احساساتی باشد که فرد آن‌ها را غیرقابل تحمل می‌داند. عالی است که می‌خواهید از همسرتان حمایت کنید، اما اگر همسرتان دچار افسردگی و ناامیدی است، بهترین راه ...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
The fact that you're reaching out for help here is really helpful.The first thing I would suggest is that you consider seeing a local mental health professional yourself to be able to talk about the details, how this is affecting you, and how you can hold onto you are while also being supportive to you husband.From the...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود، سپس برای مدتی فوق‌العاده شد. حالا دوباره افسرده و ناامید شده است.
اولین پیشنهادی که دارم این است که به دیدن یک متخصص بهداشت روان محلی فکر کنید تا بتوانید در مورد جزئیات، تأثیرات آن بر خودتان و چگونگی حفظ هویت خود در حالی که از همسرتان حمایت می‌کنید، صحبت کنید. از توصیف شما مشخص است که از زمان بازگشت به خانه از بیمارستان، تغییراتی رخ داده است. شاید بتوانید با همسرتان صحبت کنید و به او...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
Before I answer your question I want to cover some basics given that attempted suicide is very  serious. I don't mean to scare you but I do want to be realistic with you. If a person attempts suicide once it is more likely they will try again. Men also succeed more often than women because they typically use a means th...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبی بود و بعد برای مدتی احساس فوق‌العاده‌ای داشت. حالا دوباره افسرده و ناامید شده است.
قبل از اینکه به سوال شما پاسخ بدهم، می‌خواهم برخی از نکات اساسی را بررسی کنم، زیرا خودکشی یک مشکل بسیار جدی است. قصد ترساندن شما را ندارم اما می‌خواهم واقع‌بین باشم. اگر فردی یک بار اقدام به خودکشی کند، احتمال اینکه دوباره این اقدام را انجام دهد بیشتر است. همچنین، مردان معمولاً بیشتر از زنان موفق به خودکشی می‌شوند زیرا...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
Since as husband and wife your lives are closely joined, how your husband feels greatly influences the way you feel.Give yourself some time to concentrate on how you've been affected by your husband's suicide attempt.   Even if you decide against immediately telling him how you're feeling, knowing this about yourself w...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود، سپس برای مدتی حالش عالی بود. حالا دوباره افسرده و ناامید شده است.
از آنجا که زندگی شما به عنوان همسر و شوهر به شدت به یکدیگر پیوسته است، احساس شوهر شما تأثیر زیادی بر احساسات شما دارد. به خودتان وقت بدهید تا تمرکز کنید بر اینکه چگونه از تلاش خودکشی شوهر شما تأثیر پذیرفته‌اید. حتی اگر تصمیم بگیرید که بلافاصله احساساتتان را به او نگویید، آگاهی از این موضوع درباره خودتان به شما کمک می‌ک...
null
After he got home from the hospital he was angry, then for a time wonderful. Now he is depressed and hopeless again.
It seems like you are very receptive of your husband’s emotions and want to support him trough this time.  But it is also important of being aware of your emotions.  How are you feeling after the suicide attempt?  It is common to experience negative feelings while you try to make sense of the incident.  Feelings like a...
بعد از اینکه از بیمارستان به خانه برگشت، عصبانی بود، سپس برای مدتی احساس خوبی داشت. حالا دوباره افسرده و ناامید شده است.
به نظر می‌رسد که شما بسیار حساس به احساسات همسرتان هستید و می‌خواهید در این دوران او را حمایت کنید. اما اهمیت دارد که از احساسات خود نیز آگاه باشید. بعد از تلاش برای خودکشی چطور احساس می‌کنید؟ طبیعی است که در تلاش برای درک حادثه، احساسات منفی تجربه کنید. احساساتی مانند خشم، شرم، گناه و ترس رایج هستند، در حالی که تمایل ...
null
I am going through a divorce. He is extremely angry. He refuses to physically assist me with our teenager daughter. I have no extended family support. Often times, I feel overwhelmed, tired, and joyless. I feel out of control, sad and depressed on a daily basis. I am just going through the motions of life every day. I ...
Going through a divorce is often a very low point for the people involved.Are you surprised that your soon to be ex doesn't help with your teenage daughter?Usually patterns and dynamics in parenting are not  sudden developments.Is it possible that what you're feeling now is more intensity to the stress of parenting by ...
من در حال طلاق هستم. او بسیار عصبانی است و از کمک به من در مورد دختر نوجوانمان امتناع می‌کند. من هیچ حمایتی از خانواده‌های گسترده ندارم. اغلب اوقات احساس می‌کنم غرق در کارها، خسته و بی‌نشاط هستم. هر روز احساس بی‌کنترلی، غم و افسردگی می‌کنم. من فقط به صورت روزمره زندگی می‌کنم. من در میانسالی حدود ۵۰ سالگی هستم و تقریباً...
آیا از اینکه به زودی همسرتان به عنوان همسر سابق در رتق و فتق امور دختر نوجوان شما کمک نمی‌کند، متعجب هستید؟ معمولاً الگوها و دینامیک‌های Parenting به یک تحول ناگهانی مربوط نیستند. آیا ممکن است آنچه اکنون احساس می‌کنید، بیشتر به تنش ناشی از Parenting به‌تنهایی مرتبط باشد و نه اینکه این یک مشکل جدید باشد؟ این موضوع مهم ا...
null
I am going through a divorce. He is extremely angry. He refuses to physically assist me with our teenager daughter. I have no extended family support. Often times, I feel overwhelmed, tired, and joyless. I feel out of control, sad and depressed on a daily basis. I am just going through the motions of life every day. I ...
You are in the midst of a really hard time and it sounds like you have no help at all.  Search out a local support group through community counseling type centers.  If you can't find a group, at least get in to see a therapist who can help you manage stress and upset better.  Your sadness, depression and out-of-control...
من در حال گذراندن مراحل طلاق هستم. او بسیار عصبانی است و از کمک جسمی به من با دختر نوجوانمان امتناع می‌کند. من هیچ حمایتی از طرف خانواده ندارم. اغلب احساس غرق شدن، خستگی و بی‌حوصلگی می‌کنم. روزانه احساس بی‌کنترلی، غمگینی و افسردگی دارم. در واقع، هر روز فقط از روی عادت زندگی می‌کنم. من در اواسط پنجاه سالگی‌ام هستم و تقر...
شما در وسط یک زمان بسیار سخت قرار دارید و به نظر می‌رسد که هیچ کمکی ندارید. یک گروه پشتیبانی محلی را از طریق مراکز مشاوره اجتماعی جستجو کنید. اگر نتوانستید گروهی پیدا کنید، حداقل به یک درمانگر مراجعه کنید که می‌تواند به شما کمک کند تا استرس و ناراحتی را بهتر مدیریت کنید. غم، افسردگی و احساسات خارج از کنترل شما به این م...
null
null
Its possible you're distracting yourself from pressing matters within yourself when you're together with friends.Practice having time by yourself so you can address the basics questions you ask here.  Your questions are good ones.Be prepared to surprise yourself with the answers which emerge.  The more you learn and un...
I'm sorry, but I need the original text and its translation to provide a refined version. Could you please provide those?
ممکن است وقتی با دوستان خود هستید، از مسائل مهم درون‌تان منحرف شوید. زمان‌هایی را برای خودتان اختصاص دهید تا بتوانید به سوالات اساسی که در اینجا مطرح می‌کنید پاسخ دهید. سوالات شما سوالات خوبی هستند. آماده باشید تا خود را با پاسخ‌هایی که به ذهنتان می‌رسد، غافلگیر کنید. هرچه بیشتر خود را بشناسید و درک کنید، کمتر احساس نی...
null
She has trouble falling and staying asleep and she's always either extremely hungry or not hungry at all. She also gets angry and feels like crying really easily for no reason. She says she is always "kind of down." Is this depression? What can I do to help her?
Do you feel heavy with despair, struggling each day to keep your head just above the darkness and dread? Does it take every ounce of energy to stay afloat? Or are you feeling overwhelmed by feelings of helplessness and hopelessness? If this sounds familiar, we want you to know that you are not alone and therapy for dep...
او در خواب رفتن و خواب ماندن مشکل دارد و همیشه یا بسیار گرسنه است یا اصلاً گرسنه نیست. او همچنین به راحتی عصبانی می‌شود و بدون هیچ دلیلی احساس می‌کند که می‌خواهد گریه کند. او می‌گوید که همیشه "کمی ناراحت" است. آیا این افسردگی است؟ چه کاری می‌توانم برای کمک به او انجام دهم؟
آیا احساس ناامیدی می‌کنید و هر روز تلاش می‌کنید تا سرتان را از تاریکی و ترس بالا نگه دارید؟ آیا زنده ماندن به شما نیاز به صرف تمام انرژی‌تان دارد؟ یا آیا احساس بی‌کسی و ناامیدی می‌کنید؟ اگر این احساسات برای شما آشناست، ما می‌خواهیم به شما بگوییم که شما تنها نیستید و درمان برای افسردگی می‌تواند به شما کمک کند. اگرچه ممک...
null
She has trouble falling and staying asleep and she's always either extremely hungry or not hungry at all. She also gets angry and feels like crying really easily for no reason. She says she is always "kind of down." Is this depression? What can I do to help her?
Sounds like signs of someone who is depressed.Since the person in question is your friend, offer your friendship to listen to any situations or feelings she has about herself and the way her life is going.Depressed people are often lonely people and feel as though no one around them cares or notices them.  Your willing...
او در خوابیدن و حفظ خواب مشکل دارد و همیشه یا بسیار گرسنه است یا اصلاً گرسنه نیست. او همچنین به راحتی عصبانی می‌شود و بدون هیچ دلیلی احساس می‌کند که باید گریه کند. او می‌گوید که همیشه "کمی افسرده" است. آیا این افسردگی است؟ چه کاری می‌توانم برای کمک به او انجام دهم؟
به نظر می‌رسد نشانه‌هایی از افسردگی در شخص مورد نظر وجود دارد. از آنجا که او دوست شماست، دوستی خود را برای گوش دادن به هر گونه وضعیت یا احساسی که نسبت به خود و زندگی‌اش دارد، پیشنهاد کنید. افراد افسرده غالباً احساس تنهایی می‌کنند و این باور را دارند که کسی در اطرافشان به آنها اهمیت نمی‌دهد یا آنها را نمی‌بیند. آمادگی ش...
null
How can I get to a place where I can be content from day to day?
Your question is a fascinating one!As humans we have the ability to reflect on situations in our lives.Even if nothing currently goes on in a particular moment, it’s possible you’re reflecting on a serious or upsetting matter.And, our emotions linger within us.Just because a particular moment feels calm, inside your fe...
چگونه می‌توانم به جایی برسم که از روز به روز احساس رضایت کنم؟
سوال شما بسیار جالب است! به عنوان انسان‌ها، ما توانایی اندیشیدن در مورد موقعیت‌های زندگی‌مان را داریم. حتی اگر در یک لحظه خاص چیزی در حال وقوع نباشد، ممکن است در حال تفکر درباره یک موضوع جدی یا ناراحت‌کننده باشید. احساسات ما در درون‌مان باقی می‌مانند. فقط به این دلیل که یک لحظه خاص احساس آرامش می‌کند، ممکن است در درون ...
null
How can I get to a place where I can be content from day to day?
One thing that comes to mind is making a list of some things that happen each day. It could be that there are things that are affecting how upset you are, but because so many other things are going on, you may not notice.Another idea to try is to keep a list for a month of one good thing that happened each day. This wa...
چگونه می‌توانم به جایی برسم که هر روز احساس رضایت کنم؟
یک ایده که به ذهن می‌رسد، تهیه لیستی از اتفاقاتی است که هر روز می‌افتند. ممکن است چیزهایی وجود داشته باشند که بر شدت ناراحتی شما تأثیر می‌گذارند، اما به دلیل شلوغی‌های دیگر، متوجه آن‌ها نشوید. ایده دیگر این است که برای یک ماه، لیستی از یک چیز خوب که هر روز اتفاق می‌افتد، نگه دارید. بدین ترتیب، وقتی روز دشواری دارید، می...
null
How can I get to a place where I can be content from day to day?
