Unnamed: 0
float64
Patient
stringlengths
1
2.7k
Therapist
stringlengths
1
32.7k
Translated Patient
stringlengths
1
2.63k
Translated Therapist
stringlengths
3
7.25k
null
I am divorced and happily remarried. Our blended family of children are in their 20s. My youngest, age 20, continues to call me crazy and favors her dad. He was abusive to me, and I left with injuries. He never wanted kids, and I did. He paid child support only through forced wage earners. Now my daughters favor him af...
Hi, I understand what you're going through. Your daughters favor him because he has done no wrong in their eyes. Im guessing they lived with you? Growing up I was the same way.. I favoured my dad, thinking he has done no wrong. He also abused my mother multiple times, and that never came to mind. kids like their other ...
من طلاق گرفتم و با خوشحالی دوباره ازدواج کردم. خانواده مختلط ما شامل فرزندانی است که در دهه بیست سالگی هستند. جوان‌ترین فرزندم، که ۲۰ ساله است، همچنان به من می‌گوید دیوانه و پدرش را ترجیح می‌دهد. او به من آسیب رساند و من با جراحات از او جدا شدم. او هرگز بچه نمی‌خواست، اما من خواهان فرزند بودم. او فقط از طریق کسر حقوق ا...
سلام، من می‌فهمم که شما چه می‌گذرد. دختران شما او را ترجیح می‌دهند زیرا در نظرشان او هیچ اشتباهی نکرده است. حدس می‌زنم که آنها با شما زندگی می‌کردند؟ من هم در دوران کودکی همینطور بودم؛ به پدرم بیشتر از هر کس دیگری علاقه داشتم و فکر می‌کردم که هیچ کار اشتباهی نکرده است. او نیز چندین بار به مادرم آسیب زد و این هرگز به ذه...
null
I am divorced and happily remarried. Our blended family of children are in their 20s. My youngest, age 20, continues to call me crazy and favors her dad. He was abusive to me, and I left with injuries. He never wanted kids, and I did. He paid child support only through forced wage earners. Now my daughters favor him af...
It sounds really difficult to know that your daughter may be "choosing" her dad over you, perhaps I can help by saying her intense emotional reactions towards you actually acknowledge how much safer and connected she feels towards you. We tend to have big emotions around those we care for most. I would suggest to let h...
من طلاق گرفتم و دوباره با خوشحالی ازدواج کردم. خانواده مخلوط ما شامل فرزندانی در دهه بیست سالگی‌شان است. کوچکترین فرزندم، که 20 سال دارد، همچنان به من می‌گوید دیوانه است و پدرش را ترجیح می‌دهد. او به من آسیب زده بود و من با جراحات ترک کردم. او هرگز نمی‌خواست بچه‌دار شود، اما من می‌خواستم. او تنها از راه واریزهای اجباری...
شاید بتوانم با گفتن این که واکنش‌های عاطفی شدید او نسبت به شما در واقع نشان‌دهنده‌ی میزان امنیت و نزدیکی‌ای است که نسبت به شما احساس می‌کند، کمک کنم. ما معمولاً نسبت به کسانی که بیشتر به آنها اهمیت می‌دهیم، احساسات قوی داریم. پیشنهاد می‌کنم به او بگویید که شنیدن این حرف چقدر برای شما سخت است و گاهی احساس ناامیدی می‌کنی...
null
We live with my ex-partner’s sister and her husband. We have been there for five years now. They are Hispanic and talk to my daughter in their language. Sometimes they overstep their balance between aunt and uncle and reach into my role as a parent. They neglect to see this. I do, and it reflects in my child's behavior...
Hi New York, I'm happy to hear that your daughter doesn't know about her dad's addictions. Although you don't say how old she is, and I imagine that at some point in her life she will be ready to know the truth, I trust your instinct that now is not the time. Your ability to have clear boundaries about what is adult co...
ما با خواهر شریک سابقم و شوهرش زندگی می‌کنیم و پنج سال است که در آنجا هستیم. آنها اسپانیایی هستند و با دخترم به زبان خودشان صحبت می‌کنند. گاهی اوقات در نقش‌های خود به عنوان عمه و عمو فراتر می‌روند و به نقش من به عنوان والد تجاوز می‌کنند. آنها این موضوع را نادیده می‌گیرند، اما من متوجه آن هستم و این موضوع در رفتار فرزند...
سلام نیویورک، از اینکه دختر شما از اعتیادهای پدرش خبر ندارد خوشحالم. هرچند نمی‌گویید او چند ساله است و تصور می‌کنم در برهه‌ای از زندگی‌اش آماده یادگیری حقیقت باشد، اما به غریزه‌تان اعتماد دارم که اکنون زمان مناسبی نیست. توانایی شما در رعایت مرزهای واضح درباره اینکه چه چیزی مناسب مکالمه بزرگسالان است و چه چیزی برای یک ک...
null
My brother just broke up with his girlfriend. While they were dating for the past two years, her son spent the weekends with me and my mother. Now she doesn't think her son should have any interaction with us. How should we approach the situation? Is she doing the right thing for her child?
Hi Tampa, I get that this is a loss for all of you; you have bonded with this child as a result of the significant time you have spent with him. He's a lucky boy to have had you all taking care of him. Certainly, it seems that his mother might not be making the best decision for her son; if you are willing to maintain ...
برادرم به تازگی با دوست دخترش قطع رابطه کرده است. در طول دو سالی که با هم بودند، پسرش آخر هفته‌ها را با من و مادرم گذراند. حالا او فکر می‌کند که پسرش نباید هیچ ارتباطی با ما داشته باشد. چگونه باید با این وضعیت برخورد کنیم؟ آیا او برای فرزندش تصمیم درستی می‌گیرد؟
تامپا، درک می‌کنم که این برای همه شما یک فقدان بوده است؛ شما به خاطر زمان قابل توجهی که با او گذرانده‌اید، با این کودک پیوندی عمیق برقرار کرده‌اید. او پسری خوش‌شانس است که شما همه از او مراقبت کرده‌اید. مسلماً، به نظر می‌رسد که مادرش ممکن است بهترین تصمیم را برای پسرش نگیرد؛ اگر بخواهید رابطه را ادامه دهید، تماس با شما...
null
My mother-in-law is mentally ill. She has been for most of her life. She cuts herself. She has been in and out of psychiatric hospitals for about 40 years. She has voices in her head that tell her to cut herself. She has had multiple shock therapy treatments, and she’s on enough medication to take down an elephant. Her...
Hi Fontana,Thanks for providing all the details needed in order to respond to your question. It seems very clear to me that "no" would be the appropriate response. I like your healthy boundaries, and I'll help you explore possible ways to respond to her. First, she hasn't asked yet, and you don't know that she will. Ri...
مادرشوهرم به شدت بیمار روانی است و بیشتر زندگی‌اش اینگونه بوده است. او خود را می‌برد و حدود ۴۰ سال است که به بیمارستان‌های روان‌پزشکی مراجعه می‌کند. او صداهایی در سرش دارد که به او می‌گویند خود را بزند. او چندین جلسه درمان با شوک الکتریکی داشته و به اندازه کافی دارو مصرف می‌کند که برای یک فیل کافی است. حقوق والدینش برا...
سلام فونتانا، از شما متشکرم که تمام جزئیات لازم برای پاسخ به سوال شما را ارائه دادید. به نظر من کاملاً واضح است که پاسخ مناسب "نه" خواهد بود. من به مرزهای سالم شما احترام می‌گذارم و به شما کمک می‌کنم تا راه‌های ممکن برای پاسخ به او را بررسی کنید. اول اینکه، او هنوز از شما چیزی نپرسیده و شما نمی‌دانید که آیا او این کار ...
null
My daughter didn't see her biological father for the last three years. She doesn’t want to see him because she remember really bad things from him such as domestic violence and child abuse. The visitation is with supervision, but she refuses to see him. Is it better to take my daughter to the therapist and try to see h...
Has the father or the visitation supervisor contacted you regarding why your daughter hasn't shown up for the past three years' worth of supervised visitation?Or is the supervised visitation a new development for the bio dad and your daughter?If no one is pressuring or expecting your daughter to show up, no one has eve...
دخترم سه سال است که پدر زیستی‌اش را ندیده است. او نمی‌خواهد او را ببیند زیرا خاطراتی بسیار بد از او همچون خشونت خانگی و سوءاستفاده از کودکان دارد. دیدار تحت نظارت است، اما او از دیدن او خودداری می‌کند. آیا بهتر است دخترم را پیش درمانگر ببرم و پس از درمان، سعی کنم او را ببیند؟
آیا پدر یا ناظر ملاقات با شما در مورد اینکه چرا دخترتان در سه سال گذشته در ملاقات‌های تحت نظارت شرکت نکرده است، تماس گرفته‌اند؟ یا آیا ملاقات تحت نظارت یک تحول جدید برای پدر بیولوژیکی و دختر شماست؟ اگر هیچ‌کس به دخترتان فشار نمی‌آورد یا از او انتظاری برای حضور ندارد، و هیچ‌کس حتی از شما نپرسیده که او کجاست یا چرا حاضر ...
null
My daughter didn't see her biological father for the last three years. She doesn’t want to see him because she remember really bad things from him such as domestic violence and child abuse. The visitation is with supervision, but she refuses to see him. Is it better to take my daughter to the therapist and try to see h...
Hi Dillon,I'm from Canada, so I don't know the laws in your state. It depends on that a good deal, perhaps. In my opinion, a child should never be forced into a situation where they feel unsafe, even if it is "supervised". If the child is old enough to make a strong statement about not wanting to see a parent, then thi...
دخترم سه سال است که پدر بیولوژیکی‌اش را ندیده است. او نمی‌خواهد او را ببیند زیرا به یاد خاطرات بسیار بدی همچون خشونت خانگی و سوء استفاده از کودکان می‌افتد. ملاقات تحت نظارت است، اما او از دیدن او خودداری می‌کند. آیا بهتر است دخترم را به درمانگر ببریم و پس از درمان، سعی کنیم او را ببینیم؟
سلام دیلون، من از کانادا هستم و بنابراین نمی‌دانم قوانین ایالت شما چگونه است. این موضوع بستگی زیادی به آن دارد. به نظر من، یک کودک هرگز نباید به وضعیتی forced شود که احساس ناامنی کند، حتی اگر تحت نظارت باشد. اگر کودک به اندازه کافی بزرگ است که به صراحت بگوید نمی‌خواهد والدش را ببیند، باید به این خواسته احترام گذاشت. مت...
null
My fiancé and I have been in a relationship for two years. We have an infant son. My fiancé also has a child from a previous relationship. We do not live together. I live with my mother currently while I get on my feet, and he's living with some friends. My mother and I have an awful relationship that is completely unb...
Hi Bethlehem,You have a big decision to make.  I appreciate your fiancé's need to stay close to his child and be a stand-up dad, and I am glad that you know your son needs an emotionally safe place.I'm a bit confused, because the obvious answer seems to be that you and your fiancé would get your own place together. I g...
من و نامزدم دو سال است که با هم رابطه داریم و یک پسر نوزاد داریم. نامزدم همچنین از یک رابطه قبلی فرزند دارد. در حال حاضر در کنار مادرم زندگی می‌کنم تا به وضعیت بهتری برسم و او با چند دوستش زندگی می‌کند. رابطه من و مادرم بسیار بد و غیرقابل تحمل است و نمی‌توانیم حتی در یک خانه در کنار هم باشیم. او به وضوح گفته که می‌خواه...
سلام، بیت لحم، شما تصمیم بزرگی در پیش دارید. من به نیاز نامزدتان برای نزدیک بودن به فرزندش و نقش پدری او احترام می‌گذارم و خوشحالم که می‌دانید پسر شما به یک مکان عاطفی امن نیاز دارد. کمی گیج شده‌ام، چون پاسخ واضح به نظر می‌رسد که شما و نامزدتان باید یک مکان مستقل برای خود ترتیب دهید. درک می‌کنم که شما می‌خواهید پدرتان ...
null
Just wondering if this is a deviant act, and if I should be concerned for him. He isn’t quite 10.
Well it's certainly unusual, and potentially could be cause for alarm. It's a passive aggressive act if done intentionally, so I would wonder if this child is trying to say something.I think without any context, however, or sense of whether there are other signs of disturbance, it's impossible to say what's going on. I...
فقط داشتم فکر می‌کردم که آیا این یک عمل انحرافی است و آیا باید نگران او باشم یا نه.
"به هر حال، این قطعاً غیرمعمول است و به طور بالقوه می‌تواند باعث نگرانی شود. اگر این عمل عمداً انجام شده باشد، می‌تواند یک رفتار غیرمستقیم و تهاجمی باشد، بنابراین من متوجه می‌شوم که آیا این کودک سعی دارد چیزی بگوید. با این حال، بدون هیچ زمینه‌ای یا نشانه‌ای از وجود اختلالات دیگر، غیرممکن است بگوییم چه در حال وقوع است. ...
null
My boyfriend has a child he gets every other weekend. He goes to see her twice a week or more. Every time she leaves, he gets into these funks like when his mom died. When she’s here, she’s disrespectful, and his answer is “Well, I don’t know what to tell you.” She swears and talks back, and he laughs. He and her mom h...
Hi Lockport, Building a relationship when there are already children involved is very tricky. You don't tell us whether you live together or not. If you do, your position is perhaps more difficult, because his daughter's behaviours affect you; you live in the home. A bottom line for me is you don't tell someone else ho...
دوست پسرم بچه‌ای دارد که هر آخر هفته یک بار او را می‌بیند. او هفته‌ای دو بار یا بیشتر به دیدن او می‌رود. هر بار که او می‌رود، مثل زمانی که مادرش فوت کرد، به مشکلاتی می‌افتد. وقتی او اینجا است، بی‌احترامی می‌کند و جوابش این است که "خب، نمی‌دانم چه بگویم." او بد و بی‌راه می‌گوید و او به این رفتار می‌خندد. او و مادرش سه س...
سلام، لاکپورت. ساختن یک رابطه در شرایطی که بچه‌ها درگیر هستند بسیار پیچیده است. مشخص نکردید که آیا شما با هم زندگی می‌کنید یا نه. اگر با هم زندگی می‌کنید، وضعیت شما ممکن است سخت‌تر باشد، زیرا رفتار دخترش بر شما تأثیر می‌گذارد؛ شما در این خانه زندگی می‌کنید. یک نکته مهم برای من این است که شما نمی‌توانید به دیگران بگویید...
null
My ex-husband told my two adolescents that Santa doesn't exist on the day before Christmas. They are desperate to hold on to the magic of Christmas, but I don't know if it's right for me to lie to them and tell them that Santa is real. I don't want to let them down and make them lose out on those memories, but I also d...
Well Boise, the cat's out of the bag now, isn't it? I love that you want to help your kids keep the magic of Christmas. They must want that too if they still believe in Santa into their teen years, which is unusual, I believe. I wonder if they had already figured it out anyway?But they know now, and your ex had the rig...
شوهر سابقم به دو نوجوانم گفت که سانتا وجود ندارد در روز قبل از کریسمس. آنها به شدت می‌خواهند به جادوی کریسمس بچسبند، اما نمی‌دانم آیا درست است که برای آنها دروغ بگویم و بگویم که سانتا واقعی است. نمی‌خواهم آنها را ناامید کنم و خاطرات آن را از دست بدهند، اما همچنین نمی‌خواهم اعتمادشان را از دست بدهم.
