Unnamed: 0
float64
Patient
stringlengths
1
2.7k
Therapist
stringlengths
1
32.7k
Translated Patient
stringlengths
1
2.63k
Translated Therapist
stringlengths
3
7.25k
null
null
Anxiety is not your fault or caused by anything you have or haven’t done. According to the National Alliance on Mental Illness, 40 million adults, or 18% of Americans, experience an anxiety disorder. If you are suffering from social anxiety you may experience the following:Constant feelings of dread about social situat...
I'm sorry, but it seems that there is no text provided for translation or refinement. Please provide the content you'd like me to work on.
اضطراب تقصیر شما نیست و به هیچ چیزی که انجام داده‌اید یا نداده‌اید، مربوط نمی‌شود. به گفتهٔ اتحادیهٔ ملی بیماری‌های روانی، ۴۰ میلیون بزرگسال، یا ۱۸ درصد از آمریکایی‌ها، دچار اختلال اضطراب هستند. اگر از اضطراب اجتماعی رنج می‌برید، ممکن است موارد زیر را تجربه کنید: احساس مداوم نگرانی دربارهٔ موقعیت‌های اجتماعی؛ ضربان قلب...
null
null
Social anxiety means feeling very uneasy in social situations.  Often people are fearful of being judged, rejected, criticized, mocked, any bad feeling you can think of, even before they make any approach to someone in the group.Social anxiety is a fear someone has about being treated poorly without any sign which just...
It seems there is no text provided for translation. Please provide the original text and its translation for refinement.
اضطراب اجتماعی به معنای احساس ناراحتی شدید در موقعیت‌های اجتماعی است. اغلب افراد از قضاوت، ردشدن، انتقاد، مسخره شدن و هر نوع احساس بدی که می‌توانید تصور کنید، حتی قبل از اینکه به کسی در گروه نزدیک شوند، می‌ترسند. اضطراب اجتماعی ترسی است که فرد درباره بدرفتاری با خود دارد، بدون اینکه نشانه‌ای برای توجیه این احساس وجود د...
null
null
Social anxiety is fear of social situations where someone is exposed to the public scrutiny of others. It could include things like having conversations with people you don't know, being observed, or public speaking, etc.You can find more information here: https://socialanxietyinstitute.org/what-is-social-anxiety
I'm sorry, but it seems there isn't any text provided for translation. Could you please provide the original text you would like refined?
اضطراب اجتماعی به معنای ترس از موقعیت‌های اجتماعی است که در آن فرد در معرض قضاوت عمومی دیگران قرار می‌گیرد. این می‌تواند شامل مواردی مانند گفتگو با افراد ناآشنا، تحت نظر بودن یا سخنرانی در جمع باشد و غیره. شما می‌توانید اطلاعات بیشتری را در اینجا پیدا کنید: https://socialanxietyinstitute.org/what-is-social-anxiety
null
I am a female and in my early teens. I don't want to feel afraid of people. When I meet someone, I know that they are okay, but I still feel afraid.
First off, this is totally expected for someone your age!  You are just moving into the phase of life where your "job" is to figure out your identity and who you are.  It's no surprise you are afraid of people, if that's the way you feel you are struggling.If you are worried about people harming you, that paints a diff...
من دختر هستم و در اوایل نوجوانی‌ام قرار دارم. نمی‌خواهم از مردم بترسم. وقتی کسی را ملاقات می‌کنم، می‌دانم که آن‌ها خوب هستند، اما هنوز هم احساس ترس می‌کنم.
در ابتدا، این کاملاً برای کسی در سن شما طبیعی است! شما در حال ورود به مرحله ای از زندگی هستید که "وظیفه" شما این است که هویت خود و اینکه چه کسی هستید را پیدا کنید. تعجبی ندارد که اگر احساس می کنید با افراد مشکل دارید، از آن‌ها بترسید. اگر نگران آسیب دیدن از سوی دیگران هستید، این تصویر متفاوتی را به ما ارائه می‌دهد. آیا...
null
I am a female and in my early teens. I don't want to feel afraid of people. When I meet someone, I know that they are okay, but I still feel afraid.
Maybe the problem is learning to trust yourself to not be afraid other people!Reflect on what you believe would increase your trust of believing your own judgement on whom to trust.If you've had any type of violation during your growing up years or witnessed someone in your family be violated, emotionally, physically o...
من یک دختر هستم و در اوایل دوران نوجوانی‌ام هستم. نمی‌خواهم از مردم بترسم. وقتی با کسی آشنا می‌شوم، می‌دانم که آنها خوب هستند، اما هنوز هم احساس ترس می‌کنم.
شاید مشکل این باشد که باید یاد بگیرید به خودتان اعتماد کنید تا از دیگران نترسید! در مورد عواملی که به نظر شما می‌تواند اعتماد شما به قضاوت خود در مورد اینکه به چه کسی اعتماد کنید را افزایش دهد، فکر کنید. اگر در سال‌های رشد خود، هر نوع نقص یا نقضی را تجربه کرده‌اید یا شاهد نقض عاطفی، فیزیکی یا حادثه‌ای وحشتناک نسبت به ی...
null
When I get talked to by my dad or stepmom, or if I'm in trouble, I will begin to cry and not say what's wrong with me. When my dad or stepmom ask what is wrong, I never know the answers or the words to put together what is actually wrong with me.
I really admire that you want to express yourself to your parents!  It's very normal to have fear about how to talk to a parent, let alone two at the same time.  Most adults don't do what you want to do.Could you come up with what you want to say to them before you are feeling upset?  What do you really need them to kn...
وقتی پدر یا مادرخوانده‌ام با من صحبت می‌کنند یا اگر در مشکل هستم، شروع به گریه می‌کنم و نمی‌توانم بگویم چه مشکلی دارم. وقتی پدر یا مادرخوانده‌ام از من می‌پرسند چه مشکلی دارم، هرگز نمی‌دانم چه پاسخی بدهم یا چگونه مشکلاتم را به کلمات ترجمه کنم.
من واقعاً تحسین می‌کنم که شما می‌خواهید خود را به والدینتان بیان کنید! خیلی طبیعی است که از اینکه چگونه با یک والد صحبت کنید، نگران باشید، چه برسد به اینکه با هر دو همزمان صحبت کنید. بیشتر بزرگسالان کاری را که شما می‌خواهید انجام نمی‌دهند. آیا می‌توانید قبل از اینکه ناراحت شوید، چیزهایی را که می‌خواهید به آنها بگویید، ...
null
When I get talked to by my dad or stepmom, or if I'm in trouble, I will begin to cry and not say what's wrong with me. When my dad or stepmom ask what is wrong, I never know the answers or the words to put together what is actually wrong with me.
Maybe you need more time to reflect and organize your thoughts.Try to figure out what would make you feel more relaxed about talking to your dad or stepmom.Also its possible you simply don't feel safe around either of them and so intuitively realize you're better off not talking with them about a delicate matter.Depend...
زمانی که پدر یا مادرخوانده‌ام با من صحبت می‌کنند، یا اگر در مشکل هستم، شروع به گریه می‌کنم و نمی‌توانم بگویم چه مشکلی دارم. وقتی پدر یا مادرخوانده‌ام می‌پرسند چه اتفاقی افتاده، هرگز نمی‌دانم چه پاسخی دهم یا چگونه آنچه واقعاً با من مشکل دارد را بیان کنم.
شاید به زمان بیشتری برای تأمل و سازماندهی افکار خود نیاز داشته باشید. سعی کنید بفهمید چه چیزی باعث می‌شود احساس راحتی بیشتری در مورد صحبت کردن با پدر یا مادرخوانده‌تان داشته باشید. همچنین ممکن است شما به سادگی در کنار هر یک از آنها احساس امنیت نکنید و بنابراین به‌طور شهودی درک کنید که بهتر است در مورد یک موضوع حساس با ...
null
A lot of times, I avoid situations where I am to meet new people because I have a fear of embarrassing myself. I often avoid large groups of people, like parties, because I think they all constantly judge me.
Hello, and thank you for your question. First, I want you to know that you are certainly not alone on this issue. Everyone, at some point in time, has a fear of public embarrassment. But for many people, this fear can become so awful that it begins to have a real negative impact on their quality of life.  They will try...
من اغلب از موقعیت‌هایی که قرار است با افراد جدید آشنا شوم، اجتناب می‌کنم زیرا از شرمندگی می‌ترسم. همچنین، معمولاً از جمع‌های بزرگ، مانند مهمانی‌ها، دوری می‌کنم چون فکر می‌کنم همه آن‌ها مدام در حال قضاوت من هستند.
سلام و متشکرم از سوال شما. اول از همه می‌خواهم بدانید که در این مسأله قطعاً تنها نیستید. همه در یک مقطع از زندگی خود از شرمندگی عمومی می‌ترسند. اما برای بسیاری از افراد، این ترس می‌تواند به قدری شدید شود که تأثیر منفی واقعی بر کیفیت زندگی آنها بگذارد. آنها تلاش می‌کنند از هر موقعیتی که حتی فکر می‌کنند ممکن است موجب شرم...
null
A lot of times, I avoid situations where I am to meet new people because I have a fear of embarrassing myself. I often avoid large groups of people, like parties, because I think they all constantly judge me.
When I talk with clients about social anxiety sometimes I'll ask them what they would do if their anxiety was manageable.  Would you want to be more social?  Would that improve you quality of relationships in your life?  These answers can clarify what you want your life to look like and how much socialization you are t...
من اغلب از موقعیت‌هایی که باید با افراد جدید آشنا شوم، اجتناب می‌کنم چون از شرمندگی می‌ترسم. همچنین از جمع‌های بزرگ، مانند مهمانی‌ها، دوری می‌کنم زیرا فکر می‌کنم همه آن‌ها به طور مداوم مرا قضاوت می‌کنند.
وقتی با مشتریان درباره اضطراب اجتماعی صحبت می‌کنم، گاهی از آنها می‌پرسم که اگر اضطرابشان قابل کنترل باشد، چه کار خواهند کرد. آیا دوست دارند اجتماعی‌تر باشند؟ آیا این موضوع کیفیت روابطشان را در زندگی بهبود می‌بخشد؟ این پاسخ‌ها می‌تواند به روشنی نشان دهد که زندگی مد نظر شما چگونه به نظر می‌رسد و چقدر واقعاً به اجتماعی بو...
null
A lot of times, I avoid situations where I am to meet new people because I have a fear of embarrassing myself. I often avoid large groups of people, like parties, because I think they all constantly judge me.
Why not accept and tolerate that you naturally are a shy person who doesn't like large groups?This is not necessarily something to get over if it is part of who you are.People have the capacity to judge others regardless of whether the group is large or small.If you aren't afraid of being judged in small groups then st...
من اغلب از موقعیت‌هایی که باید با افراد جدید آشنا شوم اجتناب می‌کنم، زیرا می‌ترسم خودم را شرمنده کنم. همچنین، از جمع‌های بزرگ، مانند مهمانی‌ها، دوری می‌کنم زیرا فکر می‌کنم همه آنها مدام مرا قضاوت می‌کنند.
چرا قبول نمی‌کنید و این را تحمل نمی‌کنید که شما ذاتاً یک فرد خجالتی هستید که به گروه‌های بزرگ علاقه‌ای ندارد؟ این لزوماً چیزی نیست که باید بر آن غلبه کنید اگر بخشی از هویت شماست. مردم توانایی قضاوت درباره دیگران را دارند، چه در گروه‌های بزرگ و چه در گروه‌های کوچک. اگر از قضاوت در گروه‌های کوچک نمی‌ترسید، به مطالعه عوام...
null
I’ve been on 0.5 mg of Xanax twice a day for the past month. It hasn't been helping me at all, but when I take 1 mg during a big anxiety attack, it calms me down. I was wondering how I can ask my psychologist to up the dose to 1 mg twice a day without her thinking I'm abusing them. I just have very big anxiety attacks....
It seems like what you are looking for is a way to advocate for yourself and that's so important in mental health! You know best what is working for you and what isn't, so you are the best person to speak out for yourself to the people that can help you. I have extensive training in substance abuse and medications used...
من در ماه گذشته دو بار در روز 0.5 میلی‌گرم زاناکس مصرف می‌کردم. این دارو هیچ کمکی به من نکرده است، اما وقتی در طول یک حمله شدید اضطراب 1 میلی‌گرم مصرف می‌کنم، مرا آرام می‌کند. می‌خواستم بدانم چگونه می‌توانم از روانشناس خود بخواهم که دوز را به 1 میلی‌گرم دو بار در روز افزایش دهد بدون اینکه فکر کند من در حال سوءاستفاده ا...
به نظر می‌رسد که آنچه شما به دنبال آن هستید، یک راه برای حمایت از خودتان است و این در سلامت روان اهمیت زیادی دارد! شما بهتر از هر کس دیگری می‌دانید که چه چیزی برای شما مؤثر است و چه چیزی نیست، بنابراین شما بهترین فرد برای بیان نیازهایتان به کسانی هستید که می‌توانند به شما کمک کنند. من آموزش‌های گسترده‌ای در زمینه سوء م...
null
I’ve been on 0.5 mg of Xanax twice a day for the past month. It hasn't been helping me at all, but when I take 1 mg during a big anxiety attack, it calms me down. I was wondering how I can ask my psychologist to up the dose to 1 mg twice a day without her thinking I'm abusing them. I just have very big anxiety attacks....
Do you think you're abusing xanax?It is a highly addictive drug so maybe one reason you feel compelled to take more is bc you already are addicted.Drugs don't do anything helpful in solving life's problems.   Once the effect wears off, the stressful situation is once again waiting for you to address it.Think over your ...
من در ماه گذشته دو بار در روز 0.5 mg Xanax مصرف کرده‌ام. این مقدار هیچ کمکی به من نکرده، اما وقتی در هنگام یک حمله شدید اضطراب 1 mg مصرف می‌کنم، آرامم می‌کند. کنجکاوم که چطور می‌توانم از روانشناس خود درخواست کنم دوز را به 1 mg دو بار در روز افزایش دهد بدون اینکه فکر کند که من به آن‌ها سوء استفاده می‌کنم. آیا باید با هم...
آیا فکر می‌کنید که دارید از Xanax سوءاستفاده می‌کنید؟ این دارویی بسیار اعتیادآور است، بنابراین شاید یکی از دلایلی که احساس می‌کنید مجبورید بیشتر مصرف کنید این است که قبلاً به آن اعتیاد دارید. داروها هیچ کمکی در حل مشکلات زندگی نمی‌کنند. به محض اینکه تأثیر آن از بین برود، وضعیت استرس‌زای قبلی دوباره منتظر شماست تا به آن...
null
I’ve been on 0.5 mg of Xanax twice a day for the past month. It hasn't been helping me at all, but when I take 1 mg during a big anxiety attack, it calms me down. I was wondering how I can ask my psychologist to up the dose to 1 mg twice a day without her thinking I'm abusing them. I just have very big anxiety attacks....
Staying on the lower dose may give you more room to learn strategies for coping with your anxiety.  Medications are so helpful, and needed at times, but it's also important to have a variety of tools you use to manage your responses to stress.  If you are not already seeing a therapist, consider finding one who can hel...
من در ماه گذشته دو بار در روز 0.5 میلی‌گرم زاناکس مصرف کرده‌ام. این دارو هیچ کمکی به من نکرده است، اما وقتی 1 میلی‌گرم آن را در هنگام یک حمله بزرگ اضطرابی مصرف می‌کنم، آرامم می‌کند. کنجکاوم که چگونه می‌توانم از روان‌شناس خود بخواهم دوز را به 1 میلی‌گرم دو بار در روز افزایش دهد بدون اینکه او فکر کند من از آنها سوءاستفاد...