It's important to take a look inside and see what's going on with you to cause you to have these feelings.  Please contact us in whatever way is most comfortable for you and we can get you set up with someone who will help you figure out this space in your life.
چگونه می‌توانم به جایی برسم که بتوانم از روز به روز راضی باشم؟
مهم است که به درون خود نگاهی بیندازید و ببینید چه چیزی باعث بروز این احساسات در شما می‌شود. لطفاً به هر روشی که برای شما راحت‌تر است با ما تماس بگیرید تا شما را به کسی معرفی کنیم که به شما در درک این بخش از زندگی‌تان کمک کند.
null
I have a severe back problem. I've had 3 major and several minor operations, but I'm still in constant pain. How can I deal with the depression from this chronic pain?
Chronic pain at the back likely results from a few areas:L4-L5 kidney zone, most likely (lower back);Bone spurs, fused discs, and slipped discs, caused by connective tissue weakness, and calcium deposits used to neutralize highly acidic areas...The 'depression' will evaporate when the chronic pain is drained out, throu...
من مشکل جدی کمر دارم. سه عمل جراحی عمده و چندین عمل جراحی کوچک انجام داده‌ام، اما هنوز دردی مداوم دارم. چگونه می‌توانم با افسردگی ناشی از این درد مزمن کنار بیایم؟
درد مزمن در ناحیه کمر احتمالاً ناشی از چند ناحیه است: منطقه کلیه L4-L5، به احتمال زیاد (کمر پایین)؛ خارهای استخوانی، دیسک‌های جوش خورده و دیسک‌های لغزشی، ناشی از ضعف بافت همبند و رسوبات کلسیم که برای خنثی کردن مناطق بسیار اسیدی استفاده می‌شوند... "افسردگی" زمانی که درد مزمن از طریق روش‌های طبیعی تخلیه شود، برطرف خواهد ...
null
I have a severe back problem. I've had 3 major and several minor operations, but I'm still in constant pain. How can I deal with the depression from this chronic pain?
Maybe if you started to address questions of an inner nature of what changed in your life as a result of the back problem.To know your limitations and the areas of your life which they affect, will greatly contribute to stronger self-knowledge within you.Greater awareness and sense of direction very often decreases dep...
من مشکل جدی کمر دارم. سه عمل جراحی بزرگ و چندین عمل جراحی کوچک انجام داده‌ام، اما هنوز هم از درد مداوم رنج می‌برم. چگونه می‌توانم با افسردگی ناشی از این درد مزمن کنار بیایم؟
شاید اگر شروع کنید به بررسی پرسش‌های مرتبط با ماهیت درونی تغییراتی که به واسطه مشکل کمر در زندگی‌تان ایجاد شده است، این کار به شما کمک کند. شناخت محدودیت‌های خود و تأثیر آن‌ها بر جنبه‌های مختلف زندگی‌تان، به طرز چشمگیری به افزایش خودآگاهی‌تان کمک خواهد کرد. آگاهی بیشتر و حس جهت‌گیری معمولاً منجر به کاهش افسردگی می‌شود.
null
I self-harm, and I stop for awhile. Then when I see something sad or depressing, I automatically want to self-harm.
In a way, self-harm can present somewhat like an addiction.  According to new research within the field of neuroscience there is a valid explanation for this.  When a person cuts or uses other forms of self harm, the body produces endorphins to help make a person feel better.  If a person was dealing with depression or...
من به خودم آسیب می‌زنم و برای مدتی متوقف می‌شوم. اما وقتی چیزی غم‌انگیز یا افسرده‌کننده می‌بینم، به‌طور خودکار تمایل به آسیب زدن به خودم پیدا می‌کنم.
در یک معنا، آسیب رساندن به خود می‌تواند تا حدی شبیه به اعتیاد باشد. به گفته تحقیقات جدید در زمینه علوم اعصاب، توضیح معتبری برای این موضوع وجود دارد. زمانی که فردی به خود آسیب می‌زند یا از اشکال دیگری از خودآسیب رسانی استفاده می‌کند، بدن اندورفین تولید می‌کند تا به او کمک کند احساس بهتری داشته باشد. اگر فردی با افسردگی ...
null
I self-harm, and I stop for awhile. Then when I see something sad or depressing, I automatically want to self-harm.
Self-harm has a way of becoming a go-to method of coping. When we get stuck using self-harm as a way to deal and manage emotions, when something serious happens it totally makes sense that that will be one the first things to go through the mind. It is its own kind of addiction. There is a therapy, DBT or, Dialectical ...
من به خودم آسیب می‌زنم و برای مدتی متوقف می‌شوم. سپس وقتی چیزی غم‌انگیز یا افسرده‌کننده می‌بینم، به‌طور خودکار تمایل به آسیب زدن به خودم پیدا می‌کنم.
وقتی که از خودآزاری به عنوان روشی برای مقابله و مدیریت احساسات استفاده می‌کنیم، وقتی که چیزی جدی رخ می‌دهد، کاملاً منطقی است که این موضوع یکی از اولین چیزهایی باشد که به ذهن ما خطور می‌کند. این یک نوع اعتیاد به خود است. درمانی به نام DBT یا درمان رفتار دیالکتیک وجود دارد که بر ارائه ابزارهای جدید برای عبور از زمان‌های ...
null
It's not entirely true to say I enjoy being sad, but I always find a way to feel that way. I listen to sad music, read tragic stories, and, in a twisted way, like how bad it makes me feel. I focus on negative aspects of my life even if they aren't legitimate or I just make it seem negative.
It sounds like you are noticing that you are drawn towards sad and negative content and it's hard to understand why. This may sound counter-intuitive, but sometimes we do things that on the surface may look problematic (or even cause us some real problems) because it serves us in some unseen way. A simple example would...
این کاملاً درست نیست که بگویم از غم و اندوه لذت می‌برم، اما همیشه راهی برای تجربه این احساس پیدا می‌کنم. به موسیقی غمگین گوش می‌دهم، داستان‌های تراژیک می‌خوانم و به‌نوعی از اینکه چقدر بدحالم خوشم می‌آید. بر جنبه‌های منفی زندگی‌ام تمرکز می‌کنم، حتی اگر واقعی نباشند یا فقط سعی کنم آنها را منفی جلوه دهم.
به نظر می‌رسد که متوجه شده‌اید که به محتوای غم‌انگیز و منفی کشیده شده‌اید و درک دلیل این گرایش برایتان دشوار است. این موضوع ممکن است ضدعقل به نظر برسد، اما گاهی اوقات ما کارهایی انجام می‌دهیم که در ظاهر ممکن است مشکل‌ساز به نظر برسند (یا حتی مشکلات واقعی برای ما ایجاد کنند) زیرا به نوعی به ما خدمت می‌کنند که قابل مشاهد...
null
It's not entirely true to say I enjoy being sad, but I always find a way to feel that way. I listen to sad music, read tragic stories, and, in a twisted way, like how bad it makes me feel. I focus on negative aspects of my life even if they aren't legitimate or I just make it seem negative.
I applaud your courage in asking this question to gain some deeper insight into what is happening in your life. This is one of the most common things that I personally have seen in the population of individuals who suffer from depression. It is often that I notice clients focusing on the negative to the complete dismis...
این کاملاً درست نیست که بگویم از غم و اندوه لذت می‌برم، اما همیشه راهی برای احساس اینگونه پیدا می‌کنم. به موسیقی غمگین گوش می‌زنم، داستان‌های تراژیک می‌خوانم و به شیوه‌ای پیچیده، از این که چقدر احساس بد می‌کنم، لذت می‌برم. بر جنبه‌های منفی زندگی‌ام تمرکز می‌کنم، حتی اگر آن‌ها واقعی نباشند یا فقط آنها را منفی جلوه می‌ده...
من شجاعت شما را در پرسیدن این سؤال برای به دست آوردن بینش عمیق‌تر در مورد آنچه در زندگی‌تان اتفاق می‌افتد، ستایش می‌کنم. این یکی از رایج‌ترین مسائلی است که شخصاً در میان افرادی که از افسردگی رنج می‌برند، مشاهده کرده‌ام. اغلب متوجه می‌شوم که مشتریان بر جنبه‌های منفی تمرکز می‌کنند و به طور کامل جنبه‌های مثبت را نادیده می...
null
I just don't know what I want in life anymore. I'm can't figure out what it is that is keeping me distracted and unfocused. I can't put things into perspective at all. I'm just stuck, and I'm disappointed with my lack of accomplishments.
If you are a people-pleaser type or a natural caretaker, you can slowly "lose yourself" over time if you are always tending to the needs of others and neglecting yourself.  If this sounds like a familiar pattern for you, this may have happened without you even realizing it if you were raised in a family where you had t...
من دیگر نمی‌دانم در زندگی چه می‌خواهم. نمی‌توانم بفهمم چه چیزی باعث حواس‌پرتی و بی‌تمرکزی‌ام شده است. نمی‌توانم هیچ‌چیز را در چشم‌انداز قرار دهم. فقط حس می‌کنم به بن‌بست رسیده‌ام و از نداشتن دستاوردهایم ناامید شده‌ام.
اگر شما از آن دسته افراد هستید که به دیگران محبت می‌کنید یا به طور طبیعی مراقب دیگران هستید، ممکن است به آرامی و با گذشت زمان خود را گم کنید، زیرا همیشه به نیازهای دیگران رسیدگی می‌کنید و به خودتان بی‌توجهی می‌کنید. اگر این الگو برای شما آشناست، ممکن است این موضوع بدون آگاهی شما اتفاق افتاده باشد، به ویژه اگر در خانواد...
null
I just don't know what I want in life anymore. I'm can't figure out what it is that is keeping me distracted and unfocused. I can't put things into perspective at all. I'm just stuck, and I'm disappointed with my lack of accomplishments.
Give yourself credit for what you already know.For instance, you do know that you're unsure about your life direction. Take off any pressure on yourself to decide an answer in a certain amount of time.  Inner reflection work takes time and has its own course.   Trust that answers will show once you've done the work to ...
من دیگر نمی‌دانم در زندگی چه می‌خواهم. نمی‌توانم تشخیص دهم چه چیزی باعث حواس‌پرتی و بی‌توجهی من می‌شود. نمی‌توانم هیچ چیزی را به درستی درک کنم. فقط احساس گیربودن می‌کنم و از عدم موفقیتم ناامید شده‌ام.
به خودتان اعتبار دهید و آنچه را که قبلاً می‌دانید، به خاطر بیاورید. به عنوان مثال، شما می‌دانید که در مورد جهت زندگی‌تان مطمئن نیستید. هر گونه فشاری که بر خود احساس می‌کنید را برای تصمیم‌گیری در یک بازه زمانی خاص از خود بردارید. کار بر روی تأملات درونی زمان می‌برد و روند خاص خود را دارد. به این باور داشته باشید که پاسخ...
null
I just don't know what I want in life anymore. I'm can't figure out what it is that is keeping me distracted and unfocused. I can't put things into perspective at all. I'm just stuck, and I'm disappointed with my lack of accomplishments.
Thank you for sharing! It can be very disorienting not to know what you want and where you are headed. Sometimes we are so focused on something we haven't achieved yet or on comparing ourselves to others that we lose touch with what we actually want and need. At times like this, it's important to go back to basics. Try...
من دیگر نمی‌دانم در زندگی چه می‌خواهم. نمی‌توانم بفهمم چه چیزی باعث حواس‌پرتی و بی‌تمرکزی‌ام شده است. نمی‌توانم هیچ چیزی را در چشم‌انداز قرار دهم. فقط گیر کرده‌ام و از عدم دستاوردهایم ناامید هستم.
