Unnamed: 0 float64 | Patient stringlengths 1 2.7k ⌀ | Therapist stringlengths 1 32.7k ⌀ | Translated Patient stringlengths 1 2.63k ⌀ | Translated Therapist stringlengths 3 7.25k |
|---|---|---|---|---|
null | I have a fear of something and I want to face that fear to overcome it, but I don't know how. What can I do? | Your fear may have deeper roots within your sense of who you are, than you realize. Fears are sometimes irrational so that logic doesn't get rid of them.Think about whether you felt secure and confident as a child. Also, did any major bad events happen to you with other people or situations when you were growing up?... | من از چیزی می ترسم و میخواهم با آن ترس مواجه شوم تا بر آن غلبه کنم، اما نمیدانم چگونه. چه کار میتوانم بکنم؟ | ترس شما ممکن است ریشههای عمیقتری در درک شما از هویتتان داشته باشد، بیش از آنچه که تصور میکنید. ترسها گاهی غیرمنطقی هستند و منطق نمیتواند آنها را از بین ببرد. به این فکر کنید که آیا در کودکی احساس امنیت و اعتماد به نفس داشتهاید یا خیر. همچنین، آیا در دوران رشدتان، رویدادهای بد بزرگی با دیگران یا در موقعیتهای مخ... |
null | I have a friend that who I used to be in a relationship with. It was brief and turned into us being just good friends.
I spent the weekend with him and it upset my boyfriend. Was i wrong? | While you can't be responsible for your boyfriend's feelings, relationships do come with expectations. Both people in a relationship bring their own expectations into it. These expectations are usually unspoken, but result in conflict as you are experiencing here! Your boyfriend expects you not to spend the weekend ... | من دوستی دارم که قبلاً با او در رابطه بودم. این رابطه کوتاه بود و بعداً تبدیل به دوستان خوبی شد.
من آخر هفته را با او گذراندم و این باعث ناراحتی دوستپسرم شد. آیا اشتباه کردم؟ | در حالی که نمیتوانید مسئولیت احساسات دوست پسرتان را بر عهده بگیرید، اما روابط همراه با انتظارات هستند. هر دو طرف در یک رابطه انتظارات خاص خود را به آن وارد میکنند. این انتظارات معمولاً ناگفته باقی میمانند، اما میتوانند به درگیریهایی که شما در حال حاضر تجربه میکنید، منجر شوند! دوست پسرتان از شما انتظار دارد که آخر... |
null | I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about? | Lots of people do cry in session, but your therapist won't be uneasy with this. Crying is a natural response and it also releases toxins, so some might say it's necessary! Remember that you can be in charge of what you talk about in your session and if there's something that feels too uncomfortable, just say, "I'm no... | من چند روز دیگر مشاوره/درمان را شروع میکنم (دارم دیوانه میشوم) اما ترس اصلی من این است که گریه کنم و خودم را embarrass کنم، آیا این موضوع نگرانکننده است؟ | بسیاری از افراد در جلسات درمانی گریه میکنند، اما درمانگر شما از این بابت ناراحت نخواهد شد. گریه یک واکنش طبیعی است و همچنین سموم را از بدن خارج میکند، بنابراین برخی ممکن است بگویند که این کار ضروری است! به یاد داشته باشید که شما میتوانید در مورد موضوعاتی که در جلسه میخواهید صحبت کنید، تصمیم بگیرید و اگر موضوعی وجود... |
null | I crossdress and like to be feminine but I am attracted to women, but yet that seems to bother girls I date or ask out.
How can I approach them about it? should I hold back and keep it a secret, or should I just be up-front about it. I wonder if i should stop or if I should continue to do it since it makes me happy.... | While this might not be the first thing you want to discuss when you meet someone, it is important for you to be yourself. It's better to weed out 10 people who can't accept you to find that one who can. | من لباس زنانه میپوشم و دوست دارم زنانه به نظر بیایم، اما به زنان جذب میشوم و به نظر میرسد این موضوع برای دخترانی که با آنها قرار ملاقات میگذارم یا از آنها خواستگاری میکنم، مشکلساز است.
چگونه باید در مورد این موضوع با آنها صحبت کنم؟ آیا باید آن را پنهان کنم یا باید بهطور صریح از آن صحبت کنم؟ نمیدانم آیا باید ای... | در حالی که ممکن است این اولین موضوعی نباشد که بخواهید هنگام ملاقات با کسی مطرح کنید، اما مهم است که خودتان باشید. بهتر است ۱۰ نفر را که نمیتوانند شما را بپذیرند کنار بگذارید تا آن یک نفر را پیدا کنید که میتواند. |
null | My fiancé and I come from a strong Christian background but both went off the "straight and narrow" once before. He is having a hard time accepting my past, especially that I'm not a virgin. He has a hard time in general accepting himself and others.
His insecurities are hurting our relationship. How can I help him ... | You are right that his insecurities are at the root of the issue. You cannot change that for him. He will have to do the work to handle those emotions on his own. What you can do is reassure him in whatever ways possible, but always recognizing that you can't "fix" this for him. When I work with people who struggle... | من و نامزدم از یک پیشینه قوی مسیحی برخورداریم، اما هر دو قبلاً یک بار از "مسیر درست" منحرف شدهایم. او در پذیرش گذشتهام بهویژه اینکه دیگر باکره نیستم، مشکل دارد. او بهطور کلی در پذیرش خود و دیگران دچار مشکل است.
ناامنیهای او به رابطهمان آسیب میزند. چگونه میتوانم به او کمک کنم که گذشتهام را فراموش کند و تصمیم ... | شما درست میگویید که ناامنیهای او ریشهی این مشکل است. شما نمیتوانید این موضوع را برای او تغییر دهید. او باید به تنهایی روی این احساسات کار کند. کاری که میتوانید انجام دهید این است که به هر نحوی که ممکن است به او اطمینان بدهید، اما همیشه باید درک کنید که نمیتوانید این مشکل را برای او "حل" کنید. وقتی با افرادی کار م... |
null | I'm obsessing about a terrible breakup. Everything is a constant reminder. How do I move on? | Initially, everything is a reminder because there is a trace of that other person present in everything in your life. When we lose someone, we're saying goodbye to what we thought our future was going to be. Accepting that's changed and allowing ourselves to envision a new future is necessary to "move on". Start learn... | من درباره یک جدایی بسیار دردناک وسواس دارم. همه چیز یک یادآوری مداوم است. چگونه میتوانم به سمت جلو پیش بروم؟ | در ابتدا، همه چیز برای شما یادآور است زیرا ردی از آن شخص دیگر در تمام جنبههای زندگیتان وجود دارد. وقتی کسی را از دست میدهیم، در واقع با آنچه که فکر میکردیم آیندهمان خواهد بود خداحافظی میکنیم. پذیرش اینکه اوضاع تغییر کرده و اجازه دادن به خود برای تصور یک آینده جدید، برای "ادامه دادن" ضروری است. شروع به یادگیری یک ... |
null | I have PTSD. The side effects are really bad and have impacts on sex, anger and my relationships. I even lost my job month ago.
How can I get my life back? | It is brave of you to speak out, PTSD is not a joke and it can quickly take a toll on all aspect of life. Please, know that you are not alone and with the right help you can overcome these challenges. Living with PTSD can be very emotionally exhausting, but you can learn ways to cope with its challenges and find fulfil... | من دچار PTSD هستم. عوارض جانبی آن واقعاً شدید است و بر رابطه جنسی، خشم و روابط من تأثیر میگذارد. حتی یک ماه پیش کارم را از دست دادم.