در حالی که داروها در مقابله با اضطراب بسیار مفید و گاهی لازم هستند، اما مهم است که از ابزارهای مختلفی برای مدیریت واکنش‌های خود به استرس استفاده کنید. اگر هنوز به یک درمانگر مراجعه نکرده‌اید، به دنبال فردی باشید که بتواند به شما کمک کند برخی استراتژی‌های مؤثر نظیر جایگزین کردن افکار منفی با افکار مثبت‌تر، یا تکنیک‌های ...
null
I’ve been on 0.5 mg of Xanax twice a day for the past month. It hasn't been helping me at all, but when I take 1 mg during a big anxiety attack, it calms me down. I was wondering how I can ask my psychologist to up the dose to 1 mg twice a day without her thinking I'm abusing them. I just have very big anxiety attacks....
In general, Xanax is very short-acting. You mentioned that you are afraid that your medical provider will take you off of the Xanax and put you on something else. If the Xanax is not working well for you, I wonder if something else may work better. What is your reasoning there? Also, sometimes there are medications tha...
من در ماه گذشته دو بار در روز 0.5 میلی‌گرم زانکس مصرف کردم. این دوز هیچ کمکی به من نکرده، اما وقتی در طول یک حمله شدید اضطراب 1 میلی‌گرم مصرف می‌کنم، مرا آرام می‌کند. می‌خواستم بدانم چگونه می‌توانم از روانشناس خود بخواهم که دوز را به 1 میلی‌گرم دو بار در روز افزایش دهد بدون اینکه فکر کند داروها را سوءاستفاده می‌کنم. آی...
به طور کلی، Xanax اثر بسیار کوتاهی دارد. شما اشاره کردید که نگران هستید پزشک شما Xanax را قطع کند و شما را به داروی دیگری منتقل کند. اگر Xanax به خوبی برای شما کار نمی‌کند، ممکن است داروی دیگری بهتر عمل کند. دلیل شما برای این نگرانی چیست؟ همچنین، گاهی اوقات داروهایی وجود دارند که می‌توانید به علاوه Xanax مصرف کنید. علا...
null
I’ve been on 0.5 mg of Xanax twice a day for the past month. It hasn't been helping me at all, but when I take 1 mg during a big anxiety attack, it calms me down. I was wondering how I can ask my psychologist to up the dose to 1 mg twice a day without her thinking I'm abusing them. I just have very big anxiety attacks....
Hello, and thank you for your question. While counselors work closely with medical providers, and sometimes have discussions about medications with people, we rarely make recommendations about how much or what type of medication a person should be taking. This is because prescribing and advising on medication is out of...
من به مدت یک ماه روزی دو بار 0.5 میلی‌گرم زاناکس مصرف کرده‌ام. این مقدار هیچ کمکی به من نکرده است، اما وقتی در حین یک حمله شدید اضطراب 1 میلی‌گرم مصرف می‌کنم، به من آرامش می‌دهد. می‌خواستم بدانم چگونه می‌توانم از روانشناس خود بخواهم که دوز را به 1 میلی‌گرم دو بار در روز افزایش دهد بدون اینکه فکر کند در حال سوءاستفاده ا...
سلام و ممنون از سوال شما. در حالی که مشاوران با ارائه‌دهندگان پزشکی همکاری نزدیکی دارند و گاهی در مورد داروها با افراد صحبت می‌کنند، ما به ندرت توصیه‌ای در مورد مقدار یا نوع دارویی که یک فرد باید مصرف کند، ارائه می‌دهیم. این به این دلیل است که تجویز و مشاوره در مورد داروها از حیطه وظایف ما خارج است. تنها استثنا در صورت...
null
I just about fall asleep then I can't help but sit up and walk around.
This is very common!  Sleep is when we are most vulnerable and it requires our bodies to let go of control and lose awareness of a lot of our environment.  Has anything bad ever happened to you at night or when you were sleeping? This could be something to consider.  Your body may be feeling a need to protect you by no...
من تقریبا خوابم می‌برد، اما نمی‌توانم جلوی خودم را بگیرم و بلند می‌شوم و دور می‌زنم.
خواب زمانی است که ما به شدت آسیب‌پذیر هستیم و نیاز به رهایی از کنترل بدن و از دست دادن آگاهی از محیط اطراف داریم. آیا چیزی بد در شب یا هنگام خواب برای شما اتفاق افتاده است؟ این ممکن است موضوعی باشد که باید به آن توجه کنید. بدن شما ممکن است احساس کند که باید از شما در برابر خطرات محافظت کند و به همین دلیل اجازه نمی‌دهد ...
null
I just about fall asleep then I can't help but sit up and walk around.
Maybe you are afraid to let go of your problems for a few hours.Although you didn't write this, usually what keeps people awake or prevents them from falling asleep are worries about certain situations in their lives.If this describes you then. maybe talk with yourself to convince you that you are entitled to a good ni...
من تقریباً خوابم می‌برد، اما ناگهان نمی‌توانم خودم را کنترل کنم و نشسته و راه می‌روم.
شاید شما از رها کردن مشکلات خود برای چند ساعت می‌ترسید. هرچند که این را بیان نکرده‌اید، معمولاً آن چیزی که باعث می‌شود مردم بیدار بمانند یا خوابشان نبرد، نگرانی درباره‌ی شرایط خاصی در زندگی‌شان است. اگر این توصیف شماست، شاید بد نیست با خودتان صحبت کنید تا متقاعد شوید که حق دارید یک خواب خوب شبانه داشته باشید. واقعاً هم...
null
I'm just an extremely paranoid person. I constantly feel as though I am in some sort of danger, like as though I live in a horror movie with no resolution. It worsens at night. It gets to the point I'm scared in my own home more so than anything. I have no access to the help I need so I'm desperate.
That really sucks and I'm sorry that's happening to you.I'm curious what kind of paranoia you are experiencing--like someone will hurt you?  That something bad in general will happen?  Sometimes intrusive thoughts, like paranoid thoughts, are just thoughts.  They don't mean you are actually in danger or that something ...
من فقط یک فرد بسیار پارانوئید هستم. به طور مداوم احساس می‌کنم که در نوعی خطر هستم، انگار در یک فیلم ترسناک بدون هیچ‌گونه پایان خوشی زندگی می‌کنم. این وضعیت در شب بدتر می‌شود. به جایی می‌رسد که بیشتر از هر چیز دیگری در خانه‌ام می‌ترسم. به کمکی که نیاز دارم دسترسی ندارم، بنابراین ناامید هستم.
این واقعاً ناراحت‌کننده است و متأسفم که این وضعیت برای شما پیش آمده است. کنجکاوم که چه نوع پارانویا را تجربه می‌کنید؛ آیا احساس می‌کنید کسی به شما آسیب می‌زند؟ یا اینکه ممکن است به طور کلی اتفاق بدی بیفتد؟ گاهی اوقات افکار مزاحم، مانند افکار پارانوئیدی، صرفاً افکار هستند و به این معنی نیستند که واقعاً در خطر هستید یا ا...
null
I'm just an extremely paranoid person. I constantly feel as though I am in some sort of danger, like as though I live in a horror movie with no resolution. It worsens at night. It gets to the point I'm scared in my own home more so than anything. I have no access to the help I need so I'm desperate.
One approach is to be more accepting of yourself as someone who has fears.It is much easier to manage a problem when you're not fighting yourself for having a problem.Once you are willing to accept this quality within yourself you may start to feel a little more relaxed about handling the fears when they arise.One answ...
من فقط یک فرد بسیار پارانوئید هستم. من به طور مداوم احساس می‌کنم که در نوعی خطر هستم، انگار در یک فیلم ترسناک بدون هیچ پایانی زندگی می‌کنم. این وضعیت در شب بدتر می‌شود. به حدی می‌رسد که بیشتر از هر چیز دیگری در خانه‌ام می‌ترسم. من به کمکی که نیاز دارم دسترسی ندارم، بنابراین ناامید هستم.
یک رویکرد این است که خود را به عنوان کسی که ترس دارد، بیشتر بپذیرید. مدیریت یک مشکل زمانی بسیار آسان‌تر است که با خود بابت داشتن آن مشکل درگیر نباشید. به محض اینکه حاضر باشید این ویژگی را در خود بپذیرید، ممکن است احساس آرامش بیشتری در مواجهه با ترس‌ها کنید. یکی از راه‌ها این است که حقایق مربوط به ترس‌ها را بررسی کنید. ...
null
I don't know if I'm normal. I'm really scared to touch a girl. I'm a young adult and a virgin. My fiancée and I want to have sex soon, and this might mess everything up because she wants a baby soon as well.
Only going off of the information in your question, it seems like you maybe have some performance anxiety and fear disappointing your fiance.  Fear can be tricky in the sense that it quite often masquerades as something that seems under our control.  For example, your fear of touching a girl may actually be a fear of b...
من نمی‌دانم آیا من عادی هستم یا نه. واقعاً از لمس دخترها می‌ترسم. من یک جوان بزرگسال و باکره هستم. من و نامزدم می‌خواهیم به زودی رابطه جنسی داشته باشیم، و این ممکن است همه چیز را به هم بریزد زیرا او هم به زودی بچه می‌خواهد.
تنها با توجه به اطلاعات موجود در سوال شما، به نظر می‌رسد که ممکن است دچار اضطراب عملکردی و ترس از ناامیدی نامزدتان باشید. ترس می‌تواند به گونه‌ای باشد که اغلب به عنوان چیزی که تحت کنترل ماست، جلوه‌گری کند. برای مثال، ترس شما از لمس یک دختر ممکن است در واقع ترس از نامناسب بودن در رابطه یا بد بودن به عنوان نامزد باشد. اج...
null
I don't know if I'm normal. I'm really scared to touch a girl. I'm a young adult and a virgin. My fiancée and I want to have sex soon, and this might mess everything up because she wants a baby soon as well.
Your question is a good one!The best way to decrease the fear would be to talk with your fiancee about it.   Eventually she'll find out, and better to talk about it when there is less pressure than to be in the midst of a situation which frightens you.Also, she may feel similar to you, who knows?Discussing a topic whic...
من نمی‌دانم آیا من عادی هستم یا نه. واقعا از لمس یک دختر می‌ترسم. من یک جوان بالغ و باکره‌ام. من و نامزدم می‌خواهیم به زودی رابطه جنسی داشته باشیم و این ممکن است همه چیز را به هم بریزد، چون او هم به زودی بچه می‌خواهد.
پرسش شما بسیار خوب است! بهترین راه برای کاهش ترس، صحبت کردن با نامزدتان درباره آن است. او در نهایت متوجه می‌شود و بهتر است زمانی که فشار کمتری وجود دارد، در مورد آن گفتگو کنید تا در میانه یک وضعیت ترسناک. همچنین، ممکن است او نیز احساس مشابهی داشته باشد، چه کسی می‌داند؟ بحث در مورد موضوعاتی که به طور مستقیم به رابطه شما...
null
I shake and have panic attacks.
So glad you are reaching out.  Panic attacks are very frightening.For some reason (and I promise there is one) your brain is sending off false alarms even though you are probably safe.  This is called the fight or flight response and part of the body's way of fighting off perceived threats (including those that are not...
من لرز می‌زنم و دچار حملات پانیک می‌شوم.
برخی از دلایل اینکه افراد دچار حملات هراس می‌شوند شامل قرار گرفتن تحت فشار بیش از حد، استرس جسمی، خستگی یا کمبود خواب، سابقه trauma، احساسات پردازش نشده و غیره است. مغز شما به دلایلی (و من قول می‌دهم که دلیلی وجود دارد) هشدارهای دروغین ارسال می‌کند، حتی اگر احتمالاً در امان باشید. این وضعیت پاسخ «مبارزه یا فرار» نامیده...
null
I shake and have panic attacks.
One way to understand panic attacks is as a sign of feeling insecure or lacking confidence in a certain area or characteristic of yourself.The insecurity can sometimes feel overwhelming and this starts the sense of panic. One way to build your sense of security within yourself is to have a simple life and a slow paced ...
من لرزش دارم و دچار حملات پانیک می شوم.
یکی از راه‌های درک حملات هراس، نشانه‌ای از احساس ناامنی یا فقدان اعتماد به نفس در یک حوزه یا ویژگی خاص از خود است. ناامنی گاهی می‌تواند حس غافلگیرکننده‌ای داشته باشد و این احساس هراس را به وجود می‌آورد. یکی از راه‌های افزایش احساس امنیت در درون خود، داشتن یک زندگی ساده و با سرعت کند است. زمانی که فعالیت‌ها یا مشارکت‌ها...
null
I shake and have panic attacks.
One of the first things I would suggest is to see if you can keep track of what is leading you to feel anxious. If you shake all the time, consider talking with your primary care physician. Sometimes that can be a hormonal imbalance or another chemical imbalance (such as thyroid).One of the most difficult things about ...
من می‌لرزم و دچار حملات پانیک می‌شوم.
یکی از نخستین چیزهایی که می‌توانم پیشنهاد کنم این است که ببینید آیا می‌توانید پی ببرید چه عواملی باعث احساس اضطراب شما می‌شود. اگر دایماً می‌لرزید، به صحبت با پزشک عمومی خود فکر کنید. گاهی اوقات این می‌تواند ناشی از عدم تعادل هورمونی یا عدم تعادل شیمیایی دیگری (مانند تیروئید) باشد. یکی از دشوارترین جنبه‌های اضطراب این ...
null
null
It's so brave of you to want to confront your fear! If you want to work with that fear, it might be helpful to try it at home first with someone you trust.  Because the nation is basically in lock down right now, it could be an opportunity to prepare this way.  Notice what you may be thinking when eating in front of so...
I'm sorry, but I cannot provide an improved translation without original text to work with. Please provide the content you would like to be translated or refined.
اگر می‌خواهید با این ترس خود مقابله کنید، ممکن است بهتر باشد که با چیزی کوچک آغاز کنید - مانند آدامس یا خوراکی که دهان را خیلی پر نمی‌کند و صداهای بلندی ایجاد نمی‌کند. اگر این کار را بارها و بارها انجام دهید، به مغزتان القا می‌کند که خوردن غذا در جمع خطرناک نیست و هیچ چیز بدی رخ نمی‌دهد. هر چه بیشتر این کار را تکرار کن...
null
null
Are you able to eat any food in public?Start with what is easy.If you're able to eat your own selection of particular foods in public and see the results of whatever you are fearful may happen from eating in public, then gradually this becomes your motivation to add more categories of food.Also, notice whether you have...
It seems there is no original text or translation provided. Please provide the text you would like me to refine.
آیا می‌توانید در مکان‌های عمومی هر نوع غذایی بخورید؟ با موارد آسان شروع کنید. اگر بتوانید انتخاب غذاهای خاص خود را در مکان‌های عمومی بخورید و نتایج هر چیزی را که از خوردن در انظار عمومی می‌ترسید مشاهده کنید، به تدریج این تجربه به شما انگیزه می‌دهد تا دسته‌های بیشتری از غذاها را اضافه کنید. همچنین، دقت کنید که آیا واکنش...
null
I'm a male in my early 20s. Lately, my paranoia about being around kids is causing me too breathe heavy and sweat a lot. I then start to act weird because I'm trying to fight my paranoia. This leads to people starring at me because they don't know that I'm suffering from panic attacks and paranoia. They just notice me ...
Your very concern about your response to being around children shows that you aren't a bad person--it actually speaks to that you care. Panic attacks are really scary and not easy to deal with.  I wonder what you mean by paranoia--does this mean you are worried about your body's response when you are around kids?  Do y...