گاهی اوقات ما آنقدر بر روی چیزهایی که هنوز به آنها دست نیافته‌ایم یا بر مقایسه خود با دیگران تمرکز می‌کنیم که ارتباط‌مان را با آنچه واقعاً می‌خواهیم و نیاز داریم، از دست می‌دهیم. در مواقعی مانند این، مهم است که به اصول اولیه بازگردیم. این تمرین ساده را امتحان کنید: چند دقیقه وقت بگذارید و تمام مسئولیت‌های فعلی‌تان را ب...
null
I just don't know what I want in life anymore. I'm can't figure out what it is that is keeping me distracted and unfocused. I can't put things into perspective at all. I'm just stuck, and I'm disappointed with my lack of accomplishments.
Check this blog out:  Four-ways-add-self-esteem-friends-listHope you find a few nuggets of helpfulness in this.
من دیگر نمی‌دانم در زندگی چه می‌خواهم. نمی‌توانم بفهمم چه چیزی باعث حواس‌پرتی و بی‌تمرکزی‌ام شده است. نمی‌توانم هیچ چیزی را در قالب یک چشم‌انداز قرار دهم. فقط در یک موقعیت گیر کرده‌ام و از عدم موفقیتم ناامید هستم.
این وبلاگ را بررسی کنید: چهار روش برای افزایش عزت نفس در لیست دوستان. امیدوارم چند نکته مفید در آن بیابید.
null
I just don't know what I want in life anymore. I'm can't figure out what it is that is keeping me distracted and unfocused. I can't put things into perspective at all. I'm just stuck, and I'm disappointed with my lack of accomplishments.
It sounds as if you would benefit from talking with a local mental health professionals so you can discuss some details.Having said that, I wonder if you could consider how you would define yourself to someone who doesn't know you. For example, honest, adaptable, fun-loving, dependable, compassionate, open-minded, dedi...
من دیگر نمی دانم در زندگی چه می خواهم. نمی توانم بفهمم چه چیزی باعث حواس پرتی و بی‌تمرکزی‌ام شده است. نمی‌توانم هیچ چیزی را در منظر قرار دهم. فقط در حالت رکود هستم و از کمبود دستاوردهایم ناامید هستم.
به نظر می‌رسد که شما از صحبت با یک متخصص بهداشت روان محلی بهره‌مند خواهید شد تا بتوانید جزئیات بیشتری را مطرح کنید. با این حال، آیا می‌توانید در نظر بگیرید که چگونه خودتان را به کسی که شما را نمی‌شناسد، تعریف می‌کنید؟ به عنوان مثال: صادق، سازگار، عاشق خوشگذرانی، قابل اعتماد، دلسوز، دارای ذهن باز، متعهد و... اگر به دنبا...
null
null
First discover what the reason is for feeling depressed.Do you feel lost, lonely, uncertain about career or education or partner.Identify what bothers you since knowing what a problem definition is, helps to know how to solve it.Be patient with yourself to discover answers.If you've been emotionally hurt or neglected i...
I'm sorry, but it seems that both the original text and the translation are not provided. Please share the text that needs translation, and I will be happy to refine it for you!
اول متوجه شوید که دلیل احساس بی‌نظمی و افسردگی چیست. آیا احساس گم‌شدگی، تنهایی، یا عدم اطمینان در مورد شغل، تحصیلات یا شریک زندگی‌تان دارید؟ مشخص کنید چه چیزی شما را ناراحت می‌کند؛ زیرا دانستن تعریف یک مشکل به شما کمک می‌کند تا بدانید چگونه آن را حل کنید. با خودتان صبور باشید تا پاسخ‌ها را کشف کنید. اگر در گذشته به لحا...
null
I'm not suicidal and wouldn't take my own life, but sometimes, I've wished for an accident to occur and take it. I feel like I just shouldn't be here and wish I wouldn't have been born so I didn't have to go through life. For me, it's a chore, but I don't know if that's normal or a sign of something.
Sounds like a sign of great unhappiness, or sadness, or insecurity.The real way you'll find out what this feeling is about is to ask yourself your own question.  Inside you are the only one who will feel when you discover the true answer to your question.Everyone feels some amount of discontent in their lives once in a...
من خودکشی نمی‌کنم و زندگی‌ام را نمی‌گیرم، اما گاهی آرزو می‌کنم که یک اتفاق ناگوار بیفتد و این زندگی را از من بگیرد. احساس می‌کنم که نباید اینجا باشم و کاش هرگز به دنیا نیامده بودم تا مجبور نباشم به زندگی ادامه بدهم. برای من، این زندگی به یک بار سنگین تبدیل شده است، اما نمی‌دانم آیا این طبیعی است یا نشانه‌ای از مشکل دیگ...
این به نظر می‌رسد نشانه‌ای از ناراحتی، غم یا عدم امنیت باشد. روشی واقعی که می‌توانید بفهمید این احساس چیست، این است که از خودتان سوال کنید. در درون شما تنها کسی هستید که وقتی پاسخ واقعی سوال خود را کشف می‌کنید، احساس خواهید کرد. همه گاهی اوقات در زندگی خود احساس نارضایتی می‌کنند. طبیعی است که در تمام اوقات احساس شادی ن...
null
I'm a teenager. My dad has been jail for the last five years. It's tough, but my mom really tries to give a normal life to my two sisters, my brother, and I. I feel like I took upon a parent role when I'm the second youngest, and I'm not stable. My mother and sisters say I'm overdramatic. I’m just so hurt, and I keep b...
Each person handles themselves differently in any situation.Since you are willing to speak about how you feel, keep looking for blogs and forums on whatever topics you feel most describe your current circumstance.Your mother and sister, even though they are family seem to prefer the opposite method to yours.Find your o...
من یک نوجوان هستم. پدرم به مدت پنج سال در زندان بوده است. این وضعیت سخت است، اما مادرم واقعاً تلاش می‌کند که زندگی عادی را برای دو خواهرم، برادرم و من فراهم کند. احساس می‌کنم به عنوان دومین فرزند کوچک‌تر، نقش یک والد را بر عهده گرفته‌ام، و ثبات ندارم. مادرم و خواهرانم می‌گویند که من زیاده‌روی می‌کنم. من فقط خیلی آسیب‌د...
هر فرد در هر شرایطی به شیوه‌ای متفاوت با خود برخورد می‌کند. از آنجا که شما مایل به صحبت کردن درباره احساساتتان هستید، به دنبال وبلاگ‌ها و انجمن‌هایی بگردید که موضوعاتی را مطرح می‌کنند که بیشتر با وضعیت کنونی شما همخوانی دارند. مادر و خواهر شما، حتی اگر خانواده‌تان باشند، به نظر می‌رسد که روش مخالف شما را ترجیح می‌دهند....
null
I'm a teenager. My dad has been jail for the last five years. It's tough, but my mom really tries to give a normal life to my two sisters, my brother, and I. I feel like I took upon a parent role when I'm the second youngest, and I'm not stable. My mother and sisters say I'm overdramatic. I’m just so hurt, and I keep b...
It sounds like you have a lot of weight on your shoulders.I'm not sure what you mean when you say you're not stable and you are breaking down. If you are crying because you're sad, that is okay. If you are crying a lot or having trouble eating or sleeping, that's different than just crying sometimes because you are sad...
من یک نوجوان هستم. پدرم پنج سال است که در زندان به سر می‌برد. این موضوع سخت است، اما مادرم واقعاً تلاش می‌کند که زندگی عادی را برای دو خواهرم، برادرم و من فراهم کند. احساس می‌کنم که با وجود اینکه من دومین فرزند کوچک‌تر هستم، نقش والدین را برعهده گرفته‌ام و این برای من پایدار نیست. مادر و خواهرانم می‌گویند که من بیش از ...
به نظر می‌رسد که شما بار زیادی بر دوش دارید. من مطمئن نیستم که وقتی می‌گویید پایدار نیستید و در حال فروپاشی هستید، منظورتان چیست. اگر به خاطر غمگینی گریه می‌کنید، اشکالی ندارد. اما اگر مکرراً گریه می‌کنید یا در خواب یا خوردن مشکل دارید، این وضعیت متفاوتی است نسبت به اینکه گهگاه به خاطر غمگینی گریه کنید. ممکن است صحبت ک...
null
I have been dealing with depression and anxiety for a number of years. I have been on medication, but lately my depression has felt worse. Can counseling help?
Thank you for asking this important question. I find that there are three steps to getting ready for treatment. Step one is expressing interest in wanting to receiving treatment for the outcome of positive behavioral change. Congratulations you did the first step! You are showing your readiness to start counseling by a...
من برای چندین سال با افسردگی و اضطراب دست و پنجه نرم کرده‌ام. من تحت درمان دارویی بوده‌ام، اما اخیراً احساس می‌کنم که افسردگی‌ام بدتر شده است. آیا مشاوره می‌تواند کمکی کند؟
از اینکه این سوال مهم را مطرح کردید سپاسگزارم. من معتقد هستم که برای آماده‌سازی برای درمان، سه مرحله وجود دارد. مرحله اول، ابراز علاقه به دریافت درمان به منظور ایجاد تغییرات مثبت رفتاری است. تبریک می‌گویم که این اولین قدم را برداشتید! شما با طرح این سؤال آمادگی خود را برای شروع مشاوره نشان داده‌اید. اکنون مرحله دوم این...
null
I have been dealing with depression and anxiety for a number of years. I have been on medication, but lately my depression has felt worse. Can counseling help?
Certainly counselling can help. however, there is a caveat, namely, you will need the right counsellor with the right approach. This leads to two questions: 1) What are the identifiers for the right counsellor, and 2) What is the right approach?1) What are the identifiers for the right counsellor? The right counsellor ...
من برای چندین سال با افسردگی و اضطراب روبرو بوده‌ام. دارو مصرف کرده‌ام، اما اخیراً افسردگی‌ام شدیدتر شده است. آیا مشاوره می‌تواند کمک کند؟
با این حال، یک هشدار وجود دارد، یعنی شما به مشاور مناسب با رویکرد مناسب نیاز خواهید داشت. این به دو سوال منجر می‌شود: 1) مشخصه‌های مشاور مناسب چیست؟ 2) رویکرد مناسب چیست؟ 1) مشخصه‌های مشاور مناسب چیست؟ مشاور مناسب تقریباً مطمئناً تجربه زیادی خواهد داشت. او کار شخصی زیادی انجام داده و دارای یک تمرین مستمر درون‌نگری است،...
null
I have been dealing with depression and anxiety for a number of years. I have been on medication, but lately my depression has felt worse. Can counseling help?
My initial response:  consider a more comprehensive MH assessment to determine other factors. A medical evaluation is warranted to rule out poor health issues. Blood work is helpful. Review what hadn't helped.
من برای سال‌ها با افسردگی و اضطراب دست و پنجه نرم کرده‌ام. دارو مصرف کرده‌ام، اما اخیراً احساس می‌کنم افسردگی‌ام بدتر شده است. آیا مشاوره می‌تواند کمک کند؟
پاسخ اولیه من: یک ارزیابی جامع‌تر در زمینه سلامت روان (MH) را برای شناسایی عوامل دیگر در نظر بگیرید. یک ارزیابی پزشکی برای رد کردن مشکلات سلامتی ضروری است. آزمایش خون مفید است. آنچه که مؤثر نبوده را بررسی کنید.
null
I have been dealing with depression and anxiety for a number of years. I have been on medication, but lately my depression has felt worse. Can counseling help?
From whom do you get anti-depressants?This person should be talking with you to know whether the pills are helping or not.Trust your own instinct that the pills aren't helping you.Pills work differently for everyone and not all people feel better from them.It is also possible the particular pills have lost their effect...