چگونه میتوانم زندگیام را به حالت عادی برگردانم؟ | این شجاعت شماست که صریح صحبت میکنید؛ PTSD شوخی نیست و میتواند به سرعت روی تمام جنبههای زندگی تأثیر بگذارد. لطفاً بدانید که تنها نیستید و با کمک مناسب میتوانید بر این چالشها غلبه کنید. زندگی با PTSD میتواند از نظر عاطفی بسیار خستهکننده باشد، اما میتوانید راههایی برای مدیریت چالشهای آن بیاموزید و دوباره در زندگ... |
null | My daughter seemed to be developing at a normal rate until about the age of 10. She then started to act younger than she is.
Now she only wants to play with younger kids and she doesn't act her age. I don't know why this is happening. Is this normal? | This is certainly an important issue to look into, It is always helpful to speak with the child's pediatrician since they are most familiar with the child's developmental history. Also, children tend to regress behaviorally when facing events and interactions they feel to have no control over, this can be as simple as ... | به نظر میرسید دخترم تا حدود 10 سالگی با سرعت طبیعی در حال رشد بود. سپس او شروع به رفتار جوانتر از سنش کرد.
حالا او فقط میخواهد با بچههای کوچکتر بازی کند و به سن خودش رفتار نمیکند. نمیدانم چرا این اتفاق میافتد. آیا این طبیعی است؟ | این قطعاً موضوع مهمی است که باید به آن پرداخته شود. صحبت با پزشک اطفال همیشه مفید است زیرا آنها با تاریخچه رشد کودک آشنایی بیشتری دارند. همچنین، کودکان در مواجهه با رویدادها و تعاملاتی که احساس میکنند کنترلی بر آنها ندارند، ممکن است از نظر رفتاری پسرفت کنند؛ این وضعیت میتواند به سادگی ناشی از از دست دادن یک حیوان خ... |
null | I keep having these random thoughts that I don't want. Things like "you aren't worth anything." I know they're my own thoughts but it feels like someone else is saying it.
What is wrong with me, and how can I stop having these thoughts? | Talking to a licensed profession who can discuss this in greater depth can be best. As a general information, in short, I can say that our thoughts are greatly influenced by our early life experiences. Our thoughts are processed through schemes, these are mental images or templates by which we make meaning of the world... | من به این افکار تصادفی که نمیخواهم، دچار هستم. چیزهایی مانند "تو هیچ ارزشی نداری." میدانم که این افکار مال خودم هستند، اما حس میکنم که انگار شخص دیگری آنها را میگوید.
چه مشکلی برای من پیش آمده و چگونه میتوانم این افکار را متوقف کنم؟ | صحبت با یک حرفهای مجاز که میتواند در این زمینه عمیقتر بحث کند، بهترین گزینه است. به طور کلی میتوانم بگویم که افکار ما تا حد زیادی تحت تأثیر تجربیات اولیه زندگیمان قرار دارد. افکار ما از طریق چارچوبها پردازش میشوند؛ اینها تصاویر ذهنی یا الگوهایی هستند که به وسیله آنها دنیای اطرافمان را معنا میکنیم. در حالی که... |
null | I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job.
People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do? | Bravo, on your success in securing a job and also for being proactive with your need. Starting a new job can be scary and having to travel away from your home and family can make it even more anxiety provoking. Do allow yourself to be anxious about this new journey, we can be hard on ourselves, think if it was a friend... | من به تازگی شغلی را آغاز کردهام که نیازمند سفر به دور از خانه است. من و خانوادهام واقعاً به این شغل نیاز داریم.
مردم مدام به من میگویند که دچار "اضطراب" هستم و از این که در راه دچار حمله اضطراب شوم، وقیحاً میترسم. این برای من کاملاً جدید است. چه کاری میتوانم انجام دهم؟ | براوو، بابت موفقیتتان در به دست آوردن شغل و همچنین به دلیل تلاشهای فعالانهتان برای برآورده کردن نیازهایتان. شروع یک شغل جدید میتواند ترسناک باشد و سفر به دور از خانه و خانواده این احساس اضطراب را تشدید میکند. به خودتان اجازه دهید تا در مورد این سفر جدید احساس اضطراب کنید؛ ما گاهی اوقات نسبت به خودمان سختگیری میکن... |
null | How does a person start the counseling process? | First, identify the areas that you need help with. What are the issues that are most troubling you? Are these situations creating an impact on your daily routine?Second, do some research as to the type of counselling service you are looking and that would best suit your needs. Are you looking for individual sesssions, ... | چگونه یک فرد فرآیند مشاوره را آغاز می کند؟ | ابتدا مناطقی را که به کمک نیاز دارید شناسایی کنید. چه مسائلی بیشتر شما را آزار میدهد؟ آیا این موقعیتها بر روال روزانه شما تأثیر میگذارند؟ دوم، در مورد نوع خدمات مشاورهای که به دنبال آن هستید و بهترین تطابق با نیازهای شما، تحقیق کنید. آیا به دنبال جلسات فردی، جلسات زوجین/خانوادگی، و غیره هستید؟ همچنین در مورد درمانگ... |
null | I love my girlfriend so much. I get an erection even just thinking about her or seeing her. But the two times we tried to have sex I couldn't get an erection. We've only had sex once and it was a long time ago.
Why this is happening and what can I do about it? | I'm sorry to hear of your problem.First step as always when a possible medical explanation exists, go for a urology check up to either your internist or a urologist.Once you know there is no medical reason which would prevent an erection, then we can consider the psychological and emotion based factors.Maybe you're ner... | من دوست دخترم را خیلی دوست دارم. فقط با فکر کردن به او یا دیدن اش نعوظ می کنم. اما در دو باری که سعی کردیم رابطه جنسی داشته باشیم، نتوانستم نعوظ داشته باشم. ما فقط یک بار رابطه جنسی داشتیم و آن هم مدت ها پیش بود.
چرا این اتفاق می افتد و چه کاری می توانم درباره اش انجام دهم؟ | متاسفم که از مشکل شما مطلع شدم. مرحله اول، همانطور که همیشه است، این است که به یک معاینه اورولوژی مراجعه کنید، چه به پزشک داخلی و چه به متخصص اورولوژی، زمانی که احتمال توضیح پزشکی وجود دارد. وقتی مطمئن شدید که هیچ دلیل پزشکی وجود ندارد که مانع نعوظ شود، آنگاه میتوانیم به عوامل روانشناختی و احساسی بپردازیم. شاید شما... |
null | I know I need to deal with my depression. But I don't know how and I don't want to tell anyone.
How can I deal with depression without telling anyone? | Love yourself more and treat yourself kindly, with empathy and compassion.Usually when people feel depressed they also feel lonely and isolated. Since at this time you wouldn't want to tell anyone about the way you feel, which includes the possibility that a few of the ones whom you tell would offer you emotional supp... | میدانم که باید با افسردگیام مواجه شوم. اما نمیدانم چگونه و نمیخواهم به کسی بگویم.