من یک مرد در اوایل دهه بیست هستم. اخیراً، پارانوئای من در مورد بودن در اطراف بچه‌ها باعث شده که نفس‌ام به شدت سنگین شود و زیاد عرق کنم. سپس شروع به رفتارهای غیرعادی می‌کنم چون سعی می‌کنم با پارانوئای خود مقابله کنم. این باعث می‌شود که مردم به من نگاه کنند چون نمی‌دانند من از حملات پانیک و پارانویا رنج می‌برم. آنها فقط ...
نگرانی شما درباره واکنش‌تان در حضور کودکان نشان‌دهنده این است که شما فرد بدی نیستید—بلکه برعکس، نشان‌دهنده این است که برای دیگران اهمیت قائل هستید. حمله‌های پانیک واقعا ترسناک و مدیریت آنها دشوار است. کنجکاوم بدانم منظور شما از پارانویا چیست—آیا این به این معناست که نگران واکنش بدن‌تان هنگام بودن در اطراف کودکان هستید؟...
null
I'm a male in my early 20s. Lately, my paranoia about being around kids is causing me too breathe heavy and sweat a lot. I then start to act weird because I'm trying to fight my paranoia. This leads to people starring at me because they don't know that I'm suffering from panic attacks and paranoia. They just notice me ...
In our practice, many people we see have unwanted thoughts of doing harm to children - physically or sexually. As you said, these are intrusive and unwanted thoughts - not genuine desires to harm them. This is a form of OCD we often call Harm or Pedophilic OCD. What you are describing here as "paranoia" sounds similar ...
من یک مرد در اوایل دهه بیست سالگی هستم. اخیراً، پارانویایم درباره بودن در کنار بچه‌ها باعث شده که نفس‌زنان و عرق‌ریزان شوم. سپس شروع به رفتارهای غیرطبیعی می‌کنم چون سعی دارم با پارانویایم مبارزه کنم. این باعث می‌شود مردم به من نگاه کنند زیرا نمی‌دانند که من از حملات وحشت و پارانویا رنج می‌برم. آنها تنها متوجه می‌شوند ک...
در عمل ما، بسیاری از افرادی که می‌بینیم افکار ناخواسته‌ای درباره‌ی آسیب رساندن به کودکان - به صورت فیزیکی یا جنسی - دارند. همانطور که شما اشاره کردید، این افکار مزاحم و ناخواسته هستند - نه تمایلات واقعی برای آسیب رساندن به آنها. این نوعی OCD است که ما اغلب آن را «OCD آسیب یا پدوفیلیک» می‌نامیم. آنچه شما در اینجا به عنو...
null
I'm a male in my early 20s. Lately, my paranoia about being around kids is causing me too breathe heavy and sweat a lot. I then start to act weird because I'm trying to fight my paranoia. This leads to people starring at me because they don't know that I'm suffering from panic attacks and paranoia. They just notice me ...
Your question is written in a very sincere tone.   This, together with the fact of searching for self-understanding, sound more like someone who is unsure and puzzled, not someone who is "bad".What was your own childhood like?The sensations you describe feeling sometimes occur in people who are reminded of very deep hu...
من یک مرد در اوایل دهه بیست هستم. اخیراً، پارانوئای من درباره بودن در اطراف کودکان باعث می‌شود که نفس‌های عمیق بکشم و زیاد عرق کنم. سپس شروع به رفتار غیرعادی می‌کنم چون در تلاش هستم با پارانوئای خود مقابله کنم. این باعث می‌شود که مردم به من زل بزنند چون نمی‌دانند که من از حملات وحشت و پارانوئیا رنج می‌برم. آنها فقط متو...
سوال شما با لحن بسیار صادقانه نوشته شده است. این، به همراه حقیقت جستجوی خودآگاهی، بیشتر شبیه به کسی است که ناامید و گیج است، نه کسی که "بد" باشد. دوران کودکی شما چگونه بود؟ احساساتی که شما توصیف می‌کنید گاهی اوقات در افرادی بروز می‌کند که به یاد دردهای عمیق دوران کودکیشان می‌افتند. آیا ممکن است آنچه شما احساس می‌کنید ن...
null
I am a peaceful person, but I often find myself having thoughts about killing people. Eventhough I like the thoughts at the time, they make me cry. Why do I feel like this?
Let me point a couple things out to you.  These thoughts obviously go against your core values, otherwise they wouldn't upset you!  Having thoughts about killing people bugs you, and that's a GOOD sign.  You are also concerned enough to reach out on this chat forum.  That tells me you have put some time into worrying a...
من فردی صلح‌طلب هستم، اما اغلب با افکار کشتن دیگران روبرو می‌شوم. هرچند که در آن لحظه از این افکار لذت می‌برم، اما باعث گریه‌ام می‌شوند. چرا چنین احساسی دارم؟
اجازه دهید چند نکته را برای شما روشن کنم. این افکار به وضوح با ارزش‌های اصلی شما در تضاد هستند، وگرنه شما را ناراحت نمی‌کردند! داشتن افکار درباره کشتن افراد شما را اذیت می‌کند و این یک نشانه خوب است. همچنین شما به اندازه کافی نگران هستید که به این انجمن چت مراجعه کرده‌اید، که نشان می‌دهد وقت و انرژی زیادی صرف فکر کردن ...
null
I am a peaceful person, but I often find myself having thoughts about killing people. Eventhough I like the thoughts at the time, they make me cry. Why do I feel like this?
Maybe because you have great emotional pain stored inside you of which you are not aware exists.Sometimes people who feel greatly hurt by others or who feel unloved by others, imagine if they do the opposite of love, which is to kill, that they will get the recognition and acknowledgement from others which they wish wo...
من فردی صلح‌طلب هستم، اما اغلب با افکار کشتن مردم مواجه می‌شوم. هر چند در آن لحظه از این افکار لذت می‌برم، اما بعد مرا به گریه می‌اندازند. چرا این احساس را دارم؟
شاید به این دلیل باشد که درد عاطفی زیادی در درون شما ذخیره شده است که از وجود آن بی‌خبر هستید. گاهی اوقات افرادی که از سوی دیگران به شدت آسیب دیده‌اند یا خود را بی‌محبت احساس می‌کنند، تصور می‌کنند اگر کار مخالف عشق، یعنی کشتن را انجام دهند، ممکن است به رسمیت شناختن و تأیید دیگری را که به تنهایی آرزویش را دارند، به‌دست ...
null
I am a peaceful person, but I often find myself having thoughts about killing people. Eventhough I like the thoughts at the time, they make me cry. Why do I feel like this?
Hello, and thank you for your question. Clearly this is something that has you very concerned. Sometimes thoughts are just thoughts, and they are pretty harmless. Many people have thoughts of killing someone, but they would never actually do it. They really don't even want to do it, they are just having a thought. Othe...
من فردی صلح طلب هستم، اما اغلب به فکر کشتن مردم می افتم. هرچند در آن لحظه از این افکار لذت می برم، اما در نهایت مرا به گریه می اندازند. چرا این احساس را دارم؟
سلام و ممنون از سوال شما. واضح است که این موضوع شما را به شدت نگران کرده است. گاهی اوقات افکار تنها افکار هستند و در واقع کاملاً بی‌ضرر می‌باشند. بسیاری از افراد ممکن است به کشتن کسی فکر کنند، اما هرگز واقعاً این کار را انجام نمی‌دهند. آن‌ها واقعاً حتی نمی‌خواهند این کار را انجام دهند، بلکه صرفاً یک فکر در ذهنشان دارند...
null
I'm 17 and I'm sick and tired of going back and forth. I'd like to stay at my mother's house. This problem has really affected me. I've had anxiety attacks and suicidal thoughts and self-harm in the past. Currently I'm going through anxiety and my thearapist is not available. How do I handle this?
Sounds like a lot is going on right now at such a young age. I'd start with discussing with mom your concerns and ideal situation. I'm unsure what prevents you from staying there, but whoever you are staying with, it should be brought to their attention. In regards to your anxiety attacks, deep breathing is always a be...
من 17 سال دارم و از رفت و آمد خسته شدم. می‌خواهم در خانه مادرم بمانم. این مشکل واقعاً روی من تأثیر گذاشته است. در گذشته دچار حملات اضطرابی، افکار خودکشی و آسیب به خود بوده‌ام. در حال حاضر با اضطراب دست و پنجه نرم می‌کنم و درمانگرم در دسترس نیست. چطور می‌توانم این وضعیت را مدیریت کنم؟
به نظر می‌رسد در سنین جوانی اتفاقات زیادی در حال وقوع است. پیشنهاد می‌کنم با مادر خود درباره نگرانی‌ها و شرایط ایده‌آل‌تان صحبت کنید. نمی‌دانم چه چیزی مانع از اقامت شما در آنجا می‌شود، اما هر کسی که با او زندگی می‌کنید، باید از این موضوع مطلع شود. در مورد حملات اضطرابی که تجربه می‌کنید، نفس عمیق کشیدن همیشه مفید است. ا...
null
I'm 17 and I'm sick and tired of going back and forth. I'd like to stay at my mother's house. This problem has really affected me. I've had anxiety attacks and suicidal thoughts and self-harm in the past. Currently I'm going through anxiety and my thearapist is not available. How do I handle this?
That's a really tough situation and it can feel like you have no control as a teen.  Have you checked your state's laws?  In some states, you can choose which parent you live with as long as you are above a certain age.  How comfortable do you feel about talking to your mom about staying there?  Maybe there's a way she...
من 17 سالم است و از رفت و آمد خسته شده‌ام. می‌خواهم در خانه مادرم بمانم. این مشکل واقعاً روی من تأثیر گذاشته است. من در گذشته دچار حملات Panic، افکار خودکشی و خودآزاری شده‌ام. در حال حاضر به اضطراب دچار هستم و درمانگر من در دسترس نیست. چگونه می‌توانم با این وضعیت کنار بیایم؟
در برخی ایالت‌ها، شما می‌توانید انتخاب کنید که با کدام والدین زندگی کنید، به شرط آن که بالای سن خاصی باشید. چقدر در صحبت کردن با مادرتان درباره ماندن در آنجا احساس راحتی می‌کنید؟ شاید او بتواند به شما کمک کند یا به روشی که نیاز دارید از شما حمایت کند. سعی کنید به یاد داشته باشید که هرچند ممکن است احساس کنید این وضعیت ب...
null
I'm 17 and I'm sick and tired of going back and forth. I'd like to stay at my mother's house. This problem has really affected me. I've had anxiety attacks and suicidal thoughts and self-harm in the past. Currently I'm going through anxiety and my thearapist is not available. How do I handle this?
At age 17, I think you are old enough to decide which parent you want to stay with full-time. I would gently and lovingly tell your father that you've decided to stay with your mother. You can offer to visit him regularly, if you'd like. Parents often have a hard time letting go and, especially in divorce situations, y...
من 17 سال دارم و از رفت و آمد خسته شده‌ام. می‌خواهم در خانه مادرم بمانم. این مشکل واقعاً بر من تأثیر گذاشته است. در گذشته دچار حملات اضطرابی، افکار خودکشی و آسیب به خود شده‌ام. در حال حاضر از اضطراب رنج می‌برم و درمانگر من در دسترس نیست. چطور می‌توانم با این شرایط کنار بیایم؟
در سن 17 سالگی، فکر می‌کنم به اندازه کافی بزرگ شده‌ای که بتوانی تصمیم بگیری با کدام یک از والدین می‌خواهی تمام وقت زندگی کنی. با مهربانی و با محبت به پدرت بگو که تصمیم گرفته‌ای با مادرت بمانی. اگر مایل هستی، می‌توانی پیشنهاد کنی که به طور منظم از او دیدن کنی. والدین معمولاً در رها کردن فرزندانشان دچار مشکل می‌شوند و به...
null
I'm 17 and I'm sick and tired of going back and forth. I'd like to stay at my mother's house. This problem has really affected me. I've had anxiety attacks and suicidal thoughts and self-harm in the past. Currently I'm going through anxiety and my thearapist is not available. How do I handle this?
OK first things first. We have to think of your safety and take care of those thoughts of hurting yourself.Yes, this is a major problem for you and can cause anxiety and depression. You have the right to be sick and tired. Kids often are pawns in this marital problems that their parents have. I'm sorry that this is hap...
من 17 سال دارم و از رفت و آمد خسته و آزرده‌ام. دوست دارم در خانه مادرم بمانم. این مشکل واقعاً روی من تأثیر گذاشته است. من در گذشته دچار حملات اضطرابی، افکار خودکشی و خودآزاری بوده‌ام. در حال حاضر از اضطراب رنج می‌برم و درمانگرم در دسترس نیست. چگونه می‌توانم با این وضعیت کنار بیایم؟
اول از همه باید به ایمنی خود فکر کنیم و از افکار آسیب رسان به خود مراقبت کنیم. بله، این موضوع برای شما یک مشکل بزرگ است و می‌تواند باعث اضطراب و افسردگی شود. شما حق دارید خسته و ناراحت باشید. بچه‌ها معمولاً در مشکلات زناشویی والدین خود قربانی می‌شوند. متأسفم که این اتفاق برای شما افتاده است. من مطمئن نیستم که حقوق شما ...
null
I'm 17 and I'm sick and tired of going back and forth. I'd like to stay at my mother's house. This problem has really affected me. I've had anxiety attacks and suicidal thoughts and self-harm in the past. Currently I'm going through anxiety and my thearapist is not available. How do I handle this?
Have you told either of your parents that the current house rotation of where you stay, bothers you?Since each parent has an interest to be together with you, I imagine that to some degree, each cares how you feel.If these conversations are not getting your problem solved, then maybe your therapist can have a family se...
من ۱۷ سال دارم و از رفت و آمد خسته و کلافه‌ام. می‌خواهم در خانه مادرم بمانم. این مشکل واقعاً به من آسیب زده است. من در گذشته دچار حملات اضطرابی و افکار خودکشی و خودآزاری بوده‌ام. در حال حاضر از اضطراب رنج می‌برم و درمانگرم در دسترس نیست. چگونه می‌توانم با این وضعیت کنار بیایم؟
آیا به هیچ یک از والدین خود گفته‌اید که تغییر مکان‌های فعلی اقامتتان شما را ناراحت می‌کند؟ با توجه به اینکه هر یک از والدین به بودن با شما علاقه‌مند هستند، تصور می‌کنم که هر یک به نوعی به احساسات شما اهمیت می‌دهند. اگر این گفت‌وگوها مشکل شما را حل نمی‌کنند، شاید درمانگرتان بتواند یک جلسه خانوادگی با هر دو والدین‌تان بر...
null
I'm 17 and I'm sick and tired of going back and forth. I'd like to stay at my mother's house. This problem has really affected me. I've had anxiety attacks and suicidal thoughts and self-harm in the past. Currently I'm going through anxiety and my thearapist is not available. How do I handle this?
I am so sorry to hear you are going through this. Divorce can be so disruptive in a child's life.I'd really need a lot more information about your situation before I'd feel comfortable offering any advice or suggestions. There are so many variables, and not knowing the whole story, any advice could possibly make your s...