"بویز: ""خوب، حالا راز فاش شده است، درسته؟"" من عاشق این هستم که شما می‌خواهید به بچه‌های خود کمک کنید تا جادوی کریسمس را حفظ کنند. اگر آن‌ها هنوز در سال‌های نوجوانی خود به سانتا باور دارند، به نظر می‌رسد که آن‌ها هم باید این را خواسته باشند، که به عقیده من غیرمعمول است. ""تعجب می‌کنم که آیا آن‌ها قبلاً متوجه نشده بودن...
null
For the last year, my adolescent son and daughter have been driving me nuts with fighting. I'm at my wits end. How can I get them to stop and get along?
That is a good question. Unfortunately there is no generic answer with this one. Kids fight for different reasons - wanting attention, wanting respect, feeling jealous, wanting space and to be left alone, or a whole bunch of other reasons. Regardless of the underlying motivations for fighting, most conflicts result fro...
در طول سال گذشته، پسر و دختر نوجوانم با جنگ و دعوا من را دیوانه کرده‌اند. به تنگ آمده‌ام. چگونه می‌توانم آنها را متوقف کنم و با هم کنار بیایند؟
این گفتگوها باید بر این متمرکز باشد که به درک بهتری از اینکه چرا بچه‌ها با یکدیگر عصبانی هستند بپردازند و واقعاً آنها را درک کنند. مهم است که هر یک از آنها بدانند که شما متعهد به درک تجربه‌هایشان هستید، نه اینکه فقط آنها را بنشینید و درباره اشتباهاتشان به آنها سخنرانی کنید. هرچه بیشتر آنها قادر به درک یکدیگر و احساسات ...
null
My toddler is having a real hard time with toilet training. He almost throws up every time he sees his poop. He gags and will not go on the toilet. We have tried a toilet chair and ring that goes on the big-boy toilet, but he refuses to use it. When he sits on the toilet, he just sits there forever and only will pee. H...
Your son is showing signs that he's just not ready to be toilet trained. You don't say how old he is, so I'm not sure whether the problem is deeper, but right his fears may reflect that right now he is simply be not ready to take that step. Pushing him at this point could worsen the problem, so I suggest pulling back t...
کودک کوچک من در آموزش استفاده از توالت با مشکل جدی مواجه است. او تقریباً هر بار که مدفوعش را می‌بیند، احساس تهوع می‌کند. او دچار خفگی می‌شود و نمی‌خواهد به توالت برود. ما یک صندلی و حلقه توالت مخصوص توالت بزرگ‌ها را امتحان کرده‌ایم، اما او از استفاده از آن سر باز می‌زند. وقتی او روی توالت می‌نشیند، فقط برای مدت طولانی ...
پسر شما نشانه‌هایی از آمادگی نداشتن برای آموزش توالت نشان می‌دهد. شما نمی‌گویید که او چند ساله است، بنابراین نمی‌توانم بگویم آیا مشکل عمیق‌تر است یا نه، اما به نظر می‌رسد که ترس‌های او در حال حاضر نشان‌دهنده این است که او هنوز آماده این مرحله نیست. فشار آوردن به او در این مرحله می‌تواند مشکل را بدتر کند، بنابراین پیشنه...
null
I’m a senior high school student. I’m also five months pregnant. I got pregnant by my boyfriend of three years. My parents don’t want us to communicate with each other. He can’t even come to visit my gynecologist. My mom goes to attend all of my doctor’s appointments. She’s supportive of me. I wish, though, that my boy...
You're not wrong for wanting to be with your boyfriend of three years who is also the biological father of your child.Do your parents object to you and your boyfriend continuing to see each other in person?  Or, do they object only to electronic communication and don't want him involved in his child's life? Ask your pa...
من یک دانش‌آموز دبیرستانی هستم و همچنین پنج ماه باردار هستم. من از دوست‌پسر سه ساله‌ام باردار شدم. والدینم نمی‌خواهند که ما با هم ارتباط برقرار کنیم. او حتی نمی‌تواند برای ملاقات با متخصص زنانم بیاید. مادرم در تمام قرارهای ملاقات دکترم حضور دارد و از من حمایت می‌کند. با این حال، آرزو می‌کنم که دوست‌پسرم در کنارم باشد و...
آیا والدین شما مخالف این هستند که شما و دوست پسرتان به طور حضوری یکدیگر را ببینید؟ یا آیا آنها فقط با ارتباطات الکترونیکی مخالفت دارند و نمی‌خواهند او در زندگی فرزندش دخالت کند؟ از والدین خود بپرسید که دلیل آنها برای ممنوعیت شما از ارتباط با دوست پسرتان چیست و همچنین از آنها بخواهید که دیدگاه شما را درک کنند. اکنون زما...
null
Tonight, my husband seemed to put our son down through an incorrect approach. His approach was perfectly wrong. I found myself defending my son. I told him that what he did was not the way to encourage our son. Instead of watching my husband’s harsh behavior I decided to sit beside my son and, together, we worked on h...
I have had these many cases, but in situations like this.... If it does get out of hand, the police do need to be involved. Sit down and talk to your husband when he is calm and collective.
به نظر می‌رسید شوهرم به شیوه نادرستی با پسرمان رفتار می‌کند. رویکرد او کاملاً اشتباه بود. من خود را در حال دفاع از پسرم یافتم و به او گفتم که این رفتار راهی برای تشویق او نیست. به جای اینکه شاهد رفتار خشن شوهرم باشم، تصمیم گرفتم در کنار پسرم بنشینم و با هم روی تکلیف علمی‌اش کار کنیم تا او را به مطالعه ترغیب کنم. شوهرم ...
من این موارد زیادی داشته‌ام، اما در چنین شرایطی... اگر اوضاع از کنترل خارج شود، باید پلیس وارد عمل شود. وقتی همسرتان آرام و مطمئن است، بنشینید و با او صحبت کنید.
null
She was raised by her abusive father and his wife. 30 years ago I shot and killed my rapist and was convicted in Louisiana. I lost custody of my daughter and served 5 years. When I was released, she was 5 and didn't remember me. Many many sad memories came from my having to leave her visit after visit, having to leave ...
Was either parent abusive or violent toward you?You sound to have suffered emotionally in your relationships since early in life.One point to consider is to strive for moderation in what you offer in relationships.A lot of what you've lived through is extreme, either as victim or perpetrator.If you imagine that apologi...
او توسط پدر بدجنس و همسرش بزرگ شد. ۳۰ سال پیش من به سوی تجاوزگرم شلیک کردم و او را کشتم و در لوئیزیانا محکوم شدم. من حضانت دخترم را از دست دادم و پنج سال زندانی بودم. وقتی آزاد شدم، او پنج ساله بود و مرا به یاد نمی‌آورد. بسیاری از خاطرات غم‌انگیز از مجبور شدنم به ترک ملاقات او در هر بار و ترک او در تگزاس برای سفر به لو...
آیا یکی از والدین نسبت به شما رفتار خشونت‌آمیز یا آزاردهنده‌ای داشت؟ به نظر می‌رسد از اوایل زندگی در روابط خود عاطفياً آسیب دیده‌اید. یک نکته‌ای که باید در نظر بگیرید، تلاش برای اعتدال در آنچه در روابط خود ارائه می‌دهید، است. بسیاری از تجربیاتی که داشته‌اید، چه به عنوان قربانی و چه به عنوان عامل، افراطی بوده است. اگر ف...
null
I regret ever hurting her and they mean the world to me. But it feels like nothing I do seem to work. I'll always love them no matter what and when I'm with them nothing else matters. I love them more then anything. I don't want another guy raising my kids.
How you you expressed your regret and taken responsibility for the pain thus far? Repair is a very essential skill in and part of developing healthy relationships. Your love sounds deep, sit with that. Also sit with how she's been hurt. You get to feel your hurt too and your kids. In feeling all this you may also find ...
من از اینکه به او آسیب زدم پشیمانم و آنها برای من همه چیز هستند. اما به نظر می‌رسد هیچ کاری از دستم برنمی‌آید. من همیشه آنها را دوست خواهم داشت، مهم نیست چه اتفاقی بیفتد و وقتی با آنها هستم، هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد. من آنها را بیشتر از هر چیزی دوست دارم. نمی‌خواهم مرد دیگری بچه‌هایم را بزرگ کند.
چگونه پشیمانی خود را ابراز کرده‌اید و تا کنون مسئولیت درد را پذیرفته‌اید؟ ترمیم یک مهارت بسیار ضروری و بخشی از توسعه روابط سالم است. به نظر می‌رسد عشق شما عمیق است، با آن تأمل کنید. همچنین به احساسات او در مورد آسیب‌هایی که دیده است بیندیشید. شما نیز می‌توانید درد خود و فرزندان‌تان را احساس کنید. با مواجهه با همه این ا...
null
What makes my step child, an 8 year old boy, choke my daughter, a 6 year old girl? This has been going on for 4 years. The boy tells my daughter not to tell on him. He knows it's wrong; we have did time out, spanking, taking away toys, and sitting on the wall. I am afraid for my daughters safety!
I can see why you are alarmed. That is a scary situation for a parent. Do you know if the child has been evaluated by a mental health professional? Early treatment is often the key. A professional will be able to help the child learn how to control their anger and mend the troublesome actions into more appropriate resp...
چه چیزی باعث می‌شود فرزندخوانده‌ام، پسر 8 ساله، دخترم را که 6 ساله است خفه کند؟ این موضوع برای 4 سال ادامه دارد. پسر به دخترم می‌گوید که چیزی به کسی نگوید. او می‌داند که این کار اشتباه است؛ ما از روش‌های وقت‌کشی، تنبیه بدنی، گرفتن اسباب بازی‌ها و نشستن در کنار دیوار استفاده کرده‌ایم. من نگران امنیت دخترم هستم!
می‌توانم بفهمم که چرا نگران هستید. این یک وضعیت ترسناک برای والدین است. آیا می‌دانید که آیا کودک توسط یک متخصص بهداشت روانی ارزیابی شده است؟ درمان زودهنگام اغلب کلید موفقیت است. یک متخصص می‌تواند به کودک کمک کند تا یاد بگیرد که چگونه خشم خود را کنترل کند و رفتارهای نادرست را به واکنش‌های مناسب‌تر تبدیل کند. آیا نگرانی‌...
null
I have been in a relationship with my boyfriend for about six years now. In the past, our relationship was difficult and frustrating. We argued a lot, and due to that, there was a lot of tension between us. We stayed together because we love each other and wanted to make it work. I used to party a lot, and several time...
Hi Cerritos,This is an interesting twist because it's more common for the person in your position to want to move forward, and for the person who was wronged to struggle with forgiveness. You are lucky to have a loving, compassionate partner, and your boyfriend is lucky to have a partner who takes full responsibility f...
من حدود شش سال است که با دوست‌پسرم در رابطه‌ام. در گذشته، رابطه ما دشوار و ناامیدکننده بود. ما خیلی دعوا می‌کردیم و به همین خاطر، تنش زیادی بین ما وجود داشت. با هم ماندیم چون یکدیگر را دوست داریم و می‌خواستیم رابطه‌مان را حفظ کنیم. من بسیار مهمانی می‌رفتم و چندین بار در موقعیت‌هایی قرار گرفتم که به پایانشان منجر به بوس...
سلام سرتیتوس، این یک تغییر جالب است زیرا معمولاً شخصی که در موقعیت شماست تمایل به پیشرفت دارد و فردی که آسیب دیده است با چالش‌های بخشش روبرو می‌شود. شما خوش شانس هستید که یک شریک loving و دلسوز دارید و دوست‌پسرتان نیز خوش شانس است که شریکی دارد که به طور کامل مسئولیت اعمالش را بر عهده می‌گیرد. حدس می‌زنم در دوران جوانی...
null
I have been in a relationship with my boyfriend for about six years now. In the past, our relationship was difficult and frustrating. We argued a lot, and due to that, there was a lot of tension between us. We stayed together because we love each other and wanted to make it work. I used to party a lot, and several time...
So wonderful to have a boyfriend who is able to understand and forgive you. What do you think that he sees in you that allows him to do that? Does he see someone who like other humans makes mistakes? Does he see someone who despite hurtful choices is a good person committed to being a loving respectful partner? The com...
من حدود شش سال است که با دوست پسرم در رابطه هستم. در گذشته، رابطه‌مان دشوار و ناامیدکننده بود. ما خیلی دعوا می‌کردیم و به همین دلیل، تنش زیادی بین ما وجود داشت. ما با هم ماندیم زیرا یکدیگر را دوست داشتیم و می‌خواستیم رابطه‌مان را حفظ کنیم. من به شدت به مهمانی‌رفتن علاقه داشتم و چندین بار در موقعیت‌هایی قرار گرفتم که در...
خیلی خوب است که یک دوست پسر دارید که می‌تواند شما را درک کند و ببخشد. به نظر شما او چه چیزی را در شما می‌بیند که این امکان را برایش فراهم کرده است؟ آیا او کسی را می‌بیند که مثل دیگر انسان‌ها اشتباه می‌کند؟ آیا او کسی را می‌بیند که با وجود انتخاب‌های دردناک، فردی خوب است که متعهد به بودن یک شریک مهربان و محترم می‌باشد؟ ...
null
I feel like I hate myself physically and emotionally sometimes. How can I start accepting myself and be more confident?
Sending you positive vibes ✨ Self Esteem is your new goal. I have a program that is amazing tool to start. And with talk therapy you could move forward to get to the "Claim It" moment also.  Getting to know You! Til then.  Here is a tip.  Coloring.  Adult coloring books.  I have a popular one if you are an upcoming God...
گاهی اوقات احساس می‌کنم که از خودم، هم در جنبه‌های جسمی و هم عاطفی، نفرت دارم. چگونه می‌توانم خودم را بپذیرم و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
هدف جدید شما خوداعتمادی است. من برنامه‌ای دارم که ابزار شگفت‌انگیزی برای شروع است. با درمان گفتاری نیز می‌توانید به جلو پیش بروید و به لحظه «ادعای آن» برسید. در حال آشنایی با شما هستم! تا آن زمان، یک نکته برای شما: رنگ‌آمیزی. کتاب‌های رنگ‌آمیزی بزرگسالان. اگر شما یک الهه در حال ظهور هستید، یک کتاب محبوب دارم یا می‌توان...
null
I feel like I hate myself physically and emotionally sometimes. How can I start accepting myself and be more confident?
Aside from seeing a therapist to help you work through the feelings and events that might have resulted in the self-hatred, I recommend a few things:1.)  Draw a line down the page in a journal to make two columns.  In the first column, write down your negative thoughts.  On the other side in the second column, write do...
گاهی اوقات احساس می‌کنم که از نظر جسمی و عاطفی از خودم متنفرم. چگونه می‌توانم خودم را بپذیرم و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
به عنوان مثال، شما ممکن است تغییر "من به اندازه کافی خوب نبودم" به "این موضوع به من مربوط نمی‌شد" یا "من در واقع در x، y و z بسیار خوب هستم." 2. هر روز یک بیان مثبت درباره خودتان انتخاب کنید و به هر یک از موارد در لیست خود به مدت 2-3 دقیقه تمرکز کنید. در ستون اول، افکار منفی خود را بنویسید. در ستون دوم، یک جمله متفاوت ...
null
I feel like I hate myself physically and emotionally sometimes. How can I start accepting myself and be more confident?