چگونه میتوانم بدون اینکه به کسی بگویم با افسردگی مقابله کنم؟ | خودتان را بیشتر دوست بدارید و با مهربانی، همدلی و شفقت با خود رفتار کنید. معمولاً زمانی که افراد احساس افسردگی میکنند، احساس تنهایی و انزوا نیز دارند. از آنجا که در این زمان نمیخواهید درباره احساساتتان به کسی بگویید—که شامل این احتمال میشود که برخی از آنها میتوانند از شما حمایت عاطفی کنند—این حمایت را به خودتان ب... |
null | My girlfriend just quit drinking and she became really depressed. She told me that she wants to move. What can I do to help her? I want her to stay. | People often have very different values and opinions when they are drinking excessively and when they stop drinking so much.Did the two of you share drinking as an activity? If yes, then did you stop drinking too?Often when partners meet each other as drinking buddies when one gets sober, the relationship ends. Once ... | دوست دختر من به تازگی نوشیدن مشروبات الکلی را ترک کرده و واقعاً افسرده شده است. او به من گفت که میخواهد نقل مکان کند. برای کمک به او چه کاری میتوانم انجام دهم؟ میخواهم او بماند. | مردم هنگام مصرف بیش از حد مشروبات الکلی و زمانی که مصرف الکل را کاهش میدهند، اغلب ارزشها و دیدگاههای بسیار متفاوتی دارند. آیا شما نیز نوشیدن را به عنوان یک فعالیت مشترک تجربه کردید؟ اگر جواب مثبت است، آیا شما هم تصمیم به ترک نوشیدن گرفتید؟ معمولاً زمانی که شرکای زندگی یکدیگر را به عنوان دوستان مینوشند و یکی از آنه... |
null | I am in my early 20s and I still live with my parents because I can't afford to live alone.
My mother says that if I live under her roof I have to follow her rules. She is trying to control my life. What should I do? | Hello. Even though legally you are an adult, it is a matter of courtesy to respect the homes of your parents. As long as you live there, you should be considerate of their needs. At the same time, there should be conversation about what each of you considers appropriate as it pertains to communication between a parent ... | من در اوایل بیست سالگی هستم و هنوز با پدر و مادرم زندگی میکنم زیرا توانایی زندگی تنها را ندارم.
مادرم میگوید که اگر زیر سقف او زندگی میکنم، باید قوانین او را رعایت کنم. او سعی میکند بر زندگی من کنترل داشته باشد. چه کاری باید انجام دهم؟ | سلام. حتی اگر از نظر قانونی شما یک بزرگسال هستید، از نظر ادب احترام گذاشتن به خانه والدینتان مهم است. تا زمانی که در آنجا زندگی میکنید، باید به نیازهای آنها توجه کنید. در عین حال، لازم است درباره آنچه هر یک از شما به عنوان ارتباط مناسب میان والدین و بزرگسالان در نظر میگیرید (اگرچه هنوز فرزند او هستید) گفتوگو کنید. ا... |
null | Our relationship ended about 7 years ago, but don't know how to let go. How can I get over that person and move on? | What you're most likely trying to get over is to be attracted to the qualities which you felt attracted to in the person.The problem isn't releasing yourself from the person, per se. Letting go of a person means separating yourself from the qualities in a partner which you value.Two possibilities exist.Either you con... | رابطه ما حدود 7 سال پیش به پایان رسید، اما نمیدانم چطور میتوانم رها کنم. چگونه میتوانم بر آن شخص غلبه کنم و به سمت جلو حرکت کنم؟ | چیزی که شما به احتمال زیاد سعی میکنید بر آن غلبه کنید، جذابیت ویژگیهایی است که در شخص مورد علاقهتان احساس میکردید. مشکل در واقع رها کردن خود از آن شخص نیست. رها کردن یک فرد به معنای جدا کردن خود از ویژگیهایی است که در شریک زندگیتان برای شما ارزشمند بودهاند. دو احتمال وجود دارد: یا هنوز به شدت احساس میکنید که وی... |
null | My husband and I had our first threesome recently. Everyone was drinking and he was on her more then me.
He and I talked about it afterwards and it made me feel better, and now I'm craving more of it. But before it gets close to happening I get this empty feeling. Why am I feeling this way? | Because the acrobatics and excitement of sex has nothing to do with the meaning of deeper emotional attachment to another person with whom we are in a relationship.Try to distinguish between your feelings of excitement from the novel sexual arrangement and what you feel is necessary in order to feel emotionally close a... | من و شوهرم اخیراً اولین تجربۀ سۀ نفریامان را داشتیم. همه مشروب مینوشیدند و او بیشتر از من به او نزدیک بود.
ما بعداً در مورد آن صحبت کردیم و این باعث شد احساس بهتری پیدا کنم و حالا بیشتر به آن تمایل دارم. اما قبل از اینکه نزدیک به وقوع آن شود، احساس خالی بودن میکنم. چرا اینطور احساس میکنم؟ | از آنجا که حرکات آکروباتیک و هیجان جنسی هیچ ارتباطی با معنای وابستگی عاطفی عمیقتری که به شخص دیگری که در رابطه هستیم ندارد، سعی کنید بین احساسات هیجانی خود از یک رابطه جنسی جدید و آنچه برای احساس نزدیکتر و وابستهتر شدن به همسرتان ضروری میدانید، تمایز قائل شوید. |
null | I have PTSD. The side effects are really bad and have impacts on sex, anger and my relationships. I even lost my job month ago.
How can I get my life back? | Slowly is the rate at which you'll get back your life.Being traumatized means not feeling safe in almost all areas of life.Be patient with yourself as you try to regain trust that people will not harm you and will be sources of satisfaction in your life.It is possible that the trauma in your life requires such great at... | من دچار PTSD هستم. عوارض جانبی آن واقعاً شدید است و بر روابط جنسی، خشم و روابط اجتماعیام تأثیر میگذارد. حتی یک ماه پیش شغلم را از دست دادم.
چگونه میتوانم زندگیام را به حالت عادی برگردانم؟ | سرعتی که شما به زندگی خود بازمیگردید به آرامی افزایش مییابد. آسیبدیدگی به معنای نداشتن احساس امنیت در تقریباً همه جنبههای زندگی است. با خودتان صبور باشید و تلاش کنید دوباره به این اعتماد برسید که مردم به شما آسیبی نخواهند رساند و میتوانند منبع رضایت شما باشند. ممکن است آسیبدیدگی در زندگی شما به قدری نیازمند توجه ... |
null | After first meeting the client, what is the process that a counselor facilitates? | There are probably no two therapists alike because first and foremost we are human beings!And...our personalities may somewhat guide how we go about getting to know you, identifying what you would like to be different in your life and developing a plan to get where you would like to be. The very most important thing th... | پس از اولین ملاقات با مشتری، فرآیندی که مشاور به آن کمک میکند چیست؟ | احتمالاً هیچ دو درمانگری شبیه به هم وجود ندارد، زیرا اول و مهمتر از همه ما انسان هستیم! و... شخصیت ما ممکن است تا حدی راهنمایی کند که چگونه شما را بشناسیم، تشخیص دهیم که چه چیزهایی در زندگیتان میخواهید متفاوت باشد و برنامهای برای رسیدن به جایی که دوست دارید باشید، توسعه دهیم. مهمترین عاملی که نتیجه موفقیتآمیز را ت... |
null | I'm in my late teens and live with my dad. The only time I go out is for my college classes. Sometimes when I see my friends I want to talk with them, but sometimes I won't want to talk to them for days or even weeks.
Sometimes I feel i'm not worth knowing or i'm never going to do anything right.