من 17 سال دارم و از رفت و آمد خسته شده‌ام. دوست دارم در خانه مادرم بمانم. این مشکل واقعاً بر من تأثیر گذاشته است. در گذشته دچار حملات اضطرابی، افکار خودکشی و آسیب به خود بوده‌ام. در حال حاضر دچار اضطراب هستم و درمانگرم در دسترس نیست. چگونه می‌توانم با این وضعیت کنار بیایم؟
متأسفم که می‌شنوم در حال گذراندن چنین وضعیتی هستید. طلاق می‌تواند تأثیر زیادی بر زندگی یک کودک داشته باشد. قبل از اینکه احساس راحتی کنم و بتوانم هیچ مشاوره یا پیشنهادی ارائه دهم، واقعاً به اطلاعات بیشتری درباره وضعیت شما نیاز دارم. عوامل زیادی وجود دارد و عدم شناخت کامل داستان شما می‌تواند هر پیشنهادی را تضعیف کند. با ...
null
I get very nervous and anxious/scared before sex.
Tell your partner about this so that ideally the person has a chance to be supportive and reassuring, as well as listen to your specific worries and fears.Initiate this type of discussion at a time which is removed from the time you’re about to have sex.This way you and your partner both have a chance to realize the tw...
قبل از رابطه جنسی خیلی عصبی و مضطرب می‌شوم.
به شریک زندگی خود در مورد این موضوع بگویید تا در حالت ایده‌آل، شخص بتواند از شما حمایت کند و به شما اطمینان دهد و همچنین به نگرانی‌ها و ترس‌های خاص شما گوش دهد. این نوع بحث را در زمانی آغاز کنید که به زمان برقراری رابطه جنسی نزدیک نیستید. به این ترتیب، شما و شریک زندگی‌تان فرصت دارید تا متوجه شوید که در حال بحث هستید و...
null
I get very nervous and anxious/scared before sex.
I first wonder what your anxiety or fear connects to. I don't know whether it is about sex itself or about ideas of worthiness or feeling desirable.There is also a difference between having self-doubt about the actual physicality of having sex (performance-related) or having doubts about whether you want to have sex wi...
قبل از رابطه جنسی خیلی مضطرب و نگران می‌شوم.
اگر شریک زندگی شما کسی است که به او اعتماد دارید، در نظر بگیرید که درباره مسائل مربوط به رابطه جنسی با او صحبت کنید. این بحث می‌تواند شامل مواردی باشد که شریک شما مایل به انجام آنهاست و همچنین راه‌هایی که می‌توانند ناراحتی شما را کاهش دهند، مانند گذراندن وقت با شما قبل و بعد از تعاملات جنسی. ممکن است شما در مورد خواسته...
null
I panicked over a minor parking lot mistake. It was totally my fault, but due to another insurance issue, I left a note with an illegible phone number. Guilty over this, I got an envelope containing several hundred dollars. Unfortunately, by the time I returned, the other driver had seen my ersatz note and drove away. ...
From your writing, you have already atoned for what you describe as "cowardly".Recognizing your action and trying to directly correct it, realizing your action was improper and demonstrating the willingness to take right action, are all examples of making things right.Since the actual driver is unavailable to consult a...
من به خاطر یک اشتباه جزئی در پارکینگ دچار وحشت شدم. این کاملاً تقصیر من بود، اما به دلیل یک مشکل بیمه دیگر، یادداشتی با شماره تلفن غیرقابل خواندن گذاشتم. به خاطر این موضوع، یک پاکت حاوی چند صد دلار دریافت کردم. متأسفانه، زمانی که به محل برگشتم، راننده دیگر یادداشت جعلی‌ام را دیده و رفته بود. از آنجایی که نمی‌توانم این ...
از نوشته‌های شما پیداست که در حال حاضر برای آنچه که آن را "ترس cowardly" توصیف می‌کنید، جبران کرده‌اید. شناسایی عمل خود و تلاش برای اصلاح آن، درک اینکه عمل شما نامناسب بوده و نشان دادن اراده به انجام اقدام درست، همگی نمونه‌هایی از اصلاح اشتباهات هستند. از آنجا که راننده واقعی در دسترس نیست تا در مورد خواسته‌ها و انتظار...
null
I panicked over a minor parking lot mistake. It was totally my fault, but due to another insurance issue, I left a note with an illegible phone number. Guilty over this, I got an envelope containing several hundred dollars. Unfortunately, by the time I returned, the other driver had seen my ersatz note and drove away. ...
Thanks for sharing as it shows your humanity and that you have a sensitive conscience. In your example here I'd encourage you to always think, "safety first"; and never offer a stranger at the accident scene "...several hundred dollars". Why? Because it could go badly against you (i.e. extortion, robbed, or would this ...
من به خاطر یک اشتباه کوچک در پارکینگ دچار وحشت شدم. این کاملاً تقصیر من بود، اما به خاطر یک مشکل بیمه دیگر، یک یادداشت با شماره تلفن غیرقابل خواندن گذاشتم. به خاطر این موضوع، یک پاکت حاوی چند صد دلار دریافت کردم. متأسفانه، زمانی که برگشتم، راننده دیگر یادداشت بی‌فایده من را دیده و از محل رفت. از آنجا که نمی‌توانم این م...
در مثال شما، من به شما توصیه می‌کنم که همیشه به یاد داشته باشید "امنیت در درجه اول است" و هرگز به یک غریبه در صحنهٔ حادثه "...چند صد دلار" پیشنهاد نکنید. چرا؟ زیرا این کار می‌تواند به ضرر شما تمام شود (یعنی ممکن است باج‌گیری، دزدی یا حتی ممکن است به عنوان رشوه در نظر گرفته شود). در اینجا، به یاد گام‌های هشت و نه در بسی...
null
I'm a teenager, and while I’ve never been to any kind of therapist, I noticed I experience several anxiety symptoms. I frequently find myself not going out and following my parent around the house. I can't go into stores (grocery stores specifically) on my own, and when I do, I have to be on the phone with my dad the w...
Despite your anxiety you are highly attuned to your sense of well being and skillful in articulating the details of when anxiety takes over.Sometimes people who anxious in specific realtime situations are helped by talking themselves through the anxiety.Maybe you'd be able to distract yourself from the grocery store an...
من یک نوجوان هستم و در حالی که هرگز به هیچ نوع درمانگری مراجعه نکرده‌ام، متوجه شدم که چندین نشانه‌ی اضطراب را تجربه می‌کنم. من اغلب خودم را در خانه یافته و از والدینم دنبال می‌کنم. نمی‌توانم به تنهایی به فروشگاه‌ها (به خصوص فروشگاه‌های مواد غذایی) بروم، و وقتی که این کار را می‌کنم، باید تمام مدت با پدرم در تماس تلفنی ب...
با وجود اضطراب شما، به حس سلامتی خود بسیار حساس هستید و در بیان جزئیات زمانی که اضطراب به سراغتان می‌آید، ماهر هستید. گاهی اوقات افرادی که در موقعیت‌های خاص در لحظه دچار اضطراب می‌شوند، با صحبت کردن با خودشان در مورد این احساس کمک می‌کنند. شاید شما بتوانید از اضطراب فروشگاه مواد غذایی با گفتن به خود که نگران هستید و ای...
null
I'm a teenager, and while I’ve never been to any kind of therapist, I noticed I experience several anxiety symptoms. I frequently find myself not going out and following my parent around the house. I can't go into stores (grocery stores specifically) on my own, and when I do, I have to be on the phone with my dad the w...
With the way you described your anxiety, it sounds like you have different types of anxiety. I'm not sure whether you have anxiety of public places, large crowds, being alone  (sometimes called separation anxiety), or some combination thereof.One thing that would be helpful would be to track your anxiety and see how an...
من یک نوجوان هستم و در حالی که هرگز به هیچ نوع درمانگری مراجعه نکرده‌ام، متوجه شدم که چندین علامت اضطراب را تجربه می‌کنم. معمولاً خودم را در خانه می‌یابم و دنبال والدینم راه می‌روم. نمی‌توانم به تنهایی به فروشگاه‌ها (به‌ویژه فروشگاه‌های مواد غذایی) بروم و وقتی هم که این کار را می‌کنم، باید به طور مداوم با پدرم در تلفن ...
به نظر می‌رسد که شما انواع مختلفی از اضطراب را تجربه می‌کنید. مطمئن نیستم که آیا شما از مکان‌های عمومی، جمعیت زیاد، تنها بودن (که گاهی به آن اضطراب جدایی می‌گویند) یا ترکیبی از این‌ها رنج می‌برید. یک نکته مفید این است که اضطراب خود را ردیابی کنید و ببینید در موقعیت‌های مختلف چقدر نگران هستید (در مقیاس ۱ تا ۱۰). همچنین،...
null
I feel too scared to meet people I don't know - even relatives. I don't ever raise my hand or talk in school. I feel like no one understands. How can I handle this?
Social Anxiety is scary. You don’t feel safe in relationships and prefer to isolate yourself from the outside world. Is it something you can talk to your parents about? A school counselor could help you. The counselor could possibly order an evaluation to determine how to help.Build your self confidence - Start slow wi...
من خیلی از ملاقات با افرادی که نمی‌شناسم - حتی خویشاوندان - می‌ترسم. هرگز دستم را بالا نمی‌برم و در مدرسه صحبت نمی‌کنم. احساس می‌کنم هیچ کس مرا درک نمی‌کند. چطور می‌توانم با این وضعیت کنار بیایم؟
اضطراب اجتماعی ترسناک است. شما در روابط احساس امنیت نمی‌کنید و ترجیح می‌دهید خود را از دنیای بیرون جدا کنید. آیا می‌توانید در مورد این موضوع با والدین خود صحبت کنید؟ یک مشاور مدرسه می‌تواند به شما کمک کند. مشاور ممکن است از شما بخواهد که یک ارزیابی انجام دهید تا تعیین کند چگونه می‌تواند به شما کمک کند. اعتماد به نفس خو...
null
I feel too scared to meet people I don't know - even relatives. I don't ever raise my hand or talk in school. I feel like no one understands. How can I handle this?
It certainly sounds like you have some anxiety. Before deciding whether it was social anxiety or a more general type of anxiety, I would wonder what it is that you think will result from you raising your hand or talking to someone you don't know. Here is some information on social anxiety: https://socialanxietyinstitut...
من خیلی از ملاقات با افرادی که نمی‌شناسم، حتی خویشاوندان، می‌ترسم. هرگز دستم را بالا نمی‌برم یا در مدرسه صحبت نمی‌کنم. احساس می‌کنم هیچ‌کس مرا نمی‌فهمد. چگونه می‌توانم با این موضوع کنار بیایم؟
قبل از اینکه تصمیم بگیرید که آیا این اضطراب اجتماعی است یا نوعی اضطراب عمومی‌تر، می‌خواهم بدانم که به نظر شما چه چیزی از بلند کردن دست یا صحبت کردن با کسی که نمی‌شناسید، نتیجه خواهد شد. در اینجا اطلاعاتی در مورد اضطراب اجتماعی وجود دارد: https://socialanxietyinstitute.org. به شدت توصیه می‌کنم با یک متخصص بهداشت روانی م...
null
I feel too scared to meet people I don't know - even relatives. I don't ever raise my hand or talk in school. I feel like no one understands. How can I handle this?
Congratulations on your courage to ask this question!This shows you are willing to engage with other people, just not in all situations, especially the in person ones.Start by "meeting" yourself.Reflect as thoroughly as possible as to what you imagine will be the outcome of meeting others or of speaking up during a cla...
من خیلی از ملاقات با افرادی که نمی‌شناسم، حتی خویشاوندان، می‌ترسم. هرگز دستم را بالا نمی‌برم یا در مدرسه صحبت نمی‌کنم. احساس می‌کنم هیچ‌کس مرا نمی‌فهمد. چگونه می‌توانم با این وضعیت کنار بیایم؟
اگر خود را به عنوان کم‌ارزش برای داشتن نظرات یا دیدگاه‌ها، یا برای بودن آنچه که هستید نسبت به دیگران قضاوت یا انتقاد می‌کنید، پس فکر کردن به قرار دادن خود در این وضعیت می‌تواند غیرقابل تحمل باشد. یکی از راه‌های اصلی برای خروج از این احساس برتری نسبت به دیگران، این است که تشخیص دهید این احساسات در درون شماست. بنابراین، ...
null
I've known him for about six years. We've dated off and on. I hadn't seen him in close to three years but recently started seeing him again. I really want this to last this time. I stayed the night. Do I text, call, or make contact first, the same day of the morning I left his house?
It is possible your question reflects some insecurity about whether or not either or you would like this relationship to continue.Otherwise, the answer to your question would appear naturally.  If you genuinely feel close enough to this person to sleep with him, then who texts whom first, wouldn't really matter too muc...
من او را حدود شش سال است که می شناسم. ما گهگاهی با هم قرار می گذاشتیم. نزدیک به سه سال او را ندیده بودم اما به تازگی دوباره شروع به دیدن او کردم. واقعاً می‌خواهم این بار این رابطه دوام داشته باشد. من شب را پیش او ماندم. آیا باید همان روز صبح که خانه‌اش را ترک کردم، پیام بدهم، تماس بگیرم یا ابتدا اقدامی کنم؟
ممکن است سوال شما نشان‌دهنده عدم اطمینان در مورد ادامه یافتن این رابطه باشد. در غیر این صورت، پاسخ به سوال شما به طور طبیعی مشخص می‌شود. اگر واقعاً به اندازه کافی به این شخص نزدیک هستید که با او بخوابید، آنگاه اینکه چه کسی نخست به دیگری پیام می‌دهد، چندان اهمیت ندارد. سعی کنید در درون خود درک کنید که آیا به این شخص به‌...
null
I've known him for about six years. We've dated off and on. I hadn't seen him in close to three years but recently started seeing him again. I really want this to last this time. I stayed the night. Do I text, call, or make contact first, the same day of the morning I left his house?
I don't see why you can't call, text, or make contact first. It would be up to him to reply when he can and wants to, but I don't know why you couldn't initiate contact.One thing to consider as you get to know each other better is having conversations about conversations. For example, you could say "I'd like to call or...
من او را حدود شش سال است که می شناسم. ما گهگاهی با هم قرار می‌گذاشتیم. نزدیک به سه سال او را ندیده بودم، اما اخیراً دوباره شروع به دیدن او کردم. واقعاً دوست دارم این بار رابطه‌امان دوام داشته باشد. من شب را آنجا ماندم. آیا باید پیام بزنم، تماس بگیرم یا به نوعی با او ارتباط برقرار کنم، همان روزی که صبح خانه‌اش را ترک کر...
من نمی‌دانم چرا شما نمی‌توانید ابتدا با او تماس بگیرید یا پیامک بزنید. این به او بستگی دارد که وقتی توانست و خواست پاسخ دهد، اما نمی‌فهمم چرا نمی‌توانید تماس را آغاز کنید. یکی از نکاتی که باید در نظر داشته باشید هنگام آشنا شدن با یکدیگر، داشتن گفت‌وگوهایی درباره گفت‌وگوهاست. برای مثال، می‌توانید بگویید: "می‌خواهم بیشتر...
null
Example would be homecoming? I was at my high school's home football game on Friday, and I left because I felt uncomfortable with all the people there and I just wanted to be by myself. Why is that?
Hi! I'm Amelia. Oh, that is so frustrating! Have you ever heard of social anxiety? Sounds like you may be suffering from it. Here is a link to a quiz... https://www.psycom.net/social-anxiety-test/.Besides being a therapist, I am a Mom to 10 kids. A couple of my kids are very uncomfortable with crowds and become very an...