You are valid and you are enough, starting to actually believe that within yourself will be key!  Releasing the thought that you are unworthy will be crucial also!  What are some activities, hobbies, crafts, talents you have?  Remind yourself that you have great qualities.   Do not allow others' opinions of you to pene...
گاهی اوقات احساس می‌کنم از خودم، هم از نظر جسمی و هم از نظر عاطفی، متنفرم. چگونه می‌توانم خودم را بپذیرم و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
شما معتبر هستید و کافی هستید؛ شروع به باور کردن این موضوع در درون خود، کلیدی خواهد بود! رها کردن فکر اینکه شما ارزشمند نیستید نیز بسیار حیاتی خواهد بود! برخی از فعالیت‌ها، سرگرمی‌ها، صنایع دستی و استعدادهای شما چیست؟ به خود یادآوری کنید که شما ویژگی‌های برجسته‌ای دارید. اجازه ندهید نظرات دیگران درباره شما به روان شما ن...
null
I feel like I hate myself physically and emotionally sometimes. How can I start accepting myself and be more confident?
I think it would be helpful to process these emotions with a professional. You may find it helpful to discuss what it is you feel, where these emotions and thoughts may come from, and start looking into what ay be helpful in improving the way you think of and speak to yourself. One way many professionals do this is thr...
گاهی اوقات احساس می کنم که هم از نظر جسمی و هم از نظر عاطفی از خودم متنفرم. چطور می توانم خودم را بپذیرم و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
به نظر من، صحبت کردن با یک متخصص درباره این احساسات می‌تواند مفید باشد. ممکن است برای شما مفید باشد که احساسات و افکار خود را بررسی کنید و به دنبال راه‌هایی باشید که به بهبود نحوه فکر کردن و صحبت کردن با خودتان کمک کند. یکی از روش‌هایی که بسیاری از متخصصان به کار می‌برند، توسعه خودشفقتی است.
null
I feel like I hate myself physically and emotionally sometimes. How can I start accepting myself and be more confident?
One of the ways that can help you practice acceptance  of self is by using self-compassion. Researcher, Kristin Neff recommends that taking a daily self-compassion break can be beneficial in that it can transform harboring feelings of isolation such as those hating yourself , to an experience of connection. A self-comp...
گاهی اوقات احساس می‌کنم که از خودم، هم از نظر جسمی و هم عاطفی متنفرم. چگونه می‌توانم خود را بپذیرم و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
یکی از روش‌هایی که می‌تواند به شما کمک کند تا خود را بپذیرید، استفاده از خودهمدردی است. پژوهشگر، کریستین نف، توصیه می‌کند که یک وقفه روزانه خودهمدردی می‌تواند مفید باشد، زیرا می‌تواند احساسات انزوا، مانند نفرت از خود، را به تجربه‌ای از ارتباط تبدیل کند. یک وقفه خودهمدردی شامل قرار دادن دست‌تان بر روی قلب‌تان و اذعان به...
null
I feel like I hate myself physically and emotionally sometimes. How can I start accepting myself and be more confident?
Sometimes we can be our own toughest critic. Acceptance starts first with acknowledging the things that you currently do well, positive qualities, etc. Spend time with those in your life who are supportive of you. Ask them to also contribute to your list of positive qualities. Acknowledge those qualities as often as yo...
گاهی اوقات احساس می‌کنم که از خودم، هم از نظر جسمی و هم از نظر عاطفی، متنفرم. چگونه می‌توانم خودم را بپذیرم و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
گاهی اوقات می‌توانیم سخت‌ترین منتقد خود باشیم. پذیرش ابتدا با شناسایی نکات قوت و ویژگی‌های مثبت خود آغاز می‌شود. با افرادی که از شما حمایت می‌کنند وقت بگذرانید و از آن‌ها بخواهید به فهرست ویژگی‌های مثبت شما کمک کنند. سعی کنید این ویژگی‌ها را هر چه بیشتر به رسمیت بشناسید. سپس با تغییرات کوچکی که می‌خواهید ببینید شروع کن...
null
I feel like I hate myself physically and emotionally sometimes. How can I start accepting myself and be more confident?
You've already taken the first step. You want to not hate yourself. Self-acceptance is hard! And it's on a spectrum. On one side we have self-hate, on the other extreme; self-love. And then, there is all this stuff in the middle. It kind of looks like thisAnd working toward self-love often means moving around through a...
گاهی اوقات احساس می‌کنم که از نظر جسمی و عاطفی از خودم تنفر دارم. چگونه می‌توانم خودم را بپذیرم و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
در ابتدا، شما قدم اول را برداشته‌اید. شما نمی‌خواهید خودتان را نفرت کنید. خودپذیری کار دشواری است و در یک طیف قرار دارد. در یک طرف این طیف، خودنفرت و در طرف دیگر، خودعشق قرار دارد و بین این دو، مسائل زیادی وجود دارد. در مسیر حرکت به سوی خودعشق، معمولاً به شناخت احساسات خود، کاوش در بخش‌هایی از وجودتان که پذیرش آنها آسا...
null
I feel like I hate myself physically and emotionally sometimes. How can I start accepting myself and be more confident?
Self-doubt and self-hatred are such common and unpleasant experiences and really worth  understanding! Therapy with the right person can really help. When in your life do you feel the most confident? What gets in the way of you accepting and loving yourself (big question!). You can and will uncover that confident self!
گاهی اوقات احساس می‌کنم از خودم به لحاظ جسمی و عاطفی نفرت دارم. چگونه می‌توانم خودم را بپذیرم و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
خود شک و خود نفرت تجربه‌های رایج و ناخوشایندی هستند که واقعاً ارزش درک کردن را دارند! درمان با فرد مناسب می‌تواند به‌طور واقعی کمک کند. در کدام مقطع از زندگی‌تان احساس اعتماد به نفس بیشتری می‌کنید؟ چه چیزهایی مانع از پذیرش و دوست داشتن خودتان می‌شوند؟ شما می‌توانید و این توانایی را دارید که آن خودِ اعتماد به نفس را کشف...
null
I feel like I hate myself physically and emotionally sometimes. How can I start accepting myself and be more confident?
Self love and self acceptance is something that many of my clients struggle with, so I can assure you that you are not alone. We are bombarded by media and advertisements everyday that try to sell us things to make us somehow better, thus leading us to believe that we are not enough. Unfortunately, I believe that low s...
گاهی اوقات احساس می‌کنم از نظر جسمی و عاطفی از خودم متنفرم. چگونه می‌توانم خودم را بپذیرم و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
عشق و پذیرش خود موضوعی است که بسیاری از مشتریان من با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، بنابراین می‌توانم به شما اطمینان دهم که در این مسیر تنها نیستید. ما هر روز با تبلیغات و پیام‌های رسانه‌ای بمباران می‌شویم که سعی دارند چیزی بفروشند تا ما را به نوعی بهتر کنند و بدین ترتیب ما را متقاعد کنند که کافی نیستیم. متأسفانه، من معتق...
null
I feel like I hate myself physically and emotionally sometimes. How can I start accepting myself and be more confident?
The most important word here is "sometimes." I know it is quite painful, and I can imagine that at times this pain doesn't feel like it will subside. But it sounds like it is not all the time, which means we can easily say that this "hate myself" experience is one part of you. There are many other parts, if you give th...
گاهی اوقات احساس می‌کنم از خودم، هم به لحاظ جسمی و هم عاطفی، متنفرم. چگونه می‌توانم خودم را بپذیرم و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
"به طور کلی، ما نمی‌دانیم چگونه به این بخش‌ها گوش دهیم، زیرا این بخش «من از خودم متنفرم» نمایان‌گر منتقد درونی ما است. این منتقد درونی معمولاً به دلیل وابستگی ما به آن برای برخی مسائل، در طول زندگی‌مان قدرت زیادی پیدا کرده است. به نظر دیوانه‌وار است، اما در واقع، برخی از موفق‌ترین افراد در کار، کسانی هستند که منتقدان د...
null
I feel like I hate myself physically and emotionally sometimes. How can I start accepting myself and be more confident?
The answer would require a more in-depth knowledge of you and your situation. A lot of times, these feelings are the result of the people in your life treating you a certain way. You internalize it and accept it as your reality. The first step is to evaluate the people close to you, especially your parents. Even if you...
گاهی اوقات احساس می‌کنم از نظر جسمی و عاطفی از خودم متنفرم. چگونه می‌توانم خودم را بپذیرم و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
شاید اگر بزرگسال هستید، ارزش دارد که به دوران کودکی‌تان فکر کنید. کودکانی که در یک خانواده ناپایدار بزرگ می‌شوند، اغلب به بزرگسالی با احساس ناامیدی و مشکلات عاطفی می‌رسند. موقعیت‌های مشخصی مانند سوء استفاده می‌تواند به طور قطع به فقدان اعتماد به نفس و عزت نفس در فرد منجر شود، اما جالب است بدانید که وضعیت‌های دیگری نیز ...
null
I feel like I hate myself physically and emotionally sometimes. How can I start accepting myself and be more confident?
This happens slowly and can be done.You already are at the first step of realizing that you hate yourself, not that the feelings of self-loathing are the best of what you're able to expect from life.A way to start building confidence is to pay close attention to the way you handle interactions and make decisions.If you...
گاهی اوقات احساس می‌کنم که از نظر جسمی و عاطفی از خودم متنفرم. چگونه می‌توانم خود را بپذیرم و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم؟
این کار به آرامی انجام می‌شود و ممکن است. شما هم‌اکنون در اولین مرحلهٔ درک این هستید که از خود متنفر هستید، نه اینکه احساسات نفرت از خود بهترین چیزی باشد که می‌توانید از زندگی انتظار داشته باشید. یکی از راه‌های شروع برای ایجاد اعتماد به نفس این است که به شیوه‌ای که با تعاملات برخورد می‌کنید و تصمیم‌گیری می‌کنید، توجه ک...
null
I'm always told I'm not good enough or trying hard enough. I put 100% in to every thing. I'm worn out, I've worked on all of my family relationships, I'm doing great in school, I'm kind to those in need and otherwise. I stick to my religious beliefs and leave room for mistakes and learn from others so I don't have to m...
Hello, and let me say first, what a great question! There are so many people putting forth their 100% everyday and often times, do not get the credit they deserve. Without being able to fully understand where you're question is coming from, I think there are a couple of different ways to look at this question.First, I ...
همیشه به من گفته می‌شود که به اندازه کافی خوب نیستم یا به اندازه کافی تلاش نمی‌کنم. من ۱۰۰ درصد در هر کاری که انجام می‌دهم، سهم می‌گذارم. خسته شده‌ام؛ روی تمام روابط خانوادگی‌ام کار کرده‌ام، در مدرسه عملکرد عالی دارم و با کسانی که به کمک نیاز دارند، مهربان هستم و همچنین در سایر موارد. به باورهای مذهبی‌ام پایبندم و فضای...
"در این زمینه، این نکته مهم است که هر فرد به اندازه کافی برای زندگی‌اش تلاش می‌کند. هیچ‌کس هرگز نخواهد توانست 100% برای همه «کافی» باشد. هر شخص مجموعه‌ای از انتظارات خود و دیگران دارد. ایده این است که به درون خود نگاه کنید و ببینید چه چیزی شما را به تلاش برای برآورده کردن این انتظارات وادار می‌کند. شاید بخشی از شما احس...
null
I'm always told I'm not good enough or trying hard enough. I put 100% in to every thing. I'm worn out, I've worked on all of my family relationships, I'm doing great in school, I'm kind to those in need and otherwise. I stick to my religious beliefs and leave room for mistakes and learn from others so I don't have to m...
The feeling of never feeling good enough usually stems from our early relationship with our parents or significant role models who made us to feel we were never good enough to meet their standards. In the healing process, you'll need to work on discovering the root source of where these thoughts and feelings come from ...
همیشه به من گفته می‌شود که به اندازه کافی خوب نیستم یا به اندازه کافی تلاش نمی‌کنم. من صد درصد در هر چیزی سرمایه‌گذاری می‌کنم. خسته‌ام، روی تمام روابط خانوادگی‌ام کار کرده‌ام، در مدرسه به خوبی عمل می‌کنم، با کسانی که به کمک نیاز دارند مهربان هستم و همچنین با دیگران. به باورهای مذهبی‌ام پایبندم و فضایی برای اشتباهات باق...
احساس اینکه هرگز به اندازه کافی خوب نیستیم معمولاً ناشی از روابط اولیه ما با والدین یا الگوهای مهمی است که باعث می‌شوند احساس کنیم هرگز به اندازه کافی خوب نیستیم تا استانداردهای آنها را برآورده کنیم. در فرآیند بهبودی، شما باید بر روی کشف منبع اصلی این افکار و احساسات کار کنید و سپس یاد بگیرید که خود را به‌طور بی‌قید و ...
null
I'm always told I'm not good enough or trying hard enough. I put 100% in to every thing. I'm worn out, I've worked on all of my family relationships, I'm doing great in school, I'm kind to those in need and otherwise. I stick to my religious beliefs and leave room for mistakes and learn from others so I don't have to m...
I'm sorry that you feel this way despite all you do and as hard as you try.  No wonder you're feeling worn out and hopeless!  If you're doing your best and it's still not good enough then it's reasonable to expect that you would end up feeling burnt out.  It's like there's no more fuel to keep your fire going!  I would...
همیشه به من گفته می‌شود که به اندازه کافی خوب نیستم یا به اندازه کافی تلاش نمی‌کنم. من ۱۰۰ درصد توانم را در هر کاری می‌گذارم. از کار کردن خسته شده‌ام؛ روی تمام روابط خانوادگی‌ام کار کرده‌ام، در مدرسه عملکرد خوبی دارم، به نیازمندان کمک می‌کنم و به طور کلی با همه مهربان هستم. به باورهای مذهبی‌ام پایبندم و فضایی برای اشتب...
متن بازنویسی‌شده: شاید بهتر باشد به این موضوع با کنجکاوی نزدیک شوید. در چه زمینه‌هایی احساس می‌کنید که "به اندازه کافی خوب" نیستید؟ "به اندازه کافی خوب" چه معنایی دارد؟ موفقیت خود را چگونه اندازه‌گیری می‌کنید؟ آیا این اندازه‌گیری بر اساس نظر دیگران، تایید آنها یا آنچه آنها فکر می‌کنند، است؟ آیا بر اساس انتظارات خودتان،...
null
I'm always told I'm not good enough or trying hard enough. I put 100% in to every thing. I'm worn out, I've worked on all of my family relationships, I'm doing great in school, I'm kind to those in need and otherwise. I stick to my religious beliefs and leave room for mistakes and learn from others so I don't have to m...
It sounds like you are aware of your positive traits but you are struggling with someone who does not acknowledge nor celebrate your efforts or achievements.   It seems like that is affecting your inner voice, which allows you to accept yourself for who you are.My suggestion is to explore that relationship and decide i...
همیشه به من گفته می‌شود که به اندازه‌ی کافی خوب نیستم یا به اندازه‌ی کافی تلاش نمی‌کنم. من ۱۰۰ درصد در هر کاری که انجام می‌دهم، سرمایه‌گذاری می‌کنم. خسته شده‌ام؛ روی تمام روابط خانوادگی‌ام کار کرده‌ام، در مدرسه عالی عمل می‌کنم و با کسانی که به کمک نیاز دارند، مهربان هستم و همچنین با دیگران. به باورهای مذهبی‌ام پایبندم ...