Are they right, am... | If we were in my office together, I would offer that most likely you are feeling somewhat depressed. It's most important for me to impress that you "don't have to live like this..." Other helpful information: Have you experienced similar symptoms before? Anyone in your family been depressed before? Based on other p... | من در اواخر دوران نوجوانی هستم و با پدرم زندگی میکنم. تنها زمانی که بیرون میروم برای کلاسهای دانشگاهیام است. گاهی وقتی دوستانم را میبینم، دوست دارم با آنها صحبت کنم، اما گاهی اوقات هم برای روزها یا حتی هفتهها نمیخواهم با آنها صحبت کنم.
گاهی احساس میکنم ارزش دانستن را ندارم یا هرگز نمیتوانم چیزی را به درستی ان... | اگر با هم در دفتر من بودیم، احتمالاً احساس افسردگی میکنید. برای من بسیار مهم است که به شما یادآوری کنم که «نیازی نیست اینگونه زندگی کنید...» سایر اطلاعات مفید: آیا قبلاً علائم مشابهی را تجربه کردهاید؟ آیا کسی در خانوادهتان قبلاً دچار افسردگی شده است؟ بر اساس سایر نشانههای فیزیولوژیکی، مانند کیفیت خواب، اشتها، و ان... |
null | I know that I need to get past my feelings for this person I fell in love with, but t's so difficult to move on because he showed me feelings I've never felt before.
I feel like I don't want to be without my genuine love for him, but logically, I know I need to be without him. I can't discuss this with anybody in my... | There is no wrong or right way to define a relationship. I believe each relationship we are in is an opportunity to expand and to know self on a deeper level. We are conditioned to believe that we are not valued, or worth much without the confirmation of others and the world around us. Give yourself time and try to not... | میدانم که باید از احساساتم نسبت به کسی که عاشقش شدم بگذرم، اما ادامه دادن به آن بسیار دشوار است زیرا او احساساتی را به من نشان داد که هرگز قبل از این تجربه نکرده بودم.
احساس میکنم نمیخواهم بدون عشق واقعیام به او زندگی کنم، اما منطقی میدانم که باید از او دور باشم. نمیتوانم این موضوع را با هیچکس در زندگیام در م... | هیچ راه نادرست یا درستی برای تعریف یک رابطه وجود ندارد. من معتقدم هر رابطهای که در آن هستیم فرصتی است برای گسترش و شناخت عمیقتر خود. ما به این باور عادت کردهایم که بدون تأیید دیگران و دنیای اطرافمان ارزش زیادی نداریم. به خودتان زمان بدهید و سعی کنید به سوی کسانی نروید که سمی هستند و از درام زندگی دیگران لذت میبرند... |
null | I want to live with my mom. My dad gets angry and makes me feel like everything is my fault. I still talk to my mom although My dad tells me that I'm no allowed to. I'm scared I will make the wrong decision and that my dad will hate me.
How do I tell him that I want to live with my mom? | Yes, from what you wrote, your dad doesn't accept responsibility for the way he feels and blames you for his feelings.I'm glad you recognize he's handling himself less as a grown person and more like a young child.I also understand your hurt and frustration that your father handles himself in a way which shows for now ... | میخواهم با مادرم زندگی کنم. پدرم عصبانی میشود و به من احساس میدهد که همه چیز تقصیر من است. هنوز با مادرم صحبت میکنم، هرچند پدرم میگوید که این کار ممنوع است. از اینکه نگران تصمیم اشتباهی هستم و ممکن است پدرم از من متنفر شود، میترسم.
چگونه به او بگویم که میخواهم با مادرم زندگی کنم؟ | بله، با توجه به آنچه نوشتید، پدرتان مسئولیت احساساتش را نمیپذیرد و شما را به خاطر آنها سرزنش میکند. خوشحالم که متوجه شدید او بهجای یک بزرگسال، بیشتر شبیه یک کودک خردسال رفتار میکند. من همچنین ناراحتی و ناامیدی شما را در مواجهه با رفتار پدرتان احساس میکنم که نشان میدهد فعلاً تمایلی به احترام گذاشتن به خواستههای ... |
null | We rent from from my boyfriend's parents. His father drops by unannounced and stays for long periods of time. He lets himself into our home when we aren't there on a daily basis and takes our dogs to his house. He picks up our mail. He has NO boundaries.
He's an opinionated, rude pushy person. He expects to spend eve... | You're expecting reasonable behaviors from your boyfriend's father.Since the father is his, your boyfriend is the person in position to speak directly with his dad about the expectations you and he have of the father.If your boyfriend has a good relationship w his dad, which is not what this sounds like, then great!If ... | ما از پدر و مادر دوست پسرم اجاره میکنیم. پدرش بدون اطلاع قبلی به خانه ما میآید و برای مدت طولانی میماند. او در غیاب ما به خانهمان میآید و سگهای ما را به خانهاش میبرد. او نامههای ما را هم برمیدارد. او هیچ حد و مرزی نمیشناسد.
او فردی پرخاشگر و بیادب است. او انتظار دارد هر آخر هفته در کنار ما باشد، مشاورههای... | شما از پدر دوست پسرتان انتظار رفتارهای معقول دارید. از آنجایی که پدر اوست، دوست پسرتان در موقعیتی است که میتواند مستقیماً با پدرش درباره انتظاراتی که شما و او از وی دارید صحبت کند. اگر دوست پسرتان رابطه خوبی با پدرش دارد، که به نظر نمیرسد، بسیار خوب است! اما اگر رابطهاش با پدرش پرتنش و دشوار است، او باید به نحوی رشد... |
null | My dad makes me feel like shit and like I'm worthless. He calls me names and makes me feel depressed. I want to move out because I swear if I stay here, I'm going to lose it. What can I do? | If you're actually able to afford to move out and support your own life, then this is a reasonable choice.If you're not in such a position and must continue for a while to live w your dad, then emotionally protect yourself from him.Doing so is much more difficult than maybe it sounds.Do you have privacy in your house a... | پدرم باعث میشود احساس بیارزشی کنم. او مرا با القاب توهینآمیز صدا میزند و باعث میشود احساس افسردگی کنم. میخواهم نقل مکان کنم، زیرا قسم میخورم اگر اینجا بمانم، روحم را از دست میدهم. چه کار میتوانم انجام دهم؟ | اگر واقعاً میتوانید هزینههای زندگی خود را تأمین کنید، پس این یک انتخاب معقول است. اما اگر در چنین وضعیتی نیستید و باید برای مدتی با پدرتان زندگی کنید، باید از نظر احساسی خود را محافظت کنید. انجام این کار شاید بهنظر ساده بیاید، اما بسیار دشوار است. آیا در خانه خود حریم خصوصی دارید و میتوانید زمان بیشتری را در فضای ا... |
null | I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job.
People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do? | Anxiety or panic attacks can be very frightening. Here are a few "tools" you can use that will help in the short term: Keeping your mind occupied by listening to books on tape may help; Counting backwards from 100 in 7's; Naming cities that begin with each letter of the alphabet; Keeping some ice or an ice pack in a... | من به تازگی شغلی را قبول کردهام که باید به دور از خانه سفر کنم. من و خانوادهام واقعاً به این شغل نیاز داریم.