مثال می‌تواند جشن بازگشت به خانه باشد؟ من در بازی فوتبال دبیرستانم در روز جمعه حضور داشتم و آنجا را ترک کردم چون با جمعیت احساس ناراحتی می‌کردم و فقط می‌خواستم تنها باشم. چرا اینطور است؟
سلام! من امیلیا هستم. اوه، این واقعاً ناراحت‌کننده است! آیا تا به حال درباره اضطراب اجتماعی شنیده‌اید؟ به نظر می‌رسد که شما ممکن است از آن رنج ببرید. در اینجا یک لینک به یک آزمون وجود دارد... https://www.psycom.net/social-anxiety-test. علاوه بر اینکه یک درمانگر هستم، مادر ده فرزند نیز هستم. چند نفر از بچه‌هایم در جمع‌ه...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
It is possible that you could have or be developing an anxiety disorder. There isn't really enough information provided here to suggest a particular disorder, but it might be worth meeting with a counselor or therapist to do a formal assessment. Some of the questions they might ask could be what other kinds of physical...
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما در روزهای دیگر، قلبم تند تند می‌زند و کلمات از دهانم خارج نمی‌شوند. همیشه فکر می‌کردم این طبیعی است و من فقط عصبی هستم، اما روز دیگر تقریباً سی دقیقه در ماشینم نشسته بودم تا شجاعت پیدا کنم و به تنهایی وارد فروشگاه تارگت شوم.
ممکن است شما دچار اختلال اضطراب باشید یا در حال شکل گیری آن باشید. در واقع، اطلاعات کافی برای شناسایی یک اختلال خاص در اینجا وجود ندارد، اما ممکن است ملاقات با یک مشاور یا درمانگر برای انجام یک ارزیابی رسمی ارزشمند باشد. برخی از سوالاتی که ممکن است از شما بپرسند شامل این است که چه نوع دیگری از علائم فیزیکی را تجربه می‌...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
These types of symptoms can be very disruptive to life!  Anxiety often presents in two key ways:  1) physical symptoms such as: racing heart rate, sweaty palms, dry mouth, shaking or trembling or nausea - often these physical sypmtoms are categorized as a Panic Attack.  2) mentally anxiety presents itself as worry.  Wo...
گاهی اوقات حال خوبی دارم و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما روزهای دیگر، قلبم به تپش می‌افتد و کلمات به سختی از دهانم بیرون می‌آیند. همیشه فکر می‌کردم این طبیعی است و من فقط عصبی هستم، اما روز دیگر، تقریباً ۳۰ دقیقه در ماشینم نشستم تا شجاعت ورود به تارگت را پیدا کنم.
اضطراب معمولاً به دو روش اصلی ظاهر می‌شود: 1) علائم جسمی مانند: ضربان قلب تند، عرق کردن دست‌ها، خشکی دهان، لرزش یا تهوع - این علائم جسمی اغلب به عنوان حمله پانیک طبقه‌بندی می‌شوند. 2) از جنبه ذهنی، اضطراب خود را به صورت نگرانی نشان می‌دهد. نگرانی که خارج از کنترل می‌شود، نگرانی که زندگی و تمرکز شما را مختل می‌کند. نگرا...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
Feelings of anxiety can be scary and sometimes we're not aware of the triggers that lead up to moments of anxiety, i. e., heart racing, sweaty palms, sweating, shortness of breath. It's important to realize that in moments of anxiety our body & mind are experiencing a reaction from our primal or reptilian brain that is...
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما در روزهای دیگر، قلبم به شدت تند می‌زند و کلمات به‌سختی از دهانم خارج می‌شوند. همیشه فکر می‌کردم که این طبیعی است و فقط عصبی هستم، اما چند روز پیش، تقریباً سی دقیقه در ماشینم نشسته بودم تا شجاعت ورود به تارگت را پیدا کنم.
در لحظات اضطراب، بدن و ذهن ما واکنش‌هایی را از مغز اولیه یا خزنده‌مان تجربه می‌کنند که به ما نشان می‌دهد باید فرار کنیم یا مبارزه کنیم. این واکنش هیپوتالاموس را به فعالیت واداشته و بدن ما را با مواد شیمیایی مهمی مانند آدرنالین و کورتیزول پر می‌کند. بنابراین، یکی از راه‌های مدیریت اضطراب این است که بفهمیم چه محرک‌هایی ب...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
I would suggest keeping a log of those days when you are having a hard time. Items to write would be what were you doing before you felt this way, did you eat and what, what time of day is it, how much sleep did you get that night, etc... This can help you identify any triggers. Further assessment can be made by a heal...
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با دیگران ملاقات کنم، اما روزهایی هم هست که قلبم تند می‌زند و نمی‌توانم کلمات را از دهانم بیرون بیاورم. همیشه فکر می‌کردم این طبیعی است و فقط عصبی هستم، اما روزی دیگر، تقریباً سی دقیقه در ماشینم نشستم تا شجاعت ورود به تارگت را پیدا کنم.
من پیشنهاد می‌کنم که در روزهایی که دچار مشکل می‌شوید، یک دفترچه یادداشت کنید. مواردی که باید در آن بنویسید شامل این است که قبل از اینکه اینگونه احساس کنید چه کاری انجام می‌دادید، چه چیزی خورده‌اید، چه ساعتی از روز است، و آن شب چقدر خوابیده‌اید و غیره... این می‌تواند به شما کمک کند تا هرگونه محرک را شناسایی کنید. ارزیاب...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
Yes, it seems like you may have a type of anxiety: but considering that it is intermittent, it may be a good idea to talk to a therapist and explore what triggers the anxiety.  Different types of anxiety are caused by different scenarios, memories, or stressors.   Once you identify what triggers the anxiety, you may be...
گاهى اوقات حال خوبی دارم و مى توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما روزهایى هست که قلبم تند مى زند و کلمات از دهانم بیرون نمى آیند. همیشه فکر مى کردم این عادى است و فقط مضطرب هستم، اما روزى تقریباً سی دقیقه در ماشینم نشستم تا جرات ورود به تارگت را پیدا کنم.
به نظر می‌رسد که شما ممکن است نوعی اضطراب داشته باشید؛ اما با توجه به اینکه این احساس متناوب است، ممکن است ایده خوبی باشد که با یک درمانگر صحبت کنید و کشف کنید چه چیزی باعث این اضطراب می‌شود. انواع مختلف اضطراب ناشی از سناریوها، خاطرات یا عوامل استرس‌زا متفاوت هستند. هنگامی که بتوانید تشخیص دهید چه چیزی محرک اضطراب شما...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
Though I don't know for sure, it sounds like anxiety to me. I think it would be helpful if you work with a therapist who specializes in anxiety disorders.
گاهي اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما در روزهای دیگر، قلبم تند می‌زند و کلمات از دهانم خارج نمی‌شوند. همیشه فکر می‌کردم این طبیعی است و فقط کمی عصبی هستم، اما روز دیگر تقریباً سی دقیقه در ماشینم نشستم تا شجاعت ورود به تارگت را به تنهایی پیدا کنم.
اگرچه مطمئن نیستم، اما به نظر من این حالت شبیه اضطراب است. فکر می‌کنم اگر با یک درمانگری که در اختلالات اضطرابی تخصص دارد کار کنید، این می‌تواند مفید باشد.
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
Your, sitting in your car for 30 minutes, story sounds so sad and frustrating.Yes, you're describing classic symptoms of anxiety.Anxiety itself is the indirect result of repeatedly being in positions of feeling helpless or frightened.Are you able to recall from your growing up years of feeling insecure?You may not have...
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما روزهای دیگری قلبم به تندی می‌تپد و نمی‌توانم کلمات را از دهانم بیرون بیاورم. همیشه فکر می‌کردم این طبیعی است و تنها عصبی‌ام، اما روزی تقریباً ۳۰ دقیقه در ماشینم نشستم تا شجاعت ورود به فروشگاه تارگت را پیدا کنم.
این داستان به نظر خیلی غم‌انگیز و ناامیدکننده می‌رسد. بله، شما علائم کلاسیک اضطراب را توصیف می‌کنید. خود اضطراب نتیجه غیرمستقیم قرار گرفتن مکرر در موقعیت‌های احساس بی‌نصیب یا ترس است. آیا می‌توانید از دوران کودکی خود احساس ناامنی کنید؟ شاید به اندازه‌ای که نیاز داشتید، احساس عشق و توجه نکرده‌اید. برخی از افراد به دلیل ...
null
Sometimes, I'm fine and can go out or meet people, but other days, my heart races and words physically cannot come out of my mouth. I've always thought it was normal and I was just nervous, but the other day, it took me almost 30 minutes of sitting in my car to find the courage to enter Target by myself.
First, be aware that each end every one of us has anxiety at some point. That certainly seems to fit what you're describing here, but that doesn't mean you have an anxiety disorder, necessarily. That's where there is a difference. Anyone who has a hard time with public speaking or feels uncomfortable in large crowds, f...
گاهی اوقات حالم خوب است و می‌توانم بیرون بروم یا با مردم ملاقات کنم، اما در روزهای دیگر، قلبم تند می‌زند و کلمات از دهانم خارج نمی‌شوند. همیشه فکر می‌کردم این طبیعی است و فقط عصبی هستم، اما اخیراً تقریباً سی دقیقه در ماشینم نشسته بودم تا جرات ورود به فروشگاه Target را پیدا کنم.
در ابتدا، باید توجه داشته باشید که هر کدام از ما در مقاطعی از زندگی خود اضطراب را تجربه می‌کنیم. به نظر می‌رسد این موضوع با آنچه شما توصیف می‌کنید، مرتبط است، اما این به این معنا نیست که شما الزاما دچار اختلال اضطراب هستید. اینجاست که تفاوت وجود دارد. هر کسی که در صحبت کردن در جمع مشکل دارد یا در جمعیت زیاد احساس ناراح...
null
My partner lives in Canada while I live in the US. We visit each other, but we go months in between visits. I have anxiety, and I'm always anxious about him cheating or still having feelings for an ex that he dated for three years. He doesn't understand my anxiety. How do I stop myself from worrying so much?
Would you worry less if you and your partner had a plan as to when you will be together as a couple?Long distance relationships are not for everybody.   Some people need the daily or frequent interaction to feel secure.The question is not so much how to deal with anxiety that your partner is cheating on you than whethe...
همسرم در کانادا زندگی می‌کند در حالی که من در آمریکا هستم. ما به یکدیگر سر می‌زنیم، اما بین بازدیدها ماه‌ها فاصله می‌افتد. من اضطراب دارم و دائماً نگران این هستم که او خیانت کند یا هنوز به سابقه‌اش که سه سال با او بود، احساساتی داشته باشد. او اضطراب من را درک نمی‌کند. چگونه می‌توانم از نگرانی زیاد جلوگیری کنم؟
آیا اگر شما و شریک زندگیتان برنامه‌ای برای زمانی که به عنوان یک زوج با هم خواهید بود، داشته باشید، کمتر نگران می‌شوید؟ روابط دور برای همه مناسب نیست. برخی از افراد برای احساس امنیت به تعامل روزانه یا مکرر نیاز دارند. سوال این نیست که چگونه با اضطراب خیانت شریک زندگیتان مقابله کنید، بلکه این است که آیا نیازهای عاطفی و ر...
null
I have severe anxiety and have tried everything. Everything makes it worst.The only thing that helps is my emotional support animal.
Sorry to read of your suffering.Is it actually permitted that people are able to take support animals to school?I see your point of the animal helping you.  I just also see the point that some people have allergies to animal hair or dander, or may feel distracted by an animal in the classroom.You may end up feeling wor...
من اضطراب شدیدی دارم و همه چیز را امتحان کرده‌ام. همه چیز اوضاع را بدتر می‌کند. تنها چیزی که کمک می‌کند، حیوان حمایت عاطفی من است.
متاسفم که درباره‌ی رنج شما خواندم. آیا واقعا مجاز است که افراد بتوانند حیوانات حمایتی را به مدرسه بیاورند؟ من نکته‌ی شما را در مورد کمکی که حیوان به شما می‌کند درک می‌کنم. اما همچنین به این نکته توجه دارم که برخی افراد به موی حیوانات یا مایت‌های آنها حساسیت دارند، یا ممکن است در کلاس به خاطر وجود یک حیوان حواسشان پرت ش...
null
Why am I so afraid of it? I don't understand.
Your fear is somewhat reasonable.  No one wants to be raped and I imagine everyone is afraid of what being raped would feel like.Do you mean that this fear is on your mind more often than you would like?If this is the case, then try understanding the reason behind your fear.Is it because you personally know or know of ...
چرا از آن اینقدر می‌ترسم؟ نمی‌فهمم.
ترس شما تا حدودی معقول است. هیچ‌کس نمی‌خواهد مورد تجاوز قرار گیرد و من تصور می‌کنم که همه از تجربه‌ی تجاوز به جنسیت می‌ترسند. آیا شما احساس می‌کنید که این ترس بیشتر از آن‌چه که می‌خواهید در ذهنتان باقی مانده است؟ اگر این‌طور است، سعی کنید دلیل ترس خود را درک کنید. آیا به این خاطر است که شخصاً کسی را می‌شناسید یا از کسی...
null
Why am I so afraid of it? I don't understand.
Why are you afraid of rape? Because it is a problem in the United States! The National Sexual Violence Resource Center reports that one in five women (0r 20%) will be raped (http://www.nsvrc.org/sites/default/files/publications_nsvrc_factsheet_media-packet_statistics-about-sexual-violence_0.pdf) and that 80% of women k...
چرا من از آن اینقدر می‌ترسم؟
به دلیل این آمار، کاملاً منطقی است که از تجاوز بترسید. با این حال، اقداماتی وجود دارد که می‌توانید برای کاهش خطر تجاوز انجام دهید، مانند آگاه بودن از محیط اطراف خود و محدود کردن مصرف مواد مخدر یا الکل. برنامه Enhanced Access, Knowledge, Act برای زنان در سن کالج نشان داده است که خطر تجاوز را بیش از ۵۰٪ کاهش می‌دهد. ممکن...
null
I have attention-deficit/hyperactivity disorder, posttraumatic stress disorder, anxiety, anger, and memory problems. I can't work. I have no income. I'm on medicine, but I feel worthless. I want to be normal.
I am so sorry to hear that you are struggling.  It sounds like you've had a traumatic experience that has impacted your life in many ways.  Without knowing much about your history, I wonder if the trauma you suffered has lead to the anxiety, anger, and memory problems you are dealing with, in addition to PTSD.  I would...
من اختلال عدم توجه و بیش فعالی، اختلال استرس پس از سانحه، اضطراب، خشم و مشکلات حافظه دارم. نمی‌توانم کار کنم و درآمدی ندارم. دارو مصرف می‌کنم، اما احساس بی‌ارزشی می‌کنم. می‌خواهم عادی باشم.
من بسیار متأسفم که می‌شنوم شما در حال مبارزه هستید. به نظر می‌رسد که شما تجربه‌ای آسیب‌زا را پشت سر گذاشته‌اید که زندگی‌تان را به طرق مختلف تحت‌تأثیر قرار داده است. بدون اینکه اطلاعات زیادی در مورد سوابق شما داشته باشم، متوجه می‌شوم که آیا آن آسیب‌دیدگی که متحمل شده‌اید به اضطراب، خشم و مشکلات حافظه‌ای که اکنون با آن‌ه...
null
I never feel like myself. I can’t even think straight anymore. I start stuttering and I can’t remember anything. I always get nervous and usually talk myself down but recently end up fighting with, what feels like, someone else. I don’t know why I feel this way, but I hate it.
Hi Houston, Okay, something's definitely going on, right? My gut is to start with your family physician, because you have some physical symptoms. While it seems anxiety is a likely problem here, your doctor will hopefully know your history and can help you decide if you need some medical tests or some therapy. Without ...