اگر این رابطه مهم است، می‌توانید با این شخص صحبت کنید و بگویید که چگونه عدم بازخورد مثبت بر شما تأثیر می‌گذارد. سپس بر روی گذراندن زمان بیشتر با کسانی که به شما ارزش می‌دهند و می‌توانند به شما ستایش، تشویق و انتقاد سازنده کافی را بدهند تمرکز کنید، که به شما کمک می‌کند صدای درونی‌تان را تقویت کنید و خودتان را به عنوان ف...
null
I'm always told I'm not good enough or trying hard enough. I put 100% in to every thing. I'm worn out, I've worked on all of my family relationships, I'm doing great in school, I'm kind to those in need and otherwise. I stick to my religious beliefs and leave room for mistakes and learn from others so I don't have to m...
Hi, I'm Amelia! Oh, this is a common problem, unfortunately! Let me say first of all, that doing more, giving more, loving more, performing more will never provide you with a sense of worth. Nor will it satisfy those that are critical and judgmental. I am so sorry to hear that this is what you've heard all your life! Y...
همیشه به من گفته می‌شود که به اندازه کافی خوب نیستم یا به اندازه کافی تلاش نمی‌کنم. من ۱۰۰ درصد برای همه چیز تلاش می‌کنم. خسته‌ام، روی تمامی روابط خانوادگی‌ام کار کرده‌ام، در مدرسه عالی عمل می‌کنم و با کسانی که به کمک نیاز دارند، مهربان هستم و در غیر این صورت نیز همینطور. به باورهای مذهبی‌ام پایبندم و فضایی برای اشتباه...
سلام، من امیلیا هستم! اوه، این یک مشکل رایج است، متأسفانه! اجازه دهید ابتدا بگویم که انجام بیشتر، دادن بیشتر، دوست داشتن بیشتر و انجام بیشتر هرگز به شما احساس ارزش نخواهد داد. همچنین، این کار کسانی را که انتقادی و قضاوت کننده هستند راضی نمی‌کند. من واقعاً متاسفم که این چیزی است که شما تمام عمرتان شنیده‌اید! شما یک انسا...
null
It's been almost a year since my ex-boyfriend broke up with me after he cheated on me many times. I had found out about a month before, but I hadn't told him I knew because I didn't want us to break up. I used to have very low self-esteem, and I think it might have to do with my dad being an alcoholic. My father cheate...
The dilemmas you present are giving you a great chance to understand your true reasons for being in a relationship.Continue developing some points you've written here.That you grew up sensing and/or witnessing your mom's emotional pain from your dad cheating on her, very likely set a standard in your inner self, to exp...
تقریباً یک سال از زمانی که دوست پسر سابقم بعد از اینکه چند بار به من خیانت کرد، از من جدا شد می‌گذرد. من حدود یک ماه قبل متوجه خیانتش شدم، اما به او نگفتم چون نمی‌خواستم از هم جدا شویم. من همیشه از خودم احترام چندانی نداشتم و فکر می‌کنم ممکن است این ناشی از الکلی بودن پدرم باشد. پدرم در دوران کودکی‌ام به مادرم خیانت کر...
این یک دینامیک طبیعی است که برای همه ما اتفاق می‌افتد. چیزی که ما در خانواده‌های خود مشاهده می‌کنیم، به‌عنوان "معمولی" درک می‌شود، صرف‌نظر از اینکه چقدر بد است. کودکان توانایی جدا کردن آنچه والدینشان انجام می‌دهند از دیگر جنبه‌های فرهنگ ندارند. اگر شما برای یک رابطه احساس نیاز می‌کنید، به احتمال زیاد یک استاندارد در در...
null
I feel like every time I do something someone asks me to, I never fully meet what they want. I feel that when I finish it, they always think that they should have picked someone else to do it. I feel like they just want nothing to do with me.
It sounds like you have the perception that people are frequently disappointed in you, wish you were different or someone else, and ultimately reject you. One question I would have for you is what is your evidence that people feel this way? Is there anything in people's words or behaviors that gives you this impression...
من احساس می‌کنم هر بار که کاری را انجام می‌دهم که کسی از من خواسته، هرگز نمی‌توانم به‌طور کامل انتظارات آنها را برآورده کنم. وقتی کار را تمام می‌کنم، احساس می‌کنم آنها همیشه فکر می‌کنند باید فرد دیگری را برای انجام آن انتخاب می‌کردند. به‌نظر می‌رسد که آنها فقط نمی‌خواهند هیچ ارتباطی با من داشته باشند.
به نظر می‌رسد شما این تصور را دارید که مردم اغلب از شما ناامید می‌شوند، آرزو می‌کنند که شما متفاوت یا شخص دیگری باشید و در نهایت شما را رد می‌کنند. سوالی که از شما دارم این است که چه شواهدی دارید که مردم این‌گونه احساس می‌کنند؟ آیا چیزی در کلمات یا رفتارهای آن‌ها وجود دارد که این تصور را برای شما ایجاد کرده است؟ اگر مط...
null
I feel like every time I do something someone asks me to, I never fully meet what they want. I feel that when I finish it, they always think that they should have picked someone else to do it. I feel like they just want nothing to do with me.
It is not unusual to believe that we know what other people are thinking about and feeling towards us.  These beliefs, which can sometimes be quite upsetting, are based on our own life experiences, including previous interactions with family, friends and strangers.  No matter how good we think we are at "reading" other...
من احساس می‌کنم هر بار که کاری را که از من خواسته شده انجام می‌دهم، هرگز به طور کامل انتظارات آنها را برآورده نمی‌کنم. وقتی کار را به پایان می‌رسانم، به نظرم می‌رسد که همیشه فکر می‌کنند باید شخص دیگری را برای انجام آن انتخاب می‌کردند. احساس می‌کنم آنها فقط نمی‌خواهند هیچ ارتباطی با من داشته باشند.
این باورها که گاهی اوقات می‌توانند بسیار ناراحت‌کننده باشند، بر اساس تجربیات زندگی خودمان، از جمله تعاملات قبلی با خانواده، دوستان و غریبه‌ها شکل می‌گیرند. هرچند که ممکن است فکر کنیم در "خواندن" دیگران خوب هستیم، معمولاً نمی‌دانیم که آن‌ها چه می‌Thinking. همچنین، اعتماد به نفس پایین ممکن است ما را به این فرض اشتباه واد...
null
I feel like every time I do something someone asks me to, I never fully meet what they want. I feel that when I finish it, they always think that they should have picked someone else to do it. I feel like they just want nothing to do with me.
As long as you try to reach others expectations you will never feel satisfied or accepted.  How about setting your own expectations for self and strive for those.  Make sure your expectations are reachable and realistic.
من احساس می کنم که هر بار که کاری را انجام می دهم که کسی از من می خواهد، هرگز نمی توانم به طور کامل انتظاراتشان را برآورده کنم. وقتی کار را تمام می کنم، احساس می کنم آنها همیشه فکر می کنند بهتر بود کسی دیگر این کار را انجام می داد. احساس می کنم که آنها فقط نمی خواهند هیچ ارتباطی با من داشته باشند.
تا زمانی که سعی کنید به انتظارات دیگران برسید، هرگز احساس رضایت یا پذیرش نخواهید کرد. چگونه است که انتظارات خود را برای خود تعیین کنید و برای آن‌ها تلاش کنید؟ مطمئن شوید که انتظارات شما واقعی و قابل دستیابی باشد.
null
I'm a male in my 20s. My girlfriend is in her late 30s. She's great. She's funny and smart, she has a big heart, and we have an excellent sex life. She recently moved in with me partially because she wanted to and partially because she had no place to go. We fight a lot. It’s mostly my fault, I must admit. She doesn't ...
Hi Fort Worth,  I applaud your awareness and insight into the relationship.  Most of us come into relationships carrying old baggage and although you can't change her,  what you can do, is change yourself.  We can usually begin to understand ourselves better in the context of our own upbringings.  That is where we lear...
من یک مرد در دهه بیست سالگی‌ام. دوست دخترم در اواخر دهه سی سالگی است. او فوق‌العاده است. او خنده‌دار و باهوش است، قلب بزرگی دارد و ما زندگی جنسی خیلی خوبی داریم. او به تازگی به خانه‌ام نقل مکان کرده، بخشی از این تصمیم به خاطر تمایل خودش بوده و بخشی دیگر به این خاطر که جایی برای رفتن نداشت. ما خیلی دعوا می‌کنیم. باید اع...
سلام فورت ورث، من از آگاهی و بینش شما درباره رابطه‌ها تقدیر می‌کنم. بیشتر ما هنگام ورود به روابط، بارهای قدیمی را با خود داریم و اگرچه نمی‌توانید او را تغییر دهید، آنچه می‌توانید انجام دهید، تغییر خودتان است. معمولاً ما در زمینه تربیت خود بهتر می‌توانیم خود را درک کنیم. اینجا جایی است که یاد می‌گیریم یک رابطه چگونه است...
null
I'm a male in my 20s. My girlfriend is in her late 30s. She's great. She's funny and smart, she has a big heart, and we have an excellent sex life. She recently moved in with me partially because she wanted to and partially because she had no place to go. We fight a lot. It’s mostly my fault, I must admit. She doesn't ...
It sounds like there are assumptions being made regarding how she feels about you and why she is with you. I would not suggest breaking up with her without first attempting to resolve your own issues. You may not only regret your decision, but might find that the exact same problem arises in future relationships. I wou...
من یک مرد در بیست سالگی هستم. دوست دخترم در اواخر سی سالگی است. او عالی است؛ خنده‌دار و باهوش است، قلب بزرگی دارد و ما زندگی جنسی فوق‌العاده‌ای داریم. او به تازگی با من زندگی کرد، بخشی به خاطر این که خودش می‌خواست و بخشی به این دلیل که جایی برای رفتن نداشت. ما زیاد دعوا می‌کنیم. باید اعتراف کنم که بیشتر تقصیر من است. ا...
به نظر می‌رسد که پیش‌فرض‌هایی درباره احساس او نسبت به شما و دلیلی که او با شماست، وجود دارد. من پیشنهاد نمی‌کنم که بدون نخستین تلاش برای حل مشکلات خود از او جدا شوید. شما ممکن است نه تنها از تصمیم‌تان پشیمان شوید، بلکه ممکن است متوجه شوید که همان مشکل در روابط آینده نیز تکرار می‌شود. پیشنهاد می‌کنم با یک درمانگر صحبت ک...
null
I'm a male in my 20s. My girlfriend is in her late 30s. She's great. She's funny and smart, she has a big heart, and we have an excellent sex life. She recently moved in with me partially because she wanted to and partially because she had no place to go. We fight a lot. It’s mostly my fault, I must admit. She doesn't ...
Are you possibly mixing up an impulse to nurture and protect someone, such as by offering housing, and your own need to feel loved and appreciated as a romantic partner?Maybe your feeling of jealousy is really your awareness of a reasonable need to be loved by a partner.Even though you are quite detailed in your descri...
من یک مرد در دهه بیست سالگی هستم. دوست دخترم در اواخر سی سالگی است. او عالی است: بسیار خنده‌دار و باهوش است، قلب بزرگی دارد و ما زندگی جنسی بسیار خوبی داریم. او به تازگی با من زندگی می‌کند، بخشی به این دلیل که خودش می‌خواست و بخشی به این دلیل که جایی برای رفتن نداشت. ما خیلی دعوا می‌کنیم و باید اعتراف کنم که عمدتا تقصی...
آیا ممکن است انگیزه‌ای برای پرورش و محافظت از کسی، مانند ارائه مسکن، و نیاز خود به احساس عشق و قدردانی به عنوان یک شریک عاشقانه را با هم مخلوط کرده‌اید؟ شاید احساس حسادت شما در واقع آگاهی شما از یک نیاز معقول به عشق توسط شریک‌تان باشد. اگرچه در توصیف شریک زندگی‌تان بسیار دقیق هستید، اما یکی از نکات مهم این است که آیا ا...
null
My grandma had a stroke and passed away recently. I lost my home and job. I'm looking but haven't found a job. I've been binge watching television and binge eating.
Hello!I write to respond to your recent inquiry for possible increase in self-esteem and positive behavioral change regarding motivation for a new job. First of all, please try to allow yourself some time for grief of the loss of your dear grandmother. It appears you were close to her in many ways and she had a great i...
مادربزرگم سکته مغزی کرد و اخیراً فوت شد. من خانه و شغلم را از دست داده‌ام. به دنبال کار هستم اما هنوز شغفی پیدا نکرده‌ام. مدتی است که هم تلویزیون زیاد تماشا می‌کنم و هم به طور مفرط غذا می‌خورم.
سلام! من برای پاسخ به پرسش اخیر شما درباره افزایش احتمال خودباوری و تغییرات مثبت در رفتار مربوط به انگیزه برای پیدا کردن شغل جدید می نویسم. اول از همه، لطفاً سعی کنید مدتی برای غم و اندوه ناشی از فقدان مادربزرگ عزیزتان برای خودتان در نظر بگیرید. به نظر می‌رسد که شما از جهات مختلف به او نزدیک بوده‌اید و او تأثیر زیادی ب...
null
My grandma had a stroke and passed away recently. I lost my home and job. I'm looking but haven't found a job. I've been binge watching television and binge eating.
Wow, you got hit with some serious stuff all at once. Work, relationships, and housing/security are major needs for us and to lose all that at once has got to affect you. When things go wrong, it is natural for us to look for blame----and the easiest person for us to blame is ourselves. Put that with grief and you've g...
مادربزرگم سکته مغزی کرد و اخیراً درگذشت. من خانه و شغلم را از دست دادم. به دنبال کار هستم اما هنوز موفق به پیدا کردن شغل نشده‌ام. در حال تماشای تلویزیون و پرخوری هستم.
وقتی همه چیز اشتباه می‌رود، طبیعی است که به دنبال سرزنش باشیم و آسان‌ترین فرد برای سرزنش کردن خودمان هستیم. این را با غم و اندوه ترکیب کنید و یک دستورالعمل برای احساس بدی به وجود می‌آید. ما ممکن است احساس بدی کنیم و بخواهیم با چیزهایی مثل غذا و تلویزیون، همانطور که شما توصیف کردید، خود را مشغول کنیم. ممکن است به زمان ز...
null
My grandma had a stroke and passed away recently. I lost my home and job. I'm looking but haven't found a job. I've been binge watching television and binge eating.
Please practice being kind to yourself!! You lost your grandmother, your home and your job!  Huge changes have just taken place and it would be challenging for anyone to be unfazed.  And having said that, you wrote that you have been looking for a job, so that tells me that you have most definitely not failed yourself....
مادربزرگم سکته مغزی کرد و اخیراً فوت کرد. من خانه و شغلم را از دست داده‌ام. در جستجوی کار هستم اما هنوز موفق به پیدا کردن شغل نشده‌ام. به شدت تلویزیون تماشا می‌کنم و غذا می‌خورم.
لطفاً با خود مهربان باشید! شما مادربزرگ، خانه و شغل‌تان را از دست داده‌اید! تغییرات عظیمی به تازگی رخ داده است و برای هر کسی دشوار است که بی‌تفاوت بماند. با این حال، شما نوشته‌اید که به دنبال کار هستید، بنابراین این نشان می‌دهد که قطعا خود را شکست نداده‌اید. سعی کنید هر روز را به‌طور جداگانه بگذرانید. من شما را تشویق م...
null
null
Just like when you were in school, mistakes are opportunities to learn and refine ourselves. Someone wise once said, mistakes are our teachers. None of us are  perfect, and we all make mistakes at one time or another. Don't be hard on yourself, and find a way to practice self-acceptance. Fallibility is part of being hu...