مردم مدام به من میگویند که "اضطراب" دارم و از حمله اضطرابی در حین سفر میترسم. این وضعیت برای من کاملاً جدید است. چه چیزی میتوانم انجام دهم؟ | اضطراب یا حملات پانیک میتواند بسیار ترسناک باشد. در اینجا چند "ابزار" وجود دارد که میتوانید از آنها استفاده کنید و در کوتاهمدت به شما کمک میکند: مشغول نگهداشتن ذهنتان با گوش دادن به کتابهای صوتی ممکن است مفید باشد؛ شمارش معکوس از ۱۰۰ به ۷؛ نامگذاری شهرهایی که با هر حرف الفبا شروع میشوند؛ نگهداشتن مقداری یخ یا ... |
null | How does a person start the counseling process? | Most counselors are very approachable and many offer a 15 minute chat by phone to allow you to talk about your issue, and to get a feel for the counselor. If you like what you hear by phone, the next step is to set up a face-to-face meeting. Studies show that the most important element in effective therapy is that you... | چگونه یک فرد می تواند فرآیند مشاوره را آغاز کند؟ | اکثر مشاوران بسیار در دسترس هستند و بسیاری از آنها یک گفتگوی 15 دقیقهای تلفنی را ارائه میدهند تا به شما اجازه دهند درباره مشکل خود صحبت کرده و با مشاور آشنا شوید. اگر از آنچه که در این تماس تلفنی میشنوید راضی هستید، مرحله بعدی تعیین یک جلسه حضوری است. مطالعات نشان میدهند که مهمترین عامل در درمان مؤثر این است که شما... |
null | I keep having these random thoughts that I don't want. Things like "you aren't worth anything." I know they're my own thoughts but it feels like someone else is saying it.
What is wrong with me, and how can I stop having these thoughts? | Many people have thoughts like those you describe, and often it feels like someone else is saying it because they are things that may have been said to you when you were very young. When young children hear negative things about themselves they tend to internalize these negative ideas and to form negative core beliefs... | من مداوم به این افکار تصادفی که نمیخواهم فکر میکنم. چیزهایی مثل "تو هیچ ارزشی نداری." میدانم که این افکار خودم هستند، اما احساس میکنم کسی دیگری آنها را میگوید.
چه مشکلی برایم پیش آمده و چگونه میتوانم این افکار را متوقف کنم؟ | بسیاری از مردم افکاری مشابه آنچه شما توصیف میکنید دارند و اغلب احساس میشود که شخص دیگری آن را بیان میکند، زیرا این موارد ممکن است زمانی به شما گفته شده باشد که بسیار جوان بودید. زمانی که کودکان خردسال چیزهای منفی درباره خود میشنوند، تمایل دارند این ایدههای منفی را درونیسازی کنند و باورهای اصلی منفی را شکل دهند. خ... |
null | I'm planning to have baby, so I have to quit smoking - but it's hard. Sometimes it's not a physical need, it's mental.
I cannot help myself from thinking about smoking. What can I do to get rid of this addiction? | Breaking any habit is no easy feat. Cutting down or cutting out cigarettes is very challenging, and there aren't any one size fits all solutions. Fortunately, there are a lot of tricks and tools that you can use to stop smoking. 1. Many habits that we have are paired habits. If we do one thing, then we will do the ... | من قصد دارم بچهدار شوم، بنابراین باید سیگار را ترک کنم - اما این کار سخت است. گاهی اوقات این نیاز فیزیکی نیست، بلکه یک نیاز ذهنی است.
نمیتوانم از فکر کردن به سیگار خود را کنار بگذارم. چه کاری میتوانم برای رهایی از این اعتیاد انجام دهم؟ | ترک هر عادتی کار سادهای نیست. قطع یا کاهش مصرف سیگار بسیار چالشبرانگیز است و هیچ راهحلی برای همه وجود ندارد. خوشبختانه، ترفندها و ابزارهای زیادی وجود دارند که میتوانید برای ترک سیگار از آنها استفاده کنید.
1. بسیاری از عادتهایی که داریم، عادتهای وابسته هستند. اگر یک کار را انجام دهیم، احتمالاً کار دیگر را نیز ا... |
null | I am in a high stress position for a tech company. I am being overworked and underpaid for my contributions and it is not only giving me anxiety, but also demoralizing.
What can I do to manage my stress? | Being in this position is tough. If seeking another career opportunity isn't viable, there are a couple of things you can do to manage stress on the job. 1. Have a ritual to begin the day: Consider setting a one sentence intention and plan tasks for the day2. Take the breaks you are offered. I know it can be difficul... | من در یک موقعیت پر استرس در یک شرکت فناوری هستم. برای مشارکتهایم بیش از حد کار میکنم و دستمزد کمتری دریافت میکنم و این نه تنها برایم اضطراب ایجاد کرده، بلکه روحیهام را نیز تضعیف کرده است.
برای مدیریت استرسم چه کار میتوانم بکنم؟ | قرار گرفتن در این موقعیت دشوار است. اگر جستجوی فرصت شغلی دیگر امکانپذیر نیست، چند کار وجود دارد که میتوانید برای مدیریت استرس در محیط کار انجام دهید.
1. یک آیین برای آغاز روز داشته باشید: به تعیین یک هدف یکجملهای فکر کنید و وظایف روز را برنامهریزی کنید.
2. از استراحتهایی که به شما پیشنهاد میشود استفاده کنید.... |
null | I'm dealing with imposter syndrome in graduate school. I know that by all accounts I am a phenomenal graduate student, and that I am well-published. I am well liked by students and faculty alike. And yet I cannot shake the feeling that I'm going to be found out as a fraud.
How can I get over this feeling? | It sounds like you are on the right track. Recognizing these nagging thoughts of self- doubt as "imposter syndrome" is a huge step in the right direction. From what you have written here, it appears that you are able to challenge your own thoughts and provide yourself with evidence that counteracts the imposter syndro... | من در مقطع تحصیلات تکمیلی با سندرم ایمپوستر مواجه هستم. میدانم که از هر نظر یک دانشجوی فوقالعاده هستم و مقالات زیادی منتشر کردهام. همچنین بین دانشجویان و اساتید محبوب هستم. با این حال، نمیتوانم از این احساس رهایی یابم که ممکن است به عنوان یک کلاهبردار شناخته شوم.
چگونه میتوانم بر این احساس غلبه کنم؟ | به نظر میرسد که شما در مسیر درستی هستید. شناختن این افکار آزاردهنده شک به خود به عنوان "سندرم فریبکار" گام بزرگی در جهت درست است. از آنچه که در اینجا نوشتهاید، به نظر میرسد که میتوانید افکار خود را به چالش بکشید و شواهدی برای خود ارائه دهید که با سندرم فریبکار مقابله میکند. یادآوری مداوم دستاوردهای خود و توجه به ح... |
null | I just feel sad all the time and I don't like anyone in my family. I feel like they're trying to control me and won't let me grow. | Understandably the idea of someone who tries to control you, is good reason to feel sad.Your feelings sound like they are very strong and meaningful in your life.Keep in mind that your feelings about others has more to do with one's own self-view than with what the other person is actually doing.Unless the people in yo... | من همیشه احساس ناراحتی میکنم و هیچیک از اعضای خانوادهام را دوست ندارم. احساس میکنم آنها سعی دارند مرا کنترل کنند و نمیگذارند که رشد کنم. | قابل درک است که تصور کسی که سعی دارد شما را کنترل کند، دلیل خوبی برای احساس غم و اندوه است. به نظر میرسد احساسات شما در زندگیتان بسیار قوی و معنادار هستند. به خاطر داشته باشید که احساسات شما نسبت به دیگران بیشتر به نگرش خودتان مربوط میشود تا به رفتارهای واقعی آنها. مگر اینکه اعضای خانوادهتان واقعاً به طرق عملی، یا... |
null | I don't know how to tell someone how I feel about them. How can I get better at expressing how I feel? | "Practice makes perfect"!Simply by expressing yourself and listening to if others listen and understand you, then modifying your next try with whatever improvements you think of based on the impressions you feel others have of you, will progress your self-expression.Also, one way to lessen the tension before speaking t... | من نمیدانم چگونه احساساتم را نسبت به کسی بیان کنم. چگونه میتوانم در ابراز احساساتم بهتر عمل کنم؟ | "تمرین باعث عالی میشود"! تنها با بیان خود و گوش دادن به واکنشهای دیگران، و سپس اصلاح تلاش بعدیتان با هر بهبودی که بر اساس برداشتهایی که از دیگران دارید، میتوانید بیان خود را بهبود بخشید. همچنین یکی از راههای کاهش اضطراب قبل از صحبت با کسی این است که به او بگویید در مورد بهترین راه برای ابراز خود احساس تردید میکن... |
null | My mother is combative with me when I say I don't want to talk with her about my depression.