من هرگز احساس خودم را ندارم. حتی دیگر نمی‌توانم درست فکر کنم. شروع به لکنت می‌کنم و نمی‌توانم چیزی را به خاطر بیاورم. همیشه عصبی می‌شوم و معمولاً خودم را سرزنش می‌کنم، اما اخیراً با کسی که احساس می‌کنم وجود ندارد، به مشاجره می‌پردازم. نمی‌دانم چرا این طور احساس می‌کنم، اما از آن متنفرم.
سلام هیوستون، خوب، به وضوح اتفاقی در حال وقوع است، درست است؟ احساس می‌کنم بهترین کار شروع با پزشک خانوادگی‌تان باشد، زیرا شما دارای برخی علائم جسمی هستید. به نظر می‌رسد اضطراب ممکن است مشکل اصلی باشد، اما پزشک شما امیدوارم تاریخچه‌تان را بشناسد و بتواند در تصمیم‌گیری برای لزوم انجام آزمایش‌های پزشکی یا دریافت درمان به ...
null
I never feel like myself. I can’t even think straight anymore. I start stuttering and I can’t remember anything. I always get nervous and usually talk myself down but recently end up fighting with, what feels like, someone else. I don’t know why I feel this way, but I hate it.
What you are describing sounds like it may be a form of dissociation. Dissociation is our mind's way of disconnecting us from aspects of our experience in an attempt to protect us in overwhelming situations. It also sounds like you are noticing anxiety in certain situations. In working with a competent therapist, you m...
من هرگز احساس خودم را ندارم. حتی نمی‌توانم درست فکر کنم. شروع به لکنت می‌کنم و نمی‌توانم چیزی را به خاطر بسپارم. همیشه عصبی می‌شوم و معمولاً خودم را دلداری می‌دهم، اما اخیراً حس می‌کنم با کسی دیگر در حال جنگ هستم. نمی‌دانم چرا این‌طور احساس می‌کنم، اما از آن متنفرم.
آنچه شما توصیف می‌کنید به نظر می‌رسد نوعی جدایی باشد. جدایی روش ذهن ما برای قطع ارتباط با جنبه‌هایی از تجربیات ما در تلاش برای محافظت از ما در موقعیت‌های طاقت‌فرساست. همچنین به نظر می‌رسد که شما در برخی مواقع اضطراب را تجربه می‌کنید. با کار با یک درمانگر ماهر، ممکن است بتوانید بینش بیشتری نسبت به این تجربیات به دست آور...
null
I never feel like myself. I can’t even think straight anymore. I start stuttering and I can’t remember anything. I always get nervous and usually talk myself down but recently end up fighting with, what feels like, someone else. I don’t know why I feel this way, but I hate it.
Hello,I am wondering if you might be experiencing some form of dissociation.  People who dissociate might feel like the world around them is unreal and unfamiliar, or that they are not really in their bodies and that they are observing themselves from outside of their bodies.  Dissociation can also mean that there are ...
من هرگز احساس خودم را ندارم. حتی دیگر نمی‌توانم درست فکر کنم. شروع به لکنت می‌کنم و نمی‌توانم چیزی را به یاد بیاورم. همیشه عصبی می‌شوم و معمولاً سعی می‌کنم خودم را آرام کنم، اما اخیراً احساس می‌کنم در حال جنگیدن با شخص دیگری هستم. نمی‌دانم چرا این‌طور احساس می‌کنم، اما از آن بدم می‌آید.
سلام، من می‌خواهم بدانم که آیا ممکن است شما نوعی جدایی را تجربه کنید. افرادی که دچار جدایی می‌شوند ممکن است احساس کنند که جهان اطرافشان غیرواقعی و ناآشناست، یا اینکه واقعاً در بدن خود نیستند و خود را از بیرون بدن مشاهده می‌کنند. جدایی همچنین می‌تواند به این معنا باشد که بخشی از شما «فروپاشیده» است و گاهی اوقات این بخش‌...
null
I had to put a restraining order against my ex-fiancé. He was served last night. He was mentally and verbally abusive towards me. I thought it was my nerves, but every time I stand up, I get sick. If I sit and rock, I'm fine.
Hello, and thank you for your question. You may be right, your physical symptoms of getting sick to your stomach may very well be your nerves or anxiety. That is totally normal and understandable given your circumstances. Another thing that is not unusual is that you feel better when you sit and rock. That is actually ...
من مجبور شدم علیه نامزد سابقم حکم منع از نزدیک شدن بگیرم. او دیشب این حکم را دریافت کرد. او به لحاظ ذهنی و کلامی به من آزار رسانده بود. فکر می‌کردم این به خاطر اعصابم است، اما هر بار که بلند می‌شوم، حال‌ام بد می‌شود. اگر بنشینم و خودم را تکان دهم، خوب هستم.
سلام و ممنون از سوال شما. ممکن است شما حق داشته باشید، علائم فیزیکی مانند مریض شدن به معده شما ممکن است ناشی از اعصاب یا اضطراب باشد. این کاملاً طبیعی و قابل درک است با توجه به شرایط شما. چیزی که غیرمعمول نیست این است که وقتی نشسته و تکان می‌خورید، احساس بهتری کنید. من به عنوان یک مشاور در مراقبت‌های اولیه کار می‌کنم و...
null
I've been dealing with this for years. My mom thinks I'm overly emotional and refuses to offer any help, like therapy or seeing a doctor. She's seen me when I'm having a panic attack and just said I was faking for attention or that I'm a hypochondriac. I just want to get better.
I don't know how old you are, but in Pennsylvania, if you are over 14, you can have therapy without your parents' consent. If you are young enough to use their insurance, that could be complicated, but depending on the state, there may be ways to work around that as well. If transportation is a problem, call a local me...
من سال‌هاست که با این مشکل سر و کار دارم. مادرم فکر می‌کند که من بیش از حد عاطفی هستم و از ارائه هر گونه کمکی مانند درمان یا مراجعه به پزشک خودداری می‌کند. او مرا در حین حمله پانیک دیده و فقط می‌گوید که من برای جلب توجه این‌گونه رفتار می‌کنم یا اینکه هیپوکندریاک هستم. من فقط می‌خواهم بهتر شوم.
اگر سن شما بیش از ۱۴ سال است، می‌توانید بدون رضایت والدین خود به درمان بپردازید. اگر به حدی جوان هستید که می‌توانید از بیمه والدین استفاده کنید، این موضوع ممکن است پیچیده باشد، اما بسته به ایالت ممکن است راه‌هایی برای حل این مشکل وجود داشته باشد. اگر در حمل و نقل مشکل دارید، به یک آژانس بهداشت روانی محلی تماس بگیرید و ...
null
I've been dealing with this for years. My mom thinks I'm overly emotional and refuses to offer any help, like therapy or seeing a doctor. She's seen me when I'm having a panic attack and just said I was faking for attention or that I'm a hypochondriac. I just want to get better.
How old are you?Are you old enough in your State to have therapy without your mother's consent?Your mom's attitude toward you may be one significant reason on why you feels so much tension in the first place.Don't let her opinions and beliefs get in the way of what you know about yourself.Are you in school and does tha...
من سال‌هاست که با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنم. مادرم فکر می‌کند که من بیش از حد احساسی هستم و از ارائه هر گونه کمکی مانند درمان یا مراجعه به پزشک خودداری می‌کند. او زمانی که من دچار حمله پانیک می‌شوم مرا دیده و فقط گفته که من برای جلب توجه دارم تقلب می‌کنم یا اینکه هیپوکندری هستم. من فقط می‌خواهم بهتر شوم.
چند ساله هستید؟ آیا در ایالت شما به حدی بزرگ هستید که بدون رضایت مادر خود به درمان بروید؟ نگرش مادر شما نسبت به شما ممکن است یکی از دلایل اصلی احساس تنش شما باشد. اجازه ندهید نظرات و باورهای او بر آنچه که درباره خودتان می‌دانید تأثیر بگذارد. آیا در مدرسه هستید و آیا آن مدرسه یک مشاور راهنما دارد؟ آیا مایل هستید در مورد...
null
I am so terrified of having sex anymore because I have been told over and over that sex is dangerous even though me and my partner used both forms of protection. My partner is not happy about this and simply wants more sex, and honestly, I want to give that to her.
I would suggest possibly talking with a physician about all the different types of protection. They may be able to help you to know about all of the options that are available.It sounds like your partner is open to understanding your concerns. Perhaps until you have the chance to speak with someone about the effectiven...
من از داشتن رابطه جنسی بسیار می‌ترسم زیرا بارها و بارها به من گفته شده که رابطه جنسی خطرناک است، حتی اگر من و شریک زندگی‌ام از هر دو نوع پیشگیری استفاده کنیم. شریک زندگی‌ام از این مسأله ناراضی است و فقط می‌خواهد رابطه جنسی بیشتری داشته باشد، و راستش را بخواهید، من هم می‌خواهم این را به او بدهم.
من پیشنهاد می‌کنم که در مورد انواع مختلف روش‌های پیشگیری با یک پزشک صحبت کنید. آن‌ها ممکن است به شما کمک کنند که درباره تمام گزینه‌های موجود اطلاعات داشته باشید. به نظر می‌رسد شریک زندگی شما آمادگی دارد نگرانی‌های شما را درک کند. شاید تا زمانی که فرصتی برای صحبت با کسی درباره اثربخشی انواع مختلف پیشگیری از بارداری و رو...
null
I am so terrified of having sex anymore because I have been told over and over that sex is dangerous even though me and my partner used both forms of protection. My partner is not happy about this and simply wants more sex, and honestly, I want to give that to her.
I am wondering who is telling you that sex is dangerous.  Is this medical advice, or is this someone’s opinion trying to scare you from having sex?  And if so, how old are you? Is it ok to have sex, do you want to have sex?  It sounds like you want to make your partner happy, and that you are taking care of protecting ...
من از داشتن رابطه جنسی بسیار می‌ترسم زیرا بارها به من گفته شده که رابطه جنسی خطرناک است، حتی با وجود اینکه من و شریکم از هر دو نوع محافظت استفاده می‌کنیم. شریکم از این موضوع ناراحت است و فقط می‌خواهد رابطه جنسی بیشتری داشته باشد و واقعاً من هم می‌خواهم این را به او هدیه دهم.
آیا این یک توصیه پزشکی است یا نظر کسی است که سعی دارد شما را از رابطه جنسی بترساند؟ و اگر اینطور است، چند سال دارید؟ آیا رابطه جنسی در سن شما مناسب است؟ آیا واقعاً می‌خواهید رابطه جنسی داشته باشید؟ به نظر می‌رسد که شما می‌خواهید شریک زندگی‌تان را خوشحال کنید و در عین حال به خود و او نیز توجه دارید، اما شاید فراموش می‌ک...
null
I am so terrified of having sex anymore because I have been told over and over that sex is dangerous even though me and my partner used both forms of protection. My partner is not happy about this and simply wants more sex, and honestly, I want to give that to her.
Maybe you'll feel less fear by understanding that whoever told you sex was dangerous, was wrong.If this message came from your upbringing, then it may a deeply embedded belief.Since the belief itself instructs to avoid risk, and overturning this belief requires taking the risk to believe the logic that reasonable safe ...
من از داشتن رابطه جنسی بسیار می‌ترسم چون بارها و بارها به من گفته‌اند که رابطه جنسی خطرناک است، حتی اگر من و شریکم از هر دو نوع محافظت استفاده کنیم. شریکم از این وضعیت ناراضی است و به سادگی می‌خواهد رابطه جنسی بیشتری داشته باشد و از طرفی، من هم می‌خواهم این خواسته‌اش را برآورده کنم.
شاید با درک اینکه هر کسی که به شما گفته رابطه جنسی خطرناک است، اشتباه کرده است، بتوانید ترس کمتری را احساس کنید. اگر این پیام ناشی از تربیت شما بوده است، ممکن است یک باور عمیقاً ریشه‌دار باشد. از آنجا که خود این باور شما را به اجتناب از خطر ترغیب می‌کند و برای تغییر آن لازم است خطر پذیرش این منطق را که روش‌های ایمن جنس...
null
I am so terrified of having sex anymore because I have been told over and over that sex is dangerous even though me and my partner used both forms of protection. My partner is not happy about this and simply wants more sex, and honestly, I want to give that to her.
Alot of our choices have to do with what we have been taught and partly our fear of trusting ourselves to do what is right. There is so much more going on within you than you realize. We can help you bring it to the surface. Please contact us when you can and in whatever way you can to discuss what's going on with you.
من به شدت از داشتن رابطه جنسی می‌ترسم زیرا بارها به من گفته شده که رابطه جنسی خطرناک است، حتی با اینکه من و شریکم از هر دو نوع محافظت استفاده می‌کنیم. شریکم از این وضعیت ناراضی است و فقط می‌خواهد رابطه جنسی بیشتری داشته باشد، و به راستي، من می‌خواهم این را به او بدهم.
بسیاری از انتخاب‌های ما به آنچه به ما آموخته شده و همچنین به ترس ما از اعتماد به نفس برای انجام آنچه درست است، مربوط می‌شود. درون شما خیلی بیشتر از آنچه تصور می‌کنید، در حال وقوع است. ما می‌توانیم به شما کمک کنیم که این موارد را آشکار سازید. لطفاً هر زمان که امکان دارد و به هر شیوه‌ای که برایتان مناسب است، با ما تماس ب...
null
I feel really uncomfortable when I have people's attention. It makes me not want to talk in public or answer questions in class. Can I get over this social anxiety?
you can learn lots of skills/techniques to feel more confident in what you need to do that will decrease your anxious response for sure! :) And  you can also learn how to work with your personality that may not like the attention. You may find that "talking" to others through the internet is more comfortable and you ar...
وقتی توجه مردم به من جلب می‌شود، احساس راحتی نمی‌کنم. این باعث می‌شود که نخواهم در جمع صحبت کنم یا به سوالات در کلاس پاسخ دهم. آیا می‌توانم بر این اضطراب اجتماعی غلبه کنم؟
شما می‌توانید مهارت‌ها و تکنیک‌های زیادی را یاد بگیرید تا در انجام کارهایی که نیاز دارید، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنید که مطمئناً واکنش اضطرابی شما را کاهش می‌دهد! همچنین می‌توانید یاد بگیرید که چگونه با شخصیتی که ممکن است از جلب توجه خوشش نیاید، کار کنید. ممکن است متوجه شوید که "صحبت کردن" با دیگران از طریق اینترنت ...
null
I feel really uncomfortable when I have people's attention. It makes me not want to talk in public or answer questions in class. Can I get over this social anxiety?
Since anxiety usually about anticipating a bad result, or fear of being judged negatively, as though having failed some sort of test, consider what would give you the feeling of anticipating a good result from talking to an audience?Maybe, for example, if you prepared and rehearsed your talk more than what you typicall...
وقتی توجه مردم جلب من می‌شود، احساس ناراحتی می‌کنم. این موضوع باعث می‌شود که تمایلی به صحبت کردن در جمع یا پاسخ دادن به سوالات در کلاس نداشته باشم. آیا می‌توانم بر این اضطراب اجتماعی غلبه کنم؟
از آنجا که اضطراب معمولاً ناشی از پیش‌بینی یک نتیجه بد یا ترس از قضاوت منفی، مانند شکست در نوعی آزمون، است، به این فکر کنید که چه عاملی می‌تواند به شما احساس انتظار یک نتیجه خوب از صحبت کردن با مخاطبان را بدهد؟ برای مثال، اگر شما بیش از آنچه معمولاً انجام می‌دهید، برای سخنرانی خود آمادگی و تمرین کنید، ممکن است در صحبت ...
null
I have been having a lot of nightmares where I am being killed in different ways. I either wake up in a panic or just crying and sweating. It has made me terrified of falling asleep and is now affecting my daily life too. Can I make the nightmares stop?