من برای چندین سال با افسردگی و اضطراب دست و پنجه نرم کرده‌ام. دارو مصرف کرده‌ام، اما به تازگی احساس می‌کنم افسردگی‌ام بدتر شده است. آیا مشاوره می‌تواند کمک کند؟
این شخص باید با شما صحبت کند تا بداند که آیا قرص‌ها به شما کمک می‌کنند یا نه. به غریزه خود اعتماد کنید که این قرص‌ها به شما کمکی نمی‌کنند. قرص‌ها روی هر کس به شکل متفاوتی عمل می‌کنند و همه افراد از آنها احساس بهتری نمی‌کنند. همچنین ممکن است این قرص‌های خاص اثرگذاری خود را پس از حدود شش تا هشت ماه از دست داده باشند، چرا...
null
I am really worried about one of my friends because I think he has major depression. He disagrees with me on that. He is shut off when it comes to talking to people and telling them how he really feels. He told me he feels empty inside and the only emotions he feels are anger and sadness. I suggested to him to get help...
First of all, I can tell that you really care about your friend and I think it's great that you are reaching out with your concern. It's hard to determine whether your friend would meet the criteria for an official diagnosis of depression without working with him, however, whether he does or not, therapy may be benefic...
من واقعا نگران یکی از دوستانم هستم چون فکر می‌کنم او دچار افسردگی شدید است. او با من در این مورد مخالف است. وقتی موضوع صحبت با مردم و بیان احساسات واقعی‌اش پیش می‌آید، او در خود فرو می‌رود. او به من گفت که احساس می‌کند درونش خالی است و تنها احساساتی که تجربه می‌کند، خشم و غم هستند. من به او پیشنهاد دادم که کمک بگیرد و ...
اول از همه، می‌توانم بگویم که شما واقعاً به دوستتان اهمیت می‌دهید و فکر می‌کنم عالی است که با نگرانی خود به او نزدیک می‌شوید. تعیین اینکه آیا دوست شما معیاره‌ای تشخیص رسمی افسردگی را بدون همکاری با او برآورده می‌کند یا خیر، دشوار است؛ اما در هر صورت، درمان ممکن است برای او در مواجهه با این احساسات دشوار و چالش‌های رواب...
null
After my aunt passed away, I feel like I'm a different person. I don't talk to my friends really.
null
بعد از فوت عمه‌ام، احساس می‌کنم که آدم متفاوتی شدم. واقعاً با دوستانم صحبت نمی‌کنم.
I'm sorry, but it appears that there is no specific original text or translation provided for refinement. Please provide the text you would like me to refine.
null
I've become so jaded that I can't control my thoughts. I cannot focus on anything and been having anxiety attacks.
Maybe your thoughts require your attention and the best course would be to pay attention and follow them!If you're in an especially stressful or uncertain time in your life, then the best way through is to understand the tension you feel.It keeps trying to get you to know whats going on deep within you.Anxiety is a sig...
من آنقدر سنگین دل شده‌ام که نمی‌توانم افکارم را کنترل کنم. نمی‌توانم روی هیچ چیزی تمرکز کنم و دچار حملات اضطرابی می‌شوم.
شاید افکار شما نیاز به توجه شما داشته باشند و بهترین راه این است که به آن‌ها توجه کرده و آن‌ها را دنبال کنید. اگر در دوره‌ای به‌ویژه استرس‌زا یا نامشخص در زندگی‌تان هستید، بهترین راه این است که به درک تنشی که احساس می‌کنید بپردازید. این تنش به طور مداوم تلاش می‌کند تا شما را به آنچه در عمق وجودتان در حال وقوع است، آگاه...
null
I've become so jaded that I can't control my thoughts. I cannot focus on anything and been having anxiety attacks.
I imagine that it's pretty disconcerting to feel as though you lost yourself.When you said that you are jaded, I'm not sure whether you mean that you are jaded toward someone, something, life in general, or some combination thereof.One of the difficult things about anxiety is that anxiety can lead to more anxiety becau...
من آنقدر دلزده شده‌ام که نمی‌توانم افکارم را کنترل کنم. نمی‌توانم روی هیچ چیزی تمرکز کنم و دچار حملات اضطرابی می‌شوم.
من تصور می‌کنم که احساس گم کردن خود خیلی ناخوشایند است. وقتی گفتید که خسته‌اید، مطمئن نیستم که آیا منظور شما از آن، خستگی نسبت به کسی، چیزی، زندگی به طور کلی یا ترکیبی از همه این‌هاست. یکی از مسائل دشوار درباره اضطراب این است که اضطراب می‌تواند به اضطراب بیشتری منجر شود، چرا که نگران داشتن یک حمله پانیک دیگر هستید. به ...
null
When I get around a particular person or when I go home, I'm just sad or irritated. The feeling comes and goes all day every day. I don't know what wrong. I'm not sure if I'm just making up symptoms and problems in my head or if there is something actually wrong.
Feelings are real, is very unlikely that you are making them up since they are a response to the thoughts in your mind and your daily experiences and interactions. Often we assume that feeling sadness is bad and that we should only feel happiness and joy; but all feelings have a purpose: joy, sadness, anger, frustratio...
وقتی در کنار شخص خاصی هستم یا به خانه می‌روم، فقط احساس غم یا عصبانیت می‌کنم. این احساس هر روز در رفت و آمد است. نمی‌دانم چه مشکلی وجود دارد. مطمئن نیستم که آیا فقط دارم علائم و مشکلاتی را در ذهنم ایجاد می‌کنم یا واقعاً چیزی درست نیست.
احساسات واقعی هستند و بسیار بعید است که شما آنها را اختراع کنید، زیرا این احساسات پاسخی به افکار در ذهن شما و تجربیات و تعاملات روزمره‌تان هستند. اغلب فرض می‌کنیم که احساس غم بد است و تنها باید احساس شادی کنیم، اما همه‌ی احساسات به دلیلی وجود دارند؛ از جمله شادی، اندوه، خشم، ناامیدی، هیجان و اضطراب. خوب نیست که برای مد...
null
I am a teenager. I have been experiencing major episodes of depression (if that's even what it is) for several years. It’s always getting worse. I have been having panic attacks, feeling like I can't control my fears, and I can't even bring myself to care if I live or die anymore. The problem is that I don't know who t...
I understand that talking about our feelings can be awkward and using jokes is a way to relieve that awkwardness, but there is a right or wrong way to talk about your feelings. The important part is to recognize that you need help addressing those feelings and reaching out, which you are doing already.  Having small co...
من یک نوجوان هستم. چندین سال است که دوره‌های شدیدی از افسردگی (اگر واقعا بتوان آن را این‌طور نامید) را تجربه می‌کنم. وضعیت همیشه بدتر می‌شود. من دچار حملات پنیک می‌شوم و احساس می‌کنم که نمی‌توانم بر ترس‌هایم کنترل داشته باشم و حتی نمی‌توانم برایم مهم باشد که آیا زنده‌ام یا مرده. مشکل این است که نمی‌دانم از چه کسی کمک ب...
از آنجا که شما در حال حاضر دچار اضطراب، حملات پانیک و افکار مربوط به مرگ هستید، بسیار مهم است که از خانواده‌تان بخواهید به شما کمک کنند تا یک وقت ملاقات با یک متخصص سلامت روان بگیرید. این علائم نشان‌دهنده این است که بدن شما در مدیریت احساسات شدید دچار مشکل است و درک چگونگی بروز این احساسات و روش‌های مقابله با آن‌ها به ...
null
I'm depressed often, and my mind goes a million miles a minute. Every once in a while, things are okay for a few days. After a bit, I start noticing that I am picking at my skin profusely. After roughly a week, the anxiety is back and still picking. Sometimes I find myself causing fights to have change.
One way to know yourself a little better and why the dynamics you describe take place, is to understand the particular dynamics of your life context.Look at your major areas of where you spend your time, whether you are happy with the people with whom you socialize, how you feel toward family members and how they seem ...
من اغلب دچار افسردگی می شوم و ذهنم در یک دقیقه با سرعتی فوق العاده در حال حرکت است. هر از گاهی، برای چند روز همه چیز خوب است. بعد از مدتی متوجه می شوم که به شدت در حال کندن پوست خود هستم. پس از حدود یک هفته، اضطراب بازمی گردد و همچنان به کندن ادامه می دهم. گاهی اوقات خودم را در حال ایجاد دعوا می بینم تا تغییری حاصل شود...
یکی از راه‌ها برای شناخت بهتر خود و درک دلایل وقوع این دینامیک‌ها، فهم دینامیک‌های خاص زمینه زندگی‌تان است. به حوزه‌های اصلی زندگی‌تان نگاه کنید: جایی که زمان خود را صرف می‌کنید، آیا از معاشرت با افرادی که با آن‌ها وقت می‌گذرانید راضی هستید، چه احساسی به اعضای خانواده دارید و آن‌ها چه احساسی نسبت به شما دارند. اگر به ا...
null
I'm depressed often, and my mind goes a million miles a minute. Every once in a while, things are okay for a few days. After a bit, I start noticing that I am picking at my skin profusely. After roughly a week, the anxiety is back and still picking. Sometimes I find myself causing fights to have change.
Hello, and thank you for your question. I am very sorry that you are struggling. I have a few thoughts and perhaps some of my colleagues will add something else. Depression and anxiety can both be chronic conditions, as you have experienced. This means that they may always require treatment in order to have some kind o...
من اغلب افسرده می‌شوم و ذهنم با سرعت زیاد حرکت می‌کند. هر از چند گاهی، برای چند روز اوضاع خوب است. اما بعد از مدتی متوجه می‌شوم که به شدت در حال کندن پوست خودم هستم. پس از حدود یک هفته، اضطراب دوباره بازمی‌گردد و هنوز هم به کندن ادامه می‌دهم. گاهی اوقات خودم را در حال ایجاد دعوا می‌بینم تا تغییر ایجاد کنم.
سلام و متشکرم از سوال شما. متأسفم که در حال گذراندن سختی هستید. چند نکته دارم و ممکن است همکارانم نیز نکاتی اضافه کنند. افسردگی و اضطراب هر دو می‌توانند وضعیت‌های مزمنی باشند، همانطور که شما تجربه کرده‌اید. این بدان معنا است که معمولاً نیاز به درمان دارند تا بتوانید از علائم آن‌ها کمی رهایی پیدا کنید. درمان می‌تواند شا...
null
I'm constantly in a bad mood and I have no energy. Is that depression?
Depression has many different signs and symptoms and looks different for every person.  Often times people think depression is more about feeling "sad," but depression can, in fact, express itself through irritability (or bad mood as you say) and lack of energy.  According to the DSM-V (Diagnostic and Statistical Manua...
من مدام در حال بدی هستم و هیچ انرژی ندارم. آیا این افسردگی است؟
افسردگی علائم و نشانه‌های مختلفی دارد و برای هر فرد به شیوه‌ای متفاوت بروز می‌کند. اغلب مردم فکر می‌کنند افسردگی بیشتر به احساس "غمگینی" مربوط می‌شود، اما افسردگی می‌تواند به‌صورت تحریک‌پذیری (یا حالت بد به گفته شما) و کمبود انرژی نیز خود را نشان دهد. طبق DSM-V (راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی)، افسردگی شامل علائ...
null
I'm a teenager and I I go through periods of moodiness. I have extreme feelings (but I bury them), and then I feel nothing - just empty and emotionless. I have trust issues, low self esteem,ban extreme fear of abandonment, and I constantly reevaluate my relationships. I also don't know who I am as a person. I'm not ...
Sometimes the way to feel happy is to address all the questions you just described.Teenage years are the first time any of us starts to feel and recognize our uniqueness.  The fact that you recognize your great range of feelings, as uncomfortable as they may sometimes be, is healthy.Also healthy is that you are asking ...