I'm sorry, but it seems there's no text provided for translation or refinement. Could you please provide the original text and its translation?
درست مثل زمانی که در مدرسه بودید، اشتباهات فرصتی برای یادگیری و بهبود خودمان هستند. کسی عاقل یک بار گفت: اشتباهات معلم ما هستند. هیچ‌کدام از ما کامل نیستیم و همه ما در برهه‌ای از زمان اشتباه می‌کنیم. به خودتان سخت نگیرید و تلاشی برای پذیرش خود انجام دهید. خطاپذیری بخشی از انسان بودن است.
null
null
If it is so, then know your intentions were good and you wouldn't deliberately cause harm.Learn whatever lessons are possible from your mistakes.   This is the best way to ensure you won't repeat the same ones.
I'm sorry, but it seems there's no original text or translation provided. Could you please provide the text you would like me to refine?
اگر اینطور است، پس بدانید که نیت شما خوب بوده و عمداً نمی‌خواهید آسیبی وارد کنید. هر درسی که ممکن است را از اشتباهات خود بیاموزید. این بهترین راه برای اطمینان از این است که همان اشتباهات را تکرار نخواهید کرد.
null
All my friends have either hooked up or had a girlfriend but me. I try to be happy for them, but I get really upset every time they hook up.
If you mean “hooked up” as having sex with no care for the person, and you’d like a girlfriend, then realize relationships require more complex alignment with a partner than being a sex buddy.Pay attention to all your feelings toward a girl so that you’ll approach someone who attracts you for reasons in addition to sex...
همه دوستانم یا رابطه دارند یا دوست دختر دارند به جز من. سعی می‌کنم بخاطرشان خوشحال باشم، اما هر بار که رابطه برقرار می‌کنند، خیلی ناراحت می‌شوم.
اگر منظور شما از “رابطه” داشتن رابطه جنسی بدون توجه به شخص مقابل است و به دنبال یک دوست دختر هستید، باید درک کنید که روابط نیازمند هماهنگی پیچیده تری با شریک زندگی هستند تا صرفاً یک رابطه جنسی. به تمام احساسات خود نسبت به یک دختر توجه کنید تا به کسی نزدیک شوید که به دلایل دیگری علاوه بر جذابیت جنسی شما را جذب می‌کند. ه...
null
I've always thought that there wasn't much good out there for me. Now that things are actually going well, it kind of scares me. I spent most of my life feeling unwanted and figured I would be alone. I recently met a great woman who seems to really like me, and I don't know how to process this. It's bothering both of u...
Congrats on having a happiness problem.Go slowly and tell your partner how you feel as you discover how being loved feels.On a deep level you’re releasing yourself from interaction patterns which treated you poorly and unkindly.Time is needed of repeated occurrences of this newfound loving behavior toward you.Gradually...
همیشه فکر می‌کردم که برای من چیزی خوب وجود ندارد. حالا که اوضاع در واقع خوب پیش می‌رود، این موضوع من را به نوعی می‌ترساند. بیشتر عمرم را با احساس ناخواسته بودن گذرانده‌ام و تصور می‌کردم که تنها خواهم ماند. اخیراً با یک زن فوق‌العاده آشنا شدم که به نظر می‌رسد واقعاً از من خوشش می‌آید و نمی‌دانم چگونه باید این وضعیت را م...
به آرامی پیش بروید و به شریک زندگی‌تان بگویید که چگونه احساس می‌کنید وقتی متوجه می‌شوید که چطور دوست داشته می‌شوید. در سطح عمیق، شما خود را از الگوهای تعاملی که با شما بد و بی‌رحمانه رفتار می‌کردند، آزاد می‌کنید. زمان لازم است تا تکرار این رفتار عاشقانه جدید نسبت به شما شکل بگیرد. به تدریج، شما بیشتر و بیشتر به این اعت...
null
I've always thought that there wasn't much good out there for me. Now that things are actually going well, it kind of scares me. I spent most of my life feeling unwanted and figured I would be alone. I recently met a great woman who seems to really like me, and I don't know how to process this. It's bothering both of u...
You're in a lot of good company and it's great that you're in a positive relationship. Congratulations!I often hear people talk about loving yourself and self esteem. We often seem to blame ourselves for not "loving ourselves" enough or put ourselves down for having low self esteem. It seems to me that since we are ess...
من همیشه فکر می‌کردم که برای من چیزهای خوبی وجود ندارد. حالا که اوضاع واقعاً خوب پیش می‌رود، این موضوع باعث ترسم می‌شود. من بیشتر زندگی‌ام را با احساس ناخواسته بودن سپری کرده‌ام و فکر می‌کردم که تنها خواهم ماند. اخیراً با یک زن فوق‌العاده آشنا شدم که به نظر می‌رسد واقعاً به من علاقه دارد، و نمی‌دانم چگونه باید این وضعی...
به نظر می‌رسد که از آنجا که ما اساساً موجودات اجتماعی هستیم و برای بقا به یکدیگر نیاز داریم، واقعاً می‌دانیم که چه کسی هستیم. ما هویت خود را از طریق تعاملات متعددی که با دیگران و محیط اطراف‌مان داریم، شکل می‌دهیم. به عبارت دیگر، نمی‌توانید به سادگی انگشتان خود را تکان دهید و بگویید: "حالا خودم را دوست دارم"، در حالی که...
null
I've always thought that there wasn't much good out there for me. Now that things are actually going well, it kind of scares me. I spent most of my life feeling unwanted and figured I would be alone. I recently met a great woman who seems to really like me, and I don't know how to process this. It's bothering both of u...
Hi! Thank you for your question. It's tough to be in a healthy and loving relationship when we believe we are not worth it. Quite often being in such a relationship is very uncomfortable as it goes against everything we believe about ourselves. First, I want to say you are very brave to open up yourself to the relation...
من همیشه فکر می‌کردم که چیز خوبی برای من وجود ندارد. حالا که اوضاع به‌راستی خوب پیش می‌رود، نوعی ترس به من دست می‌دهد. بیشتر عمرم را با احساس ناخواسته بودن گذرانده‌ام و فرض می‌کردم که تنها خواهم ماند. به‌تازگی با یک زن فوق‌العاده آشنا شدم که به‌نظر می‌رسد واقعاً از من خوشش می‌آید، و نمی‌دانم چگونه باید با این موضوع کنا...
سلام! از شما بابت سوالتان متشکرم. داشتن یک رابطه سالم و پرمحبت زمانی دشوار است که احساس کنیم ارزشش را نداریم. اغلب، بودن در چنین رابطه‌ای بسیار ناراحت‌کننده است زیرا با تمام باورهایی که درباره خود داریم در تضاد است. اول از همه، می‌خواهم بگویم که شما بسیار شجاع هستید که به این رابطه با این زن فوق‌العاده‌ای که ملاقات کرد...
null
I've always thought that there wasn't much good out there for me. Now that things are actually going well, it kind of scares me. I spent most of my life feeling unwanted and figured I would be alone. I recently met a great woman who seems to really like me, and I don't know how to process this. It's bothering both of u...
This can be really anxiety-producing when you have not felt it before. It may be helpful to work through some of this with a local therapist so you can get more specific ideas.Some other things that come to my mind are maybe talking about spending about 10 minutes or so discussing how you are feeling and seeing if your...
من همیشه فکر می‌کردم که چیز خوبی برای من وجود ندارد. حالا که اوضاع واقعاً خوب پیش می‌رود، این موضوع کمی مرا می‌ترساند. بیشتر عمرم را صرف احساس ناخواسته بودن کرده‌ام و فکر می‌کردم که تنها خواهم ماند. اخیراً با یک زن عالی آشنا شدم که به نظر می‌رسد واقعاً به من علاقه‌مند است و نمی‌دانم چگونه باید این احساس را مدیریت کنم. ...
این می‌تواند به شما کمک کند تا به اطلاعاتی که او در واقع به شما می‌دهد پاسخ دهید، نه به ادراکات شما که به نظر می‌رسد متفاوت از آنچه او سعی در گفتن دارد. شاید یکی از مواردی که به ذهنم می‌رسد، صحبت کردن درباره احساساتتان به مدت حدود 10 دقیقه باشد و دیدن اینکه آیا شریک زندگی‌تان مایل است به شما گوش دهد یا نه. این به شما ا...
null
About 3 years ago or so I was skinny, but I was still ugly. I really do want to change that but I've tried 3 times. Now can I try but don't stop. At school I get bullied about my weight and my ugliness and I have been bullied my whole life that I believe them. How can I stop thinking about them and don't let it get in ...
Hey!  I am so impressed with your efforts to ask questions, to figure out how to change the messages that you hear (and say to yourself), and to get support!  And it sounds like you want to make some changes in your life!  Take a walk over to the counseling office at school, the school nurse or consider reaching out to...
حدود سه سال پیش لاغر بودم، اما هنوز هم زشت بودم. واقعاً می‌خواهم این وضعیت را تغییر دهم، اما تا حالا سه بار تلاش کرده‌ام. حالا می‌خواهم دوباره تلاش کنم اما نمی‌خواهم متوقف شوم. در مدرسه به خاطر وزن و زشت بودنم مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرم و به خاطر اینکه به حرف‌هایشان ایمان آورده‌ام، در تمام طول زندگی آزار دیده‌ام. چگ...
هی! من از تلا‌ش‌های شما برای پرسیدن سوالات، یافتن راه‌هایی برای تغییر پیام‌هایی که می‌شنوید (و به خودتان می‌گویید) و کسب حمایت بسیار تحت تأثیر قرار گرفته‌ام! به نظر می‌رسد شما می‌خواهید برخی تغییرات را در زندگی‌تان ایجاد کنید! به دفتر مشاوره در مدرسه، پرستار مدرسه یا دفتر پزشک متخصص کودکان خود مراجعه کنید. شما نیازی به...
null
About 3 years ago or so I was skinny, but I was still ugly. I really do want to change that but I've tried 3 times. Now can I try but don't stop. At school I get bullied about my weight and my ugliness and I have been bullied my whole life that I believe them. How can I stop thinking about them and don't let it get in ...
Amy is right, you do not need to ask for permission to seek for support.  Finding that help at school or through your pediatrician could be the first step towards getting the tools to reach physical and emotional health.  Remember that the weight is only a number on the scale, but your health is determined by multiple ...
حدود سه سال پیش لاغر بودم اما هنوز هم از نظر ظاهری خوب نبودم. واقعا می‌خواهم این وضعیت را تغییر دهم، اما سه بار تلاش کرده‌ام. حالا می‌خواهم دوباره تلاش کنم و این بار متوقف نشوم. در مدرسه به خاطر وزن و زشت بودنم مورد تمسخر قرار می‌گیرم و در طول زندگی به دلیل اعتقادم به آنها آزار دیده‌ام. چگونه می‌توانم از فکر کردن به نظ...
متن اصلی: امی درست می‌گوید، شما نیازی به درخواست اجازه برای جستجوی حمایت ندارید. یافتن کمک در مدرسه یا از طریق پزشک اطفال می‌تواند اولین قدم برای به‌دست آوردن ابزارهایی باشد که شما را در مسیر رسیدن به سلامت جسمی و عاطفی یاری می‌کند. به یاد داشته باشید که وزن فقط یک عدد روی ترازوست، اما سلامت شما تحت تأثیر عوامل متعددی ...
null
I feel as though I'm suffering severe abandonment issues stemming from childhood. I convince myself I'm not worthy of happiness, and I’m always afraid I'm doing something wrong. It's as if I create little scenarios in my mind, and I start to believe them.
This is an understandable response to early childhood trauma and loss.  Oftentimes when we have overwhelming or difficult experiences as a child including poor caregiving, the ways we managed and the feelings we had then show up in our lives as adults.  Especially when we get close to someone, it mirrors our early expe...
احساس می‌کنم که از مشکلات عمیق رهاشدن ناشی از دوران کودکی رنج می‌برم. خودم را متقاعد می‌کنم که لیاقت شادی را ندارم و همیشه از اینکه مرتکب اشتباهی می‌شوم، می‌ترسم. انگار سناریوهای کوچکی در ذهنم می‌سازم و شروع به باور کردنشان می‌کنم.
این یک پاسخ قابل درک به آسیب‌ها و از دست‌دادن‌های دوران کودکی است. غالباً زمانی که ما تجربه‌های طاقت‌فرسا یا دشواری را به عنوان کودک، از جمله مراقبت ضعیف، پشت سر می‌گذاریم، روش‌هایی که در آن زمان برای مدیریت وضعیت به کار می‌بردیم و احساساتی که داشتیم، در زندگی بزرگسالی‌مان ظاهر می‌شوند. به‌ویژه وقتی که به کسی نزدیک می‌...
null
I feel as though I'm suffering severe abandonment issues stemming from childhood. I convince myself I'm not worthy of happiness, and I’m always afraid I'm doing something wrong. It's as if I create little scenarios in my mind, and I start to believe them.
I would like to offer my compassion that you are struggling with with these feelings. With the information provided and not knowing what your childhood was like or what you've experienced, I will say that from my experience working with people, these feelings are normal, and a normal part  of the process  of healing an...
احساس می‌کنم که از مشکلات جدی رها شدگی ناشی از دوران کودکی رنج می‌برم. خودم را متقاعد می‌کنم که شایسته‌ی خوشبختی نیستم و همیشه نگران این هستم که کار نادرستی انجام می‌دهم. گویا سناریوهای کوچک را در ذهنم می‌سازم و به تدریج شروع به باور کردن آن‌ها می‌کنم.
با توجه به اطلاعات ارائه‌شده و با توجه به اینکه نمی‌دانیم دوران کودکی شما چگونه بوده یا چه تجربه‌ای داشته‌اید، می‌توانم بگویم که با توجه به تجربیاتم در کار با مردم، این احساسات طبیعی هستند و بخشی عادی از فرآیند بهبودی به شمار می‌روند. تنها با ارسال سوال شما، نشان می‌دهد که شما آگاه هستید و خواهان تغییر این وضعیت هستید....
null
I feel as though I'm suffering severe abandonment issues stemming from childhood. I convince myself I'm not worthy of happiness, and I’m always afraid I'm doing something wrong. It's as if I create little scenarios in my mind, and I start to believe them.
I’m glad that you are reaching out for help. What you are experiencing is common for people who have experienced abuse, neglect, or other forms of trauma. When people experience trauma they develop a feeling of shame and start becoming self critical. Therapy can help regulate these thoughts and feelings of abandonment ...
احساس می‌کنم که از مشکلات شدید رها شدن ناشی از دوران کودکی رنج می‌برم. خودم را متقاعد می‌کنم که لیاقت شادی را ندارم و همیشه از این می‌ترسم که کاری اشتباه انجام می‌دهم. انگار سناریوهای کوچکی را در ذهنم می‌سازم و به مرور به آنها باور پیدا می‌کنم.