She hasn't been supportive of me in the past and she isn't someone that I feel comfortable opening up to. She constantly tries to instigate conversations where she asks me questions that I don't want to or can't answer. I te... | Your situation sounds extremely frustrating.You're doing the right move to state you don't want to discuss your depression with her.I guess you could ask if she would like to know your reason to not speak w her about your depression. If you feel she can handle a reasonable conversation, and you would like to tell her ... | مادرم وقتی میگویم نمیخواهم درباره افسردگیام با او صحبت کنم، با من مقابله میکند.
او در گذشته از من حمایت نکرده و من احساس راحتی برای باز کردن حرفهایم با او ندارم. او دائماً سعی میکند مکالماتی را آغاز کند و سؤالاتی از من میپرسد که نه میخواهم و نه میتوانم به آنها پاسخ دهم. به او میگویم که نمیخواهم صحبت کنم و... | وضعیت شما بسیار ناامیدکننده به نظر میرسد. شما در حال انجام اقدام درست برای بیان این موضوع هستید که نمیخواهید در مورد افسردگیتان با او صحبت کنید. احتمالاً میتوانید از او بپرسید که آیا تمایل دارد دلیل شما برای صحبت نکردن درباره افسردگیتان را بداند. اگر احساس میکنید او میتواند یک مکالمه منطقی را مدیریت کند و مایلید... |
null | I am in my early 20s and I still live with my parents because I can't afford to live alone.
My mother says that if I live under her roof I have to follow her rules. She is trying to control my life. What should I do? | Hi! I'm sorry you are having such a tough time with this situation. I have worked with a number of young adults in their 20's who have had to move back home after college , or even stay at home through the college years. Bottom line is that either way , it is so difficult when you are trying to discover who you are... | من در اوایل بیست سالگی هستم و هنوز با والدینم زندگی میکنم زیرا نمیتوانم به تنهایی زندگی کنم.
مادرم میگوید که اگر زیر سقف او زندگی میکنم، باید از قوانین او پیروی کنم. او سعی دارد زندگیام را کنترل کند. چه کار باید بکنم؟ | سلام! متاسفم که با این وضعیت سخت رو به رو هستید. من با تعداد زیادی از جوانان 20 ساله کار کردهام که مجبور شدهاند پس از دانشگاه به خانه برگردند یا حتی در طول دوران دانشگاه در خانه بمانند. در هر صورت، زمانی که در حال شناختن خود و تعیین مسیر زندگیتان هستید، بسیار دشوار است که در خانه زندگی کنید. حتی شنیدهام که بزرگترها... |
null | My daughter seemed to be developing at a normal rate until about the age of 10. She then started to act younger than she is.
Now she only wants to play with younger kids and she doesn't act her age. I don't know why this is happening. Is this normal? | Hello.It sounds like you are really concerned about your daughter because you have noticed a significant change in her behavior . It's really a great first step that you are reaching out to get some ideas about what might be going on . You are clearly an observant and hands on mom who wants to be sure that her daug... | به نظر میرسید دخترم تا حدود 10 سالگی با سرعت طبیعی در حال رشد بود. اما سپس او شروع به رفتار جوانتر از سنش کرد.
اکنون تنها میخواهد با بچههای کوچکتر بازی کند و مطابق سن خودش عمل نمیکند. نمیدانم چرا این اتفاق میافتد. آیا این موضوع طبیعی است؟ | سلام، به نظر میرسد که شما واقعا نگران دخترتان هستید زیرا تغییر قابل توجهی در رفتار او مشاهده کردهاید. این واقعا یک قدم عالی است که به دنبال ایدههایی برای درک وضعیت او هستید. شما به وضوح مادری نگران و مراقب هستید که میخواهد مطمئن شود دخترش خوب است. پاسخ به این سؤال بدون اطلاعات بیشتر دشوار است. با این حال، دریافتها... |
null | After first meeting the client, what is the process that a counselor facilitates? | Hi. This is an excellent question ! I think that the answer probably varies depending upon the particular therapist . In my work with people , once we have met and I have gotten an idea of the person'a concerns and the issues they want help with , I spend the next few sessions gathering as much history and as much ... | پس از اولین ملاقات با مشتری، فرآیندهایی که مشاور به آنها رسیدگی میکند چیست؟ | سلام. این سوال بسیار خوبی است! فکر میکنم پاسخ احتمالاً بسته به درمانگر خاص متفاوت باشد. در کارم با افراد، پس از ملاقات و دریافت درکی از نگرانیها و مسائلی که آنها به دنبال کمک در موردشان هستند، چند جلسهی بعدی را صرف جمعآوری تاریخچه و اطلاعات بیشتر در مورد نگرانیهای فعلی مشتری میکنم تا ایدههایی درباره علل احتمالی ... |
null | I start counseling/therapy in a few days (I'm freaking out) but my main fear is that I'll cry and embarrass myself, is it something to worry about? | Hi there ! As someone who has practiced as a clinical psychologist for 25 years , I would say that crying is NOTHING TO WORRY ABOUT AT ALL ! Almost every single person I have worked with has cried at one point or another. Starting therapy takes a lot of courage; when you work with a therapist ,once you feel safe , y... | من چند روز دیگر مشاوره/درمان را شروع میکنم (حالم خیلی بد است) اما ترس اصلی من این است که گریه کنم و خودم را خجالت بکشیم. آیا باید نگران این موضوع باشم؟ | سلام! به عنوان کسی که 25 سال به عنوان روانشناس بالینی فعالیت کردهام، میخواهم بگویم که گریه اصلاً جای نگرانی ندارد! تقریباً تمام مراجعانی که با آنها کار کردهام یک بار یا بیشتر گریه کردهاند. شروع درمان به جرأت زیادی نیاز دارد؛ وقتی با یک درمانگر کار میکنید و احساس امنیت کردید، درباره مسائل بسیار خصوصی و احساسی صحبت... |