من یک نوجوان هستم و دوره‌های نوسانات خلقی را تجربه می‌کنم. احساسات شدیدی دارم (اما آن‌ها را سرکوب می‌کنم) و بعد از آن هیچ احساسی ندارم - فقط خالی و بی‌احساس. من مشکلات اعتماد به نفس دارم، عزت نفس پایین، ترس شدید از رها شدن، و به طور مداوم روابط‌ام را دوباره ارزیابی می‌کنم. همچنین نمی‌دانم که به عنوان یک شخص کیستم. به ط...
گاهی اوقات برای احساس شادی، باید به تمام سوالاتی که شما توصیف کرده‌اید، پاسخ دهید. سال‌های نوجوانی اولین بار است که هر یک از ما شروع به احساس و شناسایی منحصر به فرد بودن خود می‌کنیم. واقعیت این است که شما توانایی شناسایی دامنه وسیع احساسات خود را دارید، هرچند که ممکن است گاهی ناخوشایند باشد، این خود نشانه‌ای از سلامت ر...
null
I know I need to deal with my depression. But I don't know how and I don't want to tell anyone. How can I deal with depression without telling anyone?
Love yourself more and treat yourself kindly, with empathy and compassion.Usually when people feel depressed they also feel lonely and isolated.  Since at this time you wouldn't want to tell anyone about the way you feel, which includes the possibility that a few of the ones whom you tell would offer you emotional supp...
من می‌دانم که باید با افسردگی‌ام مقابله کنم، اما نمی‌دانم چگونه باید این کار را انجام دهم و نمی‌خواهم به کسی بگویم. چگونه می‌توانم بدون اینکه به کسی چیزی بگویم، با افسردگی مقابله کنم؟
خود را بیشتر دوست داشته باشید و با مهربانی، همدلی و همدردی با خود رفتار کنید. عادی است که وقتی افراد احساس افسردگی می‌کنند، احساس تنهایی و انزوا نیز می‌کنند. از آنجا که ممکن است در این دوره تمایلی به گفتن احساسات خود به دیگران نداشته باشید، و برخی از آن‌ها می‌توانند حمایت عاطفی ارائه دهند، این حمایت را از خود دریغ نکنی...
null
I know I need to deal with my depression. But I don't know how and I don't want to tell anyone. How can I deal with depression without telling anyone?
It can be really tough to tell someone - anyone - that you're feeling depressed. But finding that supportive person that you can share with is a big part of the battle with depression. Depression thrives on being secret, it seems to grow the more we isolate ourselves and hide it away so I'm with Laura Cassidy, when she...
من می‌دانم که باید با افسردگی‌ام مواجه شوم، اما نمی‌دانم چگونه و نمی‌خواهم چیزی به کسی بگویم. چگونه می‌توانم بدون اطلاع به دیگران با افسردگی مقابله کنم؟
به کسی گفتن که احساس افسردگی می‌کنید می‌تواند واقعاً سخت باشد، اما پیدا کردن یک نفر پشتیبان که بتوانید احساسات خود را با او در میان بگذارید، بخش بزرگی از مبارزه با افسردگی است. افسردگی از مخفی ماندن تغذیه می‌کند و به نظر می‌رسد هرچه بیشتر خود را منزوی کرده و آن را پنهان کنیم، بیشتر رشد می‌کند. بنابراین من با لورا کاسید...
null
I know I need to deal with my depression. But I don't know how and I don't want to tell anyone. How can I deal with depression without telling anyone?
Hello,It is completely understandable that you would not want people to know about your depression. I would first like commend you for realizing that you need to help with your depression by reaching out here. That is a great start, and you've taken the very first courageous step. Depression can feel debilitating and o...
من می‌دانم که باید با افسردگی‌ام مقابله کنم، اما نمی‌دانم چطور و نمی‌خواهم به کسی بگویم. چگونه می‌توانم بدون اینکه به کسی بگویم، با افسردگی مقابله کنم؟
سلام، کاملاً قابل درک است که شما نمی‌خواهید دیگران از افسردگی شما مطلع شوند. ابتدا می‌خواهم از شما به خاطر درک نیازتان به کمک و اقدام به برقراری ارتباط در این زمینه، تشکر و تمجید کنم. این یک آغاز عالی است و شما اولین قدم شجاعانه را برداشته‌اید. افسردگی می‌تواند خسته‌کننده و فرساینده باشد و همچنین یک موضوع بسیار شخصی اس...
null
How do I make myself happy without the people who made me happy? Now that they’re gone, I feel sad. It’s been two months now but I seem to be unable to stay okay and independent.
Hello. So, someone made you happy but is no longer around? I am sure that feels devastating. As a counselor I usually have to ponder this kind of thought because it lends itself to suggesting that happiness comes from the external, rather than the internal side of a person's life. Happiness is formed within ourselves. ...
چطور می‌توانم بدون افرادی که مرا خوشحال می‌کردند، خودم را خوشحال کنم؟ حالا که آنها رفته‌اند، احساس غم و اندوه می‌کنم. اکنون دو ماه است که به نظر می‌رسد نمی‌توانم به خوبی و به‌طور مستقل ادامه دهم.
سلام. پس، آیا کسی شما را خوشحال کرده اما اکنون دیگر در اطراف نیست؟ مطمئناً این احساس ویرانگری است. به عنوان یک مشاور، معمولاً باید به این نوع تفکر فکر کنم چرا که این موضوع به این نکته اشاره دارد که شادی بیشتر از عوامل خارجی نشأت می‌گیرد، نه از درون زندگی یک فرد. شادی در درون ما شکل می‌گیرد. تمام تجملات خارجی شادی معمول...
null
How do I make myself happy without the people who made me happy? Now that they’re gone, I feel sad. It’s been two months now but I seem to be unable to stay okay and independent.
It sounds like you have been feeling pretty down, since the loss of a relationship, and you're wondering how to be happy by yourself. Intimacy is a very natural human desire and at the same time learning to enjoy ourselves, even when we are alone, can strengthen our ability to lead a satisfying life in and out of relat...
چگونه می‌توانم بدون افرادی که مرا خوشحال می‌کردند، خودم را خوشحال کنم؟ اکنون که آن‌ها رفته‌اند، احساس غم و اندوه می‌کنم. حالا دو ماه است که به نظر می‌رسد نتوانسته‌ام خوب و مستقل بمانم.
به نظر می‌رسد که از زمان از دست دادن یک رابطه احساس ناراحتی کرده‌اید و در تلاشید تا بیاموزید چگونه می‌توانید به تنهایی خوشحال باشید. صمیمیت یک تمایل طبیعی انسانی است و در عین حال، یادگیری لذت بردن از خود، حتی زمانی که تنها هستیم، می‌تواند توانایی ما را برای داشتن یک زندگی رضایت‌بخش در درون و بیرون از رابطه تقویت کند. ب...
null
I feel like I am internally screaming all the time. Externally, I am calm, but I have this intense, unidentifiable emotion constantly. I don't feel sad. I don't cry a lot. I feel rather emotionally distant other than the internal screaming. It kind of feels like I'm a caged animal.
It is hard to make a definite diagnosis however I would say  that it could be and or a combination of depression, stress, PTSD, etc.  More background information would have to be needed.  One thing I would say is that you really need to seek guidance from a professional to work through these symptoms.  If what you desc...
من احساس می‌کنم که به‌طور داخلی همیشه فریاد می‌زنم. در ظاهر آرام هستم، اما این احساس شدید و نامشخص همیشه با من است. احساس ناامیدی نمی‌کنم و زیاد نمی‌گریم. جز فریاد درونی، احساس می‌کنم از نظر عاطفی فاصله دارم و انگار که یک حیوان قفس شده‌ام.
تشخیص قطعی دشوار است، اما می‌توان گفت که این ممکن است ناشی از افسردگی، استرس، PTSD و غیره باشد. برای درک بهتر وضعیت، نیاز به اطلاعات بیشتری هست. نکته‌ای که باید به آن توجه کنید، این است که شما واقعاً باید برای مدیریت این علائم به یک متخصص مراجعه کنید. اگر آنچه را که به عنوان یک حیوان قفس‌زده توصیف کردید آزاد کنید، تمام...
null
I feel like I am internally screaming all the time. Externally, I am calm, but I have this intense, unidentifiable emotion constantly. I don't feel sad. I don't cry a lot. I feel rather emotionally distant other than the internal screaming. It kind of feels like I'm a caged animal.
As far as the formal diagnosis of depression goes, it would be hard to determine without more information. It sounds like you are noticing that there is a significant difference between how you are feeling on the inside and how you express yourself outwardly. Part of you is quite distressed and yet it remains invisible...
من احساس می‌کنم که همیشه در درونم فریاد می‌زنم. در ظاهر آرام هستم، اما این احساس شدید و نامشخص را به طور مداوم تجربه می‌کنم. احساس غم نمی‌کنم و زیاد گریه نمی‌کنم. به‌جز فریاد درونی، احساس می‌کنم که از نظر عاطفی فاصله‌دارم. انگار که یک حیوان در قفس هستم.
تا جایی که به تشخیص رسمی افسردگی مربوط می‌شود، بدون اطلاعات بیشتر، تعیین آن دشوار خواهد بود. به نظر می‌رسد شما متوجه تفاوت قابل توجهی بین احساسی که در درون دارید و نحوه ابراز خود به طور بیرونی شده‌اید. بخشی از شما به شدت ناراحت است و با این حال برای دنیای بیرونی نامرئی می‌ماند، تقریباً به گونه‌ای که گویی درون بدنتان به...
null
I feel like I am internally screaming all the time. Externally, I am calm, but I have this intense, unidentifiable emotion constantly. I don't feel sad. I don't cry a lot. I feel rather emotionally distant other than the internal screaming. It kind of feels like I'm a caged animal.
It sounds like you are trying to find a label to help you to understand why you are feeling the way you are feeling.  Sometimes there are no labels for how we feel.  Sometimes there is no name for the emotions that we are experiencing. Regardless, you do not have to continue to feel this way, no matter what you call it...
من احساس می‌کنم که همیشه در درونم فریاد می‌زنم. در ظاهر آرامم، اما این احساس شدید و غیرقابل شناسایی در من مدام وجود دارد. احساس غم نمی‌کنم و زیاد گریه نمی‌کنم؛ به جز آن فریاد درونی، از نظر عاطفی دور از دیگران به نظر می‌رسم. گویی که یک حیوان در قفس هستم.
به نظر می‌رسد شما در تلاش هستید برچسبی پیدا کنید تا به شما کمک کند بفهمید چرا این‌گونه احساس می‌کنید. گاهی اوقات برای احساساتی که داریم، برچسبی وجود ندارد و حتی ممکن است نامی برای آن‌ها پیدا نشود. با این حال، نیازی نیست که به این احساس ادامه دهید، هر نامی که بر آن بگذارید. اگر به دنبال تجربه آرامش درونی مشابه آرامش بیر...
null
People who are parental figures in my life have, in the past, hurt me, and some continue to do so. It makes me feel like I'm not good enough for my husband or the life he provides me. I have had jobs, but I am going through a lot of my past garbage and trying to figure out when it all went wrong. Any time I bring these...
It sounds like you have been thinking about how past hurts have influenced you, and when you try to talk about these hurts with people in your life, you are feeling invalidated. It also sounds like current conflicts are continuing to leave you feeling hurt and devalued. In working with a therapist, you may be able to g...
افرادی که در گذشته نقش پدر و مادر را در زندگی من ایفا کرده‌اند، به من آسیب رسانده‌اند و برخی از آن‌ها همچنان این کار را ادامه می‌دهند. این احساس را در من ایجاد می‌کند که برای شوهرم یا زندگی‌ای که او برایم فراهم کرده، به اندازه کافی خوب نیستم. من شغل‌هایی داشته‌ام، اما در حال بررسی بسیاری از مشکلات گذشته‌ام هستم و سعی م...