خوشحالم که شما برای کمک اقدام کرده‌اید. آنچه که تجربه می‌کنید برای افرادی که سوءاستفاده، غفلت یا اشکال دیگری از تروما را تجربه کرده‌اند، معمول است. هنگامی که افراد دچار تروما می‌شوند، احساس شرمندگی می‌کنند و به انتقاد از خود می‌پردازند. درمان می‌تواند به تنظیم این افکار و احساسات ناشی از احساس abandono کمک کند تا آنها ...
null
For the past year, I have been feeling pressured to do well in school, and it put a ton of stress on me. I have been bullied for five years, and for some reason, it is now sinking in, and I can't stop it. For some other reason, I can't find a hobby I can see myself doing without thinking bad about myself.
You may have reached the natural end point of working very hard in school and putting up with bullies or not knowing how to step to the side of people who bully you.Both conditions you have been living under, pressure to perform well in school, and the tension of someone bullying you, are quite draining.Now is probably...
سال گذشته، احساس فشاری کردم که در مدرسه خوب عمل کنم و این باعث استرس زیادی برای من شد. من پنج سال است که مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌ام و به دلایلی اکنون این موضوع به من فشار می‌آورد و نمی‌توانم جلوی آن را بگیرم. به دلایل دیگری هم، نمی‌توانم سرگرمی‌ای پیدا کنم که بدون فکر کردن به خودم، از انجام آن لذت ببرم.
شاید شما به نقطه‌ای طبیعی در پایان دوران سخت‌کوشی خود در مدرسه رسیده‌اید و از تحمل آزار و اذیت یا عدم توانایی در کنار زدن افرادی که شما را آزار می‌دهند خسته شده‌اید. هر دو این شرایط، یعنی فشار برای عملکرد خوب در مدرسه و تنش ناشی از آزار یک فرد، بسیار فرسودکننده است. حالا احتمالاً وقت آن است که از آزمایش عاطفی خود بهبود...
null
For the past year, I have been feeling pressured to do well in school, and it put a ton of stress on me. I have been bullied for five years, and for some reason, it is now sinking in, and I can't stop it. For some other reason, I can't find a hobby I can see myself doing without thinking bad about myself.
Check out my latest blog on:  Four-ways-add-self-esteem-friends-listI hope this provides a few nuggets of helpfulness to you!
در طول یک سال گذشته، احساس فشار کرده‌ام که در مدرسه خوب عمل کنم و این موجب استرس زیادی برایم شده است. من به مدت پنج سال مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌ام و به طرز عجیبی، این مسائل اکنون به من فشار می‌آورد و نمی‌توانم آن را متوقف کنم. به دلیلی دیگر، نمی‌توانم سرگرمی‌ای پیدا کنم که خودم را در حین انجام آن بدون افکار منفی در...
آخرین وبلاگ من را در مورد: چهار روش برای افزایش عزت نفس در لیست دوستان بررسی کنید. امیدوارم این موارد کمی به شما کمک کند!
null
I'm a teenage girl, and I feel very bad about my weight. I don't know how to make it stop.
One way may be to take some sort of physical movement class in which you will be regarded by the teacher as one of the students, not the girl who weighs a certain amount.In a movement class such as pilates, yoga, aerobics, weights, dance, when the standard for clothing is somewhat fitted and shows more of our physical ...
من یک دختر نوجوان هستم و از وزنم خیلی ناراحتم. نمی‌دانم چطور می‌توانم این احساس را متوقف کنم.
یکی از راه‌ها ممکن است این باشد که به نوعی کلاس حرکات بدنی بروید که در آن شما توسط معلم به عنوان یکی از دانش‌آموزان در نظر گرفته می‌شوید، نه دختری با وزن خاص. در کلاس‌هایی مانند پیلاتس، یوگا، ایروبیک، وزنه‌برداری و رقص، زمانی که استاندارد لباس کمی متناسب‌تر است و بیشتر از بدن‌های فیزیکی ما را نسبت به لباس‌های معمولی نش...
null
I'm a teenage girl, and I feel very bad about my weight. I don't know how to make it stop.
Have you spoken to your health care provider about your weight?  You may not have a medical issue.   A lot of times we try to have the "perfect" body when in reality we try to live up to social standards.  Please set up a FREE consultation with me!
من یک دختر نوجوان هستم و از وزنم خیلی ناراحت هستم. نمی‌دانم چطور می‌توانم این احساس را متوقف کنم.
آیا با ارائه‌دهنده خدمات بهداشتی خود در مورد وزن‌تان صحبت کرده‌اید؟ ممکن است مشکلی پزشکی نداشته باشید. بسیاری از اوقات ما سعی می‌کنیم بدن "کامل" داشته باشیم در حالی که در واقع در تلاش برای تطبیق با استانداردهای اجتماعی هستیم. لطفاً یک مشاوره رایگان با من تنظیم کنید!
null
null
For some people, it really is about "learning" to love and like yourself.  Learning this often starts with understanding what gets in the way of you liking or loving yourself.  And more often than not, it is the messages our brain sends that have an extremely powerful affect on how we view ourselves.  The brain is very...
I'm sorry, but it appears that the original text and translation provided are both "nan," which indicates that no content is available for refinement. Please provide a different text or translation for assistance.
برای برخی از مردم، این واقعاً درباره "یادگیری" دوست داشتن و ارزش قائل شدن برای خود است. یادگیری این موضوع اغلب با درک آنچه در مسیر دوست داشتن خودمان ممانعت ایجاد می‌کند، آغاز می‌شود. و بیشتر اوقات، این پیام‌هایی هستند که مغز ما ارسال می‌کند و تأثیر بسیار قوی‌ای بر نحوه نگرش ما به خود دارد. مغز در فریب دادن ما به این که...
null
null
For some people, it really is about "learning" to love and like yourself.  Learning this often starts with understanding what gets in the way of you liking or loving yourself.  And more often than not, it is the messages our brain sends that have an extremely powerful affect on how we view ourselves.  The brain is very...
I'm sorry, but it seems there is no original text or translation provided. Please provide the text you'd like me to assist with, and I'll be happy to help!
برای برخی از افراد، این واقعاً در مورد "یادگیری" دوست داشتن و پذیرش خود است. یادگیری این اغلب با درک موانعی که برای دوست داشتن یا پذیرش خودمان وجود دارد، آغاز می‌شود. و بیشتر اوقات، این پیام‌هایی هستند که مغز ما ارسال می‌کند و تأثیر بسیار قدرتمندی بر نحوه دیدن خودمان دارند. مغز ما در فریب دادن ما به این که زشت، احمق یا...
null
null
I'll offer two tools to consider: a bar and a puzzle piece. (What?!) Most people compare themselves to others - ie: I'm not as good looking as Jaime, I'm not as cool as Corey~ the person you might do better to look at is you. What cool thing did I do today that I didn't do yesterday? how did I do my hair in that pictur...
I'm sorry, but there is no original text or translation provided to refine. Please provide the relevant text, and I'll be happy to assist you.
من دو ابزار را برای در نظر گرفتن پیشنهاد می‌کنم: یک میله و یک تکه پازل. (چی؟) بیشتر مردم خود را با دیگران مقایسه می‌کنند - یعنی: من به اندازه‌ی جیمی خوش‌قیافه نیستم، من به اندازه‌ی کوری باحال نیستم. اما کسی که بهتر است به او نگاه کنید، خودتان هستید. چه کار جالبی امروز انجام دادم که دیروز نکرده بودم؟ چگونه موهایم را در ...
null
What am I doing wrong? My wife and I are fighting all the time. What can I do? We don't agree on anything and she usually jumps to conclusions, which are usually wrong on how I feel. She is very family-oriented while all of my family left me on my butt, abused, ignored and messed up with me mentally. I'm not a family-o...
Hello. It sounds to me like you are carrying an enormous amount of emotional weight, and maybe even an equally enormous amount of guilt and feelings of failure about your marriage. I cannot imagine how challenging this is for you right now. Marriages take lots of work, and often the only examples we tend to have are of...
من و همسرم همیشه در حال دعوا هستیم. چه کار می‌توانم بکنم؟ ما هیچ چیز با هم توافق نداریم و او معمولاً به نتیجه‌گیری می‌رسد که در مورد احساسات من اشتباه است. او بسیار خانواده‌گراست در حالی که خانواده من همه به خاطر سوءاستفاده، نادیده‌گرفتن و آسیب روانی من را تنها گذاشتند. من فردی خانواده‌محور نیستم. فقط دو نفر در زندگیم ...
سلام. به نظر می‌رسد شما بار عاطفی بسیار سنگینی را حمل می‌کنید و شاید احساس گناه و شکست در مورد ازدواجتان نیز به همین اندازه بزرگ باشد. نمی‌توانم تصور کنم که در حال حاضر چقدر برای شما چالش‌برانگیز است. ازدواج‌ها به تلاش زیادی نیاز دارند و اغلب تنها نمونه‌هایی که داریم، آن‌هایی هستند که در بچگی مشاهده کرده‌ایم - چه خوب، ...
null
I am becoming a Water Safety Instructor but I didn't have enough for a proper swimsuit. I was told by a boy in class that my top was displaying everything. I was very embarrassed.
I also want to note that we, as a society, are especially judgemental about how women dress and present themselves.  I am sorry that this boy said something insensitive.  There is nothing shameful about your body and it was not your intention to "display everything."  It also wasn't his place to judge you. As women we ...
من دارم به عنوان مربی ایمنی آب آموزش می بینم اما برای یک لباس شنا مناسب کافی ندارم. یک پسر در کلاس به من گفت که بالاتنه‌ام همه چیز را نشان می‌دهد. من بسیار خجالت‌زده شدم.
من همچنین می‌خواهم به این نکته اشاره کنم که ما به عنوان یک جامعه، به ویژه در مورد نحوه لباس پوشیدن و ارائه خود به زنان، بسیار قضاوتگر هستیم. متأسفم که این پسر چیزی نامناسب گفت. هیچ چیز شرم‌آوری در مورد بدن شما وجود ندارد و قصد شما نیز این نبود که "همه چیز را نمایش دهید". همچنین او نباید درباره شما قضاوت می‌کرد. به عنوا...
null
I am becoming a Water Safety Instructor but I didn't have enough for a proper swimsuit. I was told by a boy in class that my top was displaying everything. I was very embarrassed.
First I think we have to acknowledge that you are doing something amazing.  You are putting yourself out there and becoming a Water Safety Instructor.   We often times will focus on the negative and forget about the positive.  Next, you had an incident where someone pointed something out which may have caused embarrass...
من دارم به عنوان مربی ایمنی آب آموزش می‌بینم اما برای یک مایوی مناسب کافی ندارم. یکی از پسرهای کلاس به من گفت که بلوزم همه چیز را نشان می‌دهد. من خیلی خجالت زده شدم.
"به نظر من، ابتدا باید به این موضوع اذعان کنیم که شما کاری شگفت‌انگیز انجام می‌دهید. شما خود را در معرض آن قرار می‌دهید و به عنوان یک مربی ایمنی آب فعالیت می‌کنید. ما اغلب بر جنبه‌های منفی تمرکز می‌کنیم و جنبه‌های مثبت را فراموش می‌کنیم. سپس، شما با یک حادثه مواجه شدید که شخصی به موضوعی اشاره کرد که ممکن است باعث شرمند...
null
I am becoming a Water Safety Instructor but I didn't have enough for a proper swimsuit. I was told by a boy in class that my top was displaying everything. I was very embarrassed.
As far as I can tell, you received unwanted attention, but you didn't do anything wrong.  What did your instructor say? Anything? If the outfit was not appropriate then the instructor should tell you--If he/she didn't then assume the swimsuit was okay, but the gentleman in the class wanted your attention and took it up...
من دارم به عنوان مربی ایمنی آب آموزش می‌بینم اما برای یک لباس شنا مناسب کافی ندارم. یک پسر در کلاس به من گفت که بالا تنه‌ام همه چیز را نشان می‌دهد. من خیلی خجالت‌زده شدم.
تا جایی که می‌توانم بگویم، شما توجه ناخواسته‌ای دریافت کرده‌اید، اما هیچ کار اشتباهی نکرده‌اید. مربی شما چه گفت؟ چیزی؟ اگر لباس مناسب نبود، مربی باید به شما بگوید. اگر او چیزی نگفته، می‌توانید فرض کنید که م swimsuit مشکلی ندارد، اما آقای حاضر در کلاس قصد داشت توجه شما را جلب کند و به خودی خود شروع به اظهار نظر کرد تا ا...
null
I am becoming a Water Safety Instructor but I didn't have enough for a proper swimsuit. I was told by a boy in class that my top was displaying everything. I was very embarrassed.
Everybody does something or a few things in their life which looking back, the person wishes they hadn't.The key to feeling better is to realize that as long as you learn something for the future from your mistake, then you will be doing all that any human being is capable of doing.Your mistake sounds genuine, not that...
من دارم به عنوان مربی ایمنی آب مشغول به کار می‌شوم اما برای خرید یک لباس شنا مناسب کافی ندارم. یکی از پسرها در کلاس به من گفت که بالاتنه‌ام همه چیز را نشان می‌دهد. من خیلی خجالت‌زده شدم.
همه افراد در زندگی خود کارهایی انجام می‌دهند که با نگاه به گذشته، آرزو می‌کنند ای کاش انجام نمی‌دادند. کلید احساس بهتر این است که متوجه شوید تا زمانی که از اشتباه خود چیزی بیاموزید و آن را برای آینده به کار بگیرید، تمام کاری که هر انسان قادر به انجام آن است را انجام داده‌اید. خطای شما واقعی به نظر می‌رسد و نشان نمی‌دهد...
null
I am becoming a Water Safety Instructor but I didn't have enough for a proper swimsuit. I was told by a boy in class that my top was displaying everything. I was very embarrassed.
Sometimes we make ourselves feel worse with our own thoughts about things we can't change. We know that it is possible to overcome embarrassment and self-blame, but why does it seem so difficult to overcome it sometimes? If you tune into your own thoughts, or your "internal dialogue", you'll notice that your thoughts a...
من دارم به عنوان مربی ایمنی آب آموزش می‌بینم، اما برای خرید یک لام لباس شنا مناسب کافی ندارم. یک پسر در کلاس به من گفت که بالاتنه‌ام همه‌چیز را نشان می‌دهد. من خیلی خجالت‌زده شدم.
گاهی اوقات ما با افکار خود درباره چیزهایی که نمی‌توانیم تغییر دهیم، احساس بدتری می‌کنیم. می‌دانیم که غلبه بر شرمساری و خودسرزنشگری ممکن است، اما چرا گاهی اوقات این کار بسیار دشوار به نظر می‌رسد؟ اگر به افکار خود یا "گفتگوی درونی" خود توجه کنیم، متوجه می‌شویم که افکار ما به احساسات‌مان گره خورده است. بنابراین، افرادی که...
null
I am becoming a Water Safety Instructor but I didn't have enough for a proper swimsuit. I was told by a boy in class that my top was displaying everything. I was very embarrassed.
First of all, congratulations to you on becoming a Water Safety Instructor.As far as how to forgive yourself, this is probably one of the toughest things that we ask of ourselves, no matter the subject. On the other hand, it sounds like the location of the mistake means that after you get through the class, you won't s...
من دارم به عنوان مربی ایمنی آب آموزش می‌بینم، اما برای یک لباس شنا مناسب کافی ندارم. یک پسر در کلاس به من گفت که بالاتنه‌ام همه چیز را نشان می‌دهد. من خیلی خجالت زده شدم.