Hello, and thank you for your question. Sleep problems, including insomnia and even the nightmares that you are writing about, are really common for people and so many people suffer from them. Here are a few things to consider or to try: 1. Have you changed or started taking any new medication lately? Medications can c...
من کابوس‌های زیادی دیده‌ام که در آن‌ها به روش‌های مختلف کشته می‌شوم. یا با وحشت از خواب بیدار می‌شوم یا فقط گریه و عرق می‌کنم. این موضوع باعث شده که از خوابیدن بترسم و اکنون بر زندگی روزمره‌ام نیز تأثیر می‌گذارد. آیا می‌توانم کابوس‌ها را متوقف کنم؟
سلام و از سوال شما متشکرم. مشکلات خواب، از جمله بی‌خوابی و حتی کابوس‌هایی که درباره آن‌ها صحبت می‌کنید، برای بسیاری از مردم رایج است و عده‌ی زیادی از آن‌ها رنج می‌برند. در اینجا چند نکته برای در نظر گرفتن یا امتحان کردن آورده‌ام: 1. آیا اخیراً داروهای جدیدی مصرف کرده‌اید یا تغییراتی در داروهای قبلی خود ایجاد کرده‌اید؟ ...
null
My boyfriend and I have been dating for almost a year. We go to different schools, and we don't see each other that often. I just feel very paranoid that there's someone else or that he could be hiding something from me.
Have you spoken to him about your fears? Perhaps you can explain this feeling to him and let him know what might lead to feeling more secure.  Also, it is important to trust your intuition!  Perhaps there are good reasons to feel concerned. It may not be paranoia - it may be based in reality!
من و دوست پسرم تقریبا یک سال است که با هم هستیم. ما به مدارس مختلف می‌رویم و به ندرت همدیگر را می‌بینیم. من فقط احساس می‌کنم که خیلی نگران هستم که ممکن است کسی دیگر وجود داشته باشد یا اینکه او چیزی را از من مخفی کند.
آیا با او درباره ترس‌هایتان صحبت کرده‌اید؟ شاید بتوانید این احساس را برایش توضیح دهید و به او بگویید چه چیزهایی ممکن است به شما احساس امنیت بیشتری بدهد. همچنین، مهم است که به شهود خود اعتماد کنید! ممکن است دلایل خوبی برای نگرانی وجود داشته باشد. این احساس ممکن است پارانویا نباشد و بر مبنای واقعیت باشد!
null
My boyfriend and I have been dating for almost a year. We go to different schools, and we don't see each other that often. I just feel very paranoid that there's someone else or that he could be hiding something from me.
Paranoid is a mental disorder word.  That is a strong word I think to use in this situation.  Honestly the bottom like is either you don't trust him for some reason or you are insecure with yourself.  Which is it?  Do some soul searching to help you figure which one it is.   Work on either discussing why you don't trus...
من و دوست‌پسرم تقریباً یک سال است که با هم در ارتباط هستیم. ما به مدارس مختلف می‌رویم و خیلی وقت‌ها همدیگر را نمی‌بینیم. فقط احساس می‌کنم خیلی مضطرب هستم که مبادا کسی دیگر در زندگی‌اش باشد یا اینکه او ممکن است چیزی را از من پنهان کند.
پارانوئید یک اصطلاح برای اختلال روانی است. این واژه به نظرم در این موقعیت خیلی قوی است. صادقانه بگویم، در نهایت، یا به او به دلایلی اعتماد ندارید یا نسبت به خودتان ناامید هستید. کدام یک از این دو است؟ کمی در مورد خودتان فکر کنید تا بفهمید کدام یک صحیح است. باید روی یکی از این دو موضوع کار کنید: یا درباره دلایل عدم اعتم...
null
I'm concerned about my boyfriend. I suffer from anxiety, but I always have this feeling he wants to hurt me because he told me he was interested in BDSM intercourse. We haven't tried it, but I've had this feeling he always wants to.
Hello! Thank you for your question. There are few things that people find more personal than their sexual relationships. When we feel connected to our partner, sex can be best thing since sliced bread. However, if we feel disconnected in some way, sex can feel degrading and even painful. I don’t know the specifics abo...
من نسبت به دوست پسرم نگران هستم. از اضطراب رنج می‌برم، اما همیشه این احساس را دارم که او می‌خواهد به من آسیب برساند چون به من گفته که به رابطه جنسی BDSM علاقه‌مند است. ما هرگز این تجربه را نداشته‌ایم، اما احساس می‌کنم او همیشه تمایل به آن دارد.
سلام! از شما برای سوال‌تان متشکرم. چند چیز وجود دارد که مردم نسبت به روابط جنسی خود احساس شخصی‌تری می‌کنند. وقتی احساس نزدیکی با شریک خود داریم، رابطه جنسی می‌تواند بهترین چیز از زمان اختراع نان برش‌خورده باشد. اما اگر به نوعی احساس disconnect داشته باشیم، رابطه جنسی می‌تواند تحقیرآمیز و حتی دردناک باشد. من از جزئیات...
null
I get so much anxiety, and I don’t know why. I feel like I can’t do anything by myself because I’m scared of the outcomes.
This is a very common question in my practice. Panic attacks typically emerge from an underlying issue (ex. Depression, low self-esteem, fears). To decrease your anxiety symptoms it’s recommended to seek treatment with a therapist who specializes in working with anxiety disorders and most importantly one with whom you ...
من خیلی اضطراب دارم و نمی‌دانم چرا. احساس می‌کنم نمی‌توانم هیچ کاری را به تنهایی انجام دهم چون از پیامدها می‌ترسم.
برای کاهش علائم اضطراب، توصیه می‌شود که با یک درمانگر متخصص در اختلالات اضطراب، و مهم‌تر از همه، با کسی که با آن احساس راحتی می‌کنید، درمان کنید. در فعالیت‌های من، من به مشتریان خود در مورد اضطراب‌شان آموزش می‌دهم و درباره ایجاد یک چارچوب با ابزارهای مفید برای کاهش اضطراب صحبت می‌کنم. ۱. شروع یک تمرین روزانه ذن. به عنو...
null
I get so much anxiety, and I don’t know why. I feel like I can’t do anything by myself because I’m scared of the outcomes.
The other two post answers to your question are very good and I don't feel the need to repeat what has already been said quite well, but I will offer one other option I have been able to utilize quite successfully with those dealing with panic attacks.  Chain analysis is a fantastic way for your to map out the situatio...
من خیلی مضطرب هستم و نمی‌دانم چرا. احساس می‌کنم نمی‌توانم هیچ کاری را به تنهایی انجام دهم چون از پیامدها می‌ترسم.
دو پاسخ دیگر به سوال شما بسیار خوب است و من احساس نمی‌کنم که نیازی به تکرار آنچه قبلاً به خوبی گفته شده، داشته باشم. اما یک گزینه دیگر را که توانسته‌ام به طور موفقیت‌آمیز با کسانی که با حملات هراس مواجه هستند به کار ببرم، ارائه می‌دهم. تجزیه و تحلیل زنجیره‌ای راهی عالی برای شماست تا وضعیت را از رویداد آغازگر شروع کنید،...
null
I get so much anxiety, and I don’t know why. I feel like I can’t do anything by myself because I’m scared of the outcomes.
Anxiety is simply your system communicating to you that you are in danger. The issue that I see in most of my clients is that they try to reason with this anxiety. You do not reason with sensory states in the body. If your system tells your in danger (your stomache feels like it is knots, your heart is beating out of y...
من دچار اضطراب زیادی هستم و نمی‌دانم چرا. احساس می‌کنم نمی‌توانم هیچ چیزی را به تنهایی انجام دهم، چون از پیامدها می‌ترسم.
اضطراب به سادگی به معنای این است که سیستم شما به شما می‌گوید که در خطر هستید. مشکلی که در اکثر مشتریانم می‌بینم این است که آن‌ها سعی می‌کنند با این اضطراب استدلال کنند. شما نمی‌توانید با حالت‌های حسی در بدن استدلال کنید. اگر سیستم شما به شما می‌گوید که در خطر هستید (مثلاً معده‌تان حس گره‌خوردگی دارد یا قلب‌تان به شدت م...
null
I get so much anxiety, and I don’t know why. I feel like I can’t do anything by myself because I’m scared of the outcomes.
The are two ways that such anxiety can be dealt with. One is an attempt to replace maladaptive thinking by examining the distorted thinking and resetting the fight-or-flight response with more reasonable, accurate ones. As an example "I'm scared of spiders." But if you change the thinking from being scared to "I'm bigg...
من اضطراب زیادی دارم و نمی‌دانم چرا. احساس می‌کنم به تنهایی نمی‌توانم هیچ کاری انجام دهم چون از نتایج می‌ترسم.
"به عنوان یک مثال، اگر بگویید 'من از عنکبوت‌ها می‌ترسم'، می‌توانید تفکر خود را از ترس به 'من بزرگتر از عنکبوت هستم' تغییر دهید، که به ذهن شما اجازه می‌دهد به یک حالت آرام‌تر برسد. درمان مبتنی بر ذهن می‌تواند به تمرکز بر احساسی که در زمان اضطراب تجربه می‌کنید کمک کند. به جای اجتناب یا عقب‌نشینی از این احساسات، در لحظه ح...
null
I started dating my fiancé two years ago. My first cousin is married to my fiancé’s sister. There has always been a communication issue between my uncle and aunt and my cousin and his wife. My uncle goes to my mom instead of talking to my cousin, and it upsets my mom.
Based on the information provided, this is an issue with boundaries.   Sounds like your uncle goes to your mom and possibly your mother takes the issues to you.  I do not like to assume so I will direct you to information regarding families dealing with enmeshment and triangulation.  Enmeshment is the concept of diffus...
من دو سال پیش با نامزدم آشنا شدم. پسرعموی من با خواهر نامزدم ازدواج کرده است. همیشه یک مشکل ارتباطی بین عمو و عمه‌ام و پسرعمویم و همسرش وجود داشته است. عمو به جای صحبت کردن با پسرعموی من، به مادرم مراجعه می‌کند و این موضوع مادرم را ناراحت می‌کند.
بر اساس اطلاعات ارائه‌شده، این یک مسئله مربوط به مرزها است. به نظر می‌رسد که عموی شما با مادرتان صحبت می‌کند و احتمالاً مادرتان مسائل را به شما منتقل می‌کند. من دوست ندارم فرضیات کنم، بنابراین شما را به اطلاعاتی در مورد خانواده‌هایی که با درهم‌تنیدگی و مثلث‌سازی مواجه‌اند، ارجاع می‌دهم. درهم‌تنیدگی به مفهوم مرزهای نامش...
null
I started dating my fiancé two years ago. My first cousin is married to my fiancé’s sister. There has always been a communication issue between my uncle and aunt and my cousin and his wife. My uncle goes to my mom instead of talking to my cousin, and it upsets my mom.
When you're upset about something, the first question you can ask yourself is "Whose problem is this?" It is amazing how many problems will disappear right at that point, because you realize the problem isn't even yours. You can't fix everything in your family. You are starting a new family of your own, and it's time t...
من دو سال پیش با نامزدم وارد رابطه شدم. پسر عموی من با خواهر نامزدم ازدواج کرده است. همیشه یک مشکل ارتباطی بین عمو و عمه‌ام و پسر عموی من و همسرش وجود داشته است. عمو به جای صحبت با پسر عموی من، به مادرم مراجعه می‌کند و این موضوع مادرم را ناراحت می‌کند.
"وقتی از چیزی ناراحت هستید، اولین سوالی که می‌توانید از خود بپرسید این است که «این مشکل متعلق به کیست؟» شگفت‌انگیز است که چقدر از مشکلات در آن لحظه حل می‌شوند، زیرا متوجه می‌شوید که این مشکل حتی مال شما نیست. شما نمی‌توانید همه چیز را در خانواده‌تان درست کنید. شما در حال ایجاد خانواده جدید خود هستید و وقت آن است که یک ...
null
Whenever I have to speak in public or be in big crowds, I freak out. I get light-headed, sweaty, and I have trouble breathing.
Basically, your response is the fight, flight or freeze reaction which is hard wired into the human nervous system, specifically, the autonomic nervous system (called the autonomic response).  This system is responsible for regulating the heart, digestion, respiratory rate as well as other aspects which match the sympt...
هر وقت مجبورم در جمع صحبت کنم یا در میان جمعیت زیادی باشم، مضطرب می‌شوم. سرم گیج می‌شود، عرق می‌کنم و در تنفس مشکل دارم.
در واقع، پاسخ شما واکنش مبارزه، پرواز یا یخ زدگی است که به طور طبیعی در سیستم عصبی انسان وجود دارد، به ویژه سیستم عصبی خودکار (که به آن پاسخ خودکار گفته می‌شود). این سیستم مسئول تنظیم قلب، هضم، میزان تنفس و همچنین جنبه‌های دیگری است که با علائم توصیف شده شما همخوانی دارد. این عمدتاً یک عملکرد ناخودآگاه است، اما با آموز...
null
Whenever I have to speak in public or be in big crowds, I freak out. I get light-headed, sweaty, and I have trouble breathing.
As you do it more, it should get better or at less with less anxiety.  Anxiety is normal for most when speaking in public.  I hear this from even the best of facilitators who have been doing it for years.  I even experienced that when I first became a counselor and had to lead classes.  I asked myself why were I so anx...
هر بار که مجبور می‌شوم در جمع صحبت کنم یا در حضور جمعیت زیادی باشم، دچار استرس می‌شوم. سرم گیج می‌رود، عرق می‌کنم و در نفس کشیدن مشکل دارم.
هرچه بیشتر این کار را انجام دهید، باید بهتر شود یا حداقل با اضطراب کمتری همراه باشد. اضطراب در هنگام صحبت کردن در جمع برای بیشتر افراد طبیعی است. حتی بهترین تسهیل‌کنندگان که سال‌ها تجربه دارند نیز این را می‌گویند. من خودم این احساس را زمانی که برای اولین بار مشاور شدم و باید کلاس‌ها را رهبری می‌کردم، تجربه کردم. از خود...
null
I am a teenage girl. I've been seeing the same dream once in a while since I was very young. The problem is that I don't remember anything about this dream. I still know that it's the same one, and then I wake up in a panic, and I cry really loud without knowing the reason. Why do I see the same dream, why can I not re...
There is no scientifically established formula for understanding dreams, that I know about, however, many people get a great deal of value from exploring what their dreams mean. It is believed by many that our dreams contain metaphors that represent meaningful patterns in our lives and relationships and if we pay atten...
من یک دختر نوجوان هستم. از زمانی که خیلی جوان بودم، هر از گاهی همان خواب را می‌بینم. مشکل این است که هیچ چیزی درباره این خواب به یاد ندارم. با این حال، می‌دانم که همان خواب است و بعد با panik بیدار می‌شوم و بدون اینکه دلیلش را بدانم، خیلی بلند گریه می‌کنم. چرا همین خواب را می‌بینم، چرا نمی‌توانم آن را به خاطر بیاورم و ...
هیچ فرمول علمی برای درک رویاها وجود ندارد که من از آن آگاه باشم، اما بسیاری از مردم از بررسی معنای رویاهای خود بسیار بهره‌مند می‌شوند. بسیاری بر این باورند که رویاهای ما دارای استعاره‌هایی هستند که الگوهای معناداری را در زندگی و روابط ما نمایان می‌کنند و اگر به آن‌ها توجه کنیم، می‌توانیم نکات مهمی درباره خود یاد بگیریم...
null
I’ve been with my boyfriend for a year and a half. He loves me a lot, and I love him. It hurts to be apart from him for so long. It hurts all over, and then I feel like it won't last.