به نظر می‌رسد شما در مورد اینکه چگونه آسیب‌های گذشته بر روی شما تأثیر گذاشته‌اند فکر کرده‌اید و زمانی که سعی می‌کنید درباره این آسیب‌ها با افراد زندگی‌تان صحبت کنید، احساس بی‌اعتباری می‌کنید. همچنین به نظر می‌رسد که درگیری‌های کنونی همچنان باعث می‌شوند احساس آسیب و بی‌ارزشی کنید. در همکاری با یک درمانگر، ممکن است بتوان...
null
People who are parental figures in my life have, in the past, hurt me, and some continue to do so. It makes me feel like I'm not good enough for my husband or the life he provides me. I have had jobs, but I am going through a lot of my past garbage and trying to figure out when it all went wrong. Any time I bring these...
Hello. Adults who come from abusive home histories (physical, emotional, or even psychological), may take a long time to heal from that abuse. We carry our past with us everywhere we go, and it is up to us to find resolutions to past hurts. This is often easier said than done, but it is possible. From the perspective o...
افرادی که در گذشته نقش پدر و مادر را در زندگی من ایفا کرده‌اند، به من آسیب رسانده‌اند و برخی از آن‌ها هنوز هم این کار را ادامه می‌دهند. این موضوع باعث می‌شود احساس کنم برای شوهرم یا زندگی‌ای که او برایم فراهم کرده، به اندازه کافی خوب نیستم. من شغل‌هایی داشته‌ام، اما در حال پردازش بسیاری از مشکلات گذشته‌ام هستم و سعی می...
سلام بزرگسالانی که از تاریخچه‌های خانوادگی آزاردهنده (جسمی، عاطفی یا حتی روانی) می‌آیند، ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا از این آسیب‌ها بهبود یابند. ما گذشته‌ خود را در هر جایی که می‌رویم با خود داریم، و این به ما بستگی دارد که راه‌حل‌هایی برای دردهای گذشته پیدا کنیم. این اغلب آسان‌تر از گفتن است، اما ممکن است. از منظر...
null
I am going through a very hard time and I'm so depressed. My parents are getting a divorce and a lot of bad things are happening. I want to lull myself.
It sounds like a tough time and it's normal to feel down when your family is going through a divorce or other hardship. There's a difference between feelings like sadness, discouragement, grief, loneliness and depression, though. Sadness is sadness and sometimes we have to go through a grieving or other process, that i...
من در حال گذراندن یک زمان بسیار دشوار هستم و خیلی افسرده‌ام. پدر و مادرم در حال جدایی هستند و اتفاقات بد زیادی در حال رخ دادن است. می‌خواهم خودم را تسکین دهم.
زمانی که خانواده شما در حال تجربه طلاق یا مشکلات دیگری است، احساس غم، دلسردی، اضطراب، تنهایی و افسردگی طبیعی است. با این حال، بین احساساتی مانند غم و افسردگی تمایز وجود دارد. غم یک واکنش طبیعی به رویدادهای زندگی‌است و گهگاهی ما باید از یک فرآیند سوگواری عبور کنیم. در مقابل، افسردگی بیشتر به احساس گیر افتادن و عدم توانا...
null
I am going through a very hard time and I'm so depressed. My parents are getting a divorce and a lot of bad things are happening. I want to lull myself.
Consider yourself quite normal for feeling overwhelmed and depressed about your parents divorce.   This is the most natural way to feel at this time.Depending on how old you are, and whether you live under their roof,  are dependent on their support, and are either part of the decision or not, of with whom and where yo...
من در شرایط بسیار سختی هستم و خیلی افسرده‌ام. والدینم در حال طلاق هستند و اتفاقات ناخوشایند زیادی در حال رخ دادن است. می‌خواهم خودم را آرام کنم.
این کاملاً طبیعی است که شما در این زمان احساس overwhelmed و افسردگی کنید. این احساس، در چنین وضعیتی، کاملاً طبیعی است. بسته به سن شما و اینکه آیا تحت سقف والدین خود زندگی می‌کنید یا به حمایت آن‌ها وابسته هستید، یا اینکه آیا بخشی از تصمیم‌گیری در مورد اینکه با چه کسی و کجا زندگی کنید، هستید یا نه، به بررسی این نکات بپرد...
null
My depression has been reoccurring for a long time. It all started when I was being bullied in high school. In ninth grade, my principal told me I needed to stay home for a couple days to protect myself while she spoke to my classmates. I needed professional help for my stress because I was having crying spells from th...
I couldn't help but notice that you did not specify your age, so I am unable to set the total chronological order and length that you have suffered in this way, but I want to start by commending you on seeking out additional coping techniques on your own.  Unfortunately, it sounds like you were offered some that were m...
"در کلاس نهم، مدیرم به من گفت که باید چند روز در خانه بمانم تا از خودم محافظت کنم، در حالی که با همکلاسی‌هایم صحبت می‌کرد. به کمک متخصص برای مقابله با استرس نیاز داشتم، زیرا به خاطر فشارهای رفتن به مدرسه و روبرو شدن با همکلاسی‌هایم دچار گریه‌های ناخواسته می‌شدم. پس از آن، به مدت چند سال حال خوبی داشتم. اما وقتی وارد سا...
متوجه شدم که سن خود را مشخص نکرده‌اید و به همین دلیل نمی‌توانم ترتیب زمانی و مدت زمانی که به این شکل رنج برده‌اید را تعیین کنم. اما می‌خواهم از شما بخواهم که بر تلاش خود برای به دست آوردن تکنیک‌های مقابله‌ای اضافی به طور مستقل، افتخار کنید. متأسفانه به نظر می‌رسد که برخی از تکنیک‌هایی که به شما ارائه شده، بیشتر خطرناک ...
null
I've been depressed for quite a while. I've been trying to work through it, and my boyfriend has been my rock. He is honestly the only person I trust enough to talk to about anything, but he decided to break up with me because of my depression. I cannot afford to see a therapist or anything, so he saw no hope in stayin...
It sounds like you have been struggling with this for quite some time, using many of the same coping techniques that feel tried and true to no avail. Often, we fall back on coping techniques that would be helpful in other problems (stress, social anxieties, etc.) for our depression, but the truth is that depression req...
من برای مدتی طولانی از افسردگی رنج می‌بردم و سعی کردم از آن عبور کنم و دوست پسرم برایم مانند سنگ‌نوردی بوده است. او واقعاً تنها کسی است که به اندازه کافی به او اعتماد دارم تا درباره هر چیزی با او صحبت کنم، اما او تصمیم گرفت به خاطر افسردگی من با من قطع ارتباط کند. من قادر به پرداخت هزینه مراجعه به درمانگر نیستم، بنابرا...
به نظر می‌رسد که شما به مدت طولانی با این مشکل دست و پنجه نرم کرده‌اید و از بسیاری از تکنیک‌های مقابله‌ای که به وضوح مؤثر نیستند، استفاده کرده‌اید. اغلب ما به تکنیک‌های مقابله‌ای که برای مشکلات دیگر (استرس، اضطراب‌های اجتماعی و غیره) کار می‌کنند، برای افسردگی‌امان متوسل می‌شویم، اما حقیقت این است که افسردگی به ابزارهای...
null
I always feel like I'm doing something wrong. Everything I do is crappy. I want to cry all the time. I can't eat or sleep.
You are describing some of the most common symptoms of depression: low self esteem, difficulty sleeping, changes in appetite, sad mood, feelings of hopeless and feelings of worthlessness. A full assessment/evaluation with a mental health professional is warranted to understand if indeed you meet criteria for a Major De...
همیشه احساس می‌کنم که اشتباهی مرتکب می‌شوم. هر کاری که می‌کنم به نظر ضعیف می‌آید. مدام می‌خواهم گریه کنم. نمی‌توانم بخورم یا بخوابم.
"شما در حال توصیف برخی از رایج‌ترین علائم افسردگی هستید: کمبود احترام به نفس، مشکل در خواب، تغییرات در اشتها، حال غمگین، احساس ناامیدی و احساس بی‌ارزشی. یک ارزیابی کامل با یک متخصص بهداشت روان لازم است تا بفهمید آیا واقعاً با معیارهای اختلال افسردگی عمده مطابقت دارید یا خیر. یکی از چیزهایی که من اغلب به بیماران می‌گویم...
null
I no longer carry expressions on my face, and my emotions are decreasing the more I have fights with my fiancée.
Sometimes repressing anger can lead to depression and block all kinds of other emotions too.  I would wonder about your experience with anger and if you've ever been discouraged from expressing anger.  I would also wonder if you feel like you have space to express yourself in your relationship or if you feel like you r...
من دیگر هیچ گونه ابرازی بر روی صورتم ندارم و احساساتم به تدریج کاهش می‌یابد هر چه بیشتر با نامزدم دعوا می‌کنم.
گاهی اوقات سرکوب خشم می‌تواند منجر به افسردگی و مسدود شدن سایر احساسات نیز شود. من مشتاقم درباره تجربه شما با خشم بدانم و اینکه آیا هرگز از ابراز خشم خود دلسرد شده‌اید. همچنین می‌خواهم بدانم آیا احساس می‌کنید فضای کافی برای ابراز خود در رابطه‌تان دارید یا اینکه احساس می‌کنید واقعاً شنیده نمی‌شوید. سخت است که با کسی احس...
null
I no longer carry expressions on my face, and my emotions are decreasing the more I have fights with my fiancée.
Sometimes when we fight a lot with our partner, it becomes more uncomfortable to share emotions because it feels like it will lead to another flight or disagreement.You could try having a conversation when you're not fighting and starting it out by saying that you would like to discuss something important to you and se...
من دیگر هیچ نشانه‌ای از احساسات روی صورتم ندارم و هر چه بیشتر با نامزدم دعوا می‌کنم، احساساتم به تدریج کاهش می‌یابند.
گاهی اوقات، وقتی که با شریک زندگی‌ام زیاد دعوا می‌کنیم، به اشتراک گذاشتن احساسات سخت‌تر می‌شود، زیرا احساس می‌کنیم این مسئله به یک درگیری یا اختلاف نظر دیگر منجر خواهد شد. می‌توانید سعی کنید مکالمه‌ای را زمانی که در حال دعوا نیستید، آغاز کنید و با گفتن اینکه می‌خواهید در مورد موضوعی مهم برایتان صحبت کنید، ببینید آیا نا...
null
I'm depressed. I have been for years. I hide it from everyone because I'm scared of the reactions I'll get. Last time I tried telling my parents, it was a huge argument about me being too young to be depressed (I’m a legal adult), calling me ungrateful, and telling me that if I can't handle things now, it's only going ...
Hi Georgia, There's a really good lesson here. People tell us things, and we tend to think that's the truth...but it's not! I'll do some translating for you..."You're so ungrateful" means "I need you to be successful and happy in order for me to feel I'm a good parent"."You're too young to be depressed" means "I don't ...
من سال‌هاست افسردگی دارم. آن را از همه پنهان می‌کنم چون از واکنش‌هایی که خواهیم داشت می‌ترسم. آخرین باری که سعی کردم به پدر و مادرم بگویم، بحث بزرگی درباره این بود که من برای افسرده بودن خیلی جوان هستم (در حالی که یک بزرگسال قانونی هستم)، و مرا ناشکری می‌دانستند و می‌گفتند که اگر الان نمی‌توانم با مسائل کنار بیایم، در ...
I'm sorry, but it seems the translation you provided is excessively repetitive and doesn't accurately convey the original message. Here’s a refined translation based on the original text: "سلام جورجیا، درس خوبی در اینجا وجود دارد. مردم به ما می‌گویند و ما تمایل داریم فکر کنیم که این حقیقت است... اما اینطور نیست! بگذار...
null
I'm depressed. I have been for years. I hide it from everyone because I'm scared of the reactions I'll get. Last time I tried telling my parents, it was a huge argument about me being too young to be depressed (I’m a legal adult), calling me ungrateful, and telling me that if I can't handle things now, it's only going ...
Don't think that you can't afford the help you need on your own.  There are several counselors that see people on a sliding scale that can be as low as $5 (based on your income).  Find a center that is non-profit, they have great counselors as well. It sounds like you know what you are experiencing and know that you ne...