null | My ex-wife married and used me to have a child. She now uses that child as a pawn. I know my child misses me, but I need to move on and not live in the past. How do I do this? Do I see my child as much as possible or very little? Is it more confusing for the child? | The thing that confuses a child the most is for a parent to come and go from their life. Children have a way of making things their fault, even when they have done nothing wrong. Because of this, when parents cut off contact, the child thinks it's their fault. As hard as that already is for a child, it is even worse wh... | همسر سابقم ازدواج کرد و از من برای داشتن فرزند استفاده کرد. او اکنون از آن کودک به عنوان ابزاری استفاده میکند. میدانم که فرزندم دلتنگ من است، اما باید ادامه دهم و در گذشته زندگی نکنم. چگونه میتوانم این کار را انجام دهم؟ آیا باید فرزندم را تا حد امکان ببینم یا خیلی کم؟ آیا این برای او گیج کنندهتر است؟ | چیزی که بیش از همه کودک را گیج میکند، آمد و رفت پدر و مادر از زندگیاش است. کودکان معمولاً همه چیز را به گردن خود میاندازند، حتی زمانی که هیچ تقصیری ندارند. به همین دلیل، وقتی والدین ارتباط خود را قطع میکنند، کودک فکر میکند که تقصیر اوست. به همان اندازه که این موضوع برای یک کودک دشوار است، بدتر میشود وقتی که والدی... |
null | My grandson's step-mother sends him to school with a pink Barbie backpack as a form of punishment. | Absolutely not! It is never in a child's best interest to use humiliation as punishment. This can lead to issues in the relationship between parent and child as well as the child's social relationships. Kids have a hard enough time. To then go and cause them embarrassment is unconscionable. The entire job of a parent i... | نامادری نوهام او را با یک کولهپشتی صورتی باربی به مدرسه میفرستد تا تنبیهش کند. | مطلقاً نه! استفاده از تحقیر به عنوان تنبیه هرگز به نفع کودک نیست. این امر میتواند به مشکلاتی در روابط بین والدین و فرزند و همچنین روابط اجتماعی کودک منجر شود. بچهها به اندازه کافی با چالشها مواجهاند. بنابراین ایجاد شرمساری برای آنها غیرقابل قبول است. وظیفه اصلی والدین آمادهسازی فرزندشان برای تبدیل شدن به یک بزرگسا... |
null | My boyfriend is in recovery from drug addiction. We recently got into a fight and he has become very distant. I don't know what to do to fix the relationship. | I'm sorry you have tension between you and your bf.A relationship means two people who relate, right?! If only one person does all the work to change their approach, what they expect, what they offer the other, then this becomes the new problem to solve.If you've already done a significant amount of reflection and ch... | دوستپسرم در حال بهبودی از اعتیاد به مواد مخدر است. ما اخیراً با هم مشاجره کردیم و او بسیار با من فاصله گرفته است. نمیدانم برای بهبود رابطه چه کار کنم. | متاسفم که بین شما و دوست پسرتان تنش وجود دارد. رابطه یعنی دو نفر که با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند، درست است؟! اگر تنها یک نفر تمام تلاشها را برای تغییر رویکردش، انتظاراتش و آنچه که به طرف مقابل ارائه میدهد انجام دهد، این یک مشکل جدید برای حل میشود. اگر شما قبلاً مقدار قابل توجهی تأمل و تغییر در نحوه ارتباطتان با ا... |
null | The birth mother attempted suicide several times while pregnant. The adopted mother was terminally ill upon adopting the baby and died when the child was just over one year old. The adopted father then remarried to a physically, psychologically, and emotionally abusive woman. The child was placed in foster care at 1... | The true answer is, "no one can really say with certainty".The variables are the way this child absorbs and adjusts to these significant changes in their life. All anyone can do is guess at this point and there's no good reason to guess.The only general certainty is that the adult whom this child becomes will have had... | مادر بیولوژیکی در دوران بارداری چندین بار اقدام به خودکشی کرد. مادرخوانده به محض پذیرش نوزاد به بیماری لاعلاجی مبتلا شد و زمانی که کودک کمی بیش از یک سال داشت فوت کرد. پدرخوانده نیز سپس با زنی آزاردهنده از نظر جسمی، روانی و عاطفی ازدواج کرد. این کودک در 11 سالگی به خانهی شیرخوارگی سپرده شد.
چه تأثیرات بلندمدتی ممکن ... | پاسخ واقعی این است که "هیچ کس نمیتواند با قطعیت بگوید." متغیرها به نحوه جذب و سازگاری این کودک با تغییرات مهم در زندگیاش مربوط میشوند. در حال حاضر، تنها چیزی که هر کسی میتواند انجام دهد، حدس زدن است و هیچ دلیلی برای حدس زدن وجود ندارد. تنها اطمینان کلی این است که بزرگسالی که این کودک به آن تبدیل خواهد شد، با بزرگت... |
null | I think adult life is making him depressed and we often sleep in on weekends untill 1 or 2 pm. We just eat, smoke weed, watch movies, and he'll go on his phone all day. He doesn't seem motivated to do much and he's often angry.
I have no clue how to help him take his mind off the negative, or to distract him into a d... | How do you help yourself to believe you require more than what he offers to you?What do you get from this relationship which feels satisfying?To answer this question may in the longterm be the best way to help your bf. | فکر میکنم زندگی بزرگسالی او را دچار افسردگی کرده و ما اغلب آخر هفتهها تا ساعت 1 یا 2 بعد از ظهر میخوابیم. ما فقط غذا میخوریم، ماریجوانا مصرف میکنیم، فیلم میبینیم و او تمام روز را به کار با تلفنش مشغول است. او به نظر میرسد انگیزه زیادی برای انجام کارها ندارد و غالباً عصبی است.
هیچ ایدهای ندارم که چگونه میتوان... | چگونه به خود کمک میکنید تا باور کنید به چیزی بیشتر از آنچه او به شما ارائه میدهد نیاز دارید؟ از این رابطه که احساس رضایتبخشی به شما میدهد چه چیزی به دست میآورید؟ پاسخ به این سوال ممکن است در بلندمدت بهترین راه برای کمک به دوست پسرتان باشد. |
null | I just took a job that requires me to travel far away from home. My family and I really need this job.
People keep telling me I have "anxiety" and I'm terrified of having an anxiety attack on the road. This is all new to me. What can I do? | hmm this is a tough one! | من به تازگی شغلی را پیدا کردهام که نیاز به سفر به مکانهای دور از خانه دارد. من و خانوادهام واقعاً به این شغل نیاز داریم.