در ابتدا، به شما تبریک می‌گویم که مربی ایمنی در آب شده‌اید. در مورد اینکه چگونه خود را ببخشید، این احتمالاً یکی از دشوارترین مسائلی است که از خود انتظار داریم، صرف‌نظر از موضوع. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد که محل اشتباه به این معنی باشد که پس از پایان کلاس، دیگر با همان افراد روبرو نخواهید شد، بنابراین امیدوارم شرمندگی ...
null
On the first day of school I wore a bra that was too big so that it would look like I had bigger boobs. I did that the whole school year and my parents never found out. But now I can never hang out with my friends at my house or invite them over because it would be around my parents and my friends would see there is no...
I get how you feel; you wish your body looked different and you're embarrassed that you tried to make it look different and people may notice. You don't say how old you are. It's likely that, if you are young, your body will change as you mature, but in general, we're given the bodies we're given and I'm glad to see th...
در اولین روز مدرسه، من سینه بندی که خیلی بزرگ بود پوشیدم تا به نظر برسد سینه‌هایم بزرگ‌تر است. من این کار را در تمام طول سال تحصیلی انجام دادم و والدینم هرگز متوجه نشدند. اما حالا نمی‌توانم هیچ‌گاه با دوستانم در خانه‌ام بمانم یا آنها را دعوت کنم، زیرا در حضور والدینم خواهد بود و دوستانم خواهند دید که هیچ چیزی روی سینه‌...
من درک می‌کنم که چه حسی دارید؛ شما آرزو می‌کنید که بدن‌تان به شکل دیگری به نظر برسد و از اینکه سعی کرده‌اید آن را متفاوت کنید و ممکن است مردم متوجه شوند، خجالت می‌کشید. شما سن‌تان را نمی‌گویید. به احتمال زیاد، اگر جوان هستید، بدن‌تان با بزرگ‌تر شدن تغییر خواهد کرد، اما به طور کلی، ما بدن‌هایی داریم که به ما داده شده اس...
null
On the first day of school I wore a bra that was too big so that it would look like I had bigger boobs. I did that the whole school year and my parents never found out. But now I can never hang out with my friends at my house or invite them over because it would be around my parents and my friends would see there is no...
Sometimes we let our insecurities get the best of us, causing us to make some interesting choices. Honesty is always the best policy, but honesty comes with risk.  Perhaps you may want to start with your family first, explaining to them what you have done and why.  Perhaps they can help you to practice talking about yo...
در اولین روز مدرسه، من سینه‌بندی پوشیدم که خیلی بزرگ بود تا به نظر برسد سینه‌هایم بزرگ‌تر است. من این کار را در طول تمام سال تحصیلی انجام دادم و والدینم هرگز متوجه نشدند. اما اکنون هرگز نمی‌توانم با دوستانم در خانه‌ام قرار بگذارم یا آنها را دعوت کنم، چون در کنار والدینم خواهند بود و دوستانم متوجه می‌شوند که چیزی در سین...
گاهی اوقات به ناامنی‌هایمان اجازه می‌دهیم که بر ما غلبه کنند و این امر باعث می‌شود انتخاب‌های جالبی داشته باشیم. صداقت همیشه بهترین سیاست است، اما صداقت همراه با ریسک است. شاید بخواهید ابتدا با خانواده‌تان شروع کنید و به آنان توضیح دهید که چه کرده‌اید و چرا. شاید آن‌ها بتوانند به شما کمک کنند تا در مورد صحبت درباره ناا...
null
On the first day of school I wore a bra that was too big so that it would look like I had bigger boobs. I did that the whole school year and my parents never found out. But now I can never hang out with my friends at my house or invite them over because it would be around my parents and my friends would see there is no...
Wear baggy clothes to disguise the problem and if you do this for a long enough time, then your friends may forget what size boobs you have.Can you tell your parents what you wrote here?  If yes, then maybe they will be empathetic and this always helps.They may also agree to not make any comments about your boobs when ...
در اولین روز مدرسه، سینه‌بندی پوشیدم که خیلی بزرگ بود تا به نظر برسد سینه‌هایم بزرگ‌تر است. من این کار را در تمام طول سال تحصیلی ادامه دادم و والدینم هرگز متوجه نشدند. اما حالا هرگز نمی‌توانم با دوستانم در خانه‌ام وقت بگذرانم یا آنها را دعوت کنم زیرا در حضور والدینم خواهد بود و دوستانم خواهند دید که سینه‌ام چیزی ندارد....
لباس‌های گشاد بپوشید تا مشکل را پنهان کنید و اگر این کار را برای مدتی طولانی ادامه دهید، ممکن است دوستانتان فراموش کنند که اندازه سینه‌های شما چقدر است. آیا می‌توانید به والدین‌تان بگویید که اینجا چه چیزی نوشته‌اید؟ اگر بله، شاید آن‌ها بتوانند همدردی کنند و این همیشه کمک می‌کند. آن‌ها همچنین ممکن است موافقت کنند که هیچ...
null
null
Check out my latest blog:  Four-ways-add-self-esteem-friends-listI hope this offers you some nuggets of helpfulness!
I'm sorry, but there is no original text or translation provided to refine. Could you please provide the text you need help with?
آخرین وبلاگ من را بررسی کنید: چهار روش برای افزایش اعتماد به نفس در لیست دوستان. امیدوارم این اطلاعات برای شما مفید باشد!
null
I always need alcohol to feel better and use that as a excuse.
Check out my latest blog on:  Four-ways-add-self-esteem-friends-listI hope this offers you some nuggets of helpfulness!
من همیشه به الکل نیاز دارم تا احساس بهتری پیدا کنم و از آن به عنوان بهانه استفاده می‌کنم.
آخرین وبلاگ من را در مورد: چهار راه برای افزودن به عزت نفس در لیست دوستان بررسی کنید. امیدوارم این نکات به شما کمک کند!
null
I feel like I'm ugly, stupid, useless, and that I can't make anyone happy.
Check out my blog post on:  Four-ways-add-self-esteem-friends-list/I hope this offers you some nuggets of helpfulness!
احساس می‌کنم که زشت، احمق و بی‌فایده‌ام و نمی‌توانم کسی را خوشحال کنم.
به پست وبلاگ من درباره: چهار روش برای افزایش اعتماد به نفس در دوستی‌ها سر بزنید. امیدوارم این موارد برای شما مفید باشد!
null
I hate everything I see in the mirror. I don't like being in pictures and always scribble out my face. It's stressing me out. I don't trust my parents enough to tell them and I don't know what to do.
This is so very common in this crazy looks-obsessed world! I meet so many beautiful people who can't see their beauty. Is there something getting in the way for you? Was there a time in your life when people teased you or told you something hurtful, or did something to you that made you feel ugly? If so, this can be ad...
از هر چیزی که در آینه می‌بینم متنفرم. از عکاسی خوشم نمی‌آید و همیشه صورت خود را خط می‌زنم. این موضوع باعث استرس من می‌شود. به اندازه کافی به والدینم اعتماد ندارم که به آنها بگویم و نمی‌دانم چه کار کنم.
این امر در این دنیای دیوانه‌وار و ظاهرپرست بسیار رایج است! من با افراد زیبا زیادی ملاقات می‌کنم که نمی‌توانند زیبایی خود را ببینند. آیا چیزی مانع شماست؟ آیا زمانی در زندگی‌تان دیگران شما را مسخره کرده‌اند یا سخنی آزاردهنده به شما گفته‌اند، یا کاری کرده‌اند که شما را زشت احساس کنید؟ اگر پاسخ مثبت است، باید ابتدا به این ...
null
I hate everything I see in the mirror. I don't like being in pictures and always scribble out my face. It's stressing me out. I don't trust my parents enough to tell them and I don't know what to do.
Check out my latest blog:  Four-ways-add-self-esteem-friends-listI hope this offers you some nuggets of helpfulness!
از هر چیزی که در آینه می‌بینم متنفرم. از گرفتن عکس بدم می‌آید و همیشه صورت خود را می‌پوشانم. این موضوع برایم استرس‌زا شده است. به اندازه کافی به والدینم اعتماد ندارم که این مشکلات را با آنها در میان بگذارم و نمی‌دانم چه کار کنم.
آخرین وبلاگ من را بررسی کنید: چهار روش برای افزایش اعتماد به نفس در لیست دوستان. امیدوارم این مطالب برای شما مفید باشد!
null
Whether it's to a guy or girl, I always feel insecure talking, and I am afraid of embarrassing myself and not being good enough. Even when I am walking, I worry about my appearance and facial expression and such.
Hi. I'm glad you wrote, because I think a lot of people have this same issue (to different degrees) and we don't talk about it much. You have some social anxiety that is a bit beyond what the average person might feel. Most people have some amount of worry about what others might think of them, and this probably preven...
چه با یک پسر باشد چه با یک دختر، همیشه در صحبت کردن احساس ناامنی می‌کنم و از اینکه خودم را خجالت‌زده کنم و به اندازه کافی خوب نباشم، می‌ترسم. حتی وقتی که دارم راه می‌روم، نگران ظاهر و حالت چهره‌ام و موارد مشابه هستم.
سلام، خوشحالم که نوشتید؛ زیرا فکر می‌کنم بسیاری از مردم با این مشکل (به درجات مختلف) مواجه هستند و ما درباره‌اش زیاد صحبت نمی‌کنیم. شما اضطراب اجتماعی دارید که کمی بیشتر از آنچه فرد معمولی ممکن است احساس کند، است. بیشتر مردم مقداری نگرانی درباره این دارند که دیگران درباره‌شان چه فکر می‌کنند و این ممکن است از بروز رفتار...
null
Whether it's to a guy or girl, I always feel insecure talking, and I am afraid of embarrassing myself and not being good enough. Even when I am walking, I worry about my appearance and facial expression and such.
I want to add that one way therapy can help with social anxiety is to give you a corrective experience.  Each week, you sit across from someone who genuinely cares about you, who doesn't judge you, and who you can voice your concerns to.  Over time, you show them more and more of yourself, and as they get to know you, ...
چه با یک پسر باشد چه با یک دختر، همیشه در صحبت کردن احساس ناامنی می‌کنم و از خجالت کشیدن و کافی نبودن می‌ترسم. حتی وقتی که دارم راه می‌روم، نگران ظاهر و حالت چهره‌ام هستم.
یکی از راه‌هایی که درمان می‌تواند به شما در مقابله با اضطراب اجتماعی کمک کند، ارائه یک تجربه اصلاحی است. هر هفته، شما در مقابل فردی می‌نشینید که واقعاً به شما اهمیت می‌دهد، شما را قضاوت نمی‌کند و می‌توانید نگرانی‌هایتان را با او در میان بگذارید. با گذشت زمان، شما بیشتر و بیشتر از خودتان را به او نشان می‌دهید و در حالی ...
null
null
null
I'm sorry, but there is no original text provided to translate or refine. Could you please provide the content you need help with?
I'm sorry, but I cannot provide a refined translation without any original text. Please provide the text you would like me to refine.
null
My roommate has had a drinking problem for a while. She goes out, gets trashed, and then expects everyone to take care of her. The next morning, she apologizes constantly until she feels validated. She also thinks everyone hates her all the time. If I don't seem anything other than happy, she asks me "Do you hate me? Y...
It does sound like your roommate may have a drinking problem, and the short answer is that you can't do anything about it, only she can. We can't change what other people say, think, or do. We can only change our reactions. It does sound like your roommate may be having a hard time. You can suggest that she enter couns...
هم‌اتاقی من مدتی است که با مشکل نوشیدن دست و پنجه نرم می‌کند. او به بیرون می‌رود، مست می‌شود و سپس انتظار دارد همه از او مراقبت کنند. صبح روز بعد، به طور مداوم عذرخواهی می‌کند تا زمانی که احساس ارزشمندی کند. او همچنین تصور می‌کند که همه همیشه از او متنفرند. اگر به نظر نرسد چیزی جز خوشحالی، از من می‌پرسد "آیا از من متنف...
به نظر می‌رسد هم‌اتاقی شما ممکن است مشکل نوشیدن داشته باشد و جواب کوتاه این است که شما نمی‌توانید کاری در این مورد انجام دهید، تنها او می‌تواند. ما نمی‌توانیم آنچه را که دیگران می‌گویند، فکر می‌کنند یا انجام می‌دهند تغییر دهیم. ما فقط می‌توانیم واکنش‌های خود را تغییر دهیم. به نظر می‌رسد هم‌اتاقی شما ممکن است با مشکلاتی...
null
null
I'm not really sure what "not good enough" means. If multiple people have told you that, one thing to consider is that they each had their own reasons for not wanting a child at that moment. It is possible that it had nothing to do with you.Did any of these significant others say anything about what made them feel that...
The original text and translation provided do not contain any specific content to refine. Please provide a different text for translation assistance.
اگر چند نفر به شما گفته‌اند که به اندازه کافی خوب نیستید، نکته‌ای که باید در نظر بگیرید این است که هر یک از آنها دلایل خاص خود را برای نخواستن یک کودک در آن لحظه داشته‌اند. ممکن است که این احساس هیچ ربطی به شما نداشته باشد. آیا هیچ‌کدام از این افراد مهم درباره‌ی چیزهایی که باعث شده آنها چنین احساسی داشته باشند، صحبت کر...
null
I always feel the need to impress people, whether it's my family, the people at school, or just random people. I know that no matter what I do or how I change, there will always be some people who hate me. Why do I feel this way?
My first reaction to this is that It sounds like you rely alot on the impressions and projections of the outside world, that you need validation from other people to compensate for a lack of something on the inside, build yourself up on the inside, work on yourself, use positive affirmations daily, it would be wise for...
من همیشه احساس می‌کنم که باید دیگران را تحت تأثیر قرار دهم، چه خانواده‌ام باشد، چه افراد در مدرسه یا حتی افراد تصادفی. می‌دانم که مهم نیست چه کاری انجام دهم یا چگونه تغییر کنم، همیشه افرادی خواهند بود که از من متنفر باشند. چرا من این‌گونه احساس می‌کنم؟
اولین واکنش من به این موضوع این است که به نظر می‌رسد شما بسیار به تأثیرات و پیش‌بینی‌های دنیای بیرون وابسته‌اید و به تأیید دیگران نیاز دارید تا کمبودی در درون خود را جبران کنید. باید بر روی خودتان کار کنید، خود را از درون بسازید و از تأییدات مثبت روزانه استفاده کنید. عاقلانه خواهد بود که در مورد نظریه‌های خودساخته تحقی...
null
I always feel the need to impress people, whether it's my family, the people at school, or just random people. I know that no matter what I do or how I change, there will always be some people who hate me. Why do I feel this way?
It is normal to seek other’s attention and noticing that some people would not be interested.  After all, we belong to a social environment where we constantly receive other’s feedback, which at times validates us, makes feel important and useful, like we belong; but also at times makes us feel isolated, different and ...
من همیشه احساس می‌کنم که باید بر دیگران تأثیر بگذارم، چه خانواده‌ام باشد، چه افراد در مدرسه یا حتی افراد تصادفی. می‌دانم که مهم نیست چه کار کنم یا چگونه تغییر کنم، همیشه افرادی خواهند بود که از من متنفر باشند. چرا من این‌گونه احساس می‌کنم؟
این بخش می‌تواند گاهی اوقات پیچیده باشد زیرا آنچه که دیگران در مورد ما فکر می‌کنند واقعاً بر ما تأثیر نمی‌گذارد؛ آنچه واقعاً مهم است این است که ما تصمیم می‌گیریم چه چیزی را باور کنیم، نظرات منفی را در خود جای دهیم و واقعیت منفی خود را بسازیم. به عنوان مثال، ما می‌توانیم تصمیم بگیریم که نظر یک شخص را نادیده بگیریم یا بر...
null
I feel like I was born in the wrong body I feel like I should be a girl not a boy Ever since I was young, I have wanted to be a girl. I felt like what I was wasn’t me. I want to know what I can do about it. My family is against transgender people and don't want anything to do with them. I want to be “me.” I feel as if...