من سال‌هاست که افسرده‌ام. آن را از همه پنهان می‌کنم چون از واکنش‌هایی که ممکن است دریافت کنم می‌ترسم. آخرین باری که سعی کردم این موضوع را به پدر و مادرم بگویم، بحث بزرگی در گرفت درباره اینکه من برای افسرده بودن خیلی جوان هستم (در حالی که من یک بزرگسال قانونی‌ام)، مرا به ناشکری متهم کردند و گفتند اگر الآن نمی‌توانم با م...
فکر نکنید که نمی‌توانید به تنهایی از پس کمک‌هایی که به آن نیاز دارید برآیید. مشاوران زیادی وجود دارند که افراد را بر اساس مقیاس درآمدی در هزینه‌ها کمک می‌کنند و این مبلغ می‌تواند به اندازه ۵ دلار باشد. یک مرکز غیرانتفاعی پیدا کنید، آن‌ها نیز مشاوران عالی دارند. به نظر می‌رسد که شما از وضعیت خود آگاه هستید و می‌دانید که...
null
He said he would try and he never did. It's been nine months, and this is making me worse. Today, he said I have to respect whatever decision he makes. Is that true? Am I supposed to respect the decision to leave because he can't handle what I'm going through and leaves me here crying and worried every night? He's cons...
Wow that is tough. There is nothing worse than fearing abandonment when you are already struggling with depression. It sounds like you are still wanting to work through whatever challenges you and your husband are having but your husband may not be on the same page. I would encourage you and your husband to seek profes...
او گفت که سعی خواهد کرد و هرگز این کار را نکرد. حالا نه ماه است که این وضعیت برایم بدتر شده است. امروز او گفت که من باید به هر تصمیمی که او می‌گیرد احترام بگذارم. آیا این درست است؟ آیا من باید به تصمیم او برای ترک احترام بگذارم چون او نمی‌تواند با آنچه من دارم تجربه می‌کنم کنار بیاید و هر شب مرا در اینجا در حال گریه و ...
هیچ چیز بدتر از ترس از abandoned شدن نیست وقتی که شما در حال حاضر با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنید. به نظر می‌رسد که شما هنوز هم می‌خواهید بر چالش‌هایی که شما و شوهرتان با آن‌ها روبرو هستید، غلبه کنید، اما ممکن است شوهرتان در وضعیت مشابهی نباشد. من شما و شوهرتان را تشویق می‌کنم که اگر هنوز این کار را نکرده‌اید، به دنب...
null
He said he would try and he never did. It's been nine months, and this is making me worse. Today, he said I have to respect whatever decision he makes. Is that true? Am I supposed to respect the decision to leave because he can't handle what I'm going through and leaves me here crying and worried every night? He's cons...
I'm sorry for the hurt you're feeling from your husband's decision.Keep in mind that if one partner does not want to be in a relationship and remains in it, then both people will be unhappy, dissatisfied and feel stressed.Imagine being in a relationship that you'd rather leave.All the negative feelings and resentment o...
او گفت که سعی خواهد کرد و هرگز این کار را نکرد. حالا نه ماه از آن زمان می‌گذرد و این موضوع وضعیت مرا بدتر می‌کند. امروز او گفت که من باید به هر تصمیمی که می‌گیرد احترام بگذارم. آیا این درست است؟ آیا من باید به تصمیم او برای ترک احترام بگذارم چون او نمی‌تواند با آنچه که من می‌گذرانم کنار بیاید و هر شب مرا در اینجا گریه ...
اگر یکی از طرفین نمی‌خواهد در یک رابطه بماند و همچنان در آن باقی می‌ماند، هر دو نفر ناراضی و دچار استرس خواهند بود. تصور کنید در رابطه‌ای هستید که ترجیح می‌دهید آن را ترک کنید. تمام احساسات منفی و کدوری ناشی از بودن با کسی که ترجیح می‌دهید در کنارش نباشید، انرژی زیادی برای رضایت بخشیدن به شریک زندگی شما باقی نمی‌گذارد....
null
He said he would try and he never did. It's been nine months, and this is making me worse. Today, he said I have to respect whatever decision he makes. Is that true? Am I supposed to respect the decision to leave because he can't handle what I'm going through and leaves me here crying and worried every night? He's cons...
The fact that you mention that he is "constantly changing his mind on if he wants to work it out," suggests that Discernment Counseling might be a really good fit for you both. Discernment counseling is a protocol for partners where one or both aren't certain they want to remain in the relationship. It's a brief (1-5 s...
او گفت که سعی خواهد کرد و هرگز این کار را نکرد. نه ماه است که این وضعیت برای من بدتر شده است. امروز، او گفت که من باید به هر تصمیمی که می‌گیرد احترام بگذارم. آیا این درست است؟ آیا من باید به تصمیم او برای ترک کردن احترام بگذارم چون او نمی‌تواند آنچه را که من در حال گذراندن هستم تحمل کند و هر شب من را اینجا با اشک و نگر...
این موضوع که شما ذکر می‌کنید که او "به طور مداوم در حال تغییر نظرش درباره اینکه آیا می‌خواهد این رابطه را ادامه دهد" است، نشان می‌دهد که مشاوره تشخیص ممکن است برای هر دوی شما بسیار مناسب باشد. مشاوره تشخیص یک پروتکل برای زوج‌هایی است که یکی یا هر دو از اینکه می‌خواهند در رابطه بمانند مطمئن نیستند. این فرایند کوتاه است ...
null
He said he would try and he never did. It's been nine months, and this is making me worse. Today, he said I have to respect whatever decision he makes. Is that true? Am I supposed to respect the decision to leave because he can't handle what I'm going through and leaves me here crying and worried every night? He's cons...
Although the marriage vows say in sickness and health, each person has the right to choose to stay or to leave, depending on their ability to cope and handle marriage challenges.  I know is hard not to focus on him and his choice, but the more you put the focus of attention on him the least support you will receive. Fo...
او گفت که سعی خواهد کرد و هرگز این کار را نکرد. نه ماه است که اوضاع مرا بدتر می‌کند. امروز او گفت که من باید به هر تصمیمی که او می‌گیرد احترام بگذارم. آیا این درست است؟ آیا من باید به تصمیمش برای ترک احترام بذارم چون او نمی‌تواند آنچه را که من در حال گذراندن هستم تحمل کند و هر شب مرا اینجا در حال گریه و نگرانی می‌گذارد...
هرچند در عهد ازدواج ذکر شده که در بیماری و سلامتی، هر فرد حق دارد تصمیم بگیرد که بماند یا برود، بسته به توانایی‌اش در مدیریت چالش‌های ازدواج. می‌دانم که سخت است که از او و انتخاب‌هایش دور شوید، اما هرچه بیشتر توجه‌تان را به او معطوف کنید، حمایت کمتری دریافت خواهید کرد. تمرکز خود را بر افزایش فعالیت‌های خودمراقبتی و ساخ...
null
He said he would try and he never did. It's been nine months, and this is making me worse. Today, he said I have to respect whatever decision he makes. Is that true? Am I supposed to respect the decision to leave because he can't handle what I'm going through and leaves me here crying and worried every night? He's cons...
When you are at your lowest, you have an opportunity to learn not just about the people around you and who you can depend on, but also, so much about yourself and why you have come to the place that you have. Take this time to do some introspection and learn yourself. It will give you the power to recover from whatever...
او گفت که سعی خواهد کرد و هرگز این کار را نکرد. نه ماه است که این وضعیت برایم بدتر می‌شود. امروز او گفت که من باید به هر تصمیمی که او می‌گیرد احترام بگذارم. آیا این درست است؟ آیا من باید به تصمیم ترک او احترام بگذارم چون او نمی‌تواند آنچه را که من در حال تجربه‌اش هستم تحمل کند و هر شب مرا در اینجا غمگین و نگران می‌گذار...
وقتی در پایین‌ترین نقطه قرار دارید، این فرصت وجود دارد که نه تنها درباره افرادی که در اطراف شما هستند و به شما اعتماد دارند، بلکه درباره خودتان و دلایلی که به این نقطه رسیده‌اید، بسیار بیاموزید. از این زمان برای تفکر درون‌نگرانه و شناخت خودتان استفاده کنید. این کار به شما نیرویی می‌دهد تا از هر چیزی که شما را شکسته است...
null
He said he would try and he never did. It's been nine months, and this is making me worse. Today, he said I have to respect whatever decision he makes. Is that true? Am I supposed to respect the decision to leave because he can't handle what I'm going through and leaves me here crying and worried every night? He's cons...
If your husband is changing his mind about whether or not he wants to stay in the relationship, I wonder if you both might benefit from seeing a therapist who specializes in couples. In my training working with couples, partners come into counseling with one of three goals in mind: strengthening the relationship, getti...
او گفت که سعی خواهد کرد، اما هرگز این کار را نکرد. اکنون نه ماه است و این موضوع وضعیت مرا بدتر کرده است. امروز او گفت که من باید به هر تصمیمی که او می‌گیرد احترام بگذارم. آیا این درست است؟ آیا من باید به تصمیم او برای ترک کردن احترام بگذارم چون او نمی‌تواند آنچه را که می‌گذرانم تحمل کند و هر شب مرا در اینجا گریه و نگرا...
اگر شوهر شما در مورد اینکه آیا می‌خواهد در رابطه بماند یا نه، نظرش را تغییر می‌دهد، ممکن است شما و او از دیدن یک درمانگر متخصص در زوج‌ها بهره‌مند شوید. در تجربه من در کار با زوج‌ها، شرکا به مشاوره می‌آیند با یکی از سه هدف: تقویت رابطه، جدایی، یا گرفتن یک تصمیم. این تصمیم می‌تواند شامل این باشد که آیا با هم بمانید یا چی...
null
I'm in my late 50s. I never loved or have been loved. I need deeper help than is offered in my small town, but I cannot leave this town because of agoraphobia. I find myself losing hope more and more. My brain barely works anymore, and my memory so small, I forget in a moment. I serve no purpose. I'm incapable of work ...
The fact that you're reaching out says that there is something in you that wants this to be different, and that drive might be something worth tapping into. "Why do I keep trying?" is a question that might give you some insight into what it is in you that keeps you going. A lot of therapists/counselors are now offering...
من در اواخر پنجاه سالگی هستم. هرگز عشق نورزیده‌ام و هرگز مورد عشق قرار نگرفته‌ام. به کمک عمیق‌تری نیاز دارم که در شهر کوچک من ارائه نمی‌شود، اما به دلیل آگورافوبیا نمی‌توانم این شهر را ترک کنم. هر روز بیشتر و بیشتر در حال از دست دادن امید هستم. مغزم به‌سختی کار می‌کند و حافظه‌ام آن‌قدر کوچک است که در یک لحظه همه‌چیز را...
این حقیقت که شما در حال تماس هستید نشان می‌دهد که در درون شما چیزی وجود دارد که می‌خواهد اوضاع متفاوت باشد و این انگیزه ممکن است نکته‌ای باشد که ارزش بررسی دارد. "چرا همچنان ادامه می‌دهم؟" سوالی است که ممکن است نوری بر آنچه در وجود شماست که شما را به پیش می‌برد، بیفکند. بسیاری از درمانگران و مشاوران اکنون خدمات درمان و...
null
I'm in my late 50s. I never loved or have been loved. I need deeper help than is offered in my small town, but I cannot leave this town because of agoraphobia. I find myself losing hope more and more. My brain barely works anymore, and my memory so small, I forget in a moment. I serve no purpose. I'm incapable of work ...
Hi Oak Harbor,My heart goes out to you. Sometimes when I'm working with a client who experiences depression or anxiety, I ask them for a glimpse into their worst moments in their minds. "What are the worst thoughts that run through your head?". Often they struggle, perhaps out of shame; maybe they don't want me to know...