مردم مدام به من میگویند که من "اضطراب" دارم و من از احتمال بروز حمله اضطرابی در حین سفر نگرانم. این وضعیت برای من کاملاً جدید است. چه راهی وجود دارد که کمکم کند؟ | همم، این یکی دشواره! |
null | Hi | Hello there. Tell me how are you feeling today? | سلام. | سلام. به من بگو امروز چه احساسی داری؟ |
null | Hi | Hi there. What brings you here today? | سلام. | سلام. امروز چه چیزی تو رو به اینجا آورد؟ |
null | Hi | Hi there. How are you feeling today? | سلام. | سلام، امروز چه احساسی داری؟ |
null | Hi | Great to see you. How do you feel currently? | سلام. | از دیدنت خوشحالم، حالا چه حسی داری؟ |
null | Hi | Hello there. Glad to see you're back. What's going on in your world right now? | سلام. | سلام. خوشحالم که برگشتی. الان در دنیای تو چه خبر است؟ |
null | Hey | Hello there. Tell me how are you feeling today? | سلام! | سلام. به من بگو امروز چه احساسی داری؟ |
null | Hey | Hi there. What brings you here today? | سلام. | سلام. امروز چی تو رو به اینجا کشاند؟ |
null | Hey | Hi there. How are you feeling today? | سلام. | سلام، امروز حالت چطور است؟ |
null | Hey | Great to see you. How do you feel currently? | سلام. | از ديدنت خوشحالم، الان چه احساسی داری؟ |
null | Hey | Hello there. Glad to see you're back. What's going on in your world right now? | سلام. | سلام. خوشحالم که دوباره برگشتی. الان در دنیای تو چه میگذرد؟ |
null | Is anyone there? | Hello there. Tell me how are you feeling today? | کسی اونجا هست؟ | سلام. بگو امروز چه حسی داری؟ |
null | Is anyone there? | Hi there. What brings you here today? | کسی اونجا هست؟ | سلام. امروز چه چیزی تو را به اینجا آورده است؟ |
null | Is anyone there? | Hi there. How are you feeling today? | کسی اونجا هست؟ | سلام، امروز حس و حالت چطور است؟ |
null | Is anyone there? | Great to see you. How do you feel currently? | کسی اونجا هست؟ | خوشحالم که میبینمت. الان چه حسی داری؟ |
null | Is anyone there? | Hello there. Glad to see you're back. What's going on in your world right now? | کسی اونجا هست؟ | سلام. خوشحالم که دوباره برگشتی. الان در دنیای تو چه میگذرد؟ |
null | Hi there | Hello there. Tell me how are you feeling today? | سلام! | سلام. به من بگو امروز چه احساسی داری؟ |
null | Hi there | Hi there. What brings you here today? | سلام عليكم | سلام. امروز چه چیزی تو را به اینجا آورده؟ |
null | Hi there | Hi there. How are you feeling today? | سلام! | سلام. امروز حالت چطور است؟ |
null | Hi there | Great to see you. How do you feel currently? | سلام. | از دیدنت خوشحالم، الان چه احساسی داری؟ |
null | Hi there | Hello there. Glad to see you're back. What's going on in your world right now? | سلام! | سلام. خوشحالم که دوباره برگشتی. الان تو دنیای خودت چه خبره؟ |
null | Hello | Hello there. Tell me how are you feeling today? | سلام. | سلام. بهم بگو امروز چه حسی داری؟ |
null | Hello | Hi there. What brings you here today? | سلام. | سلام. امروز چه چیزی تو را به اینجا آورده؟ |
null | Hello | Hi there. How are you feeling today? | سلام. | سلام، امروز چطور حس میکنی؟ |
null | Hello | Great to see you. How do you feel currently? | سلام. | از دیدنت خوشحالم، حالا چه حسی داری؟ |
null | Hello | Hello there. Glad to see you're back. What's going on in your world right now? | سلام. | سلام. خوشحالم که دوباره برگشتی. الان در دنیای تو چه خبر است؟ |
null | Hey there | Hello there. Tell me how are you feeling today? | سلام! | سلام. به من بگو امروز چطور حس میکنی؟ |
null | Hey there | Hi there. What brings you here today? | سلام! | سلام. امروز چه چیزی تو را به اینجا آورد؟ |
null | Hey there | Hi there. How are you feeling today? | سلام! | سلام، امروز حالتان چطور است؟ |
null | Hey there | Great to see you. How do you feel currently? | سلام! | از دیدنت خوشحالم، الان چه احساسی داری؟ |
null | Hey there | Hello there. Glad to see you're back. What's going on in your world right now? | سلام! | سلام. خوشحالم که برگشتی. الان در دنیای تو چه خبر است؟ |
null | Howdy | Hello there. Tell me how are you feeling today? | مرحبًا. | سلام. به من بگو امروز چه احساسی داری؟ |
null | Howdy | Hi there. What brings you here today? | سلام! | سلام. امروز چه چیزی تو را به اینجا آورد؟ |
null | Howdy | Hi there. How are you feeling today? | سلام! | سلام، امروز چطور حس میکنی؟ |
null | Howdy | Great to see you. How do you feel currently? | سلام! | از دیدنت خوشحالم، الان چه احساسی داری؟ |
null | Howdy | Hello there. Glad to see you're back. What's going on in your world right now? | مرحباً. | سلام. خوشحالم که دوباره برگشتی. الان در دنیای تو چه خبر است؟ |
null | Hola | Hello there. Tell me how are you feeling today? | سلام. | سلام. به من بگو امروز چه احساسی داری؟ |
null | Hola | Hi there. What brings you here today? | سلام. | سلام. امروز چه چیزی تو را به اینجا آورد؟ |
null | Hola | Hi there. How are you feeling today? | سلام. | سلام، امروز چه احساسی داری؟ |
null | Hola | Great to see you. How do you feel currently? | سلام. | از دیدنت خوشحالم، الان چه حسی داری؟ |
null | Hola | Hello there. Glad to see you're back. What's going on in your world right now? | سلام. | سلام. خوشحالم که برگشتی. الان در دنیای تو چه خبر است؟ |
null | Bonjour | Hello there. Tell me how are you feeling today? | سلام. | سلام. بگو امروز چه احساسی داری؟ |
null | Bonjour | Hi there. What brings you here today? | سلام. | سلام. امروز چه چیزی تو را به اینجا کشانده است؟ |
null | Bonjour | Hi there. How are you feeling today? | سلام. | سلام. امروز حستان چطور است؟ |
null | Bonjour | Great to see you. How do you feel currently? | مرحبا. | از دیدنت خوشحالم، الان چه احساسی داری؟ |
null | Bonjour | Hello there. Glad to see you're back. What's going on in your world right now? | سلام. | سلام. خوشحالم که دوباره برگشتی. الان در دنیای تو چه خبر است؟ |
null | Konnichiwa | Hello there. Tell me how are you feeling today? | کونچیوا | سلام. به من بگو امروز چه احساسی داری؟ |
null | Konnichiwa | Hi there. What brings you here today? | کونیشیوا | سلام. امروز چه چیزی تو را به اینجا آورده؟ |
null | Konnichiwa | Hi there. How are you feeling today? | کونیشیوا | سلام، امروز حس و حالت چطوره؟ |
null | Konnichiwa | Great to see you. How do you feel currently? | کُنچیوا | خوشحالم که میبینمت، الان چه احساسی داری؟ |
null | Konnichiwa | Hello there. Glad to see you're back. What's going on in your world right now? | کونچیوا | سلام. خوشحالم که دوباره برگشتی. الان در دنیای تو چه خبر است؟ |
null | Guten tag | Hello there. Tell me how are you feeling today? | Translation: سلام روز بخیر | سلام. به من بگو امروز حس و حالت چطور است؟ |
null | Guten tag | Hi there. What brings you here today? | سلام به شما | سلام. امروز چه چیزی تو را به اینجا آورد؟ |
null | Guten tag | Hi there. How are you feeling today? | سلام کنید | سلام، امروز حالتان چطور است؟ |
null | Guten tag | Great to see you. How do you feel currently? | سلام به شما | از دیدنت خوشحالم، الان چه احساسی داری؟ |
null | Guten tag | Hello there. Glad to see you're back. What's going on in your world right now? | سلام روز بخیر | سلام. خوشحالم که دوباره برگشتی. الان در دنیای تو چه خبر است؟ |
null | Ola | Hello there. Tell me how are you feeling today? | اولا | سلام. به من بگو امروز چه حسی داری؟ |
null | Ola | Hi there. What brings you here today? | اولا | سلام. امروز چه چیزی تو را به اینجا آورد؟ |
Subsets and Splits
No community queries yet
The top public SQL queries from the community will appear here once available.