Hi. Do you have any opportunity to work with a therapist?  It sounds like it might be really great to explore these feelings. If you aren't able to, there are many awesome gender work books available that you could use to explore your thoughts and feelings. Also - google "ask a gender therapist" - so many amazing video...
من احساس می‌کنم که در بدن اشتباهی به دنیا آمده‌ام و باید دختر باشم نه پسر. از زمانی که جوان بودم، همیشه می‌خواستم دختر باشم. حس می‌کردم که آنچه هستم، من نیستم. می‌خواهم بدانم چه کاری می‌توانم در این مورد انجام دهم. خانواده‌ام با افراد ترنسجندر مخالف هستند و نمی‌خواهند هیچ ارتباطی با آنها داشته باشند. می‌خواهم "خودم" با...
سلام. آیا فرصتی برای همکاری با یک درمانگر دارید؟ به نظر می‌رسد که کاوش در این احساسات واقعاً می‌تواند مفید باشد. اگر این امکان برایتان فراهم نیست، بسیاری از کتاب‌های عالی در زمینه مسائل جنسیتی وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها برای بررسی افکار و احساسات خود استفاده کنید. همچنین می‌توانید "از یک درمانگر جنسیتی بپرسید" را ...
null
I am in my mid 30s. I feel I have used only 5% of my potential. I am in film making, but everything is stuck. I've never had a serious relationship. I had worthless jobs. I do a lot of meditation to try to fix it.
Being stuck in life is difficult, especially when you are feeling it in many different areas of your life. So you if you are ready for a change... time to make one! Make a list of the resources in your area--community colleges, friends, free classes, volunteer opportunities etc. Make a list of your passions and absolut...
من در اواسط دهه سوم زندگی‌ام هستم و احساس می‌کنم تنها پنج درصد از پتانسیل خود را به کار گرفته‌ام. در زمینه فیلم‌سازی فعالیت می‌کنم، اما همه‌چیز متوقف شده است. هرگز رابطه جدی نداشته‌ام و در شغل‌های بی‌ارزشی مشغول بوده‌ام. برای اصلاح این وضعیت، به میزان زیادی مراقبه می‌کنم.
اگر برای تغییر آماده‌اید، اکنون وقت آن است که یک تغییر ایجاد کنید. یک لیست از منابع موجود در منطقه خود تهیه کنید - مانند کالج‌های جامعه، دوستان، کلاس‌های رایگان، فرصت‌های داوطلبانه و غیره. سپس یک لیست از اشتیاقات و چیزهایی که هرگز نمی‌خواهید تجربه کنید، تهیه نمایید. یک برنامه پنج ساله طراحی کنید و مشخص کنید که می‌خواهی...
null
Something happened this summer that I cannot forgive myself for. When I think about what happened, I feel ashamed and guilty even though my loved ones forgave me.
Hello, and thank you for your question. Guilt is one of those things that nearly everyone has experienced at one time or another, and it can feel like a huge weight around your neck. Unfortunately, it is unlikely that we can give you some words of wisdom that will make it all go away. However, I will give you some idea...
چیزی در این تابستان اتفاق افتاد که نمی‌توانم خودم را ببخشم. وقتی به آنچه افتاد فکر می‌کنم، احساس شرم و گناه می‌کنم، هرچند عزیزانم مرا بخشیده‌اند.
ترجمه اصلاح شده: گناه یکی از احساسی است که تقریباً هر کسی در یک زمان یا زمان‌های مختلف تجربه کرده است و می‌تواند به مانند باری سنگین بر گردن شما احساس شود. متأسفانه، بعید است که بتوانیم کلماتی از حکمت ارائه دهیم که همه چیز را حل کند. با این حال، برخی ایده‌ها را به شما ارائه می‌دهم و امیدوارم که مفید باشند. یکی از موارد...
null
Something happened this summer that I cannot forgive myself for. When I think about what happened, I feel ashamed and guilty even though my loved ones forgave me.
A lot of times it is not about forgiveness but learning from experiences. As an example, as a child we continously fall in an effort to learn how to walk. Then when we begin walking we know we have to put one foot in front of the other in order to move forward. Experiences allow us to grow, find a balance and what to d...
چیزی در این تابستان اتفاق افتاد که نمی‌توانم خودم را ببخشم. وقتی به آنچه اتفاق افتاده فکر می‌کنم، احساس شرم و گناه می‌کنم، هرچند عزیزانم مرا بخشیده‌اند.
در بسیاری از مواقع، موضوع به بخشش مربوط نمی‌شود، بلکه بیشتر به یادگیری از تجربیات است. به عنوان مثال، به عنوان یک کودک، ما به طور مداوم در تلاش برای یادگیری راه رفتن، می‌افتیم. سپس وقتی شروع به راه رفتن می‌کنیم، می‌دانیم که باید یکی از پاهایمان را جلوتر بگذاریم تا به جلو برویم. تجربیات به ما امکان می‌دهد که رشد کنیم، ت...
null
Something happened this summer that I cannot forgive myself for. When I think about what happened, I feel ashamed and guilty even though my loved ones forgave me.
Realize that you are human, not perfect and will make the wrong decisions at times.   That is OK, we all have.  However, the best way is to say OK, I did it, learned from it, will not do that again.  EVER!!!  You can get pass it; grow from it.  Unfortunately, we forgive others faster than we do ourselves because we hol...
چیزی در این تابستان اتفاق افتاد که نمی‌توانم خودم را ببخشم. وقتی به آنچه که پیش آمد فکر می‌کنم، احساس شرم و گناه می‌کنم، اگرچه عزیزانم مرا بخشیده‌اند.
به این نتیجه برسید که شما انسان هستید، کامل نیستید و گاهی اوقات تصمیمات اشتباهی می‌گیرید. این طبیعی است، همه ما این کار را کرده‌ایم. با این حال، بهترین راه این است که بگویید: «باشه، من این کار را کردم، از آن یاد گرفتم و دیگر این کار را انجام نخواهم داد.» شما می‌توانید از آن عبور کنید و از آن رشد کنید. متأسفانه، ما دیگر...
null
Something happened this summer that I cannot forgive myself for. When I think about what happened, I feel ashamed and guilty even though my loved ones forgave me.
What a beautiful discussion of guilt and shame Lynda offers! Those two demons start out as pesky and little when we are young, then grow with us to become quite formidable. I'd like to throw in a technique I learned from Randy Rausch (author of The Last Lecture) called The 3-Step Apology. I teach this important bit of ...
چیزی در این تابستان اتفاق افتاد که نمی توانم خودم را ببخشم. وقتی به آنچه که رخ داد فکر می‌کنم، احساس شرم و گناه می‌کنم، اگرچه عزیزانم مرا بخشیده‌اند.
من به مشتریانم این نکته مهم را می‌گویم، وقتی که آنها نیاز به عذرخواهی از کسی دارند، اما مهم‌تر از همه، وقتی که نیاز به بخشش خود دارند. بله، وقتی که ما در بخشیدن خود مشکل داریم، گاهی اوقات فراموش می‌کنیم که بخشی از ما فقط نمی‌داند چگونه به طور مؤثر عذرخواهی کند. بیایید شروع کنیم: قدم اول: بگویید چه کرده‌اید و چه آسیب‌ه...
null
Something happened this summer that I cannot forgive myself for. When I think about what happened, I feel ashamed and guilty even though my loved ones forgave me.
Hi Ohio, I totally get how it can be more difficult to forgive ourselves than to forgive others. My guess is that you tend to come down too hard on yourself a lot. That's a huge barrier to happiness that you can work to reduce. I'll get you started.You feel shame in a debilitating way that is probably way out of propor...
چیزی در این تابستان اتفاق افتاد که نمی‌توانم خودم را ببخشم. وقتی به آن چه رخ داد فکر می‌کنم، احساس شرم و گناه می‌کنم، هرچند عزیزانم مرا بخشیده‌اند.
سلام، اوهایو. من کاملا درک می‌کنم که چگونه بخشیدن خودمان می‌تواند سخت‌تر از بخشیدن دیگران باشد. حدس می‌زنم که شما تمایل دارید به خودتان سخت بگیرید. این یک مانع بزرگ برای خوشبختی است که می‌توانید برای کاهش آن تلاش کنید. بگذارید شما را راهنمایی کنم. شما احساس شرم را به شدت و به گونه‌ای تجربه می‌کنید که احتمالاً به واقعه‌...
null
I constantly feel like everyone is up against me and trying their best to shut me down. It's ruining my mood and even my whole self. I have trouble sleeping, and I keep having sleep paralysis while dreaming of others mocking and judging me.
The problem you describe sounds very wearing on your spirit.Are there particular reasons for why you feel everyone hates you?Have you been in a clash of ideas or opinions and feel yourself in the minority viewpoint?Or does your sense of being shut out start within your own mind, as though you anticipate that others wil...
من به طور مداوم احساس می‌کنم که همه علیه من هستند و تمام تلاششان را برای سرکوب کردن من می‌کنند. این وضعیت باعث خراب شدن روحیه‌ام و حتی تمام وجودم شده است. من در خواب مشکل دارم و در حین خواب، خواب فلج و دیدن دیگرانی که از من مسخره و قضاوت می‌کنند، را تجربه می‌کنم.
آیا دلایل خاصی وجود دارد که باعث می‌شود احساس کنید همه شما را نفرت می‌ورزند؟ آیا درگیر تضادی از ایده‌ها یا نظرات بوده‌اید و خود را در موقعیت اقلیت احساس می‌کنید؟ یا احساس طرد شدگی شما در ذهن خودتان شروع می‌شود، گویی پیش‌بینی می‌کنید که دیگران از آنچه می‌گویید خوششان نخواهد آمد؟ اگر مکالمات واقعی باعث این احساس می‌شود ک...
null
I feel like I'm trying to convince myself that I'm okay when I'm not. I'm always blocking out the bad things and forgetting. I also feel like nobody cares for me and they never will. I feel truly alone.
I can relate! When things are going badly, I feel like my life has always been and will always be that way. (But I also do this when things are going well. That is, I forget how good things can turn bad. Personally, to avoid this emotional roller-coaster, I try and heed the famous advice by author and feminist Rita Mae...
احساس می‌کنم در تلاش هستم تا خودم را متقاعد کنم که حالم خوب است، در حالی که این طور نیست. همیشه سعی می‌کنم چیزهای بد را از ذهنم دور کنم و فراموششان کنم. همچنین احساس می‌کنم که هیچ‌کس به من اهمیت نمی‌دهد و هرگز نخواهد داد. واقعاً احساس تنهایی می‌کنم.
وقتی همه چیز به خوبی پیش می‌رود، احساس می‌کنم که همیشه همین‌طور بوده و همیشه همین‌طور خواهد بود. (اما وقتی اوضاع بد پیش می‌آید، این کار را انجام می‌دهم و فراموش می‌کنم که چگونه چیزهای خوب می‌توانند به بد تبدیل شوند. شخصاً، برای جلوگیری از این نوسان‌های احساسی، سعی می‌کنم به توصیه معروف نویسنده و فمینیست ریتا مای براون ...
null
I feel like I'm trying to convince myself that I'm okay when I'm not. I'm always blocking out the bad things and forgetting. I also feel like nobody cares for me and they never will. I feel truly alone.
I'm glad you're aware of how you honestly feel.  Knowing one's personal truth is always the first step in finding what is necessary to be and develop.Reflect a little more on the type of care you'd like in your life."Care" means anything from checking in on someone to deep, intimate connection between two people.Knowin...
احساس می‌کنم دارم سعی می‌کنم خودم را متقاعد کنم که خوبم، در حالی که اینطور نیست. همیشه سعی می‌کنم چیزهای بد را از یاد ببرم. همچنین احساس می‌کنم هیچ‌کس برای من اهمیت قائل نیست و هرگز نخواهد بود. واقعاً احساس تنهایی می‌کنم.
خوشحالم که از احساسات واقعی خود آگاه هستید. دانستن حقیقت شخصی همیشه اولین قدم برای یافتن آنچه برای وجود و رشد لازم است، است. کمی بیشتر در مورد نوع مراقبتی که در زندگی‌تان می‌خواهید فکر کنید. "مراقبت" می‌تواند هر چیزی باشد، از بررسی وضعیت کسی تا ارتباط عمیق و صمیمی بین دو نفر. دانستن تعریف خود از "مراقبت" اولین قدم برای...
null
I feel like I'm trying to convince myself that I'm okay when I'm not. I'm always blocking out the bad things and forgetting. I also feel like nobody cares for me and they never will. I feel truly alone.
As social creatures, we humans all long for deep human connection. To know that we belong and are part of something larger. It is so important to us that when we feel alone - it can feel almost unbearable. You are not alone in feeling alone. While it can take time to build deep relationships there are moments in each d...
احساس می‌کنم دارم سعی می‌کنم خودم را متقاعد کنم که حال خوبی دارم، در حالی که حقیقتاً اینطور نیست. همیشه سعی می‌کنم چیزهای بد را از ذهنم دور کنم و آن‌ها را فراموش کنم. همچنین احساس می‌کنم که هیچ‌کس به من اهمیت نمی‌دهد و هرگز هم اهمیت نخواهد داد. واقعاً احساس تنهایی می‌کنم.
به عنوان موجودات اجتماعی، همه ما انسان‌ها به دنبال ارتباط عمیق انسانی هستیم. برای اینکه بدانیم به چیزی بزرگ‌تر تعلق داریم و جزئی از آن هستیم، این احساس برای ما چنان اهمیت دارد که وقتی تنها هستیم، ممکن است احساس کنیم که این تنهایی تقریباً غیرقابل تحمل است. شما در احساس تنهایی تنها نیستید. در حالی که ممکن است ایجاد روابط...
null
I feel so irritated and frustrated because of it. I get so angry to the point that I feel like I'm going to explode. I feel pathetic, stupid, and worthless. I just can't take this anymore.
Yeah I get the same problem... Look I'm not a professional but I've heard a few things. a powernap can help. just a half hour of sleep can clear your mind and let you refocus. Also, brain activity increases with physical exertion. Just walk around for a minute and get your brain working and that'll help you reach the t...
من به خاطر آن احساس خشم و ناامیدی می‌کنم. آنقدر عصبانی می‌شوم که فکر می‌کنم می‌خواهم منفجر شوم. احساس می‌کنم بی‌ارزش، احمق و ترحم‌انگیز هستم. دیگر نمی‌توانم این وضع را تحمل کنم.
من هم همین مشکل را دارم... به هر حال، من یک حرفه‌ای نیستم اما چیزهایی شنیده‌ام. خواب کوتاه می‌تواند کمک کند. فقط نیم ساعت خواب می‌تواند ذهن شما را پاک کند و اجازه دهد دوباره تمرکز کنید. همچنین، فعالیت مغز با فعالیت فیزیکی افزایش می‌یابد. فقط برای یک دقیقه قدم بزنید تا مغز شما فعال شود و این به شما کمک می‌کند تا به کار ...