من در اواخر پنجاه سالگی هستم. هرگز عشق نورزیده‌ام و هرگز هم مورد عشق قرار نگرفته‌ام. به کمک عمیق‌تری نیاز دارم که در شهر کوچک‌ام ارائه نمی‌شود، اما نمی‌توانم به دلیل آگورافوبیا از این شهر خارج شوم. احساس می‌کنم امیدم روز به روز کمرنگ‌تر می‌شود. مغز من به سختی کار می‌کند و حافظه‌ام آن‌قدر ضعیف شده که به سرعت فراموش می‌ک...
سلام، اوک هاربر، من با شما همدردی می‌کنم. گاهی اوقات وقتی با مشتریانی که دچار افسردگی یا اضطراب هستند کار می‌کنم، از آن‌ها می‌خواهم که نگاهی به بدترین لحظات ذهنی خود داشته باشند. "بدترین افکاری که در ذهنتان می‌گذرد چیست؟" اغلب آن‌ها در این مورد مشکل دارند و شاید از خجالت نتوانند بدترین افکار خود را با من در میان بگذارن...
null
Both of my parents committed suicide together, and I was the one who found them. I suffer from overwhelming depression, which is having an extreme effect on me and my husband’s sex lives. He does not understand at all and is always making me feel so uncomfortable about sex.
Hello, and thank you for your question. First, I want to tell you how sorry I am for the experience you had with your parents. That is a grief and trauma that is certainly hard to imagine. Trauma and grief can affect us in many ways, and certainly deeply personal things like our sex lives. It may be difficult for other...
هر دو پدر و مادرم با هم خودکشی کردند و من کسی بودم که آنها را پیدا کردم. من از افسردگی شدید رنج می‌برم که تأثیر زیادی بر من و زندگی جنسی شوهرم دارد. او اصلاً نمی‌فهمد و همیشه باعث می‌شود که در مورد روابط جنسی احساس ناراحتی کنم.
سلام و ممنون از سوال شما. اول از همه می‌خواهم بگویم چقدر متاسفم بابت تجربه‌ای که با والدینتان داشته‌اید. این غم و آسیب، واقعاً سخت قابل تصور است. تروما و غم می‌توانند به ما تأثیر بگذارند و قطعاً مسائل عمیقاً شخصی مانند زندگی جنسی‌مان را تحت تأثیر قرار دهند. ممکن است برای دیگران دشوار باشد که این ارتباط را درک کنند، اما...
null
I'm depressed and recently went through a break up. It’s like every guy I like only wants me for sex. I think I'm ugly, and sometimes I just want to die. I have a son, and I got really big when I was pregnant. I have stretch marks on my stomach.
If you are currently feeling as if you want to die, please call 800-273-8255 and talk to someone.One way to work on not always thinking so negatively about yourself is to surround yourself with people who are more positive toward you. Do you have friends or family who are supportive?Can you find one part of you that yo...
من افسرده هستم و اخیراً از یک جدایی عبور کرده‌ام. انگار هر مردی که دوستش دارم فقط مرا برای رابطه جنسی می‌خواهد. فکر می‌کنم زشت هستم و گاهی اوقات فقط می‌خواهم بمیرم. من یک پسر دارم و وقتی باردار بودم واقعاً به شدت بزرگ شدم. من روی شکمم ترک‌های پوستی دارم.
اگر در حال حاضر احساس می‌کنید که می‌خواهید بمیرید، لطفاً با شماره 800-273-8255 تماس بگیرید و با کسی صحبت کنید. یکی از راه‌ها برای کاهش تفکرات منفی درباره خود، احاطه کردن خود با افرادی است که نسبت به شما مثبت‌تر هستند. آیا دوستان یا خانواده‌ای دارید که از شما حمایت کنند؟ آیا می‌توانید بخشی از وجودتان را پیدا کنید که فکر...
null
I'm not the same anymore, I don't know how to get back to who I am. I'm sad and confused and angry and tired. I don't sleep well.
Being tired can really affect almost everyone's ability to work through things that make them sad, confused, or angry, among other emotions. If you're having difficulty sleeping, try to get into a habit of going to bed and waking up close to the same time every day. Also consider only using the bed for sleeping so your...
من دیگر مانند گذشته نیستم، نمی‌دانم چطور می‌توانم به خود واقعی‌ام برگردم. من ناراحت و گیج و عصبانی و خسته هستم. خوب نمی‌خوابم.
خسته بودن می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر توانایی تقریباً همه افراد در پردازش احساساتی مثل ناراحتی، سردرگمی یا عصبانیت داشته باشد، به علاوه احساسات دیگر. اگر در خوابیدن مشکل دارید، سعی کنید عادت کنید که هر روز در همان ساعت مشخص به خواب بروید و بیدار شوید. همچنین، تنها از تخت خواب برای خوابیدن استفاده کنید تا مغز شما متوجه...
null
Over the years, I have slowly lost everything: my jobs, my cars, my freedom, and my money. I am a stay-at-home mom who doesn't make any money, doesn't have a car, never goes out, and cleans all day long everyday.
There are an infinite number of possibilities here. You included a lot of things that you don't have. Is there anyway that you can have some freedom for a few hours a week, at least? A lot of times stay at home moms have groups when they meet at different public places where their children can play together and they ca...
در طول سال‌ها، به تدریج همه چیز را از دست داده‌ام: شغل‌هایم، ماشین‌هایم، آزادی‌ام و پولم. من یک مادر خانه‌دار هستم که هیچ درآمدی ندارد، ماشین ندارد، هرگز بیرون نمی‌رود و به طور مداوم مشغول تمیز کردن است.
در اینجا امکانات بی‌نهایتی وجود دارد. شما چیزهای زیادی را که در حال حاضر ندارید، در نظر گرفته‌اید. آیا می‌توانید هر هفته حداقل برای چند ساعت آزادی داشته باشید؟ معمولاً مادران خانه‌دار گروه‌هایی را تشکیل می‌دهند که در مکان‌های عمومی ملاقات می‌کنند تا بچه‌هایشان با هم بازی کنند و خودشان گفتگو کنند. نمی‌دانم بچه‌تان چند س...
null
I don't have time to live or take care of myself at times. It's causing depression, stress, and anxiety. I don't know what to do.
I'm not sure whether you are referring to having a lot of activities after school or that homework is overwhelming. Can you set aside a couple hours a week for yourself as a place to start?
من گاهی اوقات وقت ندارم که زندگی کنم یا از خودم مراقبت کنم. این موضوع باعث افسردگی، استرس و اضطراب می‌شود. نمی‌دانم چه کار کنم.
مطمئن نیستم که آیا به داشتن فعالیت‌های زیاد بعد از مدرسه اشاره می‌کنید یا اینکه تکالیف خانه برایتان طاقت‌فرساست. آیا می‌توانید چند ساعت از هفته را به خودتان اختصاص دهید تا شروع کنید؟
null
Two years ago, I was separated from the military into my contract for medical issues. It has emotionally destroyed me. I now basically hate myself. It's embarrassing to be separated from the one place who takes anyone. My family has been in the armed forces, and it has always been my dream. I can't do this alone anymor...
It sounds like being separated from the armed forces is a major loss for you. It takes some time to work through the emotions related to this and it often takes longer if you are trying to work through it without a lot of support.Is there a task that you were doing during your military service that can in some way tran...
دو سال پیش، به خاطر مسائل پزشکی، از ارتش جدا شدم. این موضوع از لحاظ عاطفی مرا ویران کرده است. اکنون دیگر از خودم متنفرم. جدا شدن از تنها جایی که به هر کسی پذیرش می‌دهد، برایم شرم‌آور است. خانواده‌ام در نیروهای مسلح بوده‌اند و همیشه آرزوی من خدمت در آنجا بوده است. دیگر نمی‌توانم این وضعیت را به تنهایی تحمل کنم و حالا خا...
به نظر می‌رسد جدا شدن از نیروهای مسلح برای شما یک ضربه بزرگ است. پردازش احساسات مرتبط با این موضوع زمان‌بر است و اغلب اگر بدون حمایت کافی تلاش کنید، طولانی‌تر می‌شود. آیا کار یا مهارتی وجود دارد که در طول خدمت نظامی خود انجام می‌دادید و می‌تواند به نوعی به زندگی غیرنظامی شما منتقل شود؟ نمی‌دانم زندگی شما شامل چه چیزهای...
null
I feel depressed even though I act like a happy with my family. I act like I’m happy so my son doesn’t see me sad. I act like my life is a happy life, but I feel sad and depressed. I sometimes think of killing myself and that my family deserve someone better than me. I just cry and write in my book all these feelings.
It sounds like you have several different things happening at the same time. I would encourage you to call and speak to a local therapist. If you are having thoughts of killing yourself in this moment, please call 800-273-8255 and talk to someone.While I follow that you would like your son to be unaware of what you are...
من احساس افسردگی می‌کنم، حتی اگر با خانواده‌ام مانند یک فرد شاد عمل کنم. من طوری رفتار می‌کنم که پسرم غمگینیم را نبیند. من وانمود می‌کنم که زندگی شاد و خوشی دارم، اما در واقع احساس غم و افسردگی می‌کنم. گاهی اوقات به این فکر می‌کنم که خودم را بکشم و اینکه خانواده‌ام سزاوار شخصی بهتر از من هستند. من فقط گریه می‌کنم و تما...
اگر در حال حاضر به فکر خودکشی هستید، لطفاً به شماره 800-273-8255 زنگ بزنید و با کسی صحبت کنید. در حالی که متوجه هستم که شما نمی‌خواهید پسرتان از آنچه که شما در حال گذراندن هستید، آگاه باشد، این بدان معنا نیست که نمی‌توانید احساسات خود را با کسی دیگر در میان بگذارید. چه کسی را در زندگی‌تان می‌شناسید که به او اعتماد داری...
null
I think i may suffer from depression, and it is affecting my life and sleep. I am on my parent's insurance, and they won't let me see a therapist because they don't believe in it.
The answer here really depends upon your age and something called the "age of consent" in the state where you live. In Pennsylvania, anyone over the age of 14 can provide consent for their own treatment. As for billing purposes, try talking to some local agencies. If you are under 18, you may be able to have Medicaid o...
فکر می‌کنم ممکن است از افسردگی رنج ببرم و این موضوع بر زندگی و خوابم تأثیر گذاشته است. من تحت پوشش بیمه والدینم هستم و آنها اجازه نمی‌دهند که به یک درمانگر مراجعه کنم چون به این موضوع اعتقادی ندارند.
در پنسیلوانیا، هر کسی که بیش از ۱۴ سال دارد، می‌تواند برای درمان خود موافقت کند. در مورد صورتحساب، سعی کنید با برخی از سازمان‌های محلی مشورت کنید. اگر زیر ۱۸ سال هستید، ممکن است به دلیل نیاز پزشکی، امکان دسترسی به Medicaid را داشته باشید تا بتوانید درمان دریافت کنید. اگر بیش از ۱۸ سال دارید، ممکن است برخی از سازمان‌ها ...
null
When I'm sad and alone, I want to cut myself.
Try doing something physical. If you haven't exercised before, it is a good idea to get your doctor's approval first, but this can be helpful.The more you can find out about when you want to cut, the easier it will be to figure out what else you can do. If you are feeling sad or angry or nervous, look at what is leadin...
وقتي غمگين و تنها هستم، ميخواهم به خودم آسيب بزنم.
اگر قبلاً ورزش نکرده‌اید، ایده خوبی است که ابتدا از پزشک خود اجازه بگیرید، اما این می‌تواند مفید باشد. هرچه بیشتر در مورد زمانی که می‌خواهید به کاهش وزن بپردازید اطلاعات کسب کنید، یافتن راه‌هایی برای اقدام آسان‌تر خواهد بود. اگر احساس غم، عصبانیت یا اضطراب می‌کنید، به عواملی که منجر به این احساسات شده‌اند توجه کنید و ب...