I would suggest that you look up the word codependency and it's characteristics.  See if you relate to those characteristics.  I have a feeling  you have suffered some form of loss in your life that you have not dealt with properly.  For some reason you are depending on your boyfriend to fill that loss.  Considering wo...
من یک سال و نیم است که با دوست پسرم هستم. او خیلی مرا دوست دارد و من هم او را دوست دارم. دوری از او برای مدت طولانی خیلی اذیتم می‌کند. همه جا درد می‌کند و بعد احساس می‌کنم که این وضعیت دوام نخواهد داشت.
من پیشنهاد می‌کنم که به دنبال کلمه وابستگی مشترک و ویژگی‌های آن بگردید و ببینید که آیا با این ویژگی‌ها ارتباطی دارید یا نه. احساس می‌کنم که شما در زندگی‌تان نوعی فقدان را تجربه کرده‌اید که به‌طور مناسب به آن رسیدگی نکرده‌اید. به دلایلی، به دوست پسرتان وابسته هستید تا آن فقدان را پر کند. به شما توصیه می‌کنم با یک مشاور ...
null
I started seeing this guy that I met at a mutual friend’s place. He recently broke up with his ex-girlfriend and started seeing me. Everything was great in the beginning, then I started having low self-esteem thoughts and thinking he was hanging with his ex-girlfriend again. It’s all I think about. I am still seeing hi...
Sounds like you are struggling with your own negative thoughts.  As you stated, everything was great then you started having low self-esteem thoughts and thinking.  What is contributing to these negative thoughts?  His actions or your past experiences with unhealthy relationships would be my question..
من شروع به دیدن پسری کردم که در خانه یک دوست مشترک ملاقات کردم. او به تازگی از دوست دختر سابقش جدا شده بود و با من شروع به دیدن کرد. همه چیز در ابتدا عالی بود، اما بعد از مدتی دچار افکار کم‌اعتمادی شدم و نگران بودم که او دوباره با دوست دختر سابقش در ارتباط باشد. این تنها چیزی است که به آن فکر می‌کنم. هنوز هم با او هستم...
به نظر می‌رسد که شما با افکار منفی خود درگیر هستید. همان‌طور که اشاره کرده‌اید، همه‌چیز خوب بود، اما سپس شما شروع به داشتن افکار و نگرش‌های کم‌اعتماد به نفس کردید. چه عواملی به این افکار منفی دامن می‌زنند؟ آیا این رفتارهای اوست یا تجربیات گذشته شما با روابط ناسالم؟
null
I have not had a friend since I was 19. I don't go anywhere, and I have no job, all because I'm afraid of people.
Individual and/or group therapy can be a powerful antidote for social anxiety. Often in therapy, the things that tend to get in the way of our securing satisfying and lasting personal relationships will appear in some way in the therapy relationship and a competent therapist will be able to help you work through this a...
از ۱۹ سالگی هیچ دوستی نداشته‌ام، به هیچ جا نمی‌روم و شغلی ندارم، همه این‌ها به خاطر ترسم از مردم است.
درمان فردی و یا گروهی می‌تواند دارویی مؤثر برای اضطراب اجتماعی باشد. در طول درمان، مسائلی که مانع از برقراری روابط شخصی رضایت‌بخش و ماندگار می‌شوند، غالباً در رابطه درمانی نمایان می‌شوند و یک درمانگر باتجربه می‌تواند به شما کمک کند تا به شیوه‌ای حساس بر این اضطراب غلبه کنید و در نهایت شما را تشویق کند که به دنبال روابط...
null
I think I'm annoying and bothersome, but my girlfriend says I'm just fine. I don't think so, I think I'm stressing everyone else out
I think you have identified something important here. It's not unusual to experience feelings that don't seem to match up with what your rational mind recognizes. In this case, it sounds like a part of you recognizes that the people around you do not find you "annoying and bothersome." Despite knowing that people like ...
فکر می‌کنم آزاردهنده و رو مخ هستم، اما دوست دخترم می‌گوید که اوضاع خوب است. به این حرف‌ها ایمان ندارم، احساس می‌کنم که همه را تحت فشار قرار می‌دهم.
به نظر می‌رسد شما در اینجا به نکته مهمی اشاره کرده‌اید. غیرمعمول نیست که احساساتی را تجربه کنید که با آنچه ذهن منطقی شما تشخیص می‌دهد، همخوانی نداشته باشد. در این مورد، به نظر می‌رسد بخشی از شما می‌داند که اطرافیانتان شما را "عصبانی‌کننده و آزاردهنده" نمی‌دانند. با وجود اینکه می‌دانید مردم شما را دوست دارند، همچنان بخش...
null
I think I'm annoying and bothersome, but my girlfriend says I'm just fine. I don't think so, I think I'm stressing everyone else out
"Where you put your attention is where you will go". I forget who said this first, but it's very powerful. If all you think about and talk about is how annoying you think you might be, that will get annoying. Your intense self reflection is lovely; it will help you monitor yourself so that you're not affecting others n...
فکر می‌کنم آزاردهنده و مزاحم هستم، اما دوست‌دخترم می‌گوید که من مشکلی ندارم. من اینطور فکر نمی‌کنم و فکر می‌کنم همه را تحت فشار قرار می‌دهم.
"من فراموش کرده‌ام که این جمله را چه کسی اولین بار گفت، اما واقعاً قدرتمند است. اگر تمام افکار و صحبت‌هایتان حول این باشد که چقدر ممکن است آزاردهنده به نظر برسید، این احساس آزاردهنده خواهد شد. خوداندیشی عمیق شما زیباست؛ این به شما کمک می‌کند تا خود را زیر نظر داشته باشید و از تأثیر منفی بر دیگران جلوگیری کنید، اما زنگ ...
null
I think I'm annoying and bothersome, but my girlfriend says I'm just fine. I don't think so, I think I'm stressing everyone else out
I'm glad to hear you have friends and that your friends say they like you.Trust your own sense of who you are which tells you that something feels uneasy within yourself.Is the friend who says you're "just fine", very familiar with who you are?"Friend" is a broad category.She may not know you as fully as you know yours...
فکر می‌کنم که آزاردهنده و مزاحم هستم، اما دوست دخترم می‌گوید که من خوب هستم. من این طور فکر نمی‌کنم، احساس می‌کنم که به همه استرس وارد می‌کنم.
خوشحالم که می‌شنوم دوستانی دارید و آنها می‌گویند که شما را دوست دارند. به حس خودتان اعتماد کنید، چون به شما می‌گوید که چیزی در درونتان احساس ناراحتی می‌کند. آیا دوستی که می‌گوید شما «فقط خوبید» به خوبی با شما آشناست؟ واژه «دوست» معنای گسترده‌ای دارد. ممکن است او شما را به اندازه‌ای که خودتان را می‌شناسید، نشناسد. اساسا...
null
I think I'm annoying and bothersome, but my girlfriend says I'm just fine. I don't think so, I think I'm stressing everyone else out
Interesting:  How much of your issue is your own self-judging and how much of your perception is real?There are many ways to stop judging and self-judging using Cognitive Theory (CBT).  You could find a (CBT) counselor/ therapist to help you reduce your judgments.  In addition, I've written extensively about this in my...
فکر می‌کنم که من آزاردهنده و مزاحم هستم، اما دوست دخترم می‌گوید که من هیچ مشکلی ندارم. من اینطور فکر نمی‌کنم، به نظرم دارم همه را تحت فشار قرار می‌دهم.
متن اصلی: جالب است: چقدر از مشکلتان ناشی از قضاوت خودتان است و چقدر از ادراک شما واقعی است؟ راه‌های زیادی برای متوقف کردن قضاوت و خودقضاوتی با استفاده از نظریه شناختی (CBT) وجود دارد. می‌توانید یک مشاور یا درمانگر CBT پیدا کنید تا به شما در کاهش قضاوت‌هایتان کمک کند. علاوه بر این، من در کتابم، "زندگی بله، یک راهنمای ان...
null
I'm a little paranoid. My mind does get the best of me. One night, I put chairs under all of my door knobs because I thought someone might break in. I also think a lot, which is probably the reason for the paranoia. I can't stand loud noises, like the sound of cars going by. The grocery store is too noisy, and I feel l...
Paranoid people don't realize they are paranoid.  They believe their actions to be reasonable responses to potential threats.From what you write, you are aware that your actions may be understood as extreme.Instead of trying to fit your behavior into a negative psychological category, try seeing each of the behaviors y...
من کمی وسواس دارم. ذهنم گاهی بر من غلبه می‌کند. یک شب، صندلی‌ها را زیر تمام دستگیره‌های درهایم گذاشتم چون فکر می‌کردم کسی ممکن است به خانه‌ام وارد شود. همچنین خیلی فکر می‌کنم که احتمالاً دلیل این وسواس همین است. نمی‌توانم صداهای بلند مانند صدای ماشین‌ها را تحمل کنم. فروشگاه‌های مواد غذایی برایم خیلی شلوغ هستند و احساس ...
افراد پارانوئید متوجه نمی‌شوند که پارانوئید هستند. آن‌ها معتقدند که اقداماتشان پاسخ‌های معقولی به تهدیدات بالقوه است. از نوشته‌های شما چنین برمی‌آید که از این موضوع آگاه هستید که ممکن است اقدامات شما به‌عنوان افراطی درک شود. به جای تلاش برای قرار دادن رفتارتان در یک دسته منفی روان‌شناختی، سعی کنید هر یک از رفتارهایی را...
null
When I go to school, I feel like everyone is judging me, even my friends. I get overwhelmed which these thoughts and sometimes cannot get out of what I call a deep hole of thoughts. I barely go to any of our school dances because of all of the people. Not even when I am completely alone do these thoughts go away. I sti...
It sounds like a couple of things are going on here; you are noticing yourself feeling judged by the people around you and that you are avoiding social activities and in addition to this you have intrusive thoughts that you are being judged, even when alone. It sounds like these thoughts are pretty distressing and you ...
وقتی به مدرسه می‌روم، احساس می‌کنم همه، حتی دوستانم، در حال قضاوت در مورد من هستند. از این افکار غرق می‌شوم و گاهی اوقات نمی‌توانم از آنچه که به آن "سوراخ عمیق افکار" می‌گویم، بیرون بیایم. به سختی به هیچ‌یک از رقص‌های مدرسه می‌روم، به خاطر تعداد زیاد مردم. حتی وقتی کاملاً تنها هستم، این افکار از بین نمی‌روند. هنوز احسا...
به نظر می‌رسد که چند مسأله در حال وقوع است؛ شما متوجه می‌شوید که احساس قضاوت از سوی افراد اطراف خود می‌کنید و از فعالیت‌های اجتماعی اجتناب می‌کنید. علاوه بر این، افکار مزاحم دارید که حتی زمانی که تنها هستید نیز احساس می‌کنید قضاوت می‌شوید. به نظر می‌رسد این افکار برای شما بسیار آزاردهنده بوده و در پی یافتن پاسخ این سؤا...
null
Recently, I had a close call after delivering my second child (blood clot followed by internal bleeding and several blood transfusions). It was a close call. I am currently undergoing medical treatment because of the event, and I am constantly afraid the whole ordeal will happen again. I have never really had anxiety i...
Hi Meriden, it's natural that after a serious scare like that you would have some anxiety and fear. This fear is helpful to some extent, because it will assist you in taking care of yourself and not taking unnecessary risks with your health. You can say "thanks very much" to fear for trying to protect you, and then you...
اخیراً، بعد از زایمان فرزند دومم (لخته خون به دنبال خونریزی داخلی و چندین تزریق خون) ، با یک وضعیت جدی روبرو شدم. این واقعا نزدیک بود. من در حال حاضر به دلیل این حادثه تحت درمان پزشکی هستم و مدام نگرانم که این مشکل دوباره تکرار شود. من هرگز در گذشته اضطراب نداشته‌ام، اما حالا می‌بینم که این احساس هر روز و شب وجودم را ت...
سلام، مریدن، طبیعی است که بعد از یک شوک جدی مانند این، اندکی اضطراب و ترس داشته باشید. این ترس تا حدی مفید است، زیرا به شما کمک می‌کند از خودتان مراقبت کنید و از پذیرش خطرات غیرضروری برای سلامتی‌تان خودداری کنید. شما می‌توانید از ترس به خاطر تلاشش برای حفاظت از شما تشکر کنید و سپس اقداماتی برای کاهش آن انجام دهید. در ح...
null
I met a guy a while ago, and I can't stop thinking about him. I feel like I love him, but I don't think I know him. What if he is not who I think he is? I cry sometimes thinking someone is going to be with him or that he has a girlfriend. I don't know, am I too obsessive? Every time we talk though, it's like magic. He ...
Keller, it sounds like you're living this relationship in your mind, instead of in the real world. You can get answers to your questions by talking to him...getting to know him will answer all the curiosities you have. You're asking the questions in your head instead of being in the friendship. So what is it that gets ...
من مدتی پیش با یک مرد آشنا شدم و نمی‌توانم از فکر کردن به او دست بردارم. احساس می‌کنم دوستش دارم، اما فکر نمی‌کنم او را به خوبی بشناسم. اگر او کسی نباشد که فکر می‌کنم؟ گاهی اوقات با فکر اینکه کسی قرار است با او باشد یا اینکه او دوست دختر دارد، گریه می‌کنم. نمی‌دانم، آیا من خیلی وسواس دارم؟ اما هر بار که صحبت می‌کنیم، ه...
به نظر می‌رسد شما این رابطه را در ذهن خود به جای دنیای واقعی تجربه می‌کنید. می‌توانید با صحبت کردن با او به پرسش‌های خود پاسخ دهید... شناخت او به تمام کنجکاوی‌های شما پاسخ خواهد داد. شما در حال پرسیدن سوالات در ذهنتان هستید به جای اینکه در دوستی حضور داشته باشید. بنابراین، چه چیزی مانع از پرسیدن سوالات و شناختن او می‌ش...
null
I've been experiencing a lot of anxiety and panic attacks lately. I was recently diagnosed by my psychiatrist with obsessive-compulsive disorder. Lately, I've been questioning everything from my career to my relationship. My boyfriend and I just moved in a few months ago. All of a sudden, I don't feel as comfortable ar...
How is your boyfriend responding to your discomfort around him?Has he told you that he's noticed changes in you?The good news about a relationship is that you can talk about matters with the other person.  Doing so can only help clarify feelings and what either of you expect from the relationship.  Given that the two o...
من اخیراً دچار اضطراب و حملات پانیک شده‌ام. به تازگی توسط روانپزشکم با اختلال وسواس‌فکری-عملی تشخیص داده شدم. در این مدت، همه چیز را از شغلم تا رابطه‌ام زیر سوال می‌برم. من و دوستم چند ماه پیش به تازگی با هم زندگی کردیم. به طور ناگهانی، دیگر همانند گذشته در کنار او احساس راحتی نمی‌کنم، هرچند که نمی‌توانم دلیلی برای این...
او آیا به شما گفته است که تغییراتی را در شما مشاهده کرده است؟ خبر خوب در مورد یک رابطه این است که می‌توانید در مورد مسائل با یکدیگر صحبت کنید. این کار تنها می‌تواند به روشن شدن احساسات و انتظارات هر یک از شما از رابطه کمک کند. با توجه به اینکه شما دو نفر به تازگی با هم زندگی می‌کنید، طبیعی است که دینامیک‌ها، احساسات و ...